بنیادگرایی اسلامی در ایران

نواب صفوی از نخستین بنیادگرایان اسلامی همواره توسط حکومت ایران مورد تحسین قرار گرفته و نام وی بر روی معابر شهری دیده می‌شود.

پیشینهٔ بنیادگرایی اسلامی در ایران به بازسازی ارزش‌های اسلامی و پیدایش اسلام سیاسی در ایران مدرن بازمی‌گردد. امروزه اساساً سه نوع اسلام در ایران وجود دارد: سنت‌گرایی، روشن‌فکری و انواع گوناگون اسلام‌گرایی که معمولاً به عنوان بنیادگرایی گرد هم می‌آیند.[۱] بنیادگرایی امروزی در ایران زیرگروه همان بنیادگرایی نخستین است که تبدیل به ملغمه‌ای از جریان‌های متضاد عوام‌گرایی، فاشیسم، آنارشیسم، ژاکوبیسم و مارکسیسم غربی شده است.[۲]

پیدایش

پیدایش اسلام بنیادگرا در ایران به اوایل قرن بیستم نسبت داده می‌شود؛ تقریباً یک قرن پس از ورود اومانیسم سکولار و هنر و دانش نوین مرتبط با آن به ایران.[۳] شیخ فضل‌الله نوری و نواب صفوی از پیشگامان بنیادگرایی دینی در ایران بودند که امروزه در رژیم جمهوری اسلامی ایران از آنان به عنوان برترین افراد و الگوها نام برده می‌شود.[۴]

ایران نخستین کشور در دوران پس از جنگ جهانی دوم بود که در آن اسلام سیاسی به‌وسیلهٔ انقلاب موفق بود و پس از آن دولت جدید رسماً اسلام سیاسی را به عنوان ایدئولوژی حاکم خود پذیرفت.[۵] اتحاد بزرگی که منجر به انقلاب ۱۳۵۷ شد، سکوت سنتی روحانیون را کنار گذاشت و تفسیر ایدئولوژیکی متنوعی از اسلام اتخاذ کرد. سه گفتمان نخست اسلامی خمینیسم، ایدئولوژی چپ اسلامی علی شریعتی و اسلام لیبرال دموکراتیک مهدی بازرگان بود. گفتمان چهارم گروه‌های چریک سوسیالیست با انواع اسلامی و سکولار بود و پنجمین آن مشروطه‌خواهی سکولار در اشکال سوسیالیستی و ناسیونالیستی محسوب می‌شد.[۶] بنیادگرایی اسلامی در ایران به‌تدریج با اندیشه‌های مارکسیستی پیوند خورد و گروه‌هایی با افکار التقاطی همچون سازمان مجاهدین خلق را به وجود آورد. این ملغمهٔ اسلام بنیادگرا و مارکسیستی تأثیر به‌سزایی در تمام شئون فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران ایفا کرد. احسان نراقی در این رابطه می‌گوید:

مجاهدین خود را مسلمان می‌دانستند و به قرآن استناد می‌کردند. علاوه‌بر آن، خود را ملهم از روش‌ها و سنت‌هایی می‌دانستند که حضرت علی امام اوّل شیعیان، برای مبارزه با دشمنان اسلام آن‌ها را به کار می‌برد… آنان همین اسلام بنیادگرا را وسیله‌ای برای مبارزهٔ سیاسی می‌دانستند. آن‌ها ضمناً خود را مارکسیست هم می‌خواندند؛ زیرا از نظر روان‌شناختی آن را قبول داشتند. تحلیل کمونیستی به‌نظر آن‌ها ابزاری بود که می‌توانست پدیده‌های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی را تجزیه و تحلیل کند. به این ترتیب، تلفیق و تطبیقی از دو نوع طرز تفکر متفاوت نزد آن‌ها دیده می‌شد. از سویی اسلام برایشان به‌عنوان بنیاد اعتقادی و اخروی شناخته می‌شد و از طرف دیگر همان خصلت‌ها و ارزش مذهب را برای مارکسیسم نیز قائل بودند.[۷]

محافل، مدارس و سازمان‌ها

فدائیان اسلام

فداییان اسلام در سال ۱۹۴۶ به عنوان یک سازمان بنیادگرای اسلامی تأسیس شد. نواب صفوی، یک روحانی نوبنیادگرا، این گروه را تأسیس کرد.[۸] هدف این گروه تبدیل ایران به یک کشور اسلامی بود. این گروه اقدامات تروریستی متعددی انجام داد. از جمله این موارد، ترور احمد کسروی، روشنفکر ایرانی منتقد روحانیت شیعه در سال ۱۹۴۶ بود. این گروه همچنین دو نخست‌وزیر ایران به نام‌های علی رزم‌آرا و حسنعلی منصور و یک نخست‌وزیر سابق به نام عبدالحسین هژیر را در سال‌های ۱۹۵۱، ۱۹۶۵ و ۱۹۴۹ ترور کردند.

