زبان فارسی در کردستان ترکیه

صفحهٔ فهرستِ نسخه‌ای از شرف‌نامه؛ شرف‌خان بدلیسی این تاریخ دودمان‌ها و فرمانروایان کرد را در ۱۵۹۷ میلادی به فارسی نوشت.

زبان فارسی در کردستان ترکیه به پیشینه و حوزه‌های کاربرد زبان فارسی در نواحی کردنشینِ شرق و جنوب شرقی ترکیه کنونی می‌پردازد. فارسی در بخش‌هایی از این ناحیه، به‌ویژه در پیرامون بدلیس، اخلاط، وان، حکاری، جزیره ابن عمر و دیاربکر، در دوره‌هایی از قرون میانه تا سدهٔ نوزدهم زبانِ فرامنطقه‌ایِ دربار، مکاتبه، تاریخ‌نگاری، شعر، تصوف، آموزش مدرسه‌ای و کتیبه‌نگاری بود. نقش آن در کنار کردی، عربی، ترکی عثمانی و زبان‌های محلی دیگر شکل گرفت و کارکرد هر زبان با زمان، مکان و محیط اجتماعی تفاوت داشت.[۱][۲]

شواهد موجود عمدتاً دربارهٔ کاربرد تاریخی و نخبگانی فارسی است و به‌خودی‌خود وجود یک جامعهٔ بزرگِ فارسی‌زبانِ بومی در کردستان ترکیهٔ امروز را ثابت نمی‌کند. در دورهٔ معاصر، حضور فارسی در این ناحیه بیشتر در قالب آموزش دانشگاهی، نسخه‌های خطی، پژوهش‌های تاریخی و پیوندهای ادبی بررسی می‌شود.

محدوده و اصطلاح

«کردستان ترکیه» در این مقاله نام یک واحد اداری رسمی نیست، بلکه اصطلاحی جغرافیایی–تاریخی برای نواحی کردنشینِ واقع در مرزهای ترکیهٔ کنونی است. بخش عمدهٔ پژوهش مستقیم دربارهٔ فارسی در این ناحیه بر امارت‌ها و مراکز فرهنگیِ بدلیس، حکاری، جزیره، پالُو، اَگیل و پیرامون وان و دیاربکر تمرکز دارد. از آنجا که مرزهای سیاسیِ امروز در دوره‌های مورد بحث وجود نداشتند، تاریخ فارسی در این منطقه با شبکه‌های سیاسی، تجاری و علمیِ آناتولی، بین‌النهرین، آذربایجان و ایران پیوند داشت.[۱]

پیشینهٔ تاریخی

قرارگرفتن شرق آناتولی بر راه‌های ارتباطی میان ایران، قفقاز، میان‌رودان و آناتولی، زمینهٔ گردش بازرگانان، دیوانیان، عالمان و صوفیان فارسی‌دان را فراهم می‌کرد. بدلیس از سدهٔ سیزدهم به بعد یکی از مراکز مهم این شبکه بود و در دوره‌های پیوند یا رقابتِ سلجوقیان، ایلخانان، تیموریان، قره‌قویونلو، آق‌قویونلو، صفویان و امپراتوری عثمانی از فرهنگ مکتوب فارسی تأثیر پذیرفت. نزدیکی فرهنگی و بازرگانیِ منطقه با تبریز نیز در این فرایند اهمیت داشت.[۱]

یکی از کهن‌ترین گواه‌های روشنِ کاربرد گفتاری فارسی در این پهنه در سفرنامه ناصر خسرو آمده است. ناصر خسرو که در ۴۳۸ قمری/۱۰۴۶ میلادی به اخلاط رسیده بود، نوشت که مردم آن شهر به «تازی و پارسی و ارمنی» سخن می‌گفتند.[۳] این گزارش به‌طور مشخص دربارهٔ اخلاط است و نباید آن را بدون شاهد به همهٔ بدلیس یا سراسر نواحی کردنشین تعمیم داد.

