ایل چرام
![]() دختری از ایل چرام در جشن عشایر کهگیلویه و بویراحمد | |
| کل جمعیت | |
|---|---|
| نامشخص [به جهت پراکندگی بسیار] | |
| مناطق با جمعیت چشمگیر | |
| کهگیلویه و بویراحمد | |
| زبانها | |
| لری جنوبی | |
| دین | |
| بهطور رسمی اسلام شیعه | |
ایل چرام یا چَرام، یکی از ایلات قوم لر و از لرهای جنوبی ایران است که به صورت گسترده در شهرستانهای چرام، بویراحمد، کهگیلویه و گچساران واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد ساکن میباشند. در گذشته به همراه ایلهای بویراحمدی، دشمنزیاری و نویی از طایفههای چهار بنیچه ایل جاکی بهشمار میآمدهاند.[۱][۲][۳][۴][۵][۶]
چرام نام ناحیهای است که در فارسنامه (ابن بلخی) از آن به نام صرام یاد شده است. علیاکبر دهخدا کلمهٔ صرام را معرب چرام دانسته، و نقل نزهة القلوب را دربارهٔ این ناحیه به مطلب ابن بلخی افزوده است. ظاهراً پس از اتحاد چند طایفه در تشکیل ایل در ناحیهٔ چرام، این ایل را به نام آن خواندند. ایل چرام که به گویش محلی «چُروم» نامیده میشود.
تاریخچه
در دورهٔ سلطنت نادرشاه افشار و به هنگامی که نمایندهٔ او در دهدشت حکومت میکرد، «ملاباقر دیلگونی»، بزرگ و ریش سفید «طایفه دیلگونی» (یکی از طایفههای ایل چرام)، در حدود تِلگِرْد کنونی (مرکز ناحیهٔ چرام) به سر میبرد. ملاباقر به سبب خدمتی که به حاکم در سرکوب یکی از یاغیان به نام «کایدان موگر» کرد، از سوی حاکم به کدخدایی ناحیهٔ چرام منصوب شد. پس از او پسرش «محمدکاظم» جایش را گرفت و پس از خدمات پی در پی به قوای نادری، حکام آن منطقه به او لقب خانی اعطا کردند. بدین ترتیب، حیات اجتماعی ـ سیاسی سلسلهٔ خانهای ناحیه آغاز شد و ظاهراً طوایف پراکندهای از عشایر نویی مانند بُناری، آرَندی، شیخ و سیدها که در آن زمان رو به زوال بودند، به محمدکاظم خان پیوستند، پس از محمدکاظم خان، به ترتیب محمدحسین خان، کاظم خان، قاسم خان و حسن خان و چند تن دیگر کلانتری این ایل را برعهده گرفتند. ایل چرام در دورهٔ کلانتری قاسم خان و حسن خان از طوایف بزرگ منطقه بهشمار میآمده، و زمینهای گسترده و بسیار مرغوب در اختیار داشته است. بعدها ایل چرام به سبب دستاندازی ایلات دیگر به آن، رو به ضعف نهاد و از اینرو، شماری از افراد ایل به مناطق مختلف دیگر مهاجرت کردند. پس از حسن خان، عبدالله خان زمام امور چرام را برعهده گرفت و تا اندازهای در تجدید قدرت چرامیها کوشید. پس از او جان محمد خان به عنوان کلانتر ایل چرام برگزیده شد. همواره میان او و «خداکرم خان بویراحمدی» درگیری وجود داشت؛ از اینرو، پس از چندی جان محمدخان تبعید شد و عدهای از خانوارهای چرامی به زیدون مهاجرت کردند و در آنجا بهطور دائم ساکن شدند.
