برج فلکی

صفحه از جنس چینی، نمودار دوازدهان، از دوران صفوی در ایران، موزه برلین

بُرج فلکی یکی از دوازده بخشِ برابرِ نوار آسمان است که خورشید، ماه و سیاره‌ها از آن می‌گذرند. اخترشناسان این نوار را به ۱۲ قسمتِ ۳۰ درجه‌ای تقسیم کرده‌اند و نام هر بخش را از صورت فلکی‌ای گرفته‌اند که در گذشته در همان بخش دیده می‌شد؛ مانند بره، گاو، دوپیکر یا شیر.

در این مفهوم بنابراین این‌گونه تصور شده است که دور تا دور آسمان یک کمربند بزرگ کشیده شده است. این کمربند را به ۱۲ قسمت مساوی تقسیم کرده‌اند. هر قسمت را «بُرج فلکی» می‌گویند و نام آن را از صورت فلکی معروفی گرفته‌اند که در آن بخش از آسمان قرار داشت. خورشید، ماه و سیاره‌ها همیشه در همین کمربند حرکت می‌کنند.

در این ارتباط آشنایی با مفاهیم زیر اهمیت دارد:

دایرةالبروج: یک خط یا دایرهٔ فرضی در آسمان است که مسیر ظاهری سالانهٔ خورشید را نشان می‌دهد.

منطقةالبروج (دَوازدَهان[۱]): یک نوار پهن در دو سوی دایرةالبروج است که خورشید، ماه و سیاره‌ها در آن حرکت می‌کنند.

به بیان ساده، دایرةالبروج خطِ میانی است و منطقةالبروج نواری است که آن خط از وسطش می‌گذرد.

هر برج، نواری ۳۰ درجه‌ای در امتداد دایرةالبروج است و پهنایی برابر با ۱۶ درجه دارد؛ به‌گونه‌ای که دایرةالبروج از میانهٔ آن می‌گذرد. ازاین‌رو، هر برج ۸ درجه به شمال و ۸ درجه به جنوب دایرةالبروج گسترده می‌شود.

برج‌های دوازده‌گانه بر روی یک ظرف به جا مانده از مصر باستان

چون هر برج نمایندهٔ ۳۰ درجه حرکت ظاهری خورشید بر مدار دایرة البروج است و چون این حرکت یا به اصطلاح توقف ظاهری مرکز خورشید در هر برج حدود ۳۰ روز به طول می‌انجامد، به صورت تقریبی می‌توان آن‌ها را با ماه‌های گاهشماری هجری خورشیدی یکسان دانست.

تعداد برج‌ها از دوازده ماه سال قراردادی بابِلی، اندازه هر برج از تقسیم دایره به دوازده بخش، و نام هر برج از صورت فلکی یا نماد فرهنگی برجسته‌ای گرفته شد که در آن بخش از آسمان قرار داشت.

نام‌گذاری

واژهٔ برج در فارسی و عربی، به معنای «برج، دژ یا بارو»، از واژه‌ای آرامی گرفته شده که خود اقتباسی از واژهٔ لاتینی burgus به معنای «دژ» بوده و این واژه نیز ریشه‌ای ژرمنی داشته است. در فارسی و عربی، «برج» دو کاربرد اصلی یافته است: یکی برج و استحکامات معماری و دیگری هر یک از دوازده برج منطقةالبروج. دیوید پینگری احتمال می‌دهد کاربرد واژه‌ای به معنای «برج» برای بخش‌های منطقةالبروج از تصوری کهن سرچشمه گرفته باشد که منطقةالبروج را مرزی میان آسمان و زمین می‌دانست و برای آن دوازده دروازه تصور می‌کرد که هر یک با برجی پیوند داشت.[۲]

کاربرد «برج» به معنای یکی از نشانه‌های منطقةالبروج دست‌کم در متون آغاز دورهٔ اسلامی دیده می‌شود و نخستین کاربرد شناخته‌شدهٔ آن در یک متن تخصصی احتمالاً در کتاب الموالید بوده است؛ اثری که حدود سال ۱۳۰ قمری/۷۴۷–۷۴۸ میلادی از پهلوی به عربی ترجمه شد. نام‌های فارسی، پهلوی و عربیِ برج‌های دوازده‌گانه نیز در نهایت بر نام‌های یونانی باستانِ صورت‌های فلکی منطقةالبروج استوارند که خود از سنت بابلی تأثیر پذیرفته بودند.[۲] کاربرد برج‌های دوازده‌گانه در سنت فارسی تا دوره‌های متأخر نیز ادامه یافت؛ برای نمونه، برج‌نامه، منظومه‌ای زرتشتی از سدهٔ یازدهم هجری/هفدهم میلادی، دربارهٔ مشاهدهٔ ماه در هر یک از دوازده برج و احکام مربوط به آن است.[۳]

نزدیک به ۲۰۰۰ سال پیش، این برج‌ها بر اساس پیکر آسمانی که در هر برج قرار داشت و خورشید از آن گذر می‌کرد نام‌گذاری شدند؛ برای نمونه، برج حَمَل (بره) به دلیل گذر خورشید از پیکر آسمانی بره این نام خوانده شده‌است. به دلیل پیش‌روی محوری زمین (با دورهٔ تناوب ۲۶۰۰۰ سال)، این برج‌ها حدود ۳۰ درجه (یک برج) نسبت به پیکر آسمانی خود عقب رفت کرده‌اند؛ به همین دلیل پیکر آسمانی بره دیگر نه در برج حمل که در برج حوت (ماهی) قرار دارد. چون طبق قرارداد برج حمل همیشه با لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز می‌شود؛ نام این برج‌ها بدون توجه به قرارگیری پیکر آسمانی متناظر با خود و به ترتیب قدیمی باقی مانده‌است که می‌توان آن را در نام‌گذاری ماه‌های گاهشماری هجری خورشیدی در افغانستان مشاهده نمود. نام‌گذاری این برج‌ها بدین صورت است:

  1. حَمَل (بره)
  2. ثَور (گاو)
  3. جَوزا (دو پیکر)
  4. سَرَطان (خرچنگ)
  5. اَسَد (شیر)
  6. سُنبُله (خوشه)
  7. میزان (ترازو)
  8. عَقرب (کژدم)
  9. قَوس (کماندار)
  10. جَدْی (بز)
  11. دَلو (آب‌ریز)
  12. حوت (ماهی)

در ستاره‌شناسی امروزی، مشخص شده‌است که در برج عقرب (کژدم) خورشید از پیکر آسمانی مارافسای نیز گذر می‌کند و در واقع بیش‌تر از پیکر آسمانی عقرب (کژدم) در مارافسای متوقف می‌شود.