مدرسه حقانی

حلقه حقانی یک مکتب فکری نوبنیادگرا در ایران است که توسط گروهی از روحانیون مستقر در شهر قم تأسیس شد و رهبری آن را محمدتقی مصباح یزدی، روحانی و متکلم تندروی ایرانی برعهده داشت.

این مدرسه، روحانیون را با برنامهٔ درسی سنتی و مدرن، شامل علوم سکولار، پزشکی، سیاست و فلسفه غربی/غیراسلامی (مباحثی که در مدارس سنتی تدریس نمی‌شوند) آموزش می‌دهد. بسیاری از علمای مشهور و چهره‌های تأثیرگذار در سیاست ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ (به عنوان استاد یا دانشجو) با این مدرسه مرتبط بودند یا از ایدئولوژی آن پیروی می‌کردند.

جامعه روحانیت مبارز

این انجمن از عناصر محافظه‌کار سیاسی ایران، از جمله روحانیون سیاسی برجسته کشور، امامان جمعه در اکثر کلان‌شهرهای ایران، کسبه بازار و رهبر ایران تشکیل شده است. جای تعجب نیست که اعضای این جناح از وضع موجود، از جمله محدودیت‌های سختگیرانه بر آزادی‌های شخصی و اولویت مداوم روحانیون در حکومتداری کشور حمایت می‌کنند. از ارکان مهم جامعه روحانیت مبارز می‌توان به حزب مؤتلفه اسلامی و ائتلاف پیروان خط امام اشاره کرد.

جامعه روحانیت مبارز پس از انقلاب ۱۳۵۷، حزب اکثریت در مجلس چهارم و پنجم بود.[۹] این سازمان در سال ۱۹۷۷ توسط گروهی از روحانیون تأسیس شد که قصد داشتند از یک رویکرد فرهنگی برای سرنگونی شاه استفاده کنند.

جامعه روحانیت مبارز، به عنوان مدافع اصلی وضع موجود، در میان ایرانیان عادی محبوبیتی ندارد.[۱۰]

انصار حزب‌الله

انصار حزب‌الله یک گروه نوبنیادگرای اسلامی ستیزه‌جو در ایران است. سازمان دیده‌بان حقوق بشر حمله به دانشجویان خوابگاه دانشگاه تهران در ساعات اوّلیه جمعه ۹ ژوئیه ۱۹۹۹ توسط اعضای یک گروه را محکوم کرده است.[۱۱]

بسیج

بسیج یک شبکهٔ بنیادگرای شبه‌نظامی است. در تیرماه ۱۳۷۸، عزت ابراهیم‌نژاد در خوابگاه دانشگاه تهران توسط یکی از اعضای نیروی نظامی بسیج به ضرب گلوله کشته شد. این واقعه در جریان وقوع اعتراضاتی در تهران رخ داد. در سال ۱۳۸۰، سعید عسگر، یکی از اعضای بسیج، سعید حجاریان، مشاور سیاسی خاتمی را ترور کرد. عسگر دستگیر و به ۱۵ سال زندان محکوم شد ولی پس از مدت کوتاهی آزاد گشت. دیده‌بان حقوق بشر اظهار می‌دارد که بسیج متعلق به «نهادهای موازی» است؛ «ارگان‌های شبه‌رسمی سرکوب که به‌طور فزاینده‌ای در سرکوب اعتراضات دانشجویی، بازداشت فعالان، نویسندگان و روزنامه‌نگاران در زندان‌های مخفی و تهدید سخنرانان و مخاطبان طرفدار دموکراسی و حقوق بشر دخالت دارند.» این گروه‌ها تحت کنترل دفتر رهبر ایران هستند. «زندان‌های غیرقانونی که خارج از نظارت اداره ملی زندان‌ها هستند، مکان‌هایی هستند که در آن‌ها زندانیان سیاسی مورد آزار و اذیت، ارعاب و شکنجه قرار می‌گیرند و مرتکبان این‌گونه نقض‌های حقوق بشری از مجازات مصون می‌مانند.»[۱۲] در ۸ مارس ۲۰۰۴، بسیج سرکوب خشونت‌آمیزی را علیه فعالانی که روز جهانی زنان را در تهران جشن می‌گرفتند، انجام داد.[۱۳] در ۱۳ نوامبر ۲۰۰۶، توحید غفارزاده، دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی سبزوار، توسط یکی از اعضای بسیج دانشگاه به قتل رسید. بنابر گزارش‌ها، قاتل گفته است که کاری که انجام داده، بر اساس اعتقادات مذهبی‌اش بوده است. توحید غفارزاده در حال صحبت با دوست‌دخترش بود که یک بسیجی به او نزدیک شد و با چاقو به او حمله کرد.[۱۴]

