بیلی وایلدر

بیلی وایلدر
وایلدر، ح.۱۹۴۲
نام هنگام تولدساموئل وایلدر
زادهٔ۲۲ ژوئن ۱۹۰۶
درگذشت۲۷ مارس ۲۰۰۲ (۹۵ سال)
پیشه‌ها
  • کارگردان سینما
  • فیلم‌نامه‌نویس
  • تهیه‌کننده
سال‌های فعالیت۱۹۲۹–۱۹۸۱
همسران
  • جودیث کوپیکوس (ا. ۱۹۳۶–۱۹۴۶)
  • آدری یانگ (ا. ۱۹۴۹)
فرزندان۲

بیلی وایلدر (انگلیسی: Billy Wilder؛ با نام تولد ساموئل وایلدر؛ ۲۲ ژوئن ۱۹۰۶ – ۲۷ مارس ۲۰۰۲) فیلم‌ساز و فیلم‌نامه‌نویس آمریکایی بود. او در سوچا بسکیتسکا، واقع در اتریش-مجارستان (امروزه در لهستان) به دنیا آمد. فعالیت حرفه‌ای وایلدر در هالیوود پنج دهه به طول انجامید و او به‌عنوان یکی از درخشان‌ترین و چندوجهی‌ترین فیلم‌سازان دوران طلایی سینمای کلاسیک هالیوود شناخته می‌شود. او برندهٔ هفت جایزه اسکار (از میان ۲۱ نامزدی)، یک جایزه بفتا، نخل طلای جشنواره کن و دو جایزه گلدن گلوب شد.

در سال ۱۹۱۶، زمانی که وایلدر ده ساله بود، خانواده‌اش از گالیسیا به وین نقل مکان کردند. او به‌جای رفتن به دانشگاه، به روزنامه‌نگاری روی آورد. فعالیت سینمایی‌اش به‌عنوان فیلم‌نامه‌نویس در برلین آغاز شد، اما با قدرت‌گیری حزب نازی و افزایش یهودستیزی در آلمان، ابتدا به پاریس و سپس در سال ۱۹۳۴ به هالیوود مهاجرت کرد. نخستین موفقیت بزرگ او در آمریکا، نگارش فیلم‌نامهٔ فیلم نامزد اسکار نینوچکا (۱۹۳۹) به همراه چارلز براکت و والتر رایش بود. وایلدر با فیلم نوآر غرامت مضاعف (۱۹۴۴) که اقتباسی از رمان جیمز کین بود و فیلم‌نامه‌اش را با همکاری ریموند چندلر نوشت، به‌عنوان کارگردان تثبیت شد و نخستین نامزدی جایزه اسکار بهترین کارگردانی را دریافت کرد. او برای فیلم تعطیلی ازدست‌رفته (۱۹۴۵) برندهٔ اسکار بهترین کارگردانی و فیلم‌نامه اقتباسی شد؛ این فیلم همچنین جایزه اسکار بهترین فیلم را نیز از آن خود کرد.

در دهه ۱۹۵۰، وایلدر مجموعه‌ای از فیلم‌های تحسین‌شده را کارگردانی و هم‌نویسی کرد، از جمله درام سانست بلوار (۱۹۵۰) که دومین اسکار فیلم‌نامه را برایش به ارمغان آورد؛ تکخال در حفره (۱۹۵۱)، بازداشتگاه شماره ۱۷ (۱۹۵۳) و سابرینا (۱۹۵۴). او در سال ۱۹۵۷ سه فیلم روح سنت لوئیس، عشق در بعدازظهر و شاهدی برای محاکمه را کارگردانی و هم‌نویسی کرد. در همین دوره، دو فیلم با بازی مریلین مونرو به نام‌های خارش هفت‌ساله (۱۹۵۵) و بعضی‌ها داغشو دوست دارن (۱۹۵۹) را نیز ساخت.[۱] در سال ۱۹۶۰، وایلدر فیلم تحسین‌شدهٔ آپارتمان را نوشت، کارگردانی و تهیه کرد که سه جایزه اسکار بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی را برایش به همراه داشت. از دیگر آثار برجستهٔ او می‌توان به یک، دو، سه (۱۹۶۱)، ایرما خوشگله (۱۹۶۳)، احمق مرا ببوس (۱۹۶۴)، شیرینی شانس (۱۹۶۶) و آوانتی! (۱۹۷۲) اشاره کرد.