دربار، دیوان و دیپلماسی

فارسی در شماری از امارت‌های کردی زبانِ معتبرِ کتابت و ارتباطات سیاسی بود. فرمانروایان و دبیرانِ بدلیس، حکاری، اَگیل و برخی امارت‌های دیگر برای مکاتبه با دربارهای عثمانی و صفوی از فارسی استفاده می‌کردند. نامه‌های منسوب به رستم‌بیگ مُکری، قاسم‌بیگ ماردیسی و فرمانروایان حکاری از نمونه‌های شناخته‌شده‌اند. کاربرد فارسی در این مکاتبات نشان می‌دهد که این زبان، افزون بر پیوند با ایران، سرمایه‌ای فرهنگی برای ارتباط میان دربارهای محلی و قدرت‌های منطقه‌ای به‌شمار می‌رفت.[۱]

در بدلیس، ادریس بدلیسی در اواخر سدهٔ پانزدهم و اوایل سدهٔ شانزدهم آثار تاریخی و نامه‌های خود را به فارسی می‌نوشت. مهم‌ترین اثر او، هشت بهشت، تاریخی فارسی دربارهٔ نخستین سلاطین عثمانی است. حدود یک سده بعد، شرف‌خان بدلیسی شرف‌نامه را در ۱۵۹۷ میلادی به فارسی به پایان رساند؛ اثری که از منابع بنیادین تاریخ دودمان‌ها و امارت‌های کرد است.[۱]

از اواخر سدهٔ هفدهم، جایگاه ترکی عثمانی در دربارهای محلی افزایش یافت. دو ترجمهٔ ترکیِ شرف‌نامه که در دربارهای بدلیس و پالُو تهیه شدند، نشانه‌ای از کاهش نقش فارسی در محیط درباری و افزایش اعتبار ترکی دانسته شده‌اند. بااین‌حال، این دگرگونی به معنای ناپدیدشدن فوری فارسی از مدارس، محافل صوفیانه یا کتابت منطقه نبود.[۴]

حکاری از نواحی‌ای بود که کاربرد دیوانیِ فارسی در آن دیرتر دوام آورد. مختصر احوال الامرا، نوشتهٔ میرزا محمدی یازیجی در اوایل سدهٔ هجدهم، و افزوده‌ای بر آن در اواخر سدهٔ نوزدهم به فارسی نوشته شدند. از سدهٔ نوزدهم نیز نامه‌های فارسیِ نورالله‌خان حکاری، برخی بزرگان محلی، بطریق نسطوری مار شمعون و شیخ عبیدالله نهری باقی مانده است.[۱]

مدرسه‌ها و آموزش

مدرسه‌های دینیِ کردی مهم‌ترین محیط انتقال سواد کلاسیک در منطقه بودند. زبان اصلی متون دینی و علوم نقلی در این مدرسه‌ها عربی بود و کردی در تدریس و شرح شفاهی یا در متون مقدماتی به کار می‌رفت؛ فارسی عمدتاً از راه خواندن و گاه حفظ‌کردن آثار ادبی، به‌خصوص گلستان سعدی، آموخته می‌شد.[۲]

بر پایهٔ گزارش اولیا چلبی از میانهٔ سدهٔ هفدهم، شاگردان بدلیس آثاری چون بوستان و گلستان و دیوان‌های حافظ، فضولی و صائب را می‌خواندند یا از بر می‌کردند. او همچنین از فارسی‌دانی و شعرگویی برخی نوجوانانِ وان یاد کرده است. مدرسه‌های اخلاصیه و شرفیهٔ بدلیس از مراکز آموزش متون فارسی بودند و آثار فارسی در مدرسه‌های حکاری و جزیره نیز رواج داشتند.[۱]

علی ترماخی، عالم کردِ سدهٔ هفدهم، در آثار آموزشی خود ساخت‌های کردی را با عربی و فارسی مقایسه کرد. پژوهش دربارهٔ او نشان می‌دهد که فارسی در محیط مدرسه‌ایِ کردستان هم موضوع مطالعه و هم یکی از زبان‌های مرجع برای توضیح دستور و ادب بود.[۵] یک شرح کردی بر گلستان که در ۱۶۷۹–۱۶۸۰ میلادی تکمیل شد، برای نوآموزانِ فارسی تدوین شده بود. فرهنگ‌های منظوم عربی–فارسی و خواندن آثار عطار نیشابوری نیز از دیگر نشانه‌های حضور فارسی در برنامهٔ غیررسمی این مدرسه‌هاست.[۱]

پس از تصویب قانون وحدت آموزش در جمهوری ترکیه در ۱۹۲۴، مدرسه‌های سنتی رسماً تعطیل شدند، هرچند شماری از آنها به‌صورت غیررسمی و با شدت و ضعف ادامه یافتند. این گسست نهادی، همراه با دگرگونی‌های سیاسی و آموزشی، از عوامل کاهش آموزش سنتی زبان‌ها و متون کلاسیک، از جمله فارسی، بود.[۲]

