میچون

میچون (به کره‌ای: 미천왕)، (سلطنت: ۳۰۰~۳۳۱ میلادی)؛[۱] پانزدهمین امپراتور گوگوریو، شمالی‌ترین در میان سه پادشاهی کره و او پسر «گو دولگو» و نوه سیزدهمین امپراتور گوگوریو پادشاه سوچون بود. او همچنین با نام پادشاه هویانگ نیز شناخته می‌شود. پادشاه میچئون در دوران سلطنت خود، در تضاد شدیدی با ارتش چین و قدرت‌های منطقه‌ای بود.

میچون
미천
ته‌وانگ
پرتره منتصب به پادشاه میچون، آرامگاه شماره ۳ آناک
پادشاه گوگوریو
سلطنتسپتامبر ۳۰۰ - فوریه ۳۳۱ میلادی (۳۱سال)
تاج‌گذاریسپتامبر ۳۰۰ میلادی
پیشینبونگسانگ
جانشینگگوگوون
زادهگو ایولبول/اوبول/اولبولی
نامشخص
گونگنه‌سونگ
درگذشتهفوریه ۳۳۱ میلادی
گونگنه‌سونگ
آرامگاه
میچون وون
شهبانوبانو جو
فرزند(ان)سایو
مو
نام سلطنت
هویانگ ته‌وانگ
نام پسامرگ
میچون ته‌وانگ
خاندانگو
دودمانگوگوریو
پدرگو دولگو
پیشهپادشاه
میچون
هانگول
미천왕 و 호양왕
هانجا
美川王, 好壤王
لاتین‌نویسی اصلاح‌شدهMicheon-wang و Hoyang-wang
مک‌کیون–ریشاورMich'ŏn-wang
نام تولد
هانگول
고을불, 을불리, و 우불
هانجا
高乙弗, 乙弗利, و 憂弗
لاتین‌نویسی اصلاح‌شدهGo Eul-bul, Eulbulli, و U-bul
مک‌کیون–ریشاورKo Ŭlbul, Ŭlbulli, or Ubul
سه پادشاهی

۱- شیلا ۵۷ پ.م. — ۹۳۵ م.
۲- گوگوریو ۳۷ پ.م. — ۶۶۸ م.
۳- بکجه ۱۸ پ.م. — ۶۶۰ م.

میچئون با کمک نخست‌وزیر چانگ‌جوری، پادشاه جدید گوگوریو شد و با گسترش قلمرو و تثبیت اقتدار سلطنتی، سهم بسزایی در توسعه گوگوریو داشت. به عبارت دیگر، او پادشاه بزرگی بود که پایه و اساس عصر طلایی گوگوریو را بنا نهاد. میچئون بلافاصله پس از رسیدن به تخت سلطنت، قوم سوشین را شکست داد و به عنوان یک قهرمان ظهور کرد و سپس عموی خود، شاهزاده آن-گوک را به دلیل خیانت و دسیسه اعدام کرد.

سابقه و به‌دست آوردن تخت پادشاهی

او نوه سیزدهمین پادشاه گوگوریو، پادشاه سوچون، و پسر شاهزاده «دولگو» بود، که توسط برادرش چهاردهمین فرمانروا، پادشاه بونگسانگ، کشته شد.[۲]

پادشاه میچون درخفا مدتی، به عنوان یک خدمتکار و بازرگان نمک زندگی کرد، اما بعد از پادشاه بونگسانگ که توسط صاحب منصبان دربار از حکومت برکنار شد، به پادشاهی رسید. داستان زندگی پادشاه میچون در دورانی که مخفی شده بود و قبل از اینکه به پادشاهی برسد در کتاب سامگوک ساگی ثبت شده است. گفته شده است که او به عنوان خدمتکار یک فرماندار محلی مجبور بوده است که در طول شب به تالابی سنگ پرتاب کند تا قورباغه‌ها ساکت بمانند، سپس او فرار کرد و با یک بازرگان نمک ملاقات کرد، و در هنگام سفر برای فروش نمک با سختیهای بسیار بیشتری روبرو شد.[۳][۴]

در این بین، نفرت از پادشاه بونگسانگ افزایش پیدا کرد، و صاحب منصبان دربار با هدایت وزیر اعظم چانگ جوری، کودتا کردند و پادشاه پادشاه بونگسانگ را از قدرت برکنار کرده و پادشاه میچون، را به سلطنت رساندند.

حکومت

میچون به تدریج ارتش گوگوریو را گسترش داد و به یک نیروی توانمند تبدیل کرد. در طی تجزیه دودمان جین، او مرزهای گوگوریو را تا شبه‌جزیره لیائودونگ و فرمانداری‌های چین، گسترش داد.[۵][۶]

اولین لشکرکشی او در سال ۳۰۲ میلادی، بر ضد فرمانداری هیونتو صورت گرفت. او فرمانداری لیلانگ را در سال ۳۱۳ و فرمانداری دایفنگ را در سال ۳۱۴ میلادی بعد از حمله به سوآنپیونگ در لیائودونگ ضمیمه خاک گوگوریو کرد.[۷][۸]

در دوران حکومت او، گوگوریو با افزایش نفوذ ژیان‌بی در غرب، علی‌الخصوص حملات «قبیله مورونگ» به لیائودونگ، مواجه شد. میچون با سایر قبایل شیان‌بی در برابر «قبیله مورونگ» متحد شد، اما موفقیت‌آمیز نبود. در سال ۳۱۹ میلادی، یکی از ژنرالهای گوگوریو به نام «یو نوجا» توسط نیروهای «مورونگ» دستگیر شد. در تمام این مدت، گوگوریو و «مورونگ» به مواضع یکدیگر حمله کردند، اما هیچ‌کدام پیروزی با دوام و پایایی به‌دست نیاوردند.[۹][۱۰]