پس از جان محمدخان، پسرش «هادی خان کلانتر» چرام شد. او ابتدا با کریم خان بهادرالسلطنه بویراحمدی متحد بود، اما این اتحاد چندان طول نکشید و میان آن دو دشمنی پدید آمد. در آن زمان کریم خان، تمام قلاع کهگیلویه و بویراحمد، به استثنای قلعهٔ آرو، مرکز کلانترنشین بویراحمد گرمسیری، و قلعهٔ چرام، مرکز کلانترنشین چرام را تصرف کرده بود. پس از هادی خان چرامی، برادرش عبدالله خان تا ۱۳۰۲ کلانتری چرام را عهدهدار بود و بر سر محدودهٔ اصلی چرام با بویراحمدیها، همواره درگیر بود. پس از درگذشت عبدالله خان، بخش شرقی سرزمین ایل چرام به برادرش «حسینقلیخان»، و قسمت جنوبی آن به «امانالله خان» واگذار شد. چندی نگذشت که امانالله خان از مهلکهای در ۱۳۱۸ش جان سالم بهدر برد، ولی حسینقلیخان کشته شد. دو سال پس از قتل حسینقلیخان، یعنی همزمان با سقوط رضاشاه، عبدالله خان ضرغامپور کلانتر بویراحمدی که در تهران تبعید بود، به میان ایل بویراحمد بازگشت.
«اسکندرخان» فرزند حسینقلیخان چرامی که مادرش بویراحمدی بود، پس از مرگ ناگهانی و مرموز امانالله خان در آبان ماه ۱۳۲۶ با حمایت ضرغامپور به کلانتری ایل چرام رسید. سیاست و تدبیر «اسکندرخان» و خویشاوندی او با ایل بویراحمدی و رابطهٔ خوبش با کلانتر جسور و بیرقیب آن، عبدالله خان ضرغامپور، موقعیت او را بسیار مستحکم نمود. اسکندرخان در ۱۳۲۸ش ملک چرام را خریداری کرد و رسماً مالک آن شد. در سالهای ۱۳۴۱–۱۳۴۲ که قانون اصلاحات ارضی در منطقه به اجرا درآمد، بیشتر زمینهای چرام میان رعایا تقسیم شد. اسکندرخان که همواره سیاست مسالمتآمیزی با مقامات حکومتی در منطقه داشت، پس از اصلاحات ارضی و تطبیق خود با اوضاع جدید توانست قدرت خود را در ایل حفظ کند و تا ۱۳۵۵ کلانتر این ایل باقی بماند.
سرزمین قلمرو ایل چرام تا اواخر سلسله قاجاریه به بختیاریها تعلق داشت. دولت پیش از کودتای ۱۲۹۹ آن را به عنوان «سیورغال» (بخشش زمین با عواید حاصل از آن)، یعنی در مقابل دو هزار خانوار «پنج هزاری» طلا به «نصرالملک شیرازی» واگذار کرد. نصرالملک پس از مدتی چرام را به هنگام حکومت بختیاریها در کهگیلویه به آنها فروخت. در دورهٔ رضاشاه، رؤسای بختیاری این سرزمین را به موسوی رئیس التجار اجاره دادند و موسوی نیز زمینهای چرام را به خود چرامیها اجاره داد؛ در ۱۳۲۰ش خوانین چرام از دادن اجاره سر باز زدند و آنجا را تصاحب کردند و به ملکیت خود درآوردند.
قلمرو زیستی
ایل چرام در مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد و در میان مناطق بویراحمدنشین استقرار یافته است. در اواخر دوره صفویه این ایل چند محل، ازجمله ناحیهٔ چرام متعلق به بلاد شاپور و رِوِن کهگیلویه، واقع در منطقهٔ پشتکوه را تصاحب کرده بود. ناحیهٔ چرام دارای مراتع و اراضی قابل کشت و زرع بود و از بهترین بخشهای کهگیلویه بهشمار میآمد.
امروزه قلمرو زیستی ایل چرام در شهرستانهای بویراحمد، کهگیلویه و گچساران واقع است، و گسترهای با مساحتی حدود ۶۱۱ کیلومتر را دربر میگیرد که از شمال و شرق و غرب به بویراحمد سفلا، از جنوب غربی به بویراحمد علیا، از جنوب به سردسیر باوی و بویراحمدی گرمسیری محدود میشود. این ایل تنها از طریق یک نوار کمعرض کوهستانی در سردسیر به خاک دشمن زیاریها راه دارد. روستاهایی که این ایل در آنها اسکان یافتهاند، بسیار است. تلگرد، تل بابینه، آرند و «بایاری» ازجمله آنها بهشمار میروند.
