تابوت‌دان اشمون‌عازار دوم

تابوت‌دان اشمون‌عازار دوم
تابوت‌دان در لوور، ۲۰۲۲
موادآمفیبولیت
طول۲٫۵۶ متر (۸٫۴ فوت)
ارتفاع۱٫۱۹ متر (۳٫۹ فوت)
عرض۱٫۲۵ متر (۴٫۱ فوت)
نوشتهزبان فنیقی
خلق‌شدهسدهٔ ششم پیش از میلاد
دوره/فرهنگفنیقیهٔ هخامنشی
کشف‌شده۱۹ ژانویهٔ ۱۸۵۵
مغارت ابلون (غار آپولون)، صیدا، لبنان امروزی
۳۳°۳۳′۰۷″ شمالی ۳۵°۲۲′۲۵″ شرقی / ۳۳٫۵۵۱۹۴°شمالی ۳۵٫۳۷۳۶۱°شرقی / 33.55194; 35.37361
کاشفآلفونس دوریگلو
مکان کنونیلوور، پاریس
شناسهAO 4806
زبانفنیقی
فرهنگمصری باستان، فنیقی

تابوت‌دان اشمون‌عازار دوم یک تابوت‌دان مربوط به سدهٔ ششم پیش از میلاد است که در سال ۱۸۵۵ میلادی در محوطهٔ یک شهر مردگان باستانی در جنوب شرقی شهر صیدا در لبنان امروزی از زیر خاک بیرون آورده شد. این تابوت‌دان حاوی پیکر اشمون‌عازار دوم (فنیقی: 𐤀𐤔𐤌𐤍𐤏𐤆𐤓 ʾšmnʿzr، دوران فرمانروایی. ح. ۵۳۹ – ح. ۵۲۵ پ.م)، پادشاه فنیقیِ صیدا بود. این اثر یکی از تنها سه تابوت‌دانِ مصر باستانی است که در خارج از مصر یافت شده‌اند؛ دو تابوت‌دان دیگر متعلق به پادشاه تابنیت (پدر اشمون‌عازار) و یک زن (احتمالاً ملکه آموآشتارت، مادر اشمون‌عازار) بوده‌اند.

این تابوت‌دان احتمالاً در مصر و از سنگ آمفیبولیت محلی تراشیده شده بود. صیدا در آن دوره بخشی از شاهنشاهی هخامنشی بود و نیروی دریایی آن در فتح مصر به فرمان کمبوجیه دوم در سال ۵۲۵ پیش از میلاد مشارکت داشت. پژوهشگران احتمال می‌دهند تابوت‌دان در پی این لشکرکشی به صیدا منتقل و برای خاک‌سپاری اشمون‌عازار دوم به کار گرفته شده باشد. این اثر یکی از تنها سه تابوت‌دانِ مصری باستان است که در خارج از مصر یافت شده‌اند؛ دو نمونهٔ دیگر با تابنیت، پدر اشمون‌عازار، و زنی ناشناس ــ احتمالاً ملکه آموآشتارت، مادر او ــ ارتباط دارند.

این تابوت‌دان دارای دو مجموعه کتیبهٔ فنیقی است؛ یکی بر روی درپوش آن و دیگری نسخه‌ای ناتمام از همان کتیبه بر روی بدنهٔ تابوت‌دان و در امتداد انحنای بخش سرِ آن.

کتیبهٔ درپوش در زمان کشف خود از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود، زیرا نخستین کتیبه به زبان فنیقی بود که در خودِ سرزمین اصلی فنیقیه کشف می‌شد و تا آن زمان، مفصل‌ترین متن فنیقیِ یافت‌شده در سراسر جهان به‌شمار می‌رفت. امروزه نیز این متن پس از کتیبه دوزبانه کاراتپه، دومین کتیبهٔ طولانی برجامانده به زبان فنیقی است.

این تابوت‌دان توسط آلفونس دوریگلو[وا ۱]، یک مأمور دیپلماتیک در صیدا که از سوی امه پرتیه[وا ۲]، رئیس دفترِ کنسولگری فرانسه در بیروت به کار گرفته شده بود، کشف شد. پس از حل‌وفصل یک مناقشهٔ حقوقی بر سر مالکیت آن، تابوت‌دان به انوره دو لوین[وا ۳] (یک نجیب‌زاده و پژوهشگر ثروتمند فرانسوی) فروخته شد و در نهایت به موزهٔ لوور انتقال یافت.

پس از اکتشافِ این اثر، بیش از دوازده پژوهشگر از سراسر اروپا و ایالات متحده برای ترجمهٔ کتیبه‌های آن شتافتند و بسیاری از آنان به شباهت‌های میان زبان فنیقی و عبری اشاره کردند. این ترجمه‌ها به پژوهشگران امکان داد تا پادشاهِ دفن‌شده در آن، تبار او و دستاوردهای عمرانی‌اش را شناسایی کنند. کتیبهٔ یادشده هشدار می‌دهد که کسی نباید آرامگاه اشمون‌عازار دوم را دستخوش آشفتگی کند.

همچنین در متن آن نقل شده است که «سرورِ شاهان» (شاهنشاه هخامنشی که عموماً او را کمبوجیه دوم می‌دانند)، سرزمین‌های دور و یافا را به پاس خدمات اشمون‌عازار دوم به وی واگذار کرده است. این اکتشاف، شور و اشتیاق فراوانی را برای پژوهش‌های باستان‌شناختی در منطقه برانگیخت و دلیل اصلیِ اعزام هیئت اعزامی به فنیقیه به سرپرستی ارنست رنان در سال‌های ۱۸۶۰–۱۸۶۱ بود که نخستین مأموریت بزرگ باستان‌شناسی در لبنان و سوریه به‌شمار می‌رود. این تابوت‌دان امروزه همچنان یکی از برجسته‌ترین آثار در مجموعهٔ آثار فنیقیِ موزهٔ لوور است.

اشمون‌عازار دوم

اشمون‌عازار دوم (فنیقی: 𐤀𐤔𐤌𐤍𐤏𐤆𐤓 ʾšmnʿzr، یک نام یزدان‌ستایانه[وا ۴] به معنای «اشمون یاری می‌رساند»)[۱][۲] پادشاه فنیقیِ صیدا بود که از ح. ۵۳۹ تا ح. ۵۲۵ پ.م سلطنت کرد.[۳]

او نوهٔ پادشاه اشمون‌عازار یکم و یک پادشاه دست‌نشانده در دوران شاهنشاهی هخامنشی بود. اشمون‌عازار دوم پس از پدرش، تابنیت یکم، بر تخت پادشاهی صیدا نشست. تابنیت یکم پیش از مرگش مدت کوتاهی حکومت کرد و خواهر-همسرِ او، ملکه آموآشتارت، تا زمان تولد اشمون‌عازار دوم به‌عنوان نایب‌السلطنه در دورهٔ فترت ایفای نقش کرد. پس از آن نیز آموآشتارت تا زمان رسیدن اشمون‌عازار دوم به سن بلوغ، نایب‌السلطنهٔ او بود. با این حال، اشمون‌عازار دوم در سن ۱۴ سالگی و در دوران سلطنت کمبوجیهٔ دومِ هخامنشی دچار مرگ زودرس شد و پسرعمویش بدعشترت جانشین وی گردید.[۴][۵][۶]

اشمون‌عازار دوم نیز همانند مادر،[۷] پدر و پدربزرگش، کاهنِ آستارته بود.[۸][۹] ساخت‌وساز معابد و فعالیت‌های مذهبی برای پادشاهان صیدا اهمیت زیادی داشت تا از آن طریق دین‌داری و قدرت سیاسی خود را به نمایش بگذارند. اشمون‌عازار دوم و مادرش ملکه آموآشتارت، معابد و بناهای مذهبی جدیدی ساختند که به خدایان فنیقی همچون بعل، آستارته و اشمون تقدیم شده بودند.[۹][۱۰]

تاریخچه

رسوم خاک‌سپاری فنیقی‌ها

فنیقی‌ها به‌عنوان یک فرهنگ متمایز در سواحل شام در عصر برنز پسین (ح. ۱۵۵۰ – c. ۱۲۰۰ پ.م) و به‌عنوان یکی از فرهنگ‌های جانشینِ[وا ۵] کنعانیان ظهور کردند.[۱۱][۱۲] آن‌ها در قالب دولت‌شهرهایی مستقل سازماندهی شده بودند که دارای زبان، فرهنگ و رسوم مذهبی مشترکی بودند؛ با این حال، در زمینهٔ رسوم تدفین تنوع داشتند که شامل خاک‌سپاری و خاکستر کردن می‌شد.[۱۳]

شواهد باستان‌شناختیِ فراوانی از تدفین نخبگانِ دورهٔ هخامنشی در پس‌کرانه‌های صیدا وجود دارد. این موارد شامل خاک‌سپاری در سرداب‌های زیرزمینی، طاقچه‌های صخره‌ای و گورهای دخمه‌ای در مناطقی چون زارپتا،[۱۴] عین الحلوه،[۱۵] آیا،[۱۶][۱۷] غار آپولون[وا ۶]،[۱۸] و معبد اشمون در بوستان الشیخ است.[۱۹] تدفین نخبگان فنیقی با استفاده از تابوت‌دان و تأکید مداوم بر حفظ یکپارچگی و امنیت مقبره مشخص می‌شد.[۲۰][۲۱] کتیبه‌های تدفینیِ برجامانده از آن دوران، خدایان را برای جلب برکات فرامی‌خواندند و کسانی را که به مقبره بی‌حرمتی می‌کردند، مورد لعن و نفرین قرار می‌دادند.[۲۲]