پادشاه میچون بارها به بکجه پادشاهی جنوبی کره حمله کرد. در طی این جنگ‌ها با ۱۱ دهمین پادشاه بکجه، پادشاه بیریو توانست بیش از سی هزار سرباز او را نابود کند پادشاه میچون بیش از ۷۲ بار با مهاجمان ژیان‌بی و بکجه جنگید و در اغلب آنها پیروز شد او در آن زمان بسیار محبوب بود و مردم به او به عنوان نماد ملی نگاه می‌کردند.[۱۱]

داستان

این افسانه‌ای درباره پادشاه میچئون از گوگوریو است و در سالنامه‌های گوگوریو در سامگوک ساگی (تاریخ سه پادشاهی) ثبت شده است. این داستان درباره گوئولبول، پسر گودولگو، برادر کوچکتر پادشاه بونگسانگ است که برای فرار از خشم پادشاه به سفری سرگردان رفت و انواع سختی‌ها را تحمل کرد تا اینکه توسط وزیر دولت چانگجوری مورد استقبال قرار گرفت و به سلطنت رسید. با نگاهی به آنچه در طول سرگردانی او اتفاق افتاد، حادثه‌ای وجود دارد که در آن او به عنوان خدمتکار برای یک روستایی ثروتمند (مومو) کار می‌کرد، اما ارباب گفت که از صدای قارقار قورباغه‌ها متنفر است، بنابراین او تمام شب سنگ‌ها را به داخل برکه می‌انداخت. وقتی او خانه را ترک کرد و تاجر نمک شد، به دروغ توسط دولت متهم و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. به همین دلیل، صورتش لاغر و لباس‌هایش کهنه شد، بنابراین مردم حتی وقتی او را می‌دیدند، او را به عنوان یک نواده سلطنتی تشخیص نمی‌دادند. وقتی جو-بول و سو-وو او را پیدا کردند، لاغر و رنگ‌پریده بود، اما رفتارش غیرمعمول بود، بنابراین سو-وو و دیگران فکر کردند که او ایول-بول است و جلو رفتند تا تعظیم کنند و صحبت کنند، اما پادشاه میچون گفت: «من یک بربر هستم و از نوادگان سلطنتی نیستم. لطفاً دوباره نگاه کنید.» با این حال، سو-وو آنها را متقاعد کرد و سو-وو و جو-بول سرانجام برای خدمت به ایول-بول بازگشتند.[۱۲]

مرگ و عواقب آن

پادشاه میچون در سال ۳۳۱ میلادی مرد و در «میچون وون» دفن گردید. ۱۲ سال بعد در دوران حکومت پادشاه گگوگوون، بقایای جسد او توسط مهاجمان یان سابق از قبر بیرون آورده و به عنوان خون‌بها نزد آن‌ها نگه داشته شد.

خانواده

  • پدر: شاهزاده گو دولگو
  • همسر: ملکه جو، از قبیله جو؛ در سال ۳۴۲ میلادی هنگامی که مورونگ هوانگ به گوگوریو حمله کرد تا زمانی که درسال ۳۵۵ میلادی توانست برگردد، به عنوان گروگان در کنار جسد پادشاه گروگان گرفته شد.
    • پسر: شاهزاده سایو (پادشاه گگوگوون؛ مرگ ۳۷۱ میلادی)
    • پسر: شاهزاده مو

منابع

  1. Shin, Hyungshik (2006). A brief history of Korea (2 ed.). Seoul: Ewha Womans University Press. p. 25. ISBN 9788973006199. Retrieved 31 January 2016.
  2. "King Bongsang". KBS Radio. Korean Broadcasting System. Archived from the original on 12 April 2018. Retrieved 31 January 2016.
  3. "King Micheon (1)". KBS Radio. Korean Broadcasting System. Archived from the original on 12 April 2018. Retrieved 31 January 2016.
  4. Jin, Gwan (2008). 고구려 시대 의 불교 수용사 연구 (به کره‌ای). Seoul: Kyŏngsŏwŏn. p. 164. ISBN 9788992062787. Retrieved 31 January 2016.
  5. Northeast History Foundation (2007). "Journal of Northeast Asian History". Journal of Northeast Asian History. 4 (1–2): 95–96.
  6. "King Micheon(2)". KBS Radio. Korean Broadcasting System. Archived from the original on 12 April 2018. Retrieved 31 January 2016.
  7. 고구려의 정치와 사회. Seoul: Northeast Asia History Foundation. 2007. p. 11. ISBN 9788961870153.
  8. Yu, Chai-Shin (2012). The new history of Korean civilization. Bloomington, In: IUniverse. p. 26. ISBN 978-1-4620-5559-3. Retrieved 1 February 2016.
  9. "Three Kingdoms and other States". Korea.net. Retrieved 1 February 2016.
  10. Kim, Bushik. Samguk Sagi(三國史記 卷第十七 髙句麗本紀 第五). Retrieved 1 February 2016. 十二年, 秋八月, 遣将襲取遼東西安平.
  11. Kim, Bushik (1145). Samguk Sagi (三國史記 卷第十七 髙句麗本紀 第五). Retrieved 1 February 2016.三十一年, 遣使後趙石勒, 致其楛矢.
  12. 『삼국사기(三國史記)』, 『삼국유사(三國遺事)』, 『한국설화문학연구』(장덕순, 서울대학교출판부, 1978), 『제왕운기(帝王韻紀)』, 『한국의 신화』(장주근, 성문각, 1961), 『한국무속과 신화연구』(김열규, 일조각, 1977), 국어국문학자료사전(미친왕설화, 1998년, 한국사전연구사 편집) 참조