ایل چرام دارای دو مرکز سردسیری در خاور، و گرمسیری در باختر است. مرکز گرمسیری چرام، تلگرد نزدیک چشمه بلقیس، و مرکز سردسیری آن میان دو کوه ساورز و «اشکر» به نام طسوج از محلهای عمدهٔ استقرار مردم ایل در ییلاق و قشلاق است. این دو منطقهٔ کوهستانی، حاصلخیز، پرآب، جنگلی و دارای آب و هوایی خوش است.
در دورهٔ رضاشاه و در ۱۳۱۵ش، این ایل تخته قاپو شد، اما پس از سقوط رضاشاه دوباره به کوچنشینی خود ادامه داد. بنابر گزارشهایی در دههٔ ۱۳۴۰ش بهجز طایفهٔ بایاری بقیهٔ طوایف و تیرههای ایل یکجانشین شده بودند. بنابر آمار سرشماری عشایر کوچندهٔ ۱۳۸۷ش در این زمان هنوز ۹۱۰ خانوار چرامی کوچ میکردند.
در قسمت گرمسیری چرام، قلعههای مستحکمی وجود داشت که افراد ایل در پیرامون آنها، خانههای کپری و گِلی و سنگی ساخته بودند و در اراضی وسیع و پرآب متعلق به قلعهها برنج کشت میکردند. مراقبت از کشتزارهای برنج و به دست آوردن محصول، آنها را از رفتن به ییلاق بازمیداشت؛ از اینرو هر سال از هر تیره چند خانوار احشام متعلق به تیره را به درهٔ سرسبز و زیبای ییلاقی تسوج میبردند و در آنجا همراه چراندن دام به زراعت صیفیجات هم میپرداختند.
امروزه ایل چرام در دو منطقهٔ ییلاقی و قشلاقی سکونت دارند. ییلاق آنها در دهستان چرام، بخش چرام واقع در شهرستان کهگیلویه و در دهستان سپیدار، بخش مرکزی واقع در شهرستان بویراحمد، و قشلاقشان در دهستان دهدشت شرقی، بخش مرکزی واقع در شهرستان کهگیلویه، دهستان امامزاده جعفر، بخش مرکزی واقع در شهرستان گچساران، دهستان بویراحمد گرمسیری، بخش مرکزی واقع در شهرستان گچساران؛ و دهستان الغچین، بخش چرام واقع در شهرستان کهگیلویه است.
ساختار اجتماعی و سیاسی
سازمان سنتی ایل چرام از پیوستن چند طایفه با خاستگاههای متفاوت ایلی به یکدیگر شکل یافته است. در میان این طوایف پیوستگی خویشاوندی وجود ندارد و هریک دارای نیای ویژهٔ خود است. وضع طایفهها از نظر قدرت سیاسی و طایفهای، نحوهٔ معیشت، طرز داد و ستد، مناسبات با خان، مهارتهای جنگی و شغلی و جز آنها نیز با هم تفاوت دارد. هر طایفه در ایل چرام از چندین «تش» و هر تش از شماری «مال» و هر مال از چند خانوار تشکیل شده است.
طایفهها
دربارهٔ شمار طایفههای ایل اختلاف هست. برخی طایفههای ایل را در منطقهٔ چرام و طسوج ۱۳ طایفه به نامهای «طایفه شیخ گلبهار، یا گلبار»، «طایفه سید»، «طایفه بایاری»، «طایفه بناری»، «طایفه آرندی»، «طایفه دیلگونی»، «طایفه ساداتی»، «طایفه گشتاس، یا گشتاسپ»، «طایفه بابکونی»، «طایفه دویست»، «طایفه سمبادونی»، «طایفه سادات موگر» و «طایفه عمله»، شمرده و برخی دیگر با افزودن طایفههای دیگری به این فهرست شمار آنها را ۱۸ طایفه یا بیشتر دانستهاند. جواد صفینژاد مشهورترین و قدرتمندترین طایفههای این ایل را طوایف شیخ گلبهار، سیدها، بایاریها و بناریها میداند.
جمعیت و معیشت
در اوایل سدهٔ ۱۴ قمری، جمعیت ایل چرام را ۶۰۰ تا ۷۰۰ خانوار و در ۱۳۴۰ شمسی ۴٬۸۰۰ تن تخمین زدهاند. بر پایهٔ سرشماری ۱۳۶۶ش، جمعیت فقط کوچندههای این ایل ۱٬۰۴۳ خانوار و ۶٬۴۵۷ تن و براساس سرشماری ۱۳۸۷ش، ۹۱۰ خانوار و ۵٬۶۹۳ تن بوده است. افراد ایل چرام همچون عشایر دیگر کهگیلویه دامدار و کشاورز هستند، و در زمینهٔ صنایع دستی به بافت گلیم و قالیچه مشغولاند.
