سگساران

ساکنان جزیرهٔ سگسار در نسخه‌ای مصور از عجایب‌المخلوقات و غرایب‌الموجودات زکریای قزوینی؛ نسخهٔ والترز W.659. در این نگاره موجودات سگ‌سرِ جزیرهٔ سگسار در کنار دیگر موجودات شگفت تصویر شده‌اند.

سگساران یا سگسار نام قومی افسانه‌ای و سرزمینی منسوب به آنان در ادبیات حماسی، جغرافیایی و عجایب‌نامه‌ای فارسی و اسلامی است. در بخش مهمی از این روایات، سگساران مردمانی با بدن انسان و سر یا چهرهٔ سگ توصیف شده‌اند. در برخی منابع حماسی فارسی، سگسار به‌صورت سرزمینی در کنار مازندران و «بزگوش» ظاهر می‌شود، در حالی که در آثار جغرافیایی و عجایب‌نامه‌های دورهٔ اسلامی، «جزیرهٔ سگسار» در دریاهای دوردست، به‌ویژه دریای زنگ، جای گرفته است.[۱]

این قوم نمونه‌ای از مفهوم گسترده‌تر انسان‌های سگ‌سر در تخیل جغرافیایی جهان باستان و سده‌های میانه است. موجودات سگ‌سر در سنت‌های یونانی، مسیحی، اسلامی، ایرانی و آسیایی گزارش شده‌اند و اغلب در حاشیه‌های دوردست جهان شناخته‌شده جای داده می‌شدند.[۱]

نام

در فرهنگ‌های فارسی، «سگسار» معانی گوناگونی یافته است. لغت‌نامه دهخدا، به نقل از برهان قاطع، آن را نام ولایتی می‌داند که مردم آن «سر مانند سگ و تن همچون آدمی» دارند و سپس همان نام را برای مردم آن سرزمین نیز ثبت می‌کند.[۲]

در همان مدخل، یادداشتی از حاشیهٔ چاپ معینِ برهان قاطع احتمال داده است که «سگسار» ممکن است با «سک/سکا» و «سکستان» مرتبط باشد و «سار» در آن به معنای «سر» گرفته شده باشد.[۲] این توضیح یک پیشنهاد ریشه‌شناختی متأخر است و با معنای رایج و افسانه‌ایِ «سگ‌سر» نباید یکی دانسته شود.

در کاربردهای ادبی، «سگسار» افزون بر نام خاص این قوم، به معنای «سگ‌مانند»، «سگ‌سر» و به‌صورت مجازی برای شخص حریص یا دنیاپرست نیز به کار رفته است.[۳]

در ادبیات حماسی فارسی

نام سگسار در شاهنامه به‌عنوان نام قومی یا سرزمینی در کنار سرزمین‌های شگفت و دشمنان حماسی آمده است. دهخدا برای این کاربرد ابیاتی از فردوسی نقل کرده است، از جمله:

ز بزگوش و سگسار و مازندرانکس آریم با گرزهای گران
بفرمود آیین کران تا کرانهمه شهر سگسار و مازندران

[۲]

هم‌نشینی «سگسار»، «بزگوش» و «مازندران» نشان می‌دهد که در سنت حماسی فارسی این نام در شمار سرزمین‌ها و اقوام شگفت پیرامون مازندران قرار گرفته است. در این کاربرد، لزوماً جزیره‌ای مشخص مورد نظر نیست و سگسار بیشتر بخشی از جغرافیای حماسی شاهنامه است.

اسدی طوسی نیز در شعر خود از قومی با نام سگسار یاد می‌کند:

سپاهی که سگسار خوانندشاندلیران پیکار دانندشان

[۲]

بنابراین در سنت حماسی، ویژگی جنگاوری سگساران نیز برجسته بوده است.

جزیرهٔ سگسار

صورت دیگری از روایت سگساران در ادبیات جغرافیایی و عجایب‌نامه‌های دورهٔ اسلامی شکل گرفت. در این آثار، به‌جای یک سرزمین زمینی در حوالی مازندران، از جزیرهٔ سگسار سخن گفته می‌شود.