بُرج‌های دوازده‌گانه صُوَرِ فَلَکی بر دایرةالبروج
برج نمادِ
برج
مختصات حُلول:[۴]
زاویهٔ مَیل
بُعد ساعتی
میانگین حلول
به وقت نصف‌النهاری
ایران (۳:۳۰+)
ماه خورشیدی
اقامت خورشید
[۵]d: h: m
صورت
فَلَکی
تاریخ حلول
(مرزهای IAU)[۶]
اقامت
خورشید
روشنترین
ستاره
حَمَل Aries "۰۰٫۰ '۰۰ ۰۰°

۰۰h۰۰m۰۰٫۰۰s

۰۰:۰۰ روز ۱ فروردین
(۲۱ مارس)
فروردین

۳۰:۱۱:۰۰

بره ۳۰ فروردین
(۱۹ آوریل)
۲۵ روز آلفا حمل
ثَور Taurus "۱۴٫۷ '۲۸ ۱۱°+

۰۱h۵۱m۳۸٫۶۴s

۱۰:۵۸ روز ۳۱ فروردین
(۲۰ آوریل)
اردیبهشت

۳۰:۲۳:۰۶

گاو ۲۴ اردیبهشت
(۱۴ مه)
۳۷ روز دبران
جَوزا Gemini "۵۳٫۴ '۰۸ ۲۰°+

۰۳h۵۱m۱۶٫۶۲s

۱۰:۰۳ روز ۳۱ اردیبهشت
(۲۱ مه)
خرداد

۳۱:۰۷:۵۴

دوپیکر ۳۰ خرداد
(۲۰ ژوئن)
۳۱ روز بتا دوپیکر
سَرَطان Cancer "۱۲٫۰ '۲۶ ۲۳°+

۰۶h۰۰m۰۰٫۰۰s

۱۷:۵۶ روز ۳۱ خرداد
(۲۱ ژوئن)
تیر

۳۱:۱۰:۵۲

خرچنگ ۳۰ تیر
(۲۱ ژوئیه)
۲۰ روز بتا خرچنگ
اَسَد Leo "۵۳٫۴ '۰۸ ۲۰°+

۰۸h۰۸m۴۳٫۳۸s

۰۴:۴۹ روز ۱ مرداد
(۲۳ ژوئیه)
مرداد

۳۱:۰۷:۰۵

شیر ۱۹ مرداد
(۱۰ اوت)
۳۷ روز قلب‌الاسد
سُنبُله Virgo "۱۴٫۷ '۲۸ ۱۱°+

۱۰h۰۸m۲۱٫۳۶s

۱۱:۵۶ روز ۱ شهریور
(۲۳ اوت)
شهریور

۳۰:۲۱:۴۰

دوشیزه ۲۵ شهریور
(۱۶ سپتامبر)
۴۵ روز سماک اعزل
میزان Libra "۰۰٫۰ '۰۰ ۰۰°

۱۲h۰۰m۰۰٫۰۰s

۰۹:۳۷ روز ۱ مهر
(۲۳ سپتامبر)
مهر

۳۰:۰۹:۲۳

ترازو ۹ آبان
(۳۱ اکتبر)
۲۳ روز بتا ترازو
عَقرَب Scorpio "۱۴٫۷ '۲۸ ۱۱°-

۱۳h۵۱m۳۸٫۶۴s

۱۹:۰۳ روز ۱ آبان
(۲۳ اکتبر)
آبان

۲۹:۲۱:۳۶

کژدم ۲ آذر
(۲۳ نوامبر)
۷ روز قلب‌العقرب
— ماراَفسای ۹ آذر
(۳۰ نوامبر)
۱۸ روز آلفا مارافسای
قَوس Sagittarius "۵۳٫۴ '۰۸ ۲۰°-

۱۵h۵۱m۱۶٫۶۲s

۱۶:۴۲ روز ۱ آذر
(۲۲ نوامبر)
آذر

۲۹:۱۳:۲۰

کمان ۲۷ آذر
(۱۸ دسامبر)
۳۲ روز قوس جنوبی
جَدْی Capricornus "۱۲٫۰ '۲۶ ۲۳°-

۱۸h۰۰m۰۰٫۰۰s

۰۶:۰۶ روز ۱ دی
(۲۲ دسامبر)
دی

۲۹:۱۰:۳۹

بزغاله ۲۹ دی
(۱۹ ژانویه)
۲۸ روز ذنب‌الجدی
دَلو Aquarius "۵۳٫۴ '۰۸ ۲۰°-

۲۰h۰۸m۴۳٫۳۸s

۱۶:۴۴ روز ۳۰ دی
(۲۰ ژانویه)
بهمن

۲۹:۱۴:۰۸

دلو ۲۷ بهمن
(۱۶ فوریه)
۲۴ روز بتا دلو
حوت Pisces "۱۴٫۷ '۲۸ ۱۱°-

۲۲h۰۸m۲۱٫۳۶s

۰۶:۵۲ روز ۳۰ بهمن
(۱۹ فوریه)
اسفند

۲۹:۲۲:۵۸

ماهی ۲۱ اسفند
(۱۲ مارس)
۳۸ روز اتا ماهی

در یک جمله، دستگاه دوازده‌برجی از اخترشناسی بابلی برخاسته است؛ بیشتر نام‌ها نیز ریشه در صورت‌های فلکی و نمادهای دینی و کشاورزی میان‌رودان دارند. یونانیان این دستگاه را پذیرفتند و برخی پیکره‌ها را بازتفسیر کردند؛ سپس نام‌های عربی آن وارد زبان فارسی شد.[۱][۷]

تفاوت برج با صورت فلکی

صورت فلکی گروه یا ناحیه‌ای واقعی از ستارگان آسمان است که شکل و اندازه‌ای نامنظم دارد؛ اما برج یکی از دوازده بخش برابرِ مسیر ظاهری خورشید در آسمان است. هر برج دقیقاً ۳۰ درجه و مجموع دوازده برج ۳۶۰ درجه است. بنابراین برج حمل الزاماً با مرزهای امروزی صورت فلکی حمل یکسان نیست.[۱]

واژه «برج» عربی و جمع آن «بروج» است و در اصل معنای «برج و بارو» یا جایگاه بلند داشته است. در فارسی میانه، منطقةالبروج را «دوازدهان» و گاه «دوازده اختران» می‌نامیدند؛ اما در فارسی دوره اسلامی، اصطلاح‌های عربی «برج»، «بروج» و «منطقةالبروج» رواج یافت.[۱]

پیدایش دستگاه دوازده‌برجی

بابلیان از دیرباز حرکت ماه، خورشید و پنج سیاره شناخته‌شده را در نواری از آسمان دنبال می‌کردند. در فهرست‌های کهن‌تر آنان، «راه ماه» از ۱۷ یا ۱۸ صورت فلکی تشکیل می‌شد؛ بنابراین از آغاز فقط دوازده صورت فلکی وجود نداشت. حدود سده پنجم پیش از میلاد، اخترشناسان بابلی این نوار را برای محاسبات دقیق‌تر به دوازده قسمت برابر تقسیم کردند و برای هر قسمت نام یکی از صورت‌های فلکی برجسته آن ناحیه را برگزیدند. یونانیان این دستگاه را با اندکی تغییر در پیکره‌ها و افسانه‌ها پذیرفتند.[۱][۷]

نام‌ها یک‌باره و صرفاً بر پایه شباهت ظاهری ستارگان انتخاب نشده‌اند. برخی مانند شیر، کژدم و خرچنگ نام جانورانی هستند که مردمان باستان در آرایش ستارگان تصور می‌کردند؛ برخی دیگر مانند سنبله، میزان و دلو نمادهای کشاورزی، اندازه‌گیری یا آب‌رسانی‌اند؛ و تعدادی مانند قوس و جدی از پیکره‌های اسطوره‌ای گرفته شده‌اند.[۷]

ریشه نام دوازده برج

حمل: نام بابلی این بخش در آغاز «مرد مزدور» یا «کارگر روزمزد» بود. در دوره‌های بعد، احتمالاً بر اثر بازی با نشانه‌های خط میخی، این پیکره به «گوسفند» و سپس «قوچ» تعبیر شد. یونانیان تصویر قوچ را تثبیت کردند و نام عربی «حمل» نیز به معنی بره یا قوچ است. چگونگی دقیق این دگرگونی هنوز کاملاً روشن نیست.[۷]

