سگ در دین زرتشتی

صفحهٔ آغازین نسخه‌ای از وندیداد؛ بخش‌های متعددی از این متن اوستایی به احکام و جایگاه سگ اختصاص دارد.

سگ در دین زرتشتی یا سگ در مَزدَیَسنا ... جایگاهی برجسته و عمدتاً مثبت دارد و در متون اوستایی و ادبیات پهلوی از آن به‌عنوان جانوری سودمند، پاسبان خانه و دام، دشمن نیروهای اهریمنی و موجودی مؤثر در آیین‌های مربوط به مرگ و پاکیزگی یاد شده است. بخش قابل‌توجهی از احکام مربوط به سگ در وندیداد آمده است؛ به‌ویژه فرگرد سیزدهم که تقریباً به‌طور کامل به انواع سگ، وظایف، خوراک، مراقبت و کیفر آزار آن اختصاص دارد.[۱][۲]

در نظام دینی مزدیسنا، اهمیت سگ تنها به کاربرد عملی آن در نگهبانی و دامداری محدود نیست. در وندیداد سگ در کنار انسان موضوع احکام اخلاقی و حقوقی قرار گرفته، رسیدگی به سگ بیمار با رسیدگی به انسان بیمار سنجیده شده و مراقبت از سگ مادهٔ آبستن با مراقبت از زن باردار مقایسه شده است. در جهان پس از مرگ نیز دو سگ نگهبان در کنار پل چینود حضور دارند و در مناسک تدفین، نگاه سگ به جسد در آیینی موسوم به سگ‌دید برای مقابله با آلودگی ناشی از مرگ به کار می‌رود.[۱]

پیشینهٔ دینی

مری بویس پیوند میان سگ و جهان مردگان در مزدیسنا را بخشی از یک سنت کهن هندواروپایی دانسته است. در ریگ‌ودا نیز دو سگ «چهارچشم» وابسته به یاما نگهبان راه روان مردگان‌اند. در وندیداد ۱۹٫۳۰، دو سگ در کنار پل چینود، جایی که روان مرده با دئنا روبه‌رو می‌شود، حضور دارند؛ در وندیداد ۱۳٫۹ از آنان به‌عنوان «دو سگ نگاهبان پل» یاد شده است.[۱]

این شباهت میان سنت ایرانی و هندی به‌عنوان بازمانده‌ای از تصورات کهن‌تر هندواروپایی دربارهٔ سگ‌های نگهبان مرز میان جهان زندگان و مردگان تفسیر شده است.[۱]

سگ در وندیداد

برگی از نسخه‌ای از وندیداد، کتابت‌شده در ایران دورهٔ صفویان در سال ۱۶۴۷ میلادی؛ بخش‌های سیزدهم تا پانزدهم وندیداد از مهم‌ترین منابع دربارهٔ جایگاه و احکام سگ در دین زرتشتی‌اند.

سگ در بخش‌های حقوقی اوستا، به‌ویژه وندیداد، جایگاه کم‌مانندی دارد. فرگرد سیزدهم این کتاب تقریباً یک رسالهٔ مستقل دربارهٔ سگ است و موضوعاتی چون گونه‌های سگ، وظایف آنها، خوراک، بیماری، آزار و کشتن سگ را دربرمی‌گیرد.[۲]

دو گروه اصلی که در این متن نام برده شده‌اند عبارت‌اند از سگ گله و سگ خانه. واژهٔ اوستایی سگ گله به معنای «نگهبان دام» و سگ خانه به معنای «نگهبان خانه» است. در ترجمه‌ها و تفسیرهای پهلوی نیز این دو به‌ترتیب «سگ شبانان» و «سگ خانه‌بانان» خوانده شده‌اند.[۱]

وندیداد افزون بر این دو، از گونه‌های دیگری نیز یاد می‌کند؛ از جمله سگی که احتمالاً بی‌صاحب بوده و وابستگی آزادانه‌ای به اجتماع داشته، و سگی جوان که هنوز کاملاً آموزش ندیده است.[۱]