نخستین گزارش از کشف یک شهر مردگان باستانی در صیدا در سال ۱۸۱۶ میلادی توسط کاوشگر و مصرشناس انگلیسی، ویلیام جان بنکس[وا ۷] به ثبت رسید.[۲۳][۲۴][الف]

اکتشاف در دوران مدرن

تابوت‌دان اشمون‌عازار دوم در ۱۹ ژانویهٔ ۱۸۵۵[۲۵][ب] توسط کارگرانِ آلفونس دوریگلو، مأمور کنسولگری فرانسه در صیدا که از سوی امه پرتیه (باستان‌شناس آماتور و رئیس دفتر کنسولگری فرانسه در بیروت) استخدام شده بود، کشف شد.[۲۸][۲۹][۳۰] کارگرانِ دوریگلو در حال حفاری در دشت‌های جنوب شرقی شهر صیدا در محوطهٔ یک شهر مردگان باستانی بودند (که ارنست رنان، لغت‌شناس زبان‌های سامی و پژوهشگر کتاب مقدسِ فرانسوی، آن را شهر مردگان فنیقی[وا ۸] نامید). این تابوت‌دان در بیرونِ یک تپهٔ صخره‌ایِ توخالی پیدا شد که در میان افراد محلی به «غار آپولون» شهرت داشت.[۲۸][۲۹]

تابوت‌دان در ابتدا توسط یک طاق محافظت می‌شد که برخی از سنگ‌های آن همچنان در جای خود باقی مانده بودند. در هنگام بیرون کشیدن تابوت، یک دندان، تکه‌ای استخوان و یک فک انسان در میان آوار یافت شد که نشان می‌داد بقایای پیکر اشمون‌عازار دوم در دوران باستان مورد سرقت قرار گرفته است.[۲۸]

کورنلیوس ون آلن ون دایک[وا ۹]، پزشک و مبلغ مذهبی آمریکایی، خود را به محل رساند و نسخه‌ای از کتیبه تهیه کرد که برای نخستین‌بار در ۱۱ فوریهٔ ۱۸۵۵ در مجلهٔ یونایتد استیتس[وا ۱۰] منتشر شد.[۳۱][۳۲]

در ۲۰ فوریهٔ ۱۸۵۵، دوریگلو کشف این تابوت‌دان را به اطلاع پرتیه رساند.[۲۸][۲۹][۳۰] دوریگلو از نبودِ قوانین ناظر بر کاوش‌های باستان‌شناختی و تعیین تکلیفِ یافته‌ها در دوران حکومت امپراتوری عثمانی بهره‌برداری کرده و وارد تجارت پرسودِ قاچاق آثار باستانی شده بود. در زمان عثمانی‌ها، تنها کافی بود شخص مالک زمین باشد یا اجازهٔ کاوش را از مالک دریافت کند؛ در این صورت هرگونه یافته‌ای از حفاری‌ها به مالکیت یابنده درمی‌آمد.[۳۳] دوریگلو برای انجام کاوش، حق انحصاری حفاری را از مالک زمین یعنی مفتی صیدا، مصطفی افندی، خریداری کرده بود.[۲۸][۳۳][۳۴]

مناقشه بر سر مالکیت

انوره دو لوین تابوت‌دان را خریداری کرد و آن را به موزهٔ لوور اهدا نمود. امروزه این تابوت‌دان یکی از برجسته‌ترین آثار در مجموعهٔ آثار فنیقیِ موزهٔ لوور است.[پ]

مالکیت دوریگلو بر تابوت‌دان توسط سرکنسول بریتانیا در سوریه، حبیب ابیلا[وا ۱۱]، به چالش کشیده شد.[۳۶][۳۷] او ادعا کرد که قراردادهایی با کارگران و مالک زمین منعقد کرده است تا حقوق مربوط به هرگونه اکتشافی به وی واگذار و فروخته شود.[ت] این مسئله به‌سرعت رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت؛ در نامه‌ای مورخ ۲۱ آوریل ۱۸۵۵، مدیر موزه‌های ملی فرانسه، کنت امیلین دو نیوورکرک[وا ۱۲]، خواستار مداخلهٔ ادوار توونل[وا ۱۳] (سفیر فرانسه در دربار عثمانی) شد و اظهار داشت: «به‌نفع موزه است که مالک این تابوت‌دان باشد؛ زیرا در زمانی که ما مطالعهٔ آثار باستانی شرقی (که تا کنون در بیشتر بخش‌های اروپا ناشناخته بوده‌اند) را با شور و حرارت آغاز کرده‌ایم، این اثر ارزش جدیدی به موزه می‌افزاید.»[۳۷]

کمیسیونی از سوی فرماندارِ ایالت صیدا، وامق پاشا، برای بررسی این پرونده تعیین شد و بر اساس صورت‌جلسهٔ مورخ ۲۴ آوریل ۱۸۵۵، حل‌وفصل این اختلاف به کمیسیونی متشکل از ساکنان اروپایی ارجاع داده شد که آن‌ها نیز بالاتفاق به نفع دوریگلو رأی دادند.[۳۳][۳۹][۴۰][۳۸]

مجلهٔ یونایتد استیتس در گزارشی دربارهٔ این مناقشهٔ حقوقی نوشت:

در این میان، مشاجره‌ای بر سر مالکیت بنای تاریخیِ کشف‌شده میان کنسول‌های انگلیس و فرانسه در این مکان درگرفته است؛ یکی از آن‌ها با مالک زمین قراردادی منعقد کرده بود که به‌موجب آن حق داشت هرآنچه را که در آن کشف می‌کرد تصاحب کند، و دیگری یک فرد عرب را برای حفاری استخدام کرده بود، اما فرد استخدام‌شده تابوت‌دان را در محدودهٔ متعلق به کنسولِ دیگر پیدا کرد، یا آن‌گونه که اهالی کالیفرنیا می‌گویند، در محدودهٔ «ادعای حقوقی» او.

— خبرنگار مجلهٔ یونایتد استیتس، ۱۸۵۵، ص. ۳۷۹[۴۱]

در نهایت، پرتیه تابوت‌دان را از دوریگلو خرید و آن را به مبلغ ۴۰۰ پوند استرلینگ به نجیب‌زاده و پژوهشگر ثروتمند فرانسوی، انوره دو لوین فروخت. دو لوین نیز این تابوت‌دان را به دولت فرانسه اهدا کرد تا در موزهٔ لوور به نمایش گذاشته شود.[۳۳][۴۲][۴۳]

انتقال به موزه لوور

پرتیه در روند دشوارِ انتقال تابوت‌دان به فرانسه تسریع ایجاد کرد. تشریفات اداری انتقال تابوت به فرانسه با مداخلهٔ فردینان دو لیسپس (سرکنسول وقت فرانسه در اسکندریه) و ایپولیت فورتول[وا ۱۴] (وزیر آموزش و امور مذهبی فرانسه) تسهیل شد. در جریان انتقال تابوت‌دان به بندر صیدا، شهروندان و فرماندار صیدا گرد هم آمدند و در حالی که با گل و شاخه‌های نخل تابوت‌دان را تزیین کرده بودند، کاروان حامل آن را مشایعت و تشویق کردند؛ بیست رأس گاو نر با کمک ملوانان فرانسوی کالسکهٔ حامل تابوت را به سمت بندر کشیدند.[۴۴]

در بندرگاه، خدمهٔ ناوچه سبک متعلق به نیروی دریایی فرانسه با نام سریوز [وا ۱۵]، ابتدا بدنهٔ تابوت‌دان و سپس درپوش آن را روی یک دوبه بارگیری کردند و سپس آن را به کشتی انتقال دادند. فرماندهِ سریوز، دلماس دو لا پروجیا[وا ۱۶]، ترجمهٔ اولیه‌ای از کتیبه‌ها را برای خدمهٔ خود خواند و اهمیت علمی و ارزش تاریخی این محموله را برای آنان شرح داد.[۴۴][۴۵]

تابوت‌دان اشمون‌عازار دوم در بخش آثار باستانی خاورنزدیک در موزهٔ لوور، در اتاق ۳۱۱ از بال سولی[وا ۱۷] نگهداری می‌شود. شناسهٔ موزه‌ایِ اختصاص‌یافته به این اثر AO 4806 است.[۲۹]

توصیف

تابوت‌دان اشمون‌عازار دوم
تصویر سیاه‌وسفید از یک تابوت‌دان سنگی تیره با چهره انسان که به‌صورت ایستاده روبه‌روی بیننده قرار دارد.
تصویر درپوش تابوت‌دان
تصویر سیاه‌وسفید از یک تابوت‌دان سنگی تیره که از نمای پهلو دیده می‌شود؛ تابوت‌دان روی زمین قرار دارد و درپوش و بدنه با گوه‌هایی از هم جدا شده‌اند.
تصویری از تابوت‌دان در سال ۱۸۹۲ که در آن کتیبهٔ روی بدنه در زیر درپوش نمایان است

این تابوت‌دانِ انسان‌دیس[وا ۱۹] به سَبک مصری، متعلق به سدهٔ ششم پیش از میلاد است[۴۶] و از یک بلوک توپر و به‌خوبی صیقل‌خورده از آمفیبولیت آبیِ مایل به سیاه ساخته شده است.[۴۷][۴۳] درازای آن ۲۵۶ سانتی‌متر، پهنای آن ۱۲۵ سانتی‌متر و بلندای آن ۱۱۹ سانتی‌متر است.[ث][۲۹]

