نسخه‌های خطی اوستایی

نسخه‌های خطی اوستایی
برگ ۴ (سمت راست) از نسخهٔ S1 یسنا همراه با ترجمهٔ سانسکریت نریوسنگ
اطلاعات
دینمزدیسنا
زبانزبان اوستایی
دورهسدهٔ چهاردهم تا بیستم میلادی

نسخه‌های خطی اوستایی تنها گواهان بازماندهٔ اوستا، مجموعهٔ متون دینی مزدیسنا، هستند.[۱] با آنکه این متون در یک فرهنگ شفاهی و در دوره اوستایی پدید آمدند، سنت مکتوب آن‌ها تنها در دورهٔ بسیار متأخرتر شاهنشاهی ساسانی آغاز شد.[۲] کهن‌ترین نسخه‌های خطی بازمانده از این سنت به اواخر قرون وسطی تعلق دارند.[۳]

تاریخ

متون گوناگون اوستا در اصل به صورت شعر شفاهی پدید آمدند و خاستگاه آن‌ها به دوره اوستایی بازمی‌گردد. این متون در مرحله‌ای نسبتاً زود تثبیت شدند؛ به این معنا که صورت انتقال‌یافتهٔ آن‌ها کمابیش ثابت شد.[۴] تنها در دورهٔ شاهنشاهی ساسانی بود که خط اوستایی پدید آمد.[۵] این امر به تولید نخستین اسناد مکتوب اوستایی انجامید.[۶]

کهن‌ترین نسخه‌های خطی موجود به اواخر قرون وسطی تعلق دارند. تاریخ یکی از نسخه‌ها ۱۲۵۸ یا ۱۲۸۸ میلادی ذکر شده است، اما ممکن است خود آن نسخه رونویسی متأخرتری باشد. دو نسخهٔ خطی که تاریخ آن‌ها با اطمینان بیشتری مشخص است، J2 و L4، هر دو متعلق به سال ۱۳۲۳ میلادی‌اند. تا سدهٔ هفدهم تنها شمار اندکی نسخهٔ اوستایی شناخته شده است و بیشتر آن‌ها در هند پدید آمده‌اند. از سدهٔ هجدهم به بعد است که تعداد قابل توجهی نسخهٔ خطی در دسترس قرار می‌گیرد.[۷]

ویژگی‌ها

ساخت و مواد

نسخه‌های خطی اوستایی بر روی کاغذ و با مرکب آهن‌مازو نوشته شده‌اند. متن اوستایی معمولاً با مرکب سیاه نوشته می‌شود، در حالی که ترجمه‌ها، حاشیه‌ها یا دستورهای آیینی اغلب با مرکب سرخ نوشته شده‌اند و در برخی تذهیب‌ها از رنگ سبز نیز استفاده شده است. کاربرد مرکب آهن‌مازو در بسیاری از نسخه‌های کهن یا نسخه‌هایی که به‌خوبی نگهداری نشده‌اند، موجب خوردگی شدید کاغذ بر اثر مرکب شده است.

همهٔ این نسخه‌ها به صورت دفترنامه صحافی شده‌اند، اما از جنبه‌های دیگر قالب یکسانی ندارند. نسخه‌های متونی چون خرده‌اوستا ممکن است اندازه‌ای نسبتاً کوچک داشته باشند، در حالی که نسخه‌های وندیداد غالباً در قطع بزرگ تهیه شده‌اند.[۸]

تذهیب

تنها شمار اندکی از نسخه‌های خطی اوستایی تذهیب شده‌اند. بیشتر این نسخه‌ها ایرانی‌اند و تقریباً همگی در میان نسخه‌های وندیداد دیده می‌شوند. از آنجا که این متن بخشی از اوستای ساسانی بوده است، گمان شده که تذهیب احتمالاً در دیگر مجلدهای این مجموعه نیز رواج داشته است.

