تابوت‌دان تابنیت

تابوت‌دان تابنیت
موادبازالت
نوشتهفنیقی
خلق‌شدهح. ۵۰۰ پ.م
کشف‌شده۱۸۸۷
مکان کنونیموزه باستان‌شناسی استانبول

تابوت‌دان تابنیت، تابوت‌دان پادشاه فنیقیِ صیدا، تابنیت (حک. ح. ۵۴۹–ح. ۵۳۹ پ.م)،[۱] پدر پادشاه اشمون‌عازار دوم است. این تابوت‌دان با دو کتیبهٔ مجزا و نامرتبط تزئین شده است: یکی به هیروگلیف مصری و دیگری به الفبای فنیقی. کتیبهٔ دوم دربردارندهٔ نفرینی برای کسانی است که این مقبره را بگشایند و به آن‌ها وعدهٔ ناتوانی جنسی و از دست دادن زندگیِ پس از مرگ را می‌دهد.

قدمت این تابوت‌دان به اوایل سدهٔ پنجم پیش از میلاد برمی‌گردد و در سال ۱۸۸۷ میلادی توسط عثمان حمدی‌بیگ در گورستان سلطنتی قیاعه در شرق صیدا، به‌همراه تابوت اسکندر و سایر تابوت‌دان‌های مرتبط، از زیر خاک بیرون کشیده شد. پیکر تابنیت در حالی که به‌طور کامل در مایع مومیایی‌کنندهٔ[وا ۱] اولیهٔ خود حفظ شده و شناور بود، یافت شد.[۲][۳] امروزه هم تابوت‌دان و هم اسکلت تجزیه‌شدهٔ تابنیت در موزه باستان‌شناسی استانبول نگهداری می‌شوند.[۴]

این تابوت‌دان، به‌همراه تابوت‌دان اشمون‌عازار دوم، احتمالاً پس از مشارکت صیدایی‌ها در نبرد پلوزیوم در جریان نخستین فتح مصر به‌دست هخامنشیان، توسط آنان به غنیمت گرفته شد[۵] و به‌عنوان مدلی برای تابوت‌دان‌های بعدیِ فنیقی مورد استفاده قرار گرفت.[۶] متن فنیقیِ آن دارای شباهتِ «چشمگیری» با کتیبه شبنا از اورشلیم دانسته می‌شود.[۷]

اکتشاف

اسکلت تابنیت

در آغاز سال ۱۸۸۷ میلادی، محمد شریف افندی، مالکِ قطعه‌زمینی معروف به قیاعه، مجوزی از مقامات محلی برای استخراج سنگ جهت ساخت یک بنای جدید دریافت کرد. در ۲ مارس ۱۸۸۷، شریف به صادق‌بیگ، قائم‌مقام صیدا، گزارش داد که چاهی را کشف کرده است که در انتهای آن ممکن است مقبره‌هایی وجود داشته باشد. صادق‌بیگ محل را بررسی کرد و از طریق سوراخی در دیوارهٔ شرقیِ چاه، طاقی را دید که دو تابوت‌دان را در خود جای داده بود. او این موضوع را به راشد ناشد پاشا، والی ولایت سوریه و نصوحی‌بیگ، فرماندار بیروت، ارجاع داد و مراقبت از چاه را به اسعد افندی از ژاندارمری صیدا سپرد.[۸]

بر اساس روایت مبلغان مذهبی آمریکایی، این مقبره‌ها در سال ۱۸۸۷ توسط ویلیام کینگ ادی (پدر ویلیام ای. ادی)، کشیش پرسبیترین آمریکایی کشف شدند. ویلیام رایت نامه‌ای به روزنامهٔ تایمز فرستاد و ضمن اعلام خبرِ کشفِ ادی، از موزه بریتانیا درخواست کرد تا «اقدامات فوری برای حفظ این گنجینه‌ها و جلوگیری از افتادن آن‌ها به دست ترک‌های خرابکار انجام دهد». این موضوع باعث هشدار به متصدیِ جدیدِ موزهٔ تازه‌تأسیس، یعنی موزه باستان‌شناسی استانبول، عثمان حمدی‌بیگ شد؛ او مقدماتِ یک کاوشِ کامل و انتقال تابوت‌دان‌ها به استانبول را فراهم کرد.[۹]

