سریکا

یک مپا موندی متعلق به میانهٔ سدهٔ پانزدهم از جمهوری فلورانس، بر پایهٔ تصویر اول (تصویر مخروطیِ اصلاح‌شده) در ترجمهٔ لاتین سال ۱۴۰۶ ژاکوپو آنجلو از نسخه‌های یونانیِ بازیافته‌شدهٔ اواخر سدهٔ سیزدهمِ ماکسیموس پلانودس از جغرافیای سدهٔ دوم بطلمیوس. سریکا در دورترین بخش شمال‌شرقی جهان نشان داده شده است.

سِریکا (انگلیسی: Serica (یونانی باستان: Σηρική، آوانگاری: Sērikḗ)[۱] یکی از شرقی‌ترین سرزمین‌های آسیا بود که یونانیان و رومیان باستان در جغرافیای خود می‌شناختند. این نام عموماً به شمال چین در دوره‌های دودمان ژو، دودمان چین و دودمان هان اطلاق می‌شود؛ منطقه‌ای که از راه زمینی جاده ابریشم به آن دسترسی داشتند، در برابر سرزمین سینائه که از راه جاده ابریشم دریایی شناخته می‌شد. تمایزی مشابه در قرون وسطی میان «خطای» در شمال و «مانگی» یا «چین» در جنوب دیده می‌شد.

مردم سریکا در منابع یونانی سِرها (یونانی باستان: Σῆρες، آوانگاری: Sḗres) نامیده می‌شدند[۲] و همین نام برای سرزمین آنان نیز به کار می‌رفت. دسترسی زمینی به سریکا پس از فتح حوضه تاریم، یعنی سین‌کیانگ امروزی، به دست دودمان هان آسان‌تر شد؛ اما پس از سقوط شاهنشاهی اشکانی و برآمدن شاهنشاهی ساسانی تا حد زیادی دشوارتر گردید. هنری یول برداشت جغرافی‌دانان کلاسیک را چنین خلاصه کرده است:[۳]

اگر گزارش‌های باستانی دربارهٔ سِرها و سرزمینشان را با یکدیگر تلفیق کنیم و گفته‌های نامتعارف و افسانه‌های آشکار را کنار بگذاریم، حاصل تقریباً چنین خواهد بود: «سرزمین سِرها کشوری پهناور و پرجمعیت است که از شرق به اوکئانوس و حدود جهان مسکون می‌رسد و از غرب تا کوه ایمئون و مرزهای باختر امتداد دارد. مردم آن متمدن، آرام، عادل و صرفه‌جو هستند؛ از درگیری با همسایگان خود پرهیز می‌کنند و حتی از تماس نزدیک با آنان گریزان‌اند، اما از فروش محصولات خود رویگردان نیستند. مهم‌ترین محصول آنان ابریشم خام است و افزون بر آن، ابریشم، پوست‌های مرغوب و آهنی با کیفیت ممتاز نیز عرضه می‌کنند.» این توصیف آشکارا با مردم هان مطابقت دارد.[۴]

با این حال، برخی پژوهشگران بر این باورند که «سِرها» لزوماً خود چینیان نبودند، بلکه احتمالاً قبایلی هندواروپایی‌زبان در مرزهای غربی دولت‌ها و امپراتوری‌های چین بودند که با هندیان باستان دادوستد داشتند؛ از جمله یوئه‌چی، سکاها و تخارها.

نام

صورت‌های لاتین Serica و Seres از صورت‌های یونانی باستان Sērikḗ (Σηρική) و Sḗres (Σῆρες) گرفته شده‌اند.[۵] به نظر می‌رسد این نام‌ها با واژه‌های یونانی و لاتین برای ابریشم مرتبط باشند (یونانی باستان: σηρικός، آوانگاری: sērikós؛ لاتین: sericum). از زمان کلاپروت[۶] این واژه را غالباً با واژهٔ چینی 絲 به معنی «ابریشم» مرتبط دانسته‌اند.[۷] تلفظ این واژه در چینی کهن به صورت /*[s]ə/ بازسازی شده است.[۸]

[الف]

یونانیان و رومیان مدت‌ها پیش از آنکه منشأ ابریشم از کرم ابریشم را بشناسند، با این کالا آشنا بودند و ازاین‌رو واژهٔ یونانی sēr (σὴρ) بعداً بر پایهٔ تصوری نادرست از منشأ آن بازتفسیر شد.[۷] صورت‌های دیگری چون Serica Regio («ناحیهٔ سریکا») نیز در منابع دیده می‌شود.[۹] یوسف فلاوی نیز در کتاب نخست آثار باستانی یهودیان، بند ۱۴۷، این سرزمین را Σηρια، یعنی Seria، نامیده است.

