عباسعلی پنبهای
عباسعلی پنبه ای | |
|---|---|
![]() عباسعلی پنبه ای | |
| نماینده میانه در کنگره ملی آذربایجان | |
| آغاز به کار ۱۳۲۴ | |
| پادشاه | محمدرضا پهلوی |
| رئیس شهربانی تبریز | |
| فرماندار ارومیه و فرماندار سلماس | |
| اطلاعات شخصی | |
| زاده | ۲ آذر ۱۲۷۶ خورشیدی میانه (آذربایجان شرقی)، |
| درگذشته | ۱۴ اسفند ۱۳۵۵ خورشیدی تهران |
| آرامگاه | بهشت زهرا، تهران |
| ملیت | |
| حزب سیاسی | فرقه دموکرات آذربایجان |
| دیگر عضویتهای سیاسی | حزب توده |
| همسر(ان) | سکینه |
| فرزندان | عشقیه، فخریه، عالیه، مهلقا، علی |
| پیشه | تاجر |
| دین | اسلام |
| لقب(ها) | خال اوغلو |
عباسعلی پنبهای ملقب به خال اوغلو (زاده ۲ آذر ۱۲۷۶ – درگذشته ۱۴ اسفند ۱۳۵۵) متولد شهر میانه، از معتمدین (ریش سفید) شهرستان میانه در زمان حکومت پهلوی دوم بود. وی در زمان حکومت خودمختار آذربایجان، عضو کمیته مرکزی فرقه دموکرات آذربایجان و وکیل مجلس ملی آذربایجان از شهرستان میانه بود و سپس به سمت ریاست شهربانی تبریز و پس از آن فرماندار ارومیه و سلماس منصوب شد.
زندگی خصوصی
عباسعلی پنبهای در تاریخ دوم آذر سال ۱۲۷۶ در میانه ایران به دنیا آمد. نام پدرش بخشعلی و مادرش زبیده است.
وی از همان جوانی به عنوان فردی مذهبی و مقید به شریعت مشهور بود. او فردی دارای بینش سیاسی بود که به ظلمستیزی شهرت داشت و گزارشهایی از حمایت او از حقوق رعایا در برابر مالکان وجود دارد.[۱]
دستخط میرزا عبدالحسین ذوالریاستین شیرازی قطب درویشان سلسله نعمتاللهی در خصوص جواز عمل ایشان به دستورهای عبادی ذیل کتاب مونس السالکین گواه علایق مذهبی ایشان میباشد. وی در اثنای سفرهای شغلی خود به تهران با فرقه درویشان نعمتاللهی آشنا شده و به آنها میپیوندد. هر شب جمعه در خانه خویش شب زندهداری و مجمع درویشی داشت که تا آخر عمر به آن پایبند بود به گونهای که همه دوستانش میدانستند که پنبهای شبهای جمعه تا صبح هیچ کاری جز عبادت و دعا نمیکند.
عباسعلی پنبهای از دوستان نزدیک میرزاده عشقی بود. عشقی به وی وصیت کرده بود که اگر فرزند اول تو پسر شد نام او را عشقی و اگر دختر شد نام او را عشقیه بگذار. پنبهای نیز به وصیت او عمل کرد و نام اولین فرزندش را عشقیه نهاد.[۲]
وی در تاریخ ۱۸ اسفند سال ۱۳۵۵ در اثر سانحه تصادف در تهران از دنیا رفت و در بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شد. در مراسم تدفین وی استاد شهریار، سلام الله جاوید و بستگان نزدیک وی شرکت داشتند.
زندگی سیاسی
پس از جنبش مشروطه ایران
وی از هوادران و فعالان حزب اجتماعیون عامیون و در ارتباط با میرزا علی اصغر خان سرتیپ زاده بودهاست، به گونهای که تا اواخر عمر ایشان با وی مکاتبات داشت.
