اوستای ساسانی
| اوستای ساسانی | |
|---|---|
![]() نخستین صفحهٔ نسخهای از وندیداد «ساده»؛ وندیداد تنها نسک اوستای ساسانی است که تقریباً بهطور کامل تا امروز باقی مانده است | |
| اطلاعات | |
| دین | مزدیسنا |
| زبان | زبان اوستایی |
| دوره | شاهنشاهی ساسانی |
| متن کامل | |
اوستای ساسانی یا اوستای بزرگ نامی است که پژوهشگران جدید برای مجموعهای از ادبیات دینی مزدیسنا به کار میبرند که در دورهٔ شاهنشاهی ساسانی گردآوری و ساماندهی شد.[۱] بر پایهٔ برخی گزارشها، این مجموعه در روزگار خسرو انوشیروان به نگارش درآمد یا تدوین آن به مرحلهای نهایی رسید.[۲] بخش عمدهٔ این مجموعه اکنون از جملهٔ آثار گمشده است،[۳] اما ساختار و بخشهایی از محتوای آن را میتوان بر پایهٔ گزارشهای متون زرتشتی، بهویژه آثاری از سدهٔ نهم میلادی به بعد، بازسازی کرد.
اوستای ساسانی در مقایسه با اوستای موجود بسیار گستردهتر بود و از ۲۱ مجلد مستقل تشکیل میشد.[۴] هر یک از این مجلدات نسک نامیده میشد (زبان اوستایی: naska؛ زبان فارسی میانه: nask؛ بهمعنای «بسته» یا «دسته»).[۵] از میان این ۲۱ نسک، تنها وندیداد تقریباً بهطور کامل بر جای مانده است و دیگر نسکها یا از میان رفتهاند یا تنها قطعات و نقلهایی از آنها باقی مانده است.[۶]
منابع شناخت اوستای ساسانی
مهمترین منبع برای شناخت ساختار و محتوای اوستای ساسانی دینکرد، دانشنامهای بزرگ دربارهٔ دین زرتشتی متعلق به سدههای نهم و دهم میلادی، است.[۷] کتابهای هشتم و نهم دینکرد گزارشی از اوستا به همان صورتی ارائه میکنند که نویسندگان آن روزگار میشناختند. کتاب هشتم فهرست و شرحی از محتوای نسکها ارائه میکند و کتاب نهم خلاصههای مفصلتری از شماری از آنها دربردارد.[۸]
منبع دیگر روایتها هستند؛ مجموعهای از نامهها و پاسخهای دینی که عمدتاً از سدههای پانزدهم تا هفدهم میلادی برجای ماندهاند. در روایتها نیز نام نسکهای اوستای ساسانی آمده است، اما برخلاف دینکرد، شرح مفصلی از محتوای آنها ارائه نمیشود. در پژوهشها عموماً گزارش دینکرد دربارهٔ نامها و ساختار نسکها معتبرتر از صورتهای موجود در روایتها دانسته میشود.[۹]
نامگذاری
این مجموعه در منابع فارسی میانه هرگز «اوستا» نامیده نشده و از آن با تعابیری در معنای «مجموعهٔ دین» یاد شده است.[۱۰] اصطلاح «اوستای ساسانی» در پژوهشهای جدید و به سبب ارتباط این مجموعه با متون اوستایی پدید آمده است.
برای تمایز آن از مجموعهٔ اوستایی باقیمانده در نسخههای خطی، اصطلاحهایی مانند «اوستای ساسانی»[۱۱] و «اوستای بزرگ» نیز به کار رفته است.[۱۲][۱۳]
ساختار و محتوا
اوستای ساسانی از ۲۱ نسک تشکیل میشد و هر نسک نیز به فصلهایی تقسیم میشد.[۴] این ۲۱ نسک در سه گروه هفتگانه جای میگرفتند: گاهانیگ، شامل نسکهای مرتبط با گاهان؛ هَدَهمانسریگ، شامل نسکهای مرتبط با منثره و آیینهای دینی؛ و دادیگ، شامل نسکهایی که بخش عمدهٔ آنها به امور حقوقی و اجتماعی اختصاص داشت.[۱۴]
این تقسیم سهگانه با سه سطر و ۲۱ واژهٔ نیایش یتا اهو ارتباط داده شده است؛ نیایشی که از بنیادیترین نیایشهای مزدیسنا بهشمار میرود.[۱۵]
نسکهای گاهانیگ
نسکهای گاهانیگ عمدتاً با گاتاهای زرتشت و تفسیر آنها ارتباط داشتند. دینکرد این دسته را با جهان مینوگ یا مینوی، یعنی جنبهٔ نادیدنی و روحانی هستی، مرتبط میکند.[۱۶]
محتوای دقیق همهٔ این نسکها شناخته نیست، اما برخی از آنها علاوه بر تفسیر گاتاها، مطالبی دربارهٔ زندگی و سرگذشت زرتشت نیز دربرداشتند.[۱۱]