درپوش تابوت دارای یک نقش‌برجسته از پیکر شخص درگذشته است که به سبک تابوت‌دان‌های مومیایی در مصر باستان طراحی شده است.[۴۳] پیکرهٔ متوفی در حال لبخند زدن به تصویر کشیده شده،[۳۹] در حالی که تا زیر گردن در یک کفن ضخیم پیچیده شده و سر او برهنه مانده است. این پیکره دارای یک کلاه‌گیس نوبیایی، یک ریش بافته‌شدهٔ مصنوعی و یک گردنبند اوسخ است که در هر یک از دو انتها به سر یک شاهین ختم می‌شود؛ ویژگی‌هایی که غالباً در گردن مومیایی‌های مصری دیده می‌شود.[۲۹][۲۸][۳۹]

دو تابوت‌دان دیگر نیز با همین سَبک در این شهر مردگان از زیر خاک بیرون کشیده شدند.[۴۸]

کتیبه‌ها

این تابوت‌دانِ سَبکِ مصری، فاقد هیروگلیف است؛ با این حال، کتیبه‌هایی به زبان فنیقی بر روی درپوش و بدنهٔ آن وجود دارد.[۲۸][۴۹][۵۰] دو لوین و ویلیام وادن ترنر[وا ۲۰] (لغت‌شناس آمریکایی) بر این باور بودند که این کتیبه‌ها به‌صورت دست‌آزاد و بدون استفاده از راهنماهای تایپوگرافیک برای تنظیم فاصلهٔ میان حروف بر روی سنگ کشیده شده‌اند و سنگ‌تراش نیز از همین خطوطِ ترسیم‌شده پیروی کرده است.[۵۱]

کتیبه‌های تابوت‌دان اشمون‌عازار در میان پژوهشگران با شناسه‌های CIS I 3 و KAI 14 شناخته می‌شوند و به زبان فنیقی و با الفبای فنیقی نوشته شده‌اند. این کتیبه‌ها پادشاهِ دفن‌شده در تابوت را معرفی می‌کنند، از تبار او و دستاوردهای عمرانی‌اش در ساخت معابد سخن می‌گویند و در خصوص برهم زدن آرامش او هشدار می‌دهند.[۵۲] همچنین در این کتیبه‌ها آمده است که «سرورِ شاهان» (شاهنشاه هخامنشی) در ازای خدمات پادشاه صیدا، «دور و یافا، سرزمین‌های پهناور داجون که در دشت شارون واقع شده‌اند» را به وی اعطا کرده است.[۵۲]

به گفتهٔ جان سی.ال. گیبسون[وا ۲۱]، پژوهشگر اسکاتلندی کتاب مقدس، این متن «نسبتِ نامتعارف و بالایی از تشابه‌های ادبی با کتاب مقدس عبری، به‌ویژه در بخش‌های شاعرانهٔ آن، ارائه می‌دهد».[۵۰] ژان-ژوزف-لئاندر بارژ[وا ۲۲]، خاورشناس فرانسوی نیز نوشته است که این زبان «دقیقاً همان عبری است، به استثنای شناسه‌های پایانی در چند واژه و برخی اصطلاحات معدود».[ج]

مانند دیگر کتیبه‌های فنیقی، به نظر می‌رسد که در این متن از حروف صدادار (ماتر لکتیونیس[وا ۲۳]) که در زبان‌های سامی نشان‌دهندهٔ مصوت‌ها هستند، استفاده نشده یا به‌ندرت استفاده شده است. همانند زبان آرامی، از حرف اضافهٔ אית (ʾyt) به‌عنوان نشانگرِ حالت مفعولی استفاده شده، در حالی که את (ʾt) به معنای «همراهِ» به کار رفته است.[۵۴]

کتیبهٔ درپوش

کتیبهٔ درپوش شامل ۲۲ سطر است که هر کدام از ۴۰ تا ۵۵ حرف تشکیل شده‌اند؛[۲۸][۵۵] این متن، مربعی را در زیر گردنبند اوسخِ تابوت‌دان اشغال کرده است و طول و عرض آن ۸۴ سانتی‌متر است.[۴۰][۴۳] همان‌طور که در نگارش فنیقی مرسوم است، تمام کاراکترها بدون فاصله میان واژه‌ها نوشته شده‌اند، به‌جز یک فاصله در سطر سیزدهم که متن را به دو بخش مساوی تقسیم می‌کند.[۵۶]

حروف درپوش دارای فاصله‌گذاریِ یکسانی نیستند و فاصلهٔ آن‌ها از صفر تا ۶٫۳۵ میلی‌متر متغیر است. سطرهای متن نیز نه کاملاً صاف هستند و نه فاصلهٔ یکسانی با یکدیگر دارند. حروفی که در بخش پایینیِ متن (پس از بیاض در سطر سیزدهم) قرار دارند، نسبت به حروف بخش اولِ کتیبه ظریف‌تر و کوچک‌تر تراشیده شده‌اند.[۵۱] حروف سه سطر نخستِ کتیبهٔ درپوش، عمیق‌تر و زمخت‌تر از بقیهٔ متن حکاکی شده‌اند که نشان می‌دهد احتمالاً سنگ‌تراش تعویض شده یا از او خواسته‌اند که با دقت و ظرافت بیشتری کار کند.[۵۱]

کتیبه‌های بدنه

تصویر نسخه‌برداری فشاری از کتیبه که حروف فنیقی را با وضوح نشان می‌دهد
مقایسه دو بخش از کتیبه با خطوط راهنما برای نشان دادن مطابقت حروف
مقایسهٔ کتیبهٔ بدنه (نسخهٔ فشاری در بالا) و کتیبهٔ درپوش (عکس حاشیه‌نویسی‌شده در پایین)
دو کاراکتر روی بدنه تابوت‌دان

نسخه‌ای از بخش اولِ کتیبهٔ درپوش (شامل دوازده و نیم سطر)، با ظرافت و یکنواختیِ بالا در شش سطر و در امتداد انحنای بخش سر بر روی بدنهٔ تابوت‌دان تراشیده شده است. اندازه و سبک حروفِ این بخش دقیقاً با نیمهٔ دومِ کتیبهٔ درپوش همخوانی دارد. یک سطر هفتمِ ناتمام نیز در این قسمت وجود دارد که با نُه کاراکتر نخستِ متنی که پس از افتادگیِ سطر سیزدهمِ کتیبهٔ درپوش آغاز می‌شود، تطابق دارد.[۵۱][۵۰][۵۶] عرض این کتیبه ۱۴۰ سانتی‌متر است که به شکل قابل توجهی پهن‌تر از کتیبهٔ درپوش است.[۴۰]

رابطهٔ میان کتیبهٔ بدنه و کتیبهٔ درپوش موضوع بحث پژوهشگران بوده است. ترنر بر این باور بود که شباهت حروف کتیبهٔ بدنه با بخش دومِ کتیبهٔ درپوش، نشان می‌دهد که کتیبهٔ بدنه بلافاصله پس از اتمام کارِ درپوش حکاکی شده است. به گمان ترنر، این کار ممکن است با هدفِ تثبیتِ مالکیت اشمون‌عازار بر هر دو بخش تابوت‌دان انجام شده باشد. او این فرضیه را مطرح کرد که احتمالاً قصد اولیه، کپی کردن کل کتیبهٔ درپوش بر روی بدنه بوده است، اما پس از آغاز کپیِ بخش دوم، متوجه شده‌اند که نوار تزیینیِ دور تابوت‌دان، کتیبه را به شکلی ناموزون قطع خواهد کرد. نظریهٔ ترنر در تضاد با پیشنهاد پیشینِ متأله آلمانی، هاینریش اوالد[وا ۲۴]، قرار داشت؛ اوالد بر این باور بود که در ابتدا قرار بوده تمام کتیبه در امتداد انحنای بدنه حک شود تا تداعی‌کنندهٔ خروج سخنان از دهان پادشاه باشد، اما بروز خطا (یا خطاهایی) در حین نگارش سبب شده تا این طرح نیمه‌کاره رها شود و حکاکیِ کتیبه از نو بر روی درپوش آغاز گردد.[۵۷]

بر روی سطح بیرونی بدنه نیز یک گروه جداگانه متشکل از دو کاراکتر فنیقی به چشم می‌خورد. دو لوین معتقد است که این دو کاراکتر احتمالاً نشانه‌های آزمایشیِ سنگ‌تراش پیش از آغاز حکاکی اصلی بوده‌اند.[۵۸]

ترجمه‌ها

کپی‌هایی از کتیبه‌های تابوت‌دان برای پژوهشگران مختلف در سراسر جهان فرستاده شد[۵۹] و ترجمه‌هایی از آن توسط دانشمندان برجسته منتشر گردید (به جدول زیر مراجعه کنید).[۶۰] پژوهشگران دیگری نیز از جمله دانشمند همه‌چیزدان جوسایا ویلارد گیبس، پژوهشگر زبان عبری ویلیام هنری گرین[وا ۲۵]، پژوهشگران کتاب مقدس جیمز مرداک[وا ۲۶] و ویلیامز جنکس[وا ۲۷]، و کارشناس زبان سریانی کریستین فردریک کروزه[وا ۲۸]، بر روی ترجمهٔ این متن کار کردند.[۶۱]

مبلغان آمریکایی، ویلیام مک‌کلور تامسون[وا ۲۹] و الی اسمیت، که در زمان کشف تابوت‌دان در سوریهٔ عثمانی زندگی می‌کردند، تا اوایل سال ۱۸۵۵ موفق شدند بیشتر بخش‌های متن را ترجمه کنند، اما اثری در این زمینه منتشر نکردند.[۶۱]

سامی‌شناس بلژیکی، ژان-کلود هاله‌ویک، یک آواگذاریِ [وا ۳۰]فرضی برای متن فنیقی ارائه داده است. ارائهٔ یک آواگذاری قطعی غیرممکن است زیرا خط فنیقی بدونِ واکه نوشته می‌شود و ابجد است. هاله‌ویک پایهٔ آواگذاری خود را بر اساس قرابتِ زبان‌های فنیقی و عبری، دستور زبان تاریخی و آوانگاری‌های باستانی بنا کرده است.[۶۲]