برخی پژوهشگران مطالعات کلاسیک این احتمال را که سرزمینی مستقیماً از نام یک حشره نام‌گذاری شده باشد بسیار بعید دانسته‌اند. کریستیان لاسن مدعی بود که در وداهای هندویی به سِرها اشاره شده است و آنان را با «سکاها، باختر و کنگ» مرتبط می‌دانست.[۱۰]

گزارش‌های باستانی

نقشه‌ای لاتین برگرفته از جغرافیای بطلمیوس.[۱۱] سریکا (Sericae Pars) در شمال سینائه قرار دارد؛ سینائه در کنار «خلیج بزرگ» (Magnus Sinus) در منتهی‌الیه شرقی اقیانوس هند محصور در خشکی (Indicum Pelagus) نشان داده شده است.
نقشهٔ جهان لورنتس فریس از سال ۱۵۲۲، که در آن سریکا (Serica Regio) در شمال هیمالیا و خطای (Cathaya) در منتهی‌الیه شمال‌شرقی آسیا نشان داده شده‌اند.

کلیات

از سدهٔ نخست پیش از میلاد، در نوشته‌های رومی از ویرژیل، هوراس و استرابون به بعد، گزارش‌هایی مبهم دربارهٔ چین و «سِرهای» ابریشم‌سازِ خاور دور دیده می‌شود.[۱۲] فلوروس ظاهراً سِرها را با مردمان هند درآمیخته است یا دست‌کم یادآوری می‌کند که رنگ پوست آنان نشان می‌دهد که هر دو «زیر آسمانی دیگر» نسبت به رومیان زندگی می‌کردند.[۱۲]

جغرافی‌دان سدهٔ نخست میلادی پمپونیوس ملا ادعا می‌کرد سرزمین سِرها در بخش میانی ساحل شرقی آسیا قرار دارد و از جنوب به هند و از شمال به اسکیث‌های استپ اوراسیا محدود می‌شود.[۱۲] مورخ رومی آمیانوس مارسلینوس (حدود ۳۳۰–۴۰۰ میلادی) نوشت که سرزمین سِرها با موانع طبیعی بزرگی در پیرامون رودخانه‌ای به نام بائوتیس احاطه شده است؛ رودخانه‌ای که ممکن است اشاره‌ای به رود زرد باشد.[۱۲]

بیزانسیان در دوره‌های بعد از ترکان آسیای مرکزی نام دیگری برای چین، یعنی تَوگاست یا طَبغَچ، را اقتباس کردند. این نام به‌ویژه در دورهٔ وی شمالی (۳۸۶–۵۳۵ میلادی) کاربرد داشت.[۱۳] در زمان ژوستینین یکم (حکومت ۵۲۷–۵۶۵)، بیزانسیان ابریشم چینی را عمدتاً از واسطه‌های سغدی خریداری می‌کردند.[۱۳]

با این حال، آنان سرانجام با کمک راهبان نسطوری، تخم کرم ابریشم را به امپراتوری بیزانس قاچاق کردند. این راهبان ادعا می‌کردند که سرزمینی به نام «سِریندا» در شمال هند قرار دارد و مرغوب‌ترین ابریشم در آن تولید می‌شود.[۱۳]

کتزیاس

نخستین گزارش اروپاییِ باقی‌مانده دربارهٔ سِرها در ایندیکای کتزیاس در سدهٔ پنجم پیش از میلاد دیده می‌شود. او سِرها را «مردمانی با قامتی شگفت‌انگیز و عمری دراز» توصیف می‌کند.[۱۴] با این حال، در اصالت این گزارش تردید شده است.

