نقشه ژولیوس سزار برای حمله به ایران
| برنامه ژولیوس سزار برای حمله به ایران | |
|---|---|
| بخشی از جنگهای اشکانیان و رومیان | |
![]() تهاجم قرار بود ابتدا در داکیه (عبارت Dacia در نقشه) آغاز شود و سپس از مسیر ارمنستان به ایران (قرمز) ادامه یابد. طبق گفتهٔ پلوتارک، سرزمین ساکاها (نارنجی) بعدی هدف سزار قرار داشت. | |
| هدف عملیات | ایران، آسیای میانه و داکیه |
| تاریخ برنامهریزی | ۴۴ پیش از میلاد |
| برنامهریز | جمهوری روم |
| هدف | |
| نیروی اجرایی | پیشبینی شده: |
| نتیجه | لغو نهایی و انحراف نیروهای رومی در میان احزاب جنگ داخلی |
قرار بود حملهٔ برنامهریزیشدهٔ ژولیوس سزار به شاهنشاهی اشکانی در سال ۴۴ پیش از میلاد آغاز شود. هدف این لشکرکشی، تسخیر داکیه، بخشهای گستردهای از خاورمیانه و همچنین آسیای مرکزی به سود جمهوری روم بود. اما قتل دیکتاتور رومی در همان سال، اجرای این طرح را متوقف کرد.[۱]
پس از پیروزی سزار در جنگ داخلی علیه پومپه و پیروانش در سال ۴۵ پیش از میلاد، ژولیوس سزار در جمهوری روم به قدرتی دست یافت که هیچ رقیبی برای او باقی نمانده بود. نقشه بعدی او حمله به شاهنشاهی اشکانی بود؛ قدرت بزرگی که همانند جمهوری روم در دو قرن گذشته بهطور چشمگیری گسترش یافته بود. سزار در پی انتقام از نبرد حران در سال ۵۳ پیش از میلاد بود، زمانی که اشکانیان ارتش رومی را به رهبری کراسوس را بهطور کامل درهم شکستند. این لشکرکشی قرار بود با آرام کردن داکیه آغاز شود و به دنبال آن حمله به شاهنشاهی اشکانی انجام شود.[۱][۲][۳] با این حال، این حمله با قتل ژولیوس سزار در ۱۵ مارس ۴۴ پیش از میلاد لغو شد. در سال ۳۶ پیش از میلاد، مارک آنتونی، فرمانده پیشین زیر نظر سزار، نیز تلاش کرد با استفاده از همین نقشه شاهنشاهی اشکانی را فتح کند اما تلاش او با شکست مواجه شد.
همچنین پلوتارک میگوید که پس از شکست اشکانیان، ارتش قرار بود به سمت سکاها، سپس ژرمانیا و در نهایت به روم ادامه دهد.[۴] این نقشههای گستردهتر فقط در کتاب «زندگیهای موازی» پلوتارک یافت میشوند و بیشتر پژوهشگران دربارهٔ درستی آن تردید دارند.[۵]
پیش زمینه
تا دههٔ ۴۰ پیش از میلاد، تازهترین رویاروییهای شاهنشاهی اشکانی و جمهوری روم به لشکرکشی رومیان به رهبری مارکوس لیسینیوس کراسوس در سال ۵۳ پیش از میلاد بازمیگشت؛ نبردی که با شکست رومیان در حران پایان یافت.[۶] پس از آن، درگیریهای پراکندهای در مناطق مرزی ادامه داشت، اگرچه حملات اشکانیان به استان سوریه و کیلیکیه تا حد زیادی توسط رومیها دفع شد.[۷]
در این زمان، جنگ داخلی در دولت روم بین پومپه و سزار ادامه داشت و اُرُد دوم که در آن زمان شاه ایران بود از این اتفاق خشنود بود و تحولات روم را زیر نظر داشت. او میتوانست از اوضاع داخلی روم بهرهبرداری کند، با این حال او از مشارکت در نقشههای بزرگ پرهیز کرد و قصد نداشت مستقیماً در امور این جنگ دخالت کند،[۸] چرا که وقتی پومپه پیشنهاد داد با ارد پیمان اتحاد بر ضد سزار ببند، شاه اشکانی پاسخ داد در صورتی حاضر به کمک است که سوریه به ایران واگذار گردد، اما این شرط توسط پومپه پذیرفته نشد.[۸]
