این مقاله دربارهٔ آرایه ادبی است. برای مغالطهای به همین نام،
مغالطه تکرار را ببینید.
تکرار از آرایههای ادبی است که به معنی دوباره یا چندباره آوردن واژهای است، به گونهای که بتواند بر موسیقی درونی بیفزاید و تأثیر سخن را بیشتر سازد.[۱] تکرار بیشتر در اشعار مولوی دیده میشود، پس از پروین اعتصامی بیشترین میزان تکرار در اشعار حافظ و سعدی است.
| دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ | | ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ |
| هم نظری، هم خبری، هم قمران را قمری | | هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری |
| هبدیدم حسن را سرمست میگفت | | بلایم من، بلایم من، بلایم |
| ای جان جان جان ما، ما نامدیم از بهر نان | | برجه، گدارویی مکن، در بزم سلطان ساقیا |
تصدیر نوعی از تکرار است، که در آن واژهای در آغاز و پایان بیتی دوباره آورده میشود.
| آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست | | عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی |
| بماناد این گل اندر دست رامین | | گو با او جام می بر دست رامین |
| چنین حال و چنین مال و چنین جای | | گدلاویز و دلافروز و دلارای |
| نه موبد بیند از من شادکامی | | گنه من بینم ز موبد نیکنامی |
| ای ذبیح الله ز قربانگاه عشق | | بر مگرد و جان بده در راه عشق |
| نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش | | زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک |
برخی تطریز را نیز نوعی از تکرار دانستهاند. در اصطلاح معانی یکی از انواع اطناب است.[۲]
منابع
- شریفی، محمد (۱۳۸۷). محمدرضا جعفری، ویراستار. فرهنگ ادبیات فارسی. تهران: فرهنگ نشر نو و انتشارات معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۴۴۳-۴۱-۸.