دوران حکومت رضاشاه
پس از قدرت گرفتن رضا شاه و سرکوب جنبشهای سیاسی از جمله جنبش جنگل توسط وی، کلیه احزاب سیاسی از جمله حزب اجتماعیون عامیون تبریز منحل میشوند. در این هنگام پنبهای دستگیر و به تبریز اعزام و در دادگاه محکوم به حبس شده و پس از حبس به اردلان تبعید میشود. وی در دوران تبعیدش در اردلان با شیخ زنبیل و قاضی محمد آشنا شدهاست.
دوران اشغال ایران توسط متفقین
پس از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم توسط متفقین در ۳ شهریور ۱۳۲۰ و در اثر فضای باز سیاسی پس از استعفای رضاشاه در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ احزاب مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله حزب توده و سندیکای کارگران در آذربایجان رشد نمود و با پشتوانه شوروی در تمام کشور ریشه دواند. در این دوران پنبهای در میانه در جایگاه صدر حزب توده قرار گرفت. کمیتههای حزب تودهٔ ایران در شهرهای مختلف آذربایجان مانند تبریز، ارومیه، اردبیل و آستارا، مراغه و میاندوآب، خوی، مرند، سراب، سلماس و میانه فعالیت داشتند که از جمله افراد زیر بهصورت نزدیک و فعال در کمیته این حزب در میانه مشارکت داشتهاند: غلامیحیی دانشیان، ق. رنجبر، عباسعلی پنبهای و دیگران.[۳] حزب توده در شهر میانه شعبه دایر کرده بود که عباسعلی پنبهای آنجا را اداره میکرد.[۴]
پنبهای علیرغم موقعیت بالای خود در حزب توده، از نامزدی محمدولی فرمانفرمائیان برخلاف اختلافات متعددی که با وی داشت حمایت کامل نمود و با نفوذی که در بین مردم داشت فرمانفرمائیان از سراب و میانه به نمایندگی مجلس چهاردهم مجلس شورای ملی (۶ اسفند ۱۳۲۲ تا ۲۱ اسفند ۱۳۲۴) برگزیده شد.
فرمانفرمائیان در مجلس چهاردهم رهبر فراکسیون آزادی بود.[۵]
دوران فرقه دموکرات آذربایجان
نصرتالله جهانشاهلو مسئول حزب توده و بعد فرقه دموکرات در زنجان در مورد مراحل تاسیس فرقه و الحاق تشکیلات ایالتی حزب توده آذربایجان به فرقه دموکرات آذربایجان و گفتگوی عباسعلی پنبهای با خود اینطور مینویسد:
«شاید مهرماه ۱۳۲۴ بود که بیانیه ای در تبریز پراکنده شد که ... امضاء کنندگان آن برای سامان بخشیدن به نابسامانیها بتشکیل فرقه ای بنام فرقه دموکرات آذربایجان اقدام کرده اند. امضاء کنندگان چند تن بودند که بنام ترین آنان آقایان سید جعفر پیشهوری، میرزا علی شبستری و باکوچی بود. ... یکی دو روز پس از رسیدن آن اعلامیه اعلامیهٔ دیگری از طرف تشکیلات ایالتی حزب توده آذربایجان که آن زمان مسئول آن آقای صادق پادگان بود منتشر شد دائر بر اینکه کمیتهٔ ایالتی حزب توده آذربایجان یکجا و به اتفاق آرا الحاق خود به فرقه دموکرات آذربایجان را اعلام کرد. چند روزی که گذشت، آقای پنبهای که مردی درویش و بی سواد و مسئول حزب توده در میانه بود و خود نیز حزب را به فرقه ملحق کرده بود، نزد من آمد و دربارهٔ پیوستن حزب توده زنجان به فرقه دمکرات آذربایجان، با