ثور: بابلیان این ناحیه را هم با خوشه پروین و هم با «گاو آسمان» پیوند می‌دادند. تصویر گاو در هنر و اخترشناسی آنان بسیار کهن بود و همین پیکره در سنت یونانی و سپس عربی باقی ماند. «ثور» در عربی به معنی گاو نر است.[۷]

جوزا: در اخترشناسی بابلی «دوقلوهای بزرگ» نام داشت و به دو پیکره جفت اشاره می‌کرد. یونانیان نیز آن را به صورت دو برادر دوقلو بازشناختند. ازاین‌رو این برج در فارسی «دوپیکر» نیز خوانده شده است.[۷]

سرطان: در همه منابع شناخته‌شده بابلی، این صورت «خرچنگ» یا جانوری خرچنگ‌مانند نامیده شده است. نام عربی «سرطان» نیز در این کاربرد به معنی خرچنگ است.[۷]

اسد: نام آن از همان آغاز در میان‌رودان «شیر» بود و تقریباً بدون تغییر به یونانی و عربی منتقل شد. «اسد» همان واژه عربی شیر است.[۷]

سنبله: بابلیان این ناحیه را «شیار کشت» می‌نامیدند و آن را با ایزدبانویی مرتبط می‌دانستند که خوشه‌ای در دست داشت. یونانیان این پیکره را به صورت دوشیزه‌ای خوشه‌به‌دست بازسازی کردند. به همین دلیل در سنت اروپایی بیشتر بر «دوشیزه» تأکید شده، اما نام عربی و فارسی «سنبله» به خوشه گندم اشاره دارد.[۷]

میزان: نام بابلی آن نیز «ترازو» بود. این نام تقریباً بی‌تغییر باقی ماند و «میزان» در عربی به معنی ترازو و ابزار سنجش است. برخلاف بیشتر برج‌ها، میزان جانور یا انسان نیست، بلکه یک ابزار است.[۷]

عقرب: این صورت از روزگار بابلیان «کژدم» نامیده می‌شد و یکی از کهن‌ترین و پایدارترین پیکره‌های منطقه‌البروج است. «عقرب» نیز همان واژه عربی کژدم است.[۷]

قوس: بابلیان آن را به نام «پابیل‌ساگ»، یکی از ایزدان اسطوره‌ای خود، می‌شناختند. این پیکره موجودی مرکب و مسلح به تیر و کمان بود. یونانیان آن را ساده‌تر کردند و به صورت تیرانداز، و بعدها اغلب به شکل نیمه‌انسان و نیمه‌اسب، نشان دادند. نام عربی «قوس» به معنی کمان، از برجسته‌ترین ابزار این پیکره گرفته شده است.[۷]

جدی: پیکره اصلی بابلی «بزماهی» بود؛ موجودی اسطوره‌ای با بخش جلویی بز و دم ماهی. این تصویر در سنت‌های بعدی نیز حفظ شد، هرچند نام عربی «جدی» تنها به بزغاله یا بز جوان اشاره دارد.[۷]

دلو: بابلیان آن را «بزرگ» می‌نامیدند و پیکره‌اش با ایزد آب و جاری‌شدن آب‌ها ارتباط داشت. در سنت یونانی به مردی تبدیل شد که از ظرفی آب می‌ریزد. در نام عربی «دلو»، به جای خود شخص، ظرف آب‌کشی نام برج شده است.[۷]

حوت: بابلیان بخش‌هایی از این ناحیه را «دُم‌ها» و گاه «کشتزار» می‌نامیدند. در دوره‌های بعد، این پیکره به صورت دو ماهی که با بندی به یکدیگر متصل‌اند تثبیت شد. «حوت» در عربی به معنی ماهی است.[۷]

علت انتخاب دوازده برج

علت اصلی، پیوند منطقه‌البروج با گاه‌شماری بابلی بود. بابلیان برای محاسبات خود از سالی قراردادی شامل دوازده ماهِ سی‌روزه استفاده می‌کردند:

روز

همین الگو به آسمان منتقل شد:

این گاه‌شماری سی‌روزه یک الگوی محاسباتی بود، نه توصیف کاملاً دقیق سال واقعی. تقویم قمری بابلی معمولاً دوازده ماه داشت، اما برای هماهنگی با سال خورشیدی گاهی ماه سیزدهمی نیز به آن افزوده می‌شد. بنابراین عدد دوازده نه از وجود دوازده بخش طبیعی و آشکار در آسمان، بلکه از نیاز به ساختن یک دستگاه منظم تقویمی و ریاضی پدید آمد.[۱][۷]

از دید اخترشناسی امروزی نیز مسیر ظاهری خورشید از محدوده صورت فلکی سیزدهمی به نام مارافسای می‌گذرد. بااین‌حال، آن صورت فلکی به دستگاه اختربینی افزوده نمی‌شود، زیرا بروج دوازده‌گانه صورت‌های فلکی با اندازه‌های واقعی نیستند؛ بلکه دوازده بخش قراردادی و کاملاً برابرِ ۳۰ درجه‌ای‌اند.[۸][۹]

سه حالت

حالت یا وجهیت هر برج به جایگاه آن در فصلی که برج در آن قرار دارد اشاره می‌کند. هر یک از چهار عنصر در سه حالت پدیدار می‌شود: منقلب، ثابت و تغییرپذیر.[۱۰] هر حالت چهار برج را در بر می‌گیرد و ازاین‌رو این دسته‌ها «چهارگانگی» نیز نامیده می‌شوند.[۱۱][۱۲] برای نمونه، برج بره در نیم‌کرهٔ شمالی در نخستین ماه بهار قرار دارد؛ بنابراین اختربینان آن را دارای حالت منقلب می‌دانند.[۱۳] ترکیب عنصر و حالت، ویژگی‌های متمایز هر برج را پدید می‌آورد. برای نمونه، بزغاله برج خاکیِ منقلب است و بدین‌ترتیب، پیوند حالت منقلب با کنش را در جهان مادی، که با عنصر خاک ارتباط دارد، نشان می‌دهد.[۱۴][۱۵][۱۶]

حالت‌های برج‌های منطقه‌البروج
حالت سه اصل نماد دیگر ویژگی‌ها برج‌ها
منقلب نماد گوگرد نماد برج‌های منقلب کنش، پویایی، ابتکار و نیروی فراوان آتش: بره
آب: خرچنگ
باد: ترازو
خاک: بزغاله
ثابت نماد نمک نماد برج‌های ثابت مقاومت در برابر تغییر، ارادهٔ بسیار نیرومند و انعطاف‌ناپذیری آتش: شیر
آب: کژدم
باد: آب‌ریز
خاک: گاو
تغییرپذیر
(ذوجسدین)
نماد تیر نماد برج‌های تغییرپذیر سازگاری‌پذیری، انعطاف‌پذیری و چاره‌جویی آتش: کماندار
آب: ماهی
باد: دوپیکر
خاک: خوشه

خداوندی اختران

نمایش نشان‌های اختربینی غربی در جدول تصویرگری‌شده آکتا ارودیتوروم متعلق به سال ۱۷۱۶

خداوندی پیوند میان یک اختر و برج و خانهٔ مرتبط با آن است.[۱۷] خداوندی‌های سنتی (شامل مفاهیمی چون استیلا، شرف، هبوط و وبال) به شرح زیر است:[۱۸][۱۹]

استیلا و وبال، شرف و هبوط

یکی از باورهای سنتی در اختربینی، که با نام استیلا (توانمندی) شناخته می‌شود، این است که اخترها (شامل دو تابنده یعنی خورشید و ماه، به اضافۀ پنج سرگردان، یعنی پنج سیاره سنتی) در برخی برج‌ها نیرومندتر و مؤثرترند، زیرا سرشت بنیادی اختر و برج با یکدیگر هماهنگ دانسته می‌شود. در مقابل، چنین پنداشته می‌شود که برخی برج‌ها جایگاه‌هایی ضعیف یا دشوار برای آن‌ها هستند، زیرا سرشت اختر و برج با یکدیگر ناسازگار تلقی می‌شود. نام‌های رده‌های مختلف این اعتبارسنجی‌ها عبارتند از استیلا (توانمندی)، وبال (کم‌توانمندی)، شرف (فرازمندی) و هبوط (نشیب‌مندی).

