تصدیق نیچهای
تصدیق نیچه (به انگلیسی: Nietzschean affirmation) مفهومی است که به صورت علمی در فلسفه فردریش نیچه شناسایی شده است. مثالی که برای توصیف این مفهوم استفاده میشود، در بخشی از کتاب اراده معطوف به قدرت نیچه است:
فرض کنید که ما به یک لحظه «بله» گفتهایم، آنگاه نه تنها به خودمان، بلکه به کل هستی «بله» گفتهایم. زیرا هیچ چیز، چه در خودمان و چه در اشیاء، به تنهایی وجود ندارد؛ و اگر روح ما فقط یک بار با نوای شادی به ارتعاش درآید و طنینانداز شود، آنگاه تمام ابدیت برای وقوع این اتفاق واحد لازم بوده است - و در این لحظه که «بله» گفتهایم، تمام ابدیت پذیرفته، رهایی یافته، توجیه و تأیید شده است.
— نیچه، فریدریش، اراده معطوف به قدرت: گزیدههایی از دفترهای دهه ۱۸۸۰ (ترجمهشده توسط آر. کوین هیل و مایکل ای. اسکارپیتی) .انتشارات پنگوئن، ۲۰۱۷، صفحه ۵۶۶[۱]
مخالفت با شوپنهاور
والتر کافمن نوشت که نیچه «یونانیهایی را ستایش میکند که در مواجهه با وحشت طبیعت و تاریخ، مانند شوپنهاور به «نفی بودایی اراده» پناه نبردند، بلکه در عوض تراژدیهایی آفریدند که در آنها زندگی علیرغم همه چیز، زیبا جلوه میکند.»[۲][۳] نفی اراده از سوی شوپنهاور، «نه» گفتن به زندگی و جهان بود، جهانی که او آن را صحنهای از درد و شر میدانست. «نیچه، درست در مقابل شوپنهاور که مخالف نهایی زندگی بود، خود را در جایگاه بلهگوی نهایی قرار داد...»[۴] تأیید نیچه بر درد و شر زندگی، در تضاد با شوپنهاور، ناشی از سرریز شدن زندگی بود.[۵] به گفته نیچه، طرفداری شوپنهاور از انکار خود و نفی زندگی بسیار مضر بود.[۶] نیچه در تمام رشد خود نگران آسیبهایی بود که به نظر او ناشی از انزجار شوپنهاوری از زندگی و رویگردانی از جهان بود.
تفسیر دریدایی
ژاک دریدا به تصدیق نیچهای بهعنوان بازشناسی فقدان یک مرکز یا خاستگاه در زبان و بخشهای متعدد آن، بدون هیچ مبنای محکمی که بتوان لوگوس یا حقیقت را بر آن بنا کرد، علاقهمند شد. این شوک در فلسفه دریدا امکان دو واکنش را فراهم میکند: ۱) واکنش منفیتر و مالیخولیاییتر، که او آن را روسویی مینامد؛ ۲) تأیید مثبتتر نیچهای. دیدگاه روسو بر رمزگشایی حقیقت و خاستگاه زبان و نشانههای فراوان آن متمرکز است، که مشغلهای طاقتفرسا است. با این حال پاسخ دریدا به نیچه، مشارکت فعالی را با این نشانهها ارائه میدهد و در فلسفه دریدا به پاسخی قاطعتر به زبان میرسد.
