خاکسپاری در مصر باستان
.jpg)
مصریان باستان مجموعه ای مفصل از مراسم تشییع جنازه داشتند که به اعتقاد آنها برای اطمینان از جاودانگی آنها پس از مرگ ضروری است. این آیینها شامل مومیایی کردن جسد، گذاشتن طلسمهای جادویی و دفن با وسایل خاصی بود که تصور میشد در زندگی پس از مرگ مورد نیاز فرد مرده است.[۱]
روند تدفین باستانی در طول زمان با کنار گذاشتن آداب و رسوم قدیمی و پذیرفتن آداب و رسوم جدید تکامل یافت، اما چندین عنصر مهم این روند ادامه یافت. اگرچه جزئیات خاص در طول زمان تغییر کرد، اما آمادهسازی جسد، طلسمها و وسایل قبر، همه بخشهای ضروری یک تشییع جنازه مصری بود.
تاریخچه
اگرچه هیچ نوشتهای از دوره پیش از تشکیل پادشاهی در مصر (حدود ۶۰۰۰ تا ۳۱۵۰ پیش از میلاد) باقی نمانده است، محققان معتقدند اهمیت جسم مادی و حفظ آن در همین زمان نشات گرفته است. این احتمالاً توضیح میدهد که چرا مردم آن زمان از رسم معمول سوزاندن در میان فرهنگهای همسایه پیروی نمیکردند، بلکه مردهها را دفن میکردند. برخی از محققان بر این باورند که مصریان دوران پیش از سلسله میترسیدند که در صورت بدرفتاری با اجساد پس از مرگ، دوباره زنده شوند و انتقام بگیرند.
تدفینهای اولیه در گودالهای بیضی شکل ساده و کم عمق با چند وسیله معمولی بود. گاهی افراد و حیوانات متعددی را در یک قبر به صورت طبقهای قرار میدادند. با گذشت زمان، ساختمان و چینش قبرها پیچیدهتر شدند. اجساد در یک تابوت سر باز حصیری قرار میگرفتند و بعداً استفاده از تابوتهای چوبی یا سفالی انتخاب رواج داده شد. در قبرها وسایل تدفین مانند جواهرات، غذا، تختهٔ بازی و سنگ چخماق تیز شده بود.[۲]

از دوره قبل از آغاز سلسله پادشاهی تا آخرین سلسله بطلمیوسی، تمرکز فرهنگی دائمی بر زندگی ابدی و قطعیت وجود انسان در جهان فراتر از مرگ وجود داشت. این اعتقاد به زندگی پس از مرگ در دفن اشیاء قبر در مقبرهها بروز داده میشد. اعتقادات مصریان به زندگی پس از مرگ در سراسر جهان باستان از طریق تجارت و انتقال فرهنگی شناخته شد و بر تمدنها و ادیان دیگر تأثیر گذاشت. قابل ذکر است که این باور از طریق جاده ابریشم به خوبی شناخته شد. مصریان بر این باور بودند که افراد بر اساس این که بتوانند هدفی را در آنجا انجام دهند در زندگی پس از مرگ پذیرفته میشوند. به عنوان مثال، تصور میشد که پادشاه به دلیل فرمانروای مصر باستان بودن، اجازه ورود به زندگی پس از مرگ را داشته باشد.
اجسادهای انسانهای قربانی شده یافت شده در مقبرههای سلطنتی اولیه، این احتمال را تقویت میکند که در زندگی پس از مرگ هرکس به هدفی باید عمل کند. کسانی که قربانی شدند احتمالاً برای خدمت به پادشاه در زندگی پس از مرگ، جان خود را از دست دادهاند. در نهایت مجسمهها و نقاشیهای دیواری جایگزین قربانیان انسانی میشوند.[۳]
نه تنها طبقات فرودست جامعه به لطف و نظر فرعون تکیه میکردند، بلکه طبقات اشراف نیز به لطف فرعون متکی بودند. آنها معتقد بودند که پس از مرگ، پادشاهان به خدایان تبدیل میشوند که میتوانند به افراد خاصی توانایی زندگی پس از مرگ را بدهند. این باور از دوره پیش از سلسله پادشاهی تا پادشاهی کهن وجود داشت. در دوره اول میانی، اهمیت فرعون کاهش یافت. طلسمها و وردهای تشییع جنازه که قبلاً به استفاده سلطنتی محدود میشد، بهطور گسترده در دسترس قرار گرفت. فراعنه دیگر خدا-پادشاه نبودند.[۴]
دوره پیش از سلطنت
آداب و رسوم تشییع جنازه در دوره قبل از پادشاهان از آداب و رسوم دوران پیش از تاریخ خاورمیانه توسعه یافت. در ابتدا مردم در دوره بدریان (۴۴۰۰ تا ۳۸۰۰ ق. م) گورهای گرد حفر کردند. در پایان دوره قبل از سلسله پادشاهی، تعداد فزایندهای از اشیاء همراه با مردهها در گورهای مستطیلی قرار میگرفتند، و شواهد فزایندهای از مناسک انجام شده توسط مصریان دوره نقاده دوم (۳۶۵۰–۳۳۰۰ قبل از میلاد) وجود دارد. در این نقطه، اجساد بهطور منظم به صورت خمیده و فشرده چیده میشدند و صورت به سمت شرق و طلوع خورشید یا غرب که در این دوره تاریخی سرزمین مردگان بود، قرار میگرفت. هنرمندان کوزهها را با تشییع جنازه و شاید تصاویری از رقص آیینی نقاشی میکردند. پیکرهای زنان برهنه با صورتهای پرنده مانند و پاهایشان در زیر دامن نیز ظاهر شد. برخی از قبرها از نظر وسایل درون مقبره، بسیار غنی تر از سایرین بودند که نشان دهنده آغاز طبقهبندی اجتماعی است. تفاوتهای جنسیتی در تدفین با گنجاندن سلاح در قبور مردان و لوازم آرایشی در قبور زنان پدیدار شد.[۵]
در سال ۳۶۰۰ قبل از میلاد، مصریان شروع به مومیایی کردن مردگان کرده بودند و آنها را در باندهای کتانی با روغن مخصوص مومیایی (رزین مخروطی و عصاره گیاهان معطر) مومیایی میکردند.[۶][۷]
دوره سلسله نخست مصر: ظهور مقبرهها و تابوتها

در سلسله اول، برخی از مصریان آنقدر ثروتمند بودند که به جای قرار دادن اجساد خود در گورهای گودالی ساده که در شن و ماسه حفر شده بودند، مقبره بر روی مردگان خود بسازند. مقبره مستطیل شکل و آجری با اتاق تدفین زیرزمینی، که در باستانشناسی مدرن مصطبه نامیده میشود، در دوره سلسله نخست پادشاهی توسعه یافت. این مقبرهها دارای دیوارهای طاقچه مانند بودند، سبکی از ساختمان که به آن نقوش کاخ-نما میگویند، زیرا دیوارها شبیه دیوارهای اطراف کاخ فرعون بودند. با این حال، از آنجایی که مردم عادی و همچنین پادشاهان چنین مقبرههایی داشتند، معماری نشان میدهد که در هنگام مرگ، برخی از افراد ثروتمند به جایگاه والایی دست یافتهاند. بعدها در دوره تاریخی مشخص میشود که آن فرد متوفی با خدای مردگان، اوزیریس مرتبط بوده است.
