زبان فارسی در زنگبار

نگاشته‌ای به فارسی بر روی یک توپ پرتغالی در شهر سنگی زنگبار؛ زنگبار در شبکهٔ دریایی اقیانوس هند با بنادر عربستان، ایران و هند ارتباط داشت.

زبان فارسی در زنگبار به حضور تاریخی فارسی و دیگر زبان‌های ایرانی و نیز تأثیر واژگانی و فرهنگی فارسی در زنگبار، مجمع‌الجزایری در ساحل شرقی آفریقا و بخشی از تانزانیا، اشاره دارد. فارسی هیچ‌گاه زبان غالب مردم زنگبار نبوده و زبان اصلی تاریخی این جزایر سواحلی بوده است؛ با این حال، ارتباط دریایی زنگبار با بنادر خلیج فارس و جنوب ایران در طول سده‌های میانه، ورود بازرگانان و دریانوردان ایرانی و سپس استقرار گروه‌هایی از ایرانیان و دیگر ایرانی‌زبانان، سبب ورود شمار قابل توجهی از واژه‌های فارسی به سواحلی و شکل‌گیری عناصر فرهنگی مرتبط با ایران در زنگبار شد.[۱]

پیوندهای ایران و زنگبار بخشی از شبکهٔ گستردهٔ بازرگانی اقیانوس هند بود. منابع جغرافیایی فارسی و عربی از سده‌های میانه از سرزمین‌های ساحل شرقی آفریقا و جزایر آن یاد کرده‌اند و شواهد باستان‌شناختی نیز مبادلات کالا میان سواحل آفریقا و بنادر جنوب ایران را نشان می‌دهد.[۲]

پیشینه

ارتباط دریایی ایران و زنگبار

بادهای موسمی از دوران باستان امکان رفت‌وآمد نسبتاً منظم کشتی‌ها میان سواحل شرقی آفریقا، شبه‌جزیرهٔ عربستان، ایران و هند را فراهم می‌کرد. شواهد باستان‌شناختی از تماس اقتصادی میان بنادر جنوب ایران و سواحل شرقی آفریقا از نخستین سده‌های میلادی تا سدهٔ پانزدهم حکایت دارد.[۲]

در جغرافیای فارسی حدود العالم، نوشته‌شده در سدهٔ دهم میلادی، ساحل شرقی آفریقا «زنگستان» خوانده شده و سرزمین آن در برابر فارس، کرمان و سند قرار داده شده است. در همین متن از شهری با نامی که برخی پژوهشگران آن را با اونگوجا، جزیرهٔ اصلی زنگبار، تطبیق داده‌اند، به‌عنوان بندری که بازرگانان خارجی به آن رفت‌وآمد می‌کردند یاد شده است.[۲]

مسعودی نیز در سدهٔ دهم گزارش می‌کند که کشتی‌ها به‌طور منظم از عمان و سیراف به سرزمین زنگ سفر می‌کردند. او در سال ۹۱۶ میلادی خود با کشتی متعلق به دو برادر بازرگان سیرافی به سواحل شرقی آفریقا سفر کرده بود. در گزارش او، جزیرهٔ پمبا از مقصدهای مهم این تجارت دریایی به شمار می‌رفت.[۲]

کشف سفال و دیگر کالاهای ساخت نواحی خلیج فارس در محوطه‌های باستانی سواحل شرق آفریقا نیز این ارتباط تجاری را تأیید می‌کند. با تغییر مسیرهای تجاری از سده‌های یازدهم به بعد، مراکزی چون کیش و هرمز نیز در تجارت با شرق آفریقا نقش یافتند.[۲]

روایت شیرازی

درب گرمابه‌های ایرانی حمامنی در شهر سنگی زنگبار؛ این گرمابه‌ها در دورهٔ سلطان برغش بن سعید ساخته شدند.

یکی از مشهورترین سنت‌های تاریخی ساحل سواحلی، روایت موسوم به شیرازی‌های آفریقا است. بر پایهٔ نسخه‌هایی از تاریخ کیلوا و روایت‌های محلی، گروهی از مهاجران منسوب به شیراز در سده‌های میانه به سواحل شرق آفریقا مهاجرت کردند و شماری از شهرهای ساحلی و جزیره‌ای را بنیاد نهادند. خاندان‌ها و گروه‌هایی در زنگبار، پمبا، کیلوا، مومباسا و دیگر مناطق نیز بعدها خود را «شیرازی» می‌نامیدند[۲] و شیرازی‌های کومور نیز مربوط به این موج هستند.