زکریای قزوینی در عجایب‌المخلوقات و غرایب‌الموجودات از جزیرهٔ سگسار در دریای زنگ یاد می‌کند. در نسخه‌های مختلف عربی، فارسی و ترکی این اثر، دربارهٔ دو گروه شگفت از ساکنان این جزیره گزارش شده است: مردمان سگ‌سر و گروهی از مردمان «نرم‌پا» یا «دوال‌پا».[۱]

پژوهش حَیرالنسا توران بر روی نسخه‌های مصور این اثر نشان می‌دهد که بخش مربوط به این موجودات در شمار زیادی از نسخه‌ها زیر عنوان «جزیرهٔ سگسار» در بخش مربوط به «بحر زنگ» قرار گرفته است. با این حال، انتقال متن در نسخه‌های مختلف یکسان نبوده و در برخی نسخه‌ها سگ‌سران و دوال‌پایان ساکنان دو جزیرهٔ جداگانه، یعنی سگسار و دوال‌پا، معرفی شده‌اند.[۱]

توصیف سگساران

در نگاره‌های بررسی‌شده از نسخه‌های عجایب‌المخلوقات، سگساران به‌طور معمول بدن انسانی و سر حیوانی دارند. در برخی تصاویر سر آنان کاملاً شبیه سگ است و در برخی دیگر نگارگر صفات چهرهٔ انسانی و سگ‌سان را با یکدیگر آمیخته است. پیکر آنان معمولاً برهنه ترسیم شده و از این طریق، نگارگران دورافتادگی آنان از جامعهٔ «متمدن» را نیز به زبان تصویری نشان داده‌اند.[۱]

توران این تصاویر را در چهارچوب سنت گستردهٔ نمایش «اقوام شگفت» در هنر سده‌های میانه بررسی کرده است. انسان‌های سگ‌سر یا سگ‌سران از رایج‌ترین گونه‌های مردمان هیولایی در جغرافیا و جهان‌شناسی قرون وسطی بودند و روایت‌های مشابهی دربارهٔ آنان در آثار جغرافیایی و سفرنامه‌ای فرهنگ‌های مختلف دیده می‌شود.[۱]

ارتباط با دوال‌پایان

در برخی نسخه‌های عجایب‌المخلوقات، سگساران و دوال‌پایان در یک جزیره زندگی می‌کنند. دوال‌پایان در این روایات مردمانی با پاهایی دراز، نرم یا تسمه‌مانند هستند که می‌توانند پاهای خود را به دور بدن دیگران بپیچند.[۱]

در نسخه‌های دیگر، برای این دو قوم دو جزیرهٔ مجزا در نظر گرفته شده است. اختلاف میان نسخه‌ها نشان می‌دهد که جغرافیای این اقوام افسانه‌ای ثابت نبوده و کاتبان و مترجمان گاه ساختار روایت را تغییر داده‌اند.[۱]

این مضمون با روایت‌های فارسی و اسلامی دربارهٔ دوال‌پا و موجوداتی که بر دوش مسافران می‌نشینند و پاهای خود را به دور آنان حلقه می‌کنند نیز پیوند دارد.

سگساران و اسکندر

روایت سگ‌سران همچنین وارد مجموعه داستان‌های مربوط به اسکندر و ذوالقرنین شد. در برخی نسخه‌های عجایب‌المخلوقات، در بخش «جزیرهٔ قصر» در دریای هند، از گروهی سگ‌سر سخن گفته شده که ذوالقرنین و سپاهیان او با آنان روبه‌رو می‌شوند.[۱]

روایت مشابهی در اسکندرنامه احمدی، شاعر آناتولیایی سدهٔ چهاردهم، دیده می‌شود؛ در آنجا سفر ذوالقرنین به جزیرهٔ اطوار و کاخی بلورین با برخورد با موجودات شگفت همراه است. پژوهشگران میان این روایت و داستان‌های سگساران و دوال‌پایان در سنت عجایب‌المخلوقات پیوندهایی یافته‌اند.[۱]

جزیرهٔ اطوار

در برخی منابع فارسی متأخر، سگساران با جزیرهٔ اطوار نیز ارتباط یافته‌اند. لغت‌نامه دهخدا ذیل «اطور» به نقل از حمدالله مستوفی می‌نویسد که سگساران در این جزیره قرار دارند و برای آن به نزهةالقلوب ارجاع می‌دهد.[۴]

این گزارش نشان‌دهندهٔ یکی دیگر از جابه‌جایی‌های جغرافیایی سگساران در منابع است و نباید جزیرهٔ اطوار را ضرورتاً همان «جزیرهٔ سگسار» قزوینی دانست.

