قمرالملوک وزیری
| قمرالملوک وزیری | |
|---|---|
![]() قمرالملوک وزیری در اواخر دههٔ ۱۳۲۰[۲] | |
| اطلاعات پسزمینه | |
| نام تولد | قمرخانم سید حسینخان |
| نام(های) دیگر | قمرالملوک وزیریزاده[۳][۴] |
| زاده | ۱۲۸۴ خورشیدی تاکستان، ایران |
| خاستگاه | ایرانی |
| درگذشته | ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ (۵۴ سال) شمیران، تهران ایران |
| ژانر | موسیقی سنتی ایرانی |
| پیشه | خواننده |
| سالهای فعالیت | ۱۳۰۲–۱۳۳۸ |
| ناشر(ان) | هیزمسترزویس، پولیفون، رادیو ایران |
| نوع صوت | متسو سوپرانو |
| استاد(ها) | مرتضی نیداوود |
| علت سرشناسی | آوازخوانی |
قمرخانم سید حسینخان (۱۲۸۴ – ۱۴ مرداد ۱۳۳۸) مشهور به قمرالملوک وزیری، خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی و از پیشگامان حضور زنان در عرصهٔ موسیقی حرفهای ایران بود. او نخستین زنی بهشمار میآید که بدون حجاب سنتی بر صحنهٔ عمومی کنسرت ظاهر شد و آواز خود را برای عموم اجرا کرد؛ اقدامی که در زمان خود بازتاب اجتماعی گستردهای داشت. قمر فعالیت هنریاش را در دههٔ ۱۳۰۰ خورشیدی آغاز کرد و با صدایی پرقدرت، وسعت صوتی قابل توجه و شیوهٔ اجرایی اثرگذار، بهسرعت به یکی از مشهورترین خوانندگان دورهٔ خود تبدیل شد. نام او بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ آواز ایرانی و نمادی از تحول اجتماعی و فرهنگی زنان در ایران باقی مانده است و از او با القابی همچون «هزاردستان آواز ایران» و «ام کلثوم ایران» یاد شده است.
قمر پدرش را پیش از تولد و مادرش را اندکی پس از تولد از دست داد. او در سالهای کودکی نزد مادربزرگش بزرگ شد که روضهخوان حرم ناصرالدین شاه بود و به این واسطه با خوانندگی آشنا شد. قمر چند بار ازدواج کرد، و به واسطهٔ یکی از همسرانش به مورفین اعتیاد پیدا کرد. او به جز یک فرزند که مرده به دنیا آمد، فرزند دیگری از خود نداشت، اما قیومیت چندین خانواده را به عهده گرفته بود و چند فرزندخوانده نیز داشت. وی بهخصوص با هنرمندان مشروطهخواه نظیر عارف قزوینی نزدیک و همفکر بود. قمرالملوک وزیری افزون بر جایگاه هنری، بهسبب فعالیتهای اجتماعی و حمایت از امور خیریه نیز شناخته میشود. وی بخش قابل توجهی از درآمد خود را به نیازمندان میبخشید. زندگی او در سالهای پایانی با تنگنای مالی و بیماری همراه بود. قمر در سال ۱۳۳۸ در تهران درگذشت و پیکرش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
قمر در نوجوانی به واسطهٔ بستگان خالهاش با مرتضی نیداوود آشنا شد و سپس برای آموزش موسیقی نزد او رفت. نیداوود پس از آموزش ردیف موسیقی ایرانی به قمر، برای او اجراهای خصوصی ترتیب داد که باعث شد نام قمر به گوش هنردوستان برسد. در سال ۱۳۰۳ قمر برای اولین بار در یک کنسرت آواز خواند. او در این کنسرت حجاب بر سر نداشت که تصمیمی پیشگامانه بود و برایش مشکلاتی رقم زد، اما همزمان به دیگر خوانندگان زن انگیزهٔ حضور در عرصهٔ عمومی را داد. شرکتهای ضبط صفحه چند صد صفحه با صدای قمر ضبط کردند، اگر چه بسیاری از آنها باقی نمانده است. با تأسیس رادیو در ایران در سال ۱۳۱۹، قمر از همان روز نخست در رادیو برنامهٔ موسیقی اجرا کرد و فعالیتهای او در رادیو تا ۱۳۳۰ که دو بار سکته قلبی و مغزی کرد ادامه داشت. قمر در همان سالها در فیلم مادر ساختهٔ اسماعیل کوشان نقشآفرینی کرد اما مدتی بعد به واسطهٔ تأثیر سکته روی تکلمش، از صحنهٔ هنر کاملاً کنار رفت. او با بسیاری از موسیقیدانان نامدار عصر خود همکاری داشت و بسیاری از شاعران همدورهٔ قمر برای قمر یا دربارهٔ قمر شعر سرودند.