ادبیات کردی و فارسی

شعر فارسی یکی از الگوهای مهمِ شکل‌گیری ادب کلاسیک کردی بود. شاعران کرد هم از قالب‌ها و تصویرهای شعر فارسی بهره می‌گرفتند و هم گاه شعر فارسی یا شعر ملمّع می‌سرودند. ملای جزیری با سنت غزل عرفانی و به‌ویژه شعر حافظ پیوند داشت؛ فقی طیران داستان شیخ صنعانِ عطار را بازآفرینی کرد؛ و آثار احمد خانی نیز در گفت‌وگو با سنت‌های ادبیِ فارسی، عربی و کردی پدید آمدند.[۲][۶]

این تأثیر یک‌سویه و یک‌زبان نبود. عالمان و شاعران منطقه معمولاً در محیطی چندزبانه فعالیت می‌کردند: عربی برای بخش بزرگی از دانش دینی، فارسی برای شعر و ادب و برخی گونه‌های تاریخ‌نگاری و دیوانی، کردی برای شعر و ارتباط محلی، و در دورهٔ عثمانی ترکی برای اداره و ادبیات به کار می‌رفت. برای نمونه، شکری بدلیسی در منابع به توانایی شعرگویی به چند زبان، از جمله ترکی، فارسی، عربی و کردی، شناخته شده است.[۱]

تصوف و شبکه‌های مذهبی

رفت‌وآمد صوفیان و عالمان میان تبریز، بدلیس، وان و دیگر مراکز، یکی از راه‌های گسترش فارسی بود. طریقت‌ها و جریان‌هایی چون حروفیه، نوربخشیه و کبرویه متونی فارسی پدید آوردند یا منتقل کردند و خانقاه‌ها و حلقه‌های صوفیانه را به شبکه‌های فرهنگیِ ایران و ماورای آن پیوند دادند. در ادبیات صوفیانهٔ کردی نیز واژگان، روایت‌ها و نمادهای فارسی حضوری پایدار یافتند.[۱][۶]

کتیبه‌ها، سنگ‌نوشته‌ها و نسخه‌های خطی

کاربرد فارسی تنها به کتاب و نامه محدود نبود. در گورستان‌های تاریخیِ اخلاط، از جمله گورستان زیدان، سنگ‌نوشته‌های فارسی از سده‌های سیزدهم تا شانزدهم دیده شده‌اند. بر آرامگاه شرف‌خان در بدلیس، مورخ ۱۵۳۳ میلادی، رباعی‌ای از امیر شاهی سبزواری نقش شده است. کتیبه‌های فارسیِ مجموعهٔ شرفیه، تعمیر آرامگاه شیخ ابوطاهر کرد، تعمیر مسجد جامع بدلیس، دژ خوشاب و پلی در منطقه نیز استمرار جایگاه عمومی و یادمانی فارسی را در سده‌های شانزدهم و هفدهم نشان می‌دهند. سنگ‌قبرهای فارسی، گاه با ابیاتی منسوب به عمر خیام، تا سدهٔ نوزدهم نیز یافت می‌شوند.[۱]

نسخه‌های خطیِ برجای‌مانده دامنهٔ موضوعیِ فارسی را نشان می‌دهند. پژوهشی دربارهٔ کتابخانهٔ نسخه‌های خطی ضیا گوک‌آلپ در دیاربکر، از میان حدود ده‌هزار اثر، ۱۳۰ نسخهٔ فارسی را شناسایی کرده است؛ در کنار ۳٬۲۵۰ نسخهٔ عربی و ۴۲۵ نسخهٔ ترکی. بیشتر نسخه‌های فارسی به زبان و ادبیات فارسی و دستور زبان اختصاص دارند، اما آثاری در تفسیر، حدیث، فقه، کلام، فلسفه، جغرافیا، ریاضیات، نجوم و پزشکی نیز در میان آنهاست. آثار سعدی و جامی سهم برجسته‌ای دارند.[۷]

کاهش کاربرد و تداوم فرهنگی

کاهش نقش فارسی در منطقه فرایندی تدریجی و ناهم‌زمان بود. افزایش کاربرد ترکی عثمانی در دربارها از سدهٔ هفدهم، تمرکز اداریِ عثمانی، فروپاشی امارت‌های کردی در سدهٔ نوزدهم، و سپس نظام آموزش ملیِ جمهوری ترکیه، حوزه‌های سنتیِ کاربرد فارسی را محدود کردند. در همان حال، فارسی مدتی طولانی‌تر در مکاتبات حکاری، خواندن متون مدرسه‌ای، شعر صوفیانه، کتیبه‌ها و مجموعه‌های نسخه‌های خطی باقی ماند.[۱][۴][۲]

بنابراین، حضور تاریخی فارسی را نمی‌توان تنها «زبان دربار» یا تنها «زبان ادبی» دانست؛ شواهد از مجموعه‌ای از کارکردهای هم‌پوشان حکایت می‌کنند. بااین‌همه، اندازهٔ جمعیت فارسی‌زبان، میزان رواج گفتاری فارسی بیرون از اخلاط و چند مرکز شهری، و تفاوت کاربرد آن میان طبقات اجتماعی برای بسیاری از دوره‌ها روشن نیست.