استرابون

جغرافیای استرابون در سدهٔ نخست پیش از میلاد در دو جا از سِرها یاد می‌کند. در نخستین مورد، او می‌نویسد که «برخی نویسندگان» مدعی بوده‌اند سِرها از هندیانِ سرزمین موسیکانوس عمر طولانی‌تری دارند؛ مردمانی که اونسیکریتوس گفته بود تا ۱۳۰ سال زندگی می‌کنند.[۱۵]

در مورد دوم، در بخشی دربارهٔ پادشاهی یونانی باختری، استرابون از قول آپولودور آرتمیتایی می‌نویسد که مرزهای باختریان «حتی تا سرزمین سِرها و فرینی‌ها» امتداد داشته است.[۱۶]

پمپونیوس ملا

اثر پمپونیوس ملا با عنوان De situ orbis سِرها را یکی از سه مردمی می‌داند که در منتهی‌الیه شرقی آسیا سکونت داشتند. او سِرها را میان هندیان در جنوب و اسکیث‌ها در شمال جای می‌دهد.[۱۷][ب]

او در بخش دیگری می‌نویسد:[۱۸]

از آنجا مسیر [ساحل دریای خزر] خم می‌شود و به سوی ساحلی می‌رود که رو به خاور دارد. بخشی که به دماغهٔ اسکیثی متصل است، نخست به سبب برف کاملاً گذرناپذیر است؛ سپس سرزمینی کشت‌نشده قرار دارد که مردمانی وحشی در آن زندگی می‌کنند. این قبایل عبارت‌اند از اسکیث‌های آدم‌خوار و سکاها که ناحیه‌ای غیرقابل سکونت، به سبب فراوانی جانوران وحشی، آنان را از یکدیگر جدا می‌کند. پس از آن بیابانی پهناور قرار دارد که آن نیز آکنده از جانوران وحشی است و تا کوهی به نام تابیس امتداد می‌یابد که بر دریا مشرف است. بسیار دورتر از آن، رشته‌کوه توروس سر برمی‌آورد. سِرها میان این دو قرار دارند؛ مردمانی که به درستکاری شهره‌اند و به سبب شیوهٔ دادوستدشان شناخته می‌شوند: آنان کالاهای خود را در نقطه‌ای دورافتاده می‌گذارند و معامله را بی‌آنکه رودررو شوند انجام می‌دهند.

پلینیوس

جام شیشه‌ای سبز رومی که از آرامگاهی متعلق به دودمان هان شرقی (۲۵–۲۲۰ میلادی) در گوانگشی چین به دست آمده است

پلینیوس در کتاب ششم، فصل بیستمِ تاریخ طبیعی به سِرها پرداخته است.[۱۹] او نیز سِرها را در آن سوی سرزمینی بیابانی، پس از سکاستان، جای می‌دهد. پلینیوس، مانند ویرژیل پیش از او، منشأ ابریشم را به‌درستی نمی‌شناخت و گمان می‌کرد ابریشم محصول نوعی درخت است:[۷]

پس از آن [یعنی در شرق دریای خزر] دوباره به قبایل اسکیثی می‌رسیم و سپس به سرزمین‌های بیابانی که تنها جانوران وحشی در آن زندگی می‌کنند، تا آنکه به رشته‌کوهی می‌رسیم که بر دریا مشرف است و تابیس نام دارد. تنها پس از پیمودن نزدیک به نیمی از ساحلی که رو به شمال‌شرق دارد، به سرزمین مسکونی می‌رسیم. نخستین مردمی که در آنجا با آنان روبه‌رو می‌شویم سِرها هستند که به سبب ابریشم جنگل‌هایشان شهرت دارند ... سِرها به ماده‌ای پشم‌مانند که از جنگل‌هایشان به دست می‌آید معروف‌اند؛ آنان پس از خیساندن [برگ‌ها] در آب، کرک سفید آن‌ها را شانه می‌کنند ... چنین است میزان کار و چنین است دوریِ گوشه‌ای از جهان که برای آن به کار گرفته می‌شود تا دوشیزهٔ رومی بتواند در انظار عمومی با جامه‌ای شفاف خودنمایی کند ...

