شهر انسان‌محور

شهر انسان‌محور (به انگلیسی: (Human-centered city یا People-centered city) رویکردی در برنامه‌ریزی شهری و طراحی شهری است که انسان، کیفیت زندگی و تجربه زیسته شهروندان را در مرکز تصمیم‌گیری‌های شهری قرار می‌دهد. در این رویکرد، شهر نه صرفاً به‌عنوان یک ساختار کالبدی یا اقتصادی، بلکه به‌عنوان یک محیط اجتماعی، فرهنگی، زیست‌محیطی و انسانی در نظر گرفته می‌شود که باید پاسخگوی نیازهای جسمی، روانی و اجتماعی ساکنان باشد.[۱]

شهر انسان‌محور بر اصولی مانند مقیاس انسانی، پیاده‌مداری، دسترسی برابر به خدمات شهری، عدالت فضایی، مشارکت شهروندی، کیفیت فضاهای عمومی و توسعه پایدار تأکید دارد. این مفهوم در واکنش به برخی پیامدهای شهرسازی مدرن قرن بیستم، مانند وابستگی گسترده به خودرو، توسعه پراکنده شهری و کاهش کیفیت فضاهای عمومی شکل گرفت.[۲]

پیشینه نظری

ریشه‌های نظری شهر انسان‌محور را می‌توان در اندیشه‌های انسان‌گرایانه، جامعه‌شناسی شهری و تحولات برنامه‌ریزی شهری قرن بیستم جست‌وجو کرد. این دیدگاه بر این اصل استوار است که شهر باید برای زندگی انسان‌ها طراحی شود و موفقیت آن تنها بر اساس رشد اقتصادی، توسعه کالبدی یا ظرفیت حمل‌ونقل سنجیده نشود، بلکه کیفیت زندگی و تعاملات اجتماعی شهروندان نیز اهمیت اساسی دارد.

در بخش بزرگی از قرن بیستم، الگوهای شهرسازی مدرن بر تفکیک کاربری‌ها، توسعه شبکه‌های بزرگراهی و افزایش سرعت جابه‌جایی تأکید داشتند. برخی منتقدان معتقد بودند این رویکردها موجب کاهش تعاملات اجتماعی، تضعیف فضاهای عمومی و افزایش وابستگی به خودرو شده است.[۲]

جین جیکوبز و شهر زنده

جین جیکوبز از تأثیرگذارترین منتقدان شهرسازی مدرن بود. او در کتاب مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی (۱۹۶۱) بر اهمیت تنوع کاربری‌ها، حضور مردم در خیابان‌ها، فعالیت اجتماعی و نقش فضاهای عمومی در ایجاد امنیت شهری تأکید کرد.

از دیدگاه جیکوبز، شهرهای موفق محیط‌هایی هستند که امکان برخوردهای روزمره میان شهروندان را فراهم می‌کنند و خیابان‌ها به‌عنوان فضاهای اجتماعی، نه صرفاً مسیرهای حرکتی، عمل می‌کنند.[۲]

یان گل و مقیاس انسانی

یان گل، معمار و پژوهشگر طراحی شهری دانمارکی، یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان رویکرد انسان‌محور در طراحی شهری است. او در کتاب شهرها برای مردم بر اهمیت طراحی محیط شهری بر اساس تجربه انسان در مقیاس پیاده تأکید می‌کند.[۱]

بر اساس دیدگاه گل، شهر مطلوب باید:

  • امکان حرکت پیاده و مکث را فراهم کند؛
  • فضاهای عمومی باکیفیت ایجاد کند؛
  • تعامل اجتماعی را افزایش دهد؛
  • رابطه میان انسان و محیط ساخته‌شده را تقویت کند.

اصول شهر انسان‌محور

مقیاس انسانی

مقیاس انسانی به معنای طراحی شهر بر اساس توانایی ادراک، حرکت و تعامل انسان است. در شهر انسان‌محور، خیابان‌ها، ساختمان‌ها و فضاهای عمومی باید قابل درک، قابل استفاده و متناسب با نیازهای انسانی باشند.

ویژگی‌های طراحی انسان‌مقیاس شامل موارد زیر است:

  • ایجاد محیط‌های قابل پیاده‌روی؛
  • توجه به کیفیت جداره‌های شهری؛
  • ایجاد ارتباط میان ساختمان و فضای عمومی؛
  • فراهم کردن امکان حضور و تعامل اجتماعی.

پیاده‌مداری و حمل‌ونقل پایدار

شهر انسان‌محور، حرکت انسان را بر حرکت خودرو اولویت می‌دهد. در این رویکرد، پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و حمل‌ونقل عمومی به‌عنوان عناصر اصلی جابه‌جایی شهری مورد توجه قرار می‌گیرند.

هدف این سیاست‌ها کاهش وابستگی به خودرو، کاهش آلودگی هوا، افزایش فعالیت بدنی و ارتقای سلامت عمومی است.[۳]

عدالت فضایی

عدالت فضایی یکی از مفاهیم کلیدی در شهر انسان‌محور است. این مفهوم بر توزیع عادلانه منابع، خدمات و فرصت‌های شهری میان گروه‌های مختلف اجتماعی تأکید دارد.