من گفتگو کرد. من به او گفتم که مقررات و موازین حزبی، به من اجازه چنین کاری را نمیدهد. او چون ساده و ناآگاه بود، از نیروی دولت شوروی و نظر آنها در اینباره برای من سخن گفت و سرانجام چون دید من گفته نخست خود را از نو بازگو میکنم، از در پند و اندرز و تهدید درآمد و آشکارا به من گفت که اگر فوراً حزب توده زنجان را به فرقه ملحق نکنید، برای شما بسیار عاقبت بدی خواهد داشت. پس از آن او با پاره ای از مهاجران که عضو حزب توده و اتحادیه کارگران بودند گفتگو کرد و آنان را برانگیخت که خود اقدام به تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان کنند. آنان گفتگوهای او را برای من بازگو کردند. پس از دو روز یک بار دیگر به زنجان نزد من آمد و همان گفته های بار نخست خود را با تهدیدهای بیشتری بازگو کرد و چون گفتگو را بیهوده یافت بازگشت.»[۶]
سرانجام کمتیه مرکزی حزب توده در تهران با الحاق حزب توده زنجان به فرقه دموکرات آذربایجان موافقت نمود و متعاقبا کمیته حزب توده زنجان پس از ابلاغ نظر کمیته مرکزی توسط جهانشاهلو این الحاق را تصویب کرد. [۷]
ابراهیم نوروزاف، خبرنگار و افسر اطلاعاتی ارتش سرخ شوروی، در خاطرات خود گفته است که در نیمه آبان ۱۳۲۴ حسن یوسفی که آن زمان یکی از ملاکین ورشکسته میانه بود و به جای پنبهای برای اداره دفتر حزب توده در میانه منصوب شده بود، به عنوان دبیر فرقه در میانه فعالیت مینمود.[۴]
غلام یحیی دانشیان و عباسعلی پنبهای رهبری فدائیان شبه نظامی را در سقوط شهر میانه در ۲۶ آبان ۱۳۲۴ بر عهده داشتند. میانه اولین شهری بود که توسط فدائیان سقوط کرد و ارتباط بین آذربایجان با تهران از این طریق قطع شد.[۸] در مورد تصرف آسان و سریع شهر میانه بهدست فرقه، کمبود افراد نظامی در میانه، که از یک دسته ژاندارم، پارهای در بخش کاغذکنان و عدهای دیگر مأمور راه میانه به تبریز بودند و عده کوچکی در شهر میانه باقیمانده بودند از یک طرف و از سوی دیگر نقش دژبانی روسی در میانه به ریاست کاپیتان نوروز اف، مهم است که دژبانی روس مقداری جنگافزار در اختیار فرقه و اتحادیه کارگران آن (به ریاست غلام یحیی) میگذارد. با وجود اینکه کوچکترین مقاومتی از سوی نیروهای دولتی شهر انجام نشد، کسانی از قبیل رسدبان رهنما که پایور پلیس راهآهن بود و چندین پاسبان دیگر بعد از تسلیم به قتل رسیدند که علت آن را خشونت بسیار زیاد پارهای از کارگران مهاجر قفقازی از قبیل آقای رامتین میدانند.[۹][۱۰] (سرگرد محمد علی رامتین متولد سال ۱۲۸۶ در سراب که در سال ۱۳۲۴ به حزب دموکرات آذربایجان پیوست و در شانزدهم دی ماه ۱۳۲۵ در میدان خان حمامی مراغه به دار آویخته شد.[۱۱]) متعاقبا در هشتم یا دهم آذر ماه ۱۳۲۴ مراکز مهم دولتی شهر زنجان نیز به دستور نصرتالله جهانشاهلو به نام فرقه دموکرات آذربایجان اشغال و شهر در اختیار ایشان قرار گرفت.[۱۲]