آمیانوس مارسلینوس نیز همین روایت را نقل کرده است، اما پوسانیاس می‌دانست که ابریشم از حشراتی به دست می‌آید که سِرها مخصوصاً برای این منظور پرورش می‌دهند؛ موضوعی که ممکن است نشان‌دهندهٔ آشنایی دقیق‌تر با اطلاعات به‌دست‌آمده از کسانی باشد که در چارچوب روابط چین و روم باستان با شرق دور تماس داشتند.[۲۰]

پلینیوس در جای دیگری می‌گوید آهن سِرها، که آنان «همراه با منسوجات و پوست‌های خود برای ما می‌فرستند»، بهترین آهن جهان است و حتی از آهن شاهنشاهی اشکانی نیز کیفیت بالاتری دارد.[۲۱]

پلینیوس همچنین توصیف جالبی از سِرها نقل می‌کند که از سوی هیئتی از تاپروبانه به امپراتور کلودیوس ارائه شده بود. این توصیف ممکن است به جمعیت‌های هندواروپایی‌زبان حوضه تاریم، مانند تخارها، مربوط باشد:[۲۲]

آنان همچنین به ما اطلاع دادند که آن سوی جزیره‌شان که رو به هند دارد ده هزار استادیا طول دارد و در جهت جنوب‌شرقی امتداد می‌یابد؛ و اینکه در آن سوی کوه‌های امودی (هیمالیا) رو به سرزمین سِرها هستند که در جریان تجارت با آنان نیز آشنا شده‌اند. پدر راخیاس [سفیر] بارها از سرزمین آنان دیدن کرده بود و سِرها همیشه هنگام ورودشان برای استقبال می‌آمدند.

گفته می‌شد این مردم از قامت معمول انسان بلندترند، موهای بور و چشمان آبی دارند و هنگام سخن گفتن آواهایی ناآشنا تولید می‌کنند و برای ارتباط با بیگانگان زبان مشترکی ندارند. دیگر اطلاعات آنان دربارهٔ سِرها همانند مطالبی بود که بازرگانان ما گزارش می‌کردند. کالاهای فروشی در ساحل مقابل رودخانه‌ای گذاشته می‌شد و مردم بومی، اگر شرایط مبادله را می‌پذیرفتند، آن‌ها را برمی‌داشتند. شاید هیچ چیز بهتر از اندیشیدن به چنین صحنه‌هایی نتواند ما را به نکوهش تجمل وادارد: اینکه خواسته‌های آن چیست، انسان را تا چه نقاط دوردستی می‌فرستد و همهٔ این کوشش‌ها برای چه هدف ناچیز و ناشایستی انجام می‌شود!

بطلمیوس

تصویر چپ: پارچهٔ بافته‌شدهٔ ابریشمی از ماوانگدویی در چانگشا، هونان، متعلق به دورهٔ دودمان هان، سدهٔ دوم پیش از میلاد
تصویر راست: کاسهٔ شیشه‌ای آبی از دورهٔ هان غربی (۲۰۲ پیش از میلاد تا ۹ میلادی). اگرچه چینیان از دورهٔ بهار و پاییز (۷۲۲–۴۸۱ پیش از میلاد) بر پایهٔ نمونه‌های واردشده از غرب آسیا مهره‌های شیشه‌ای می‌ساختند، نخستین ظروف شیشه‌ای چینی در دورهٔ هان غربی پدیدار شدند.[۲۳]

در نقشه جهان بطلمیوس، مربوط به حدود سال ۱۵۰ میلادی، «سریکا» در ناحیه‌ای آن سوی «ایمائوس» (پامیر) قرار داده شده است. این جایگذاری نشان می‌دهد که بطلمیوس سریکا را شامل بخشی یا تمام سین‌کیانگ امروزی می‌دانست.

بخش مسکونی زمین ما از شرق به سرزمین ناشناخته‌ای محدود می‌شود که در امتداد منطقهٔ مسکونیِ شرقی‌ترین ملت‌های آسیای بزرگ، یعنی سینائه و مردمان سریکا، قرار دارد.

