زبان فارسی در گرجستان
.jpg)
زبان فارسی در گرجستان دارای پیشینهای چندصدساله است و در دورههای مختلف در حوزههای دیوانسالاری، روابط سیاسی، ادبیات، ترجمه و پژوهشهای دانشگاهی این کشور به کار رفته است. روابط سیاسی و فرهنگی گرجستان با ایران از دوران باستان سابقه داشت، اما از سدههای میانه و با گسترش فارسی نو، فارسی به یکی از مهمترین زبانهای فرهنگی خارجی در گرجستان، بهویژه در شرق این سرزمین، تبدیل شد. آثار ادبی فارسی از جمله شاهنامه، ویس و رامین، کلیله و دمنه، لیلی و مجنون و هفت پیکر در ادبیات گرجی ترجمه، اقتباس یا بازآفرینی شدند و شماری از شخصیتها، اصطلاحات و بنمایههای ادبی ایرانی وارد ادبیات و فرهنگ عامهٔ گرجستان شدند.[۱]
فارسی در دورهٔ صفویان افزون بر جایگاه فرهنگی و ادبی، در بخشهایی از گرجستان شرقی دارای کارکرد اداری نیز بود. پس از قرار گرفتن کارتلی و کاختی در حوزهٔ نفوذ ایران، حکومت صفوی از فرمانها و اسناد دوزبانهٔ فارسی و گرجی استفاده میکرد و در زمان شاه تهماسب یکم فارسی در دستگاه اداری گرجستان شرقی جایگاهی رسمی یافت.[۲] این وضعیت، با فراز و نشیب، تا کاهش سلطهٔ ایران بر قفقاز در اواخر سدهٔ هجدهم و الحاق بخشهای عمدهٔ گرجستان به امپراتوری روسیه در آغاز سدهٔ نوزدهم ادامه داشت.
پیشینه
ارتباط با زبانهای ایرانی در دوران باستان
ارتباط زبانی گرجستان با جهان ایرانی بسیار کهنتر از پیدایش فارسی نو است. زبان گرجی در طول تاریخ از چندین زبان ایرانی، از جمله زبانهای ایرانی شرقی، مادی، پارتی و بهویژه فارسی میانه و سپس فارسی نو، واژگانی را پذیرفته است.[۳]
ازاینرو همهٔ واژههای دارای ریشهٔ ایرانی در گرجی را نمیتوان «وامواژهٔ فارسی» دانست. بخشی از آنها پیش از شکلگیری فارسی نو و در نتیجهٔ تماس گرجستان با ایرانِ هخامنشی، اشکانی و ساسانی یا با دیگر مردمان ایرانیزبان قفقاز وارد زبانهای کارتولی شدهاند.[۳]
آغاز آشنایی با فارسی نو
با پیدایش و گسترش ادبیات فارسی نو در سدههای نهم و دهم میلادی، روابط ادبی گرجستان با جهان فارسیزبان از نو گسترش یافت. یکی از شواهد مهم برای آشنایی زودهنگام گرجیان با فارسی نو در اثر گرجی گرویدن کارتلی دیده میشود. در این متن عبارتی فارسی با حروف گرجی نقل شده است. نیکولای مار این عبارت را بازسازی کرد و وجود آن را نشانهای از تماس زودهنگام گرجیان با فارسی نو دانست.[۱]
در سدههای یازدهم و دوازدهم، همزمان با شکوفایی سیاسی و فرهنگی پادشاهی گرجستان در دورهٔ داویت چهارم و ملکه تامار، تماس با مراکز فرهنگی فارسیزبان قفقاز، از جمله شیروان، افزایش یافت. آثار و آوازهٔ شاعرانی چون فردوسی، نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، فلکی شروانی و فخرالدین اسعد گرگانی در محافل ادبی گرجستان شناخته شده بود.[۱]
خاقانی شروانی در اشعار خود از سفر به تفلیس و برخی مکانهای گرجستان یاد کرده و آشنایی خود با زبان گرجی را نیز نشان داده است. فلکی شروانی نیز در سوگ دمتره یکم، پادشاه گرجستان، مرثیه سروده بود.[۱]
فارسی در دورهٔ صفوی

با تشکیل دولت صفوی در آغاز سدهٔ شانزدهم، بخشهای شرقی گرجستان به یکی از مناطق اصلی رقابت ایران صفوی و امپراتوری عثمانی تبدیل شدند. بر پایهٔ پیمان آماسیه در ۱۵۵۵، کارتلی، کاختی و بخش شرقی سامتسخه در حوزهٔ نفوذ صفویان قرار گرفتند.[۲]