وسایلهای درون مقبرهها گسترش یافت و شامل مبلمان، جواهرات، و تختههای بازی و همچنین سلاحها، لوازم آرایشی و مواد غذایی در کوزههای تزئین شده بود که قبلاً در دوره پیش از سلسلهای شناخته شده بود. در غنیترین مقبرهها، تعداد اشیای قبر به هزاران میرسید. فقط تابوتهای تازه اختراع شده برای بدن بهطور خاص برای مقبره ساخته شده است. برخی شواهد غیرقابل قطعیت برای مومیایی کردن وجود دارد. دیگر اشیاء موجود در مقبرهها که در زندگی روزمره مورد استفاده قرار میگرفتند نشان میدهند که در سلسله اول مصریان پیشبینی میکردند که در زندگی بعدی به چنین اشیایی نیاز داشته باشند. تداوم بیشتر از این زندگی به زندگی بعدی را میتوان در موقعیت مقبرهها یافت: آن دسته از افرادی که در طول زندگی خود به پادشاه خدمت میکردند، مقبرههای نزدیک به پادشاه خود را انتخاب میکردند. استفاده از سنگ یادبود در جلوی مقبره در سلسله اول پادشاهی آغاز شد که نشان دهنده تمایل به شخصیسازی کردن مقبره با نام متوفی است.[۸]
دوره پادشاهی کهن: آغاز ظهور اهرام و مومیایی کردن

در پادشاهی کهن، پادشاهان برای اولین بار اهرام را برای مقبرههای خود ساختند که با مصطبههای سنگی برای مقامات بلندپایه اطراف فرعون، احاطه شده بود. این واقعیت که اکثر مقامات عالیرتبه نیز از بستگان سلطنتی بودند، انگیزه دیگری را برای نزدیک بودن مقبرهها به هم نشان میدهد؛ این مجموعهها در واقع گورستان خانوادگی نیز بودهاند.
برای افراد رده بالا، اجساد را مومیایی میکردند، در باندهای کتانی میپیچیدند، گاهی با گچ قالبگیری میپوشانند و در تابوتهای چوبی ساده قرار میدادند. در پایان پادشاهی کهن، ماسکهای مومیایی در کارتونیج (کتانی آغشته به گچ، مدلسازی و رنگ آمیزی) نیز ظاهر شد. از کوزههای کانوپیک برای نگه داشتن اندامهای داخلی آنها استفاده میشد. طلسمهای طلا، فیانس (نوعی مهره رنگی) و عقیق جگری رنگ ابتدا در اشکال مختلف برای محافظت از قسمتهای مختلف بدن ظاهر شدند. اغلب، نقش برجستههایی از اقلام روزمره بر روی دیوارها حک میشد تا وسایل فرد متوفی درون مقبره را تکمیل کند، که آنها را از طریق به تصویر کشیدن در دسترس قرار میداد.
درب کاذب جدید یک مجسمه سنگی غیرکاربردی از یک در بود که در داخل مقبره یا در بیرون مصطبه یافت میشد. این درب، مکانی را برای نذری و خواندن دعا برای متوفی فراهم میکرد. مجسمههای متوفی در مقبرهها گنجانده میشد و برای اهداف آیینی استفاده میشد.[۹] مصریان باستان در آرامگاهها «درهای کاذب» حجاری میکردند؛ با این باور که ارواح بتوانند از آنها وارد و خارج شوند.[۱۰]
دوره نخست میانی: تنوع و تفاوت در نوع تابوتها
.svg.png)
وضعیت سیاسی در دوره نخست میانی پادشاهی مصر -که در آن بسیاری از مناطق مصر به نوعی تبدیل به مراکز قدرت شده بودند- در بسیاری از سبکهای محلی هنر و تدفین در آن زمان منعکس شده است. بسیاری از سبکهای منطقه ای برای تزئین تابوتها باعث میشود که منشأ آنها به راحتی از یکدیگر متمایز شود. به عنوان مثال، برخی از تابوتها دارای کتیبههای یک خطی هستند و بعضی دیگر شامل تصویر چشمان وادجت (چشم انسان با نشانههای شاهین) است. همچنین تنوع در منطقهها در هیروگلیفهای مورد استفاده برای تزئین تابوتها وجود دارد.
گاهی اوقات مردان ابزار و اسلحه را در قبر خود میگذاشتند، در حالی که برخی از زنان، جواهرات و لوازم آرایشی مانند آینه را در مقبره خود قرار میدادند. سنگهای آسیاب گاهی در مقبرههای زنان گنجانده میشد تا شاید ابزاری برای تهیه غذا در جهان بعد، به حساب آید، همانطور که سلاحهای موجود در مقبرههای مردانه دلالت بر این داشت که مردان در جهان بعد از مرگ بتوانند بجنگند.[۱۱]
پادشاهی میانه، محتویات مقبره جدید


آداب خاکسپاری در پادشاهی میانه، تأثیر گرفته از برخی از روندهای سیاسی آن دوره است. در طول سلسله یازدهم، مقبرهها در کوههای تبس، اطراف مقبره فرعون یا در گورستانهای محلی در مصر علیا و میانه قرار داده شدهاند. تبس، شهر پادشاهان سلسله یازدهم بود و آنها ترجیح میدادند در همانجا دفن شوند. اما مقامات بلندپایه سلسله دوازدهم که به پادشاهان خانواده جدیدی خدمت میکردند ترجیح میدادند در کنار این پادشاهان سلسله دوازدهم دفن شوند. علاوه بر این، تفاوت همواری در بین شهرهای تبس و اللشت منجر به تفاوت در نوع مقبره شد: در شمال یعنی شهر اللشت، اشراف مصطبهها را در دشتهای هموار بیابانی میساختند، در حالی که در جنوب یعنی شهر تبس، مقامات بلندپایه به حفاری مقبرهها در کوه ادامه میدادند.