در طول این کاوش‌ها، کارگران تابوت‌دان تابنیت را باز کردند و «پیکر انسانی را یافتند که در حفظ‌شدگیِ کامل در یک مایع عجیب شناور بود». هنگامی که حمدی‌بیگ در حال صرف ناهار بود، کارگران تابوت‌دان را واژگون کرده و مایع را به بیرون ریختند، به‌گونه‌ای که «راز این مایعِ شگفت‌انگیز بار دیگر در ماسه‌های صیدا پنهان شد». شایان ذکر است که پس از خروج «مایع عجیب» از تابوت‌دان، جسد شروع به متلاشی شدن کرد.[۱۰][۲] حمدی‌بیگ در سال ۱۸۹۲ یادداشت کرد که بخشی از لجنِ باقی‌مانده در کفِ تابوت‌دان را نگه داشته است.[۱۱]

کتیبه

نمای نزدیک از کتیبه به زبان فنیقی

این کتیبه با عنوان KAI ۱۳ شناخته می‌شود. کتیبهٔ به هیروگلیف مصری نشان می‌دهد که این تابوت‌دان در اصل برای یک ژنرال مصری به نام «پن-پتاه» (pꜣ-n-pth) در نظر گرفته شده بود.[۱۲] با نویسه‌گردانیِ این کتیبه به حروف عبریِ معادل، متن فنیقی با در نظر گرفتن چند تفاوت برای یک گویشورِ امروزیِ عبری قابل خواندن است: همان‌طور که در زبان فنیقی مرسوم است، نشانگر مفعول مستقیم به‌جای את (ʾt) در عبری، به‌صورت אית (ʾyt) نوشته می‌شود، و بندهای موصولی («که»، «کسی که») به‌جای אשר (ʾšr) در عبری، با אש (ʾš) آغاز می‌شوند.[۱۳] در میان واژگانی که در عبری امروزی کمتر رایج هستند، در این کتیبه از חרץ برای طلا (در عبری توراتی: חָרוּץ) و אר برای فعل «گردآوری کردن» (אָרוּ «آن‌ها گرد آوردند»، در عبری توراتی: אָרָה) استفاده شده است.[۱۴]

حروف فنیقی حروف معادل عبری نویسه‌گردانی تلفظ بازسازی‌شده ترجمهٔ فارسی
𐤀𐤍𐤊 𐤕𐤁𐤍𐤕 𐤊𐤄𐤍 𐤏𐤔𐤕𐤓𐤕 𐤌𐤋𐤊 𐤑𐤃𐤍𐤌 𐤁𐤍
𐤀𐤔𐤌𐤍𐤏𐤆𐤓 𐤊𐤄𐤍 𐤏𐤔𐤕𐤓𐤕 𐤌𐤋𐤊 𐤑𐤃𐤍𐤌 𐤔𐤊𐤁 𐤁𐤀𐤓𐤍 𐤆
𐤌𐤉 𐤀𐤕 𐤊𐤋 𐤀𐤃𐤌 𐤀𐤔 𐤕𐤐𐤒 𐤀𐤉𐤕 𐤄𐤀𐤓𐤍 𐤆
𐤀𐤋 𐤀𐤋 𐤕𐤐𐤕𐤇 𐤏𐤋𐤕𐤉 𐤅𐤀𐤋 𐤕𐤓𐤂𐤆𐤍
𐤊 𐤀𐤉 𐤀𐤓 𐤋𐤍 𐤊𐤎𐤐 𐤀𐤉 𐤀𐤓 𐤋𐤍 𐤇𐤓𐤑 𐤅𐤊𐤋 𐤌𐤍𐤌 𐤌𐤔𐤃
𐤁𐤋𐤕 𐤀𐤍𐤊 𐤔𐤊𐤁 𐤁𐤀𐤓𐤍 𐤆
𐤀𐤋 𐤀𐤋 𐤕𐤐𐤕𐤇 𐤏𐤋𐤕𐤉 𐤅𐤀𐤋 𐤕𐤓𐤂𐤆𐤍
𐤊 𐤕𐤏𐤁𐤕 𐤏𐤔𐤕𐤓𐤕 𐤄𐤃𐤁𐤓 𐤄𐤀
𐤅𐤀𐤌 𐤐𐤕𐤇 𐤕𐤐𐤕𐤇 𐤏𐤋𐤕𐤉 𐤅𐤓𐤂𐤆 𐤕𐤓𐤂𐤆𐤍
𐤀𐤋 𐤉𐤊𐤍 𐤋𐤊 𐤆𐤓𐤏 𐤁𐤇𐤉𐤌 𐤕𐤇𐤕 𐤔𐤌𐤔
𐤅𐤌𐤔𐤊𐤁 𐤀𐤕 𐤓𐤐𐤀𐤌
אנכ תַּבּנִת כהן עשתרת מֶלֶךְ צדנם בן
אֶשמֻנעַזָר כהן עשתרת מֶלֶךְ צדנם שכב בארן ז
מי את כל אדם אש תפק אית הארן ז
אל אל תפתח עלתי ואל תרגזן
כ אי אר לנ כסף אי אר לנ חרץ וכל מנם משד
בלת אנכ שכב בארן ז
אל אל תפתח עלתי ואל תרגזן
כ תעבת עשתרת הדבר הא
ואם פתח תפתח עלתי ורגז תרגזן
אל יכן לך זרע בחים תחת שמש
ומשכב את רפאם
ʾnk tbnt khn ʿštrt mlk ṣdnm bn
ʾšmnʿzr khn ʿštrt mlk ṣdnm škb bʾrn z
my ʾt kl ʾdm ʾš tpq ʾyt hʾrn z
ʾl ʾl tptḥ ʿlty wʾl trgzn
k ʾy ʾrln ksp ʾy ʾr ln ḥrṣ wkl mnm mšd
blt ʾnk škb bʾrn z
ʾl ʾl tptḥ ʿlty wʾl trgzn
k tʿbt ʿštrt hdbr hʾ
wʾm ptḥ tptḥ ʿlty wrgz trgzn
ʾl ykn lk zrʿ bḥym tḥt šmš
wmškb ʾt rpʾm
1 ʼanôkî Tabnît kôhen ‛Aštart milk Ṣîdônîm bin