— بطلمیوس، جغرافیا، حدود ۱۵۰ میلادی

بطلمیوس همچنین جایگاه سینائه را نسبتاً دقیق تعیین می‌کند:

شرقی‌ترین حد جهان شناخته‌شده با نصف‌النهاری مشخص می‌شود که از پایتخت سینائه می‌گذرد و فاصلهٔ آن از اسکندریه، بر روی خط استوا، ۱۱۹٫۵ درجه، یا حدود هشت ساعت اعتدالی، است.

— کتاب هفتم، فصل ۵

بطلمیوس همچنین از «سِرا، پایتخت سِرها» سخن می‌گوید. هنری یول استدلال می‌کرد که چون بطلمیوس اقیانوس هند را به‌اشتباه حوضه‌ای بسته تصور کرده بود، ناگزیر ساحل چین را نیز در محل نادرستی قرار داده است؛ بنابراین این برداشت که سینائه و سریکا دو سرزمین کاملاً جداگانه بوده‌اند، ممکن است حاصل همین خطای جغرافیایی باشد.[۲۴]

بطلمیوس در جغرافیا همچنین دربارهٔ سرزمین‌های پیرامون اقیانوس هند سخن گفته است. او بندری به نام کاتیگارا را در آن سوی «شبه‌جزیره زرین» ــ یعنی شبه‌جزیره مالایی ــ قرار می‌دهد و می‌نویسد که دریانوردی یونانی به نام اسکندر، که احتمالاً بازرگان بوده، از آن دیدن کرده است.[۲۵]

فردیناند فون ریشتهوفن در اثری منتشرشده در سال ۱۸۷۷ پیشنهاد کرد که کاتیگارا در نزدیکی هانوی امروزی و در قلمرو استان باستانی چینی جیائوجی در شمال ویتنام قرار داشته است.[۲۶]

با این حال، کشف اشیای رومی و مدیترانه‌ای در اوک ائو در نزدیکی هوشی‌مین، در دلتای مکونگ در جنوب ویتنام، این احتمال را مطرح کرده است که این مکان همان بندر یادشده نزد بطلمیوس بوده باشد.[۲۵]

در اوک ائو مدال‌های طلای رومی متعلق به دوران آنتونینوس پیوس و مارکوس آئورلیوس نیز کشف شده‌اند که ممکن است نشان‌دهندهٔ فعالیت تجاری رومیان در جنوب شرق آسیا دست‌کم در دورهٔ دودمان آنتونی نروایی باشد؛ یافته‌های مشابهی نیز در تایلند، اندونزی و مالزی به دست آمده است.[۲۵][۲۷]

بیست و چهار تاریخ نیز گزارش می‌کنند که بازرگانان «داچین»، یعنی امپراتوری روم، در مناطق کامبوج و ویتنام فعالیت داشتند.[۲۵][۲۸][۲۹]

شواهد باستان‌شناختی با گزارش منابع چینی نیز سازگار دانسته شده‌اند که بر پایهٔ آن‌ها نخستین هیئت اعزامیِ منسوب به فرمانروایی به نام «آن‌دون» (安敦؛ احتمالاً آنتونینوس پیوس یا مارکوس آئورلیوس) در سال ۱۶۶ میلادی به جیائوجی رسید.[۳۰][۳۱] همین منطقه در منابع چینی برای هیئت‌های رومی بعدی نیز ذکر شده است.[۲۵][۲۸][۲۹]

جغرافیا و اقتصاد

سکهٔ برنزی کنستانتیوس دوم (۳۳۷–۳۶۱ میلادی) که در شهرک کارگیلیک در چین امروزی یافت شده است

بر پایهٔ توصیف بطلمیوس، سریکا از شمال به کوه‌های آنیبی و اوکساکی محدود می‌شد که با رشته‌کوه آلتای همانند دانسته شده‌اند. کوه‌های آسمیرایی، در یکی از نواحی سریکا، با رشته‌کوه دا-اوری و کوه‌های کاسی با کوه‌های پیرامون بیابان گبی تطبیق داده شده‌اند. بطلمیوس رود اصلی سرزمین سِرها را بائوتیسوس نامیده است که آن را با رود زرد یکی دانسته‌اند.

