هنری هشتم (نمایشنامه)

تاریخچهٔ شهیر زندگی شاه هنری هشتم، که اغلب به صورت کوتاهشدهٔ هنری هشتم شناخته میشود، یک نمایشنامهٔ تاریخی مشارکتی است که توسط ویلیام شکسپیر و جان فلچر (نمایشنامهنویس) بر پایهٔ زندگی هنری هشتم نوشته شده است.[۱] یک عنوان جایگزین، همه چیز واقعی است، در اسناد معاصر ثبت شده است، در حالی که عنوان هنری هشتم تا زمان انتشار نمایشنامه در فولیوی یکم در سال ۱۶۲۳ ظاهر نشده بود. شواهد سبکشناختی نشان میدهد که صحنههای مجزا توسط شکسپیر یا همکار و جانشین او، جان فلچر نوشته شده است. این اثر همچنین از نظر ساختار تا حدی ویژگیهای رومانسهای متأخر را دارد. این نمایشنامه به داشتن راهنماهای صحنهٔ بیشتری نسبت به هر یک از دیگر نمایشنامههای شکسپیر معروف است.[۲]
در جریان اجرای نمایشنامهٔ هنری هشتم در تئاتر گلوب در سال ۱۶۱۳، شلیک توپی که برای جلوههای ویژه به کار گرفته شده بود، سقف پوشالی و تیرهای تئاتر را آتش زد و ساختمان اصلی گلوب را بهطور کامل در آتش سوزاند.
شخصیتها

- دیباچه/گفتار پایانی
- هنری هشتم – پادشاه انگلستان
- تامس وولسی – اسقف اعظم یورک و لرد اعظم؛ در ابتدا مشاور ارشد هنری
- کاترین آراگون – بعدها طلاق داده شد
- آن بولین – خدمتکار درباری کاترین؛ بعدها ملکه آن[الف]
- ادوارد استافورد، سومین دوک باکینگهام – از وولسی متنفر است، که او را به خیانت متهم میکند
- توماس کرنمر – اسقف اعظم کانتربری
- استفن گاردینر – متحد نزدیک وولسی؛ منشی پادشاه؛ بعدها اسقف وینچستر
- لرد چمبرلین – از نظر تاریخی، نمایشنامه دورهای را پوشش میدهد که این مقام در اختیار سامرست و لرد سندز بوده است، اما نمایشنامه این شخصیت را به عنوان یک چهرهٔ یکپارچه نشان میدهد[۵]
- توماس هوارد، دومین دوک نورفک – پدربزرگ آن بولین؛ بعدها ارل مارشال
- چارلز براندون، دوک اول ساوفولک – شوهرخواهر هنری؛ بعدها پیشکار بزرگ
- توماس هاوارد، سومین دوک نورفک – داماد باکینگهام و پسر نورفک؛ همچنین فرماندار کل ایرلند
- کاردینال کامپجو – نماینده پاپ فرستادهشده برای قضاوت دربارهٔ مشروعیت ازدواج هنری با کاترین
- لرد کاپوتیوس – سفیر کارل پنجم (خواهرزادهٔ کاترین)[ب]
- سر تامس کرامول – منشی و تحتالحمایهٔ وولسی؛ بعدها منشی شورای خصوصی
- لرد سندز – از نظر تاریخی، در بخشی از دورهٔ پوشش داده شده در نمایشنامه، لرد چمبرلین بود[۵]
- لرد آبرگاونی – داماد باکینگهام
- لرد چنسلور (تامس مور) – مور جایگزین وولسی میشود، پس از آن هرگز نامی از او برده نمیشود.[۷] توماس آودلی، بارون اول آودلی والدن جایگزین مور شد.
