نویسندگان خلاق و خیال‌پردازی

«نویسندگان خلاق و خیال‌پردازی» (آلمانی: Der Dichter und das Phantasieren) عنوان سخنرانی غیررسمی‌ای است که زیگموند فروید در سال ۱۹۰۷ ایراد کرد و سپس در سال ۱۹۰۸ به چاپ رسید. این اثر به بررسی رابطه میان خیال‌پردازی (فانتزی) ناخودآگاه و آفرینش هنری می‌پردازد.

استدلال فروید مبنی بر اینکه هنرمندان، با زنده‌کردن خاطرات خیال‌بافی‌ها و فعالیت‌های بازی‌گونهٔ دوران کودکی، و با بهره‌گیری از فنون زیباشناختی خود، موفق می‌شوند این مواد ذهنی را به شکلی پذیرفتنی عرضه کنند،[۱] در شکل‌گیری و گسترش نوگرایی در دورهٔ میان دو جنگ جهانی تأثیر چشمگیری داشت.[۲]

منابع هنری

فروید سخنرانی خود را با طرح این پرسش آغاز کرد که نویسندگان مواد و مصالح آثار خود را از کجا به دست می‌آورند. او بر این باور بود که بازی کودکان و خیال‌بافی‌های بزرگسالان، هر دو، فعالیت‌هایی مشابه با فعالیت‌های هنرمند ادبی را در اختیار می‌گذارند.[۳] از دیدگاه فروید، خیال‌بافی‌های قهرمانانه و اروتیک، یا فانتزی‌های نیمه‌هشیار، در مردان و زنان، نوعی ارضای جانشین برای محرومیت‌ها و ناکامی‌های زندگی روزمره فراهم می‌کنند.[۴] نویسندهٔ خلاق نیز همین فانتزی‌ها را به نوبهٔ خود به ساختارهای هنریِ قابل‌اشتراک و عمومی تبدیل می‌کند؛ ساختارهایی که می‌توانند در مقام جانشین‌های فرهنگی برای چشم‌پوشی‌ها و ترک‌کردن‌های غریزیِ همگانی و نهفته در تمدن ایفای نقش کنند.[۵]

فنون هنری

فروید اصل زیباشناختی را توانایی تبدیل فانتزی خصوصی به یک اثر هنریِ عمومی می‌دانست؛ بدین معنا که لذت هنری، زمینه را برای آزادشدن لذتی عمیق‌تر فراهم می‌کند؛ لذتی که از رهاییِ محتوای ممنوعه و سرکوب‌شدهٔ ناخودآگاه سرچشمه می‌گیرد.[۶] این فرایند به نویسنده امکان می‌داد از حالت درون‌گرایی و فروبستگی بیرون بیاید و بار دیگر به جهان عمومی بازگردد.[۷] بااین‌حال، اگر فانتزی‌ها بیش از اندازه به محتوای سرکوب‌شدهٔ ناخودآگاه نزدیک می‌شدند، این فرایند ناکام می‌ماند و در نتیجه یا به بازداری خلاقیت می‌انجامید یا خودِ اثر هنری را با واکنش طردکننده مواجه می‌کرد.[۸]

فروید خود، حدود یک دهه بعد، استدلال مقالهٔ خویش را در درس‌گفتارهای مقدماتی به‌صورت فشرده بیان کرد.[۹] او دربارهٔ هنرمند واقعی چنین می‌گوید:

او می‌داند چگونه خیال‌بافی‌های خود را چنان پرورش و بازپردازی کند که آنچه در آن‌ها بیش از حد شخصی است و دیگران را پس می‌زند، از میان برود و دیگران بتوانند در لذت حاصل از آن‌ها سهیم شوند. همچنین می‌داند چگونه از شدت آن‌ها بکاهد تا به‌آسانی منشأشان از سرچشمه‌های ممنوعه آشکار نشود… بدین‌سان، او از طریق فانتزی خویش به چیزهایی دست یافته است که در آغاز فقط در فانتزی خود به آن‌ها دست یافته بود: حرمت و اعتبار، قدرت و عشق زنان.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ Peter Gay, Freud: A Life for Our Time (1989) p. 307
  2. ↑ R. Berman, Translating Modernism (2010) p. 13
  3. ↑ Peter Gay, Freud (1989) p. 307-8
  4. ↑ S. Freud, On Psychopathology (PFL 10) p. 88
  5. ↑ S. Freud, Civilization, Society and Religion (PFL 12) p. 193
  6. ↑ Peter Gay, Freud (1989) p.  308
  7. ↑ Otto Fenichel, The Psychoanalytic Theory of Neurosis (1946) p. 479
  8. ↑ Otto Fenichel, The Psychoanalytic Theory of Neurosis (1946) p. 217
  9. ↑ S. Freud, Introductory lectures on Psychoanalysis (PFL 1) p. 423-3

پیوند به بیرون