وایلدر در طول زندگی حرفه‌ای خود افتخارات متعددی دریافت کرد، از جمله جایزه یک عمر دستاورد هنری بنیاد فیلم آمریکا (۱۹۸۶)، نشان افتخار مرکز کندی (۱۹۹۰)، نشان ملی هنر (۱۹۹۳) و جایزه بفتا فلوشیپ (۱۹۹۵). همچنین، جایزه یک عمر دستاورد انجمن صنفی کارگردانان آمریکا، جایزه لورل برای دستاورد در فیلم‌نامه‌نویسی و جایزه یک عمر دستاورد انجمن تهیه‌کنندگان آمریکا را نیز دریافت کرد. هفت فیلم از آثار او در فهرست ملی ثبت فیلم کتابخانه کنگره آمریکا به‌عنوان آثاری «با اهمیت فرهنگی، تاریخی یا زیبایی‌شناختی» نگهداری می‌شوند.

اوایل زندگی

ساموئل وایلدر (به ییدیش: שמואל װילדער، رومی‌نویسی: Shmuel Vilder) در ۲۲ ژوئن ۱۹۰۶ در شهر کوچکی به نام سوچا در منطقه گالیسیا (واقع در لهستان امروزی و آن زمان بخشی از امپراتوری اتریش-مجارستان) در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد. سال‌ها بعد در هالیوود، او زادگاهش را چنین توصیف کرد: «نیم ساعت با وین فاصله داشت. با تلگراف.»

پدر و مادرش، یوژینیا (با نام خانوادگی پیش از ازدواج دیتلر) اهل زکوپانه و مکس وایلدر اهل استانیسلاوچیک بودند. آن‌ها در کراکوف با یکدیگر آشنا شدند؛ شهری که بیلی دوران کودکی‌اش را در آن سپری کرد. مادرش او را کودکی «پرشور و پرجنب‌وجوش» توصیف می‌کرد. او که در دوران اقامت کوتاهش در نیویورک تحت تأثیر نمایش‌های غرب وحشی بوفالو بیل قرار گرفته بود، پسرش را «بیلی» صدا می‌زد؛ نامی که بعدها در آمریکا به «بیلی» تغییر یافت.

برادر بزرگ‌تر او، دبلیو. لی وایلدر، نیز فیلم‌ساز بود. والدینش در ایستگاه قطار سوخا یک شیرینی‌فروشی موفق داشتند که بعدها به زنجیره‌ای از کافه‌های بین‌راهی تبدیل شد. با این حال، آن‌ها هرگز بیلی را به پیوستن به کسب‌وکار خانوادگی تشویق نکردند. پدرش، مکس، برای مدیریت یک هتل به کراکوف رفت و سپس به وین نقل مکان کرد و زمانی که بیلی ۲۲ سال داشت، درگذشت.

پس از مهاجرت خانواده به وین، وایلدر به‌جای تحصیل در دانشگاه وین، به روزنامه‌نگاری روی آورد. در سال ۱۹۲۶، زمانی که رهبر گروه جاز، پل وایتمن، در وین تور برگزار کرده بود، وایلدر با او مصاحبه کرد. وایتمن از وایلدر جوان خوشش آمد و او را با خود به برلین برد؛ جایی که وایلدر توانست ارتباطات بیشتری در دنیای سرگرمی برقرار کند. پیش از آن‌که به‌عنوان نویسنده به موفقیت برسد، مدتی در برلین به‌عنوان رقصنده در ازای پول فعالیت می‌کرد.[۲][۳]

دوره حرفه‌ای

موفقیت عمدهٔ وایلدر پس از حضور او در هالیوود در سال ۱۹۳۳ آغاز شد و اولین اثر مهم او در سال ۱۹۳۹ با فیلم نیمه‌شب رقم خورد که برای اولین بار نامزد اسکار بهترین فیلم‌نامه شد.

پس از آن، موفقیت‌های بعدی وی با فیلم‌نامه آثار پرفروشی چون طلوع را متوقف کن و آتیش‌پاره ادامه یافت و دو بار دیگر نامزد اسکار بهترین فیلم‌نامه شد، اما همچنان در کسب آن ناموفق ماند.