البته تحقیقات تاریخی و باستان‌شناختی سدهٔ بیستم نشان داد که نمی‌توان روایت مهاجرت گستردهٔ جمعیتی از خود شهر شیراز و تأسیس تمدن سواحلی به‌دست مهاجران ایرانی را به معنای لفظی پذیرفت. فرهنگ سواحلی در بنیاد، فرهنگی آفریقایی و زبان سواحلی نیز از شاخهٔ بانتو است.[۳][۴]

در عین حال، شواهد جدیدتر نشان داده‌اند که ارتباط جمعیتی با ایران کاملاً افسانه‌ای نیز نبوده است. پژوهشی ژنتیکی بر بقایای انسانی سواحل سواحلی که در سال ۲۰۲۳ منتشر شد، از آمیزش جمعیت‌هایی با تبار آفریقایی و آسیایی در حدود سال ۱۰۰۰ میلادی خبر داد و بخش عمدهٔ تبار آسیاییِ پدریِ نمونه‌های بررسی‌شده را با جمعیت‌های مرتبط با ایران سازگار دانست. این یافته‌ها از وجود مهاجران مرد از حوزهٔ ایران و خلیج فارس حمایت می‌کند، اما به‌معنای ایرانی‌بودن اصل فرهنگ یا زبان سواحلی نیست.[۵]

نام «شیرازی» در تاریخ سیاسی جدید زنگبار نیز باقی ماند. حزب آفرو-شیرازی که در سال ۱۹۵۷ از ادغام انجمن آفریقایی و انجمن شیرازی تشکیل شد، یکی از نیروهای اصلی سیاسی زنگبار در آستانهٔ انقلاب زنگبار بود.[۲]

تأثیر فارسی بر زبان سواحلی

مهم‌ترین میراث مستقیم زبان فارسی در زنگبار را می‌توان در زبان سواحلی مشاهده کرد. سواحلی زبانی بانتو است و ساختار دستوری آن ایرانی یا عربی نیست، اما در نتیجهٔ چندین سده تجارت و تماس فرهنگی، واژه‌های فراوانی از فارسی، عربی و زبان‌های هند وارد آن شده‌اند.[۱]

بررسی تاریخی درک نرس نشان می‌دهد که در مرحلهٔ آغازین شکل‌گیری سواحلی، نفوذ فارسی محدود بود. چند واژهٔ بازسازی‌شدهٔ کهن با واژه‌های فارسی میانه مانند «پولاد»، «پنبه» و واژه‌هایی دیگر هم‌ریشه یا مرتبط دانسته شده‌اند. اما تا حدود سال ۱۷۰۰، واژگان سواحلی شامل چند صد واژه‌ای بود که پژوهشگران برای آنها منشأ فارسی پیشنهاد کرده‌اند.[۱]

بخش عمدهٔ این واژگان احتمالاً میان حدود ۸۰۰ تا ۱۷۰۰ میلادی وارد سواحلی شده‌اند. آنها بیشتر به حوزه‌های زندگی مادی و تجارت تعلق دارند؛ از جمله ابزارها، زیورآلات، ادویه‌ها، گیاهان، وسایل خانه، دریانوردی و اصطلاحات خویشاوندی. این الگو بیشتر با تماس تجاری طولانی‌مدت سازگار است تا سلطهٔ سیاسی یا جایگزینی زبان.[۱]

همچنین تعیین منشأ دقیق برخی واژه‌ها دشوار است، زیرا شماری از آنها ممکن است مستقیماً از فارسی وارد نشده باشند و از طریق عربی یا زبان‌های هند به سواحلی رسیده باشند.[۱]

نمونه‌هایی از وام‌واژه‌ها

از واژه‌هایی که در پژوهش‌های زبان‌شناختی به فارسی یا فارسی از راه یک زبان واسطه نسبت داده شده‌اند، نمونه‌های زیر ذکر شده‌اند:[۶]