عباسعلی پنبهای در جلسه چهارم کنگره خلق مورخ از ۶ آذر ۱۳۲۴ آذربایجان به عضویت هیئت ملی آذربایجان به ریاست میرزا علی شبستری برای برگزاری انتخابات منصوب گردید.[۱۳] و سرانجام در انتخابات کنگره ملی آذربایجان که از ۴ آذر ۱۳۲۴ به مدت پنج روز ادامه داشت، به عنوان نماینده میانه برگزیده شد[۱۴]
پنبهای به منظور جلوگیری از درگیری بین ارتش ایران و فدائیان فرقه دموکرات آذربایجان که تحت پشتیبانی ارتش شوروی بودند نقش زیادی ایفا کرد. مشخص بود در صورت هر گونه درگیری بین این دو نیروی نظامی فدائیان فرقه که دست نشانده شوروی بودند پیروز مطلق میدان نبرد بودند؛ لذا بدین منظور پس از ممانعت قوای شوروی از حرکت قوای کمکی تهران به آذربایجان و جلوگیری از پیشروی آنها در قزوین، پنبهای در ۲۲ آذر ۱۳۲۴ به نمایندگی از طرف سید جعفر پیشهوری با سرتیپ علی اکبر درخشانی فرمانده لشکر سوم آذربایجان شرقی در سربازخانه تبریز ملاقات نموده[۱۵][۱۶] و وی را جهت ادامه مذاکرات نزد پیشهوری برد. پس از آن در همان شب لشکر آذربایجان به فرقه دموکرات آذربایجان تسلیم میشود. پس از تسلیم لشکر آذربایجان هر افسری به دلخواه خود میتوانست در آذربایجان باقیمانده یا به تهران بازگردد که قریب به اتفاق افسران از جمله سرتیپ درخشانی با اتفاق خانوادههایشان به صورت زمینی یا هوایی در امنیت تمام به تهران بازگشتند.

پس از تسلیم تمامی قوای نظامی تبریز، پنبهای به عنوان رئیس شهربانی این شهر منصوب و امنیت در شهر تبریز برقرار گردید.[۱۷] در این مدت وی اقداماتی از جمله سرکوب و حتی اعدام اشرار و حتی فدائیان خاطی فرقه انجام داد[۱۸][۱۹] که در نظر مردم تبریز و علمای این شهر از جمله آیتالله میرزا عبدالله مجتهدی بسیار مؤثر مینمود.[۲۰]
تیپ رضائیه در آذر ۱۳۲۴ پس از مقاومت در برابر تهدیدات نظامیان شوروی[۲۱] و تلفات زیاد طرفین از پای درآمده و نهایتاً تسلیم فرقه دموکرات آذربایجان شد.[۲۲] سرهنگ احمد زنگنه فرمانده تیپ رضائیه و سرهنگ علی اکبر نوربخش فرمانده ژاندارمری رضائیه برای محاکمه به تبریز اعزام شدند. در این موقع پنبهای با این دو زندانی ملاقات و به آنها قول تلاش برای آزادی میدهد. موضوع معاوضه این دو نفر با زندانیان زندان تهران که در درگیریهای شهریور ۱۳۲۰ بین مالکان و روستائیان دستگیر و برخی اعدام شده بودند در کمیته مرکزی فرقه توسط پنبهای مطرح گردید و تصویب شد. دادگاه تبریز این دو نفر را پس از صدور حکم اعدام، به ده سال زندان محکوم نمود.[۲۳] پس از آن معاوضه صورت گرفته و سرهنگ زنگنه و سرهنگ درخشانی بعدها پس از اعزام به تهران توسط محمد رضا پهلوی در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۲۵ آزاد گردیدند.[۲۴]
فرقه دموکرات آذربایجان در ۱۲ شهریور ۱۳۲۴ بیانیه موسوم به مراجعت نامه ۱۲ شهریور در تبریز در دوازده بند صادر نمود.[۲۵] متعاقبا ۴۲ نفر، شامل عباسعلی پنبهای، بهعنوان اعضای کمیته مرکزی فرقه دموکرات آذربایجان برگزیده شدند.[۲۶]