سپس اشکانیان در جنگ داخلی علیه سزار، طرف پومپه را گرفتند.[۹] اما این جانبداری آنها محدود یا غیرمستقیم بود، چرا که اشکانیان آگاه بودند اگر سزار پیروز شود، هرگونه مداخلهٔ آشکار میتوانست مشکلاتی برای ایران ایجاد کند.[۱۰]
پس از چند ماه، وقتی که در پومپه در نبرد فارسال از سزار شکست خورد، خواست به نزد اشکانیان پناهنده شود اما دوستانش او را از این کار بازداشتند.[۱۰] همچنین گفته شده است که نصیحت دوستان پومپه برای ارد سودمند بود، زیرا اگر پومپه به دربار اشکانی پناه میآورد، ارد در موقعیتی دشوار قرار میگرفت: در صورت کمک نکردن، برخلاف شئونات او بود و در صورت کمک، با شخصی مانند سزار مواجه میشد که از شکست رومیها در نبرد حران انگیزهٔ تلافی داشت و روابط شخصی[پاورقی ۱] و سیاسی خوبی با اشکانیان نداشت.[۱۰]
در سال ۴۵ پیش از میلاد، سزار در این جنگ پیروز شد و توجهاش را به شرق برگرداند.[۱۱] بهانهٔ رسمی برای این لشکرکشی، ضرورت انتقام از یورش شکست تحقیرآمیز رومیان به فرماندهی کراسوس بود؛ هرچند در آن زمان ده سال از از این شکست میگذشت اما برای بسیاری از رومیان، آن شکست همچنان نیازمند پاسخ و تلافی بود.[۱۲]
از آنجایی که جمهوری روم در سال ۴۵ پیش از میلاد پس از جنگ داخلی هنوز از نظر سیاسی دچار تفرقه بود، مارکوس سیسرون کوشید سزار را متقاعد کند تا حمله به اشکانیان را به تعویق اندازد و ابتدا مشکلات داخلی را حل کند. با پیروی از همین خط فکری در ژوئن همان سال، سزار موقتاً در قصد خود برای ترک روم همراه با لشکرکشی مردد شد.[۱۳] سرانجام سزار تصمیم گرفت رم را ترک کند و به ارتش مقدونیه بپیوندد.
انگیزههای گوناگونی برای توضیح تصمیم سزار برای ادامه دوران نظامیاش مطرح شده است. همانطور که پلوتارک نوشته است، او پس از یک لشکرکشی پیروزمندانه میتوانست «امپراتوریاش را به دایرهای کامل برساند؛ دایرهای که مرزهایش در همهٔ جهات به اقیانوس برسد»[۱۴] و در نتیجه به نوعی سلطهٔ جهانی، آنگونه که رومیان درک میکردند، دست یابد.[۱۵] افزون بر این، او با دیکتاتوری مادامالعمر خود به خانه بازمیگشت.[۱۶] همچنین گفته شده است که سزار از تهدیدات علیه خود آگاه بود و احساس میکرد که ترک رم و بودن در کنار یک ارتش وفادار، هم از نظر شخصی و هم از نظر سیاسی ایمنتر خواهد بود.[۱۳] همچنین ممکن بود که او بخواهد شکاف ناشی از جنگ داخلی را ترمیم کند یا با یادآوری خطر یک امپراتوری همسایه به مردم روم، توجه آنان را از آن شکاف منحرف سازد.[۱۷]