پانویس
- ↑ «چرام». دانشنامه جهان اسلام. دریافتشده در ۳۰ آبان ۱۴۰۴.
- ↑ «چرام». دایرةالمعارف بزرگ اسلامی. دریافتشده در ۳۰ آبان ۱۴۰۴.
- ↑ غلامی، داریوش. زاگرس نشینان چرام. چویل. شابک ۹۷۸۶۰۰۵۲۹۸۹۴۹.
- ↑ افشارسیستانی، ایرج. مقدمهای بر شناخت ایلها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران. ثامنالائمه. شابک ۹۷۸۹۶۴۶۲۹۱۲۸۷.
- ↑ باور، محمود. کهگیلویه و ایلات آن. نوید شیراز. شابک ۹۷۸۶۰۰۱۹۲۰۷۷۶.
- ↑ زندهدل، حسن. جلوههای جهانگردی عشایر. مؤسسه تحقیقات و انتشارات کاروان جهانگردان. شابک ۹۷۸۹۶۴۶۶۳۵۲۹۶.
منابع
- ابن بلخی، فارسنامه، به کوشش لسترنج و نیکلسن، کیمبریج، ۱۳۳۹ق / ۱۹۲۱م؛
- ایرج افشار سیستانی، مقدمهای بر شناخت ایلها، چادرنشینها و طوایف عشایری ایران، تهران، ۱۳۶۶ش
- نادر افشار نادری و دیگران، جمعیت و شناسنامهٔ ایلات کهگیلویه، تهران، ۱۳۴۷ش؛
- احمد اقتداری، خوزستان و کهگیلویه و ممسنی، تهران، ۱۳۵۹ش؛
- محمود باور، کهگیلویه و ایلات آن، گچساران، ۱۳۲۴ش؛
- تقوی مقدم، مصطفی، تاریخ سیاسی کهگیلویه، تهران، ۱۳۷۷ش؛
- جغرافیا و اسامی دهات کشور، وزارت کشور، تهران، ۱۳۲۹ش؛
- جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ۱۳۷۹ش؛
- حسینی، میرک، ریاض الفردوس خانی، به کوشش ایرج افشار و فرشته صرافان، تهران، ۱۳۸۵ش؛
- حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ۱۳۳۱ق / ۱۹۱۳م؛
- سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده (۱۳۶۶ش)، نتایج تفصیلی، کل کشور(۱)، مرکز آمار ایران، تهران، ۱۳۶۷ش؛
- جواد صفینژاد، اطلس ایلات کهگیلویه، تهران، ۱۳۴۷ش؛ همو، عشایر مرکزی ایران، تهران، ۱۳۶۸ش؛ * همو، «عشایر و کوچ»، فصلنامهٔ عشایری ذخایر انقلاب، تهران، ۱۳۶۶ش، شم ۱؛
- ضرابی، منوچهر، «طوایف کهگیلویه»، فرهنگ ایران زمین، تهران، ۱۳۴۵ش؛
- یعقوب غفاری، شناسنامهٔ ایلات و عشایر کهگیلویه و بویراحمد، تهران، ۱۳۷۴ش؛
- حسن فسایی، فارسنامه ناصری، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ۱۳۶۷ش؛
- گرمرودی، فتاح، سفرنامه، به کوشش فتحالدین فتاحی، تهران، ۱۳۴۷ش؛
- گزارش بررسی مقدماتی و طرح مطالعهٔ آینده در ایلات کهگیلویه و بویراحمد، مؤسسهٔ مطالعات و تحقیقات اجتماعی، تهران، ۱۳۴۵ش؛
- لغتنامهٔ دهخدا؛ مجموعهٔ اطلاعات و آمار ایلات و طوایف عشایری ایران، مرکز عشایری ایران، ۱۳۶۱ش؛
- مجیدی، نورمحمد، تاریخ و جغرافیای کهگیلویه و بویراحمد، تهران، ۱۳۷۱ش.