زندگی و حرفه
اوایل زندگی و تحصیلات
قمرخانم سید حسینخان در ۱۲۸۴ به دنیا آمد.[۵] محل تولد وی تاکستان[۶] یا محلهٔ سنگلج ذکر شده است.[۷][الف] پدرش سید حسن، کارمند سادهای بود[۱۱] که چهار ماه پیش از زادروز قمر درگذشت. مادرش طوبی نام داشت و وقتی قمر هجدهماهه بود بر اثر حصبه درگذشت.[۱۲] والدین قمر اهل کاشان بودند و پیش از قمر، یک فرزند پسر داشتند که خیلی زود مرد.[۱۳] قمر در محلهٔ سنگلج تهران بزرگ شد[۱۴] و چون از خانوادهٔ پدرش (که ساکن کاشان بودند) دور بود با آنها ارتباط زیادی نداشت اما با خانوادهٔ مادرش از جمله با خالهاش ارتباط نزدیکتری داشت.[۱۵]

قمر از هشت ماهگی نزد مادربزرگش خیرالنساء، ملقب به افتخارالذاکرین، بزرگ شد که روضهخوان حرم زنانهٔ ناصرالدینشاه بود. قمر بعدها در رابطه با اوایل زندگیاش با مادربزرگش گفت که «مدیون تربیت اولیهٔ خودم هستم، چراکه همان پامنبری کردنها به من جرئت خوانندگی داد».[۱۶][ب] خیرالنساء وقتی قمر ده ساله بود برای او دایهای استخدام کرد که به نوشتهٔ زبیده جهانگیری «تا آخر دوران حیات قمر، چون سایهای بر زندگی او سنگینی میکرد».[پ] قمر مدتی در مکتبخانه[ت] و مدتی هم نزد یکی از همسایگان تحصیلات ابتدایی را دنبال کرد، اما وقتی که توانست شعرها را به آسانی بخواند، از ادامهٔ تحصیل دست کشید.[۲۱] قمر بعدها در اوایل سدهٔ ۱۳۰۰ که برای ایرانیان شناسنامه صادر میشد، با موافقت علینقی وزیری نام خانوادگی «وزیریزاده» را برای خود انتخاب کرد، اگر چه در نزد عموم با نام خانوادگی «وزیری» شناخته شد.[۲۲][۲۳]
آغاز فعالیتهای موسیقی
آشنایی قمر با موسیقی از سنین کودکی شروع شد. مادربزرگش که قیمومیت وی را عهده داشت، در مدتی که به سفر کربلا رفته بود قمر را به خالهاش سپرد. خالهٔ قمر اشرفالملوک نام داشت و همسر شاهزاده عبدالعظیم میرزا کاشفی بود. دخترخالهاش شازده ملوک نام داشت و با یکی از رجال سرشناس آن دوران به نام مجدالصنایع ازدواج کرد که فردی دستودلباز و دوستدار هنر و هنرمندان بود. قمر به همراه شازده ملوک به منزل مجدالصنایع میرفت و از این طریق بود که با نوازندگان شاخصی چون درویشخان، رکنالدین مختاری، حاجیخان (نوازندهٔ ضرب) و حسامالسلطنه مراد مواجه شد.[۲۴][۲۵] در نوجوانی، قمر به همراه مادربزرگش به مجالس روضهخوانی خصوصی زنان دربار میرفت و گاهی هم به همخوانی با او میپرداخت.[۲۶] قمر متوجه شد که نیاز به معلم موسیقی دارد و خیرالنساء پیرمردی را برای آموزش موسیقی به قمر استخدام کرد، اما این پیرمرد اندکی بعد از دنیا رفت.[۲۷]

اندکی پیش از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹، قمر در یک مجلس خصوصی با مرتضی نیداوود آشنا شد. در آن زمان نیداوود به تازگی فراگیری موسیقی نزد درویشخان را کامل کرده بود و کلاس خودش را برپا کرده بود. نیداوود ۲۰ ساله و قمر حدوداً ۱۶ ساله بود که به کلاس نیداوود پیوست.[۲۹][ث] قمرالملوک به جز آواز، آشنایی اندکی با نواختن تار هم داشت.[۳۲] نیداوود قمر را با ردیف موسیقی ایرانی آشنا کرد و قمر در مدتی کوتاه پیشرفت بسیاری کرد تا جایی که نیداوود به او در مجالس خصوصی فرصت خوانندگی داد.[۳۳] اولین اجرای قمر در یک محفل خصوصی در داوودیه (نزدیک شمیران) بود که مورد استقبال گرم حضار قرار گرفت؛ چنانکه صاحبخانه به وی یک گردنبند و یک قطعه جواهر هدیه داد.[۳۴] نیداوود و قمر از آن پس چندین بار در محافل خصوصی با هم موسیقی اجرا کردند[ج] تا جایی که نیداوود تصمیم گرفت قمر روی صحنهٔ رسمی کنسرت اجرا کند.[۳۶]
کنسرت گراند هتل
قمر اولین خوانندهٔ زن در ایران دانسته میشود که بدون حجاب روی صحنه رفت.[۳۷] او نخستین کنسرت خود را در سال ۱۳۰۳ در گراند هتل برگزار کرد. بلیط این کنسرت به سرعت فروش رفت. حدود ۶۰۰ نفر بلیط با شمارهٔ صندلی داشتند و عدهٔ بسیاری هم بلیط ارزانتر خریدند و در گوشه و کنار سالن نشستند یا ایستاندند. تعداد حضار دو برابر ظرفیت رسمی سالن بود.[۳۸] بلیطهای این کنسرت در بازار سیاه تا ۴۰ تومان هم فروش رفته بودند (حقوق یک کارمند عالیرتبه در آن زمان ماهانه حدود ۶۰ تومان بود). طراحی صحنهٔ کنسرت توسط یک هنرمند آلمانی به نام تالبرگ انجام شده بود و در ابتدای کنسرت، قمر بر روی یک هلال ماه نشسته بود.[۳۹] در انتهای برنامه ازدحام جمعیت چنان بود که مجبور شدند قمر را از در مخفی گراند هتل بیرون ببرند. تا قمر سوار ماشین شد، چند مأمور او را دستگیر کردند. روز بعد نظمیه از او تعهد گرفت که بیحجاب کنسرت ندهد، زیرا در آن زمان زنان بیچادر را در خیابانها دستگیر میکردند. در نهایت قمر با امضای تعهدنامه همان شب آزاد شد.[۴۰] این اتفاق زمینهٔ را برای حضور هنرمندان زن دیگر نظیر روحانگیز، ملوک ضرابی، پروانه، مرضیه، دلکش و دیگران فراهم کرد.[۴۱][۴۲]