مورخ، نیک فیلدز، استدلال کرد که نقشهٔ سزار یک «لشکرکشی عظیم» با «اعتماد به نفس خیرهکننده» بود، بهگونهای که به نظر میرسید دیکتاتور بیش از آنکه به واقعیت موجود توجه کند، از تجربهٔ نظامی نسبتاً محدود خود در برابر دشمنان شرقی الهام گرفته باشد. هرچند اشکانیان لژیونهای رومی را در نبرد حران بهطور کامل درهم شکستند، سزار ممکن بود همچنان امپراتوری اشکانی را در چارچوب «افسانهٔ انحطاط شرقی» ببیند؛ افسانهای که با پیروزی او در نبرد زیله بر پادشاهی پونتوس در سال ۴۷ پیش از میلاد تقویت شده بود.[۱۵]
پس از قتل ژولیوس سزار در ۱۵ مارس ۴۴ پیش از میلاد، در روم هرج و مرجی رخ داد و طرفداران سزار و جمهوریخواهان بهشدت با یکدیگر درگیر شدند. دولت اشکانی از این وضعیت خشنود بود و در اغتشاشات داخلی روم دست داشت.[۱۸] دو سال پیش از مرگ سزار یعنی در ۴۶ پیش از میلاد، یک نفر به اسم باسوس تلاش کرد حکومتی مستقل در سوریه برای خود ایجاد کند و از اشکانیها کمک خواست و درخواست او پذیرفته شد. چندی بعد در سال ۴۳ پیش از میلاد، وقتی که اُکتاویوس و مارک آنتونی و لپیدوس یا همان تریومویرات دوم سه زمامدار دولت روم بودند، سپاهیان باسوس به گایوس کاسیوس لونگینوس پیوستند و از آنجایی که کاسیوس در قتل سزار نقش داشت و خود را در امنیت نمیدید، در سوریه که قبلاً فرماندار و والی آن بود، اقامت گزیده بود. کاسیوس برای تقویت موقعیت خود، مبلغی به اشکانیها پرداخت کرد تا از آنها حمایت محدودی دریافت کند و چندی بعد برخی نمایندگان او برای درخواست کمک به ارد فرستاده شدند.[۱۸] پاسخ ارد به این درخواست روشن نیست، دیوکاسیوس بیان کرده که ارد جواب قطعی نداد،[پاورقی ۲] ژوستن نوشته که اشکانیان به مارکوس یونیوس بروتوس و کاسیوس کمک کردند[پاورقی ۳] و باز آپیان گوید که اشکانیان در نبرد فیلیپی میان سپاهیان بروتوس و کاسیوس حضور داشتند.[پاورقی ۴][۱۹]
به گفتهٔ حسن پیرنیا، سبب دخالت ارد در جنگهای داخلی روم دو چیز بود: نخست، او میخواست طرفداران جمهوریخواه ضعیف نشوند تا درگیریها ادامه یابد و روم ضعیفتر شود، چرا که این وضع به نفع اشکانیان بود. دوم، آزادکنندگان روم –نامی که قاتلین سزار بر روی خود نهادند– کسانی بودند که ارد بهطور غیرمستقیم به آنها مدیون بود، زیرا سزار که میتوانست تهدیدی برای ایران باشد را به قتل رسانند به همین دلیل از آنان حمایت میکرد تا منافع سیاسیاش حفظ شود.[۱۹]
با این حال، حتی پس از شکست آزادکنندگان روم، در روم یکپارچگی حاصل نشد و منازعات درونگروهی شدت گرفت. اکتاویوس، آنتونیوس و لپیدوس برای کنترل کشور به توافق رسیدند، اما رقابتها و خصومتهای داخلی ادامه داشت. اکتاویوس در ایتالیا بر قدرت خود تمرکز کرد و آنتونیوس در مصر مشغول عیش و نوش بود، و این وضعیت بار دیگر به سود دولت اشکانی تمام شد، چرا که در شرق روم قدرت مرکزی متحدی وجود نداشت. بعدها این وضعیت سبب حملهٔ متحد نیروهای اشکانی و طرفداران پومپه به روم شد.[۱۹][۲۰]
آمادهسازی برای حمله