سگساران و انسان‌های سگ‌سر

تصور انسان‌هایی با بدن انسان و سر سگ در فرهنگ ایران منحصر به سگساران نیست و بخشی از سنت بسیار گسترده‌تر سگ‌سران در جهان باستان و قرون وسطی است. در ادبیات یونانی و لاتینی نیز اقوامی سگ‌سر در هند یا سرزمین‌های دوردست آسیا تصور می‌شدند. در جغرافیا و ادبیات اسلامی، بسیاری از این اقوام به جزایر دوردست اقیانوس هند و دریای زنگ منتقل شدند.[۱]

وجود نمونه‌های مشابه در فرهنگ‌های مختلف به این معنا نیست که روایت سگساران فارسی مستقیماً از یک منبع مشخص یونانی یا اروپایی اقتباس شده باشد؛ مسیر انتقال و ترکیب این افسانه‌ها پیچیده بوده و روایت‌های ایرانی، هندی، اسلامی و کلاسیک در طول سده‌ها با یکدیگر آمیخته‌اند.[۱]

در نگارگری

سگساران موضوع شمار قابل‌توجهی از نسخه‌های مصور عجایب‌المخلوقات بوده‌اند. پژوهش توران نمونه‌هایی از سدهٔ سیزدهم تا نوزدهم میلادی را از نسخه‌های عربی، فارسی و ترکی بررسی کرده است. شیوهٔ تصویرسازی در این نسخه‌ها متفاوت است؛ اما ترکیب پیکر انسانی با سر سگ از عناصر پایدار آنهاست.[۱]

یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها در نسخهٔ W.659 موزه هنر والترز نگهداری می‌شود. در صفحه‌ای از این نسخه با عنوان «یک بیمار و موجودات جزیرهٔ سگسار»، موجودات افسانه‌ای جزیره تصویر شده‌اند. این تصویر در ویکی‌انبار نیز در مالکیت عمومی در دسترس است.[۵]

جایگاه در جغرافیای افسانه‌ای

تفاوت چشمگیر مکان سگسار در منابع مختلف نشان می‌دهد که با جغرافیایی واقعی و ثابت روبه‌رو نیستیم. در شاهنامه، سگسار در شبکهٔ جغرافیایی حماسی مازندران ظاهر می‌شود، در حالی که قزوینی آن را جزیره‌ای در دریای زنگ می‌داند و در برخی روایات دیگر سگساران در دریاهای هند یا در جزیرهٔ اطوار جای داده شده‌اند.[۱][۲]

از این رو «سگسار» را می‌توان بخشی از جغرافیای افسانه‌ای و عجایب‌نگارانهٔ جهان ایرانی و اسلامی دانست؛ جغرافیایی که در آن سرزمین‌های دوردست محل زندگی مردمانی با ویژگی‌های جسمانی شگفت پنداشته می‌شدند.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 Turan, Hayrunnisa (2023). "Acâibü'l-Mahlûkât ve Ğarâibü'l-Mevcûdât Nüshalarındaki Segsar Adası Sakinlerinin Tasvirleri". Sakarya Üniversitesi İlahiyat Fakültesi Dergisi (in Turkish). 25 (48): 485–511. doi:10.17335/sakaifd.1336128. {{cite journal}}: از پارامتر ناشناخته |عنوان ترجمه= صرف‌نظر شد (کمک)
  2. 1 2 3 4 5 «سگسار». لغت‌نامه دهخدا. دریافت‌شده در ۲ سپتامبر ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  3. ↑ «سگسار». لغت‌نامه دهخدا. دریافت‌شده در ۲ سپتامبر ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  4. ↑ «اطور». لغت‌نامه دهخدا. دریافت‌شده در ۲ سپتامبر ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  5. ↑ "A Sick Person and Creatures of Saksar Island". Wikimedia Commons (in English). Walters Art Museum.

منابع