فهرستی از نخستین ترجمه‌های منتشرشده در جدول زیر آمده است:[۶۰]

نویسنده رساله/گزارش تفسیرهای پیشینِ مورد استناد اثر منتشرشده
ادوارد ای. سالزبری[وا ۳۱] ۱۸۵۵ کتیبهٔ فنیقی صیدا (به انگلیسی: Phoenician Inscription of Sidon)[۶۳]
ویلیام وادن ترنر ۳ ژوئیهٔ ۱۸۵۵ کتیبهٔ صیدا (به انگلیسی: The Sidon Inscription)[۶۴]
امیل رودیگر[وا ۳۲] ۱۵ ژوئن ۱۸۵۵ (به آلمانی: Bemerkungen über die phönikische Inschrift eines am 19. Januar 1855 nahe bei Sidon gefundenen Königs-Sarkophag's)[۶۵]
فرانز دیتریش[وا ۳۳] و یوهان گیلدمایستر[وا ۳۴] ۱ ژوئیهٔ ۱۸۵۵ (به آلمانی: Zwei Sidonische Inschriften, eine griechische aus christlicher Zeit und eine altphönicische Königsinschrift)[۶۶]
فردیناند هیتزیگ[وا ۳۵] ۳۰ سپتامبر ۱۸۵۵ رودیگر، دیتریش (به آلمانی: Die Grabschrift des Eschmunazar)[۶۷]
کنستانتین شلوتمان[وا ۳۶] دسامبر ۱۸۵۵ رودیگر، دیتریش، هیتزیگ، دو لوین و اوالد (به آلمانی: Die Inschrift Eschmunazar's, Königs der Sidonier)[۶۸]
انوره تئودوریک دالبر دو لوین ۱۵ دسامبر ۱۸۵۵ (به فرانسوی: Mémoire sur le Sarcophage et inscription funéraire d'Esmunazar, roi de Sidon)[۶۹]
هاینریش اوالد ۱۹ ژانویهٔ ۱۸۵۶ سالزبری، ترنر، رودیگر، دیتریش، هیتزیگ (به آلمانی: Erklärung der grossen phönikischen inschrift von Sidon und einer ägyptisch-aramäischen : mit den zuverlässigen abbildern beider)[۷۰]
ژان-ژوزف-لئاندر بارژ ۱۸۵۶ سالزبری، ترنر، رودیگر، دیتریش، هیتزیگ، دو لوین، اوالد (؟) (به فرانسوی: Mémoire sur le sarcophage et l'inscription funéraire d'Eschmounazar, roi de Sidon)[۷۱]
سالومون مونک ۶ آوریل ۱۸۵۶ سالزبری، ترنر، رودیگر، دیتریش، هیتزیگ، دو لوین، بارژ (به فرانسوی: Essais sur l'inscription phénicienne du sarcophage d'Eschmoun-'Ezer, roi de Sidon)[۷۲]
موریتس آبراهام لوی[وا ۳۷] اوت ۱۸۵۶ سالزبری، ترنر، رودیگر، دیتریش، هیتزیگ، اوالد، دو لوین، مونک (به آلمانی: Phönizisches Wörterbuch)[۷۳]

ترجمهٔ فارسی کتیبهٔ درپوش

شماره سطر کتیبهٔ اصلی فنیقی[۵۲] نویسه‌گردانی[۵۲][۷۴] آوانگاری[۶۲] ترجمهٔ فارسی
(بر پایهٔ ترجمهٔ انگلیسیِ ژان-کلود هاله‌ویک)[۷۴]
۱
𐤁𐤉𐤓𐤇 𐤁𐤋 𐤁𐤔𐤍𐤕 𐤏𐤎𐤓 𐤅𐤀𐤓𐤁𐤏 𐤗𐤖𐤖𐤖𐤖 𐤋𐤌𐤋𐤊𐤉 𐤌𐤋𐤊 𐤀𐤔𐤌𐤍𐤏𐤆𐤓 𐤌𐤋𐤊 𐤑𐤃𐤍𐤌
BYRḤ BL BŠNT ʿSR WʾRBʿ 14 LMLKY

