لف‌ونشر

لَفّ و نَشر یکی از آرایه‌های ادبی است که به این معناست: ابتدا چند چیز را پشت سر هم ذکر می‌کنیم (لف)، سپس برای هر یک از آن‌ها، توضیح یا ویژگی مربوط به خودش را می‌آوریم (نشر).

بنابراین لف و نشر، گردآوری و بازگشایی است، یعنی گردآوری رشته‌ای از کلمات، و سپس بازگشودن صفات یا ویژگی‌های مربوط به آن‌ها در ادامه بیت. در عربی لف (همریشه با لفافه) به معنی درهم‌پیچیدن و گردآوردن، و نشر به معنی پراکندن و گشودن است.[۱]

یک مثال ساده از لف و نشر:

فرض کنید می‌گوییم: «گل و بلبل، زیبا و خوش‌صدا هستند.»

لف: در این بخش، «گل و بلبل» را گرد هم آورده و ذکر کرده‌ایم.
نشر: در این بخش، ویژگی‌های مربوط به هر یک را به ترتیب بازگشوده و آورده‌ایم:
  • «زیبا» مربوط به گل است.
  • «خوش‌صدا» مربوط به بلبل است.

در لف و نشر، ترتیب اهمیت دارد. یعنی اولین کلمه از بخش لف (گل) با اولین کلمه از بخش نشر (زیبا) مرتبط است، و دومین کلمه از لف (بلبل) با دومین کلمه از نشر (خوش‌صدا) مرتبط می‌شود.

مثال‌های بیشتر:

مثال از سعدی:

  • «از دل و دیده، خون و اشک آمد.»
دل ➜ خون
دیده ➜ اشک

مثال از حافظ:

  • «خوشه‌های نیشکر و شهد، لب‌هایت و دهانت را ماند.»
خوشه‌های نیشکر ➜ لب‌هایت (از نظر شیرینی و شباهت ظاهری)
شهد ➜ دهانت (از نظر محل جمع شدن شیرینی)

گونه‌ها

لف و نشر یا همان گردآوری و بازگشایی می‌تواند سه نوع باشد:

۱. مرتب (بسامان): در این نوع، ترتیب میان لف و نشر یکسان است، همانند مثال‌های بالا.

۲. مشوش (پریشان): در این حالت، ترتیب رعایت نمی‌شود. به عنوان مثال:

در باغ شد از قد و رخ و زلف تو بی آب
گلبرگ تری، سرو سهی سنبل سیراب

۳. معکوس (وارونه): اگر نشرها به ترتیب معکوس لف‌ها بیایند، لف و نشر را معکوس می‌نامند. مانند این شعر خاقانی:

چون ز گهر سخن رود وز شرف و جلال و کین
چون اسد و اثیر و خور نوری و ناری ونری

برخی بر آنند که لف و نشر معکوس نوعی از لف و نشر مشوش است، و برخی دیگر لف و نشر را به سه دسته تقسیم می‌کنند و می‌گویند لف و نشر اگر مرتب و معکوس نباشد، مشوش نامیده می‌شود.

لف و نشر مرتب، موسیقی معنوی خاصی ایجاد می‌کند که به خاطر درگیری ذهن برای یافتن لف و نشرهاست، به همین دلیل عموماً هنری‌تر است.

معروف‌ترین مثال لف و نشر در این شعر فردوسی است:

به روز نبرد آن یل ارجمند
به شمشیر و خنجر به گرز و کمند
برید و درید و شکست و ببست
یلان را سر و سینه و پا و دست

همچنین در این شعر ناصرخسرو، مصراع اول لف و نشر مرتب و مصراع دوم لف و نشر مشوش است.

بسوزد بدوزد دل و دست دانا
به بی خیر خارش به بی نور نارش

لف و نشر در قرآن

این آرایهٔ ادبی در قرآن هم به کار رفته است.[۲]

مثلا آیه «و من رحمته جعل لکم اللیل و النهار لتسکنوا فیه و لتبتغوا من فضله: و از رحمت الهی است که شب و روز را برایتان پدید آورد تا در آن آرامش یابید و برای بهره‌گیری از فضل خدا تلاش کنید» (سورهٔ قصص، آیه ۷۳) دارای لف و نشر مرتب است، و منظور این است که در شب آرامش یابید، و در روز از فضل الهی روزی بجویید.[۳]

همچنین در آیه «و قالوا کونوا هوداً أو نصاری تهتدوا: و [اهل کتاب به مسلمانان] گفتند: یهودی یا مسیحی شوید تا هدایت یابید!» (سوره بقره، آیه ۱۳۵) منظور این است که یهودیان گفتند یهودی شوید تا هدایت‌یافته شوید، و مسیحیان گفتند مسیحی شوید تا هدایت‌یافته گردید؛ که لف در آن در مرحله اجمال است.[۴] همچنین است آیهٔ ۱۱۱ سورهٔ بقره «و قالوا لن یدخل الجنة الاّ من کان هوداً أو نصاری: و [اهل کتاب] گفتند: هیچ‌کس وارد بهشت نمی‌شود مگر آن‌که یهودی یا نصرانی باشد.»

منابع

  1. ↑ لغت‌نامه دهخدا، واژه لف و نشر
  2. ↑ آرایه‌های ادبی قرآن و جایگاه آنها در ترجمه، کتابخانه اینترنتی تبیان
  3. ↑ بلاغت قرآن بایگانی‌شده در ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine، دائرة المعارف قرآن کریم (جلد ششم)
  4. ↑ جلوه‌های بلاغت در نهج البلاغه، سایت تبیان