برای کسانی که در دوره سلسله یازدهم از درباریان سلطنتی رده پایینتر بودند، مقبرهها سادهتر بودند. تابوتها میتوانند جعبههای چوبی ساده ای باشند که بدن آن یا مومیایی شده و در کتان پیچیده شده باشد یا به سادگی بدون مومیایی پیچیده شده باشد، و همچنین یک ماسک مومیایی کارتونیجی به آن اضافه شود، این رسم تا دوره یونانی-رومی ادامه داشت. برخی از مقبرهها شامل کفشهای چوبی و مجسمه ای ساده در نزدیکی بدن بود. در یک دفن تنها دوازده قرص نان، یک پای گاو و یک کوزه آبجو برای تقدیم غذا وجود داشت. جواهرات را میتوان در بعضی از مقبرههای مقامات رده پایین مشاهده کرد، اما به ندرت اشیاء با ارزش زیادی در قبرهای غیر افراد رده بالا یافت میشد. ماکتهای چوبی قایقها، نقاشیهای آماده کردن غذا، صنعتگران و کارگاههایشان در مقبرههای این دوره یافت شده است.
برخی از تابوتهای مستطیل شکل سلسله دوازدهم دارای کتیبههای کوتاه و نمایشهایی از مهمترین وسایلی است که متوفی به آن نیاز داشته است. برای مردان، اشیاء به تصویر کشیده شده اسلحه و وسایل کارهای اداری و همچنین غذا بودند. تابوتهای زنان آینهها، صندلها و کوزههای حاوی غذا و نوشیدنی را نشان میداد.
در اواخر سلسله دوازدهم، تغییرات قابل توجهی در مراسم خاکسپاری رخ داد که شاید منعکس کننده تغییر و تحول در دستگاه سیاسی - اداری بود که توسط پادشاه سنوسرت سوم (۱۸۳۶–۱۸۱۸ قبل از میلاد) وضع شد. اسکرابهای قلبی و مجسمههایی که به شکل مومیایی شکل میگرفتند، در اغلب در خاکسپاریها گنجانده میشدند، با گذشت زمان تزئین تابوت ساده شد. سلسله سیزدهم شاهد تغییر دیگری در تزئینات مقبره و تابوت بود. نقوش مختلفی در شمال و جنوب مصر یافت شد که بازتابی از قدرت غیرمتمرکز دولت در آن زمان بود. همچنین افزایش قابل توجهی در تعداد خاکسپاریها در یک مقبره وجود داشت که در دورههای قبلی اتفاق نادری بود. به نظر میرسد استفاده مجدد از یک مقبره توسط یک خانواده در طول نسلها زمانی رخ داده است که ثروت بهطور عادلانه توزیع شده است.[۱۲]
دوره دوم میانی: آغاز خاکسپاری افراد خارجی و غیر مصری
_1920.png)
مقبرههای شناخته شده از دوره میانی دوم حضور غیرمصریهایی را که در این کشور دفن شدهاند نشان میدهد. در شمال مصر، گورهای مرتبط با هیکسوسها، قوم سامی غربی که بر قسمتی از دلتای نیل حکومت میکنند، شامل سازههای خشتی کوچک حاوی جسد، ظروف سفالی، خنجر در گور مردان و اغلب یک دفن الاغ در نزدیکی بود. گورهای ساده دایره ای شکل در مناطق مختلف کشور گمان میرود که متعلق به سربازان نوبیایی باشد. چنین گورهایی منعکس کننده آداب و رسوم بسیار باستانی هستند. مقبرههای سربازان نوبیایی دارای گودالهای کم عمق و مدور، جسد جمع شده و گذاشتن غذا در کوزههای خیلی کوچک هستند. گنجاندن گاه به گاه وسایل مصری قابل شناسایی از دوره دوم میانی تنها دلایلیهایی را ارائه میدهد که این تدفینها را از تدفینهای قبل از سلسله و حتی قبل از آن متمایز میکند.[۱۳]
پادشاهی نوین: ظهور وسایل جدید در مقبره

اکثر مقبرههای مقامات بلندپایه، در پادشاهی نوین اتاقهای سنگی تراش خورده بودند. پادشاهان در مقبرههای چند اتاقه و تراشیده شده در دره پادشاهان دفن میشدند و دیگر در اهرام دفن نمیشدند. کاهنان در معابد سنگی که در کرانه غربی رود نیل در مقابل تبس ساخته شده بودند، آیین تشییع جنازه را برای آنها برگزار میکردند.
از شواهد موجود، به نظر میرسد که سلسله هجدهم آخرین دورهای است که در آن مصریها اشیاء متعددی را که در زندگی روزمره خود استفاده میکردند را در مقبرههای خود قرار میدادند. در آغاز در سلسله نوزدهم، مقبرهها حاوی وسایل کمتری از زندگی روزمره بودند و شامل اشیایی بودند که مخصوص دنیای بعدی ساخته شده بودند؛ بنابراین، در دوران گذر از سلسله هجدهم به سلسله نوزدهم، خط جدایی کنندهای را در برگزاری آیینهای خاکسپاری مصریان تشکیل داد: سلسله هجدهم آداب و رسوم گذشتههای نزدیک خود را اجرا میکردند، در حالی که سلسله نوزدهم آداب و رسوم جدیدی را اجرا میکرد.
افراد بلند مرتبه در سلسله هجدهم، اثاثیه و لباس و سایر وسایل را در مقبرههای خود قرار میدادند، اشیایی که بدون شک در طول زندگی روی زمین از آنها استفاده میکردند. از جمله این وسایل میتوان به تخت، صندلی، چهارپایه، صندل چرمی، جواهرات، آلات موسیقی و صندوقهای چوبی اشاره کرد که در این مقبرهها وجود داشت؛ در حالیکه بسیاری از مردم فقیر چیزی فراتر از سلاح و لوازم آرایشی را در مقبره خود قرار نمیدادند.
