سلیمان خان کرانی

سلیمان خان کرانی
درگذشت۱۱ اکتبر ۱۵۷۲
ملیتسلطان‌نشین بنگاله
دیگر نام‌هاسلیمان شاه کررانی
پیشهسلطان بنگال

سلیمان خان کرانی (انگلیسی: Sulaiman Khan Karrani؛ درگذشتهٔ ۱۱ اکتبر ۱۵۷۲) از فرمانروایان افغان‌تبار سلسله کرانی و سلطان سلطان‌نشین بنگال از حدود ۱۵۶۵ تا هنگام مرگش در ۱۵۷۲ بود. او پس از برادرش تاج خان کرانی به قدرت رسید و در دوران حکومت خود بنگال را به یکی از قدرت‌های عمدهٔ شرق شبه‌قارهٔ هند تبدیل کرد.[۱][۲]

سلیمان برای جلوگیری از رویارویی مستقیم با اکبر کبیر سیاستی محتاطانه در پیش گرفت. او برتری اسمی امپراتور گورکانی را پذیرفت و از اعلام آشکار استقلال خودداری کرد، اما در عمل حکومتش مستقل بود و خود را «حضرت اعلی» می‌خواند.[۲] در همین دوره قلمرو کرانیان گسترش یافت و در اوج قدرت از مرزهای پادشاهی کوچ در شمال تا پوری در اودیشا و از رود سون در غرب تا رود براهماپوترا در شرق امتداد داشت.[۳]

از مهم‌ترین رویدادهای حکومت او فتح اودیشا در ۱۵۶۷–۱۵۶۸ به دست نیروهایی به فرماندهی پسرش بایزید خان کرانی و سردار مشهورش کالاپاهار بود. این لشکرکشی به شکست و مرگ موکوندا دوا، فرمانروای اودیشا، و گسترش قدرت بنگال تا پوری انجامید.[۲]

پیشینه

دودمان کرانی از خاندان‌های افغان بود که در دورهٔ فروپاشی امپراتوری سور در شرق هند قدرت گرفت. خاستگاه آنان در منطقهٔ بنگش، در محدودهٔ امروزی افغانستان و پاکستان، دانسته شده است و آنان به شاخه‌ای از پشتون‌های کرلانی وابسته بودند.[۳]

تاج خان کرانی، برادر سلیمان، در دوران شیرشاه سوری و جانشینان او فعالیت سیاسی و نظامی داشت. تاج خان و برادرانش، از جمله سلیمان، در ابتدا در نواحی پیرامون رود گنگ صاحب زمین و نفوذ بودند و در دورهٔ آشفتگی حکومت سور قدرتشان افزایش یافت.[۳]

پس از شکست آنان از نیروهای همو در دههٔ ۱۵۵۰، تاج خان و سلیمان به بنگال رفتند و از اختلاف میان فرمانروایان افغان منطقه برای گسترش قدرت خود استفاده کردند. تاج خان سرانجام در میانهٔ دههٔ ۱۵۶۰ کنترل بنگال را به دست گرفت و دودمان کررانی را بنیان گذاشت.[۳]

آغاز سلطنت

پس از مرگ تاج خان، سلیمان جانشین او شد.

دربارهٔ تاریخ دقیق آغاز سلطنت سلیمان میان منابع اختلاف وجود دارد. بنگلاپدیا در برخی مدخل‌های خود آغاز حکومت او را سال ۱۵۶۳ ذکر می‌کند و حکومتش را حدود نه سال می‌داند،[۲] در حالی که پروین حسن، با تکیه بر گاه‌شماری متأخرتر حکومت کررانیان، مرگ تاج خان را در ۱۵۶۵ و آغاز حکومت سلیمان را در همان سال قرار می‌دهد.[۱]

این تفاوت تا حدی ناشی از ابهام در گاه‌شماری سال‌های پایانی فرمانروایان افغان پیش از کررانیان و نخستین سال‌های تسلط تاج خان بر بنگال است.

انتقال پایتخت به تاندا

یکی از نخستین اقدامات سلیمان انتقال مرکز حکومت از گور به تاندا بود.[۲]

گور برای چند سده یکی از مهم‌ترین پایتخت‌های بنگال بود، اما در سدهٔ شانزدهم تغییر مسیر رودخانه‌ها، مشکلات زیست‌محیطی و بیماری سبب کاهش اهمیت آن شده بود. بنگلاپدیا دلیل انتقال پایتخت را نامناسب‌شدن آب‌وهوا و محیط گور برای انسان و حیوانات ذکر می‌کند.[۴]

تاندا در ساحل غربی گنگ و تقریباً روبه‌روی گور قرار داشت و در دورهٔ کرانیان به مرکز سیاسی بنگال تبدیل شد.[۵]

شهر در دوران جانشینان سلیمان، بایزید و داود خان کرانی، نیز پایتخت باقی ماند.