| شماره | نام نسک | شمار فصلها | بخشهای بازمانده یا مرتبط | محتوای اصلی |
|---|---|---|---|---|
| ۱ | سوتکر نسک[۱۷] | ۲۲ | قطعاتی پراکنده | تفسیر گاتاها |
| ۲ | ورشتمانسر[۱۸] | ۲۲ | نامعلوم | تفسیر گاتاها |
| ۳ | بغ نسک[۱۹] | ۲۲ | یسنا ۱۹ تا ۲۲ | تفسیر گاتاها |
| ۱۱ | وشتگ | نامعلوم | از میان رفته | نامعلوم |
| ۱۳ | سپند | — | قطعاتی پراکنده | روایتها و مطالب مربوط به زرتشت |
| ۲۰ | هادخت نسک[۲۰] | ۱۳۳ یا ۱۳۴ | یسنا ۵۸ | موضوعات گوناگون |
| ۲۱ | ستوتیسن | — | ستوتیسن | متون ستایشی و گاهانی |
اگرچه ستوتیسن از نظر دستهبندی در گروه نسکهای گاهانیگ قرار میگیرد، کتاب هشتم دینکرد آن را در پایان فهرست تمامی ۲۱ نسک قرار داده است. احتمال داده شده است که این جایگاه پایانی برای نشان دادن ساختار دوری و پیوستگی متقابل اجزای مجموعه بوده باشد.[۱۶]
از وشتگ نسک در منابع هیچ شرحی باقی نمانده است و این امر نشان میدهد که احتمالاً این نسک تا زمان تدوین دینکرد بهطور کامل از میان رفته بود.[۲۱]
نسکهای هَدَهمانسریگ
هَدَهمانسریگ دومین گروه هفتگانهٔ اوستای ساسانی بود و نسکهای آن با منثره، نیایش و اجرای آیینهای دینی ارتباط داشتند.[۱۴]
در نظام نمادین دینکرد، این نسکها میان نسکهای گاهانیگ، که با جهان مینوی و اندیشه ارتباط داشتند، و نسکهای دادیگ، که با جهان مادی و کردار مرتبط بودند، قرار میگرفتند. از این رو، آیین دینی بهمنزلهٔ پیوند میان جهان مینوی و جهان گیتی تفسیر شده است.[۱۶]
| شماره | نام نسک | شمار فصلها | بخشهای بازمانده یا مرتبط | محتوای اصلی |
|---|---|---|---|---|
| ۴ | دامداد[۲۲] | ۳۲ | قطعاتی پراکنده | کیهانشناسی مزدیسنا |
| ۵ | ناختر | — | متن اوستایی آن در روزگار دینکرد هنوز شناخته میشد | موضوع دقیق نامعلوم |
| ۶ | پازگ | — | گاه و سیروزه | تقسیمبندی زمان، شب و روز |
| ۷ | رَثویشتایتی | — | قطعاتی پراکنده | ترتیب و چگونگی اجرای آیین قربانی |
| ۸ | بریش[۲۳] | — | قطعاتی پراکنده | اخلاق و آموزههای دینی |
| ۹ | کشکیسرو | — | قطعاتی پراکنده | چگونگی جبران یا بیاثر کردن آیینی که نادرست انجام شده باشد |
| ۱۰ | ویشتاسپساست | — | ویشتاسپساست | روایتها و مطالب مربوط به گشتاسپ |
از میان نسکهای این گروه، احتمال داده شده است که بخشی از ویشتاسپساست نسک در قالب متن ویشتاسپساست باقی مانده باشد.[۲۴]
هیچیک از دیگر نسکهای هَدَهمانسریگ بهطور کامل باقی نماندهاند و بیشتر آنها یا از میان رفتهاند یا تنها به شکل قطعاتی پراکنده شناخته میشوند. دینکرد نیز دربارهٔ بسیاری از این نسکها تنها توضیح کوتاهی ارائه میدهد و از این رو بازسازی محتوای کامل آنها دشوار است.
دینکرد تصریح میکند که برای ناختر نسک زندی در دسترس نبوده است. با این حال، متن اوستایی آن همچنان برای «آموزش، مطالعه و نیایش» حفظ میشده است.[۲۵]
نسکهای دادیگ
دادیگ سومین گروه از نسکهای اوستای ساسانی بود.[۱۴] دینکرد این گروه را با جهان گیتیگ، یعنی جنبهٔ مادی و محسوس هستی، مرتبط میکند. از این نظر، نسکهای دادیگ مکمل نسکهای گاهانیگ و جهان مینوی آنها بهشمار میرفتند.[۱۶]
پنج نسک این گروه، یعنی نیکاتوم، دزدسرنیزد، هوسپارم، سکاتوم و وندیداد، اساساً دارای محتوای حقوقی بودند. دو نسک دیگر، یعنی چهردادنسک و بغانیشت، محتوای متفاوتی داشتند.