روایتها دربارهٔ اینکه قمر در این کنسرت تصنیف مرغ سحر را خواند، متفاوت است. زبیده جهانگیری مینویسد که قمر آن را اولین بار در گراند هتل خواند و بعد بارها در کنسرتهایش تکرار کرد، اما منوچهر خسروانی (مجموعهدار بسیاری از صفحههای موسیقی ایرانی) مینویسد که قمر هیچگاه مرغ سحر را نخوانده و اولین بار آن را ملوک ضرابی خوانده و بعد از او افراد دیگری آن را اجرا کردهاند.[۴۳][۴۴][چ] قمر اگرچه تعهد داده بود که دیگر کنسرت ندهد و بیحجاب آواز نخواند، اما پس از کنسرت گراند هتل کماکان به اجراهای خصوصی ادامه داد و بیشتر بیحجاب از خانه بیرون میرفت.[۴۶]
ضبط موسیقی
پیشرفت قمر در موسیقی چنان بود که شرکت هیزمسترزویس بهخاطر ضبط صدای او دستگاه ضبط صفحه گرامافون به تهران آورد. بعد از آن شرکت پولیفون هم صفحههایی از صدای قمر ضبط کرد. به گفته ساسان سپنتا و محمدعلی امیرجاهد جمعاً بیش از ۲۰۰ صفحه از قمر ضبط شد.[۴۷] اما حسامالدین خرمی در ویژهنامهٔ اطلاعات در ۵ تیر ۱۳۵۴ تعداد صفحههای قمر را ۴۲۶ ذکر کرده و گفته که تنها نزدیک به یکسوم این صفحهها باقی ماندهاند.[۴۸] اولین صفحهای که با صدای قمر ضبط شد، قطعهٔ «مارش جمهوری» اثر عارف قزوینی بود که محتوایی سیاسی در حمایت از جنبش مشروطه داشت. این صفحه در سال ۱۳۰۴ ضبط و در لندن تکثیر شد اما وقتی به ایران رسید، به واسطهٔ شرایط سیاسی کشور از بازار جمعآوری و نابود شد.[۴۹][۵۰][۵۱] قطعههای بعدی شامل چند تصنیف دیگر از عارف بودند از قبیل «گریه کن که گر» و «ای دست حق» که توسط شرکت هیزمسترزویس ضبط شدند و بعداً بیشترشان از بین رفتند.[۵۲] از صفحههای تصنیف قمر که با کیفیت خوب باقی ماندهاند، یکی تصنیف «نگار من» در بیات ترک است که توسط شرکت پارلوفون ضبط شد و دیگری تصنیف «ماه من» در بیات اصفهان که توسط شرکت پولیفون ضبط شد. از صفحههای خوب آواز قمر هم یکی صفحهٔ افشاری است که با همراهی ویولن موسیخان[ح] اجرا شده و دیگری صفحهٔ شور که در برنامهٔ روحالله خالقی ضبط شد.[۵۴] ضبط و نشر صفحههای موسیقی با صدای قمر، شهرت او را از میان هنرمندان و مردمان متنفذ به میان عامهٔ مردم گسترش داد.[۵۵]
فعالیت در رادیو، تئاتر و سینما
تا پیش از این که رادیو در ایران دایر شود، قمر به اجرای کنسرت ادامه داد و از جمله در سینما سپه و سینما پالاس تهران و در شهرهای مشهد و همدان کنسرت گذاشت.[۵۶][خ] گشایش رادیو ایران در سال ۱۳۱۹ صدای قمر را به عموم مردم رساند. روز ۱۴ اردیبهشت ۱۳۱۹ که رادیو با حضور محمدرضا پهلوی (ولیعهد وقت) افتتاح شد، قمرالملوک به همراه اعضای کنسرت به اجرای برنامه پرداخت.[۵۸] او با حبیب سماعی در برنامههای رادیو همکاری میکرد و در ادامه نیز با همراهی ارکستر برادران معارفی،[د] حسین یاحقی، ابوالحسن صبا و اسماعیل کمالی برنامههایی در رادیوی ملی اجرا کرد.[۶۰]
قمر در حوالی سال ۱۳۱۳ که جشن هزاره فردوسی برگزار شد، یک نقش در تئاتر بازی کرد. موضوع نمایش رابطهٔ عاشقانهٔ دختر و پسری روستایی بود.[۶۱] بعدها قمر در کنار دلکش در فیلم مادر ساختهٔ اسماعیل کوشان نقش کوتاهی بازی کرد. در این فیلم قمر بخشهایی از ردیف آوازی موسیقی ایرانی را اجرا کرد.[۶۲] محمود خوشنام این فیلم را یک فیلمفارسی توصیف میکند و از این که قمر را در این فیلم به کار گرفتند ابراز افسوس میکند. این هم به نازل بودن فیلم (از دید خوشنام) اشاره دارد و هم به دلیل آن است که صدای قمر در آن زمان ضعیف بود و نتوانست در این فیلم بدرخشد. به گفتهٔ خوشنام، قمر به دلیل تنگدستی پذیرفته بود که در این فیلم نقش بازی کند.[۶۳]
قمر که بیماری فشار خون داشت، در دههٔ ۱۳۳۰ دو بار سکته قلبی و مغزی کرد. بیشتر عوارض این سکتهها پس از مدتی رفع شد اما تأثیر آن بر زبان و تکلم قمر ماندگار بود. او از ۱۳۳۲ دیگر در رادیو برنامه اجرا نکرد و از سال ۱۳۳۳ هم دیگر هیچ اجرایی نداشت.[۶۴] در آخرین برنامهٔ رادیوییاش، قمر با صدایی که مشخصاً ضعیف شده بود، قطعههایی در ابوعطا، افشاری و ماهور اجرا کرد که دوتای اول با ویولن ابوالحسن صبا، تار اسماعیل کمالی و ضرب امیر ناصر افتتاح همراهی شدند و قطعهٔ ماهور با تارنوازی ارسلان درگاهی اجرا شد.[۶۵]
فعالیتهای خیریه