بر اساس این دیدگاه، همه شهروندان باید دسترسی مناسب به موارد زیر داشته باشند:

  • آموزش؛
  • خدمات سلامت؛
  • فضای سبز؛
  • حمل‌ونقل عمومی؛
  • فضاهای عمومی.

این مفهوم با نظریه حق به شهر و دیدگاه‌های هانری لوفور درباره مشارکت شهروندان در تولید فضای شهری ارتباط دارد.[۴]

فضاهای عمومی و زندگی اجتماعی

در شهر انسان‌محور، فضاهای عمومی مانند میدان‌ها، پارک‌ها و خیابان‌ها نقش اساسی در شکل‌گیری روابط اجتماعی دارند.

این فضاها می‌توانند موجب افزایش:

  • سرمایه اجتماعی؛
  • احساس تعلق به مکان؛
  • هویت شهری؛
  • تعامل میان گروه‌های اجتماعی

شوند.

ارتباط با سایر مفاهیم شهرسازی

شهر ۱۵ دقیقه‌ای

شهر ۱۵ دقیقه‌ای یکی از مفاهیم نزدیک به شهر انسان‌محور است. این مفهوم بیان می‌کند که شهروندان باید بتوانند نیازهای روزمره مانند کار، آموزش، خرید، سلامت و تفریح را در فاصله‌ای کوتاه و بدون وابستگی شدید به خودرو تأمین کنند.[۵]

واحد همسایگی

واحد همسایگی که توسط کلارنس پری مطرح شد، یکی از پیشینه‌های مهم شهر انسان‌محور به شمار می‌رود. این نظریه بر اهمیت سازمان‌دهی محله بر اساس نیازهای اجتماعی ساکنان، مدرسه، فضای سبز و خدمات محلی تأکید داشت.[۶]

نوشهرگرایی

نوشهرگرایی نیز اشتراکات زیادی با شهر انسان‌محور دارد. این جنبش بر محله‌های پیاده‌محور، اختلاط کاربری‌ها، خیابان‌های فعال و تقویت روابط اجتماعی تأکید می‌کند.[۷]

نمونه‌های جهانی

برخی شهرها که در سیاست‌های شهری خود عناصر انسان‌محور را توسعه داده‌اند عبارت‌اند از:

  • کپنهاگ در دانمارک با توسعه زیرساخت‌های دوچرخه و فضاهای عمومی؛
  • بارسلونا در اسپانیا با اجرای طرح ابرمحله‌ها (Superblocks)؛
  • پاریس در فرانسه با سیاست شهر ۱۵ دقیقه‌ای.

انتقادها

با وجود گسترش رویکرد شهر انسان‌محور، اجرای آن با چالش‌هایی روبه‌رو است. برخی منتقدان به احتمال افزایش قیمت زمین، خطر جابه‌جایی گروه‌های کم‌درآمد، هزینه تغییر زیرساخت‌های موجود و دشواری ایجاد تعادل میان توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی اشاره کرده‌اند.

همچنین برخی پژوهشگران معتقدند مفهوم انسان‌محوری باید علاوه بر نیازهای انسان، رابطه میان انسان، طبیعت و نظام‌های اکولوژیک شهری را نیز مورد توجه قرار دهد.

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 Gehl, Jan. (2010). Cities for People. Washington, DC: Island Press.
  2. 1 2 3 Jacobs, Jane. (1961). The Death and Life of Great American Cities. New York: Random House.
  3. ↑ Newman, P., & Kenworthy, J. (1999). Sustainability and Cities: Overcoming Automobile Dependence. Island Press.
  4. ↑ Lefebvre, Henri. (1991). The Production of Space. Oxford: Blackwell.
  5. ↑ Moreno, C., Allam, Z., Chabaud, D., Gall, C., & Pratlong, F. (2021). Introducing the “15-Minute City”. Smart Cities, 4(1), 93–111.
  6. ↑ Perry, Clarence. (1929). The Neighborhood Unit.
  7. ↑ Calthorpe, Peter. (1993). The Next American Metropolis. Princeton Architectural Press.
  • Gehl, Jan. (2010). Cities for People. Island Press.
  • Jacobs, Jane. (1961). The Death and Life of Great American Cities. Random House.
  • Lefebvre, Henri. (1991). The Production of Space. Blackwell.
  • Moreno, Carlos et al. (2021). Introducing the “15-Minute City”. Smart Cities, 4(1), 93–111.
  • Newman, Peter & Kenworthy, Jeffrey. (1999). Sustainability and Cities: Overcoming Automobile Dependence. Island Press.
  • Calthorpe, Peter. (1993). The Next American Metropolis. Princeton Architectural Press.
  • UN-Habitat. (2016). New Urban Agenda. United Nations Human Settlements Programme.