  • استیلا و وبال: یک اختر اگر در برجی قرار گیرد که بر آن خداوندی دارد، یعنی صاحب آن به‌شمار می‌آید و بر آن فرمان می‌راند، توانمندتر دانسته می‌شود و دارای استیلا به شمار می‌رود. برای نمونه، ماه در برج سرطان «نیرومند» و دارای استیلای کامل به‌شمار می‌رود. در اختربینی سنتی، «وبال» به وضعیتی گفته می‌شود که یک سیاره در برجی قرار گیرد که درست مقابل برجِ استیلای آن است. در این حالت، سیاره را کم‌توان‌تر، ناهماهنگ‌تر یا در ابراز ویژگی‌های طبیعی خود دچار دشواری می‌دانند..[۲۰]

برای نمونه، مریخ بر برج حمل استیلا دارد؛ بنابراین قرار گرفتن مریخ در برج میزان، که مقابل حمل است، وبال مریخ شمرده می‌شود. همچنین زهره در برج ثور دارای استیلاست و در برج مقابل آن، یعنی عقرب، در وبال قرار می‌گیرد. وبال به معنای آن نیست که سیاره کاملاً بی‌اثر یا لزوماً «بد» می‌شود؛ بلکه در تعبیر اختربینان، ویژگی‌های آن سیاره ممکن است به شکلی نامتناسب، مهارشده، افراطی یا ناسازگار با شرایط برج ظاهر شود.

در اختربینی سنتی، افزون بر خداوندی، سطوح دیگری از استیلا نیز شناخته می‌شود. این سطوح عبارتند از شرف، مثلثه، حدود، و وجه، که در کنار هم استیلای ذاتی یک اختر، یعنی کیفیت یا توانایی برخاسته از سرشت واقعی آن را توصیف می‌کنند.[۲۰]

  • شرف و هبوط: اخترها زمانی که در برج شرف خود قرار دارند نیز نیرومندتر می‌شوند. در اختربینیِ پرسشی سنتی، این وضعیت نشان‌دهندهٔ شایستگی و جایگاهی اندکی بالاتر از خداوندی است. چنین پنداشته می‌شد که شرف به دلالت‌های سیاره جایگاهی مانند یک مهمان ارجمند می‌دهد: در کانون توجه، اما با توانایی محدود. نمونه‌هایی از سیاره‌ها در وضعیت شرف عبارتند از: زحل (میزان)، خورشید (حمل)، زهره (حوت)، ماه (ثور)، عطارد (سنبله، اگرچه برخی با این رده‌بندی موافق نیستند)، مریخ (جدی)، مشتری (سرطان). سیاره‌ای که در برج مقابلِ شرفِ خود باشد، در هبوط قرار دارد و در نتیجه ضعیف می‌شود، چه بسا حتی بیش از وبال.[۲۰] دربارهٔ برج‌هایی که دو سیارهٔ فراتر از زحل ممکن است در آن‌ها دارای شرف دانسته شوند، اختلاف نظر وجود دارد.[۲۱]
موقعیت اختری در اختربینی غربی
گروه اختر (نماد) افزایش در استیلا افزایش کاهش در وبال کاهش افزایش در شرف افزایش کاهش در هبوط کاهش
تابندگان خورشید (خورشید) اسددلوحملمیزان
ماه (تربیع اول ماه) سرطانجدیثورعقرب
سرگردانان عطارد (عطارد) جوزا و سنبلهقوس و حوتسنبلهحوت
زهره (زهره) میزان و ثورحمل و عقربحوتسنبله
مریخ (مریخ) حمل و عقربمیزان و ثورجدیسرطان
مشتری (مشتری) قوس و حوتجوزا و سنبلهسرطانجدی
زحل (زحل) جدی و دلوسرطان و اسدمیزانحمل

بنابراین، بر پایه این رده‌بندی سنتی غربی که در جدول بالا دیده می‌شود، خورشید در شیر توانمند است، در آبریز کم‌توان، در بره در فراز و در ترازو در نشیب قرار دارد. ماه در خرچنگ توانمند است، در بزغاله کم‌توان، در گاو در فراز و در کژدم در نشیب قرار دارد. تیر در دوپیکر و دوشیزه توانمند است، در کماندار و ماهی کم‌توان، در دوشیزه در فراز و در ماهی در نشیب قرار دارد. ناهید در ترازو و گاو توانمند است، در بره و کژدم کم‌توان، در ماهی در فراز و در دوشیزه در نشیب قرار دارد. بهرام در بره و کژدم توانمند است، در ترازو و گاو کم‌توان، در بزغاله در فراز و در خرچنگ در نشیب قرار دارد. هرمز در کماندار و ماهی توانمند است، در دوپیکر و دوشیزه کم‌توان، در خرچنگ در فراز و در بزغاله در نشیب قرار دارد. کیوان نیز در بزغاله و آبریز توانمند است، در خرچنگ و شیر کم‌توان، در ترازو در فراز و در بره در نشیب قرار دارد.

افزون بر استیلای ذاتی، اختربین سنتی «استیلای عرضی» (توانمندی جایگاهی) اخترها را نیز در نظر می‌گیرد. این وضعیت بر پایهٔ جایگاه اختر در خانهٔ اختربینی در زایچهٔ مورد بررسی تعیین می‌شود. چیرگی عرضی همان «توانایی اقدام» کوکب است. بنابراین برای نمونه، ماه در برج سرطان که بر پایهٔ خداوندی دارای استیلاست، اگر در خانهٔ دوازدهم قرار گیرد، فرصت اندکی برای نشان دادن طبیعت نیک خود خواهد داشت.[۲۲] خانهٔ دوازدهم یک خانهٔ زائل است، همان‌طور که خانه‌های سوم، ششم و نهم نیز چنین هستند و اخترها در این خانه‌ها ضعیف یا آسیب‌دیده دانسته می‌شوند. از سوی دیگر، ماه در خانهٔ اول، چهارم، هفتم یا دهم توانایی بیشتری برای اقدام خواهد داشت، زیرا این خانه‌ها، خانه‌های وتد هستند. اخترها در خانه‌های مایل زایچه (دوم، پنجم، هشتم، یازدهم) عموماً دارای توانایی متوسطی برای اقدام دانسته می‌شوند. در کنار توانمندی جایگاهی، مجموعه‌ای از «وبال‌های عرضی» (کم‌توانمندی‌های جایگاهی) نیز وجود دارند، مانند واپس‌روی (رجعت)، زیر پرتو خورشید بودن یا پرتوگیری (مطرح‌الشعاع)، خورشیدسوختگی (احتراق) و نظایر آن.