نظریه‌های دولت مبتنی بر مشروعیت الهی

روحانیون ایرانی نظریه‌های مختلفی در مورد حکومت مبتنی بر مشروعیت الهی ارائه داده‌اند. چهار نوع حکومت دینی را می‌توان از هم تشخیص داد. به ترتیب زمانی:[۱۵]

جمهوری اسلامی در مقابل حکومت اسلامی

از زمان انتخاب محمد خاتمی در سال ۱۹۹۷، دو دیدگاه در مورد دستیابی به اصلاحات در ایران غالب بوده است: اصلاح‌طلبان درون رژیم ادعا می‌کنند که قانون اساسی ظرفیت هدایت دولت «انقلابی» ایران را به سمت «دموکراسی» دارد! در مقابل، سکولارها که خارج از رژیم باقی مانده‌اند، ادعا می‌گویند که قانون اساسی حاوی موانعی است که برای جلوگیری از اصلاحات معنادار کافی است.[۱۶][۱۷]

ساختمان مجلس ایران، زمستان ۱۹۵۶ میلادی.

اصولگرایان و اصلاح‌طلبان درون نظام از یک سو و نوبنیادگرایان از سوی دیگر بر سر «جمهوری اسلامی خمینی» در مقابل «حکومت اسلامی مصباح» با هم اختلاف دارند. مصباح یزدی و انصار حزب‌الله خواستار تغییر قانون اساسی ایران از جمهوری به حکومت اسلامی هستند.[۱۸][۱۹] آنان مدعی هستند که نهادهای جمهوری اسلامی، مانند مجلس شورای اسلامی، با حکومت اسلامی که حول محور ولایت فقیه و اطاعت مطلق از او شکل گرفته است، در تضاد هستند.[۲۰]

خامنه‌ای در این مورد سکوت کرده است.[۲۱] با این حال، او به وضوح نظارت مجلس خبرگان بر نهادهای تحت مسئولیت خود (مانند نیروهای نظامی، قوه قضائیه و صدا و سیما) را رد می‌کند.

نوبنیادگرایان معتقدند که ولی فقیه مقدس و معصوم است و نقش مردم و انتخابات صرفاً کشف رهبر است که مشروعیت آن از جانب خدا است، نه مردم.[۲۲] در ژانویه ۲۰۰۷، رفسنجانی که در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال ۲۰۰۶ پیروز شد، این ایده را رد کرد و بر این واقعیت تأکید کرد که رهبر و اعضای روحانی مجلس خبرگان ممکن است تصمیمات اشتباهی بگیرند و مشروعیت رهبر از مردم ناشی می‌شود نه از جانب خدا.

فراتر از این بحث‌های نظری، طرفداران حکومت اسلامی به آرامی در حال کنار زدن و به حاشیه راندن طرفداران جمهوری اسلامی و جایگزینی با آنان هستند.[۲۱]

اقتصاد از دیدگاه بنیادگرایان اسلامی ایران

در اوایل انقلاب ۱۳۵۷، خمینی اعلام کرد آنچه مهم است اسلام است نه اقتصاد. وی در یکی از اظهارنظرهای خود، نگرانی‌های نخستین نخست‌وزیر لیبرال خود، مهدی بازرگان، در مورد اقتصاد را تنها با ذکر این نکته که «اقتصاد برای خرهاست!» رد کرد.[۲۳] با این حال، خمینی در اظهارات متناقضی، پیروان خود را در مورد عدالت و اولویت دادن به حقوق محرومان و افراد مظلوم جامعه تشویق می‌کرد.[۲۴]