از نقش‌مایه‌های رایج در این نسخه‌ها، انار سوکوتران است که در آیین هوم‌ستوم در آیین یسنا به کار می‌رود. نقش جانورانی چون اسب و پرنده نیز دیده می‌شود. افزون بر این، شماری نسخهٔ تذهیب‌شده از هند باقی مانده‌اند که دارای آرایه‌های هندسی‌اند.[۹]

خط

نسخه‌های خطی اوستایی با خطی ویژه، یعنی خط اوستایی، نوشته شده‌اند. این خط بر پایهٔ خط پهلوی، که برای نوشتن زبان‌های ایرانی میانه‌ای چون فارسی میانه به کار می‌رفت، ساخته شده است.

زمان دقیق ابداع این خط معلوم نیست، اما معمولاً تاریخی در اواخر دورهٔ شاهنشاهی ساسانی برای آن در نظر گرفته می‌شود. الفبای اوستایی نوعی دستگاه آوانگاری بسیار دقیق بود و احتمالاً مشخصاً برای ثبت هرچه دقیق‌تر و یکسان‌سازی تلفظ متون اوستایی ساخته شد.[۱۰]

رده‌بندی

نسخهٔ ایرانی تذهیب‌شدهٔ وندیداد ساده، کتابت‌شده در یزد در ۱۶۴۷ میلادی (MS 4060/RSPA 230)

پژوهشگران نسخه‌های خطی اوستایی را بر پایهٔ چند معیار دسته‌بندی می‌کنند. یکی از این معیارها خاستگاه نسخه در میان جوامع زرتشتیان ایران یا زرتشتیان هند است.[۱۱] معیار دیگر، آیینی است که نسخه در آن به کار می‌رود؛ مانند یسنا، وندیداد یا ویسپرد.[۱۲]

نسخه‌ها همچنین بر اساس نوع کاربردشان به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند: نسخه‌های آیینی و نسخه‌های تفسیری.[۱۳]

نسخه‌های آیینی متن اوستایی را همراه با دستورهای لازم برای اجرای آیین دربر دارند. این نسخه‌ها ساده یا Sāde/Sadah خوانده می‌شوند، به معنای «پاک» یا «خالص»، زیرا ترجمه‌ای در کنار متن اوستایی ندارند.[۱۴]

در مقابل، نسخه‌های تفسیری متن اوستایی را همراه با ترجمه عرضه می‌کنند. بیشتر این نسخه‌ها دارای ترجمه‌ای به زبان فارسی میانه هستند که صورت مکتوب آن با خط پهلوی نوشته شده است.[۱۵] نسخه‌هایی با ترجمه به فارسی نو، سانسکریت و گجراتی نیز وجود دارند.

تولید نسخه‌ها

نسخه‌های خطی اوستایی را کاتبان روحانی زرتشتی در جریان آموزش دینی خود تولید می‌کردند و این سنت تا اندازه‌ای همچنان ادامه دارد. دو مرکز اصلی برای تولید این نسخه‌ها وجود داشته است: یکی در جامعهٔ زرتشتی ایران، زادبوم مزدیسنا، و دیگری در جامعهٔ زرتشتی هند که نیاکان آن در پی آزار زرتشتیان به هند مهاجرت کرده بودند.

با آنکه همهٔ سنت‌های نسخه‌نویسی اوستایی در نهایت به ایران و سنت ساسانی بازمی‌گردند، جدایی این دو جامعه به پیدایش تفاوت‌های چشمگیری میان سنت‌های نسخه‌نویسی ایران و هند انجامیده است.