رده‌بندی‌های افزوده


هر برج را می‌توان به سه قطاع ۱۰ درجه‌ای تقسیم کرد که با نام وجه یا سه‌بهر شناخته می‌شوند، اگرچه این تقسیم‌بندی‌ها امروزه کمتر به کار می‌روند. گفته می‌شود که نخستین وجه بیش از همه دارای طبیعت خود برج است و خداوند برج بر آن فرمان می‌راند.[۲۳] وجه بعدی زیر فرمان فرعیِ سیاره‌ای است که بر برج بعدی در همان مثلثه حکم می‌راند.[۲۴] سه‌بهر پایانی نیز زیر فرمان فرعیِ برج بعدی به ترتیب در همان مثلثه قرار دارد.[۲۵]

اگرچه عنصر و کیفیت یک برج در کنار هم برای تعریف آن کافی است، می‌توان برج‌ها را بر پایهٔ نمادپردازی آن‌ها نیز گروه‌بندی کرد. چهار برج نخست، یعنی حمل، ثور، جوزا و سرطان، گروه برج‌های شخصی را تشکیل می‌دهند. چهار برج بعدی، یعنی اسد، سنبله، میزان و عقرب، گروه برج‌های میان‌شخصی را می‌سازند. چهار برج پایانی منطقه البروج، یعنی قوس، جدی، دلو و حوت، گروه برج‌های فراشخصی را شکل می‌دهند.[۲۶]

دین رودیار عوامل اصلی منطقه البروج استوایی را معرفی کرد،[۲۷] که در برنامهٔ درسی دانشکدهٔ اختربینی راسا به کار می‌رود. منطقه البروج استوایی، منطقه البروجِ عوامل فصلی است، در برابر منطقه البروج نجومی (عوامل صورت‌های فلکی). عوامل فصلی اصلی بر پایهٔ تغییر نسبت روشنایی روز و تاریکی در طول سال تعریف می‌شوند. عامل نخست این است که آیا زمان برگزیده در نیمه‌ای از سال قرار دارد که روشنایی روز در حال افزایش است، یا در نیمه‌ای که تاریکی رو به افزایش است. عامل دوم این است که آیا زمان برگزیده در نیمه‌ای از سال قرار دارد که روشنایی روز بیشتر از تاریکی است، یا در نیمه‌ای که تاریکی بیشتر از روشنایی روز است. عامل سوم این است که زمان برگزیده در کدام‌یک از چهار فصل قرار دارد، که بر پایهٔ دو عامل نخست تعیین می‌شود. بدین ترتیب:[۲۸][۲۹]

  • فصل بهار زمانی است که روشنایی روز در حال افزایش است و روشنایی روز بیشتر از تاریکی است.
  • فصل تابستان زمانی است که تاریکی در حال افزایش است و روشنایی روز بیشتر از تاریکی است.
  • فصل پاییز زمانی است که تاریکی در حال افزایش است و تاریکی بیشتر از روشنایی روز است.
  • فصل زمستان زمانی است که روشنایی روز در حال افزایش است و تاریکی بیشتر از روشنایی روز است.

اختربینی ایرانی

اختربینی ایرانی، به‌ویژه در دوران ساسانی و پیش از آن، یکی از مهم‌ترین حلقه‌های پیوند در تاریخ ستاره‌شناسی جهان به‌شمار می‌رود. این مکتب علمی، ترکیبی از دانش بابلی، هندی و یونانی بود که در بستر فرهنگ ایرانی توسعه یافت. شاهنشاهی ساسانی با تأسیس مراکز علمی مانند دانشگاه گندی‌شاپور، به کانون ترجمه و گردآوری متون اخترشناسی و اختربینی تبدیل شد. متون مهمی از زبان‌های سانسکریت و یونانی به زبان پارسی میانه (پهلوی) برگردانده شدند. اخترشناسان ساسانی نقش بنیادینی در توسعۀ مفاهیمی چون طالع‌بینی پیوستۀ تاریخی و چرخه‌های بزرگ اختر اورمزد (مشتری) و کیوان (زحل) داشتند که برای پیش‌گویی رویدادهای کلان سیاسی و پادشاهی به کار می‌رفت.[۳۰]

یک کره آسمانی حاوی بروج فلکی با حکاکی‌هایی از هادی اصفهانی به تاریخ ۱۱۹۷ هجری مهشیدی.

بسیاری از مفاهیم اختربینی که امروزه در متون تخصصی دیده می‌شوند، ریشه در زبان پارسی میانه دارند و از طریق ترجمه‌های عربی به زبان لاتین راه یافتند، از جمله:

  • هیلاج: واژه‌ای با ریشۀ پارسی که در اختربینی ساسانی کاربرد گسترده‌ای داشت. به معنای «چشمۀ زندگانی» است و اخترشناسان فارس آن را «کدبانو» نیز می‌گفتند. هیلاج نشان‌دهندۀ جسم انسان در زایچه است و برای بررسی کمیت و کیفیت عمر به کار می‌رود.[۳۱]
  • کدخدا (کدخداه): از دو بخش «کده» (خانه) و «خداه» (ارباب) تشکیل شده است. در احکام نجوم، اختری است که بر موضع هیلاج چیرگی دارد و نشان‌دهندۀ روح است. طول عمر فرد از ترکیب و امتزاج هیلاج و کدخداه محاسبه می‌شود.[۳۲]
  • جان‌بختار (جان‌بخشان): قاسم‌الروح یا بخش‌کنندۀ جان. خداوندِ حَدّ (ارباب محدوده‌های خاص در برج‌ها) را که تسییر به آن می‌رسد، «قاسم» و به پارسی «جان‌بختار» می‌نامند.[۳۳]

نقش اصلی اختربینی ساسانی در انتقال دانش، ایجاد پلی میان سنت‌های باستانی و دوران اسلامی بود. کتاب‌هایی چون «آنتولوژیا» اثر وتیوس والنس و «کارمن آسترولوژیکوم» اثر دوروتئوس صیدایی ابتدا به پهلوی ترجمه شدند و سپس اندیشمندان ایرانی چون ابومعشر بلخی، ماشاءالله ابن اثری و نوبخت اهوازی، این دانش آمیختۀ پارسی-یونانی-هندی را به زبان عربی برگرداندند. این گنجینه سپس از طریق اندلس به اروپا رسید و شالودۀ اختربینی غربی را در سده‌های میانه شکل داد.[۳۴]

با ورود اسلام و حملۀ اعراب به ایران، آسیب‌های سنگینی به منابع علمی و کتابخانه‌های ایران وارد شد. کتابخانه‌ها و مراکز نگهداری اسناد پهلوی در تیسفون و خوارزم دچار تخریب و غارت شدند.[۳۵] بسیاری از کتاب‌های موبدان و متون علمی به زبان پهلوی از میان رفتند. افزون بر تخریب‌های فیزیکی ناشی از جنگ، تغییر زبان علمی از پارسی میانه به عربی سبب شد تا بسیاری از رساله‌های اختربینی ساسانی که از بین نرفته بودند، به مرور زمان به دلیل بی‌خواننده ماندن و عدم استنساخ، به فراموشی سپرده شوند و امروزه تنها نام یا ترجمۀ تحریف‌شده‌ای از آن‌ها در منابع عربی و لاتین باقی مانده است.[۳۶]

نمونه‌ای از دست‌نوشته‌های فارسی در زمینه اختربینی

پس از اسلام ازجمله دانشمند ایرانی، خوارزمی، با تألیف زیج السند هند (حدود ۲۰۵–۲۱۰ قمری / ۸۲۰ میلادی)، یکی از پایه‌های ریاضی و محاسباتی اختربینی در جهان اسلام را بنیان نهاد. این زیج، که از نخستین زیج‌های عربی به‌شمار می‌رود، شامل جدول‌های حرکت خورشید، ماه، پنج سیارهٔ شناخته‌شده، توابع مثلثاتی، گاه‌شماری و داده‌های لازم برای محاسبات اختربینانه بود. این اثر با تلفیق سنت‌های اختربینی هندی، اختربینی ایرانی و بطلمیوسی، الگویی برای زیج‌های بعدی شد و برای چندین سده بر آثار اخترشناسان و اختربینان جهان اسلام و سپس اروپا تأثیر گذاشت.[۳۷][۳۸]