نویسندگان یونانی و رومی از بیش از دوازده قوم و پانزده شهر در سرزمین سِرها نام برده‌اند. از توصیف‌های آنان برمی‌آید که این گروه‌ها همگی از یک قوم واحد نبودند، بلکه زیر نامی کلی و مشترک قرار می‌گرفتند.

پایتخت سریکا سِرا نامیده شده است. کاشغر و یارکند از جمله محل‌هایی هستند که برای تطبیق با این شهر پیشنهاد شده‌اند. ایسِدون، پایتخت ایسدون‌های سریکا، احتمالاً در دامنه‌های شرقی پامیر یا حتی رشته‌کوه آلتای قرار داشته است. سومین شهر مهم، آسپاکارا، در نزدیکی سرچشمه‌های رود زرد توصیف شده است.

نویسندگان باستان همچنین از آب‌وهوای خوش سریکا و فراوانی منابع طبیعی آن سخن گفته‌اند. از جمله کالاهای این سرزمین، آهن، پوست و خز و سنگ‌های گران‌بها ذکر شده است.

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

  1. ↑ ممکن است همخوان پایانیِ r در صورت یونانی و رومی این نام افزوده‌ای متعلق به یکی از گونه‌های چینی یا زبان‌های آسیای مرکزی بوده باشد. هنری یول صورت‌های کره‌ای، مغولی و منچویی این واژه را به‌ترتیب sir، sirkek و sirghé ذکر کرده است.[۷]
  2. ↑ «در دورترین بخش شرقی آسیا، هندیان، سِرها و اسکیث‌ها قرار دارند. هندیان و اسکیث‌ها دو سوی این ناحیه را در اختیار دارند و سِرها در میانه‌اند.»[۱۷]