فارسی سواحلی معنی
بندر bandari بندر
دکان duka مغازه
منار mnara برج یا مناره
فایده faida سود، فایده
تاج taji تاج
پیلَو / پلو pilau خوراک برنجی ادویه‌دار
فلفل pilipili فلفل

دربارهٔ شماری از این نمونه‌ها باید احتیاط کرد، زیرا برخی صورت‌ها در عربی یا زبان‌های هندی نیز وجود دارند و ممکن است مسیر انتقال آنها به سواحلی مستقیم نبوده باشد.[۱]

زنگبار و نوروز

یکی از نشانه‌های فرهنگی‌ای که با پیوندهای ایرانی اقیانوس هند مرتبط دانسته شده، آیین سال نو موسوم به نایروزی یا سیکو یا مواکا است. این آیین در زنگبار و برخی دیگر از مناطق ساحلی شرق آفریقا برگزار می‌شده و نام «نایروزی» با نوروز فارسی ارتباط داده شده است.[۲] با این حال، منشأ دقیق این رسم قطعی نیست. ممکن است این سنت از روابط تاریخی با ایران تأثیر گرفته باشد، یا از تقویم دریانوردان اقیانوس هند که نوروز را برای محاسبهٔ فصل‌های کشتیرانی و بادهای موسمی به کار می‌بردند.[۲]

در زنگبار جشن سنتی مواکا کوگوا که به‌ویژه در ماکوندوشی برگزار می‌شود، با سنت آغاز سال نو ارتباط دارد و برخی پژوهشگران آن را در امتداد همین سنت تاریخی نایروزی بررسی کرده‌اند.

ایرانیان و ایرانی‌زبانان در زنگبار در سدهٔ نوزدهم

ارتباط ایران و زنگبار در سدهٔ نوزدهم، هم‌زمان با تبدیل زنگبار به مرکز حکومت سعید بن سلطان، سلطان عمان، بار دیگر افزایش یافت. سعید بن سلطان با دو زن ایرانی ازدواج کرد. نخستین همسر ایرانی او شاهزاده‌ای از خاندان قاجار و دختر حسین‌علی میرزا فرمانفرما، حاکم فارس، بود که در سال ۱۸۳۲ به زنگبار رفت. ازدواج دوم او نیز در سال ۱۸۴۹ با زنی منسوب به خاندان قاجار صورت گرفت.[۲]

برای اقامت همسر ایرانی سلطان، بناهایی در زنگبار متناسب با ذوق معماری ایرانی ساخته شد. حمام کیدیچی که احتمالاً در حدود سال ۱۸۳۲ بنا شد، با گچ‌بری‌های ساخته‌شده به‌دست استادکارانی که از ایران آورده شده بودند آراسته شد.[۲]

حمام کیدیچی در زنگبار که در سدهٔ نوزدهم برای یکی از همسران ایرانی سعید بن سلطان ساخته شد.

در همین سده گروه‌هایی از بلوچ‌ها نیز در زنگبار مستقر شدند. نخستین گروه کوچک بلوچ‌ها در حدود سال ۱۸۳۷ به‌عنوان محافظان سلطان عمان وارد زنگبار شدند و بعدها شماری از آنان به تجارت پرداختند و با عرب‌ها و سواحلی‌ها درآمیختند.[۷]

زبان بلوچی خود یکی از زبان‌های ایرانی است و نباید آن را با فارسی یکسان دانست؛ حضور بلوچ‌ها با این حال بخشی از تاریخ گسترده‌تر حضور ایرانی‌زبانان در زنگبار به شمار می‌رود.

فارسی و ادبیات سواحلی

تماس زبانی با فارسی محدود به واژگان روزمره نبود. پژوهشگران به تأثیر ادبیات فارسی بر برخی سنت‌های ادبی سواحلی نیز اشاره کرده‌اند. آثار شاعران فارسی، از جمله حافظ و عمر خیام، در شرق آفریقا شناخته شدند و در سدهٔ بیستم اشعار خیام به سواحلی ترجمه شد.[۸] برخی پژوهشگران همچنین میان عناصر شعر کلاسیک سواحلی و سنت‌های ادبی فارسی شباهت‌هایی مطرح کرده‌اند، هرچند میزان و مسیر دقیق این تأثیر همواره روشن نیست و بسیاری از عناصر ادبی از طریق عربی و فرهنگ اسلامی گسترده‌تر به شرق آفریقا رسیده‌اند.