وضعیت معاصر

در روزگار معاصر، فارسی در دانشگاه‌های شرق و جنوب شرقی ترکیه به‌عنوان زبان و ادبیات خارجی تدریس می‌شود. گروه زبان و ادبیات فارسیِ دانشگاه ماردین آرتوقلو در ۲۰۱۲ ایجاد شد، در ۲۰۱۵ استقلال یافت و از سال تحصیلی ۲۰۱۷–۲۰۱۸ دانشجو پذیرفت. برنامهٔ کارشناسی چهارسالهٔ آن درس‌هایی در زبان، ادبیات، تاریخ و ترجمهٔ فارسی دارد.[۸][۹]

در دانشگاه دجله در دیاربکر نیز واحد فارسی در چارچوب گروه زبان‌ها و ادبیات شرقی سابقه دارد. گزارشی دانشگاهی می‌گوید که آموزش عربی و فارسی در سال تحصیلی ۱۹۹۶–۱۹۹۷ آغاز شد، اما در زمان تهیهٔ گزارش، پذیرش کارشناسیِ فارسی به‌سبب کمبود اعضای هیئت علمی فعال نبود.[۱۰] این آموزش دانشگاهی را باید از کاربرد تاریخیِ فارسی به‌عنوان زبان دیوانی یا میانجی جدا دانست و نمی‌توان آن را به‌تنهایی نشانهٔ تداوم یک جامعهٔ بومیِ فارسی‌زبان شمرد.

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 گنچ, وورال (2024). "The Cultural Impact of the Persian Language in and around Bidlis". Iranian Studies (in English). 57 (1): 27–45. doi:10.1017/irn.2023.61.
  2. 1 2 3 4 5 فان بروینسن, مارتین (2024). "The Kurdish Medrese in Ottoman and Republican Times". The Oxford Handbook of Religion in Turkey (in English). انتشارات دانشگاه آکسفورد. doi:10.1093/oxfordhb/9780197624883.013.3.
  3. ↑ «سفرنامهٔ ناصر خسرو، بخش سیزدهم». گنجور. دریافت‌شده در ۱ سپتامبر ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  4. 1 2 آلسانجاقلی, ساچا (2018). "Historiography and Language in 17th-Century Ottoman Kurdistan: A Study of Two Turkish Translations of the Sharafnāma". Kurdish Studies (in English). 6 (2): 171–196. doi:10.33182/ks.v6i2.456.
  5. ↑ لیتزنبرگ, میخیل (2014). "Elî Teremaxî and the Vernacularization of Medrese Learning in Kurdistan". Iranian Studies (in English). 47 (5): 713–733. doi:10.1080/00210862.2014.934150.
  6. 1 2 کاواک, عبدالجبار (2020). "Şopên Farisî di Edebiyata Kurdî ya Tesewifî de". Kurdiyat (in Kurdish) (2): 9–22. doi:10.5281/zenodo.4309785.
  7. ↑ ارتم, داوود (2022). "Türkiye Kütüphanelerindeki Farsça Yazmalar: Ziya Gökalp Yazma Eser Kütüphanesinde Kayıtlı Farsça Yazmalar Örneği". Bitlis Eren Üniversitesi Sosyal Bilimler Dergisi (in Turkish). 11 (1): 101–120. doi:10.47130/bitlissos.1098629.
  8. ↑ "Fars Dili ve Edebiyatı Bölümü". دانشگاه ماردین آرتوقلو (in Turkish). Retrieved 1 سپتامبر 2026.
  9. ↑ "Lisans Programı Hakkında". دانشگاه ماردین آرتوقلو (in Turkish). Retrieved 1 سپتامبر 2026.
  10. ↑ "Edebiyat Fakültesi Arap Dili ve Edebiyatı Bölümü Birim İç Değerlendirme Raporu" (پی‌دی‌اف). دانشگاه دجله (in Turkish). 2024. Retrieved 1 سپتامبر 2026.

برای مطالعهٔ بیشتر

  • ریاحی، محمدامین (۱۳۶۹). زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی. تهران: انتشارات پاژنگ.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • گرین, نایل (2019). The Persianate World: The Frontiers of a Eurasian Lingua Franca (in English). انتشارات دانشگاه کالیفرنیا.