هیچ مقبره افراد بلند پایهٔ شناخته شده نیست که از دوره پادشاهی نوین غارت نشده، باقی مانده باشد. در آن دوره، هنرمندان و نقاشان، مقبرههای متعلق به افراد بلندپایه را با صحنههای بیشتری از رویدادهای مذهبی تزئین میکردند، نه صحنههای روزمره و زندگی شبانهروزی که از زمان پادشاهی قدیم رایج بود. تصاویر مراسم تشییع جنازه، تقدیس و پرستش خدایان و حتی ترسیم صحنههای جهان پس از مرگ از موضوعاتی بود که در تزئینات مقبره افراد رده بالا به کار میرفت. اکثر اشیاء یافت شده در مقبرههای دوره پادشاهی نوین برای زندگی پس از مرگ ساخته شدهاند.[۱۴]
دوره سوم میانی پادشاهی

اگرچه ساختار سیاسی پادشاهی جدید در پایان سلسله بیستم فروپاشید، اکثریت خاکسپاریها در سلسله بیست و یکم مستقیماً منعکسکننده تحولات دوره قبلی است. در آغاز آن زمان، نقوش برجسته شبیه آثار دوره پادشاهی نوین بود. تنها در پایان دوره سوم میانی، شیوههای تدفین جدید دوره جدید دیده شد. از مقبرههای آن دوره اطلاعات کمی در دست است. به نظر میرسد که فقدان تزیینات در مقبرهها سبب شده که مصریها توجهشان را به تزئینات بسیار دقیقتر تابوتها متمرکز کنند. اثاثیه قبرهای باقی مانده از آن دوره نشان میدهد که اوشابتیهای ارزان قیمتی برای همه ساخته شود، حتی زمانی که صاحب آن ملکه یا شاهزاده خانم بوده باشد.[۱۵]
اواخر دوره پادشاهی مصر: بازگشت به سنتها
در خاکسپاریهای دوره متأخر میتوان از مقبرههای معبد مانند در مقیاس بزرگ که برای مقامات بلندپایه غیر سلطنتی برای اولین بار ساخته شده بود، نام برد؛ اما اکثر مقابر در این دوره در چالههایی فرورفته در کف دشت شنی بودهاند. روی تابوتها همچنان متون و طلسمها و صحنههای مذهبی دیده میشد. اوشابتیها برای همه طبقات جامعه استفاده میشوند. کوزههای کانوپیک، اگرچه اغلب غیر کاربردی بودند، همچنان در این دوره استفاده میشدند. یک مجسمه چوبی از اوزیریس یا از خدایان دیگر همراه با اسکرابها، وسایل طلایی و طلسمهای چشم هوروس در مقبرهها قرار داده میشد.[۱۶]
دوره رومی: تأثیرات فرهنگ روم باستان
رومیان باستان مصر را در سال ۳۰ قبل از میلاد فتح کردند و به حکومت آخرین و مشهورترین عضو سلسله بطلمیوسی، کلئوپاترا هفتم پایان دادند. در طول حکومت روم، یک سبک خاکسپاری ترکیبی ایجاد شد که عناصر مصری و رومی را در بر میگرفت. برخی از افراد مومیایی شده و در باندهای کتان پیچیده شدند. قسمت جلوی مومیایی اغلب با مجموعه ای از نمادهای سنتی مصر نقاشی میشد. ماسکهای مومیایی، به سبک سنتی مصری یا رومی، ممکن بود به مومیاییها اضافه شود.[۱۷] در برخی موارد از صفحات برگ مانند طلایی که روی چشمها و زبان قرار میگرفتند استفاده میشد.[۱۸] آیینهای مربوط به مومیایی کردن تا حد زیادی در قرن پنجم پس از میلاد به پایان رسید و اعمال باقی مانده با فتح مصر توسط اعراب مسلمان در سال ۶۴۱ پایان یافت.[۱۹]
مراسم تشییع جنازه
مورخان یونانی مانند هرودوت (قرن ۵ قبل از میلاد) و دیودوروس سیکولوس (قرن ۱ قبل از میلاد) کاملترین شواهد باقی مانده را از نحوه برخورد مصریان باستان با حفظ اجساد ارائه میدهند.[۲۰] قبل از مومیایی کردن، برای تشییع جنازه و همچنین برای تأخیر یا جلوگیری از پوسیدگی، عزاداران، مخصوصاً اگر متوفی دارای مقام بالایی بود، صورت خود را با گل میپوشاندند و در حالی که بر سینه میزدند، در شهر رژه میرفتند. اگر همسر مردی میمرد، تا سه یا چهار روز نگذشته بود، جسد او را مومیایی نمیکردند، زیرا این امر مانع از سوء استفاده از جسد میشد.[۲۰] در صورتی که شخصی در رودخانه نیل غرق میشد یا مورد حمله قرار میگرفت، بلافاصله بدن او را مومیایی میکردند؛ بدن او به صورت مقدس و با دقت مومیایی میشد. این نوع مرگ به عنوان مورد احترام تلقی میشد و فقط کاهنها مجاز بودند که بدن شخص را لمس کنند.[۲۰] پس از مومیایی کردن، خانواده شخص متوفی مراسم شب زنده داری را انجام میدادند و عزاداری میکردند.

بهطور معمول، در مراسم تشییع جنازه گاوهایی بود که تابوت را در یک کالسکهای بدون چرخ میکشیدند، که در کنار و پشت آن دوستان و خانواده آن کالسکه را همراهی و دنبال میکردند. در طول راهپیمایی، کاهن عود میسوزاند و در مقابل جسد شیر میریخت.[۲۱] به محض ورود به مقبره و شروع حیات در زندگی بعدی، کاهن مراسم دهان باز کردن را برای متوفی انجام داد. سر متوفی به سمت جنوب چرخانده میشد. انجام آیین باز کردن دهان جسد توسط کاهنان برای این بود که فرد بتواند در قضاوت بعد از مرگ خود حرف بزند و از خود دفاع کند. سپس اجناس و وسایل را در پایان مراسم به متوفی تقدیم میکردند.[۲۱]
مومیایی کردن
توضیح کلی مومیایی کردن
اگر متوفی میخواست که در زندگی پس از مرگای برای او وجود داشته باشد، حفظ جسدش برای او بسیار مهم بود. در فرهنگ مصر باستان روح، (که کا هم نامیده میشود) که در واقع منشأ و مبدآ حیات و زندگی است، پس از مرگ فرد، از بدن خارج میشود.[۲۲] تنها در صورتی روح (کا) به بدن بر میگردد که شخص به طرز صحیحی جسدش حفظ شود و مومیایی شود تا تولد دوباره برای او صورت میگیرد.[۲۰] مومیاییکنندگان، جسد را پس از مرگ از خانواده متوفی دریافت کردند و به روشی دقیق، آن را برای مومیایی کردن آماده کردند. خانواده و دوستان متوفی بر حسب میزان پولی که داشتند، میتوانستند در ازای پول بیشتر، امکانات و مقبره بهتری را انتخاب کنند، مشابه روندی که در قبرستانهای امروزی انجام میشود. سپس مومیاییکنندگان جسد را تا ایبو که در زبان مصری به معنای «محل شستشو (غسالخانه)» بود میبردند؛ ایبو خیمهای بود که جسد را در آن میشستند، همراهی کردند. گاهی اوقات به آنجا پِر نِفِر هم میگفتند که به معنای خانه زیبایی بود.[۲۰]
مراحل مومیایی کردن
برای اینکه فرد متوفی بتواند تا ابد زندگی کند و در مقابل اوزیریس قرار گیرد و در دادگاه خدایان شرکت کند، باید بدنش با مومیایی کردن حفظ میشد تا روح بتواند به جسدش ملحق شود و از زندگی پس از مرگ لذت ببرد. در فرایند اصلی مومیایی کردن، بدن با از دست دادن آب میان بافتی که برای انجام این کار از ناترون که نوعی نمک طبیعی موجود در وادی ناترون بود، حفظ میشد. بدن از هرگونه مایعی تخلیه شد و بدن همراه پوست، مو و ماهیچهها حفظ شد.[۲۳] در طی این فرایند، کاهنان ویژهای به عنوان مومیایی کننده کار میکردند و جسد متوفی را برای خاکسپاری آماده میکردند.
