سید لقمان
.jpg)
سید لقمان بن حسین عاشوری حسینی ارموی، مشهور به سید لقمان؛ فعال از ۱۵۶۹ تا ۱۵۹۵)، نویسنده، تاریخنگار و شهنامهنویس رسمی دربار امپراتوری عثمانی در سدهٔ شانزدهم میلادی بود. او با گروههای مختلفی از خوشنویسان، نگارگران، مذهبان و صحافان همکاری کرد و در تهیهٔ شماری از مهمترین نسخههای خطی مصور عثمانی در روزگار سلیم دوم و مراد سوم نقش داشت.
سید لقمان سومین شهنامهنویس رسمی دربار عثمانی بود. شهنامههای درباری عثمانی آثاری تاریخی و غالباً مصور بودند که تاریخ دودمان عثمانی، جنگها، پیروزیها و رویدادهای دوران سلاطین را ثبت میکردند. شهنامهنویس افزون بر تألیف متن، بر فرایند تهیهٔ نسخه نظارت داشت و خوشنویسان، نگارگران، مذهبان و صحافان مورد نیاز هر پروژه را سازمان میداد.[۱]
زندگی

سید لقمان اهل ارومیه در ایران بود و زبان مادری او فارسی بود.[۲] روشن نیست که خود او به قلمرو عثمانی مهاجرت کرده بود یا خانوادهاش پیش از او در آنجا سکونت یافته بودند.[۳]
او در آغاز فعالیت خود در برخی نواحی امپراتوری عثمانی منصب قاضی داشت و سپس منشی خصوصی صوقوللی محمد پاشا، صدراعظم بانفوذ عثمانی، شد.[۴] حمایت صوقوللی محمد پاشا در دستیابی او به منصب شهنامهنویسی دربار اهمیت داشت.
پیش از او، عارفی چلبی و افلاطون شیروانی این سمت را بر عهده داشتند. پس از مرگ افلاطون شیروانی در ۱۵۶۹، سید لقمان به عنوان سومین شهنامهنویس رسمی دربار منصوب شد.[۱] بر پایهٔ پژوهشهای جدید، او از ۱۵۶۹ تا ۱۵۹۵ به مدت ۲۶ سال بدون وقفه در این منصب فعالیت کرد.[۵]
لقمان در مقام شهنامهنویس نه تنها متن آثار را مینوشت، بلکه بر همهٔ مراحل تولید نسخهها نظارت داشت. او گروههای کاری متشکل از کاتبان، نگارگران، مذهبان و صحافان را برای هر پروژه تشکیل میداد و تهیهٔ مواد و پرداخت دستمزد آنان را سامان میداد.[۶]
با بهبود موقعیت لقمان در دربار، برخی بستگان او نیز وارد دستگاه عثمانی شدند؛ پسرش در ۱۵۸۹ به یکی از واحدهای ممتاز دربار پیوست و برادرزادهاش در ۱۵۸۴ وارد دستگاه کتابت شد.[۶] در سالهای پایانی فعالیتش نیز دو دستیار به نامهای نطقی و تعلقیزاده محمد با او همکاری میکردند.
شهنامهنویسی دربار عثمانی
منصب شهنامهنویسی در پی رواج الگوی شاهنامهنویسی ایرانی در دربار عثمانی شکل گرفت. شاهنامه فردوسی، که تاریخ اسطورهای و پهلوانی ایران را روایت میکند، از مهمترین الگوهای ادبی این سنت بود. دربار عثمانی نیز پیروزیهای نظامی و کردار سلاطین را با الگوهای حماسی برگرفته از سنت شاهنامه مقایسه و بازنمایی میکرد.[۷]
نخستین نمونههای شهنامهنویسی عثمانی غالباً به نظم فارسی نوشته میشدند، هرچند موضوع آنها برخلاف شاهنامهٔ فردوسی رویدادهای معاصر دربار عثمانی بود. در دورهٔ فعالیت سید لقمان، این سنت بهتدریج دگرگون شد؛ نثر جایگاه بیشتری یافت و ترکی عثمانی بهتدریج جای فارسی را به عنوان زبان اصلی بسیاری از آثار تاریخی دربار گرفت.[۷]
یکی از دلایل انتخاب لقمان برای این سمت، توانایی او در سرودن شعر فارسی در قالب مثنوی بود.[۱] با این حال آثار او تنها به فارسی محدود نبودند و بخش مهمی از نوشتههای متأخرش به ترکی عثمانی و به صورت نثر پدید آمدند.