- اسقف لینکلن
- سر توماس لاول – رئیس خزانه
- سر هنری گیلدفورد – رئیس اصطبل شاهی
- سر نیکلاس باوکس – فرماندار گین
- سر انتونی دنی – سرپرست جامه خانه
- دکتر باتس – پزشک مخصوص هنری
- گریفیت – تشریفاتچی کاترین
- شاه نشانهای گارتر
- نقشهبردار باکینگهام – از نظر تاریخی، چارلز کنِوِت[۵]
- براندون – یک افسر[پ]
- گروهبان اسلحه
- دربانی
- زن مسن – همراه و مراقب آن بولین
- پِیشنْس – ندیمهٔ کاترین
- دربان اتاق شورا
- منشی اول – برای وولسی کار میکند
- منشی دوم – برای وولسی کار میکند
- کاتب اول – در دادگاه کاترین
- کاتب دوم – در دادگاه کاترین
- جارچی
- پیشخدمت گاردینر
- سه اعیانزاده
- خدمتکار لرد چمبرلین
- شاگرد دربان
- پیامرسان
- در دادگاه پاپ
- اسقف اعظم کانتربری – پیشینِ توماس کرنمر (نقش بدون کلام)
- اسقف الی (نقش بدون کلام)
- اسقف راچستر (نقش بدون کلام)
- اسقف سنت آساف (نقش بدون کلام)
- در تاجگذاری آن بولین
- مارکی دورست (نقش بدون کلام)
- اسقف لندن (نقش بدون کلام)
- لرد شهردار لندن – از نظر تاریخی سر استفن پیکاک[۱۰] (نقش بدون کلام)
- در غسل تعمید الیزابت
- الیزابت یکم (نقش بدون کلام)
- مارکیز دورست – مادر تعمیدی الیزابت (نقش بدون کلام)
- دوکسس نورفک – مادر تعمیدی الیزابت (نقش بدون کلام)
خلاصه داستان
نمایشنامه با یک دیباچه (توسط شخصیتی که نامش ذکر نشده) آغاز میشود که تأکید میکند تماشاگران شاهد نمایشنامهای جدی خواهند بود و از تماشاگران میخواهد: «نخستین و خوشبختترین شنوندگان شهر»، «غمگین باشید، آنگونه که ما شما را غمگین میسازیم.»
پرده اول با گفتگوی دوکهای نورفک و باکینگهام و لرد آبرگاونی آغاز میشود. سخنان آنها خشم متقابلشان را از قدرت بیرحمانه و غرور بیش از حد کاردینال وولسی ابراز میکند. وولسی با همراهانش از صحنه میگذرد و خصومت خود را نسبت به باکینگهام ابراز میدارد. بعدها باکینگهام به اتهام خیانت دستگیر میشود—که کار وولسی است.

صحنه دوم نمایشنامه، شاه هنری هشتم را معرفی میکند و اتکای او به وولسی را به عنوان سوگلی خود نشان میدهد. ملکه کاترین وارد میشود تا به سوءاستفاده وولسی از سیستم مالیاتی برای مقاصد خودش اعتراض کند؛ وولسی از خود دفاع میکند، اما زمانی که پادشاه اقدامات کاردینال را لغو میکند، وولسی شایعهای پخش میکند مبنی بر اینکه خودش مسئول این اقدام پادشاه است. کاترین همچنین دستگیری باکینگهام را به چالش میکشد، اما وولسی با حاضر کردن نقشهبردار دوک، که متهمکننده اصلی است، از دستگیری دفاع میکند. پادشاه پس از شنیدن سخنان نقشهبردار، دستور برگزاری دادگاه باکینگهام را میدهد.
در مهمانی شام که توسط وولسی برگزار شده است، پادشاه و همراهانش با نقاب وارد میشوند. پادشاه با آن بولین میرقصد.
دو اعیانزادهٔ ناشناس پردهٔ دوم را آغاز میکنند؛ یکی از آنها گزارشی از دادگاه خیانت باکینگهام به دیگری میدهد. خود باکینگهام پس از محکومیت، در بازداشت وارد میشود و با پیروان خود و مردم وداع میکند. پس از خروج او، دو اعیانزاده دربارهٔ شایعات دربار، بهویژه خصومت وولسی نسبت به کاترین گفتگو میکنند. صحنهٔ بعدی نشان میدهد که وولسی اقدامات خود را علیه ملکه آغاز میکند، در حالی که اشرافزادگان نورفک و سافک با نگاهی انتقادی نظارهگر هستند. وولسی، کاردینال کامپجو و گاردینر را به پادشاه معرفی میکند؛ کامپجو آمده است تا به عنوان قاضی در دادگاهی که وولسی برای کاترین ترتیب داده است، خدمت کند.