MLK ʾŠMNʿZR
MLK ṢDNM
biyarḥ būl bišanōt[۷۵] ʿasr we-ʾarbaʿ[۷۶] lemulkiyū milk ʾèšmūnʿazar milk ṣīdōnīm در ماهِ بول، در چهاردهمین سالِ پادشاهیِ اشمون‌عازار، پادشاهِ صیدونیان،
۲
𐤁𐤍 𐤌𐤋𐤊 𐤕𐤁𐤍𐤕 𐤌𐤋𐤊 𐤑𐤃𐤍𐤌 𐤃𐤁𐤓 𐤌𐤋𐤊 𐤀𐤔𐤌𐤍𐤏𐤆𐤓 𐤌𐤋𐤊 𐤑𐤃𐤍𐤌 𐤋𐤀𐤌𐤓 𐤍𐤂𐤆𐤋𐤕
BN MLK TBNT
MLK ṢDNM DBR
MLK ʾŠMNʿZR
MLK ṢDNM
LʾMR NGZLT
bin milk tabnīt milk ṣīdōnīm dabar milk ʾèšmūnʿazar milk ṣīdōnīm līʾmōr nagzaltī[۷۷] پسرِ پادشاه تابنیت، پادشاهِ صیدونیان، اشمون‌عازار، پادشاهِ صیدونیان، چنین گفت: من رخت بربستم
۳
𐤁𐤋 𐤏𐤕𐤉 𐤁𐤍 𐤌𐤎𐤊 𐤉𐤌𐤌 𐤀𐤆𐤓𐤌 𐤉𐤕𐤌 𐤁𐤍 𐤀𐤋𐤌𐤕 𐤅𐤔𐤊𐤁 𐤀𐤍𐤊 𐤁𐤇𐤋𐤕 𐤆 𐤅𐤁𐤒𐤁𐤓 𐤆
BL ʿTY BN MSK YMM ʾZRM YTM BN ʾLMT WŠKB ʾNK BḤLT Z WBQBR Z bal[۷۸] ʿittiya bin masok yōmīm ʾazzīrīm yatum bin ʾalmatt[۷۵] wešōkéb ʾanōkī[۷۹] biḥallot zō webiqabr zè پیش از هنگامِ خویش رخت بربستم؛ فرزندِ روزهایی اندک و کوتاه (یا: آن‌که در شمار اندکِ روزهای عمرش بریده شد)، یتیمی و فرزندِ بیوه‌زنی بودم. من در این تابوت‌دان و این مقبره آرمیده‌ام،
۴
𐤁𐤌𐤒𐤌 𐤀𐤔 𐤁𐤍𐤕 𐤒𐤍𐤌𐤉 𐤀𐤕 𐤊𐤋 𐤌𐤌𐤋𐤊𐤕 𐤅𐤊𐤋 𐤀𐤃𐤌 𐤀𐤋 𐤉𐤐𐤕𐤇 𐤀𐤉𐤕 𐤌𐤔𐤊𐤁 𐤆 𐤅
BMQM ʾŠ BNT QNMY ʾT KL MMLKT WKL ʾDM ʾL YPTḤ ʾYT MŠKB Z W bammaqōm ʾéš banītī[۸۰] qenummiya ʾatta kull[۸۱] mamlokūt wekull[۸۱] ʾadōm[۸۱] ʾal yiptaḥ ʾiyat miškob zè we- در مکانی که خود بنا کرده‌ام. هر که باشی، پادشاه یا مردی عادی، مباد که این آرامگاه را بگشایی و
۵
𐤀𐤋 𐤉𐤁𐤒𐤔 𐤁𐤍 𐤌𐤍𐤌 𐤊 𐤀𐤉 𐤔𐤌 𐤁𐤍 𐤌𐤍𐤌 𐤅𐤀𐤋 𐤉𐤔𐤀 𐤀𐤉𐤕 𐤇𐤋𐤕 𐤌𐤔𐤊𐤁𐤉 𐤅𐤀𐤋 𐤉𐤏𐤌
ʾL YBQŠ BN MNM K ʾY ŠM BN MNM WʾL YŠʾ ʾYT ḤLT MŠKBY WʾL YʿM -ʾal yebaqqéš bin(n)ū mīnumma kī ʾayy[۷۸] śōmū bin(n)ū mīnumma weʾal yiššōʾ[۸۲] ʾiyyōt[۸۳] ḥallot miškobiya weʾal yaʿm- مباد که در آن در پی چیزی بگردی، چه هیچ چیز در آن نهاده نشده است. و مباد که تابوت‌دانِ آرامگاهِ مرا جابه‌جا کنی یا مرا
۶
𐤎𐤍 𐤁𐤌𐤔𐤊𐤁 𐤆 𐤏𐤋𐤕 𐤌𐤔𐤊𐤁 𐤔𐤍𐤉 𐤀𐤐 𐤀𐤌 𐤀𐤃𐤌𐤌 𐤉𐤃𐤁𐤓𐤍𐤊 𐤀𐤋 𐤕𐤔𐤌𐤏 𐤁𐤃𐤍𐤌 𐤊 𐤊𐤋 𐤌𐤌𐤋𐤊𐤕 𐤅
SN BMŠKB Z ʿLT MŠKB ŠNY ʾP ʾM ʾDMM YDBRNK ʾL TŠMʿ BDNM K KL MMLKT W -sénī bimiškob zè ʿalōt miškob šénīy ʾap ʾimʾiyyōt[۸۳] ʾadōmīm[۸۱] yedabberūnakā ʾal tišmaʿ baddanōm kakull[۸۱] mamlokūt we- از این آرامگاه به آرامگاهی دیگر ببری. و اگر مردمان با تو سخن گفتند، به یاوه‌گویی‌شان گوش مسپار. زیرا هر پادشاه و
۷
𐤊𐤋 𐤀𐤃𐤌 𐤀𐤔 𐤉𐤐𐤕𐤇 𐤏𐤋𐤕 𐤌𐤔𐤊𐤁 𐤆 𐤀𐤌 𐤀𐤔 𐤉𐤔𐤀 𐤀𐤉𐤕 𐤇𐤋𐤕 𐤌𐤔𐤊𐤁𐤉 𐤀𐤌 𐤀𐤔 𐤉𐤏𐤌𐤎𐤍 𐤁𐤌
KL ʾDM ʾŠ YPTḤ ʿLT MŠKB Z ʾM ʾŠ YŠʾ ʾYT ḤLT MŠKBY ʾM ʾŠ YʿMSN BM -kull[۸۱] ʾadōm[۸۱] ʾéš yiptaḥ ʿalōt miškob zè ʾīm ʾéš yiššōʾ[۸۲] ʾiyyōt[۸۳] ḥallot miškobiya ʾīm ʾéš yaʿmusénī bimi- هر مرد عادی که آنچه را بر فراز این آرامگاه است بگشاید، یا تابوت‌دانِ آرامگاهِ مرا بردارد، یا مرا از
۸
𐤔𐤊𐤁 𐤆 𐤀𐤋 𐤉𐤊𐤍 𐤋𐤌 𐤌𐤔𐤊𐤁 𐤀𐤕 𐤓𐤐𐤀𐤌 𐤅𐤀𐤋 𐤉𐤒𐤁𐤓 𐤁𐤒𐤁𐤓 𐤅𐤀𐤋 𐤉𐤊𐤍 𐤋𐤌 𐤁𐤍 𐤅𐤆𐤓𐤏
ŠKB Z ʾL YKN LM MŠKB ʾT RPʾM WʾL YQBR BQBR WʾL YKN LM BN WZRʿ -škob zè ʾal yakūn lōm miškob ʾōt[۸۳] rapaʾīm weʾal yiqqabirū[۸۴] nagzaltī[۷۷] biqabr weʾal yakūnū lōm bin wezarʿ این آرامگاه ببرد، مباد که با رفایم مأوا یابند؛ مباد که در گوری به خاک سپرده شوند؛ و مباد که پسری یا نسلی بر جای نهند
۹
𐤕𐤇𐤕𐤍𐤌 𐤅𐤉𐤎𐤂𐤓𐤍𐤌 𐤄𐤀𐤋𐤍𐤌 𐤄𐤒𐤃𐤔𐤌 𐤀𐤕 𐤌𐤌𐤋𐤊(𐤕) 𐤀𐤃𐤓 𐤀𐤔 𐤌𐤔𐤋 𐤁𐤍𐤌 𐤋𐤒
TḤTNM WYSGRNM HʾLNM HQDŠM ʾT MMLK(T) ʾDR ʾŠ MŠL BNM LQ taḥténōm weyasgirūnōm hāʾalōnīm haqqadošīm ʾét mamlokū[t] ʾaddīr ʾéš mōšél bin(n)ōm laq- پس از خویش. و باشد که خدایانِ مقدس آنان را به دست پادشاهی نیرومند بسپارند تا بر ایشان فرمان براند و
۱۰
𐤑𐤕𐤍𐤌 𐤀𐤉𐤕 𐤌𐤌𐤋𐤊𐤕 𐤀𐤌 𐤀𐤃𐤌 𐤄𐤀 𐤀𐤔 𐤉𐤐𐤕𐤇 𐤏𐤋𐤕 𐤌𐤔𐤊𐤁 𐤆 𐤀𐤌 𐤀𐤔 𐤉𐤔𐤀 𐤀𐤉𐤕
ṢTNM ʾYT MMLKT ʾM ʾDM Hʾ ʾŠ YPTḤ ʿLT MŠKB Z ʾM ʾŠ YŠʾ ʾYT -ṣṣotinōm/laqaṣṣōtinōm ʾiyyōt[۸۳] mamlokūt ʾim ʾadōm[۸۱] hūʾa ʾéš yiptaḥ ʿalōt miškob zè ʾīm ʾéš yiššōʾ[۸۲] ʾiyyōt[۸۳] نابودشان سازد: آن پادشاه یا آن مرد عادی که آنچه را بر فراز این آرامگاه است بگشاید یا
۱۱
𐤇𐤋𐤕 𐤆 𐤅𐤀𐤉𐤕 𐤆𐤓𐤏 𐤌𐤌𐤋𐤕 𐤄𐤀 𐤀𐤌 𐤀𐤃𐤌𐤌 𐤄𐤌𐤕 𐤀𐤋 𐤉𐤊𐤍 𐤋𐤌 𐤔𐤓𐤔 𐤋𐤌𐤈 𐤅
ḤLT Z WʾYT ZRʿ MMLT Hʾ ʾM ʾDMM HMT ʾL YKN LM ŠRŠ LMṬ W ḥallot zè weʾiyat zarʿ mamlo[kū]t hūʾa ʾim ʾadōmīm[۸۱] humatu ʾal yakūnū lōm šurš lamaṭṭō we- این تابوت‌دان را بردارد، و نیز نسلِ آن پادشاه یا آن مردمانِ عادی را. مباد که آنان را ریشه‌ای در زیر، یا
۱۲
𐤐𐤓 𐤋𐤌𐤏𐤋 𐤅𐤕𐤀𐤓 𐤁𐤇𐤉𐤌 𐤕𐤇𐤕 𐤔𐤌𐤔 𐤊 𐤀𐤍𐤊 𐤍𐤇𐤍 𐤍𐤂𐤆𐤋𐤕 𐤁𐤋 𐤏𐤕𐤉 𐤁𐤍 𐤌𐤎
PR LMʿL WTʾR BḤYM TḤT ŠMŠ K ʾNK NḤN NGZLT BL ʿTY BN MS -parī lamaʿlō wetuʾr baḥayyīm taḥt šamš ka ʾanōkī[۷۹] nāḥān nagzaltī[۷۷] bal[۷۸] ʿittiya bin maso- میوه‌ای در بالا، یا نام و نشانی در زندگیِ زیر آفتاب باشد. زیرا من، که سزاوار ترحمم، پیش از هنگامِ خویش رخت بربستم؛ فرزندِ روزهایی
۱۳
𐤊 𐤉𐤌𐤌 𐤀𐤆𐤓𐤌 𐤉𐤕𐤌 𐤁𐤍 𐤀𐤋𐤌𐤕 𐤀𐤍𐤊 𐤊 𐤀𐤍𐤊 𐤀𐤔𐤌𐤍𐤏𐤆𐤓 𐤌𐤋𐤊 𐤑𐤃𐤍𐤌 𐤁𐤍
K YMM ʾZRM YTM BN ʾLMT ʾNK K ʾNK ʾŠMNʿZR MLK ṢDNM BN -k yōmīm ʾazzīrīm yatum bin ʾalmatt[۷۵] ʾanōkī[۷۹] ka ʾanōkī[۷۹] ʾèšmūnʿazar milk ṣīdōnīm bin اندک و کوتاه (یا: آن‌که در شمار اندکِ روزهای عمرش بریده شد)، من، یتیمی، فرزندِ بیوه‌زنی. زیرا من، اشمون‌عازار، پادشاهِ صیدونیان، پسرِ
۱۴
𐤌𐤋𐤊 𐤕𐤁𐤍𐤕 𐤌𐤋𐤊 𐤑𐤃𐤍𐤌 𐤁𐤍 𐤁𐤍 𐤌𐤋𐤊 𐤀𐤔𐤌𐤍𐤏𐤆𐤓 𐤌𐤋𐤊 𐤑𐤃𐤍𐤌 𐤅𐤀𐤌𐤉 𐤀𐤌𐤏𐤔𐤕𐤓𐤕
MLK TBNT MLK ṢDNM BN BN MLK ʾŠMNʿZR MLK ṢDNM WʾMY ʾM ʿŠTRT milk tabnīt milk ṣīdōnīm bin bin milk ʾèšmūnʿazar milk ṣīdōnīm weʾummī[۸۵] ʾamotʿaštart پادشاه تابنیت، پادشاهِ صیدونیان، نوهٔ پادشاه اشمون‌عازار، پادشاهِ صیدونیان، و مادرم آمو[ت]آشتارت،
۱۵
𐤊𐤄𐤍𐤕 𐤏𐤔𐤕𐤓𐤕 𐤓𐤁𐤕𐤍 𐤄𐤌𐤋𐤊𐤕 𐤁𐤕 𐤌𐤋𐤊 𐤀𐤔𐤌𐤍𐤏𐤆𐤓 𐤌𐤋𐤊 𐤑𐤃𐤍𐤌 𐤀𐤌 𐤁𐤍𐤍 𐤀𐤉𐤕 𐤁𐤕
KHNT ʿŠTRT RBTN HMLKT BT MLK ʾŠMNʿZR MLK ṢDNM ʾM BNN ʾYT BT kōhant ʿaštart rabbotanū hammilkōt[۷۵] bat milk ʾèšmūnʿazar milk ṣīdōnīm ʾ[š] banīnū ʾiyyōt[۸۳] bīté کاهنهٔ آشتارت، بانوی ما، ملکه، دخترِ پادشاه اشمون‌عازار، پادشاهِ صیدونیان، این ماییم که معابدِ
۱۶
𐤀𐤋𐤍𐤌 𐤀𐤉𐤕 (𐤁𐤕 𐤏𐤔𐤕𐤓)𐤕 𐤁𐤑𐤃𐤍 𐤀𐤓𐤑 𐤉𐤌 𐤅𐤉𐤔𐤓𐤍 𐤀𐤉𐤕 𐤏𐤔𐤕𐤓𐤕 𐤔𐤌𐤌 𐤀𐤃𐤓𐤌 𐤅𐤀𐤍𐤇𐤍
ʾLNM ʾYT [BT ʿŠTR]T BṢDN ʾRṢ YM WYŠRN ʾYT ʿŠTRT ŠMM ʾDRM WʾNḤN ʾalōnīm ʾiyyōt[۸۳] [bīt ʿaštar]t biṣīdōn ʾarṣ yim weyōšibnū ʾiyyōt[۸۳] ʿaštart šamém ʾaddīrim weʾanaḥnū خدایان را بنا کردیم؛ [معبدِ آشتار]ت را در صیدا، سرزمینِ دریا و آشتارت را در آسمان‌های عظیم (یا: در شامم-اددریم؟) جای دادیم. و این ماییم
۱۷
𐤀𐤔 𐤁𐤍𐤍 𐤁𐤕 𐤋𐤀𐤔𐤌𐤍 (𐤔)𐤓 𐤒𐤃𐤔 𐤏𐤍 𐤉𐤃𐤋𐤋 𐤁𐤄𐤓 𐤅𐤉𐤔𐤁𐤍𐤉 𐤔𐤌𐤌 𐤀𐤃𐤓𐤌 𐤅𐤀𐤍𐤇𐤍 𐤀𐤔 𐤁𐤍𐤍 𐤁𐤕𐤌
ʾŠ BNN BT LʾŠMN [Š]R QDŠ ʿN YDLL BHR WYŠBNY ŠMM ʾDRM WʾNḤN ʾŠ BNN BTM éš banīnū bīt laʾèšmūn [śa]r qudš ʿīn ydll bihar weyōšibnūyū šamém ʾaddīrim weʾanaḥnū ʾéš banīnū bītīm که معبدی برای اشمون، شاهزادهٔ حریمِ چشمهٔ یدل (YDLL) در کوهستان، بنا کردیم و او را در آسمان‌های عظیم (یا: در شامم-اددریم؟) جای دادیم. و این ماییم که معابدی بنا کردیم
۱۸
𐤋𐤀𐤋𐤍 𐤑𐤃𐤍𐤌 𐤁𐤑𐤃𐤍 𐤀𐤓𐤑 𐤉𐤌 𐤁𐤕 𐤋𐤁𐤏𐤋 𐤑𐤃𐤍 𐤅𐤁𐤕 𐤋𐤏𐤔𐤕𐤓𐤕 𐤔𐤌 𐤁𐤏𐤋 𐤅𐤏𐤃 𐤉𐤕𐤍 𐤋𐤍 𐤀𐤃𐤍 𐤌𐤋𐤊𐤌
LʾLN ṢDNM BṢDN ʾRṢ YM BT LBʿL ṢDN WBT LʿŠTRT ŠM BʿL WʿD YTN LN ʾDN MLKM aʾalōné ṣīdōnīm biṣīdōn ʾarṣyim bīt labaʿl ṣīdōn webīt laʿaštart šim baʿl weʿōd yatan lanū ʾadōn milakīm[۸۱] برای خدایانِ صیدونیان در صیدا، سرزمینِ دریا: معبدی برای بعلِ صیدا و معبدی برای آشتارت، نامِ بعل (تجلی بعل). افزون بر این، سرورِ پادشاهان[چ] به ما بخشید
۱۹
𐤀𐤉𐤕 𐤃𐤀𐤓 𐤅𐤉𐤐𐤉 𐤀𐤓𐤑𐤕 𐤃𐤂𐤍 𐤄𐤀𐤃𐤓𐤕 𐤀𐤔 𐤁𐤔𐤃 𐤔𐤓𐤍 𐤋𐤌𐤃𐤕 𐤏𐤑𐤌𐤕 𐤀𐤔 𐤐𐤏𐤋𐤕 𐤅𐤉𐤎𐤐𐤍𐤍𐤌
ʾYT DʾR WYPY ʾRṢT DGN HʾDRT ʾŠ BŠD ŠRN LMDT ʿṢMT ʾŠ PʿLT WYSPNNM iyat duʾr weyapay ʾarṣōt dagōn hāʾaddīrōt ʾéš biśadé šarōn lamiddot ʿaṣūmot ʾéš paʿaltī weyasapnūném دور و یافا، سرزمین‌های عظیمِ داجون را که در دشت شارون‌اند، به پاداشِ کردارِ درخشانی که انجام داده بودم. و ما آن‌ها را ضمیمه کردیم
۲۰
𐤏𐤋𐤕 𐤂𐤁𐤋 𐤀𐤓𐤑 𐤋𐤊𐤍𐤍𐤌 𐤋𐤑𐤃𐤍𐤌 𐤋𐤏𐤋(𐤌) 𐤒𐤍𐤌𐤉 𐤀𐤕 𐤊𐤋 𐤌𐤌𐤋𐤊𐤕 𐤅𐤊𐤋 𐤀𐤃𐤌 𐤀𐤋 𐤉𐤐𐤕𐤇 𐤏𐤋𐤕𐤉
ʿLT GBL ʾRṢ LKNNM LṢDNM LʿL[M] QNMY ʾT KL MMLKT WKL ʾDM ʾL YPTḤ ʿLTY alōt gubūl(é) ʾarṣlakūniném laṣṣīdōnīm laʿōlo[m] qenummiya ʾatta kull[۸۱] mamlokūt wekull[۸۱] ʾadōm[۸۱] ʾal yiptaḥ ʿalōtiya به مرزِ سرزمین، تا جاودانه از آنِ صیدونیان باشند. هر که باشی، پادشاه یا مردی عادی، آنچه را بر فراز من است مگشای
۲۱
𐤅𐤀𐤋 𐤉𐤏𐤓 𐤏𐤋𐤕𐤉 𐤅𐤀𐤋 𐤉𐤏𐤌𐤎𐤍 𐤁𐤌𐤔𐤊𐤁 𐤆 𐤅𐤀𐤋 𐤉𐤔𐤀 𐤀𐤉𐤕 𐤇𐤋𐤕 𐤌𐤔𐤊𐤁𐤉 𐤋𐤌 𐤉𐤎𐤂𐤓𐤍𐤌
WʾL YʿR ʿLTY WʾL YʿMSN BMŠKB Z WʾL YŠʾ ʾYT ḤLT MŠKBY LM YSGRNM weʾal yaʿar ʿalōtiya weʾal yaʿmusénī bimiškob zè weʾal yiššōʾ[۸۲] ʾiyyōt[۸۳] ḥallot miškobiya lamā yasgirūnōm و آنچه را بر فراز من است برمدار، و مرا از این آرامگاه مبر و تابوت‌دانِ آرامگاه مرا برمدار. وگرنه،
۲۲
𐤀𐤋𐤍𐤌 𐤄𐤒𐤃𐤔𐤌 𐤀𐤋 𐤅𐤉𐤒𐤑𐤍 𐤄𐤌𐤌𐤋𐤊𐤕 𐤄𐤀 𐤅𐤄𐤀𐤃𐤌𐤌 𐤄𐤌𐤕 𐤅𐤆𐤓𐤏𐤌 𐤋𐤏𐤋𐤌
ʾLNM HQDŠM ʾL WYQṢN HMMLKT Hʾ WHʾDMM HMT WZRʿM LʿLM alōnīm haqqadošīm ʾillè weyeqaṣṣūna hammamlokūt hūʾa wehāʾadōmīm[۸۱] humatu wezarʿōm laʿōlom[۷۸] خدایانِ مقدس آنان را تسلیم خواهند کرد (به دست کسی می‌سپارند) و آن پادشاه و آن مردمانِ عادی و نسلشان را تا ابد ریشه‌کن خواهند ساخت.