منصب شهنامهنویسی علاوه بر جنبهٔ ادبی، جایگاه اداری نیز داشت. لقمان برای هر پروژه هنرمندان مورد نیاز را از میان هنرمندان دربار برمیگزید. این گروهها ثابت نبودند و افراد برای پروژههای معین به کار گرفته میشدند.[۶] او در دورهای برای این منصب ۳۰ هزار آقچه دریافت میکرد و برای برخی پروژهها نیز مبالغی به عنوان افزایش دستمزد به او پرداخت میشد. با این حال، تورم آن دوره از ارزش واقعی این افزایشها میکاست.[۷]
پس از کشته شدن صوقوللی محمد پاشا در ۱۵۷۹، لقمان برای ادامهٔ فعالیت خود به پشتیبانی دیگر اعضای بانفوذ دربار نیاز داشت. این وضعیت در محتوای برخی آثار او نیز بازتاب یافت؛ در آنها نه تنها سلطان، بلکه وزیران و دیگر مقامات برجستهٔ دربار نیز با تأکید بر پیروزیها، خدمات و نقش سیاسیشان تصویر شدهاند.[۶]
آثار
.jpg)

در حدود نیمقرنی که منصب رسمی شهنامهنویسی در دربار عثمانی وجود داشت، نزدیک به پانزده اثر مهم از این نوع پدید آمد. سید لقمان پرکارترین شهنامهنویس این دوره بود و حدود ده اثر از این مجموعه را تألیف یا سرپرستی کرد. پنج اثر او به نظم فارسی، چهار اثر به نثر ترکی و یک اثر به نظم ترکی نوشته شدهاند.[۶] نقاش عثمان، از مهمترین نگارگران دربار عثمانی در اواخر سدهٔ شانزدهم، در تصویرگری چندین اثر لقمان با او همکاری داشت.
ظفرنامه
ظفرنامه از نخستین آثار عمدهٔ سید لقمان است و به سالهای پایانی سلطنت سلیمان یکم مربوط میشود. بخشی از محتوای آن با اثر فریدون احمد بیگ دربارهٔ لشکرکشی سیگتوار در سالهای ۱۵۶۸–۱۵۶۹ همپوشانی دارد.[۸]
شاهنامهٔ سلیمخان
شاهنامهٔ سلیمخان در ۱۵۸۱ به پایان رسید و رویدادهای دوران سلیم دوم را دربر میگیرد. بخش بزرگی از نگارههای آن به جنگهای فرماندهان عثمانی در مدیترانه و برخورد آنان با مردمان و سرزمینهای مختلف اختصاص دارد. در این اثر علاوه بر سلطان، نقش فرماندهانی چون سنان پاشا و لالا مصطفی پاشا نیز برجسته شده است.[۹]
شاهنشاهنامه
شاهنشاهنامه روایتی دو جلدی از سلطنت مراد سوم است. این اثر علاوه بر بازنمایی تاریخ و اسطورههای دودمانی عثمانی، تصویری از برداشت دربار از فرمانروایی عادلانه و موفق ارائه میدهد. نقش وزیران و فرماندهان نیز در آن برجسته است و شماری از نگارهها و روایتهای آن به پیروزیها و خدمات آنان اختصاص دارد.[۶]
هنرنامه
هنرنامه از مهمترین نسخههای تاریخی مصور عثمانی است. تهیهٔ آن پیش از دورهٔ لقمان آغاز شده بود و شهنامهنویسان پیش از او، عارفی چلبی و افلاطون شیروانی، در تدوین آن نقش داشتند. لقمان کار را ادامه داد و اثر در دو جلد در دههٔ ۱۵۸۰ تکمیل شد. این دو جلد شامل دهها نگاره دربارهٔ تاریخ سلاطین عثمانی، بهویژه سلیمان یکم و شخصیتهای برجستهٔ دربار هستند.[۴]
گروه بزرگی از هنرمندان در تهیهٔ هنرنامه شرکت داشتند و نسخهٔ نهایی در کتابخانهٔ کاخ توپقاپی نگهداری شد.[۱]
زبدةالتواریخ
زبدةالتواریخ مهمترین وقایعنامهٔ منثور مرتبط با سید لقمان است. نگارش شکل اولیهٔ آن در دورهٔ سلیمان یکم آغاز شد و بخش تاریخ عثمانی آن تا سال ۱۵۵۹ پیش رفته بود. لقمان این بخش را ادامه داد و رویدادها را تا پایان دوران فعالیت خود ثبت کرد.[۵]
اثر با مطالبی دربارهٔ آفرینش جهان، ساختار کیهان و منطقةالبروج آغاز میشود و سپس داستان پیامبران، نسبنامهای از آدم تا محمد، تاریخ اسلام و دودمانهای مختلف را دربر میگیرد. بخش دوم به تاریخ عثمانی از عثمان یکم تا دورهٔ مراد سوم اختصاص دارد.[۱۰]
در سال ۱۵۸۳، سه نسخهٔ کتابی و مصور از متن طوماری زبدةالتواریخ برای سلطان، صدراعظم و رئیس خواجگان دربار تهیه شد.[۵]
قیافةالانسانیة فی شمائل العثمانیة
قیافةالانسانیة فی شمائل العثمانیة که با نام شمایلنامه نیز شناخته میشود، در ۱۵۷۹ به دست لقمان و با نگارههای نقاش عثمان تهیه شد. این اثر مجموعهای از تصاویر و توصیفات ظاهری دوازده فرمانروای عثمانی از بنیانگذار دودمان تا مراد سوم است. ویژگیهای چهره، اندام و ظاهر سلاطین در این اثر با برداشتهای آن روزگار از قیافهشناسی پیوند داده شده است.[۴]
تأثیرپذیری و شیوهٔ تاریخنگاری