وقتی قمر به شهرت رسید، در مجالس خصوصی و عروسیهای خانوادههای ثروتمند شرکت میکرد و از این طریق درآمد زیادی داشت.[۶۶] اما قمر بیشتر عواید کنسرت را به امور خیریه اختصاص میداد یا به دیگران پیشکش میکرد.[۶۷] در سال ۱۳۰۶ قمری کنسرتی را به نفع شکرالله قهرمانی که در آن زمان از کار افتاده بود، برگزار کرد. بلیط این کنسرت از ۴ تا ۲۰ تومان بود، در حالی که بلیط کنسرتها پیش از قمر تنها ۱ تا ۴ قران باقی مانده بود.[۶۸] در سال ۱۳۰۹ در سفری به خراسان به درخواست امانالله جهانبانی در مشهد کنسرت داد و عواید آن را صرف آرامگاه فردوسی کرد.[۶۹] در همدان در سال ۱۳۱۰ کنسرت داد و ترانههایی از عارف قزوینی خواند. وقتی والی خراسان سلطانحسین میرزا نیرالدوله چند گلدان نقره به قمر هدیه کرد، آنها را به عارف پیشکش نمود، با اینکه عارف مورد غضب نیرالدوله و رضاشاه بود. در سال ۱۳۰۸ به نفع شیر و خورشید سرخ کنسرت داد و عواید آن به بچههای یتیم اختصاص داده شد.[۷۰] در سال ۱۳۱۱ هم کنسرتی به نفع سیلزدگان فارس و کرمان در قزوین برگزار کرد. به گفتهٔ مرتضی نیداوود، درآمد قمر از کنسرت دیگری که در رشت و انزلی برگزار کرد بیش از ۴٬۰۰۰ تومان بود (در آن زمان با ۱۰۰ تومان میشد خانه خرید) اما تا به تهران برسد چیزی برایش نمانده بود و همه را به زنانی که در شالیزارها کار میکردند بخشیده بود.[۷۱][۷۲] این عادت قمر تا پایان عمر تداوم داشت و حتی در پایان عمر که از صحنهٔ موسیقی دور بود و وابسته به مقرریهای دولتی بود هم بیشتر پولش را به دیگران میبخشید.[۷۳]
وزیری به دستگیری از خانوادههای نیازمند نیز شهرت داشت. برای نمونه، بیژن ترقی خاطرهای از دوران کودکیاش تعریف کرده که در سفر کوتاهی به سمت شهر ری که او و پدرش همراه قمرالملوک وزیری بودند، قمر در میانهٔ راه درخواست میکند که ماشین نزدیک چند خانه خرابه متوقف شود. کودکانی از آن خانه به سمت قمر میدوند که او آنها را با نام صدا میزد و به آغوش میگرفت و سپس از وسایل سفر خود به آنها کفش و لباس نو هدیه داد.[۷۴] حسن علویکیا هم خاطرهای مشابهی تعریف میکند که در آن قمر، در میانهٔ مسیری، از دختری بیمار عیادت و به او و خانوادهاش رسیدگی میکند و تمام پولی که همراه داشت را به آنان میدهد. جواد بدیعزاده هم تعریف میکند که قمر اولین درآمدش از ضبط صفحه را به طور کامل صرف هزینههای چند طفل بیسرپرست و یتیم میکند.[۷۵] این ویژگیهای شخصیتی قمر و استلزام او به موسیقی سنتی و پرهیز از موسیقی مبتذل و مطربی، تا پایان عمر حفظ شد و او را زبانزد دیگران کرد.[۷۶] جایگاه قمر نزد مردم چنان درخشان بود که حتی برخی از زنانی که سخت به حجاب پایبند بودند و با آواز خواندن زنان مخالفت داشتند هم نسبت به قمر دیدگاهی احترامآمیز داشتند.[۷۷]
درگذشت
پس از سکتههای قلبی و مغزی، تکلم قمرالملوک مختل شد و او از صحنهٔ خوانندگی کنار رفت. او مدتی برای گذران زندگی مجبور شد زیورآلاتش و بخشی از وسایل منزلش را بفروشد. در این زمان به پیشنهاد بدیعالزمان فروزانفر طرحی به مجلس سنای ایران ارائه شد که به پاس خدمات قمرالملوک به وی مقرری پرداخت شود که از آن پس ابتدا ماهانه ششصد تومان و سپس هشتصد تومان به قمر پرداخت شد.[ذ] رادیو هم برای او ماهیانه چهل تومان مقرری تعیین کرده بود که قمر برای دریافت آن به سختی تا میدان ارک میرفت، اگر چه در راه برگشت به منزلش در تهران نو تمام آن پول را به دیگران میبخشید.[۷۹] همچنین با یک مصوبهٔ دیگر مجلس، به دلیل اعتیاد قمر به مورفین قرار شد که ماهانه مقداری از این دارو به وی تحویل داده شود.[۸۰]
قمر از این که نمیتوانست در رادیو اجرا کند بسیار رنجور بود و گاهی مخفیانه و با پوشیدن چادر به محدودهٔ ادارهٔ رادیو میرفت تا از آن مکان تجدید خاطره کند. به گفتهٔ اسماعیل نواب صفا قمر دو روز پیش از مرگش هم چنین کرد و نواب صفا او را کنار نردههای رادیو دیده بود.[۸۱] اعتیاد او به مورفین هم در این دوره مزید بر علت شده بود و به گفتهٔ پرویز خطیبی در کتاب خاطراتی از هنرمندان، قمر در روزهای آخر عمرش چیزی نمیخورد.[۸۲]
قمرالملوک وزیری در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ در شمیران، بر اثر سکته مغزی درگذشت. مساجد حاضر نشدند که پیکر وی را قبول کنند و به گفتهٔ دخترخواندهاش، در نهایت تصمیم بر آن شد که پیکر قمرالملوک تا زمان تدفین در بیمارستان امیراعلم[ر] نگهداری شود.[۸۴] پیکر قمر در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.[۸۵] به گفتهٔ زبیده جهانگیری، تنها جمع کوچکی در مراسم تشییع او شرکت کردند و اگر چه او تلاش کرد با هنرمندان بسیاری تماس بگیرد، به جز علی تجویدی و حسین تهرانی بقیه به بهانههای مختلف از حضور در مراسم عذر خواستند.[۸۶] وقتی پیکر قمرالملوک به ظهیرالدوله رسید، با دفن وی در آن مکان مخالفت شد و سرانجام با وساطت تیمور بختیار اجازهٔ دفن وی در ظهیرالدوله داده شد.[۸۷] اما مراسم روز هفت درگذشت قمر بسیار پرشور بود و جمعیتی که از ساعت چهار عصر تا ده شب در آن شرکت داشتند حدود یازده هزار نفر تخمین زده شد.[۸۸] در وصیتنامهای که از قمر منتشر شده، او به این که ثروتی ندارد اشاره کرده و از این که از یتیمان دستگیری کرده احساس افتخار کرده است.[۸۹]
ویژگیهای خوانندگی