شاه تهماسب یکم برای تحکیم سلطهٔ صفوی در گرجستان شرقی، شماری از نهادهای سیاسی و اداری ایران را در آنجا رواج داد. در این دوره فرمانهای دوزبانهٔ گرجی و فارسی صادر میشد و فارسی در دستگاه اداری جایگاه مهمی یافت.[۲]
از اواخر سدهٔ شانزدهم تا بخش اعظم سدهٔ هجدهم، بسیاری از فرمانها، اسناد مربوط به واگذاری زمین، انتصاب مقامها، مناسبات اقتصادی و روابط حکومتهای گرجی با دربار ایران به فارسی یا به صورت دوزبانهٔ فارسی–گرجی تنظیم میشدند.[۴]
مجموعههای باقیمانده شامل دهها و صدها سند فارسی از سدههای شانزدهم تا هجدهم است. برای نمونه، مجموعهای از حدود دویست سند فارسی، عمدتاً فرمانهای شاهان ایران، اطلاعاتی دربارهٔ واگذاری تیولها، روابط دربار صفوی با کلیسای گرجستان و ادارهٔ مناطق گرجی در اختیار پژوهشگران قرار داده است. مجموعههایی از اسناد دوزبانهٔ فارسی–گرجی صادرشده میان سالهای ۱۵۸۱ تا ۱۷۵۸ نیز باقی ماندهاند.[۴]
در این دوره برخی اصطلاحات اداری و مالی ایران نیز در گرجستان رواج یافت. از جمله نام واحدهای پولی و محاسباتی مانند تومان و عباسی وارد کاربرد اداری و اقتصادی گرجستان شد و برخی عناصر نظام پولی صفوی حتی پس از سقوط این سلسله در گرجستان دوام آوردند.[۴]
فارسی و دربارهای گرجی
پیوند سیاسی خاندانهای فرمانروای شرق گرجستان با دربار صفوی سبب شد که شماری از شاهزادگان و اشراف گرجی با زبان و فرهنگ فارسی آشنایی نزدیک پیدا کنند. برخی از فرمانروایان گرجی مدتی در ایران اقامت داشتند، در ساختار حکومت صفوی منصب گرفتند یا در محیط فرهنگی فارسیزبان پرورش یافتند.[۲]
تهمورثخان گرجی از فرمانروایان و شاعران مهم گرجی سدهٔ هفدهم بود که با ادبیات فارسی آشنایی داشت. آثار او بازتابدهندهٔ تأثیر تصویرپردازی، عبارتپردازی و مضامین شعر فارسیاند. در دورهٔ بعد نیز واختانگ ششم، پادشاه کارتلی، نقشی مهم در ترجمه و تدوین آثار برگرفته از فارسی داشت.[۱]
پارسادان گورگیجانیدزه، تاریخنگار گرجی سدهٔ هفدهم، برای تألیف تاریخ گرجستان از شمار زیادی از منابع فارسی و دیگر منابع خارجی بهره گرفت. این سنت سبب شد منابع تاریخی فارسی در سدههای بعد نیز از منابع مهم پژوهش دربارهٔ تاریخ گرجستان باشند.[۴]
ادبیات فارسی در گرجستان
ویس و رامین
یکی از مهمترین نمونههای انتقال مستقیم ادبیات فارسی به گرجستان، ترجمهٔ ویس و رامین اثر فخرالدین اسعد گرگانی است. ترجمهٔ گرجی این اثر با نام ویسرامیانی احتمالاً در سدهٔ دوازدهم انجام شد و بهطور سنتی به سرگیس تموگولی نسبت داده میشود.[۵]
ویسرامیانی از آثار برجستهٔ نثر کلاسیک گرجی به شمار میرود و بر تحول بعدی نثر گرجی اثر گذاشت. نزدیکی ترجمهٔ گرجی به متن فارسی اهمیت متنشناختی ویژهای دارد، زیرا نسخههای گرجی گاه قرائتهایی را حفظ کردهاند که در نسخههای متأخر فارسی ناقص یا آسیبدیدهاند. ایرانشناسان گرجی ماگالی تودوآ و الکساندر گواخاریا با استفاده از نسخهٔ گرجی و نسخههای فارسی، تصحیح انتقادی ویس و رامین را در سال ۱۹۷۰ در تهران منتشر کردند.[۵]
از ویسرامیانی حدود بیست دستنویس از سدههای هفدهم و هجدهم و یک نسخه از سال ۱۸۰۵ شناخته شده است.[۵]
شاهنامه