در وندیداد ۱۳٫۴۹ از زبان اهورامزدا اهمیت سگ گله و سگ خانه چنان بیان می‌شود که بدون حضور آنها خانه‌ای استوار بر زمین آفریدهٔ اهورایی برپا نمی‌ماند.[۱]

خوراک و نگهداری

در قوانین اوستایی، انسان موظف به خوراک‌دادن و مراقبت مناسب از سگ است. وندیداد ۱۳٫۲۸ خوراک مناسب سگ را شامل شیر، چربی و گوشت می‌داند که از خوراک‌های معمول جامعهٔ دامدار آن روزگار بوده‌اند.[۱][۲]

همچنین آسیب‌رساندن به سگ از راه خوراک نامناسب گناه محسوب می‌شود. در وندیداد ۱۵٫۳–۴ دادن استخوانی که برای سگ بیش از حد سخت باشد، یا خوراکی چنان داغ که دهان یا زبان حیوان را بسوزاند و موجب آسیب آن شود، در شمار گناهان سنگین آمده است.[۳]

در وندیداد ۱۳٫۳۵ نیز رسیدگی به سگ بیمار با مراقبت از انسان بیمار مقایسه شده است.[۱]

سگ ماده و توله‌ها

بخش مهمی از فرگرد پانزدهم وندیداد به حمایت از سگ مادهٔ آبستن و توله‌های آن اختصاص دارد. ترساندن، زدن یا راندن سگ آبستن به‌گونه‌ای که حیوان سقوط کند یا به خود و توله‌هایش آسیب برسد، گناهی سنگین به شمار رفته است.[۳]

متن سپس مسئولیت نگهداری سگ آبستن و توله‌ها را بر عهدهٔ مؤمنان می‌گذارد و مراقبت از جانور آبستن را با مسئولیت نسبت به زن باردار مقایسه می‌کند. توله‌ها باید تا زمانی که توانایی دفاع و یافتن خوراک برای خود را پیدا کنند نگهداری شوند. در یکی از احکام این مدت شش ماه ذکر شده، در حالی که برای کودک انسان هفت سال مراقبت مقرر شده است.[۳][۱]

آزار و کشتن سگ

آسیب‌رساندن عمدی به سگ در وندیداد با مجازات‌های دینی سنگین همراه است. فرگرد سیزدهم مجموعه‌ای از کیفرها را برای کشتن یا ناقص‌کردن انواع سگ ذکر می‌کند. میزان کیفر بسته به نوع سگ و نقشی که در جامعه داشته متفاوت است.[۲]

این سختگیری با تصور دینی از سگ به‌عنوان موجودی سودمند در نظم آفریدهٔ اهورامزدا مرتبط است. بویس خاطرنشان می‌کند که مسئولیت انسان در برابر سگ در متون اوستایی بارها در کنار مسئولیت او نسبت به دیگر انسان‌ها قرار گرفته است.[۱]

سگ و آلودگی ناشی از مرگ

در جهان‌بینی مزدیسنا، جسد انسان و سگ پس از مرگ می‌تواند حامل آلودگی ناشی از دروج نسو، دیو مربوط به جسد و تباهی، باشد. از همین رو در وندیداد برای جسد سگ نیز مقرراتی مشابه جسد انسان وجود دارد.[۱]

وندیداد ۳٫۸ دفن جسد انسان و سگ را از اعمالی می‌شمارد که زمین را می‌آزارد. اگر سگی در خانه بمیرد، در وندیداد ۵٫۳۹–۴۰ مقرر شده است که آتش را، همانند هنگام مرگ انسان، از آن خانه بیرون ببرند. جسد سگ نیز باید مانند جسد انسان به محل مخصوص گذاشتن مردگان انتقال داده شود.[۱]

راهی که جسد از آن عبور می‌کرد نیز آلوده تلقی می‌شد. برای زدودن این آلودگی، سگی زنده را از همان مسیر عبور می‌دادند؛ زیرا باور بر این بود که سگ توانایی دورکردن دروج نسو را دارد.[۱]