2 ʼEšmûn‛azar kôhén ‛Aštart milk Ṣîdônîm šôkéb bâʼarôn
3 zè miya ʼatta kul ʼadom ʼéš tapîq ʼiyat hâʼarôn zè ʼal ʼal
4 taptaḥ ‛alôtiya weʼal targizénî ka ʼî ʼarû lanî kasp ʼî ʼarû lanî
5 ḥarûṣ wekul mî-numma mašr biltî ʼanôkî šôkéb bâʼarôn zè ʼal ʼal taptaḥ
6 ‛alôtiya weʼal targizénî ka tôʽîbot ʽAštart haddabor hûʼa weʼîm patôḥ
7 taptaḥ ‛alôtiya weragôz targizénî ʼal yakûn lakâ zar‛ baḥayyîm taḥt šamš

8 wemiškob ʼét rapaʼîm.[۱۴]
من، تابنیت، کاهنِ آستارته، پادشاهِ صیدا، پسرِ
اشمون‌عازار، کاهن آستارته، پادشاه صیدا، آرمیده‌ام در
این تابوت‌دان.
هر که هستی، هر انسانی که ممکن است این تابوت‌دان را بیابد،
مبادا، مبادا که آن را بگشایی و مرا آشفته سازی،
زیرا هیچ نقره‌ای با من گرد نیامده است، هیچ طلایی با من گرد نیامده است، و هیچ چیز ارزشمندی (در اینجا نیست)،
تنها من در این تابوت‌دان آرمیده‌ام.
مبادا، مبادا که آن را بگشایی و مرا آشفته سازی،
زیرا این کار برای آستارته پلیدی است.
و اگر به‌راستی آن را بگشایی و به‌راستی مرا آشفته سازی،
مبادا هیچ نسلی در میان زندگان در زیر خورشید،
و هیچ آرامگاهی در کنار رفایم داشته باشی.

تاریخ‌گذاری

تابوت‌دان حارخه‌بیت «مُهردار سلطنتی، مصاحبِ یگانه، کاهن ارشد زیارتگاه‌های مصر علیا و سفلی، و ناظر کابینه»، ۵۹۵–۵۲۶ پیش از میلاد، سقاره، دودمان بیست و ششم مصر.[۱۵] این تابوت‌دان از نظر سبک‌شناسی بسیار شبیه به تابوت‌دان تابنیت است.

گمان می‌رود که خاستگاه هر دو تابوت‌دانِ تابنیت و تابوت‌دان اشمون‌عازار دوم در اصل به دودمان بیست و ششم مصر بازگردد که پایتخت آن در سائیس واقع شده بود.[۶] این موضوع تا حدی به دلیل شباهت آن‌ها به تابوت‌دان‌های مشابهی مانند تابوت‌دان حارخه‌بیت از دوران پسامتیک دوم در سقاره است که امروزه در موزه هنر متروپولیتن نگهداری می‌شود.