شاهنامه فردوسی یکی از تأثیرگذارترین آثار فارسی بر ادبیات و فرهنگ عامهٔ گرجستان بوده است. نام شخصیتهایی چون رستم، زال، کیخسرو، اسفندیار و دیگر قهرمانان سنت حماسی ایران از سدههای میانه در منابع گرجی دیده میشود.[۶]
از ترجمهای احتمالی از شاهنامه در سدهٔ دوازدهم سخن گفته شده، اما نسخهای از آن باقی نمانده است. ترجمهها و بازنویسیهای موجود از داستانهای شاهنامه عمدتاً از سدههای پانزدهم تا هجدهم هستند و به نظم و نثر پدید آمدهاند.[۶]
از مهمترین این آثار میتوان به رستومیانی، روایت گرجی داستانهای رستم؛ زاکیانی، مربوط به ضحاک؛ پریدونیانی، دربارهٔ فریدون؛ و چندین روایت مربوط به سام و پهلوانان شاهنامه اشاره کرد.[۶]
روایتهای شاهنامه در گرجستان صرفاً ترجمهٔ لفظبهلفظ نبودند، بلکه مترجمان و بازپردازندگان گرجی اغلب عناصر فرهنگی، ارزشهای پهلوانی و ویژگیهای ادبی بومی را نیز در آنها وارد میکردند. داستانهایی چون رستم و سهراب و بیژن و منیژه وارد فرهنگ عامهٔ گرجستان نیز شدند.[۶]
دیگر آثار فارسی
آثار متعدد دیگری از ادبیات فارسی در گرجستان ترجمه یا اقتباس شدند. پژوهشگران گرجی نسخههای گرجیِ آثاری چون کلیله و دمنه، یوسف و زلیخا، لیلی و مجنون نظامی، سندبادنامه، بختیارنامه و هفت پیکر را بررسی کردهاند.[۴]
ترجمههای گرجی کلیله و دمنه میان سدههای شانزدهم تا هجدهم پدید آمدند. از مترجمان یا تدوینکنندگان آنها داویت یکم کاختی و واختانگ ششم یاد شده است. بررسیهای متنشناختی نشان داده است که برخی مترجمان گرجی به نسخههای فارسی متفاوت و در مواردی کاملتر از نسخههای شناختهشدهٔ بعدی دسترسی داشتهاند.[۴]
نفوذ ادبی فارسی تنها به ترجمه محدود نبود. نامها، استعارهها، شخصیتها و داستانهای برگرفته از آثار فردوسی، گرگانی، نظامی و دیگر شاعران فارسی در آثار کلاسیک گرجی دیده میشود. منابع ادبی گرجستان سدههای میانه از شخصیتهایی مانند رستم، زال، کیخسرو، ویس، رامین، مجنون، لیلی و وامق یاد میکنند.[۱]
تأثیر فارسی بر زبان گرجی
چندین سده تماس سیاسی، اقتصادی و فرهنگی سبب ورود شمار قابل توجهی از واژههای ایرانی به زبان گرجی شده است. با این حال منشأ این واژهها یکسان نیست و زبانشناسان میان وامگیری از زبانهای ایرانی باستان و میانه و وامگیری از فارسی نو تفاوت میگذارند.[۳]
فارسی نو یکی از مهمترین سرچشمههای متأخر واژگان ایرانی در گرجی است. این وامواژهها به حوزههای گوناگون زندگی، از جمله اداره و حکومت، دادوستد، پوشاک، خوراک، ابزارها، زندگی شهری و مفاهیم انتزاعی تعلق دارند.[۳]
برای نمونه، واژهٔ گرجیِ مربوط به مفهوم «گمان، اندیشه یا بدگمانی» از فارسی «گمان» و واژهای به معنای «سست و ضعیف» از فارسی «سست» گرفته شده است. شماری از واژههای ایرانی نیز از راه زبانهای واسطه، بهویژه ارمنی، وارد گرجی شدهاند.[۳]
پژوهش بنیادین دربارهٔ عناصر ایرانی زبان گرجی را مزیا آندرونیکاشویلی انجام داد. مطالعات زبانشناسان گرجی دربارهٔ عناصر ایرانی بعدها به یکی از شاخههای مهم ایرانشناسی در گرجستان تبدیل شد.[۴]
نسخههای خطی و اسناد فارسی در گرجستان
گرجستان دارای مجموعهٔ مهمی از دستنویسها و اسناد فارسی است. بخش بزرگی از آنها در مرکز ملی نسخههای خطی گرجستان در تفلیس نگهداری میشود.