ساسان سپنتا با بررسی صفحههای ضبطشده از آواز قمرالملوک وزیری به بررسی ویژگیهای خوانندگی او پرداخته است. بر اساس این تحقیقات، بازه صوتی قمرالملوک در حدود متوسط صدای زنان بود،[ز] اما به نتهای زیرتر نیز مسلط بود چنانکه گوشهٔ عشاق را در اکتاو بالاتر اجرا میکرد و اوج گوشههای حجاز یا عراق را با صدایی شفاف و درخشنده اجرا میکرد. همچنین، صدای قمرالملوک با سازهای پردهدار هماهنگ بود و هارمونیکهای زائد در آن به گوش نمیرسید.[۹۲] قدرت صدای قمرالملوک بسیار بالا بود؛ چنانکه سپنتا مینویسد در محیط باز صدای او از چند کیلومتر دورتر هم شنیده میشد و با این حال در اوج قدرت هم صدای او از نت خارج نمیشد یا نمیشکست و میتوانست تحریرها را به راحتی اجرا کند. تحریرهای او ابتکاری بود و از بسیاری از خوانندگان (از جمله مردان خواننده) همزمان خودش بهتر بود.[۹۳] از حسین طاهرزاده که از بهترین خوانندگان آن دوران بود نقل شده که گفته بود «تنها کسی که مثل من میخواند قمر است».[۹۴]
حسینعلی ملاح هم صدای قمر را بر اساس چند معیار توصیف کرده است. به گفتهٔ او، جنس صدای قمر صاف، خوشزنگ و دلربا بود و وسعت صدای او از نت دو (زیر خط حامل به کلید سل) تا نت ر (روی خط چهارم) بود که بر اساس تقسیمات صوتی موسیقی غربی، تقریباً معادل کنترآلتو و در موسیقی ایرانی با لفظ چپکوک شناخته میشود.[ژ] ملاح معتقد بود که قمر در استفاده از حالت (یا نوانس، به معنی تغییر قدرت و شدت نتهای مختلف) توجه کافی نداشت، و در بیان (دکلمه) اشعار هم به دلیل این که تحصیلات کافی نداشت، محدودیتهایی داشت و نمیتوانست رابطهٔ شعر و موسیقی را به کمال برساند. او قمر را بهترین مجری سبک خوانندگی زمان خودش میداند، اگر چه او را صاحبسبک یا نوآوریکننده تلقی نمیکند.[۹۶]
زندگی شخصی
قمر نخستین بار در نوجوانی و علیرغم میل شخصی خود مجبور به ازدواج شد، اما به گفتهٔ زبیده جهانگیری از مجلس عقد گریخت و به خانهٔ دوستی پناه برد.[۹۷] سالها بعد، زمانی که قمر به شهرت رسیده بود، این فرد قمر را پیدا کرد و مدعی شد که قمر به عقد او درآمده بوده پس باید با او به خانه برود. قمر که در آن زمان با فردی به نام بحرینی (یک روحانی متنعم که در تهران و قزوین املاکی داشت) آشنا بود، به وی پناه برد و مدتی در منزل بحرینی در تهران بود و سپس به اتفاق او و خانوادهاش به یک عمارت اربابی در قزوین رفت و حدود ۴ ماه آنجا ماند.[۹۸] بحرینی سپس زمینهٔ طلاق قمر از این فرد را با کمک یک وکیل فراهم کرد. قمر که سواد نوشتن نداشت، نتوانست امضای معتبری زیر برگهٔ طلاقنامه بزند و مجبور شد با ثبت اثر انگشت، به برگه رسمیت ببخشد. این ماجرا باعث شد که قمر سعی کند نوشتن را در بزرگسالی و در حد امضا کردن نام خودش فرا بگیرد. پس از رسمی شدن طلاق، قمر به همراه خانوادهٔ بحرینی به تهران بازگشت.[۹۹]
زمانی که احمدشاه خلع شده بود و رضاشاه بر سرِ کار آمده بود، قمر با علیاصغر شیخالاسلامی معرف به موسیو اصغر ازدواج کرد. موسیو اصغر در فرانسه تحصیل کرده بود اما شغلی نداشت و با درآمد املاک پدرش زندگی میکرد.[۱۰۰] ازدواج قمر با موسیو اصغر از روحیهٔ تجددخواهی قمر برمیخواست. موسیو اصغر کت و شلوار میپوشید و پاپیون میزد و از این که خانزاده یا آمیرزا صدایش کنند بدش میآمد و به همین جدید او را موسیو صدا میزدند.[۱۰۱][س] موسیو اصغر در زمان اقامت در پاریس به مورفین اعتیاد پیدا کرده بود و کمکم قمر هم به مورفین معتاد شد. سپس قمر حامله شد و به دلیل مصرف مورفین، بچهاش مرده به دنیا آمد. زندگی قمر با موسیو اصغر دو سال و اندی بیشتر دوام نیاورد و قمر از موسیو اصغر جدا شد. قمر که دوست داشت بچه داشته باشد، سرپرستی چند خانواده که بچه داشتند را قبول کرد و هزینهٔ آنها را میداد. سپس او پسری را به فرزندی گرفت و نامش را منوچهر گذاشت.[۱۰۳][ش] چند سال بعد از جدایی از موسیو اصغر، در سال ۱۳۱۴ که قمر سیساله بود، به عقد یک تاجر اصفهانی به نام امینالتجار درآمد و مدتی هم برای زندگی با او به قزوین رفت اما این ازدواج هم به خاطر اصرار خانوادهٔ همسرش بر کنار گذاشتن خوانندگی، دوام نیافت.[۱۰۵][۱۰۶] قمر تا پایان عمر چندین فرزندخوانده داشت.[۱۰۷] زبیده جهانگیری یکی از دخترخواندههای قمرالملوک وزیری بود و بخشی از اطلاعات منتشرشده دربارهٔ زندگی قمر برخواسته از کتاب قمری که خورشید شد نوشتهٔ جهانگیری است.[۱۰۸]
روابط با سیاستمداران و هنرمندان

او با دولتمردان رابطهای محکم داشت و اگرچه اهل سیاست نبود، مراوداتش با دولتمردان از او هنرمندی آگاه به مسائل سیاسی پدیدآورده بود. شهرت قمر به جایی رسیده بود که او در مورد شرکت در مهمانیها و جشن و سرورها خود تصمیم میگرفت و غالباً دعوت خانوادههای تهیدست را بر پذیرش دعوت بزرگان ترجیح میداد و بارها جواهرات اهدایی بزرگان را پس فرستاد یا میان نیازمندان تقسیم کرد.