آثار سید لقمان در امتداد چند سنت متفاوت شکل گرفتند. یکی از مهمترین آنها سنت تاریخنگاری و شهنامهنویسی فارسی بود. بهرهگیری از قالب شهنامه، تبارنامههای شاهی و تصویر کردن سلطان به عنوان فرمانروایی پهلوانگونه از ویژگیهایی بود که از فرهنگ ادبی و هنری ایران به دربار عثمانی راه یافته بود.[۱۱]
در عین حال، در پژوهشهای مربوط به شمایلنامه شباهتهایی میان این اثر و مجموعههای تصویر و شرح حال فرمانروایان در اروپای سدهٔ شانزدهم مطرح شده است. از جمله اثر Elogia virorum bellica virtute illustrium نوشتهٔ پائولو جوویو، که مجموعهای از تصاویر و شرح حال شخصیتهای تاریخی را دربر داشت، از الگوهای احتمالی معرفی شده است.[۱۱]
با این حال، شمایلنامه برخلاف نمونههای اروپایی بر دودمان عثمانی تمرکز داشت و فرمانروایان این سلسله را در قالب یک تبار پیوسته بازنمایی میکرد. آمیزش الگوهای ایرانی-اسلامی با برخی شیوههای تصویرگری و تبارنگاری اروپایی از ویژگیهای تولیدات تاریخی دربار عثمانی در این دوره بود.[۱۱]
آثاری چون هنرنامه، شاهنامهٔ سلیمخان و زبدةالتواریخ همچنین نشاندهندهٔ گذار تدریجی تاریخنگاری رسمی عثمانی از منظومههای فارسی به وقایعنامههای منثور ترکی هستند. در عین حال، ساختار حماسی و شیوهٔ بازنمایی سلاطین و فرماندهان همچنان از سنت شهنامهنویسی تأثیر میگرفت.[۷]
افول منصب شهنامهنویسی
در اواخر سدهٔ شانزدهم، ماهیت سلطنت عثمانی تغییر کرد و سلاطین کمتر از گذشته شخصاً در لشکرکشیها حضور مییافتند. سلیم دوم و مراد سوم برخلاف بسیاری از پیشینیان خود همراه سپاه به میدان جنگ نمیرفتند و این امر یکی از مضامین سنتی شهنامهها، یعنی تصویر سلطان به صورت فرماندهٔ جنگاور، را کمرنگ کرد.[۶]
پس از مراد سوم، محمد سوم و احمد یکم توجه کمتری به تولید شهنامههای رسمی نشان دادند. پس از سید لقمان، تعلقیزاده محمد و حسن حکمی از آخرین کسانی بودند که منصب شهنامهنویسی را بر عهده گرفتند و این منصب در اوایل سدهٔ هفدهم از میان رفت.[۷]
با وجود عمر نسبتاً کوتاه این منصب، مجموعهٔ شهنامهها و وقایعنامههایی که در این دوره پدید آمدند از منابع مهم برای مطالعهٔ تاریخ سیاسی، فرهنگ درباری و نگارگری عثمانی در سدهٔ شانزدهم به شمار میروند. سید لقمان، که پرکارترین شهنامهنویس رسمی عثمانی بود، در سازماندهی تولید این نسخههای مصور و در گذار تاریخنگاری درباری از شعر فارسی به نثر ترکی جایگاه مهمی داشت.[۱]
جستارهای وابسته
- زبدة التواریخ (سید لقمان)
- نگارگری عثمانی
- نقاش عثمان
- شاهنامه
- تاریخنگاری عثمانی
منابع
- 1 2 3 4 5
- ↑ آکین, اسرا (2011). Mustafa Âli's Epic Deeds of Artists: A Critical Edition of the Earliest Ottoman Text about the Calligraphers and Painters of the Islamic World (in انگلیسی). بریل. p. 106. ISBN 978-90-04-17872-4.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - ↑ زورهوایده, هانا. "Luḳmān b. Sayyid Ḥusayn". دانشنامه اسلام (in انگلیسی). Vol. 5 (دوم ed.). بریل.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3 فتواجی, امینه (2013). Picturing History at the Ottoman Court (in انگلیسی). بلومینگتون: Indiana University Press. pp. 102، 132–137. ISBN 9780253006783.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3
- 1 2 3 4 5 6 7
- 1 2 3 4 5
- ↑ راکسبرگ, دیوید جی. (2005). Turks: A Journey of a Thousand Years, 600–1600 (in انگلیسی). لندن: Royal Academy of Arts. p. 269. ISBN 978-1903973578.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - ↑
- ↑ کوتلوآی, سِوگی. "Zubdat al-Tawarikh ("Cream of Histories")". Discover Islamic Art (in انگلیسی). Museum With No Frontiers.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Seyyid Lokman». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶.
- افراد امپراتوری عثمانی ایرانیتبار
- اهالی ارومیه
- درگذشتگان ۱۵۹۶ (میلادی)
- زادگان دهه ۱۵۶۰ (میلادی)
- نویسندگان سده ۱۶ (میلادی) اهل امپراتوری عثمانی