فرایند مومیایی کردن برای هر کسی که توانایی مالی آن را داشت در دسترس بود؛ همچنین اعتقاد بر این بود که حتی کسانی که توانایی پرداخت هزینههای مومیایی کردن را ندارند، میتوانند با خواندن طلسمها و وردهای صحیح، از زندگی پس از مرگ لذت ببرند. مومیایی کردن بر حسب میزان ثروت افراد در چند نوع وجود داشت:
- گران که همراه با بهترین نوع پارچه کتان، بهترین نوع ناترونها و پرتجربهترین کاهنان مومیایی کننده.
- نسبتاً گران که خدمات کمتری نسبت به نوع گران آن وجود داشت.
- سادهترین که شیوه معمول آن بود.
- کم هزینهترین که فقط ضروریات را انجام میدادند و توجه خاصی به جزئیات نداشتند.[۲۰]

رایجترین و گرانترین روش مومیاییسازی به سلسله هجدهم برمیگردد. اولین قدم، برداشتن اندامهای داخلی و مایعات بدن بود تا بدن پوسیده نشود. مومیاییکنندگان، جسد را پس از قرار دادن بر روی تخت، مغز را از طریق فرآیندی به نام «تخلیه جمجمهای» از جمجمه خارج میکردند. آنها با وارد کردن یک قلاب بلند فلزی از طریق مجاری بینی، مغز را خارج میکردند. تا جایی که میتوانستند با مغز را قلاب برمیداشتند و باقیمانده مغز را با دارو تبدیل به مایع میکردند و و از جمجمه تخلیه کردند.[۲۰] آنها مغز را از بدن خارج میکردند زیرا فکر میکردند که قلب مرکز همه افکار و احساسات و تصمیمهاست و مغز تنها برای پر کردن فضای خالی جمجمه کاربرد دارد.[۲۳]
مرحله بعدی برداشتن اندامهای داخلی مانند ریهها، کبد، معده و رودهها و قرار دادن آنها در کوزههای مخصوص با دربهایی به شکل سر خدایان محافظ. این چهار سردرب عبارت بودند از چهار پسر هوروس: ایمست، هاپی، دوموتف و قبهسنف بود. ایمست در قالب سر انسان بود و از کبد محافظت میکرد. هاپی در قالب سر بابون بود و از ریهها محافظت میکرد. دوموتف در قالب سر شغال بود و از معده محافظت میکرد. قبهسنوف در قالب سر شاهین بود و از رودههای کوچک و بزرگ محافظت میکرد.[۲۴] گاهی اوقات این چهار کوزه را در صندوق کانوپی قرار میدادند و همراه با جسد مومیایی شده دفن میکردند. یک صندوق کانوپی شبیه یک «تابوت مینیاتوری» بود و به طرز پیچیده و زیبایی نقاشی شده بود. مصریان باستان بر این باور بودند که با دفن اعضای بدن متوفی کنار جسدش، ممکن است دوباره به زندگی پس از مرگ بپیوندند.[۲۵] در مواقع دیگر اعضای خارج شده بدن شستشو داده میشدند تا تمیز و پاک بشوند و سپس به بدن برمیگشتند.[۲۰] سپس حفره بدن را با شراب (از اتانول موجود در آن برای ضدعفونی کردن استفاده میکردند) و مجموعه ای از داروها و ادویهها شستشو میدادند. سپس بدن را با گیاهان معطر و ادویه جات پر میکردند و آن را میدوختند.[۲۰] قلب در بدن میماند، زیرا در تالار داوری در مقابل خدایان، قلب انسان با پر ماعت سنجیده میشد. پس از شستن پوست بدن با شراب برای ضد عفونی کردن آن، بدن را با ناترون میپوشاندند. روند بیرون کشیدن آب بدن ۴۰ روز طول میکشید.[۲۶]
بخش دوم فرایند مومیایی کردن، ۳۰ روز طول میکشید. این زمانی بود که فرد متوفی به یک موجود نیمه الهی تبدیل میشد و هر آنچه از قسمت اول در بدن باقی میماند حذف میشد. برای ضد عفونی کردن بدن از شراب استفاده میکردند و سپس روغن میریختند. این روغنها برای اهداف تشریفاتی و همچنین برای جلوگیری از شکستن اندامها و استخوانها در حین پیچیده شدن بود. بدن گاهی اوقات با رزین طلایی رنگ میشد تا جسد در برابر باکتریها و حشرات محافظت بشود. علاوه بر این، مصریان اعتقاد داشتند که موجودات آسمانی گوشتی از طلا دارند. سپس، در حالی که یک کاهن دعا میخواند و بخور میساخت و عود را میسوزاند، جسد را در کتانی که به صورت نوار بریده شده بود، با تعویذی خاص میپوشاندند. نوارهای کتان را با استفاده از صمغ به بدن میچسبانند[۲۷] این نوارهای کتان، بدن را در برابر عوامل مختلفی محافظت میکرد و بسته به میزان ثروت خانواده متوفی، میتوانستند آن را با نقاب و زیورآلات تزئینی آن را تزئین کنند.[۲۷] مراقبتهای ویژهای به از سر، دستها، پاها و اندام تناسلی میشد، زیرا مومیاییهایی که مربوط به اواخر پادشاهی مصر هستند، در این نواحی، پوشش و محافظتی بیشتر انجام دادند.[۲۸] مومیاییها از طریق برچسبهای کوچک چوبی که معمولاً به دور گردن متوفی بسته میشدند شناسایی شدند.[۲۷] روند ۷۰ روزه این مراسمات میتواند به اوزیریس و طول مدت زمانی که ستاره شباهنگ در آسمان غایب است، اشاره داشته باشد.[۲۹]