او در جریان برپایی جمهوری مشروطه در ایران، قطعهٔ سیاسی «مارش جمهوری» ساختهٔ عارف قزوینی را اجرا کرد که مورد تحسین روشنفکران قرار گرفت. اما با تغییر شرایط سیاسی، جمهوریخواهان تخت فشار قرار گرفتند و عدهٔ زیادی گرفتار تعقیب و زندان شدند. شهرت قمر او را از مکافات مصون نگاه داشت، ولی صفحات مارش جمهوری از بازار فروش بیرون ریخته شد و تا مدتها هر جا صفحهٔ مارش جمهوری پیدا میشد برای صاحبش دردسر میآفرید.[۱۰۹] بین قمرالملوک وزیری با ملوک ضرابی و روحانگیز رقابت وجود داشت. با این حال، رابطهٔ آنها دوستانه بود. ملوک ضرابی دربارهٔ وی گفته است: «قمر زیاد من و امثال من را جدی نمیگرفت. خود را بالاتر از ما میشمرد. البته بالاتر هم بود. میان ما بیشتر رفاقت بود تا رقابت».[۱۱۰]
مرتضی نیداوود نقشی اساسی در زندگی قمر داشت. نه تنها او به قمر موسیقی آموخت و به وی فرصت اجرا در صحنههای خصوصی و عمومی داد، بلکه نیداوود در رشد فکری قمر هم نقش داشت. برای نمونه، نیداوود قمر را تشویق میکرد که در روزنامهها فقط مطالب مربوط به خودش یا موسیقی را نخواند و با خواندن مطالب دیگر معلوماتش را بالا ببرد چون «یک هنرمند بیسواد و بیخبر از وضع مملکت، به درد نمیخورد». قمر هم هر وقت راجع به چیزی نمیدانست، از نیداوود میپرسید و او را «مردی دانا» توصیف میکرد.[۱۱۱]
قمر به ام کلثوم، خوانندهٔ مصری علاقهٔ زیادی داشت و یکی از آرزوهایش آن بود که به مصر برود و با ام کلثوم ملاقات کند. قمر و ام کلثوم تقریباً همزمان خوانندگی را شروع کرده بودند ولی قمر به خاطر سکتههای قلبی و مغزی خیلی زود از خوانندگی بازنشسته شد. بعدها غلامحسین بنان در مقالهای که در سالگرد درگذشت قمر در روزنامهٔ کیهان منتشر شد نوشت که «قمرالملوک ام کلثوم ایران است» و «[قمر] سمبل همه خوانندههای زن بود. در آواز ایران وزنه بود. شاید قرنها طول خواهد کشید تا مادر گیتی مانندش را بزاید. اهمیت صدایش به نظر من در ایران بهاندازهٔ صدای ام کلثوم در مصر است.».[۱۱۲] محسن حجاریان هم قمر را با ام کلثوم مقایسه کرده است.[۱۱۳] سپنتا نیز گفته است که «در بین خوشطنینترین صداهایی که از آواز ایرانی شنیدهام صدای شفاف و درخشنده خواننده فقید قمرالملوک وزیری است، همچنین تنوع تحریرها و مهارت ایشان را در ادای صنایع و فنون بهخصوص آواز ایرانی در کمتر کسی یافتهام، چه هنگام شنیدن، شور خاصی در شنونده آشنا ایجاد میکند. این خواننده بنا به استعداد طبیعی و ذوق خداداد از عوامل مهم تنفس صحیح و ایجاد رزنانس مطبوع در پرورش صدای گرم و پرگسترش خود استفاده کرده بود.»[۱۱۴] در میان روشنفکران و قلمبهدستان نیز اشعاری برای قمرالملوک سروده شده است و مقالاتی تحسینآمیز بر کنسرتهای او نوشتهاند. او نیز شعر شاعران نام یافته را در کنسرتهای خود به کار میگرفت و برخی از اجراهای خود را به آنان تقدیم میکرد.[۱۱۵] امیرجاهد خوانندگی تمام تصنیفهایش را به قمر سپرد و در مدت شش ماهی که قمر مشغول ضبط صفحه بود، هر دو هفته یک تصنیف جدید برای او میساخت.[۱۱۶]
بسیاری از شاعران همدورهٔ قمر در مورد او شعر سرودند، از جمله ایرج میرزا، عارف قزوینی، محمدتقی بهار، و محمدحسین شهریار. خود قمر از این بین شعرهای شهریار را بیشتر میپسندید.[۱۱۷] یکی از اشعاری که شهریار در مدح قمرالملوک وزیری سروده، این غزل است:[۱۱۸]
| از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست | آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست | |
| آهشته به گوش فلک از بنده بگویید | چشمت ندود این همه یک شب قمر اینجاست | |
| آری قمر آن قُمری خوشخوان طبیعت | آن نغمهسرا بلبل باغ هنر اینجاست | |
... | ||
| ایکاش سحر ناید و خورشید نزاید | کامشب قمر اینجا، قمر اینجا، قمر اینجاست | |
ایرج میرزا هم در وصف قمر سروده که:[۱۱۹][۱۲۰]
| قمر آن نیست که عاشق بَرَد از یاد او را | یادش آن گل نه، که از کف ببرد باد او را | |
| مَلَکی بود قمر پیش خداوند عزیز | مرتعی بود فلک خرم و آزاد او را | |
... | ||
| بلبل از رشکِ صدای تو گلو پاره کند | ورنه بهر چه بُوَد این همه فریاد او را | |
در سال ۱۳۰۷ در حادثهٔ اتومبیل دست قمر شکست. محمدتقی بهار شعری را در تأسف آن حادثه سرود.[۱۲۱]