تاریخ‌گذاری و انتساب

این تابوت‌دان، به همراه دو تابوت‌دان دیگر که در شهر مردگان سلطنتی آیا کشف شده‌اند، تنها تابوت‌دان‌های مصری به‌شمار می‌روند که تاکنون در خارج از مصر یافت شده‌اند.[ح] مونوگرافِ ماری-لوئیز بول[وا ۳۸] با عنوان تابوت‌دان‌های سنگی انسان‌دیس در دورهٔ متأخر مصر تأیید کرد که این تابوت‌دان متعلق به دودمان بیست‌وششم مصر است[۸۷] که از ۶۶۴ پیش از میلاد آغاز شد و با فتح مصر توسط کمبوجیه دوم در سال ۵۲۵ پیش از میلاد به پایان رسید؛ یعنی قرن‌ها پس از آخرین نمونه‌های شناخته‌شده از لوح‌های سنگی مصری در شام.[۸۸][۸۹]

تصور بر این است که این سه تابوت‌دانِ مصری حاوی پیکر اعضای یک خانواده بوده‌اند؛ یعنی اشمون‌عازار دوم و والدینش تابنیت و آموآشتارت. در حالی که برای تابوت‌دان تابنیت از یک تابوت‌دانِ ازپیش‌استفاده‌شده (که بر روی نمای جلویی آن یک کتیبهٔ طولانیِ مصری به نام یک ژنرال مصری حک شده بود) بهره بردند و تابوت‌دان آموآشتارت نیز فاقد کتیبه بود، تابوت‌دانِ مورد استفاده برای اشمون‌عازار دوم کاملاً نو بود و کتیبه‌ای کامل به زبان فنیقی بر روی سطحِ دست‌نخوردهٔ آن حکاکی شده بود. به گفتهٔ رنه دوسو، باستان‌شناس و کتیبه‌شناس فرانسوی، این تابوت‌دان‌ها و کتیبه‌های آن‌ها احتمالاً به دستور آموآشتارت سفارش داده شده‌اند.[۹۰][ح]