رابطه با اکبر

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیاست سلیمان نحوهٔ رابطهٔ او با امپراتوری گورکانی و اکبر بود.

در این دوره گورکانیان بخش عمده‌ای از شمال هند را تصرف کرده بودند و گروه‌های بزرگی از افغان‌هایی که قدرت و املاک خود را از دست داده بودند به بیهار و بنگال مهاجرت می‌کردند. حضور آنان منابع انسانی و نظامی حکومت سلیمان را تقویت کرد.[۲]

با وجود این قدرت، سلیمان از درگیری مستقیم با اکبر پرهیز کرد. او برای فرماندهان گورکانی در مرزهای غربی هدایایی می‌فرستاد و از طریق منعم خان نیز هدایایی به دربار اکبر ارسال می‌کرد.[۲]

سلیمان در ظاهر برتری اکبر را می‌پذیرفت. بنا بر منابع تاریخی، نام اکبر در خطبهٔ نماز جمعه ذکر می‌شد و سلیمان از ضرب سکه به نام خود خودداری می‌کرد.[۱]

دربارهٔ سکه‌ها تفاوت ظریفی میان منابع وجود دارد. بنگلاپدیا می‌گوید سلیمان سکه‌ها را به نام اکبر صادر می‌کرد،[۲] در حالی که بررسی‌های سکه‌شناختی با احتیاط بیشتری نتیجه می‌گیرند که او احتمالاً اساساً سکه‌ای با نام خود ضرب نکرد و این خود بخشی از سیاست عدم اعلام رسمی استقلال بود.[۶]

با این حال، این اطاعت عمدتاً تشریفاتی بود. سلیمان خود را «حضرت اعلی» می‌خواند و در ادارهٔ داخلی و سیاست خارجی بنگال تقریباً مستقل عمل می‌کرد.[۲]

قدرت نظامی

مهاجرت افغان‌های شکست‌خورده از شمال هند به قلمرو کرانیان به سلیمان امکان داد نیروی نظامی بزرگی تشکیل دهد.

بنگلاپدیا از ارتشی نیرومند و حدود هزار فیل جنگی در اختیار او یاد می‌کند.[۲] برخلاف آمار بسیار بزرگ‌تری که دربارهٔ ارتش پسرش داود در منابع متأخر دیده می‌شود، اندازهٔ دقیق نیروهای سلیمان مشخص نیست.

وزیر و مشاور اصلی او، لودی خان، در ادارهٔ حکومت و حفظ روابط میان گروه‌های افغان نقش مهمی داشت و منابع گورکانی او را از خردمندترین رجال افغان آن دوره معرفی کرده‌اند.[۷]

فتح اودیشا

پس از تثبیت مرزهای غربی، سلیمان توجه خود را به اودیشا معطوف کرد.

در آن زمان اودیشا تحت فرمان موکوندا دوا بود. روابط میان او و سلیمان به دلایل سیاسی و مرزی تیره شده بود و موکوندا نیز با اکبر روابط دیپلماتیک برقرار کرده بود.[۸]

در زمستان ۱۵۶۷، زمانی که اکبر درگیر محاصره چیتور بود، سلیمان فرصت را برای حمله مناسب دید. نیرویی به فرماندهی پسرش بایزید و سردار افغان کالاپاهار به اودیشا فرستاده شد.[۲]

بایزید و کالاپاهار به سوی کاتک پیشروی کردند. همزمان اختلاف‌ها و شورش‌های داخلی موقعیت موکوندا دوا را تضعیف کرد. موکوندا در جریان نبرد با نیروهای شورشی کشته شد و یکی از رقبای او نیز اندکی بعد به دست نیروهای بایزید شکست خورد.[۸]

سلیمان خود نیز وارد اودیشا شد و پایتخت آن را تصرف کرد. کالاپاهار سپس تا پوری پیشروی کرد و بخش بزرگی از منطقه را تحت کنترل درآورد.[۲]

تا سال ۱۵۶۸ بخش عمدهٔ اودیشا به قلمرو کررانیان پیوسته بود. این رویداد پایان حکومت مستقل موکوندا دوا و آغاز دوره‌ای از حاکمیت افغان‌ها بر بخش‌های مهم اودیشا بود.[۸]

سلیمان لودی خان را مسئول ادارهٔ اودیشا و قتلو خان لوهانی را مسئول ناحیهٔ پوری کرد.[۲]

کالاپاهار و معبد جگنات

در جریان فتح اودیشا، نیروهای کالاپاهار وارد پوری شدند.

