منثره

منثره
نسخه خطی دان‌هوانگ از قرن نهم میلادی حاوی نسخه‌ای سغدی از مانترای اشم وهو است.
اطلاعات
دینمزدیسنا
زباناوستایی

مَنثره یا مانتره (اوستایی: 𐬨𐬄𐬚𐬭𐬀‎ یا mąθra)[۱] که در متون پهلوی با نام مَنسر (mʾnsl)[۲] نیز شناخته می‌شود، در آیین زرتشتی به دعا، فرمول مقدس یا گفتاری الهام‌شده اطلاق می‌شود که دارای نیروی معنوی و تأثیر روحانی دانسته می‌شود.[۳] پیشینهٔ کاربرد منثره به خود زرتشت بازمی‌گردد؛ او در گاهان، خویشتن را «آگاه به مانتره‌ها» یا «دانای مانتراها» معرفی می‌کند.[۴]

مانتره‌های زرتشتی از نظر ریشه‌شناسی و نیز کارکرد، با مانتراهای شناخته‌شده در سنت‌های دینی هند خویشاوندی دارند. با این حال، این مانتره‌ها برگرفته از مانتراهای ودایی نیستند، بلکه حاصل روندی مستقل و هم‌زمان در تحول سنت‌های دینی و زبانیِ ایرانی و هندی به‌شمار می‌آیند.[۵]

نام

واژهٔ اوستایی مَنثره در اوستا به صورت 𐬨𐬄𐬚𐬭𐬀 (mąθra) آمده است، در حالی که در متون فارسی میانه (پهلوی) به صورت mʾnsl (منسر) نوشته می‌شود. هم‌ریشهٔ نزدیک این واژه در سنت وداییِ هند باستان به صورت मन्त्र (mántra) شناخته می‌شود. این هم‌ریشگی نشان می‌دهد که هر دو واژه از صورت بازسازی‌شدهٔ مشترکی در زبان نیاهندوایرانی، یعنی *mantram، سرچشمه گرفته‌اند. این صورت نیز خود از ریشهٔ بازسازی‌شدهٔ نیاهندواروپایی *men- به معنای «اندیشیدن» و پسوند ابزاری *-trom مشتق شده است. از ترکیب این ریشه و پسوند، واژهٔ *mantram معنای تحت‌اللفظی «ابزار اندیشیدن» یا «وسیلهٔ تفکر» را پیدا می‌کند.[note ۱]

کاربرد

در سنت زرتشتی، منثره به گفتاری کوتاه، الهام‌شده و قدسی گفته می‌شود که معمولاً در آیین‌های دینی، به‌ویژه هنگام نیایش و اجرای مناسک مذهبی، بر زبان رانده می‌شود.[۶] منثره را می‌توان از سروده‌های بلندترِ ستایشی، یعنی یشت‌ها در اوستا، که غالباً بر پایهٔ وزن هشت‌هجایی سروده شده‌اند، و نیز از گاهان، که سرودهایی عمدتاً یازده‌هجایی هستند و این نام هم در اوستا و هم در متون ودایی به کار رفته است، متمایز دانست.[۴] کاربرد منثره در آیین زرتشتی به خود زرتشت بازمی‌گردد. او در گاهان (یسنا ۵۰، بندهای ۵ و ۶)، در مقام پیامبر اهورامزدا، رسالت خویش را به‌صراحت با عنوان «دانای منثره‌ها» یا «آگاه به منثره‌ها» توصیف می‌کند (اوستایی: mąθran‎; سانسکریت: mántrin).[۷]

در اوستا، برای منثره‌ها طیف گسترده‌ای از ویژگی‌ها و فضایل مثبت برشمرده شده است. برای نمونه، در ورهرام‌یشت (یشت ۱۴، بند ۴۶)، منثره‌ها چنین ستوده شده‌اند: «هراس‌انگیز و نیرومند، هراس‌انگیز و فرمانروای انجمن، هراس‌انگیز و پیروزمند، هراس‌انگیز و درمان‌بخش».[۸] در میان همهٔ منثره‌ها، بیشترین ارج و منزلت به چهار منثرهٔ بنیادین اختصاص دارد: یتا آهو، اشم وهو، ینگهه هاتم و ائیریما ایشیو. این چهار منثره در سنت زرتشتی مهم‌ترین و مقدس‌ترین منثره‌ها به‌شمار می‌آیند. بر پایهٔ سنت زرتشتی، اثربخشی و نیروی معنوی منثره به خواندن درست و دقیق آن وابسته است.[۹] از همین رو، متن این منثره‌ها با دقت فراوان حفظ شده و با وجود آنکه انتقال آن‌ها برای سده‌های متمادی صرفاً به‌صورت شفاهی انجام می‌گرفت، تا امروز نیز عمدتاً بدون دگرگونی چشمگیری باقی مانده است.[۱۰]