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

واژگان

  1. ↑ Embalming fluid

پانویس

  1. ↑ "Middle East Kingdoms Ancient Central Levant States - Sidon". Kessler Associates. Retrieved 23 May 2017.
  2. 1 2 Gubel, Eric (2003), "Phönizische Anthropoide Sarkophage by Katja Lembke", Bulletin of the American Schools of Oriental Research, 332: 98–100, doi:10.2307/1357812, JSTOR 1357812
  3. ↑ Torrey 1902, pp. 168–9 (footnote): «هنگامی که تابوت‌دان تابنیت در سال 1887 از خاک بیرون کشیده شد و درپوش آن برداشته شد، جسد پادشاه در وضعیت بسیار خوبی از نظر حفظ‌شدگی قرار داشت. جسد در مایعی مایل به قهوه‌ای و تا حدودی "روغنی" که تقریباً تابوت‌دان را پر کرده بود، قرار داشت. چشم‌ها از بین رفته بودند؛ بینی، لب‌ها و برجسته‌ترین بخش قفسهٔ سینه که توسط مایع پوشیده نشده بود، پوسیده شده بودند؛ اما در سایر جنبه‌ها، جسد مانند مردی بود که به‌تازگی دفن شده باشد. جسد تنها اندکی لاغر شده بود؛ مقدار زیادی گوشت روی صورت و اندام‌ها باقی مانده بود و پوست در هنگام لمس نرم بود. اندام‌های حیاتی و احشاء (که نکته‌ای شایان توجه است) خارج نشده بودند و کاملاً حفظ شده بودند. دکتر شبلی ابیلا از صیدا، پزشکی تحصیل‌کرده و باتجربه، خاطرنشان کرد که صورت آثاری از بیماری آبله را نشان می‌داد؛ با این حال مشخص نبود که پادشاه بر اثر این بیماری درگذشته باشد. رنگ پوست تا حدودی "مسی" توصیف شد، که این ته‌رنگ شاید به دلیل تأثیر یک یا چند مادهٔ حل‌شده در مایعِ دربرگیرنده بوده است. خود مایع ممکن است تا حدی یا حتی کاملاً آب باران بوده باشد که به بیشتر مقبره‌های اطراف صیدا راه می‌یابد؛ اما در هر صورت، از حقایق ارائه‌شده پیداست که جسد پادشاه با مهارتِ تمام مومیایی شده بود. من موردی مشابه این را نمی‌شناسم که تاکنون مشاهده و گزارش شده باشد. پس از آنکه جسد از تابوت‌دان خارج شد و در معرض نور خورشید قرار گرفت، در مدت زمان بسیار کوتاهی متلاشی شد و به پوست و استخوان‌هایی خشکیده تقلیل یافت. مرجع اصلی من برای این حقایق، کشیش ویلیام کی. ادی از صیدا است؛ معاینه‌گری تیزبین و گزارشگری محتاط، که یکی از معدود کسانی بود که جسد تابنیت را هنگام اولین رؤیت، دید و لمس کرد. آقای ادی قاطعانه بر این باور بود که پادشاه در زمان مرگش از میانسالی عبور نکرده بود؛ به گمان او، چهرهٔ وی متعلق به مردی کمتر از پنجاه سال بود.»
  4. ↑ İstanbul Archaeological Museums
  5. ↑ Nitschke 2007, p. 71: «ظاهراً سه عدد از این تابوت‌دان‌های مصری که در دوران دودمان بیست‌وششم ساخته شده بودند، توسط صیدایی‌ها به دست آمدند، که شاید نتیجهٔ مشارکت فنیقی‌ها در لشکرکشی کمبوجیه برای فتح مصر در سال 525 پیش از میلاد باشد.»
  6. 1 2 Nitschke 2007, p. 72.
  7. ↑ Hays, Christopher B. (January 2010). "Re-Excavating Shebna's Tomb: A New Reading of Isa 22,15–19 in its Ancient Near Eastern Context". Zeitschrift für die Alttestamentliche Wissenschaft. 122 (4). doi:10.1515/ZAW.2010.039. شباهت این کتیبه به کتیبه تابنیت از صیدا (KAI1.13, COS2.56) چشمگیر است، و حتی شامل این ادعا می‌شود که هیچ فلز گران‌بهایی درون آن وجود ندارد.
  8. ↑ Hamdi Bey & Reinach 1892a, p. I.
