مازندران در قرن دوازدهم هجری

مازندران در زمان صفويان ابتدا از ممالک دیوانی و از دوره شاه عباس دوم ولایت خاصه بود. در سال ۱۶۶۸ میلادی کازاک‌ها به رهبری استپان رازین به این دو استان حمله کردند و در دهه‌های نخست قرن هجدهم میلادی مازندران و گیلان تحت تصرف پتر کبیر درآمدند و این همزمان با زوال صفویان بود. شاه تهماسب دوم در سال ۱۷۲۳ میلادی، حاضر شد در ازای کمک روس‌ها برای مقابله با اشرف، این دو استان را رسماً به روس‌ها دهد ولی با مرگ پتر در ۱۷۲۵ میلادی این پیمان عملی نشد. با به قدرت رسیدن کاترین کبیر، او پیشنهاد داد در ازای پس دادن کرانه‌های جنوبی دریای مازندران، حکومت ایران تسلط روسیه بر داغستان و شروان را بپذیرد. تهماسب که کنترلی بر قلمرو خود نداشت، عملاً مازندران را به ایل قاجار، از طوایف ترکمن و قزلباش، سپرد. اما پس از نیرو گرفتن نادر، تهماسب مجبور شد مازندران را همراه با خراسان و سیستان و کرمان در اختیار نادر گذارد و این موجب شورش فتحعلی‌خان قاجار در سال ۱۷۴۴ میلادی شد.[۱]

دوران افشاری

پس از سقوط اصفهان، دوره‌ای از نزاع‌های پیاپی و آشوب ایران را فرا گرفت که عبدالحسین زرین‌کوب بر آن نام «عصر وحشت» گذاشته است. مازندران در حدود 75 سال عرصۀ تاخت و تاز افغان‌ها، روس‌ها، ایل قاجار، افشاریان و زندیان بر سر قدرت بود و از پیامدهای این دوره شورش‌های کشاورزان، قحطی، شیوع بیماری‌هایی نظیر مالاریا، افزایش مرگ و میر، کاهش جمعیت و افول اقتصاد و کشاورزی بود.[۲]:۱۰

پس از درگیری‌های بسیاری، نهایتاً نادر توانست بر دیگر حریفان فائق شود و در ۱۱۴۵ هجری قمری تهماسب را از سلطنت خلع کرده و فرزند او شاه عباس سوم را به صورت تشریفاتی پادشاه صفویان معرفی کرد. نادر شخصی به نام اغورلو خان را حاکم مازندران و محمد خان شاملو را مأمور تأمین امنیت راه‌های مازندران و سمنان منصوب کرد. نادر در این زمان سعی کرد به کمک جان التون در دریای مازندران نیروی دریایی تشکیل دهد. نادر پس از دوره‌ای از موفقیت‌ها، در جنگل‌های مازندران مورد سوء قصد قرار گرفت و ترور شد؛ او به فرزند و ولیعهد خود (رضا قلی میرزا) مشکوک شده و او را کور کرد سپس پشیمان شده و دچار ناراحتی روانی شد. در این دوره با وضع مالیات‌های سنگین، بسیاری از ولایات سر به شورش برآوردند و در ۱۱۵۷ هجری قمری، محمد حسن خان قاجار در استرآباد (گرگان امروزی) شورش به پا کرد. این شورش با شدت سرکوب شده و مردم استرآباد با کله‌منار، زنده سوزاندن، بردگی و کشتار تنبیه شدند. سپس شورش به مازندران کشیده شد و به رهبری دو زمین‌دار محلی، کشاورزان و روستاییان بیگلربیگی مازندران را به قتل رسانده و در تویه دروار با سپاهیان نادر جنگیدند. این بار هم سرکوب شورشیان با کله‌مناره و غارت همراه بود. خشم مردم فروکش نکرده و بار دیگر در ۱۱۶۰ هجری (۱۷۴۷ میلادی) علیه نادر برخاستند.[۲]:۴۳–۶۰