سگ چهارچشم

برای برخی مناسک مربوط به مرگ، سگی با ویژگی‌های مشخص ترجیح داده می‌شد. وندیداد ۸٫۱۶ از سگی «زردفامِ چهارچشم» یا «سپید با گوش‌های زردفام» نام می‌برد.[۴]

«چهارچشم» در سنت متأخر زرتشتی به معنای داشتن چهار چشم واقعی نبوده، بلکه به سگی گفته می‌شده است که دو لکهٔ روشن یا متفاوت‌رنگ در بالای چشم‌های طبیعی خود داشته باشد و در نتیجه ظاهری چهارچشم پیدا کند. بویس این ویژگی را با سگ‌های چهارچشم اساطیریِ یاما در سنت هندوایرانی مقایسه کرده است.[۱]

سگ‌دید

سگ‌دید آیینی تطهیری در مراسم مرگ زرتشتی است که در آن سگ را نزد جسد می‌آورند تا به آن نگاه کند. واژهٔ پهلوی آن به معنای «دیدنِ سگ» یا «نگاه سگ» است.[۵]

اعتقاد بر این بود که نگاه سگ قدرت دورکردن دروج نسو را دارد و از شدت آلودگی جسد می‌کاهد. با این همه، صورت کامل آیین سگ‌دید در متن اصیل اوستایی به‌صراحت توصیف نشده و شواهد روشن آن بیشتر به ادبیات پهلوی و دورهٔ متأخر ساسانی تعلق دارد. شایست نشایست از نخستین متونی است که این آیین را به‌روشنی شرح می‌دهد.[۶][۷]

در این آیین سگ باید به جسد نزدیک می‌شد و نگاهش به آن می‌افتاد. در برخی سنت‌های متأخر برای نزدیک‌کردن حیوان، قطعات نان تازه در نزدیکی یا بر روی جسد قرار می‌دادند. پس از آن سگ ممکن بود در نزدیکی جسد باقی بماند. در صورتی که مرده زنی آبستن بود، در برخی متون استفاده از دو سگ توصیه شده است.[۶]

شایست نشایست اهمیت این آیین را چنان بیان می‌کند که حمل جسدی که سگ آن را ندیده باشد در میان مردم موجب آلودگی آنان دانسته می‌شود.[۶]

سگ در آیین پاکیزگی

توانایی منسوب به سگ در راندن نیروهای آلوده‌کننده تنها به سگ‌دید محدود نبود. در آیین پاکیزگی برشنوم نیز حضور سگ پیش‌بینی شده بود. در وندیداد ۸٫۳۷–۳۸، سگ در جریان آیین تطهیر حضور دارد.[۱]

بویس احتمال می‌دهد تصور قدرت سگ در مقابله با دیو جسد تا اندازه‌ای از مشاهدهٔ عملی رفتار سگ‌ها ناشی شده باشد: سگ‌ها قادر بودند از جسد بخورند بی‌آنکه، بر اساس تصور دینی آن روزگار، از نیروی اهریمنی موجود در جسد آسیب ببینند؛ از این رو چنین نتیجه گرفته شد که دیو نسو در برابر آنها ناتوان است.[۱]

سگ‌های پل چینود

در تصور زرتشتی از سرنوشت روان پس از مرگ، سگ بار دیگر نقش محافظ دارد. در وندیداد ۱۹٫۳۰ دو سگ در کنار پل چینود قرار دارند؛ پلی که روان مرده باید از آن عبور کند. در وندیداد ۱۳٫۹ آنان «دو سگ نگهبان پل» نامیده شده‌اند.[۱]

این دو سگ در کنار دئنا قرار دارند؛ شخصیتی مؤنث که کردار و وجدان دینی انسان را مجسم می‌کند و پس از مرگ با روان او روبه‌رو می‌شود.[۱]