پژوهشگران بر این باورند که این تابوت‌دان‌ها در ابتدا در مصر و برای اعضای نخبگان مصر باستان ساخته شده بودند، اما سپس به صیدا منتقل شده و برای خاک‌سپاریِ اعضای خاندان سلطنتی صیدا مورد استفادهٔ مجدد قرار گرفتند. گیبسون و پژوهشگرانِ پس از او معتقدند که این تابوت‌دان‌ها در جریان مشارکت صیدایی‌ها در نبرد فتح مصر، به‌عنوان غنیمت جنگی به دست آمده‌اند.[۹۱]

هرودوت رویدادی را روایت می‌کند که در آن کمبوجیه دوم «یک گورستان را در ممفیس غارت کرد، جایی که در آن تابوت‌ها گشوده شده و اجساد مردگانِ درون آن‌ها مورد بازرسی قرار گرفتند»؛ رویدادی که احتمالاً فرصتِ انتقال و تصاحبِ این تابوت‌دان‌ها توسط اتباع صیداییِ او را فراهم آورده است.[۸۸][۹۲]

اهمیت

کشفِ گورِ دخمه‌ی غار آپولون و تابوت‌دان اشمون‌عازار دوم، غوغای بزرگی در فرانسه به پا کرد که موجب شد ناپلئون سوم، امپراتور فرانسه، یک هیئت علمی (هیئت اعزامی به فنیقیه) را به سرپرستی ارنست رنان به لبنان اعزام کند.[۹۳][۲۷][۹۴]

اهمیت کتیبه

خاستگاه‌ها و تأثیرات سبکی
تصویر سیاه‌وسفید از یک تابوت‌دان سنگی تیره با چهره انسان که به‌صورت ایستاده روبه‌روی بیننده قرار دارد.
تابوت‌دان هارخبیت، که آن نیز متعلق به دودمان بیست‌وششم مصر است، در سقاره
تصویر سیاه‌وسفید از یک تابوت‌دان سنگی تیره که از نمای پهلو دیده می‌شود؛ تابوت‌دان روی زمین قرار دارد و درپوش و بدنه با گوه‌هایی از هم جدا شده‌اند.
تابوت‌دان‌های انسان‌دیسِ متأخرتر از صیدا، متعلق به سدهٔ پنجم پیش از میلاد. این آثار که با نام تابوت‌دان‌های مجموعه فورد شناخته می‌شوند، اکنون در موزه ملی بیروت نگهداری می‌شوند.
مقایسهٔ گونهٔ اولیهٔ مصری (که تابوت‌دان‌های اشمون‌عازار دوم و تابنیت یکم به آن تعلق دارند) و سبک‌های اشتقاقی و متأخرترِ تابوت‌دان‌های انسان‌دیس

کتیبهٔ روی درپوش در زمان کشف از اهمیتِ بسیار بالایی برخوردار بود؛ این نخستین کتیبه به زبان فنیقی بود که در سرزمین اصلی فنیقیه کشف می‌شد.[۹۵][خ] افزون بر این، این حکاکی در آن زمان طولانی‌ترین و مفصل‌ترین کتیبهٔ فنیقیِ کشف‌شده در سراسر جهان به‌شمار می‌رفت و امروزه نیز پس از کتیبهٔ دوزبانهٔ کاراتپه، دومین کتیبهٔ طولانیِ برجامانده به این زبان است.[۹۷][۹۵][۹۶][۹۸]

به دلیل طولِ متن و سطحِ حفظ‌شدگیِ آن، این کتیبه دانش ارزشمندی را دربارهٔ ویژگی‌های زبان فنیقی و به‌طور خاص گویش صوری-صیدایی ارائه می‌دهد. همچنین، این کتیبه شباهت‌های قابل توجهی با متونِ سایر زبان‌های سامی دارد که در عباراتِ اصطلاحی، ترکیب واژگان و استفاده از تکرار مشهود است.[۲۵]

تأثیر سَبْکی بر تابوت‌دان‌های بعدیِ فنیقی

تابوت‌دان‌های تابنیت و اشمون‌عازار احتمالاً به‌عنوان مدلی برای تابوت‌دان‌های بعدی در صیدا عمل کرده‌اند.[ح] پس از تابنیت و اشمون‌عازار دوم، استفاده از تابوت‌دان‌ها توسط صاحب‌منصبان فنیقی ادامه یافت، اما با تحولاتِ سبکیِ چشمگیری همراه بود. این تابوت‌دان‌های محلیِ انسان‌دیس که از سدهٔ پنجم پیش از میلاد تا نیمهٔ نخستِ سدهٔ چهارم پیش از میلاد ساخته می‌شدند، همچنان به شکلِ بدنی صاف و بدون شکلِ مشخص تراشیده می‌شدند، اما در ساختِ آن‌ها از مرمر سفید استفاده می‌شد و چهره‌ها به‌تدریج به سبک‌های واقع‌گرایانه‌ترِ یونانی حجاری می‌شدند.[ح][۹۹][۲۹][۱۰۰]

مشخص نیست که آیا این تابوت‌دان‌ها از یونان وارد می‌شده‌اند یا تولید محلی بوده‌اند.[۲۹][۹۹] این نوع از تابوت‌دان‌های فنیقی در ویرانه‌های مستعمرات فنیقی در سرتاسر دریای مدیترانه یافت شده‌اند.[۲۹][۹۹]

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

  1. ↑ بنکس (William John Bankes) که مهمانِ ماجراجو و باستان‌شناس بریتانیایی، هستر استانهوپ (Hester Stanhope) بود، از این شهر مردگان پهناور که در سال ۱۸۱۴ به‌طور تصادفی در وادی ابوغیاس در کوهپایهٔ شهرهای برامیه و هلالیه در شمال شرقی صیدا کشف شده بود، بازدید کرد. او طرح‌واره‌ای از چیدمان یکی از غارهای تدفینی رسم کرد، کپی‌های وفادارانه‌ای با آب‌رنگ از دیوارنگاره‌های آن کشید و دو لوح دیوارنگاری را جدا کرده و به انگلستان فرستاد. این الواح اکنون در مؤسسهٔ نشنال تراست (National Trust) و دفتر ثبت شهرستان (County Record Office) در دورچستر، دورست نگهداری می‌شوند.[۲۴]
  2. ↑ تاریخ اکتشاف در بالای نسخهٔ کپی‌شده از کتیبهٔ تابوت‌دان که توسط ون دایک (Van Dyke) تهیه شده بود، درج شده است (ص. ۳۸۰).[۲۶] منابع دیگر تاریخ متأخرتری را ارائه می‌دهند (ببینید: Jidéjian).[۲۷]
  3. ↑ در یکی از انتشارات موزهٔ لوور در سال ۲۰۱۹ آمده است: «به‌عنوان یک مرجع ثابت و نشانه‌ای تغییرناپذیر، تابوت‌دان اشمون‌عازار یکی از آثار شاخص مجموعهٔ فنیقیِ لوور است که این مجموعه پیرامون آن شکل گرفته و سازمان‌دهی شده است. مسلماً طول و قامت عظیم آن برای جلب توجه کافی است، اما اهمیت این اثر پیش از هر چیز در زمینهٔ کتیبه‌شناسی است: خطِ کتیبهٔ حک‌شده بر روی این تابوت‌دان که به دلیل طول متن و گستردگی اطلاعات تاریخیِ موجود در آن بسیار استثنایی است، به‌عنوان فرم کلاسیک و معیار خط فنیقی در نظر گرفته می‌شود.»[۳۵]
  4. ↑ برگرفته از صورت‌جلسهٔ نشست حل‌اختلاف مورخ ۲۴ آوریل ۱۸۵۵: «در روز سه‌شنبه، بیست‌وسوم همان ماه، حبیب ابیلا با انتقال تابوت‌دان مذکور توسط پرتیه مخالفت کرد و خود را به‌عنوان دریافت‌کننده و دارای عناوین و حقوقی دانست که به‌موجب موارد زیر به وی اعطا شده بود: (۱) توافقی شفاهی بین او و کارگرانی که تابوت‌دان را پیدا کرده بودند؛ (۲) واگذاری حقوقی از سوی علی افندی بر تابوت‌دان، به گونه‌ای که گویی وی کاشف آن بوده است؛ (۳) فروش تابوت‌دانِ مذکور به وی توسط مصطفی افندی، مالک زمینی که تابوت‌دان در آن پیدا شده است.»[۳۸]
  5. ↑ ابعاد ارائه‌شده در گزارش دو لوین برابر با ۲٫۴۵ متر درازا و ۱٫۴ متر پهنا است.[۴۰]
  6. ↑ ژان-ژوزف-لئاندر بارژ خاطرنشان می‌کند که کتیبهٔ اشمون‌عازار دوم، سند ارزشمندی از زبانِ گفتاریِ صیدا در حدود چهار سده پیش از میلاد ارائه می‌دهد. به گفتهٔ او، زبان این متن — به استثنای چند واژه و اصطلاح — کاملاً با زبان عبریِ توراتی تطابق دارد؛ موضوعی که نشان می‌دهد این زبان در میان فنیقی‌ها، بسیار طولانی‌تر از خودِ عبری‌زبانان حفظ شده بود.[۵۳]
  7. ↑ منظور از سرور پادشاهان، به احتمال زیاد کمبوجیه شاهنشاه هخامنشی است[۷۴]
  8. 1 2 3 4 به گفتهٔ توماس کلی، تابوت‌دان‌های اشمون‌عازار دوم، تابنیت و زنی ناشناس (احتمالاً آموآشتارت) تنها تابوت‌دان‌های مصریِ یافت‌شده در خارج از مصر هستند. این آثار که در اصل متعلق به دودمان بیست‌وششم مصر بوده‌اند، احتمالاً به‌عنوان غنیمت جنگی به صیدا منتقل شده‌اند. کلی با استناد به پژوهشگرانی چون بول و کوکان خاطرنشان می‌کند که این تابوت‌دان‌های مصری، بعدها به الگویی برای ساخت تابوت‌دان‌های انسان‌دیسِ صیدایی در سدهٔ پنجم پیش از میلاد تبدیل شدند که تحت تأثیر هنر مجسمه‌سازی یونانی نیز قرار داشتند.[۸۶]
  9. ↑ به گفتهٔ راینهارد لمان و ویلیام ترنر، تا پیش از کشف تابوت‌دان اشمون‌عازار در سال ۱۸۵۵، کتیبه‌های فنیقیِ یافت‌شده یا متعلق به دوره‌های بسیار متأخر بودند یا در مناطق دیگری چون کارتاژ، قبرس، مالت و آتن کشف شده بودند. اهمیت ویژهٔ این تابوت‌دان در این است که هم از نظر زبانی خالص‌تر و قدیمی‌تر است و هم نخستین و طولانی‌ترین کتیبهٔ اصیلِ فنیقی به‌شمار می‌رود که در خودِ سرزمین اصلی فنیقیه به دست آمده است.[۹۶][۹۷]

