ارژنگ دیو
| ارژنگ دیو | |
|---|---|
![]() | |
| اطلاعات کلی | |
| نام | ارژنگ |
| منصب | سالار مازندران |
| لقب | ارژنگ سالار |
| سایر اطلاعات | |
| دوران | کیکاووس |
| جدال با | رستم |
| نتیجه | قتل ارژنگدیو |
ارژنگ دیو در داستان هفت خان رستم در شاهنامه، یکی از دیوان مازندران و از سرداران دیو سپید است. رستم در خان ششم از هفت خان به اردوگاه او حمله کرد و او را کشت.
ارژنگ در شاهنامه
رستم در سفر مازندران یا همان هفتخان رستم، در خان پنجم رخش را در دشت پر گیاه رها کرده و خود به خواب رفت، در میانه خواب دشتبان اسب او را دیده و آمد تا رستم را تنبیه کند. امّا رستم گوشهای او را کف دستش گذاشت و روانه کرد. در آن سامان مرزبان اولاد بود که دشتبان پیش او آمده شکایت از رستم نمود و اولاد با سوارانش پیش رستم آمد تا او را دستگیر نماید ولی خود گرفتار و بلد راه رستم گشت. در خان ششم اولاد رستم را به اردوگاه ارژنگدیو رهنمون ساختهاست:
| یکی مغفری خسروی بر سرش | خوی آلوده ببر بیان در برش | |
| به ارژنگ سالار بنهاد روی | چو آمد بر لشکر نامجوی | |
| یکی نعره زد در میان گروه | تو گفتی بدرّید دریا و کوه | |
| برون آمد از خیمه ارژنگدیو | چو آمد به گوش اندرش آن غریو | |
| چو رستم بدیدش بر انگیخت اسپ | بیامد برِ وی چو آذرگشسپ[۱] |
پانویس
متن مربوطه در ویکینبشته: شاهنامه
در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ ارژنگ دیو موجود است.
منابع
- حسین، الهی قمشهای (۱۳۸۶). شاهنامه فردوسی. ترجمهٔ ناهید فرشادمهر. تهران: نشر محمد. شابک ۹۶۴-۵۵۶۶-۳۵-۵.
.png)