  9. ↑ Jessup 1910, p. 507a: «در 14 مارس، نامه‌ای از طرف آقای ادی مبنی بر کشفی شگفت‌انگیز در صیدا شامل مقبره‌های باستانی به دست رسید که حاوی تابوت‌دان‌هایی از مرمر سفیدِ صیقلی با زیبایی خیره‌کننده و مجسمه‌سازیِ شگفت‌آوری بود. آقای ادی وارد مقبره‌هایی شده بود که در صخره‌های سخت در عمق سی فوتیِ زمین تراشیده شده بودند و تمام تابوت‌دان‌های مرمرین سفید و سیاه را با دقت علمی اندازه‌گیری و توصیف کرده بود. در 21 مارس، دکتر ادی گزارش مفصلی از این اکتشاف از سوی پسرش دریافت کرد که قرار بود برای برادرش، دکتر کاندیت ادی در نیو راشل ارسال شود. من اجازه گرفتم تا نسخه‌ای از آن را برای دکتر ویلیام رایت در لندن کپی و ارسال کنم، و روز بعد آن را پست کردم. دکتر رایت آن را همراه با یادداشتی به روزنامهٔ تایمز لندن فرستاد و در آن ابراز امیدواری کرد که مقامات موزه بریتانیا «اقدامات فوری برای حفظ این گنجینه‌ها و جلوگیری از افتادن آن‌ها به دست ترک‌های خرابکار انجام دهند». روزنامهٔ تایمز به قسطنطنیه رسید. از قضا در آن زمان نیز مانند اکنون، ادارهٔ آثار باستانی تحت سرپرستی حمدی‌بیگ بود؛ مردی تحصیل‌کرده در پاریس، یک هنرمند، یک مهندس و بسیار مسلط به باستان‌شناسی. هنگامی که او مقالهٔ آقای ادی در تایمز و نامهٔ دکتر رایت را دید، با خود گفت (همان‌طور که بعداً به ما گفت): "نشان خواهم داد که 'ترکِ خرابکار' چه کارهایی می‌تواند بکند!"»
  10. ↑ Jessup 1910, p. 507b: «یکی از تابوت‌دان‌ها، هنگامی که درپوش آن باز شد، حاوی پیکر یک انسان بود که در حفظ‌شدگیِ کامل در یک مایع عجیب شناور بود. گوشت آن نرم و از نظر شکل و رنگ بی‌نقص بود. اما، افسوس، در حالی که حمدی‌بیگ مشغول صرف ناهار بود، کارگرانِ عربِ مداخله‌گر آن را واژگون کردند و تمام آن مایع گران‌بها را روی ماسه‌ها ریختند. خشم بیگ حد و مرزی نداشت، اما دیگر خیلی دیر شده بود و جسد را نمی‌شد حفظ کرد، و بدین‌گونه راز این مایع شگفت‌انگیز بار دیگر در ماسه‌های صیدا پنهان شد.»
  11. ↑ Hamdi Bey & Reinach 1892, pp. 101–103: «تنها در آن زمان بود که سرانجام توانستیم داخل تابوت‌دان را ببینیم. لایه‌ای از ماسهٔ زردرنگ و مرطوب که چهرهٔ لاغر، استخوان‌های ترقوه، کشکک‌های زانو و همچنین نوک پاهایی که انگشتانشان فاقد گوشت بود از آن بیرون زده بود، کف تابوت را تا 25 سانتی‌متریِ لبه‌های آن پر کرده بود... پس از برداشتن درپوش، ابتدا دستور دادم پیکر پادشاه را از تابوت بیرون بکشند و آن را روی تخته‌ای بخوابانند تا به بیرون ببرند و به دکتر مراد افندی، پزشک شهرداری صیدا بسپارند؛ کسی که من او را مأمور کرده بودم تا جسد را برای انتقال به قسطنطنیه آماده کند؛ زیرا تمام عضلات بخش‌های پشتی و همچنین تمامی اندام‌های داخلیِ قفسهٔ سینه و شکم کاملاً حفظ شده بودند. پس از خالی کردن تابوت، بخشی از گل‌ولایِ تشکیل‌شده از ماسه و مواد پوسیدهٔ داخل آن را نگه داشتم و بقیه را پس از رقیق کردن با آب، از غربال گذراندم. هیچ چیزی در آن یافت نشد، جز چند قطعهٔ خردشده از حلقه‌های نقره‌ای.»
  12. ↑ "The Context of Scripture Online | Scholarly Editions". scholarlyeditions.brill.com (in English). Brill.
  13. ↑ الگو:Cite EHLL
  14. 1 2 HAELEWYCK, Jean-Claude (2011). "L'inscription phénicienne de Tabnit (KAI 13) Essai de vocalisation". Res Antiquae, Safran Publishers. VIII.
  15. ↑ "Metropolitan Museum of Art". www.metmuseum.org.

کتاب‌شناسی

پیوند به بیرون

تابوت‌دان تابنیت در پروژه‌های خواهر

در ویکی‌انبار نگارخانهٔ مرتبط در ویکی‌انبار