در دوران تسلط کامل فرقه بر آذربایجان، قلی اوف کنسول شوروی در تبریز پنبهای را به کنسولگری فرا میخواند. پنبهای با مترجم و همراه خود که فردی آسوری به نام میکائیل یلشا (Michael Yalsha) بود شبانه به کنسولگری میرود و در حین گفتگو پنبهای برآشفته شده و با لحن تندی پرخاش کنان به کنسول میگوید "شما اشتباهی به نام کنسول دولت شوروی به تبریز فرستاده شدید، شما باید به تماشاخانههای مسکو برای بازی در تئاترها میرفتید" و از یلشا میخواهد که جملات را ترجمه کند. علیرغم درخواستهای فراوان یلشا از پنبهای (وی همواره پنبهای را پدر خطاب میکرد) مبنی بر عدم ترجمه جملات مزبور، وی پافشاری کرده و کنسول نیز بر ترجمه اصرار میورزد. پس از ترجمه سخنان پنبهای، کنسول برخاسته عصبانی و ناراحت اتاق را ترک مینماید.[۱] چند روز پس از درگیری لفظی پنبهای با قلی اوف، پنبهای به فرمانداری رضائیه منصوب میشود. این انتصاب عملاً نوعی تبعید برای پنبهای بهشمار میرفت.
مجلس ملی آذربایجان در ۱۸ دی ۱۳۲۴ دو قانون در مورد سازماندهی انجمن های ایالت، محال و بلوک و همچنین انجمن شهرداری از طریق انتخابات مخفی، مستقیم، عمومی و برابر صادر کرد. متعاقبا عباسعلی پنبهای به فرمانداری ارومیه منصوب گردید.[۲۷]
پنبهای در اواخر دوران فرقه دموکرات آذربایجان مجدداً تنزل مقام یافته و به فرمانداری شهر کوچک شاپور منصوب شد. وی تا زمان سقوط فرقه و دستگیری اش به همراه برخی از اعضای خانواده در این شهر به سر میبرد.
زندان مجدد و تبعید
پس از انتصاب محمد بیریا به سمت دبیرکل فرقه به جای سید جعفر پیشهوری، وی و سلام الله جاوید طی قطعنامهای در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۲۵ موافقت خود با ورود نیروهای دولت مرکزی به آذربایجان را اعلام نمودند. پس از آن تعداد زیادی از فدائیان و اعضای فرقه که روزنامههای باکو[۲۸] تعداد آنها را به ۷۰۰۰۰ نفر تخمین زده بودند به خاک شوروی عقبنشینی کردند. از همان صبح روز ۲۱ آذر ۱۳۲۵ کشتار و غارت در سراسر آذربایجان علیه فرقه دموکرات آغاز گردید.[۲۸] دبیر کلی محمد بیریا یک شب بیشتر دوام نداشت و بلافاصله پس از اعلام ورود ارتش برای نظارت بر انتخابات به کنسولگری شوروی پناهنده شد. کنگره ملی آذربایجان منحل و تبدیل به انجمن ایالتی آذربایجان گردید.
پنبهای در سلماس دستگیر و پس از ضرب و شتم فراوان به تبریز اعزام و همسر و فرزندان خردسالش با کامیون نظامی به میانه بازگردانده شدند. اموال خانوادهاش در میانه به دست اوباش غارت شد. پنبهای پس از محاکمه ابتدا محکوم به اعدام و سپس در اثر بخشش به حبس ابد محکوم شد. وی به مدت یک سال و نیم در زندان تبریز و پس از آن یک سال و نیم دیگر در زندان بندرعباس و در شرایط بسیار دشوار تبعید بهسر برده و سپس آزاد گردید. در تهران وی را به ستاد ارتش برده و فرمان عفو را به وی ابلاغ مینمایند. سپس وی مجدداً به شغل آزاد خود در میانه روی میآورد.