واژگان

  1. ↑ Alphonse Durighello
  2. ↑ Aimé Péretié
  3. ↑ Honoré Théodoric d'Albert de Luynes
  4. ↑ Theophoric name
  5. ↑ Successor culture
  6. ↑ مغارة أبلون
  7. ↑ William John Bankes
  8. ↑ Nécropole Phénicienne
  9. ↑ Cornelius Van Alen Van Dyck
  10. ↑ The United States Magazine
  11. ↑ Habib Abela
  12. ↑ Émilien de Nieuwerkerke
  13. ↑ Édouard Thouvenel
  14. ↑ Hippolyte Fortoul
  15. ↑ Sérieuse
  16. ↑ Delmas De La Perugia
  17. ↑ Pavillon Sully
  18. ↑ Charles Gaillardot
  19. ↑ Anthropoid
  20. ↑ William Wadden Turner
  21. ↑ John Clark Love Gibson
  22. ↑ Jean-Joseph-Léandre Bargès
  23. ↑ matres lectionis
  24. ↑ Heinrich Ewald
  25. ↑ William Henry Green
  26. ↑ James Murdock
  27. ↑ Williams Jenks
  28. ↑ Christian Frederic Crusé
  29. ↑ William McClure Thomson
  30. ↑ Vocalization
  31. ↑ Edward E. Salisbury
  32. ↑ Emil Rödiger
  33. ↑ Franz Dietrich
  34. ↑ Johann Gildemeister
  35. ↑ Ferdinand Hitzig
  36. ↑ Constantin Schlottmann
  37. ↑ Moritz Abraham Levy
  38. ↑ Marie-Louise Buhl

پانویس

  1. ↑ Hitti 1967, p. 135.
  2. ↑ Jean 1947, p. 267.
  3. ↑ Elayi 2006, p. 22.
  4. ↑ Elayi 2006, pp. 5, 22.
  5. ↑ Amadasi Guzzo 2012, p. 6.
  6. ↑ Lipiński 1995, pp. 135–451.
  7. ↑ Ackerman 2013, pp. 158–178.
  8. ↑ Elayi 1997, p. 69.
  9. 1 2 Elayi & Sapin 1998, p. 153.
  10. ↑ Amadasi Guzzo 2012, pp. 8–9.
  11. ↑ Motta 2015, p. 5.
  12. ↑ Jigoulov 2016, p. 150.
  13. ↑ Jigoulov 2016, pp. 120–121.
  14. ↑ Saidah 1983.
  15. ↑ Torrey 1919, p. 1.
  16. ↑ Renan 1864, p. 362.
  17. ↑ Hamdy Bey & Reinach 1892, p. 1.
  18. ↑ Luynes 1856, pp. 1–2غار را ذکر می‌کند.
  19. ↑ Macridy 1904, p. 8.
  20. ↑ Gras, Rouillard & Teixidor 1991, p. 127.
  21. ↑ Ward 1994, p. 316.
  22. ↑ Luynes 1856, pp. 8–9.
  23. ↑ Lewis, Sartre-Fauriat & Sartre 1996, p. 61.
  24. 1 2 Jidéjian 2000, pp. 15–16.
  25. 1 2 Long 1997, p. 261.
  26. ↑ United States Magazine correspondent 1855, p. 380.
  27. 1 2 Jidéjian 2000, p. 17.
  28. 1 2 3 4 5 6 7 8 Luynes 1856, p. 1.
  29. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Caubet & Prévotat 2013.
  30. 1 2 Klat 2002, p. 101.
  31. ↑ United States Magazine correspondent 1855, pp. 379–381.
  32. ↑ Bargès 1856, p. 1.
  33. 1 2 3 4 Klat 2002, p. 102.
  34. ↑ Renan 1864, p. 402.
  35. ↑ Briquel-Chatonnet & Meaux 2019, p. Back cover.
  36. ↑ Fawaz 1983, p. 89عنوان دقیق حبیب ابیلا.
  37. 1 2 Tahan 2017, pp. 29–30.
  38. 1 2 Chancellerie du Consulat général de France à Beyrouth 1855.
  39. 1 2 3 Holloway, Davis & Drake 1855, p. 1.
  40. 1 2 3 4 Luynes 1856, p. 2.
  41. ↑ United States Magazine correspondent 1855, p. 379.
  42. ↑ Bargès 1856, p. 40.
  43. 1 2 3 4 King 1887, p. 135.
  44. 1 2 Luynes 1856, p. 3.
  45. ↑ Jidéjian 1998, p. 7.
  46. ↑ Renan 1864, p. 414.
  47. ↑ Jidéjian 2000, pp. 17–18.
  48. ↑ Buhl 1959, p. 34.
  49. ↑ Turner 1860, pp. 48, 51–52.
  50. 1 2 3 Gibson 1982, p. 105.
  51. 1 2 3 4 Turner 1860, p. 52.
  52. 1 2 3 4 Rosenthal 2011, pp. 311–312.
  53. ↑ Bargès 1856, p. 39.
  54. ↑ Donner & Röllig 2002, p. 3.
  55. ↑ Turner 1860, p. 48.
  56. 1 2 Turner 1860, pp. 51–52.
  57. ↑ Turner 1860, pp. 52–53.
  58. ↑ Luynes 1856, p. 5.
  59. ↑ Turner 1860, pp. 48–50.
  60. 1 2 Turner 1860, p. 49.
  61. 1 2 Salisbury 1855, p. 230.
  62. 1 2 Haelewyck 2012, p. 82.
  63. ↑ Salisbury 1855, pp. 223–224.
  64. ↑ Turner 1855, pp. 246–247.
  65. ↑ Rödiger 1855, pp. 648–658.
  66. ↑ Dietrich & Gildemeister 1855, pp. 35–37.
  67. ↑ Hitzig 1855, pp. 54–55.
  68. ↑ Schlottmann 1867, pp. 46–47.
  69. ↑ Luynes 1856, pp. 4–9.
  70. ↑ Ewald 1856, pp. 70–71.
  71. ↑ Bargès 1856, pp. 6–12.
  72. ↑ Munk 1856, pp. 13–16.
  73. ↑ Levy 1864, Multiple dictionary entries marked with "Sid.".
  74. 1 2 3 Haelewyck 2012, pp. 80–81.
  75. 1 2 3 4 Amadasi Guzzo 2019, p. 207.
  76. ↑ Amadasi Guzzo 2019, p. 209.
  77. 1 2 3 Gzella 2011, p. 70.
  78. 1 2 3 4 Gzella 2011, p. 71.
  79. 1 2 3 4 Amadasi Guzzo 2019, p. 210.
  80. ↑ Amadasi Guzzo 2019, p. 213.
  81. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 Gzella 2011, p. 63.
  82. 1 2 3 4 Amadasi Guzzo 2019, p. 218.
  83. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Gzella 2011, p. 72.
  84. ↑ Amadasi Guzzo 2019, p. 217.
  85. ↑ Gzella 2011, p. 61.
  86. ↑ Kelly 1987, pp. 48–49.
  87. ↑ Buhl 1959, pp. 213–215.
  88. 1 2 Elayi 2006, p. 6.
  89. ↑ Versluys 2010, p. 14.
  90. ↑ Dussaud, Deschamps & Seyrig 1931, Plaque 29.
  91. ↑ Gibson 1982, p. 102.
  92. ↑ Buhl 1959, pp. 32–34.
  93. ↑ Contenau 1920, p. 19.
  94. ↑ Sader 2016, p. 59.
  95. 1 2 Van Dyck 1864, p. 67.
  96. 1 2 Lehmann 2013, p. 213.
  97. 1 2 Turner 1855, p. 259.
  98. ↑ Schade 2006, p. 154.
  99. 1 2 3 Dussaud, Deschamps & Seyrig 1931, Plaque 30.
  100. ↑ Vlassopoulos 2013, pp. 271–273.

کتاب‌شناسی

برای مطالعهٔ بیشتر

تابوت‌دان اشمون‌عازار دوم در پروژه‌های خواهر

در ویکی‌انبار نگارخانهٔ مرتبط در ویکی‌انبار