سگ و دیگر جانوران سگ‌نام

طبقه‌بندی جانوران در متون زرتشتی دقیقاً با رده‌بندی جانورشناسی امروزی یکسان نیست. در وندیداد بعضی جانوران دیگر نیز در گروه گستردهٔ «سگ‌ها» جای داده شده‌اند. از جمله در فرگرد سیزدهم جانورانی چون خارپشت در قالب گونه‌ای از «سگ» سودمند توصیف می‌شوند.[۲]

شنگ یا سگ آبی جایگاهی به‌ویژه برجسته داشت. فرگرد چهاردهم وندیداد عمدتاً به کفاره و مجازات کشتن «سگ آبی» اختصاص دارد.[۸]

این کاربرد گستردهٔ واژهٔ «سگ» بازتاب نظام جانورشناختی و دینی خاص متون زرتشتی است و نباید آن را معادل طبقه‌بندی زیست‌شناختی امروزی دانست.

تحول آیین‌ها در دوره‌های بعد

احترام به سگ در سنت زرتشتی پس از دوران اوستایی نیز ادامه یافت و بسیاری از احکام مربوط به آن در متون پهلوی بازتاب یافت. با توسعهٔ دخمهها و سپردن جسدها به پرندگان مردارخوار، نقش مستقیم سگ در دفع جسد کاهش یافت، اما حضور آن در آیین سگ‌دید و برخی مراسم پاکیزگی همچنان ادامه داشت.[۱]

در دورهٔ متأخر، سگ‌دید گاه چند بار برای یک جسد انجام می‌شد: پس از مرگ، هنگام قرار دادن جسد بر تخت یا وسیلهٔ حمل و پیش از انتقال به دخمه. اگر دفن یا انتقال به تأخیر می‌افتاد، ممکن بود این آیین در دوره‌های زمانی معین تکرار شود.[۱]

از سدهٔ نوزدهم به بعد، برخی زرتشتیان اصلاح‌گرا با شماری از مناسک سنتی مربوط به سگ و جسد مخالفت کردند و کاربرد سگ‌دید در برخی جوامع زرتشتی کاهش یافت.[۱]

مقایسه با سنت هندوایرانی

حضور سگ‌های چهارچشم در ارتباط با راه مردگان در ایران و هند باستان از نمونه‌های مهم اشتراک‌های اساطیری هندوایرانی به شمار می‌رود. دو سگ یاما در ریگ‌ودا مسیر مردگان را می‌پایند و سگ‌های پل چینود نیز در متون زرتشتی در مرز جهان پس از مرگ قرار دارند.[۱]

مری بویس این همسانی را نشانه‌ای از پیشینه‌ای کهن‌تر از جدایی سنت‌های ایرانی و هندی دانسته است.[۱]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 Boyce, Mary (1995). "DOG ii. In Zoroastrianism". Encyclopaedia Iranica (in English). Vol. VII. pp. 467–469.
  2. 1 2 3 4 5 Darmesteter, James (1880). "Fargard 13". The Zend-Avesta, Part I: The Vendidad (in English). Vol. 4. Oxford University Press. {{cite book}}: از پارامتر ناشناخته |مجموعه= صرف‌نظر شد (کمک)
  3. 1 2 3 Darmesteter, James (1880). "Fargard 15". The Zend-Avesta, Part I: The Vendidad (in English). Vol. 4. Oxford University Press. {{cite book}}: از پارامتر ناشناخته |مجموعه= صرف‌نظر شد (کمک)
  4. ↑ "VENDĪDĀD i. Survey of the history and contents of the text". Encyclopaedia Iranica (in English).
  5. ↑ "SAGDID". Encyclopaedia Iranica (in English). 2016.
  6. 1 2 3 "CORPSE, disposal of, in Zoroastrianism". Encyclopaedia Iranica (in English).
  7. ↑ "ŠĀYEST NĒ ŠĀYEST". Encyclopaedia Iranica (in English).
  8. ↑ Darmesteter, James (1880). "Fargard 14". The Zend-Avesta, Part I: The Vendidad (in English). Vol. 4. Oxford University Press. {{cite book}}: از پارامتر ناشناخته |مجموعه= صرف‌نظر شد (کمک)

منابع