اگرچه خوارزمی کتابی مستقل در تفسیر احکام نجوم ننوشت، روش‌های محاسباتی او امکان تعیین دقیق جایگاه اجرام آسمانی، طالع، خانه‌ها و دیگر عناصر لازم برای تنظیم زایچه را فراهم کرد. ازاین‌رو، اهمیت تاریخی او در اختربینی بیش از آنکه به نظریه‌پردازی احکام نجوم مربوط باشد، در فراهم آوردن زیرساخت‌های ریاضی و اخترشناختی این دانش است؛ زیرساختی که بسیاری از زیج‌های بعدی، از جمله آثار ابومعشر بلخی، بر آن استوار شدند.[۳۹][۴۰]

اختربینی هندی

در احکام نجوم هندی (جیوتیش)، چارچوب کیهان‌شناختی بر پایه پنچا ماهابوتا یا پنج عنصر بزرگ قرار دارد: آتش (آگنی)، خاک (پرتوی)، باد (وایو)، آب (جالا) و اثیر (آکاشا). فرمانروای آتش، بهرام است، در حالی که تیر بر خاک، کیوان بر باد، ناهید بر آب و اورمزد بر اثیر فرمان می‌رانند.

هر یک از پنج اختر دیده‌پذیر (به‌جز خورشید و ماه) با یکی از این عناصر به‌عنوان اصل فرمانروای خود پیوند دارند:

  • بهرام (منگالا) فرمانروای آتش (آگنی) است
  • تیر (بودا) بر خاک (پرتوی) فرمان می‌راند
  • کیوان (شانی) بر باد (وایو) حکومت می‌کند
  • ناهید (شوکرا) بر آب (جالا) فرمان می‌راند
  • اورمزد (بریهسپاتی) بر اثیر (آکاشا) حکومت می‌کند[۴۱]

جیوتیش دوازده برج زودیاک (راشی) را به رسمیت می‌شناسد[۴۲] که با برجهای اختربینی غربی همخوانی دارند. رابطه برج‌ها با عناصر در هر دو سامانه یکسان است.

ناکشاتراها

یک ناکشاترا (دیواناگری: नक्षत्र، سانسکریت nakshatra، یک ترکیب استعاری از naksha- به‌معنای «نقشه/جدول» و tra- به‌معنای «نگهبان»)، یا منزلگاه ماه، یکی از ۲۷ بخش آسمان است که توسط ستاره یا ستارگان شاخص شناسایی می‌شود و در اخترشناسی هندو و اختربینی (جیوتیش) به‌کار می‌رود.[۴۳] «ناکشاترا» در سانسکریت، کانارا، تولو، تامیل و پراکریت به خود ستارگان اشاره دارد.

برجهای منطقه البروج چینی

برجهای اختربینی چینی در چرخه سال‌ها، ماه‌های قمری و دوره‌های دو ساعته روز (که با نام شی‌چن نیز شناخته می‌شوند) عمل می‌کنند. یک ویژگی خاص منطقه‌البروج چینی، کارکرد آن در یک چرخه شصت‌ساله در ترکیب با پنج فاز اختربینی چینی (چوب، آتش، فلز، آب و خاک) است.[۴۴] با این حال، برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که رابطه آشکاری میان چرخه ۱۲ ساله چینی و صور فلکی منطقه البروج وجود دارد: هر سال از این چرخه با موقعیت مشخصی از اختر هرمز (مشتری) منطبق است. برای نمونه، در سال مار اختر هرمز در برج دوپیکر قرار دارد، در سال اسب اختر هرمز در برج خرچنگ قرار دارد و به همین ترتیب. بنابراین گاه‌شماری ۱۲ ساله چینی یک گاه‌شماری خورشیدی-قمری-هرمزی است.

نمادشناسی منطقه البروج

جدول زیر دوازده برج و ویژگی‌های آن‌ها را نشان می‌دهد.

نمادها در اختربینی منطقه البروج چینی
برج ین/یانگ جهت فصل عنصر ثابت تثلیث
موش یانگ شمال میان‌زمستان آب اول
گاو ین شمال اواخر زمستان خاک دوم
ببر یانگ شرق اوایل بهار چوب سوم
خرگوش ین شرق میان‌بهار چوب چهارم
اژدها یانگ شرق اواخر بهار خاک اول
مار ین جنوب اوایل تابستان آتش دوم
اسب یانگ جنوب میان‌تابستان آتش سوم
بز ین جنوب اواخر تابستان خاک چهارم
میمون یانگ غرب اوایل پاییز فلز اول
خروس ین غرب میان‌پاییز فلز دوم
سگ یانگ غرب اواخر پاییز خاک سوم
خوک ین شمال اوایل زمستان آب چهارم

دوازده برج

نموداری که ۲۴ جهت اصلی و نمادهای برج‌های مرتبط با آن‌ها را نشان می‌دهد.

در اختربینی چینی، منطقه‌البروجی از دوازده برج جانوری نشان‌دهنده دوازده نوع شخصیت متفاوت است. منطقه البروج به‌طور سنتی با برج موش آغاز می‌شود و داستان‌های زیادی درباره ریشه‌های منطقه البروج چینی وجود دارد که علت آن را توضیح می‌دهد. هنگامی که دوازده برج منطقه‌البروج بخشی از گاه‌شماری ۶۰ ساله در ترکیب با چهار عنصر می‌شوند، به‌طور سنتی دوازده شاخه زمینی نامیده می‌شوند. منطقه‌البروج چینی از گاه‌شماری خورشیدی‌قمری چینی پیروی می‌کند[۴۵] و از این رو روزهای تغییر برج در یک ماه (زمانی که یک برج به برج دیگر تغییر می‌کند) هر ساله متفاوت است. دوازده برج منطقه‌البروج به ترتیب زیر هستند.[۴۶]