دریدا در کتاب «ساختار، نشانه و بازی دیدگاه نیچه را اینگونه بیان میکند:
... تأیید شادیبخش بازی جهان و معصومیتِ شدن، تأیید جهانی از نشانههای بیخطا، بیحقیقت و بیخاستگاه که به تفسیری فعال ارائه میشود.[۷]
دریدا نه تنها آثار نیچه را پرورش داد بلکه آن را در حوزه زبان تکامل بخشید؛ با انجام این کار، او خوشبینی نیچه را در برداشت خود از «بازی» زبان - که ذاتی زبان است - به کار گرفت؛ بازیای که بسیار فراتر از « جایگزینی تکههای داده شده موجود و حاضر» است.[۸] بخش عمدهای از این روحیه در کنار گذاشتن هر نوع انسانگرایی جدید نهفته است؛ این پذیرش امر اجتنابناپذیر، آسودگی زیادی به همراه دارد. و همچنین فرصتی برای تأیید و پرورش بازی، که بشریت و علوم انسانی را قادر میسازد «از انسان و انسانگرایی فراتر روند».[۸]
در هستیشناسی دلوزی
در هستیشناسی ژیل دلوز، تتصدیق یید بهعنوان قدرتی مثبت از تمایز خودمحور نیروها تعریف میشود که در تضاد با وحدت ضدین آوف هه بونگ اضداد در دیالکتیک هگلی است. [۹] دلوز در کتاب تفاوت و تکرار مفهوم کمیتهای اشتدادی هستیشناختی خود را به چیزی که «حتی پایینترین [چیز] را تأیید میکند» مرتبط میکند.[۱۰] این امر تا حدودی در ایده نیچه مبنی بر اینکه بازگشت جاودانه «دورترین را به نزدیکترین، و آتش را به روح، شادی را به غم و شرورترین را به مهربانترین» مشابهت دارد.[۱۱]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ Original German: Gesetzt, wir sagen Ja zu einem einzigen Augenblick, so haben wir damit nicht nur zu uns selbst, sondern zu allem Dasein Ja gesagt. Denn es steht Nichts für sich, weder in uns selbst noch in den Dingen: und wenn nur ein einziges Mal unsre Seele wie eine Saite vor Glück gezittert und getönt hat, so waren alle Ewigkeiten nöthig, um dies Eine Geschehen zu bedingen – und alle Ewigkeit war in diesem einzigen Augenblick unseres Jasagens gutgeheißen, erlöst, gerechtfertigt und bejaht. (Wille zur Macht, fragment §1032.)
- ↑ Encyclopedia of Philosophy, "Friedrich Nietzsche," vol. 5, Macmillan, New York, 1967, p. 507.
- ↑ Original German: "buddhistischen Verneinung des Willens" (Nietzsche, Die Geburt der Tragödie aus dem Geiste der Musik, § 7).
- ↑ A Companion to Schopenhauer, edited by Bart Vandenabeele, Part IV, ch. 19, article by Ken Gemes and Christopher Janaway, "Life-Denial versus Life-Affirmation: Schopenhauer and Nietzsche on Pessimism and Asceticism," Blackwell, New York, 2012, p. 289
- ↑ "I was the first to see the actual contrast: the degenerate instinct which turns upon life with a subterranean lust of vengeance (Christianity, Schopenhauer's philosophy, and in some respects too even Plato's philosophy – in short, the whole of idealism in its typical forms), as opposed to a formula of the highest yea-saying to life, born of an abundance and a superabundance of life – a yea-saying free from all reserve, applying even to suffering, and guilt, and all that is questionable and strange in existence." (Nietzsche, Ecce Homo, The Birth of Tragedy, § 2)
- ↑ "For me the issue was the value of morality – and in that matter I had to take issue almost alone with my great teacher Schopenhauer.... The most specific issue was the worth of the 'unegoistic,' the instinct for pity, self-denial, self-sacrifice, something which Schopenhauer himself had painted with gold, deified, and projected into the next world for so long that it finally remained for him 'value in itself' and the reason why he said No to life and even to himself. But a constantly more fundamental suspicion of these very instincts voiced itself in me, a scepticism which always dug deeper! It was precisely here that I saw the great danger to humanity, its most sublime temptation and seduction." (Nietzsche, Ecce Homo, "Why I Write Such Good Books," "The Birth of Tragedy," §2.)
- ↑ Derrida, Jacques. "Structure, Sign, and Play in the Discourse of the Humanities." Writing and Difference. Trans. Alan Bass. Chicago: U of Chicago P, 1978. 278–293.
- 1 2 Derrida, Jacques. "Structure, Sign, and Play in the Discourse of the Humanities." Writing and Difference. Trans. Alan Bass. Chicago: U of Chicago P, 1978. 278–293.
- ↑ Smith, Daniel, John Protevi, and Daniela Voss. "Gilles Deleuze". Stanford Encyclopedia of Philosophy. Retrieved 30 April 2023.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:نامهای متعدد:فهرست نویسندگان (link) - ↑ Deleuze, Gilles (1997). Difference and Repetition. The Tower Building, 11 York Road, London SE1 7NX: Continuum. p. 234. ISBN 0 8264 5957 9.
{{cite book}}: نگهداری CS1: موقعیت (link) - ↑ R. J. Hollingale (translator), Friedrich Nietzsche (1969). Thus Spoke Zarathustra. 27 Wrights Lane, London w8 5TZ, England: Penguin Group. p. 246