منابع تاریخی و سنت‌های محلی اودیشا از آسیب‌رساندن نیروهای او به معبد جگنات و انتقال یا تخریب برخی اشیای مذهبی سخن گفته‌اند. روایت‌های متأخر دربارهٔ جزئیات این واقعه تفاوت‌های قابل توجهی دارند، اما تصرف پوری توسط نیروهای کرانی در ۱۵۶۸ در منابع تاریخی ثبت شده است.[۲][۸]

این واقعه بعدها جایگاهی برجسته در حافظهٔ تاریخی و ادبی اودیشا یافت و کالاپاهار به یکی از شخصیت‌های مشهور و بحث‌برانگیز تاریخ منطقه تبدیل شد.

جنگ با پادشاهی کوچ

همزمان با لشکرکشی سلیمان به اودیشا، حکومت او در شمال نیز با پادشاهی کوچ درگیر شد.

در ۱۵۶۸ نیروهای کوچ به مناطق شمال‌غربی بنگال حمله کردند. سپاه کوچ را شاهزاده شوکلادواج، مشهور به چیلا رای، فرماندهی می‌کرد.[۲]

کالاپاهار برای مقابله با او اعزام شد و سپاه کوچ را شکست داد. چیلا رای به اسارت افغان‌ها درآمد و نیروهای کرانی تا حوالی پایتخت کوچ پیشروی کردند.[۲]

در این هنگام شورشی در اودیشای تازه‌فتح‌شده روی داد و سلیمان همچنین احتمال دخالت گورکانیان را جدی می‌دانست. او به‌جای ادامهٔ جنگ در شمال، تصمیم گرفت با فرمانروای کوچ صلح کند.

سپاه کرانی عقب فراخوانده شد، قلمروهای اشغال‌شده به فرمانروای کوچ بازگردانده شدند و چیلا رای آزاد شد.[۲]

این تصمیم با سیاست کلی سلیمان برای جلوگیری از جنگ همزمان در چند جبهه و حفظ تعادل با گورکانیان هماهنگ بود.

گسترهٔ حکومت

در دورهٔ سلیمان، سلطان‌نشین بنگال به بیشترین وسعت خود در دورهٔ کرانیان رسید.

قلمرو او از مرزهای پادشاهی کوچ در شمال تا پوری در جنوب و از رود سون در غرب تا براهماپوترا در شرق امتداد داشت.[۳]

این قلمرو بخش بزرگی از بنگال امروزی، بخش‌هایی از بیهار و قسمت عمده‌ای از اودیشا را دربر می‌گرفت.

سلیمان با وجود این گسترش سرزمینی از ادعای رسمی برابری با اکبر خودداری کرد و همین سیاست باعث شد در تمام دورهٔ حکومت او جنگ گسترده‌ای میان بنگال و امپراتوری گورکانی رخ ندهد.

ادارهٔ حکومت

منابع بنگالی سلیمان را فرمانروایی فعال، منظم و سختگیر در ادارهٔ حکومت معرفی کرده‌اند.[۲]

لودی خان از مهم‌ترین وزیران او بود و در بسیاری از امور سیاسی و دیپلماتیک نقش داشت. پس از مرگ سلیمان نیز لودی خان یکی از رجال اصلی دربار کررانی باقی ماند و در بحران جانشینی پسران سلیمان نقش مهمی ایفا کرد.[۳]

دورهٔ حکومت سلیمان در مقایسه با سال‌های پس از مرگ او از ثبات بیشتری برخوردار بود. اختلاف میان جناح‌های اشراف افغان که بعداً در سلطنت بایزید و داود آشکار شد، در زمان سلیمان تا حد زیادی مهار شده بود.

دین و حمایت فرهنگی

سلیمان مسلمان سنی و از حامیان عالمان و صوفیان بود.[۲]

منابع او را در انجام مناسک مذهبی منظم توصیف کرده‌اند. بنا بر روایت‌های تاریخی، پیش از آغاز امور روزانهٔ حکومت با گروهی از عالمان و مشایخ دیدار می‌کرد.