شواهدی وجود دارد که نشان میدهد ژولیوس سزار مدتی پیش از اواخر سال ۴۵ پیش از میلاد، آمادهسازی عملی برای این لشکرکشی را آغاز کرده بود.[۱۶] تا سال ۴۴ پیش از میلاد، سزار فراخوان گستردهای برای گردآوری نیرو را آغاز کرده بود، شانزده لژیون (حدود ۶۰۰۰۰ لژیونر) و ۱۰۰۰۰ سواره نظام برای حمله گردآوری شدند.[۱۵][۲۱][۲۲] این افراد توسط سواره نظام کمکی و پیادهنظام سبک اسلحه پشتیبانی میشدند.[۱۷] در سالهای ۴۶ و ۴۵، دو نفر از حامیان سزار، تیتوس کاریسیوس و لوسیوس والریوس آسیسکولوس، نیز دیناریهایی با نمادهای شرقی همچون سول و ابوالهول ضرب کردند که ممکن است به لشکرکشی برنامهریزی شده اشاره داشته باشد.[۲۳]
شش لژیون پیشتر برای آموزش به مقدونیه فرستاده شده بودند، همراه با مقدار زیادی طلا برای این لشکرکشی.[۱۷] اکتاویوس ظاهراً به عنوان شاگرد به آپولونیا (در آلبانی امروزی) فرستاده شد تا با ارتش در تماس باشد.[۱۲] از آنجایی که سزار قصد داشت مدتی دور از خانه باشد، ترکیب سنا را دوباره سامان داد[۱۲] و اطمینان داد که در مدت غیبت او، تمام مقامها از جمله مقامهای عالی، کنسولها و تریبونها بهوسیلهٔ خود او منصوب شوند.[۲۵] سزار قصد داشت در ۱۸ مارس رم را برای آغاز لشکرکشی ترک کند؛ اما سه روز پیش از عزیمتش به قتل رسید.[۱]

قرار بود این لشکرکشی سه سال طول بکشد.[۲۶] آغاز آن با حملهای تنبیهی به داکیه تحت فرمان شاه بوربیستا، که مرز شمالی مقدونیه را تهدید میکرد، برنامهریزی شده بود. [۲۶][۲۷] کریستوفر پلینگ اظهار داشته است که داکیه، نه اشکانیان، هدف اصلی این لشکرکشی خواهد بود.[۲۷]
پس از داکیه، ارتش قرار بود از ارمنستان به اشکانیان حمله کند.[۲][۳] منابع باستانی در اینباره اختلاف دارند. سوئتونیوس مینویسد که سزار میخواست با احتیاط پیش برود و تا زمانی که از قدرت کامل ارتش اشکانیان آگاه نمیشد، بهطور کامل با آنان درگیر نشود.[۳] اگرچه او غیرمستقیم میگوید که هدف سزار گسترش امپراتوری بود، نه فقط تثبیت آن،[۵] پلوتارک لشکرکشی جسورانهتری را توصیف میکند؛ او مینویسد که پس از فرونشاندن اشکانیان، ارتش از طریق قفقاز به سکاها یورش میبرد و پس از فتح ژرمانیا به ایتالیا بازمیگشت.[۴] پلوتارک همچنین بیان میکند که ساخت ساخت کانالی در تنگه کورینس که آنینوس مسئول آن بود، قرار بود در طول لشکرکشی انجام شود.[۲۸]
حسن پیرنیا گفتههای سوئتونیوس قابل قبولتر از پلوتارک میداند و میگوید روایت پلوتارک دربارهٔ فتح پارت و سپس عبور از قفقاز و رسیدن به سرزمین سکاها و ژرمانیا را غیرعملی میداند، زیرا چنین طرحی با دشواری راهها، کمبود آذوقه و مقاومت قبایل شمال و شمالشرقی دریای خزر روبهرو میشد و در کل غیر ممکن است.[۱۸]
اعتبار پلوتارک
کتاب «زندگیهای موازی» اثر پلوتارک با هدف یافتن شباهتها و همبستگیها میان زندگی رومیان و یونانیان نامدار نوشته شده است؛[۲۹] برای مثال، سزار با اسکندر مقدونی مقایسه شده است.[۳۰] بوسارد در خوانش خود از «زندگیهای موازی» پلوتارک را چنین تفسیر میکند که که او میکوشید از برنامههای آیندهٔ سزار، بهعنوان نمونهای در خطای جاهطلبی افسارگسیخته استفاده کند.[۳۰]