فعالیتهای مدنی
فعالیتهای اجتماعی وی بهخصوص در امور حل مشکلات مردم و رفع اختلافات به گونهای بین آنها معروف بود که مردم وی را «خال اوغلی» خطاب میکردند.
عباسعلی پنبهای در دوران مجردی برخلاف خواست نماینده مالک میانه در نشستهای عمومی صحبت از پایهگذاری مدرسه میکند که تا آن موقع میانه از آن محروم بودهاست. نماینده مزبور در اعتراض میگوید: من نمیخواهم فرزند من و فرزند فلان عمله به یک مدرسه بروند! این موضوع مورد اعتراض پنبهای قرار گرفته و بین آن دو نزاع لفظی صورت میگیرد. در اثر شکایت نماینده مالک میانه به دادگاه تبریز، پنبهای به دادگاه احضار شده و مورد بازخواست قرار میگیرد. وقتی از وی تعداد فرزندانش را سؤال میکنند پاسخ میدهد تعداد آنها را نمیداند؛ که مورد استهزاء مأموران قرار گرفته و میپرسند: پس بگو چند همسر داری؟ پنبهای پاسخ میدهد: ازدواج نکردهام و فکر کردم تعداد بچههای میانه را از من میپرسید! با شنیدن این پاسخ پنبهای، دادگاه رأی به تأسیس مدرسه در میانه را صادر مینماید.[۲۹]
از اقدامات معروف پنبهای پس از دوران فرقه، احداث یک رشته قنات در میانه در اوایل دهه ۱۳۳۰ شمسی است. وی پس از کسب موافقت و همیاری شهرداری وقت میانه و با صرف هزینه سنگین از امکانات شخصی خود با بهکارگیری حدود چهل نفر در طی حدود چهار سال به این امر اقدام نموده و پروژهای را که خود مبتکر آن بود با موفقیت به اتمام رسانده و در اختیار عامه مردم قرار داد. در آن روزگار کاریز قوری چای یا کهریز پنبهای، آب حمام خزینهای بانک ملی و حمام بازار و حمام دره نزدیک بارگاه امام زاده اسماعیل میانه را تأمین میکرد و بهوسیلهٔٔ کانالهای روباز به آب انبار و خزینههای مردم هدایت میشد. این قنات تا کنون باقی و مورد مصرف شهرداری میانه است.[۳۰]
فعالیت مهم دیگر پنبهای شرکت در امر احداث درمانگاه جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران در میانه میباشد. شهر میانه تا سالهای ۱۳۳۴ در محرومیت از مراکز درمانی بودهاست. وی به عنوان عضو افتخاری هیئت امنای این درمانگاه در شرف احداث انتخاب شده و در خصوص بنای ساختمان درمانگاه و اداره آن فعالیت مینمود. وی همچنین در امر احداث مدارس جدید و در امور شورای شهر میانه فعال بودهاست.
پرداخت سهم امام توسط عباسعلی پنبهای به شیخ هادی نیری میانجی[۳۱] در ۲ مرداد ۱۳۴۰ برای تاسیس مدرسه ملی رضوی جامعه تعلیمات اسلامی صورت گرفته است.[۳۲]
اشعار
پنبهای با آنکه تحصیلات کلاسیک نداشت ولی فردی خود آموخته، دارای ذوق شعری و فعال مدنی بودهاست. اشعار حافظ شیرازی، مولوی، عطار نیشابوری، میرزاده عشقی و صفی علیشاه مورد علاقه وافر وی بوده و در کلام و سخنرانیهایش از آنها استفاده مینمود. وی اشعار زیادی به زبان ترکی آذربایجانی سرودهاست که در کتابچهای جمعآوری شده بود ولی متأسفانه بسیاری از آنها در گذر روزگار از بین رفتهاند. وی تا اواخر عمر خود در مجالس ادبی استاد شهریار به دعوت وی شرکت مینمود.