  1. 子 موش (یانگ، تثلیث اول، عنصر ثابت آب): سال‌های موش شامل ۱۹۰۰، ۱۹۱۲، ۱۹۲۴، ۱۹۳۶، ۱۹۴۸، ۱۹۶۰، ۱۹۷۲، ۱۹۸۴، ۱۹۹۶، ۲۰۰۸، ۲۰۲۰، ۲۰۳۲ می‌شوند. موش همچنین با ماه خاصی در سال منطبق است. ساعات موش ۱۱ شب تا ۱ بامداد است.
  2. 丑 گاو (ین، تثلیث دوم، عنصر ثابت خاک:[۴۷] سال‌های گاو شامل ۱۹۰۱، ۱۹۱۳، ۱۹۲۵، ۱۹۳۷، ۱۹۴۹، ۱۹۶۱، ۱۹۷۳، ۱۹۸۵، ۱۹۹۷، ۲۰۰۹، ۲۰۲۱، ۲۰۳۳ می‌شوند. گاو همچنین با ماه خاصی در سال منطبق است. ساعات گاو ۱ بامداد تا ۳ بامداد است.
  3. 寅 ببر (یانگ، تثلیث سوم، عنصر ثابت چوب): سال‌های ببر شامل ۱۹۰۲، ۱۹۱۴، ۱۹۲۶، ۱۹۳۸، ۱۹۵۰، ۱۹۶۲، ۱۹۷۴، ۱۹۸۶، ۱۹۹۸، ۲۰۱۰، ۲۰۲۲، ۲۰۳۴ می‌شوند. ببر همچنین با ماه خاصی در سال منطبق است. ساعات ببر ۳ بامداد تا ۵ بامداد است.
  4. 卯 خرگوش (ین، تثلیث چهارم، عنصر ثابت چوب): سال‌های خرگوش شامل ۱۹۰۳، ۱۹۱۵، ۱۹۲۷، ۱۹۳۹، ۱۹۵۱، ۱۹۶۳، ۱۹۷۵، ۱۹۸۷، ۱۹۹۹، ۲۰۱۱، ۲۰۲۳، ۲۰۳۵ می‌شوند. خرگوش همچنین با ماه خاصی در سال منطبق است. ساعات خرگوش ۵ بامداد تا ۷ بامداد است.
  5. 辰 اژدها (یانگ، تثلیث اول، عنصر ثابت خاک[۴۷]): سال‌های اژدها شامل ۱۹۰۴، ۱۹۱۶، ۱۹۲۸، ۱۹۴۰، ۱۹۵۲، ۱۹۶۴، ۱۹۷۶، ۱۹۸۸، ۲۰۰۰، ۲۰۱۲، ۲۰۲۴، ۲۰۳۶ می‌شوند. اژدها همچنین با ماه خاصی در سال منطبق است. ساعات اژدها ۷ بامداد تا ۹ بامداد است.
  6. 巳 مار (ین، تثلیث دوم، عنصر ثابت آتش): سال‌های مار شامل ۱۹۰۵، ۱۹۱۷، ۱۹۲۹، ۱۹۴۱، ۱۹۵۳، ۱۹۶۵، ۱۹۷۷، ۱۹۸۹، ۲۰۰۱، ۲۰۱۳، ۲۰۲۵، ۲۰۳۷ می‌شوند. مار همچنین با ماه خاصی در سال منطبق است. ساعات مار ۹ بامداد تا ۱۱ بامداد است.
  7. 午 اسب (یانگ، تثلیث سوم، عنصر ثابت آتش): سال‌های اسب شامل ۱۹۰۶، ۱۹۱۸، ۱۹۳۰، ۱۹۴۲، ۱۹۵۴، ۱۹۶۶، ۱۹۷۸، ۱۹۹۰، ۲۰۰۲، ۲۰۱۴، ۲۰۲۶، ۲۰۳۸ می‌شوند. اسب همچنین با ماه خاصی در سال منطبق است. ساعات اسب ۱۱ بامداد تا ۱ بعدازظهر است.
  8. 未 بز (ین، تثلیث چهارم، عنصر ثابت خاک[۴۷]): سال‌های بز شامل ۱۹۰۷، ۱۹۱۹، ۱۹۳۱، ۱۹۴۳، ۱۹۵۵، ۱۹۶۷، ۱۹۷۹، ۱۹۹۱، ۲۰۰۳، ۲۰۱۵، ۲۰۲۷، ۲۰۳۹ می‌شوند. بز همچنین با ماه خاصی در سال منطبق است. ساعات بز ۱ بعدازظهر تا ۳ بعدازظهر است.
  9. 申 میمون (یانگ، تثلیث اول، عنصر ثابت فلز): سال‌های میمون شامل ۱۹۰۸، ۱۹۲۰، ۱۹۳۲، ۱۹۴۴، ۱۹۵۶، ۱۹۶۸، ۱۹۸۰، ۱۹۹۲، ۲۰۰۴، ۲۰۱۶، ۲۰۲۸، ۲۰۴۰ می‌شوند. میمون همچنین با ماه خاصی در سال منطبق است. ساعات میمون ۳ بعدازظهر تا ۵ بعدازظهر است.
  10. 酉 خروس (ین، تثلیث دوم، عنصر ثابت فلز): سال‌های خروس شامل ۱۹۰۹، ۱۹۲۱، ۱۹۳۳، ۱۹۴۵، ۱۹۵۷، ۱۹۶۹، ۱۹۸۱، ۱۹۹۳، ۲۰۰۵، ۲۰۱۷، ۲۰۲۹، ۲۰۴۱ می‌شوند. خروس همچنین با ماه خاصی در سال منطبق است. ساعات خروس ۵ بعدازظهر تا ۷ بعدازظهر است.
  11. 戌 سگ (یانگ، تثلیث سوم، عنصر ثابت خاک[۴۷]): سال‌های سگ شامل ۱۹۱۰، ۱۹۲۲، ۱۹۳۴، ۱۹۴۶، ۱۹۵۸، ۱۹۷۰، ۱۹۸۲، ۱۹۹۴، ۲۰۰۶، ۲۰۱۸، ۲۰۳۰، ۲۰۴۲ می‌شوند. سگ همچنین با ماه خاصی در سال منطبق است. ساعات سگ ۷ بعدازظهر تا ۹ شب است.
  12. 亥 خوک (ین، تثلیث چهارم، عنصر ثابت آب): سال‌های خوک شامل ۱۹۱۱، ۱۹۲۳، ۱۹۳۵، ۱۹۴۷، ۱۹۵۹، ۱۹۷۱، ۱۹۸۳، ۱۹۹۵، ۲۰۰۷، ۲۰۱۹، ۲۰۳۱، ۲۰۴۳ می‌شوند. خوک همچنین با ماه خاصی در سال منطبق است. ساعات خوک ۹ شب تا ۱۱ شب است.

پنج عنصر

  • چوب: فردِ عنصرِ چوب دارای اخلاق بالا، اعتمادبه‌نفس، برون‌گرایی و روحیه همکاری با اهداف آرمان‌گرایانه و علاقه‌مندی‌های گسترده و متنوع است. جهت مرتبط با چوب، شرق و فصل آن بهار است که آن را به عنصر ثابت برج‌های جانوری ببر و خرگوش تبدیل می‌کند.[۴۷]
  • آتش: فردِ عنصرِ آتش دارای ویژگی‌های رهبری، اشتیاق پویا، قاطعیت، اعتمادبه‌نفس، مثبت‌نگری و قاطعیت است. جهت مرتبط با آتش، جنوب و فصل آن تابستان است که آن را به عنصر ثابت برج‌های جانوری مار و اسب تبدیل می‌کند.[۴۷]
  • خاک: فردِ عنصرِ خاک جدی، منطقی، روش‌مند، باهوش، واقع‌بین و در برنامه‌ریزی زبردست است. جهت مرتبط با خاک، مرکز است. فصل خاک، نقطه انتقال چهار فصل است. این عنصر، عنصر ثابت برای برج‌های جانوری گاو، اژدها، بز و سگ است.[۴۷]
  • فلز: فردِ عنصرِ فلز صادق، دارای ارزش‌ها و باورهای ثابت، اراده قوی و بیان شیوا است. جهت مرتبط با فلز، غرب است. فصل فلز، پاییز است. این عنصر، عنصر ثابت برای برج‌های جانوری میمون و خروس است.[۴۷]
  • آب: فردِ عنصرِ آب ترغیب‌کننده، شهودی و دارای همدردی است. فرد عنصر آب واقع‌بین است و اغلب برای مشورت به او مراجعه می‌شود. جهت مرتبط با آب، شمال است. فصل آب، زمستان است. این عنصر، عنصر ثابت برای برج‌های جانوری موش و خوک است.[۴۷]

پنج عنصر همراه با دوازده برج جانوری در یک گاه‌شماری ۶۰ ساله کار می‌کنند. پنج عنصر در گاه‌شماری به هر دو شکل ین و یانگ ظاهر می‌شوند و به عنوان ده ساقه آسمانی شناخته می‌شوند. تقسیم‌بندی ین/یانگ مشاهده‌شده در گاه‌شماری میلادی به این معنی است که سال‌هایی که به یک عدد زوج ختم می‌شوند یانگ (نماینده مردانگی، فعالی و روشنی) و سال‌هایی که به عدد فرد ختم می‌شوند ین (نماینده زنانگی، انفعال و تاریکی) هستند، مشروط بر اینکه سال نو چینی گذشته باشد.[۴۷]