برخی از دانشگاهیان این نظریه را مطرح کردهاند که مقایسهٔ سزار با اسکندر و حمله تراژان به اشکانیان، که تقریباً همزمان با نگارش پلوتارک بود، منجر اغراق در طرح حملهٔ ارائهشده شده است.[۵] استقرار ارتش در مقدونیه در نزدیکی مرز داکیه و نبودِ آمادگی نظامی در سوریه نیز برای پشتیبانی از این فرضیه مورد استفاده قرار گرفته است.[۲۷][۳۱] مالیتس بیان میکند که طرحهای سکاها و ژرمانیا غیرواقعی به نظر میرسند، اما باور دارد که با دانش جغرافیایی آن زمان، این طرحها معتبر جلوه میکردهاند.[۲۶]
پیامدها
برای پشتیبانی از عنوان سلطنتی برای سزار و دیکتاتور نشان دادن او، پیش از لشکرکشی برنامهریزیشده شایعهای پخش شد. این شایعه ادعا میکرد که پیشگویی شده است تنها یک پادشاه رومی میتواند اشکانیان را شکست دهد.[۲۱][۱۲] از آنجا که بزرگترین مخالفت داخلی سزار از سوی کسانی بود که باور داشتند او در پی کسب قدرت سلطنتی است، این شایعه توطئه علیه او را تقویت کرد.[۳۲]
همچنین گفته شده است که مخالفان سزار از بازگشت پیروزمندانه او از لشکرکشیاش بیم داشتند، زیرا در این صورت او بیش از هر زمان دیگری محبوب خواهد شد.[۱۶][۳۳]
قتل در ۱۵ مارس ۴۴ پیش از میلاد، روزی رخ داد که سنا قرار بود دربارهٔ اعطای عنوان پادشاه به سزار برای جنگ با اشکانیان بحث کند.[۱۲] با این حال، برخی از جنبههای پادشاهی برنامهریزیشدهٔ سزار ممکن است پس از قتل او ساخته شده باشد تا آن عمل را توجیه کند.[۵] رابطه بین جنگ برنامهریزیشده علیه اشکانیان و مرگ او، در صورت وجود، ناشناخته است.[۵][۳۴]
کمکهایی که ارد به بروتوس و کاسیوس کرد موجب شد که در سال ۴۳ پیش از میلاد جنگ داخلی آزادیخواهان میان آنان و نیروهای مارک آنتونی و اکتاویوس درگیرد. نیروهایی که قرار بود در لشکرکشی ژولیوس سزار علیه اشکانیان به کار گرفته شوند، پس از مرگ او بهجای جنگ خارجی وارد جنگ داخلی شدند. این جنگ با شکست بروتوس و کاسیوس پایان یافت و نشان داد که طرح سزار برای حمله به ایران نهتنها لغو شد، بلکه اشکانیان خود در ادامهٔ بحرانهای روم نقشآفرینی کردند.
پس از مرگ سزار، مارک آنتونی با موفقیت برای کنترل لژیونهایی که هنوز در مقدونیه مستقر بودند رقابت کرد و برای این منظور، موقتاً ادارهٔ آن استان را به دست گرفت.[۲۵] از سال ۴۰ تا ۳۳ پیش از میلاد، روم و بهویژه آنتونی جنگی ناموفق علیه اشکانیان به راه انداختند.[۳۵] او از نقشهٔ سزار، یعنی حمله از طریق ارمنستان، جایی که احساس میشد میتوان به حمایت پادشاه محلی تکیه کرد، استفاده کرد.[۱۷]
پاورقیها
پانویس
- 1 2 3 Malitz, Caesars Partherkrieg I
- 1 2 Plutarch, Caesar 58.6
- 1 2 3 Suetonius, The Life of Julius Caesar 44
- 1 2 Plutarch, Caesar 58.6,7
- 1 2 3 4 5 Townend 1983 p. 601-606
- ↑ Fields 2022, pp. 81–82.
