والیان ترک در طبرستان
| بخشی از مجموعه مقالات تاریخ طبرستان و دیلم |
![]() |
|
|
در سال ۴۰۳ هجری منوچهر زیاری به حکومت زیاریان رسید. با آغاز حکومت منوچهر، دودمان او وارد افول شده و وابسته به سلاطین ترکتبار گشت.[۱]او و امیران بعدی آل زیار خراجگزار حکومتهای ترک شدند و پرداخت خراج سالانهای، اغلب به مبلغ پنجاه هزار دینار، در این دوره مرسوم شد.[۲] منوچهر متحد سلطان محمود غزنوی بود و بعد از او باکالیجار کوهی و انوشیروان زیاری تابع سلطان مسعود غزنوی شدند.[۳]
در سال ۴۳۳ هجری طغرل بیگ، رهبر سلجوقیان که به تازگی در نبرد دندانقان سلطان مسعود را شکست دادهبود، از نابهسامانی در ملک زیاریان و رویدادهای آنجا مطلع شد و برای تسخیر گرگان، نیرو فرستاد. چغری بیک به راحتی با لشکریانش وارد شهر گرگان شد. طغرل مبلغ صد هزار دینار را جهت مصالحه با اهالی، مقرر نمود و مرداویج بن بسو دیلمی، که در لشکرش بود، را به عنوان حاکم گرگان تعیین کرد و خراج سالیانهاش را پنجاه هزار دینار اعلام کرد. طبرستان یا بخشی از آن هم به انوشیروان سپرده شد تا تحت نظر مرداویج بن بسو به حکومت خود ادامه دهد.[۴]
پس از زوال زیاریان و روی کار آمدن سلجوقیان دوران جدیدی در مازندران شروع شد. طغرل در حالی نواحی دشت مازندران را مورد تاخت و تاز قرار داد که مناطق کوهستانی به استقلال خود ادامه دادند. طغرل به باقی گذاشتن گماشتهای اکتفا کرد و رو به سوی مناطق غربی ایران نهاد و با خروجش موجب شد عدهای از ترکان غز به مناطق مختلفی از مازندران هجوم آورده و غارت و کشتار کنند.[۵]امیرداد حبشی معروف به دادبک یکی از ترکان بود که پیرو اسماعیلیه شد. او و دو پسرش، اسماعیل و محمد، حکومت گرگان را تا مدتی به دست داشتند و محمد بن حبشی توانسته بود با تبعیت از سلطان سنجر شرق مازندران را علاوه بر گرگان، تحت اختیار گیرد.[۶] بهرحال، این خلأ قدرت سیاسی در مازندران فرصتی مناسب برای ظهور مجدد دودمان باوندیان پدیدآورد.[۷] و حسامالدوله شهریار شاخهٔ اسپهبدیه را در دودمان باوندی پدیدآورد.[۸]
اسپهبدان باوندی در فاصلهٔ سالهای ۴۶۶ تا ۶۰۶ هجری قمری (۱۰۷۴–۱۲۱۰ میلادی) معاصر با سلجوقیان، بر نواحی گستردهای در طبرستان، گیلان، ری و قومس حکومت داشتند ولی تداوم حیاتشان به حفظ رابطه با سلاطین ترکتبار گره خورده بود[۹] و پیش از شاه غازی رستم حکومتی مستقل نبوده و تحت انقیاد سلجوقیان قرار داشتند. شاه غازی معروفترین اسپهبد باوندی است که مقارن با سلطان سنجر سلجوقی، قلمرو باوندیان را به غایت خود رسانید.[۱۰]
در زمان خوارزمشاهیان اسپهبدان باوندیان توسط سلطان محمد خوارزمشاه برافتادند و این نواحی تحت سلطه ترکان درآمد. در حمله مغول به ایران طبرستان آسیب بسیار دید و محمد خوارزمشاه به جزیره آبسکون در دریای مازندران پناه برده و در آنجا درگذشت.
فهرست افراد
| نام | مدت حکومت | توضیحات | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| غزنویان | |||||||||
| باکالیجار کوهی | ۴۲۲ تا ۴۳۳ هجری | در ابتدا سپهسالار و نایب السلطنه انوشیروان زیاری بود ولی توسط مسعود غزنوی اجازه حکومت مستقل بر گرگان و طبرستان را یافت. نسب باکالیجار از خاندانهای محلی طبرستان بود. | |||||||
| سلجوقیان | |||||||||
| مرداویج بن بسو | از ۴۳۳ هجری | از سوی طغرل حاکم گرگان شد.[۱۱] | |||||||
| امیرداد حبشی (دادبک) | تا ۴۹۳ | پس از مرگ ملکشاه در گرگان شورش کرد. او و پسرانش پیرو اسماعیلیه بودند.[۱۲] | |||||||
| اسماعیل بن حبشی | تا صفر ۵۰۷ | تنها در گرگان. ظاهراً به دستور محمد یکم سلجوقی و به دست خویشاوندان خود به قتل رسید.[۱۳] | |||||||
| محمد بن حبشی | در گرگان و شرق مازندران. تابع سلطان سنجر شد.[۱۴] | ||||||||
| خوارزمشاهیان | |||||||||
| علیشاه بن سلطان تکش | حاکم گرگان و دهستان.[۱۵] | ||||||||
| فیروز | حاکم بیرون تمیشه.[۱۶] | ||||||||
| نصیرالدین منکلی | در ۶۰۶ هجری | [۱۷] | |||||||
| امینالدوله دهستانی | در ۶۰۷ هجری | [۱۸] | |||||||
منابع
- ↑ مفرد، ظهور و سقوط آل زیار، ۱۲۷–۱۲۸.
- ↑ مفرد، ظهور و سقوط آل زیار، ۱۵۸.
- ↑ Bosworth, Encyclopaedia of Islam, 540.
- ↑ مفرد، ظهور و سقوط آل زیار، ۱۴۲–۱۴۳.
- ↑ معلمی، روابط خاندان باو با سلاجقه و قدرت سیاسی تشیع امامیه در سدههای پنج وششم هجری.
- ↑ رحمتی، محسن. «دادبک حبشی». دانشنامه جهان اسلام.
- ↑ معلمی، روابط خاندان باو با سلاجقه و قدرت سیاسی تشیع امامیه در سدههای پنج وششم هجری.
- ↑ مهجوری، تاریخ مازندران، ۱۵۸.
- ↑ حسننژاد، شاه غازی رستم باوندی.
- ↑ رازپوش، قارنوندیان و باوندیان در تاریخ ایران، ۹۸.
- ↑ رابینو، هاسنت لویی. مازندران و استرآباد. علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵. صفحهٔ ۲۱۰
- ↑ رحمتی، محسن. «دادبک حبشی». دانشنامه جهان اسلام.
- ↑ رحمتی، محسن. «دادبک حبشی». دانشنامه جهان اسلام.
- ↑ رحمتی، محسن. «دادبک حبشی». دانشنامه جهان اسلام.
- ↑ رابینو، هاسنت لویی. مازندران و استرآباد. علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵. صفحهٔ ۲۱۰
- ↑ رابینو، هاسنت لویی. مازندران و استرآباد. علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵. صفحهٔ ۲۱۰
- ↑ رابینو، هاسنت لویی. مازندران و استرآباد. علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵. صفحهٔ ۲۱۰
- ↑ رابینو، هاسنت لویی. مازندران و استرآباد. علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵. صفحهٔ ۲۱۰