بیلی وایلدر در ساخت بیش از ۶۰ فیلم مشارکت داشت و ۲۷ فیلم را کارگردانی کرد. اما عمده شهرت او بخاطر هفت شاهکارش: غرامت مضاعف، سانست بولوار، بعضی‌ها داغشو دوست دارن، آپارتمان، شاهدی برای تعقیب، تکخال در حفره و ایرما خوشگله است.

وایلدر پس از اولین تجربه کارگردانی‌اش با فیلم بزرگ‌تر و کوچک‌تر، شهرت جهانی خود را با ساخت فیلم غرامت مضاعف در سال ۱۹۴۴ رقم زد که نامزد بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌نامه اسکار شد.

دو سال بعد، وایلدر با فیلم تعطیلات ازدست‌رفته توانست سرانجام جایزه اسکار بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌نامه را به‌دست‌آورد.[۴]

این کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس سرشناس در سال ۱۹۵۱ با فیلم سانست بلوار، برندهٔ بهترین فیلم‌نامه شد، اما در کسب اسکار بهترین کارگردانی، ناکام ماند.

وایلدر در ادامه با فیلم تک خال در حفره اگرچه به موفقیتی در گیشه نرسید، اما شهرت خود را افزایش داد و بار دیگر نامزد اسکار بهترین فیلم‌نامه شد.

وی در سال ۱۹۵۴ فیلم موفق بازداشتگاه شماره ۱۷ را ساخت که اگرچه اسکار بهترین کارگردانی را برای او به‌همراه نیاورد، اما موجب شد تا ویلیام هولدن، اسکار بهترین بازیگر مرد بگیرد.

یک سال بعد، وایلدر با فیلم سابرینا نامزد اسکار بهترین فیلم‌نامه و کارگردانی شد. اواسط دهه ۵۰ را می‌توان دوران توجه بیلی وایلدر به آثار کمدی توصیف کرد که از جمله آن‌ها می‌توان به خارش هفت ساله (۱۹۵۵)، بعضی‌ها داغشو دوست دارند (۱۹۵۹) و آپارتمان (۱۹۶۰) اشاره کرد.[۴]

وی با فیلم آپارتمان سه جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه، بهترین فیلم و بهترین کارگردانی گرفت و با فیلم بعضی‌ها داغشو دوست دارند نامزد اسکار بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌نامه شد.

پس از این سال‌های موفق، حضور وایلدر در عرصه فیلم‌سازی دیگر مانند گذشته نبود، به طوری که فیلم‌های یک، دو، سه (۱۹۶۱)، احمق مرا ببوس (۱۹۶۴)، شیرینی شانس (۱۹۶۶)، زندگی خصوصی شرلوک هولمز (۱۹۷۰) تقریباً آخرین آثار کارنامه سینمایی او بودند.

بیلی وایلدر در سال ۱۹۸۸ جایزه اسکار یادبود ایروینگ جی. تالبرگ گرفت و ستاره وی در کوچه شهرت هالیوود نقش بست. وی در ۵ دهه فعالیت سینمایی ۱۵ بار نامزد جایزه اسکار شد که از این لحاظ یکی از رکوردداران تاریخ سینماست.

از دیگر افتخارات سینمایی بیلی وایلدر می‌توان به جایزه بافتا بهترین فیلم (۱۹۶۰)، جایزه خرس طلایی افتخاری برلین (۱۹۹۳)، جایزه بزرگ جشنواره کن (۱۹۴۶)، جایزه یک عمر دستاورد سینمایی از پارلمان اروپا (۱۹۹۲)، دو جایزه بهترین فیلم از گلدن گلوب (۱۹۴۶–۱۹۵۱) و شیر طلایی افتخاری ونیز (۱۹۷۲) اشاره کرد.[۴]

با این که وایلدر همیشه دلیل اصلی روی آوردنش به کارگردانی را «مواظبت کردن از فیلم‌نامه‌هایش» - که معمولاً به دست بقیه کارگردان‌ها خراب می‌شد - عنوان کرده، اما آثار او – از همان فیلم نخستین – چنان محکم و عالی‌اند که این ادعا را فقط باید به حساب تواضع فیلم‌ساز گذاشت.

نمایی از فیلم خارش هفت ساله (۱۹۵۵)

به شهادت آثارش او هرگز خود را محدود به مصور کردن فیلم‌نامه‌های درخشانش نکرده است. البته شکی نیست که این فیلم‌نامه‌های دقیق و پُر جزئیات در زمان‌هایی که حوصله‌ای برای کارگردانی وسواسی نمانده بود به کمکش می‌آمدند (مانند آخرین فیلمش رفیق رفیق).