بنگلاپدیا همچنین ساخت مسجدی موسوم به «مسجد سونا» در مالدهٔ قدیم را به سلیمان نسبت می‌دهد.[۲]

نباید این مسجد را با مسجد چوتو سونا یا مسجد بارو سونا در گور اشتباه گرفت؛ این بناها متعلق به دوره‌های پیشین تاریخ سلطان‌نشین بنگال هستند.

مرگ

سلیمان خان کرانی در ۱۱ اکتبر ۱۵۷۲ درگذشت.[۲][۳]

او در تاندا، پایتخت حکومتش، به خاک سپرده شد.[۴]

پس از مرگ او، پسر بزرگش بایزید خان کرانی به سلطنت رسید. بایزید برخلاف سیاست محتاطانهٔ پدر، برتری اسمی گورکانیان را کنار گذاشت، خطبه را به نام خود خواند و سکه به نام خود ضرب کرد.[۹]

سلطنت بایزید تنها مدت کوتاهی دوام آورد و او در پی توطئه‌ای درباری کشته شد. پس از او برادر کوچک‌ترش داود خان کرانی به قدرت رسید.[۹]

داود نیز سیاست استقلال کامل از اکبر را ادامه داد و این امر سرانجام به جنگ گسترده با گورکانیان، نبرد توکاروی در ۱۵۷۵ و نبرد راج‌محل در ۱۵۷۶ انجامید.

میراث

دورهٔ سلیمان خان یکی از اوج‌های قدرت سیاسی افغان‌ها در شرق هند بود. او قلمرو بنگال را گسترش داد، اودیشا را فتح کرد و در عین حفظ استقلال عملی، از درگیری مستقیم با امپراتوری بسیار قدرتمندتر گورکانی پرهیز نمود.[۲]

بنگلاپدیا از او به‌عنوان تواناترین فرمانروای دودمان کرانی یاد می‌کند.[۲] ثباتی که او میان اشراف افغان برقرار کرده بود پس از مرگش به‌سرعت از میان رفت.

تنها چهار سال پس از مرگ سلیمان، داود خان در نبرد راج‌محل شکست خورد و کشته شد و حکومت مستقل دودمان کرانی پایان یافت. با این حال، گروه‌های افغان و فرمانروایان محلی بنگال برای چند دههٔ دیگر در برابر گسترش قدرت گورکانی مقاومت کردند.

خانواده

برادر سلیمان، تاج خان کرانی، بنیان‌گذار دودمان کرانی در بنگال بود.

از فرزندان شناخته‌شدهٔ سلیمان می‌توان به:

اشاره کرد.[۱]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. 1 2 3 4 Hasan, Perween (2007). Sultans and Mosques: The Early Muslim Architecture of Bangladesh (in English). London: I.B. Tauris. pp. 17–18. ISBN 9781845113810.
  2. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 Ahmed, ABM Shamsuddin. "Sulaiman Karrani". بنگلاپدیا (in English). Asiatic Society of Bangladesh. Retrieved 25 اوت 2026.
  3. 1 2 3 4 5 6 7 "Karrani Rule". بنگلاپدیا (in English). Asiatic Society of Bangladesh. Retrieved 25 اوت 2026.
  4. 1 2 "Rule of Afghans". بنگلاپدیا (in English). Asiatic Society of Bangladesh. Retrieved 25 اوت 2026.
  5. ↑ "Tandah". بنگلاپدیا (in English). Asiatic Society of Bangladesh. Retrieved 25 اوت 2026.
  6. ↑ "Coins". بنگلاپدیا (in English). Asiatic Society of Bangladesh. Retrieved 25 اوت 2026.
  7. ↑ Sarkar, Jadunath, ed. (1943). The History of Bengal (in English). Vol. 2. Dacca: University of Dacca. pp. 181–185.
  8. 1 2 3 4 "History of Puri" (PDF) (in English). Government of Odisha. Retrieved 25 اوت 2026.
  9. 1 2 "Bayazid Karrani". بنگلاپدیا (in English). Asiatic Society of Bangladesh. Retrieved 25 اوت 2026.

منابع

  • Eaton, Richard M. (1993). The Rise of Islam and the Bengal Frontier, 1204–1760 (in English). Berkeley: University of California Press. ISBN 9780520205079.
  • Hasan, Perween (2007). Sultans and Mosques: The Early Muslim Architecture of Bangladesh (in English). London: I.B. Tauris. ISBN 9781845113810.
  • Sarkar, Jadunath, ed. (1943). The History of Bengal (in English). Vol. 2. Dacca: University of Dacca.

پیوند به بیرون