در مجموعهٔ شرقی این مرکز حدود ۷۰۰ نسخهٔ خطی فارسی نگهداری میشود. این دستنویسها عمدتاً متعلق به سدههای چهاردهم تا نوزدهم میلادی هستند و موضوعاتی چون شعر، تاریخ، نامهنگاری، لغتنویسی، پزشکی، ادبیات داستانی، دین و تصوف، اخترشناسی، عروض و بدیع، اخلاق، جغرافیا، دستور زبان، فلسفه، کیمیا و سفرنامه را در بر میگیرند.[۷]
جدا از نسخههای ادبی و علمی، مجموعههای مهمی از اسناد تاریخی فارسی نیز در گرجستان باقی مانده است. این اسناد شامل فرمانهای شاهان ایران، احکام اداری، اسناد مالکیت و تیول، مکاتبات سیاسی و اسناد دوزبانهٔ فارسی–گرجی هستند و از منابع اصلی برای مطالعهٔ روابط ایران و گرجستان در دورهٔ صفوی و پس از آن بهشمار میروند.[۴]
ایرانشناسی و آموزش فارسی در گرجستان
پژوهش علمی سازمانیافته دربارهٔ ایران و زبان فارسی در گرجستان در اواخر سدهٔ نوزدهم آغاز شد. مقالهٔ نیکولای مار در سال ۱۸۹۱ دربارهٔ رابطهٔ شاهنامه با روایتهای گرجی آن از نخستین آثار مهم این حوزه و از پایههای ایرانشناسی نوین در گرجستان شمرده میشود.[۴]
پس از انقلاب روسیه در ۱۹۱۷، ایرانشناسی در گرجستان دارای ساختار دانشگاهی شد. دانشگاه دولتی تفلیس و شاخهٔ گرجستانی فرهنگستان علوم اتحاد شوروی ــ که بعدها به فرهنگستان علوم گرجستان تبدیل شد ــ از مراکز اصلی این رشته بودند. پژوهشگران گرجی آموختن زبان فارسی را برای مطالعهٔ تاریخ، ادبیات و زبان گرجی ضروری میدانستند.[۴]
در دانشگاه دولتی تفلیس از دههٔ ۱۹۳۰ درسهای زبانهای ایرانی و تاریخ ادبیات فارسی ارائه میشد و در سال ۱۹۳۸ کرسی زبانشناسی ایرانی و در سال ۱۹۴۵ بخش مطالعات شرقی در این دانشگاه فعالیت داشت.[۴]
از ایرانشناسان برجستهٔ گرجستان در سدهٔ بیستم میتوان از یوستین آبولادزه، داویت کوبیدزه، ماگالی تودوآ، الکساندر گواخاریا و جمشید گیوناشویلی یاد کرد. پژوهشهای آنان حوزههایی چون ادبیات فارسی، شاهنامهپژوهی، روابط ادبی ایران و گرجستان، نسخهشناسی و زبان فارسی را در بر میگیرد.[۴]
در دانشگاه دولتی تفلیس همچنان رشتهٔ ایرانشناسی تدریس میشود و برنامهٔ تحصیلات تکمیلی ایرانشناسی این دانشگاه مطالعات زبان، ادبیات و فرهنگ ایران را در بر میگیرد.[۸]
جایگاه فرهنگی
حضور تاریخی زبان فارسی در گرجستان بیش از آنکه حاصل مهاجرت یک جمعیت بزرگ فارسیزبان به این کشور باشد، نتیجهٔ همسایگی جغرافیایی، روابط سیاسی طولانی، دیوانسالاری مشترک در برخی دورهها و اعتبار ادبی فارسی در قفقاز بود. در گرجستان شرقیِ عصر صفوی، فارسی کارکردی اداری و سیاسی داشت؛ در محیط ادبی، زبان آثار مرجع و سرچشمهٔ ترجمه و اقتباس بود؛ و در پژوهشهای تاریخی گرجستان، آگاهی از فارسی برای استفاده از منابع دورهٔ میانه و اوایل دورهٔ جدید اهمیت داشته است.[۲][۴]