فروزان جمشیدنژاد در مطلبی که بیبیسی فارسی منتشر کرد، قمر را «هزاردستان آواز ایران» نامیده است.[۱۲۲] بسیاری از نوازندگان شاخص همدورهٔ قمر با او همکاری کردند. این شامل پیانیستهایی همچون مرتضی محجوبی، حبیبالله شهردار، تارنوازانی همچون موسی معروفی، ارسلان درگاهی، اسماعیل کمالی، مرتضی نیداوود و علیاکبر شهنازی، نوازندگان ویولن و کمانچه شامل ابوالحسن صبا، رکنالدین مختار و حسین یاحقی، و نوازندگان ضرب از جمله ناصر افتتاح میشد. قمر اشعار چندین تن از شاعران بنام همعصر خود را اجرا کرد، از جمله محمدتقی بهار، پژمان بختیاری، حسن وحید دستگردی، میرزاده عشقی، ایرج میرزا، رهی معیری، محمدعلی امیرجاهد، عارف قزوینی و موید ثابتی[۱۲۳] قمرالملوک به آموزش موسیقی نپرداخت و از بین خوانندگان دیگر هم کسی را به عنوان شاگرد خوب خودش نمیشناخت. او نسبت به خوانندگان جوانتر دیدگاه منتقدانه داشت و معتقد بود که «کمتر زحمت میکشند و صدایشان دامنه ندارد».[۱۲۴]
یادداشت
- ↑ زمان و مکان دقیق تولد قمرالملوک مورد اختلاف نظر است. شناسنامهٔ وی که زمانی که ۲۰ ساله بود در تهران صادر شده، نشان میدهد که نام وی قمرالملوک است، نام خانوادگیاش قبلاً «سید حسینخان» بوده و به «وزیریزاده» تغییر کرده، و سال و مکان تولد وی ۱۲۸۴ در تهران بوده است.[۸] زبیده جهانگیری نویسندهٔ کتاب قمری که خورشید محل تولد وی را محلهٔ سنگلج تهران ذکر کرده است.[۹] منابع دیگر از جمله محمود خوشنام محل تولد او را تاکستان قزوین نوشتهاند.[۱۰]
- ↑ حسینعلی ملاح در برنامهای رادیویی که در سال ۱۳۴۳ در پنجمین سالروز درگذشت قمر پخش شد، این نکته را بیشتر شرح داده است. او میگوید که مجالس روضهخوانی بانوان با مجالسی که خاص مردان است تفاوت کلی داشت. برخلاف مجلس عزاداری مردان که جنبهٔ وعظ و خطابه داشت، مجلس روضهخوانی زنان به صحنهٔ تئاتر، شبیهخوانی و تعزیه بیشتر شبیه بود. قمر مدتها به این نحو مرثیهخوانی و پامنبری کرد و به همین واسطه روزبهروز بر وسعت و طنین صدا و جرأت و جسارتش افزوده شد.[۱۷]
- ↑ وقتی مادربزرگ قمر مرد و قیمومیت او به خالهاش سپرده شد، دایه هم تا مدتی از زندگی قمر خارج شد.[۱۸] اما این دایه بعداً زمانی که شوهرش درگذشت و چند بچه داشت، قمر را پیدا کرد و به او پناه آورد و قمر هم او را به زندگی خود پذیرفت.[۱۹]
- ↑ به گفتهٔ روحالله خالقی، قمر به مدرسهٔ دخترانهٔ «ناموس» واقع در سنگلج رفت.[۲۰]
- ↑ این در شرایطی رخ داد که علینقی وزیری مدرسهٔ عالی موسیقی را (در سال ۱۳۰۲) تأسیس کرد اما در آگهی آن آمده بود که زنان مسلمان به مدرسه پذیرفته نمیشوند. این تصمیم مورد اعتراض قمر بود که در مطلبی به نوشتهٔ او در روزنامهٔ شفق سرخ نیز منعکس شد.[۳۰] البته بعداً قمر در مدرسهٔ عالی موسیقی با ساز علینقی وزیری آواز خواند.[۳۱]
- ↑ به گفتهٔ جهانگیری، قمر یکبار هم بدون نیداوود به خوزستان رفت تا به درخواست شیخ خزعل چند روز در قصر او موسیقی اجرا کند. نیداوود که با این کار موافق نبود، همراه قمر نرفت و پس از برگشت قمر هم کمی با او ترشرویی کرد. چند روز پس از بازگشت قمر، قشون رضاخان به خوزستان حمله کردند و شیخ خزعل را از قدرت به پایین کشیدند.[۳۵]
- ↑ مرتضی نیداوود در خاطرهای تعریف میکند که قمر به همراه او و برادرش موسی، تصنیف مرغ سحر را در مراسمی که رضاخان به صورت پیشبینی نشده در آن حضور داشت اجرا کرده بودند که باعث شماتت عبدالحسین تیمورتاش قرار گرفتند. این روایت، در درستی ادعای خسروانی تردید ایجاد میکند.[۴۵]
- ↑ منظور موسی نیداوود، برادر مرتضی نیداوود است.[۵۳]
- ↑ کنسرت قمر در سینما سپه تهران، که به همت علی وکیلی، بنیانگذار این سینما برپا شده بود، قرار بود شش روزه باشد اما شش هفته ادامه یافت و بهای بلیطش به پنجاه تومان هم رسید. استقبال مردم از او چنان پرشور بود که در انتهای برنامه، از پول و طلا و زیورآلات هر چه داشتند به سمت او پرتاب میکردند.[۵۷]
- ↑ ناصر معارفی، نوازندهٔ ویولن بود که همراه برادرانش منصور، مسعود و منوچهر از ابتدای تأسیس رادیو در ایران به کنسرت میپرداختند.[۵۹]
- ↑ این مبلغ در آن زمان معادل دستمزد استادان برجسته دانشگاه بود.[۷۸]
- ↑ یا به روایتی دیگر، در سردخانهٔ پزشکی قانونی[۸۳]
- ↑ بازه صوتی قمر به متسو سوپرانو نزدیک بود، از ۲۲۰ تا ۴۷۰ هرتز.[۹۰][۹۱]
- ↑ سپنتا این دیدگاه را منعکس و رد کرده و برای توصیف بازهٔ صوتی قمر، متسوسوپرانو رو صحیحتر از کنترآلتو دانسته است.[۹۵]
- ↑ مرتضی نیداوود در خاطرهای نقل کرده که موسیو اصغر مسلمان نبود و برای ازدواج با قمر حاضر شد که به اسلام بپیوندد و او را ختنه کردند که زخم آن تا ماهها التیام پیدا نکرد.[۱۰۲]
- ↑ قمر به واسطهٔ علاقهای که به ایرج میرزا داشت، نام این پسر را با الهام از شعر «زهره و منوچهر» او انتخاب کرد و دوست داشت که دختری هم داشته باشد که زهرهاش بنامد، اگر چه این امر هرگز محقق نشد.[۱۰۴]
پانویس
- جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۵.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۵.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۴۵.
- ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
- ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
- ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۲۷.
- ↑ خوشنام، قمری در آسمان موسیقی ایران.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۲۹–۳۰.
- ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۳۰.
- ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
- ↑ آبادی، جای پای قمر در جامعهٔ هنری ایران.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۲۹.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۹۳.
- ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۳.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۳۰.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۳۸–۴۰.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۸۴–۲۸۵.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۳۵.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۳۸–۴۰.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۳.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۳.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۴۱–۴۳.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۵۴–۵۶.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۴۴.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۴۵–۴۶.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۵۵–۲۵۶.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۴۷.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۴۹.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۵۸–۲۵۹.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۵۴.
- ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۶.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۶۳.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۹.
- ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۰.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۹۸.
- ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۸۸.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ ناصر معارفی.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۶.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۹۳.
- ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
- ↑ خوشنام، قمری در آسمان موسیقی ایران.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۵.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۳.
- ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۵۶.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۵۴–۲۵۵.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۵۹–۲۶۰.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۴۹–۲۵۱.
- ↑ فرهمند، چرا قمر غریب مرد؟.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ یغمایی، صدای ماه ....
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۳۲۷.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۳۳۱.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۳۳۴.
- ↑ زاهد، وصیتنامه بانو قمرالملوک وزیری.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۳.
- ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۷.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۸.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۹.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۳.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۷۶–۲۷۷.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۳۱.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۴۸–۴۹.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۵۰–۵۱.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ خوشنام، یادی از قمر.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۵۸.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۹۳.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۳۰۰.
- ↑ جمشیدنژاد، قمر در محاق.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۴۹.
- ↑ خوشنام، یادی از قمر.
- ↑ خوشنام، قمرالملوک وزیری؛ صدایی که تابوها را شکست.
- ↑ خوشنام، قمرالملوک وزیری؛ صدایی که تابوها را شکست.
- ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۵۲–۵۳.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۷۰.
- ↑ سپنتا، کیفیت آوازهای ایران، ۳۵.
- ↑ خوشنام، قمرالملوک وزیری؛ صدایی که تابوها را شکست.
- ↑ خوشنام، قمری در آسمان موسیقی ایران.
- ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۹۵–۲۹۶.
- ↑ خوشنام، قمری در آسمان موسیقی ایران.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۹۷.
- ↑ اتحاد، چهرههای موسیقی ایرانی معاصر، ۲۹۸–۲۹۹.
- ↑ جمشیدنژاد، قمر در محاق.
- ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
- ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۲.
منابع
- آبادی، اسکندر (۱۳ مرداد ۱۳۸۸). «جای پای قمر در جامعهٔ هنری ایران». دویچه وله. دریافتشده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.
- اتحاد، هوشنگ (۱۳۹۹). چهرههای موسیقی ایرانی معاصر. ج. ۴. تهران: نشر نو. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۴۹۰-۲۳۱-۱.
- جهانگیری، زبیده (۲۰۱۵). قمری که خورشید شد. لسآنجلس: شرکت کتاب. شابک ۹۷۸-۱-۵۹۵۸۴-۵۱۳-۹.
- جمشیدنژاد، فروزان (۱۴ مرداد ۱۳۹۱). «قمر در محاق؛ یادی از قمرالملوک وزیری در سالمرگش». بیبیسی فارسی. دریافتشده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۳.
- خوشنام، الهه (۱۴ مرداد ۱۳۸۸). یادی از قمر، غزلخوان باغ آزادی. دویچه وله. دریافتشده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.
- خوشنام، محمود (۳ اوت ۲۰۰۴). «قمری در آسمان موسیقی ایران». بیبیسی فارسی. دریافتشده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.
- خوشنام، محمود (۵ اوت ۲۰۱۴). «قمرالملوک وزیری؛ صدایی که تابوها را شکست». بیبیسی فارسی. دریافتشده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.
- زاهد، فاطمه (۲ شهریور ۱۳۹۷). «وصیتنامه بانو قمرالملوک وزیری». خبرگزاری برنا. بایگانیشده از اصلی در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۰.
- سپنتا، ساسان (۱۳۴۰). «کیفیت آوازهای ایران». موسیقی (۵۷): ۳۲–۳۶. دریافتشده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵ – به واسطهٔ پرتال جامع علوم انسانی.
- سپنتا، ساسان (۱۳۹۳). «قمرالملوک وزیری». فصلنامه موسیقی ماهور (۶۵): ۱۱۵–۱۲۵.
- نیکنام، پرویز (۲۹ ژوئیه ۲۰۲۲). «قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی». آسو. دریافتشده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.
- «ناصر معارفی». راسخون. ۲۱ فروردین ۱۳۹۰. دریافتشده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.
- «معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری». دلنوا. ۴ خرداد ۱۳۹۹. بایگانیشده از اصلی در ۲۲ ژانویه ۲۰۲۵. دریافتشده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۳.
- فرهمند، مهرداد (۶ اوت ۲۰۱۶). «چرا قمر غریب مرد؟». بیبیسی فارسی. دریافتشده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.
- یغمایی، پیرایه (۱۸ اسفند ۱۳۸۲). «صدای ماه ...». ایران امروز. بایگانیشده از اصلی در ۱۲ اکتبر ۲۰۰۸. دریافتشده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.
- Nakjavani, Eric (15 December 2008). "QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI". Encyclopedia Iranica. Retrieved 21 December 2025.
پیوند به بیرون
- ویدیوی ثبت شدن نام قمرالملوک وزیری در سازمان ملل، از یوتیوب
- مستند صدای ماه اثر فرحناز شریفی در مورد قمرالملوک وزیری، از آپارات