گزینه نسبتاً گران برای مومیایی کردن که مخصوص افراد ثروتمند مصری بود شامل برش در حفره شکم یا برداشتن اندامهای داخلی نیست بلکه در عوض مومیایی کنندگان روغن درخت سرو را به بدن تزریق میکردند که از خروج مایعات از بدن جلوگیری میکرد. سپس جسد را برای چند روز مشخص در ناترون میگذاشتند. سپس روغن از بدن خارج شد و به همراه آن اندامهای داخلی مانند معده و رودهها که توسط روغن سرو به حالت مایع درآمدند، بیرون میآمد. گوشت جسد در ناترون حل شد و تنها از بدن متوفی پوست و استخوان باقی میماند سپس بقایای آن به خانواده بازگردانده میشود.[۲۰] ارزانترین و ابتداییترین روش مومیایی، که اغلب توسط فقرا انتخاب میشد، شامل پاکسازی اندامهای داخلی متوفی و سپس قرار دادن جسد در ناترون به مدت ۷۰ روز بود. سپس جسد به خانواده تحویل داده شد.[۳۰]
آداب خاکسپاری در مصر باستان

پس از آماده شدن مومیایی، باید به صورت نمادین توسط یک کاهن جسد دوباره زنده شود. مراسم یاز کردن دهان توسط کاهن انجام میشد که طلسمی به زبان میآورد و بدن مومیایی یا تابوت را با اسکنه ای مسی یا سنگی مورد لمس و ضربه قرار میداد. این مراسم تضمین میکرد که فرد میتواند در زندگی پس از مرگ، نفس بکشد و صحبت کند. به روشی مشابه، کاهن میتوانست برای زنده کردن دستها، پاها و سایر اعضای بدن مومیایی طلسمهایی به زبان بیاورد. طلسمی که کاهن به زبان میآورد در کتاب مردگان اینگونه ذکر شده است:

مصریان بر این باور بودند که فرد متوفی پس از مرگ همچنان میتواند احساس خشم یا کینه را همانند دوران زندگی داشته باشد، و همچنین نسبت به رفاه خانوادهٔ خود که هنوز زنده است، نگرانی داشته باشد. از این رو انتظار میرفت که متوفی از خانواده زنده خود حمایت و پشتیبانی کند.[۳۲]
مصریهای کمتر خوش شانس هم میخواستند اعضای خانواده شان به درستی دفن شوند. یک دفن معمولی در صحرا برگزار میشد، جایی که خانواده جسد را در پارچهای میپیچیدند و آن را با وسایل روزمره دفن میکردند تا در زندگی پس از مرگ راحت باشند.[۳۳] اگرچه برخی از مردم عادی میتوانستند مومیایی کنند و میتوانستند بپردازند، اما بیشتر آنها به دلیل هزینههای بالای آن، نتوانستند.[۳۴] اغلب، مصریان فقیرتر در گورهای دسته جمعی یافت میشوند که مومیایی نشده و تنها با حداقل اشیاء مدفون هستند.
مقبرهها
در عقیده مصریان باستان مقبره محل اقامت متوفی بود. مقبرهها دو وظیفه مهم را ایفا میکرد:
- محافظت از جسم متوفی و کمک به آرامش او
- مکانی برای عزاداران که در آن مراسمات خود را انجام بدهند
بنابراین مصریان باستان در مورد نحوه ساخت مقبرهها بسیار جدی بودند.[۳۵] دو علامت معرفی کنندهٔ مقبره عبارتند از: اتاق دفن، که در آن جسم متوفی (در داخل تابوت) و وسایل زندگی در جهان پس از مرگ او وجود داشت، و یک اتاق گردهمایی که شبیه یک عبادتگاه بود تا در آن عزاداران، خانواده و دوستان میتوانستند دور هم جمع شوند. در مقبره یک پادشاه به جای یک عبادتگاه کوچک، معبدی کامل وجود داشت.[۳۵]

بهطور معمول، مقبره یک فرد متوفی در جایی نزدیک به محل زندگی آنها قرار داشت. مصریان باستان ترجیح میدادند متوفی را در زمینی دفن کنند که حاصلخیز یا مخصوص کشاورزی و دامداری نباشد؛ بنابراین مقبرهها بیشتر در مناطق کویری ساخته میشدند. مقبرهها معمولاً در نزدیکی یکدیگر ساخته میشدند و به ندرت کسی به تنهایی دفن میشد؛ اما برای یک فرعون متوفی، مقبره در مکانی بسیار مقدس قرار داشت.[۳۵]
در مصر ما قبل تاریخ، اجساد در بیابانها دفن میشدند و به علت کمآبی و هوای خشک و گرم، اجساد بهطور طبیعی حفظ میشدند. «قبرها» گودالهای کوچک بیضی یا مستطیلی شکلی بودند که در ماسه حفر شده بودند. جسد متوفی را به همراه چند کوزه غذا و نوشیدنی و چند تخته سنگ با طلسمهای مذهبی در کنار آن قرار میدادند. بهطور کلی اندازه قبرها بر اساس موقعیت و ثروت افزایش مییافت. شرایط خشک و بیابانی در مصر باستان برای دفن فقرا مفید بود، افرادی که توانایی پرداخت هزینههای پیچیده خاکسپاری مانند خاکسپاری ثروتمندانه را نداشتند در مقبرههای سادهای به نام مصطبه دفن میشدند. مصطبههای سلطنتی بعداً به اهرام پلکانی و سپس «اهرام سنگی بزرگ» تبدیل شدند. مراسم خاکسپاری، از جمله «آئین باز کردن دهان» در معبد دره انجام میشد.[۳۶]
اکثر گورستانها در کرانه غربی رود نیل قرار داشتند که به صورت استعاری به عنوان «سرزمین مردگان» نامیده میشد. گفته میشد که مقبره نشان دهنده جایگاه متوفی در جهان آفرینش بود که در نهایت به طبقه اجتماعی متوفی بستگی داشت. اگر متوفی از جایگاه ویژه ای برخوردار بود، آنها را در نزدیکی پادشاه دفن میکردند، در حالی که افراد متوسط و پایین را در نزدیکی محلی که در آن زندگی میکردند، دفن میکردند.[۳۷] مقبرهها بر حسب درجه اجتماعی افراد در مکانی بالاتر یا پایینتر قرار میگرفت به صورتی که مقبره فرماندهان رده بالا در بالای تپه بود و مقبره فرماندهان رده پایین در پایین تپه قرار داشت.[۳۵]
تابوتها

پس از انجام بعضی آئینهای مومیایی کردن، مومیایی در تابوت قرار داده میشد. اگرچه تابوتهایی که اجساد متوفی را در خود جای داده بودند، به سادگی از چوب ساخته شده بودند، اما به شکل شگفتانگیزی رنگ آمیزی شده بودند و متناسب با هر فردی طراحی شده بودند. تزئینات روی تابوت معمولاً متناسب با وضعیت متوفی بود. در طول پادشاهی کهن، موارد زیر روی هر تابوت نوشته میشد:
- نام متوفی
- فهرستی از پیشکشهای دوستان و خانواده
- دریچهای که کا (روح) میتوانست از آن عبور کند
- و چشمهایی نقاشی شده بود تا متوفی بتواند در تابوت به بیرون نگاه کند.[۳۸]
در دوران پادشاهی میانه، با تابوت به گونهای رفتار میشد که گویی یک «مقبره مینیاتوری» است و به این صورت نقاشی و نوشته میشد. تصاویر الهههای ایزیس و نفتیس روی تابوتها نقاشی شده بود و گفته میشد که در زندگی پس از مرگ از متوفی محافظت میکنند. در کنارههای تابوتها، چهار پسر هوروس نیز نقاشی شدهبودند. اغلب بر تابوتها نیز دعا نوشته میشد.[۳۹]
دادگاه قضاوت خدایان

عقیده مصریان در رابطه با دادگاه قضاوت چنین بود: برای اینکه بتوانند در زندگی پس از مرگ اجازه حیات داشته باشند، کسانی که از دنیا میرفتند، موظف به قضاوت چند مرحله ای از سوی خدایان خاص بودند.[۳۷] مفهوم و اعتقاد به قضاوت در دوران پادشاهی جدید بیان شده بود. این دادگاه مراحلی داشت: قلب متوفی را در مقایسه با پر ماعت وزن میکردند، در حالی که آمیت منتظر بود که اگر متوفی گناهکار است، قلب او را بخورد و خوردن قلب یک متوفی به معنای نابودی او بود.[۳۵] آن متوفی اوزیریس را سوگند میداد که گناهی مرتکب نشده است که به «اعتراف منفی» معروف است.[۴۰] چهل و دو ارزیابِ ماعت قضاوت میکردند که زندگی متوفی چگونه بوده است، و این نشان دهنده موضوع اصلی ورود متوفی به زندگی پس از مرگ بود. پس از قضاوت، خانواده و دوستان متوفی از ارزیابها تجلیل میکردند و به حقانیت آنان برای گزینش افراد برای ورود به عالم آخرت میبالیدند.
قایقهای تشییع

قایقهای تشییع جنازه بخشی از آیینهای خاکسپاری مصر باستان بودند.[۴۱] این قایق نماد انتقال مردگان از زندگی زمینی به زندگی پس از مرگ است. قایقها نقش عمدهای در عقاید دینی مصر بازی میکردند، زیرا آنها بهعنوان وسیلهای اصلی برای سفر خدایان در آسمان متصور میشدند. یکی از انواع قایقهایی که در مراسم تشییع جنازه استفاده میشد برای زیارت اماکن مقدسی مانند ابیدوس بود. برای مثال، یک قایق بزرگ تشییع جنازه در نزدیکی یک هرم سلطنتی از پادشاهی قدیم برای پادشاه خوفو پیدا شد. قایقهای تشییع جنازه معمولاً از چوب ساخته میشدند. مصریان از دستهای از نیهای پاپیروس استفاده میکردند و آنها را با چوب بسیار محکم به هم میبستند.[۴۲] رایجترین مسیر برای قایقهای تشییع جنازه رودخانه نیل بود. قایق تابوت را حمل میکرد و غالباً یک سگ در قایق داشت زیرا آنها معتقد بودند که سگها فرد متوفی را به زندگی پس از مرگ میبرند.[۴۳] قایقها معمولاً حدود ۲۰ فوت یا بیشتر اندازه داشتند. اما اینگونه قایقهای کوچک با مقام و رتبه پادشاهان بزرگی مانند خوفو (که هرم بزرگ را ساخت) همخوانی نداشت. قایق تشییع جنازه او تقریباً ۱۴۴ فوت طول و ۱۲ پارو داشت. قایقهای تشییع جنازه معمولی، اندازه کوچکتر با پاروهای کمتری داشتند.[۴۴]
منابع
- ↑ Ancient Egyptian Mummies: A Web Quest for 4th-6th Grade (Social Studies), Lee Anne Brandt. Retrieved from the Wayback Machine internet archive on May 8, 2013.
- ↑ Dunand, F. ; Lichtenberg, Roger (2006). Mummies and Death in Egypt. London, UK: Cornell University Press.
- ↑ Donadoni, Sergio (1997). The Egyptians. Chicago, IL: University of Chicago Press. p. 262.
- ↑ Wilson, John A. (1965). The Culture of Ancient Egypt. Chicago, IL: University of Chicago Press. p. 116.
- ↑ Bleiberg, Edward; Cooney, Kathlyn M. (2008). To Live Forever: Egyptian treasure from the Brooklyn Museum. Brooklyn, NY: Brooklyn Museum. ISBN 978-1-904832-52-2. ISBN 1-904832-52-0.
- ↑ Wei-Haas, Maya (15 August 2018). "Mummy yields earliest known Egyptian embalming recipe". National Geographic. Archived from the original on August 16, 2018.
- ↑ Seisberger, Mindy (16 August 2016). "This ancient mummy is older than the pharaohs". Live Science.
- ↑ Bleiberg, Edward; Cooney, Kathlyn M. (2008). To Live Forever: Egyptian treasure from the Brooklyn Museum. Brooklyn, NY: Brooklyn Museum. ISBN 978-1-904832-52-2. ISBN 1-904832-52-0.
- ↑ Bleiberg, Edward; Cooney, Kathlyn M. (2008). To Live Forever: Egyptian treasure from the Brooklyn Museum. Brooklyn, NY: Brooklyn Museum. ISBN 978-1-904832-52-2. ISBN 1-904832-52-0.
- ↑ Taylor، Jodie (۲۰۲۵-۰۱-۳۱). «6 Fascinating Facts About Doors You Didn't Know». UK Doors Online (به انگلیسی). دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۱.