پانویس‌ها

  1. ↑ Strabo, Geography, book 15, chapter 1
  2. ↑ Stephanus of Byzantium, Ethnica, §S562.2
  3. ↑ Yule (1878), p. 627.
  4. ↑ "China" . Encyclopædia Britannica (in English). Vol. 6 (11th ed.). 1911. pp. 166–231.
  5. ↑ Schoff, Wilfred H.: "The Eastern Iron Trade of the Roman Empire", Journal of the American Oriental Society, Vol. 35 (1915), pp. 224-239 (237)
  6. ↑ Klaproth, Mem. rel. à l'Asie, Vol. III, p. 265
  7. 1 2 3 4 Yule (1866), p.  xliv
  8. ↑ Baxter-Sagart.
  9. ↑ Germanus, Nicolaus, ed. (1482), Claudii Ptolomei Viri Alexandrini Cosmographie Octavus et Ultimus Liber Explicit Opus, Ulm: Leinhart Holle. (به لاتین)
  10. ↑ Lassen, Christian (1847), Indische Alterthumskunde, Vol. I: Geographie und die älteste Geschichte, Bonn: H.B. Koenig, p. 321. (به آلمانی)
  11. ↑ بطلمیوس، جغرافیا، آسیا، جدول ۱۱.
  12. 1 2 3 4 Max Ostrovsky (2007), Y = Arctg X: the Hyperbola of the World Order, Lanham, Boulder, New York, Toronto, Plymouth: University Press of America, شابک ‎۰−۷۶۱۸−۳۴۹۹−۰, p. 44.
  13. 1 2 3 Luttwak, Edward N. (2009). The Grand Strategy of the Byzantine Empire. Cambridge and London: The Belknap Press of Harvard University Press. شابک ‎۹۷۸−۰−۶۷۴−۰۳۵۱۹−۵, p. 168.
  14. ↑ کتزیاس، Indica.
  15. ↑ استرابون، جغرافیا، کتاب پانزدهم، فصل ۱.
  16. ↑ استرابون، جغرافیا، کتاب یازدهم، فصل ۱۱.
  17. 1 2 پمپونیوس ملا، De Situ Orbis، کتاب یکم، فصل ۲.
  18. ↑ پمپونیوس ملا، De Situ Orbis، کتاب سوم، فصل ۷.
  19. ↑ پلینیوس، تاریخ طبیعی، کتاب ششم، فصل ۲۰.
  20. ↑ Yule (1866), p. xlv.
  21. ↑ پلینیوس، تاریخ طبیعی، کتاب سی‌وچهارم، فصل ۴۱.
  22. ↑ پلینیوس، تاریخ طبیعی، http://www.perseus.tufts.edu/cgi-bin/ptext?lookup=Plin.+Nat.+6.24، کتاب ششم، فصل ۲۴.
  23. ↑ An, Jiayao. (2002), "When Glass Was Treasured in China", in Annette L. Juliano and Judith A. Lerner (eds), Silk Road Studies VII: Nomads, Traders, and Holy Men Along China's Silk Road, 79–94, Turnhout: Brepols Publishers, شابک ‎۲۵۰۳۵۲۱۷۸۹, pp 79, 82–83.
  24. ↑ Yule, Henry (1866). Cathay and the Way Thither, Volume 1. pp. xxxvii–xxxviii. ISBN 8120619668. {{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک)
  25. 1 2 3 4 5 Gary K. Young (2001). Rome's Eastern Trade: International Commerce and Imperial Policy, 31 BC – AD 305, شابک ‎۰−۴۱۵−۲۴۲۱۹−۳, p. 29.
  26. ↑ Ferdinand von Richthofen, China, Berlin, 1877, Vol.I, pp. 504–510; cited in Richard Hennig, Terrae incognitae: eine Zusammenstellung und kritische Bewertung der wichtigsten vorcolumbischen Entdeckungsreisen an Hand der daruber vorliegenden Originalberichte, Band I, Altertum bis Ptolemäus, Leiden, Brill, 1944, pp.387, 410–411; cited in Zürcher (2002), pp 30–31.
  27. ↑ برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ باستان‌شناسی اوک ائو، بنگرید به: Milton Osborne (2006), The Mekong: Turbulent Past, Uncertain Future, Crows Nest: Allen & Unwin, revised edition, first published in 2000, شابک ‎۱−۷۴۱۱۴−۸۹۳−۶, pp. 24–25.
  28. 1 2 Paul Halsall (2000) [1998]. Jerome S. Arkenberg (ed.). "East Asian History Sourcebook: Chinese Accounts of Rome, Byzantium and the Middle East, c. 91 B.C.E. – 1643 C.E." Fordham.edu. دانشگاه فوردهام. Retrieved 2016-09-17.
  29. 1 2 Yu, Huan (September 2004). John E. Hill (ed.). "The Peoples of the West from the Weilue 魏略 by Yu Huan 魚豢: A Third Century Chinese Account Composed between 239 and 265, Quoted in zhuan 30 of the Sanguozhi, Published in 429 CE". Depts.washington.edu. Translated by John E. Hill. Retrieved 2016-09-17.
  30. ↑ یو یینگ جه (1986), "Han Foreign Relations", in Denis Twitchett and Michael Loewe (eds), The Cambridge History of China: Volume I: the Ch'in and Han Empires, 221 B.C. – A.D. 220, 377-462, Cambridge: Cambridge University Press, pp. 460–461, شابک ‎۹۷۸−۰−۵۲۱−۲۴۳۲۷−۸.
  31. ↑ de Crespigny, Rafe. (2007). A Biographical Dictionary of Later Han to the Three Kingdoms (23–220 AD). Leiden: Koninklijke Brill, p. 600, شابک ‎۹۷۸−۹۰−۰۴−۱۵۶۰۵−۰.

منابع

منابع اصلی

  • Yule, Henry (1878), "China § China as known to the Ancients" , Encyclopædia Britannica, vol. V (9th ed.), New York: Charles Scribner's Sons, pp. 626–627.
  • Yule, Henry (1866), Cathay and the Way Thither, Vol. I, London: Hakluyt Society.
  • Dictionary of Greek and Roman Geography، به ویراستاری Sir William Smith، Spottiswoode and Co، لندن، ۱۸۷۳.
  • Oxford Classical Dictionary، به ویراستاری Simon Hornblower و Antony Spawforth، Oxford University Press، ۲۰۰۳.

پیوند به بیرون