آن بولین در حال گفتگو با زن مسنی که ندیمهٔ اوست نشان داده میشود. آن با مشکلات ملکه ابراز همدردی میکند؛ اما سپس لرد چمبرلین وارد میشود تا به او اطلاع دهد که پادشاه او را به عنوان مارکیز پمبروک منصوب کرده است. پس از رفتن لرد چمبرلین، زن مسن دربارهٔ پیشرفت ناگهانی آن در جلب توجه پادشاه شوخی میکند.

یک صحنهٔ دادگاه با صحنهآرایی مجلل (پردهٔ ۲، صحنهٔ ۴) جلسهٔ استماع کاترین را در برابر پادشاه و درباریانش به تصویر میکشد. کاترین وولسی را به خاطر توطئههایش علیه خود سرزنش میکند و از ماندن در جلسهٔ دادگاه خودداری میورزد. اما پادشاه از وولسی دفاع میکند و بیان میدارد که تردیدهای خودش دربارهٔ مشروعیت ازدواجشان بوده که منجر به این دادگاه شده است. کامپجو اعتراض میکند که جلسهٔ استماع نمیتواند در غیاب ملکه ادامه یابد و پادشاه با اکراه جلسه را به عقب میاندازد. (پردهٔ ۳) وولسی و کامپجو در میان ندیمهها با کاترین روبرو میشوند؛ کاترین اعتراضی احساسی نسبت به رفتاری که با او شده ابراز میکند.
نورفک، سافک، سَری و لرد چمبرلین (پردهٔ ۳، صحنهٔ ۲) در حال توطئه علیه وولسی نشان داده میشوند. بستهای از نامههای وولسی به پاپ تغییر مسیر داده و به دست پادشاه رسیده است؛ این نامهها نشان میدهند که وولسی در حال بازی دوگانه است و در پیام به پاپ با طلاق برنامهریزیشدهٔ هنری از کاترین مخالفت میکند در حالی که در ظاهر از آن نزد پادشاه حمایت مینماید. پادشاه نارضایتی خود را به وولسی نشان میدهد و وولسی برای نخستین بار متوجه میشود که لطف و عنایت هنری را از دست داده است. اشرافزادگان وولسی را مسخره میکنند و کاردینال پیرو خود کرامول را دور میکند تا کرامول در سقوط وولسی آسیب نبیند.
دو اعیانزاده در پردهٔ چهارم بازمیگردند تا بر رژهٔ مجلل تاجگذاری آن بولین به عنوان ملکه که از صحنه میگذرد نظاره کرده و دربارهٔ آن اظهار نظر کنند. پس از آن، اعیانزادهٔ سومی به آنها میپیوندد و اخبار تازهٔ شایعات دربار را به اطلاعشان میرساند – صعود توماس کرامول در جلب عنایت شاهانه، و توطئهها علیه کرنمر، اسقف اعظم کانتربری. (صحنهٔ ۲) کاترین بیمار نشان داده میشود؛ خبر مرگ وولسی به او داده میشود؛ و رؤیا و چشماندازی از ارواح رقصان میبیند. کاپوتیوس با او دیدار میکند. کاترین با وجود طلاق، وفاداری مداوم خود را به پادشاه ابراز میدارد و برای ملکهٔ جدید آرزوی خوشبختی میکند.
پردهٔ پنجم نقطهٔ اوج نمایشنامه است. پادشاه کرنمرِ مضطرب را به حضور میخواند و دوستی خود را ابراز میدارد و به کرنمر میگوید: «راستی و پاکدستی تو در وجود ما، دوستت، ریشه دوانده است» (پردهٔ ۵، صحنهٔ ۱). پادشاه این دوستی را با اهدای یک انگشتر تأیید میکند. بعدها، در نتیجهٔ توطئهای حسابشده، کرنمر در شورای پادشاه به ارتداد متهم میشود و به او میگویند که قرار است به عنوان زندانی به برج لندن برده شود؛ کرنمر سرسختانه از خود دفاع میکند و سپس انگشتر پادشاه را نشان میدهد (پردهٔ ۵، صحنهٔ ۲). پادشاه وارد میشود و کرنمر را «مردی نیک» اعلام میکند، لقبی که شایستهٔ تعداد کمی از اعضای شوراست. توطئه شکست خورده است.