غزل زیر از وی در مدح علی ابن ابیطالب در زبان ترکی آذربایجانی سروده شدهاست:
| ای برازنده اولان شانینه سر اللهی | ای جهان اهلینه ثابت آیلین آللهی | |
| اولماسیدون سن علی ارض و سما اولمازیدی | باعث جن و بشرسن سن اوزون باللهی | |
| آنادان اولدین او گون بیت خداوندی ده سن | او سبب دن دی اولوب کعبه حریم اللهی | |
| مکه شهرینده غشمشم آدینا آدلاندون | هر طرف دن ایله دون حفظ رسولاللهی | |
| کعبه بیتیندن آقا بتلری سن پاک ایله دون | اولدی معراج سنه کتف رسولاللهی | |
| ویرماسیدون سن اگر عمروه قلیچ خندق ده | آشکار اولمازیدی دین خدا واللهی | |
| وصف ذاتونده علی غرق دی کل عرفا | نیله سین بس داها بیچاره علیاللهی |
نگارخانه
نمره ۱۸۲ عباسعلی پنبهای ساکن میانه بموجب شرحیکه در صفحه آخر نوشته شده مجاز است که بدستور ابتدائی رفتار نماید. حرره العبد مونسعلی ذوالریاستین نعمت اللهی
اعضای فرقه دموکرات آذربایجان در کنار پیشهوری ۱۳۲۴، عباسعلی پنبهای نفر دوم ایستاده از راست
عباسعلی پنبه - نماینده میانه در کنگره ملی آذربایجان - ۱۳۲۴
عباسعلی پنبهای
رئیس شهربانی
و دادگاه صحرائی تبریز - ۱۳۲۴
عباسعلی پنبه ای
در اواخر عمر خود
در تهران
جستارهای وابسته
پانویس
- 1 2 دست نوشتههای محمد علی حیدری
- ↑ خاطرات عشقیه پنبهای
- ↑ Azərbaycan Demokrat Partiyasının yaranması və fəaliyyəti (PDF). باکو: علم. ۱۹۸۶. صص. ۳۵–۳۶.
- 1 2 رازهای سر به مهر، ناگفته های وقایع آذربایجان (خاطرات افسر اطلاعات سرگرد ابراهیم نوروزاف). تبریز: انتشارات مهد آزادی. ۱۳۷۶. ص. ۲۳ و ۲۴.
- ↑ آشنایی با تاریخ مجالس قانونگذاری در ایران، از دوره اول تا دوره شانزدهم. گروه مطالعات بنیادین حکومتی. ۱۳۸۴. ص. ۲۲۲.
- ↑ جهان شاه لو افشار، نصرتالله، سرگذشت ما و بیگانگان، شهریور ماه ۲۵۴۱ شاهنشاهی مطابق اوت ۱۹۸۲ میلادی، بخش یکم، ص ۲۳۰-۲۳۱
- ↑ جهان شاه لو افشار، نصرتالله، سرگذشت ما و بیگانگان، شهریور ماه ۲۵۴۱ شاهنشاهی مطابق اوت ۱۹۸۲ میلادی، بخش یکم، ص ۲۳۹-۲۴۰
- ↑ از زندان رضا خان تا صدر فرقه دموکرات آذربایجان - نشر اوحدی - ۱۳۸۲ - صفحه ۳۴۸ - شابک ۹۶۴−۶۳۷۶−۹۸−۳
- ↑ جهان شاه لو افشار، نصرتالله، سرگذشت ما و بیگانگان، شهریور ماه ۲۵۴۱ شاهنشاهی مطابق اوت ۱۹۸۲ میلادی، بخش یکم، ص 248
- ↑ ناصحی، ابراهیم، غائله آذربایجان در رهگذر تاریخ و چهره پیشهوری در آئینه فرقه دموکرات، تبریز، ستوده، چاپ اول، ۱۳۸۵،ISBN 964-7644-75-2، صفحهٔ ۱۴۸
- ↑ مراغه در آتش (بررسی رویدادها و تحولات مراغه از آغاز جنگ جهانی دوم تا پایان فرقه دموکرات). منشور سمیر. ۱۳۹۸. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۴۶۷-۲۶۲-۷.