در بخش‌های متأخر اوستا، منثره گاه به صورت شخصیت‌یافته و در قالب ایزدِ زرتشتی مَنثره سپَنتَه (اوستایی: 𐬨𐬄𐬚𐬭𐬀 𐬯𐬞𐬆𐬧𐬙𐬀‎، mąθra spəṇta) جلوه‌گر می‌شود؛ نامی که می‌توان آن را «منثرهٔ سپند»، «منثرهٔ مقدس» یا «منثرهٔ فزاینده و نیک‌بخش» ترجمه کرد.[۳] اوستا، منثره سپنته را فروزه‌ای می‌داند که مستقیماً از اهورامزدا سرچشمه می‌گیرد و از راه منثره‌هایی که موبدان و سرایندگان دینی بر زبان می‌آورند، بار دیگر به سوی او بازمی‌گردد. این تصویر، منثره را نه صرفاً گفتاری آیینی، بلکه واسطه‌ای میان اهورامزدا و انسان و تجلیِ نیروی قدسی او معرفی می‌کند.[۱۱] در گاه‌شماری زرتشتی نیز بیست‌ونهمین روز هر ماه به منثره سپنته اختصاص یافته و به نام این ایزد نام‌گذاری شده است.

مقایسه با مانتراهای ودایی

کاربرد منثره در آیین زرتشتی، در کنار سنت مانترا در آیین ودایی، نمودِ دو مسیرِ تحولِ مستقل اما هم‌ریشه است؛ ازاین‌رو، خاستگاه هر دو را باید در دوران مشترک هندوایرانی جست‌وجو کرد، زمانی که نیاکانِ مردمانِ اوستا و ودایی هنوز یک جامعهٔ فرهنگی و زبانی واحد را تشکیل می‌دادند.[۵] از این‌رو، بررسی وجوه مشترک منثره‌های زرتشتی و مانتراهای ودایی برای شناخت سنت‌های دینی، آیینی و شعرِ مقدسِ هندوایرانیانِ نخستین اهمیت بنیادین دارد.[۱۲] این همانندی‌ها تنها به حوزهٔ زبان و ادبیات محدود نیست، بلکه در جنبه‌های گوناگون زندگیِ مردمان اوستایی و ودایی، از جمله ساختارهای اجتماعی، نظام اقتصادی و باورها و آیین‌های دینی آنان نیز آشکار است.[۵]

این همانندی‌ها، برای نمونه، در تعبیرهای ثابت و اصطلاحیِ مشترکی همچون «منثرهٔ راست» (اوستایی: haiθiia mąθra‎; سانسکریت: satyá mántra) یا «برساختنِ منثره» (اوستایی: mąθrəm taš‎; سانسکریت: mántram takṣ) آشکار است.[۱۳] افزون بر این، منثره‌های اوستایی و مانتراهای ودایی از نظر کارکرد نیز شباهت‌های چشمگیری دارند. یکی از این همانندی‌ها، این باور مشترک است که اگر حقیقت در منثره به‌درستی و به‌گونه‌ای شایسته بیان شود، نیروی آن می‌تواند ایزدِ مخاطب را به اجابت درخواست گوینده وادارد.[۱۴] شباهت دیگر، پیوند منثره و مانترا با مفهوم راه یا مسیر است؛ بدین معنا که منثره‌ای که درست و کامل ادا شود، راهی به سوی ایزدِ مخاطب می‌گشاید و امکان ارتباط با او را فراهم می‌سازد.[۶] همچنین، هر دو سنت بر این باورند که منثره یا مانترا از دل سرچشمه می‌گیرد، زیرا دل در اندیشهٔ هندوایرانیانِ باستان جایگاه اندیشه، خرد و آگاهی به‌شمار می‌رفت.[۱۵] از این رو، به نظر می‌رسد که در دورهٔ نیاهندوایرانی، منثره یا مانترا جلوه‌ای از قدرت آفرینندهٔ گفتار بوده است؛ نیرویی که اندیشهٔ آگاهانه و هدفمند را می‌آفریند، منتقل می‌کند، متمرکز می‌سازد و به تحقق می‌رساند، و در نهایت انسان را با ذات و حقیقتِ ایزدِ مورد خطاب همسو و یگانه می‌کند.[۱۶]

یادداشت‌ها

  1. ↑ واژه‌ای هم‌ساخت با این واژه در زبان لاتین، monstrum (به معنای «شگونِ بد، فالِ نحس، نشانهٔ شوم، هیولا») است. این واژه از ترکیب فعل moneō («هشدار دادن») با پسوند ابزاری -trum ساخته شده و در اصل به معنای «ابزار یا وسیلهٔ هشدار» بوده است..

منابع

  1. ↑ Bartholomae 1904, p. 627.
  2. ↑ MacKenzie 1971, p. 54.
  3. 1 2 Dhalla 1938, p. 232.
  4. 1 2 Boyce 1996, pp. 8-9.
  5. 1 2 3 Schmitt 2011.
  6. 1 2 Kotwal & Kreyenbroek 2015, p. 335.
  7. ↑ Witzel 2001, p. 4.
  8. ↑ Darmesteter 1882, p. 243.
  9. ↑ Dhalla 1938, p. 235.
  10. ↑ Humbach 1991, pp. 56-58.
  11. ↑ Gonda 1963, p. 254.
  12. ↑ Bryant 2001, p. 131.
  13. ↑ Schmitt 2017.
  14. ↑ Lüders 2001, pp. 505-509.
  15. ↑ Boyce 1996, p. 8.
  16. ↑ Gonda 1963, p. 255.