مراکز تاریخی تولید نسخه‌های اوستایی در ایران عمدتاً یزد و کرمان بودند، در حالی که در هند بیشتر نسخه‌ها در نوساری، سورت و بهروچ تهیه می‌شدند.[۱۶]

تصحیح متن

تبارنامهٔ نسخه‌های یسنا دارای ترجمهٔ پهلوی و سانسکریت که کارل فریدریش گلدنر در تصحیح خود به کار برد

پس از آنکه نسخه‌های خطی اوستایی در جهان غرب شناخته شدند، چند تصحیح انتقادی از اوستا تهیه شد که همگی به سدهٔ نوزدهم تعلق داشتند.[۱۷]

دو تصحیح انتقادی نخست را نیلز لودویگ وسترگارد در ۱۸۵۲[۱۸] و فریدریش فون اشپیگل در سال‌های ۱۸۵۳ تا ۱۸۵۸ منتشر کردند.[۱۹][۲۰]

با این حال، مهم‌ترین تصحیح را کارل فریدریش گلدنر میان سال‌های ۱۸۸۶ تا ۱۸۹۵ منتشر کرد.[۲۱][۲۲][۲۳] این تصحیح بر پایهٔ ۱۳۵ نسخهٔ خطی تهیه شده بود و تا امروز همچنان تصحیح انتقادی معیار اوستا به شمار می‌آید.[۲۴] گلدنر در پیشگفتار تصحیح خود همچنین دستگاه انتقادی و تبارنامهٔ بسیاری از نسخه‌هایی را که به کار برده بود، ارائه کرد.[۲۱]

پس از تصحیح گلدنر، هیچ تصحیح انتقادی تازه‌ای از کل اوستا منتشر نشده است، هرچند برای شماری از متون منفرد تصحیح‌های جدیدتری فراهم آمده است.[۲۵]

تصحیح گلدنر در عین اهمیت، کاستی‌هایی دارد و همین امر نیاز به تدوین تصحیح جدیدی از مجموعهٔ اوستا را افزایش داده است.[۲۶]

یکی از طرح‌هایی که در پاسخ به این نیاز شکل گرفته، بایگانی دیجیتال اوستا (Avestan Digital Archive یا ADA) است. این طرح با هدف انتشار دیجیتال همهٔ نسخه‌های خطی اوستایی آغاز شده است. تا سال ۲۰۱۳ حدود ۱۵۰ نسخه دیجیتال شده و نزدیک به ۸۰ نسخه فهرست‌نویسی و به‌صورت برخط در دسترس قرار گرفته بود.[۲۷]

مجموعه‌ها

امروزه بیش از ۳۰۰ نسخهٔ خطی اوستایی شناخته شده است. این نسخه‌ها عمدتاً در کتابخانه‌های هند، ایران و کشورهای غربی و نیز در مجموعه‌های خصوصی خاندان‌های روحانی زرتشتی نگهداری می‌شوند.[۲۸]

در هند، بزرگ‌ترین مجموعه‌ها در کتابخانهٔ مؤسسهٔ خاورشناسی ک. ر. کاما در بمبئی و کتابخانهٔ ماهیار رانا در نوساری نگهداری می‌شوند.[۲۹]

یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های غربی، کدکس‌های هافنیِنسس یا مجموعهٔ کپنهاگ (Codices Hafnienses) است که شامل ۴۳ دفترنامه به زبان‌های اوستایی و فارسی میانه است. این نسخه‌ها را راسموس راسک و نیلز لودویگ وسترگارد گردآوری کردند و امروزه در کتابخانه سلطنتی دانمارک نگهداری می‌شوند.[۳۰]

مجموعه‌های مهم دیگری نیز در کتابخانه بریتانیا در لندن، کتابخانه بادلین در آکسفورد و کتابخانه ایالتی بایرن در مونیخ نگهداری می‌شوند.[۲۸]