- ↑ جهان شاه لو افشار، نصرتالله، سرگذشت ما و بیگانگان، شهریور ماه ۲۵۴۱ شاهنشاهی مطابق اوت ۱۹۸۲ میلادی، بخش یکم، ص 251 تا 257
- ↑ روزنامه آذربایجان - شماره 64 - مورخ ۶ آذر هزار و سیصد و بیست و چهار
- ↑ از زندان رضا خان تا صدر فرقه دموکرات آذربایجان - نشر اوحدی - ۱۳۸۲ - صفحه ۴۹۰ - شابک ۹۶۴−۶۳۷۶−۹۸−۳
- ↑ متن کامل خاطرات سرتیپ علی اکبر درخشانی - انتشارات صفحه سفید - شابک ۹۷۸−۹۶۴−۹۰۵۸۲−۲−۱ - صفحهٔ ۳۹۶
- ↑ متن کامل خاطرات سرتیپ علی اکبر درخشانی - انتشارات صفحه سفید - شابک ۹۷۸−۹۶۴−۹۰۵۸۲−۲−۱ - صفحهٔ ۴۲۵
- ↑ «در آذربایجان چه گذشت؟». وبگاه رسمی. دریافتشده در ۹ آذر ۱۳۹۰.
- ↑ گذشته چراغ راه آیندهاست|گذشته چراغ راه آیندهاست: تاریخ ایران در فاصلهٔ دو کودتا ۱۳۳۲–۱۲۹۹، انتشارات ققنوس، ص ۳۲۳، شابک ۹۷۸−۹۶۴−۳۱۱−۱۳۵−۹
- ↑ روزنامه آذربایجان - شماره ۹۲ - مورخ ۱۳ دی هزار و سیصد و بیست و چهار
- ↑ خاطرات آیتالله میرزا عبدالله مجتهدی - تهران - مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران - ۱۳۸۱ - صفحات ۴۴ تا ۵۶
- ↑ شکلگیری توطئهی نافرجام، در راستای تجزیه آذربایجان
- ↑ امروز در تاریخ
- ↑ روزنامه آذربایجان - شماره ۱۸۱ - مورخ ۴ اردیبهشت هزار و سیصد و بیست و پنج
- ↑ مجله آیین اسلام - شماره ۱۲۱ - خلاصه حوادث مهمه جهان و کشور از تاریخ ۱۷ تیرماه تا تاریخ ۲۴ تیرماه ۲۵
- ↑ «بيانيه ۱۲ شهريور فرقه دمکرات آذربایجان».
- ↑ Azərbaycan Demokrat Partiyasının yaranması və fəaliyyəti (PDF). باکو: علم. ۱۹۸۶. صص. ۶۹–۷۰.
- ↑ Azərbaycan Demokrat Partiyasının yaranması və fəaliyyəti (PDF). باکو: علم. ۱۹۸۶. ص. ۸۱.
- 1 2 گذشته چراغ راه آیندهاست|گذشته چراغ راه آیندهاست: تاریخ ایران در فاصلهٔ دو کودتا ۱۳۳۲–۱۲۹۹، انتشارات ققنوس، صص ۴۲۳–۴۲۱، شابک ۹۷۸−۹۶۴−۳۱۱−۱۳۵−۹
- ↑ دست نوشتههای عالیه پنبهای
- ↑ http://ykshh.miyanali.com/78/آب_شرب_ومصرفی_مردم_میانه_در_نیم_قرن_پیش
- ↑ «هادی نیّری میانجی».
- ↑ «مدرسه رضوی میانه از موقوفات حوزه علمیه جعفریه +اسناد».
- ↑ «هادی نیّری میانجی».