پانویس‌ها و منابع

  1. 1 2 3 4 5 6 Panaino, Antonio (20 ژوئیه 2009). "Zodiac". دانشنامه ایرانیکا (in English). Retrieved 4 اوت 2026.
  2. 1 2 عباس دانشوری؛ دیوید پینگری (۱۵ دسامبر ۱۹۸۹). «BORJ». دانشنامه ایرانیکا. دریافت‌شده در ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  3. ↑ ژاله آموزگار (۲۰ ژوئیه ۲۰۰۲). «BORJ-NĀMA». دانشنامه ایرانیکا. دریافت‌شده در ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  4. ↑ در آغاز سال ۲۰۲۰م
  5. ↑ «تقویم شمسی (بروج ۱۲ گانه)». تقویم جهانی جامع.
  6. ↑ The Real Constellations of the Zodiac. Lee T. Shapiro, director of Morehead Planetarium University of North Carolina (Spring 1977)
  7. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 Steele, John M. (2018). "The Development of the Babylonian Zodiac: Some Preliminary Observations". Mediterranean Archaeology and Archaeometry (in English). 18 (4): 97–105.
  8. ↑ "The Constellations" (in English). اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی. Retrieved 4 اوت 2026.
  9. ↑ "The Path of the Sun, the Ecliptic" (in English). سازمان ملی هوانوردی و فضایی. Retrieved 4 اوت 2026.
  10. ↑ Arroyo (1989), p. 29.
  11. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام RobLeo وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  12. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Pottenger وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  13. ↑ Woodwell 2019, p. 26.
  14. ↑ Hone (1978), p. 75
  15. ↑ Tierney, Bil (2001). All Around the Zodiac: Exploring Astrology's Twelve Signs (in English). Llewellyn Worldwide. ISBN 978-0-7387-0111-0.
  16. ↑ Woodwell, Donna (2019-11-19). The Astrology Dictionary: Cosmic Knowledge from A to Z (in English). Simon and Schuster. ISBN 978-1-5072-1144-1.
  17. ↑ Hone (1978), p. 22
  18. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Rulerships وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  19. ↑ Shamos, Geoffrey (2013). "Astrology as a Social Framework: The 'Children of Planets', 1400–1600". ژورنال برای مطالعه دین، طبیعت و فرهنگ. 7 (4): 434–460. doi:10.1558/jsrnc.v7i4.434.
  20. 1 2 3 "Glossary of Astrological Terms". Logos, Asaa 1998–2004. 26 Nov 2007. [(https://web.archive.org/web/20080122142135/http://logosastrology.dk/glossary.htm) "Logos Professional Astrology - Glossary of astrological terms"]. Archived from [(http://logosastrology.dk/glossary.htm) the original] on 2008-01-22. Retrieved 2007-11-29. {{cite web}}: مقدار |archive-url= را بررسی کنید (کمک); مقدار |url= را بررسی کنید (کمک)
  21. ↑ Hone (1978), p. 144
  22. ↑ ["Accidental Dignity". [www.gotohoroscope.com. Astrological Dictionary 1998–2007. ) 26 November 2007. Archived from [the original on 3 January 2008. Retrieved ) 29 November 2007. {{cite web}}: تاریخ وارد شده در |access-date= and |date= را بررسی کنید (کمک); مقدار |archive-url= را بررسی کنید (کمک); مقدار |url-status=) live نامعتبر (کمک); مقدار |url= را بررسی کنید (کمک)
  23. ↑ Hone (1978), p. 87
  24. ↑ Hone (1978), p. 88
  25. ↑ Hone (1978), p. 88
  26. ↑ "An Introduction to Astrology." Spiritsingles.com 25 Nov.2007. [(https://web.archive.org/web/20071209083130/http://www.spiritsingles.com/Astrology/aboutAstrology.cfm) "Astrology Horoscope Chart"]. Archived from [(http://www.spiritsingles.com/Astrology/aboutAstrology.cfm) the original] on 2007-12-09. Retrieved 2007-11-29. {{cite web}}: مقدار |archive-url= را بررسی کنید (کمک); مقدار |url= را بررسی کنید (کمک)
  27. ↑ Rudhyar (1943)
  28. ↑ Armstrong, Robin (2009). ["The Signs and the Houses". RASA School of Astrology. Archived from the original on 2012-03-20. Retrieved 2011-02-20. {{cite web}}: مقدار |url= را بررسی کنید (کمک)](http://www.rasa.ws/index.php/rasa-library-articles-signs-and-houses-|access-date=2011-02-20|archive-date=2012-03-20|archive-url=https://web.archive.org/web/20120320161232/http://www.rasa.ws/index.php/rasa-library-articles-signs-and-houses-|url-status=live}})
  29. ↑ Armstrong, Robin (2009). ["I Ching: The Sequence of Change". RA Publications. Archived from the original on 2011-07-24. Retrieved 2011-02-20. {{cite web}}: مقدار |url= را بررسی کنید (کمک)](http://thewakingdream.net/index.php?option=com_content&view=article&id=1392&Itemid=1551|access-date=2011-02-20|archive-date=2011-07-24|archive-url=https://web.archive.org/web/20110724102551/http://thewakingdream.net/index.php?option=com_content&view=article&id=1392&Itemid=1551|url-status=live}})
  30. ↑ "Astrology in Sassanian Persia". The Astrology Podcast. {{cite web}}: پارامتر |پیوند= ناموجود یا خالی (کمک)
  31. ↑ دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، سرواژۀ «هیلاج».
  32. ↑ دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، سرواژه‌های «کدخداه» و «هیلاج».
  33. ↑ بیرونی، ابوریحان، التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، تصحیح جلال‌الدین همایی، ص ۵۲۵-۵۲۶.
  34. ↑ Pingree, David (1989). Classical and Byzantine Astrology in Sassanian Persia.
  35. ↑ زرین‌کوب، عبدالحسین (۱۳۳۶). دو قرن سکوت. تهران: انتشارات امیرکبیر.
  36. ↑ دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر.
  37. ↑ Kennedy, E. S. "al-Khwārizmī". Encyclopaedia of Islam, Second Edition. Brill.
  38. ↑ Pingree, David (1968). The Thousands of Abu Ma'shar. Warburg Institute.
  39. ↑ Saliba, George (2007). Islamic Science and the Making of the European Renaissance. MIT Press.
  40. ↑ "Al-Khwārizmī". Encyclopaedia Britannica.
  41. ↑ "What are energy and the elements associated with it as per astrology?". www.melooha.com (in English). Retrieved 2025-09-21.
  42. ↑ Sutton (1999) pp. 74–92.
  43. ↑ Sutton (1999), p. 168.
  44. ↑ "'Almanac' 'lunar' zodiac beginning of spring as the boundary dislocation? – China Network". 16 February 2009. Archived from the original on 14 June 2011. Retrieved 5 January 2011.
  45. ↑ Novak, Sarah. "The Chinese Zodiac". Faces. 34: 42.
  46. ↑ Theodora Lau, Ibid, pp. 2–8, 30–5, 60–4, 88–94, 118–24, 148–53, 178–84, 208–13, 238–44, 270–78, 306–12, 338–44, 2005
  47. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Chinese Astrology: Exploring the Eastern Zodiac by Shelly Wu