در میان خیل عظیمی از ستارگان کلاسیک، از باربارا استانویک تا هامفری بوگارت و از گری کوپر تا جیمز کاگنی و ری میلند، وایلدر از جک لمون و والتر ماتائو بیشترین بهره را برده، در حالی که ویلیام هولدن بعضی از بهترین بازی‌هایش را مدیون فیلم‌های وایلدر است.[۵]

بیلی وایلدر در برلین، ۱۹۸۹
پلاک یادبود برای بیلی وایلدر در برلین، به نشانی برلین-شونِبرگ، ویکتوریا-لوئیز-پلاتز ۱۱. بر روی پلاک نوشته شده: بیلی وایلدر، کارگردان فیلم، از سال ۱۹۲۷ تا ۱۹۲۸ ساکن این مکان بود. * ۲۲٫۶٫۱۹۰۶

فیلم‌شناسی

نام سال انتشار
دانهٔ بد (اولین فیلم وایلدر) ۱۹۳۴
بزرگ‌تر و کوچک‌تر ۱۹۴۲
پنج گور تا قاهره ۱۹۴۳
غرامت مضاعف ۱۹۴۴
تعطیلی ازدست‌رفته ۱۹۴۵
آسیاب مرگ (فیلم کوتاه) (کارگردانی مشترک با هانوش بورگر) ۱۹۴۵
والس امپراتوری ۱۹۴۸
ماجرای خارجی ۱۹۴۸
سان‌ست بلوار ۱۹۵۰
تک خال در حفره ۱۹۵۱
بازداشتگاه شماره ۱۷ ۱۹۵۳
سابرینا ۱۹۵۴
خارش هفت‌ساله ۱۹۵۵
روح سنت لوئیس ۱۹۵۷
عشق در بعدازظهر ۱۹۵۷
شاهدی برای تعقیب ۱۹۵۷
بعضی‌ها داغشو دوست دارن ۱۹۵۹
آپارتمان ۱۹۶۰
یک، دو، سه ۱۹۶۱
ایرما خوشگله ۱۹۶۳
احمق مرا ببوس ۱۹۶۴
شیرینی شانس ۱۹۶۶
زندگی خصوصی شرلوک هولمز ۱۹۷۰
آوانتی! ۱۹۷۲
صفحهٔ اول ۱۹۷۳
کلاه شاپو ۱۹۷۸
رفیق رفیق (آخرین فیلم وایلدر) ۱۹۸۱

جوایز مهم

  • یک عمر دستاورد هنری – انجمن فیلم مرکز لینکلن – به سال ۱۹۸۲
  • یک عمر دستاورد هنری – مدال ملی هنر – به سال ۱۹۹۳
  • گلدن گلوب: برنده بهترین کارگردانی - ۱۹۴۵

منابع

  1. Cook, David A. (2004). A History of Narrative Film (4th ed.). W. W. Norton & Company. ISBN 0-393-97868-0.
  2. Philips, Alastair. City of Darkness, City of Light: Emigre Filmmakers in Paris, 1929–1939. Amsterdam University Press, 2004. p. 190.
  3. Silvester, Christopher. The Grove Book of Hollywood. Grove Press, 2002. p. 311
  4. 1 2 3 «مروری بر زندگی و کارنامه بیلی وایلدر، رکورد دار جایزه اسکار». بایگانی‌شده از اصلی در ۷ آوریل ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۶ آوریل ۲۰۱۴.
  5. بیلی وایلدر، نابغه سینما بایگانی‌شده در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۵ توسط Wayback Machine، سایت تبیان

برای مطالعه بیشتر

  • کروو، کمرون (۱۳۸۰گفتگو با بیلی وایلدر، ترجمهٔ گلی امامی، به کوشش حمید فریور.، تهران: کتاب پنجره، شابک ۹۶۴-۹۲۲۵۷-۶-۵
  • چندلر، شارلوت (۱۳۹۴بیلی وایلدر: زندگینامهٔ شخصی هیچ‌کس کامل نیست، ترجمهٔ آرش عزیزی، تهران: نیلا، شابک ۹۷۸-۶۰۰-۵۱۴۰-۰۱-۹

پیوند به بیرون