داریوش آشوری و عبدالکریم سروش معتقدند که احمد فردید در اصل بنیادگرایی نوین را در ایران نظریه‌پردازی کرده است. مصباح یزدی این ادّعا را رد می‌کند.[۲۵][۲۶]

پس از مرگ خمینی، مفهوم «اقتصاد اسلامی» که ابتدا توسط وی در سال‌های آغازین انقلاب ارائه شد، کم‌کم به حاشیه و فراموشی سپرده شد. در انتخابات ریاست‌جمهوری ژوئن ۲۰۰۵، نه نامزد برندهٔ پوپولیست-بنیادگرا، محمود احمدی‌نژاد و نه هیچ‌یک از مخالفان اصلاح‌طلب یا محافظه‌کار وی سخنی در مورد اقتصاد اسلامی مطرح نکردند.[۲۷] با این حال، پس از استقرار دولت احمدی‌نژاد، تیم نومحافظه‌کار او پروندهٔ بستهٔ اقتصاد اسلامی را باز کرد. به عنوان مثال، پرویز داوودی، معاون رئیس‌جمهور در سال ۲۰۰۶ گفت:

در زمینهٔ اقتصادی، ما موظف به اجرای اقتصاد اسلامی هستیم، نه اقتصاد سرمایه‌داری. تصور غلطی است که فکر کنیم ما معادلات و نگرش‌ها را بر اساس آنچه که در نظام سرمایه‌داری است، ایجاد خواهیم کرد.[۲۸]

درگیری‌های جناح‌های تحت سلطهٔ خمینی در سیاست اقتصادی ایران از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ بود. از بین دو جناح اصلی، یک گروه از کنترل دولت بر اقتصاد حمایت می‌کردند و یک گروه محافظه‌کار از بخش خصوصی حمایت می‌کردند. هر دو جناح از حمایت خمینی برخوردار بودند، امّا تا سال ۱۹۸۷، وی به وضوح با حاکمیت دولتی در اقتصاد همراه بود؛ زیرا معتقد بود که سرمایه‌داری دولتی بهترین راه برای مقابله با هرگونه تهدید علیه اسلام است. مرگ خمینی در ۳ ژوئن ۱۹۸۹ باعث شد که هر دو کنش اقتصادی بدون منبع مشروعیت رها شوند.

آیندهٔ بنیادگرایی اسلامی در ایران

عبدالکریم سروش، پشتیبان پلورالیسم اسلامی،[۲۹] بر این باور است که بنیادگرایی اسلامی در ایران با تضادی درونی که خود را از درون متلاشی می‌کند، روبه‌رو است.[۳۰] ایده‌های مشابهی نیز توسط اندیشمند ایرانی سعید حجاریان مطرح شده است.[۳۱] عبدالکریم سروش، محسن کدیور، سعید حجاریان و سید حسین نصر از منتقدان بنیادگرایی اسلامی در ایران هستند. امروزه نوبنیادگرایان اسلامی ایرانی در حوزه‌های علمیه قم اقلیت هستند. با این حال، آن‌ها از حمایت دو مرجع شیعه، یعنی ناصر مکارم شیرازی و حسین نوری همدانی و همچنین پشتیبانی مستقیم رهبر ایران، علی خامنه‌ای، برخوردارند.[۳۲]