ملکه آن بولین دختری به دنیا میآورد، ملکهٔ آینده الیزابت یکم. پادشاه از کرنمر میخواهد که کودک را غسل تعمید دهد و پدر تعمیدی او شود، «درخواستی که نباید دست رد به سینهٔ من بزنی». چمبرلین، دربان و شاگردش در کنترل جمعیت پرشوری که در مراسم غسل تعمید الیزابت نوزاد شرکت کردهاند با مشکل مواجه میشوند. کرنمر خطابهای دربارهٔ شکوه و عظمت سلطنت آیندهٔ شاهدخت تازهمتولدشده ایراد میکند: «بر این سرزمین، هزاران هزار برکت» (پردهٔ ۵، صحنهٔ ۴). پادشاه پاسخ میدهد: «آه لرد اسقف اعظم، تو اکنون مرا به یک مرد واقعی تبدیل کردی» و آن روز را تعطیل عمومی اعلام میکند.
گفتار پایانی اذعان میدارد که بعید است نمایشنامه همه را خشنود سازد، اما با این حال خواستار تأیید و تشویق تماشاگران است.
یادداشتها
- ↑ این املای به کار رفته در فولیوی یکم است.[۳] منبع اصلی شکسپیر برای نمایشنامهاش وقایعنامه هولینشد بود،[۴] که از املای معاصر Bullen برای نام خانوادگی این خاندان استفاده میکرد. شکسپیر و ویراستاران بعدی او از این رویه پیروی کردند.
- ↑ هولینشد از سفیر یوستاس چاپویس با نام «Eustachius Caputius» یاد کرده و بر این اساس این همان نامی است که در هنری هشتم استفاده شده است.[۶]
- ↑ از نظر تاریخی، اقدامات براندون توسط هنری مارنی انجام شد،[۸] اما ویراستار شکسپیر فرنسیس ای. مارشال اشاره میکند که یکی از همکاران مارنی، که او نیز نقش قضایی داشت، سر توماس براندون از شورای خصوصی بود.[۹]
منابع
- ↑ Hoy, Cyrus (1962). "The Shares of Fletcher and his Collaborators in the Beaumont and Fletcher Canon". Studies in Bibliography. 15: 71–90.
- ↑ "Henry VIII: Entire Play". shakespeare.mit.edu.
- ↑ بازنشر شده در Internet Shakespeare Editions
- ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامEvansوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - 1 2 3 Gordon McMullan (ed.) King Henry VIII (London: Arden, 2000), p. 205
- ↑ Marshall, Frank A.; Irving, Henry, eds. (1890). "Notes to Henry VIII Dramatis Personæ". The Works of William Shakespeare. Vol. 8. Glasgow: Blackie and Son. p. 226. OCLC 59201243.
- ↑ John Margeson (ed.) King Henry VIII (Cambridge: Cambridge University Press, 1990), p. 63
- ↑ Gordon McMullan (ed.) King Henry VIII (London: Arden, 2000), p. 204
- ↑ Irving, Marshall (1890) p.229
- ↑ Hatfield, Emma (2015). London's Lord Mayors: 800 years of shaping the city. Stroud, Gloucestershire: Amberley. p. viii. ISBN 978-1-4456-5030-2.
پیوند به بیرون
- بازیهای واقعشده در انگلستان
- نمایشنامههای بریتانیایی مورد اقتباس در فیلمها
- نمایشنامههای واقعشده در سده ۱۶ (میلادی)
- نمایشنامهها درباره دودمانهای پادشاهی انگلستان
- نمایشنامههای انگلیسی رنسانس
- نمودهای فرهنگی آن بولین
- نمودهای فرهنگی الیزابت یکم انگلستان
- نمودهای فرهنگی تامس مور
- نمودهای فرهنگی کاترین آراگون