پس از نادر

پس از مرگ نادر در ۱۱۶۰ هجری، مازندران عرصهٔ رقابت بازماندگان افشاری، ایل قاجار و افغان‌های درانی بود. تا ۱۱۶۵ هجری، محمدحسن خان قاجار نواحی شمالی ایران را در تسلط خویش می‌دید و در این سال کریم خان زند از راه قزوین و گیلان وارد مازندران شده و خان قاجار به درون حصارهای استرآباد گریخت. در نبرد استرآباد قوای کریم خان شکست خورده و به سوی تهران گریختند. مردم آمل و ساری در این حین علیه قاجارها شورش کردند ولی مقیم خان ساروی که رهبری شورشیان را برعهده داشت، در میدان نبرد زخمی شده و نهایتاً اسیر شد و خان قاجار او را سوزاند. در ۱۱۶۸ هجری محمدحسن خان قاجار پس از فتح گیلان و قزوین، عازم فارس شد و در نبرد کزاز و جلون‌آباد موفق به فتح اصفهان شد. خان زند به شیراز گریخت و در محاصره بود که آزادخان افغان به سوی آنان لشکر فرستاد. محمدحسین خان قاجار دولو که توسط محمدحسن خان به عنوان حاکم اصفهان منصوب شده بود، از شهر گریخت و به استرآباد رفته و در آنجا شورش به پا کرد. محمدحسن خان به ناچار به سوی مازندران بازگشت و سپاهیان افغان پشت سر او به گیلان عازم شدند. پس از صلح میان قاجارها، آنان به گیلان لشکر کشیده و سپاهیان افغان را شکست داده و تا ارومیه را از منصوبان آزادخان گرفتند. در ۱۱۷۱ هجری، بار دیگر محمدحسن خان قاجار برای فتح نواحی مرکزی ایران اقدام کرد و با سی هزار سپاهی، راهی شیراز شد ولی این بار بخشی از سربازان او به گروه رقیب پیوستند و محاصره شکست. محمدحسین خان دولو باز هم علیه محمدحسن خان شورش کرد و مجدداً محمدحسن خان مشغول دفع شورشیان شد. این بار زندیان به فرماندهی شیخعلی خان زند در ۱۱۷۲ هجری راهی مازندران شد و در فیروزکوه با محمدخان دادوی سوادکوهی متحده شده و بدون هیچ جنگی، ساری را فتح کرد. در این زمان، محمدحسن خان که در حوالی دامغان مشغول دفع شورش بود و بخشی از شورشیان من‌جمله محمدحسین خان دولو به لشکریان زندیه پیوستند و نهایتاً در اشرف نبرد درگرفت. گروهی از سپاهیان قاجار به صفوف دشمن پیوستند و یکی از قاجارهای دولو، محمدحسن خان قاجار را کُشت و سر او را برای کریم خان، به تهران فرستادند. [۲]:۶۱–۸۹

دوران زندیه

محمدخان دادوی به پاس حمایتش از زندیه، حاکم مازندران شد و استرآباد را به محمدحسین خان دولو سپردند. در ۱۱۷۳ و ۱۱۸۶ هجری، چند شورش دیگر از سوی طوایف قاجار در مازندران و استرآباد روی داد که به فرماندهی زکی‌خان زند سرکوب شد ولی کشتار بی‌رحمانهٔ زکی‌خان موجب نفرت مازندرانیان از زندیان شد. در ۱۱۹۳ کریم خان درگذشت و آغا محمد خان قاجار که گروگان او بود، از شیراز گریخت و با تصاحب مالیات مازندران که در راه شیراز بود، توانست سلسله نبردهایی را علیه منصوبان زندیه آغاز کند.[۲]:۶۱–۸۹ نبردهای آغامحمد خان در مازندران و گیلان تا سال ۱۱۹۹ هجری ادامه داشت و در این سال واپسین لشکریان اعزامی زندیان را درهمشکست سپس تا ۱۲۰۲ مشغول سرکوب سومین شورش محلی در مازندران بود. پس از تسلط بر نواحی شمالی، به جنگ لطفعلی خان زند در فارس رفت و سرانجام در ۱۲۱۰ هجری، در تهران خود را شاه ایران نامید.[۲]:۱۰۴–۱۰۵

منابع

  1. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام بریل_مفصل وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  2. 1 2 3 4 5 مازندران در عصر وحشت (ویراست ۲). ساری: نشر شلفین. ۱۳۹۰. شابک ۹۷۸۶۰۰۱۰۰۰۹۷۳.

رج:تاریخ طبرستان