- ↑ Bleiberg, Edward; Cooney, Kathlyn M. (2008). To Live Forever: Egyptian treasure from the Brooklyn Museum. Brooklyn, NY: Brooklyn Museum. ISBN 978-1-904832-52-2. ISBN 1-904832-52-0.
- ↑ Bleiberg, Edward; Cooney, Kathlyn M. (2008). To Live Forever: Egyptian treasure from the Brooklyn Museum. Brooklyn, NY: Brooklyn Museum. ISBN 978-1-904832-52-2. ISBN 1-904832-52-0.
- ↑ Bleiberg, Edward; Cooney, Kathlyn M. (2008). To Live Forever: Egyptian treasure from the Brooklyn Museum. Brooklyn, NY: Brooklyn Museum. ISBN 978-1-904832-52-2. ISBN 1-904832-52-0.
- ↑ Bleiberg, Edward; Cooney, Kathlyn M. (2008). To Live Forever: Egyptian treasure from the Brooklyn Museum. Brooklyn, NY: Brooklyn Museum. ISBN 978-1-904832-52-2. ISBN 1-904832-52-0(pp 89–100).
- ↑ Bleiberg, Edward; Cooney, Kathlyn M. (2008). To Live Forever: Egyptian treasure from the Brooklyn Museum. Brooklyn, NY: Brooklyn Museum. ISBN 978-1-904832-52-2. ISBN 1-904832-52-0(pp 100–103).
- ↑ Bleiberg, Edward; Cooney, Kathlyn M. (2008). To Live Forever: Egyptian treasure from the Brooklyn Museum. Brooklyn, NY: Brooklyn Museum. ISBN 978-1-904832-52-2. ISBN 1-904832-52-0(p 103).
- ↑ Riggs, Christina (2005). The beautiful burial in Roman Egypt: art, identity, and funerary religion. Oxford, UK: Oxford University Press. ISBN 978-1-4294-3090-6. OCLC 77837854.
- ↑ "Tongue Cover-Plate". liverpoolmuseums.org.uk. National Museums Liverpool. Retrieved 31 March 2023.
- ↑ Cosmacini, P; Piacentini, P (2008). "Notes on the history of the radiological study of Egyptian mummies: from X-rays to new imaging techniques". La Radiologia Medica. 113 (5): 615–626. doi:10.1007/s11547-008-0280-7. ISSN 0033-8362. PMID 18523844.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Tomorad, Mladen (May 2009). "Ancient Egyptian funerary practices from the first millennium BC to the Arab conquest of Egypt (c. 1069 BC-642 AD)". The Heritage of Egypt. 2: 12–28.
- 1 2 Harold, Hays (2010-01-22). "Funerary rituals (Pharaonic period)". UCLA Encyclopedia of Egyptology. 1 (1).
- ↑ "THE AFTERLIFE in Ancient Egypt". 2008-04-21. Archived from the original on 2008-04-21. Retrieved 2018-03-12.
- 1 2 Ancient Egypt.
- ↑ "THE AFTERLIFE in Ancient Egypt". 2008-04-21. Archived from the original on 2008-04-21. Retrieved 2018-03-12.
- ↑ Salima Ikram, Ancient Egypt, pp. 275–282.
- ↑ Christina, Riggs (2010-01-22). "Funerary rituals (Ptolemaic and Roman Periods)". UCLA Encyclopedia of Egyptology. 1 (1).
- 1 2 3 Tomorad, Mladen (May 2009). "Ancient Egyptian funerary practices from the first millennium BC to the Arab conquest of Egypt (c. 1069 BC-642 AD)". The Heritage of Egypt. 2: 12–28.
- ↑ Christina, Riggs (2010-01-22). "Funerary rituals (Ptolemaic and Roman Periods)". UCLA Encyclopedia of Egyptology. 1 (1).
- ↑ de Meyer, Marleen; van Neer, Wim; Peeters, Christoph; Willems, Harco (2005). "The role of animals in the funerary rites at Dayr al-Barshā". Journal of the American Research Center in Egypt. 42: 45–71. JSTOR 27651798.
- ↑ Tomorad, Mladen (May 2009). "Ancient Egyptian funerary practices from the first millennium BC to the Arab conquest of Egypt (c. 1069 BC-642 AD)". The Heritage of Egypt. 2: 12–28.
- ↑ Lichtheim, Miriam (1976). Ancient Egyptian Literature, vol 2. London, England: University of California Press. ISBN 0-520-02965-8.
- ↑ "The Dead and the Living". reshafim.org. Archived from the original on 2019-02-13. Retrieved 24 November 2013.>.
- ↑ "How were other ancient Egyptians buried?". Ancient Egypt.co.uk. British Museum. Archived from the original on 2019-01-11. Retrieved 27 November 2013.
- ↑ How did ancient Egyptian embalmers work on the lower classes? (TV program). Courtesy Discovery. Discovery Channel. 23 November 2013.
- 1 2 3 4 5 Taylor, John H. (2001). Death and the afterlife in ancient Egypt. Chicago: University of Chicago Press. ISBN 978-0-226-79164-7. OCLC 45195698.
- ↑ Kamrin, Janice; Ikram, Salima (2006). "The ancient Egyptian view of the afterlife". Calliope. Vol. 17, no. 1. Englewood, NJ: Dwight-Englewood School. pp. 10–11.
- 1 2 Taylor, John H. (2001). Death and the afterlife in ancient Egypt. Chicago: University of Chicago Press. ISBN 978-0-226-79164-7. OCLC 45195698.
- ↑ "Artifacts: Mummy Cases, Coffins, and Sarcophagi, Mummification, Online Exhibits, Exhibits, Spurlock Museum, U of I". www.spurlock.illinois.edu. Retrieved 2018-04-07.
- ↑ "Artifacts: Mummy Cases, Coffins, and Sarcophagi, Mummification, Online Exhibits, Exhibits, Spurlock Museum, U of I". www.spurlock.illinois.edu. Retrieved 2018-04-07.
- ↑ Mark, Smith (2008-10-27). "Osiris and the Deceased". UCLA Encyclopedia of Egyptology. 1 (1).
- ↑ Mary Ann Sullivan, Solar Boat/Funerary Boat of Cheops (Khufu), 2001. Retrieved May 9, 2013.
- ↑ "DK Find Out! | Fun Facts for Kids on Animals, Earth, History and more!". DK Find Out!. Retrieved 2017-11-17.
- ↑ "Ancient Egyptian model funerary boat". Australian Museum. Retrieved 2017-11-17.
- ↑ "Facts of Ancient Egypt Funeral Boats". Synonym. Retrieved 2017-11-17.