وضعیت معاصر

فارسی در زنگبار امروز زبان عمومی یا اداری نیست. زبان اصلی جامعه و دولت سواحلی است و سیاست زبانی دولت زنگبار بر گسترش و معیارسازی سواحلی تأکید دارد.[۹]

میراث فارسی امروز بیشتر در شماری از وام‌واژه‌های سواحلی، سنت‌های موسوم به شیرازی، نام‌ها و روایت‌های تاریخی، برخی آثار معماری و حافظهٔ تاریخی روابط زنگبار با ایران و خلیج فارس دیده می‌شود.

اهمیت زبان‌شناختی

تأثیر فارسی بر سواحلی از دید زبان‌شناسی تاریخی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا نشان‌دهندهٔ ماهیت چندزبانهٔ شبکهٔ دریایی اقیانوس هند است. ترکیب واژگان فارسی، عربی و هندی در سواحلی در کنار ساختار بنیادی بانتوی این زبان نشان می‌دهد که تماس طولانی‌مدت میان جوامع ساحلی بدون جایگزینی زبان بومی صورت گرفته است.[۱]

در مورد فارسی نیز این تعامل نمونه‌ای از گسترش واژگانی زبان فراتر از قلمروهای فارسی‌زبان از راه تجارت و دریانوردی است، نه از طریق تبدیل فارسی به زبان غالب سیاسی یا جمعیتی زنگبار.

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 3 4 5 6 7 Nurse, Derek (1996). "East Africa ii. Persian Loanwords in Swahili". Encyclopaedia Iranica (in English). Vol. VII. p. 640–644.
  2. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 Horton, Mark (1996). "East Africa i. Economic, Political, and Cultural Relations through 1900". Encyclopaedia Iranica (in English). Vol. VII. p. 640–644.
  3. ↑ Spear, Thomas (1984). "The Shirazi in Swahili Traditions, Culture, and History". History in Africa (in English).
  4. ↑ Chittick, Neville (1965). "The 'Shirazi' Colonization of East Africa". The Journal of African History (in English). 6 (3): 275–294. doi:10.1017/S0021853700005806.
  5. ↑ Brielle, Esther S. (2023). "Entwined African and Asian Genetic Roots of Medieval Peoples of the Swahili Coast". Nature (in English). 615: 866–873. doi:10.1038/s41586-023-05754-w.
  6. ↑ Knappert, Jan (1983). "Persian and Turkish Loanwords in Swahili". Sprache und Geschichte in Afrika (in English). 5: 111–144.
  7. ↑ Topan, Farouk (1996). "East Africa iii. Baluchi and Parsi Communities". Encyclopaedia Iranica (in English). Vol. VII. p. 640–644.
  8. ↑ Maina, Faith (2019). "The Shirazi Civilisation and its Impact on the East African Coast". Utafiti (in English). 14 (2): 242–256.
  9. ↑ "The Zanzibar Swahili Council Act, 2004" (in English). مجلس نمایندگان زنگبار. {{cite web}}: پارامتر |پیوند= ناموجود یا خالی (کمک)

برای مطالعهٔ بیشتر

  • Knappert, Jan (1983). "Persian and Turkish Loanwords in Swahili". Sprache und Geschichte in Afrika (in English). 5: 111–144.
  • Nurse, Derek; Hinnebusch, Thomas J. (1993). Swahili and Sabaki: A Linguistic History (in English). University of California Press.
  • Allen, James de Vere (1993). Swahili Origins: Swahili Culture and the Shungwaya Phenomenon (in English). James Currey.
  • Gray, John (1962). A History of Zanzibar from the Middle Ages to 1856 (in English). Oxford University Press.
  • Ricks, Thomas M. (1970). "Persian Gulf Seafaring and East Africa, Ninth-Twelfth Centuries". African Historical Studies (in English). 3 (2): 339–357.

الگو:زنگبار