میراث فارسی گرجستان در نسخههای خطی، اسناد دوزبانه، ترجمههای گرجی آثار کلاسیک فارسی و وامواژههای زبان گرجی باقی مانده است. ویسرامیانی و روایتهای گرجی شاهنامه از مهمترین نمونههای این میراث و در عین حال از منابع مهم برای پژوهش در تاریخ متون فارسی هستند.[۵][۶]
نگارخانه
نسخهای گرجی از روایتهای شاهنامه
نگارهای از دستنویس ویسرامیانی، ۱۷۲۹
دو صفحه از همان دستنویس ویسرامیانی
جستارهای وابسته
- روابط ایران و گرجستان
- ادبیات فارسی
- زبانهای ایرانی
- ادبیات گرجی
- شاهنامه در گرجستان
- ویسرامیانی
- ایرانشناسی
- گرجیهای ایران
- زبان گرجی
منابع
- 1 2 3 4 5 6 گواخاریا, الکساندر (2001). "Georgia iv. Literary Contacts with Persia". Encyclopaedia Iranica (in English). Vol. 10. p. 481–486.
- 1 2 3 4 5 هیچینز, کیت (2001). "Georgia ii. History of Iranian-Georgian Relations". Encyclopaedia Iranica (in English). Vol. 10. p. 464–470.
- 1 2 3 4 5 چکیدزه, تئا (2001). "Georgia v. Linguistic Contacts with Iranian Languages". Encyclopaedia Iranica (in English). Vol. 10. p. 486–490.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 هیچینز, کیت (2001). "Georgia vi. Iranian Studies and Collections in Georgia". Encyclopaedia Iranica (in English). Vol. 10. p. 490–493.
- 1 2 3 4 گیوناشویلی, جمشید (2000). "Visramiani". Encyclopaedia Iranica (in English).
- 1 2 3 4 5 گیوناشویلی, جمشید (2005). "Šāh-nāma Translations ii. Into Georgian". Encyclopaedia Iranica (in English).
- ↑ دوندوآ, ناتیا (2023). "Persian Manuscripts of the K. Kekelidze Georgian National Centre of Manuscripts". The Near East and Georgia (in English) (15): 344–353. doi:10.32859/neg/15/344-353.
- ↑ "Iranian Studies / Persian Studies". دانشگاه دولتی تفلیس (in English).
{{cite web}}: پارامتر|تاریخ بازیابی=نیاز به وارد کردن|پیوند=دارد (کمک); پارامتر|پیوند=ناموجود یا خالی (کمک)
برای مطالعهٔ بیشتر
- گواخاریا, الکساندر (2001). "Georgia iv. Literary Contacts with Persia". Encyclopaedia Iranica (in English). Vol. 10. p. 481–486.
- چکیدزه, تئا (2001). "Georgia v. Linguistic Contacts with Iranian Languages". Encyclopaedia Iranica (in English). Vol. 10. p. 486–490.
- هیچینز, کیت (2001). "Georgia vi. Iranian Studies and Collections in Georgia". Encyclopaedia Iranica (in English). Vol. 10. p. 490–493.
- دوندوآ, ناتیا (2023). "Persian Manuscripts of the K. Kekelidze Georgian National Centre of Manuscripts". The Near East and Georgia (in English) (15): 344–353. doi:10.32859/neg/15/344-353.
الگو:گرجستان
- زبان فارسی
- زبانهای گرجستان
- روابط ایران و گرجستان
- فرهنگ در گرجستان
- ادبیات فارسی
- ایرانشناسی