- ↑ Fields 2022, pp. 83–84.
- 1 2 پیرنیا، حسن (۱۳۹۱). تاریخ ایران باستان. ج. ۳. انتشارات نگاه. ص. ۱۹۲۰. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۱۹۴-۴.
- ↑ Malitz, Caesars Partherkrieg II
- 1 2 3 پیرنیا، حسن (۱۳۹۱). تاریخ ایران باستان. ج. سوم. انتشارات نگاه. ص. ۱۹۲۱. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۱۹۴-۴.
- ↑ Fields 2022, pp. 84–85.
- 1 2 3 4 5 Heitland 2013 p.469–471.
- 1 2 Griffin, Miriam (2009). A Companion to Julius Caesar (به انگلیسی). John Wiley & Sons. pp. 69–70. ISBN 9781444308457.
- ↑ Plutarch, Caesar 58.7
- 1 2 3 Fields 2022, p. 85.
- 1 2 3 Malitz, Caesars Partherkrieg V
- 1 2 3 4 Poirot, John J. (2014). The Romano-Parthian Cold War: Julio-ClaudianForeign Policy in the First Century CE and Tacitus'Annales. Louisiana State University LSU Digital Commons. pp. 56–58.
- 1 2 3 پیرنیا، حسن (۱۳۹۱). تاریخ ایران باستان. ج. سوم. انتشارات نگاه. ص. ۱۹۲۲. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۱۹۴-۴.
- 1 2 3 پیرنیا، حسن (۱۳۹۱). تاریخ ایران باستان. ج. سوم. انتشارات نگاه. ص. ۱۹۲۳. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۱۹۴-۴.
- ↑ پیرنیا، حسن (۱۳۹۱). تاریخ ایران باستان. ج. سوم. انتشارات نگاه. ص. ۱۹۲۴. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۱۹۴-۴.
- 1 2 Appian, The Civil Wars 2.110
- ↑ Malitz, Caesars Partherkrieg VI
- ↑ Woods, "Carisius, Acisculus", pp. 253–255.
- ↑ Crawford, Roman Republican Coinage, pp. 475, 476, 483–485.
- 1 2 Abbott, Frank Frost (1901). A History and Description of Roman Political Institutions (به انگلیسی). Adegi Graphics LLC. pp. 137–139. ISBN 9780543927491.
- 1 2 3 Malitz, Caesars Partherkrieg VII
- 1 2 3 Pelling, Christopher (2011). Plutarch Caesar: Translated with an Introduction and Commentary (به انگلیسی). OUP Oxford. pp. 438–439. ISBN 9780198149040.
- ↑ Plutarch, Caesar 58.8
- ↑ Stadter, Philip A. "Plutarch's Comparison of Pericles and Fabius Maximus". Greek, Roman, and Byzantine Studies. 16 (1): 77–85.
- 1 2 Buszard, Bradley (2008). "Caesar's Ambition: A Combined Reading of Plutarch's Alexander-Caesar and Pyrrhus-Marius". Transactions of the American Philological Association (به انگلیسی). 138 (1): 185–215. doi:10.1353/apa.0.0004. ISSN 2575-7199. S2CID 162316551.
- ↑ McDermott, W. C. (1982). "Caesar's Projected Dacian-Parthian Expedition". Ancient Society (13): 223–232. ISSN 0066-1619.
- ↑ Plutarch, Caesar 60
- ↑ Strauss, Barry (2016-03-22). The Death of Caesar: The Story of History's Most Famous Assassination (به انگلیسی). Simon and Schuster. pp. 56, 68. ISBN 9781451668810.
- ↑ Malitz, Caesars Partherkrieg IV
- ↑ Bunson, Matthew (2014-05-14). Encyclopedia of the Roman Empire (به انگلیسی). Infobase Publishing. p. 39. ISBN 9781438110271.
مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Julius Caesar's planned invasion of the Parthian Empire». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵.