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ M. Hope and J. Young, CrossCurrents:ISLAM AND ECOLOGY بایگانی‌شده در ۷ فوریه ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine. Retrieved 28 January 2007.
  2. ↑ Ali Asghar Seyyedabadi (2005) An interview with Abdulkarim Soroush: it was stated that: Democracy, Justice, Fundamentalism and Religious Intellectualism بایگانی‌شده در ۱۸ ژوئن ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine
  3. ↑ "Islam And Ecology". Crosscurrents.org. Archived from the original on 7 February 2012. Retrieved 7 December 2011.
  4. ↑ "Welcome To". Marze Por Gohar. Archived from the original on 3 March 2008. Retrieved 7 December 2011.
  5. ↑ Bahramitash, Roksana (2003). "SpringerLink – Resource Secured". International Journal of Politics, Culture and Society. 16 (4): 551–568. doi:10.1023/A:1023043308813. S2CID 150988204.
  6. ↑ "Iran Analysis Quarterly Volume 1 No". Web.mit.edu. Archived from the original on 14 September 2021. Retrieved 7 December 2011.
  7. ↑ 5465 (۲۰۲۳-۰۱-۰۱). «مجاهدین خلق؛ التقاط اسلام بنیادگرا و مارکسیست برای رسیدن به جامعه بی‌طبقه توحیدی». ایرنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۱-۲۹.
  8. ↑ "Daryush Shayegan, Simon F. O'Li (Oliai)". The Iranian. Retrieved 7 December 2011.
  9. ↑ "akhbare-rooz (iranian political Bulletin)". Akhbar-rooz.com. Archived from the original on 27 November 2011. Retrieved 7 December 2011.
  10. ↑ "IRANpol.doc". securitymgr.info. Archived from the original on 28 September 2007. Retrieved 2007-06-24.
  11. ↑ "Letter to Ayatollah Seyyed Ali Khamenei (Human Rights Watch, 13 July 1999)". Human Rights Watch. 12 July 1999. Retrieved 7 December 2011.
  12. ↑ "Essential Background: Overview of human rights issues in Iran". Human Rights Watch. 31 December 2004. Archived from the original on 2010-08-04.
  13. ↑ "Confronting State Terrorism". Asian Centre for Human Rights. Archived from the original on 12 July 2015.
  14. ↑ "توحید غفارزاده دانشجوی دانشگاه آزاد سبزوار به ضرب چاقوی یک دانشجوی عضو بسیج دانشجویی کشته شد". advarnews.us. Archived from the original on 2007-08-20.
  15. ↑ Sadri, Mahmoud (2001). "Sacral Defense of Secularism: The Political Theologies of Soroush, Shabestari, and Kadivar". International Journal of Politics, Culture and Society. 15 (2): 257–270. doi:10.1023/A:1012973118615.
  16. ↑ Kar, Mihrangiz (2003). "Constitutional Constraints". Journal of Democracy. 14 (1): 132–136. doi:10.1353/jod.2003.0013. الگو:Project MUSE.
  17. ↑ "Iran's Democracy Debate". Archived from the original on 14 December 2006.
  18. ↑ Masoud Behnoud (15 August 2005). "Scotched Earth and an Aimless Machine". Behnoud.com. Retrieved 7 December 2011.
  19. ↑ "Mesbah Yazdi: Ahmadinejad will form an Islamic Administration". Regimechangeiniran.com. Archived from the original on 2007-09-28. Retrieved 7 December 2011.
  20. ↑ "Regime Change Iran". Regimechangeiniran.com. Archived from the original on 5 March 2008. Retrieved 7 December 2011.
  21. 1 2 Review of the Elections to the Assembly of Experts (ROOZ :: English) بایگانی‌شده در ۱۲ اکتبر ۲۰۰۷ توسط Wayback Machine
  22. ↑ "انصار حزب‌الله: هاشمی در صدد استیضاح رهبری است!". Asriran.com. Archived from the original on 14 September 2011. Retrieved 7 December 2011.
  23. ↑ "Asharq Alawsat Newspaper (English)". Asharq Al-Awsat. 15 February 2009. Archived from the original on 8 October 2007. Retrieved 7 December 2011.
  24. ↑ "PAGE 3 -THE NARRATIVE OF AWAKENING". Irib.ir. Retrieved 7 December 2011.
  25. ↑ http://ro0zonline.com/english/013855.shtml. Retrieved 10 January 2007. {{cite web}}: Missing or empty |title= (help)
  26. ↑ "آغاز | Deutsche Welle". .dw-world.de. Archived from the original on 8 December 2006. Retrieved 7 December 2011.
  27. ↑ "Revolutionary Surge and Quiet Demise" (PDF). Archived from the original (PDF) on 17 January 2012. Retrieved 7 December 2011.
  28. ↑ "An int'l bullying system for modern times a mirage: VP – Irna". Irna.ir. Archived from the original on 6 February 2012. Retrieved 7 December 2011.
  29. ↑ "Extract from TIME magazine. Mentions him as helping found "Islamic pluralism"". Drsoroush.com. Retrieved 7 December 2011.
  30. ↑ https://web.archive.org/web/20100618101028/http://www.drsoroush.com/English/INterviews/E-INT-DemocracyJusticeFundamentalismNReligiousIntellectualism.html. Archived from the original on 18 June 2010. Retrieved 20 February 2016. {{cite web}}: Missing or empty |title= (help)
  31. ↑ "Regime Change Iran". Regimechangeiniran.com. Archived from the original on 10 February 2012. Retrieved 7 December 2011.
  32. ↑ https://www.bbc.com/persian/iran/story/2005/07/050712_mj-qom-ahmadinejad