رؤیاها در روانشناسی تحلیلی
| از مجموعه مقالههای |
| روانکاوی |
|---|
![]() |
|
روانشناسی رؤیا یک زمینۀ پژوهشی در دانش روانشناسی است. در روانشناسی تحلیلی، همانند روانکاوی بهطور کلی، رؤیاها «راه شاهی» برای درک درونمایههای ناخودآگاه به شمار میآیند.[۱]
با این حال، برای روانپزشک سوئیسی کارل یونگ، تفسیر و کارکرد رؤیا در روان با دیدگاه فرویدی تفاوت دارد. یونگ توضیح میدهد که «کارکرد کلی رؤیاها این است که از طریق مواد رؤیایی، تلاش کنند توازن روانی ما را دوباره برقرار کنند؛ موادی که به شکلی ظریف، کل تعادلِ کلیِ روان ما را بازسازی میکنند. او این را کارکردِ تکمیلی (یا جبرانی) رؤیاها در ساختار روانی ما مینامد».[۲] در این معنا، رؤیاها هم در رشد شخصیت نقش دارند و هم انسان را به مخزن گسترده و خیالیِ ناخودآگاهِ جمعی پیوند میدهند. به گفتهٔ تحلیلگر تامس بی. کیرش، «یونگ رؤیا را پدیدهای طبیعی و عادی در روان میداند که وضعیت درونی رؤیابین را توصیف میکند و در قالبی نمادین، خودنگارهای خودانگیخته از وضعیت کنونی ناخودآگاه او ارائه میدهد».[۱]
رؤیاها بهعنوان یک نمایشِ شبانه از نمادها، برای یونگ فرآوردهای طبیعیِ ناخودآگاهاند[۳] و در عین حال جایگاهِ تحول شخصیت و راهی به سوی چیزی هستند که او آن را «فردیتیابی» مینامد. از این رو، رؤیا در کانونِ رواندرمانیِ یونگی قرار دارد؛ رویکردی که میکوشد با بررسی رؤیا و بهرهگیری از روشِ گسترش معنا، هر بنمایه یا نمادِ رؤیایی را با گنجینهٔ خیال و تجربهٔ انسانی پیوند دهد و بدینسان معنای آن را برای رؤیابین روشنتر و ژرفتر سازد.
رؤیاها در روانشناسی تحلیلی
در روانشناسی تحلیلی، رؤیا فرایندی طبیعی است که از ناخودآگاه سرچشمه میگیرد. از این رو، دارای چندین کارکرد است که یونگ آنها را در دو اثر مهم خود، انسان و کشف روان خویش[۴] و دربارهٔ تعبیر رؤیاها،[۵] بررسی میکند. به گفتهٔ ژاک مونتانژه، از دید یونگ، رؤیا «اندامی برای آگاهیبخشی و ساماندهی» است که دو کارکرد اصلی دارد:[۶] کارکرد جبرانی و کارکرد آیندهنگر. افزون بر این، رؤیا نقش تنظیمکنندهٔ زیستی نیز ایفا میکند.
فرایند روانشناختی
یونگ در نوشتههای آغازین خود دربارهٔ رؤیا، به سودمندیِ زیستی و تنکردیِ (فیزیولوژیک) رؤیا نیز توجه داشت. او از «خودکاریهای کارکردی» سخن میگوید که «همانند واکنشهای یاختهای، ناگزیر توجیه و کارکردی برای خود دارند» و در فرایند رؤیا نمود مییابند.[۷] برخی رؤیاها حتی به بدن امکان میدهند حالتهای تبآلود یا بیماریگونهٔ خود را بازنمایی کند و گاه از بروز آشفتگیهای زیستیِ آینده خبر دهند. در واقع، رؤیاها میتوانند خاستگاهی بدنی داشته باشند؛ نکتهای که به گفتهٔ یونگ، از دیرباز در پزشکیِ سنتی و آیینهای شَمَنی شناخته شده بود و بعدها روانشناسیِ تجربی نیز به آن توجه نشان داد. همچنین برخی رویدادهای بدنی و پیرامونی، مانند سروصدا، گرما یا سرما، میتوانند برانگیزندۀ رؤیا باشند.[۸] در پایان، بعضی رؤیاها دارای درونمایهای آسیبزاد و آزاردهندهاند؛ یعنی از رویدادهای تکاندهنده و زخمهای روانی سرچشمه میگیرند. از دید یونگ، چنین رؤیاهایی «کوششی از سوی ناخودآگاه برای درآمیختن و جذبِ روانیِ آن ضربه» به شمار میآیند.[۹]
جستارهای وابسته
منابع
- 1 2 Entry "Rêve (interprétation du -)" by Roger Perron, p. 1472, Vol. II.
- ↑ L'Homme et ses symboles, Robert Laffont, 1964, p 49.
- ↑ "Just as a plant produces flowers, the psyche creates its symbols. Every dream bears witness to this process", in L'Homme et ses symboles, Robert Laffont, 1964, p. 64.
- ↑ Book III, "Dreams", pp. 193-337, is a synthetic introduction to Jung's thinking on the dream process.
- ↑ This book brings together Jung's seminar notes on dream analysis from 1936 to 1941.
- ↑ Montangero, Jacques (1999). Rêve et cognition (in French). Editions Mardaga. ISBN 978-2-87009-706-9.
- ↑ p. 15.
- ↑ p. 17.
- ↑ p. 35.
- فیزیولوژی خواب
- نمادها
- نظریه روانکاوانه
- روانشناسی تحلیلی
- رویاهای غیرشفاف
- خوابدیدن
- زیگموند فروید
- کارل گوستاو یونگ
.jpeg)