منابع

  1. ↑ Gholami 2024, p. 17: "The Avesta, the sacred texts of Zoroastrianism, the predominant religion of pre-Islamic Iran, are preserved solely through manuscripts".
  2. ↑ Cantera 2015b, pp. 40-41.
  3. ↑ Boyce 1984, p. 1.
  4. ↑ Hoffmann 1987, "Every Avestan text, whether composed originally in Old Avestan or in Young Avestan, went through several stages of transmission before it was recorded in the extant manuscripts. During the course of transmission many changes took place".
  5. ↑ Cantera & Redard 2023, p. 6: "The Avestan alphabet is an alphabet created specifically and in an artificial form for writing down the Avestan texts transmitted orally up to that time".
  6. ↑ Schmitt 2000, p. 22.
  7. ↑ Cantera 2013, pp. 345-346.
  8. ↑ Cantera 2013, p. 346.
  9. ↑ Cantera 2013, pp. 346-347.
  10. ↑ Hoffmann 1987, chap. i. The Avestan Script.
  11. ↑ Kellens 1987, "their origin (Indian or Iranian)".
  12. ↑ Kellens 1987, "[T]he names of the manuscript families indicate the text (Yasna, Visprad, etc.)".
  13. ↑ Cantera 2015b, p. 41: "The manuscripts can be further classified according to their use".
  14. ↑ Kellens 1987, "The manuscripts that contain only the Avestan text are called sāda 'pure'".
  15. ↑ Cantera 2015a, "The manuscripts transmitting the preserved Avestan texts often also include their translation into Pahlavi [PT], the Zoroastrian Middle Persian language".
  16. ↑ Cantera 2013, pp. 348-349.
  17. ↑ Gholami 2024, p. 19: "In the second half of the nineteenth century, the three main editions of the Avesta were those compiled by Westergaard (1852), Spiegel (1853–1858) and K. F. Geldner (1886–1896),".
  18. ↑ Westergaard 1852.
  19. ↑ von Spiegel 1853.
  20. ↑ von Spiegel 1858.
  21. 1 2 Geldner 1885.
  22. ↑ Geldner 1889.
  23. ↑ Geldner 1895.
  24. ↑ Hintze 2012, p. 419: "To the present day Avestan Studies largely rely on two monumental works[:] Karl Friedrich Geldner's edition of the Avesta of 1889–1896 and Christian Bartholomae's Altiranisches Wörterbuch of 1904".
  25. ↑ Hintze 2012, p. 422.
  26. ↑ Redard 2021, p. 1: "During recent years certain shortcomings in [Geldner's] edition have been brought to notice by scholars, and some scholars have argued that it should now be replaced by a new edition".
  27. ↑ Cantera 2013, "Seit einigen Jahren verfolgt das Avestan Digital Archive (www,avesta-archive.com) das Ziel, alle avestischen Handschriften on1ine zu publizieren. Bisher wurden ca. 150 Haudschriften digitalisiert, ca. 80 sind indexiert und online zugänglich".
  28. 1 2 Cantera 2013, p. 345.
  29. ↑ Skjaervø 2011, p. 60.
  30. ↑ Asmussen 1992.
  • Asmussen, Jes P. (1992), "CODICES HAFNIENSES", Encyclopædia Iranica, vol. V, New York: Routledge and Kegan Paul, pp. 886–893
  • Cantera, Alberto; Redard, Céline (2023). An Introduction to Young Avestan: A Manual for Teaching and Learning. Translated by Niroumand, Richard. Harrassowitz Verlag. ISBN 9783447120920.
  • Hintze, Almut (2012). "On Editing the Avesta" (PDF). In Cantera, Alberto (ed.). The Transmission of the Avesta. Wiesbaden: Harrassowitz. ISBN 978-3-447-06554-2.
  • Kellens, Jean (1987), "Avesta", Encyclopædia Iranica, vol. III, New York: Routledge and Kegan Paul, pp. 35–44
  • Schmitt, Rüdiger (2000). "Die Sprachen der altiranischen Periode". Die iranischen Sprachen in Geschichte und Gegenwart. Dr. Ludwig Reichert Verlag Wiesbaden. ISBN 3895001503.
  • Skjaervø, P. Oktor (2011). "Avestan Society". In Daryaee, Touraj (ed.). The Oxford Handbook of Iranian History. Oxford University Press. ISBN 978-0199390427.
  • von Spiegel, Friedrich (1853). Avesta, die heiligen Schriften der Parsen. Zum ersten Male im Grundtexte sammt der Huzvaresch-Übersetzung - I. Band: Der Vendidad. Wien: Kais. Kön. Hof- und Staatsdruckerei.