چهردادنسک به تاریخ اساطیری و تبارهای آغازین ایران میپرداخت و از این جهت با دیگر نسکهای این گروه تفاوت آشکاری داشت. احتمال داده شده است که جای گرفتن آن در گروه دادیگ ناشی از برداشت از جزء دوم نام آن، یعنی «داد»، بوده باشد؛ حال آنکه اشتقاق نام آن از صورت اوستایی بازسازیشدهٔ *čiθrō.dāti، در معنایی نزدیک به «بنیاد نهادن تبارها یا خاستگاهها»، محتملتر دانسته شده است.[۲۶]
| شماره | نام نسک | شمار فصلها | بخشهای بازمانده یا مرتبط | محتوای اصلی |
|---|---|---|---|---|
| ۱۲ | چهردادنسک[۲۶] | — | قطعاتی پراکنده | تاریخ اساطیری، آفرینش و تبارهای ایران |
| ۱۴ | بغانیشت[۲۷] | ۱۷ | یسنا ۹ تا ۱۱ و ۵۷؛ یشتهای ۵ تا ۱۹ | سرودها و مطالب مربوط به ایزدان |
| ۱۵ | نیکاتوم[۲۸] | ۳۰ | قطعاتی پراکنده | احکام و موضوعات حقوقی |
| ۱۶ | دزدسرنیزد[۲۹] | ۱۸ | قطعاتی پراکنده | احکام و موضوعات حقوقی |
| ۱۷ | هوسپارم[۳۰] | ۳۰ | نیرنگستان و هیربدستان | احکام دینی، آیینی و حقوقی |
| ۱۸ | سکاتوم[۳۱] | ۳۰ | قطعاتی پراکنده | احکام و موضوعات حقوقی |
| ۱۹ | وندیداد[۳۲] | ۲۲ یا ۲۳ | وندیداد | قوانین طهارت، آلودگی، گناه و احکام دینی |
بر پایهٔ گزارش دینکرد، یکی از بخشهای وندیداد در زمان تدوین آن اثر نیز از دست رفته بود. با وجود این، وندیداد تنها نسک اوستای ساسانی است که تقریباً بهصورت کامل تا امروز باقی مانده است. احتمالاً علت اصلی این بقا استفادهٔ مستمر از آن در آیین شبانهٔ وندیداد بوده است.[۳۳]
دو متن نسبتاً مفصل دیگر که از مطالب یکی از این نسکها باقی ماندهاند، نیرنگستان و هیربدستان هستند که هر دو با هوسپارم نسک ارتباط دارند.[۳۴]
ارتباط با اوستای موجود
دربارهٔ رابطهٔ دقیق میان اوستای ساسانی و اوستای موجود میان پژوهشگران اتفاق نظر وجود ندارد.[۳۵]
نخستین تفاوت، اندازهٔ دو مجموعه است. بر پایهٔ شمار فصلها و گزارشهای دینکرد، اوستای ساسانی بسیار بزرگتر از مجموعهٔ اوستایی موجود بوده است. ادوارد ویلیام وست برآورد کرده بود که مجموع ۲۱ نسک حدود ۳۴۵٬۷۰۰ واژهٔ اوستایی و نزدیک به ۲٬۰۹۴٬۲۰۰ واژهٔ زند به زبان فارسی میانه داشته است.[۳۶] بر پایهٔ این برآورد، تنها بخش اوستایی آن تقریباً چهار برابر مجموعهٔ اوستاییای بوده است که امروز در دست است.[۳۷]
تفاوت دیگر به شیوهٔ سازماندهی مربوط میشود. اوستای ساسانی از نسکهایی تشکیل شده بود که ظاهراً عمدتاً بر پایهٔ موضوع دستهبندی میشدند، در حالی که متون اوستایی موجود بیشتر بر پایهٔ آیینها و مناسکی سازمان یافتهاند که در آنها خوانده میشوند.[۳۸]
همچنین رابطهٔ روشنی میان بخشهایی از نسکهای گاهانیگ و متون باقیماندهٔ اوستا وجود دارد، اما بسیاری از مطالب نسکهای دادیگ و بخش بزرگی از نسکهای هَدَهمانسریگ را نمیتوان با متون موجود تطبیق داد و این مطالب گمشده بهشمار میروند.[۳۹]
دیدگاه سنتی
بر پایهٔ دیدگاهی که مدتها در پژوهشهای اوستاشناسی رایج بود، مجموعهٔ اوستایی موجود بازماندهای از اوستای ساسانی است. بر اساس این نظریه، بخشهایی از اوستای ساسانی که در اجرای مناسک مورد استفادهٔ مستمر قرار میگرفتند باقی ماندند، در حالی که قسمتهای دیگر، بهویژه مطالب تفسیری و آموزشی، بهتدریج از میان رفتند.[۴۰]
بر این اساس، بقای متونی مانند وندیداد نیز با کاربرد آیینی آنها توضیح داده میشود. با تضعیف نهادهای علمی و روحانی مزدیسنا و کاهش جامعهٔ زرتشتی پس از دورهٔ ساسانی، متونی که در زندگی آیینی روزمره کاربرد نداشتند بیش از دیگر متون در معرض نابودی قرار گرفتند.[۳۳][۴۱]
نظریهٔ دو مجموعهٔ موازی
با وجود آنکه از میان رفتن قسمت بزرگی از ادبیات اوستایی دورهٔ ساسانی مورد اختلاف نیست، این فرض که اوستای موجود صرفاً بقایای مستقیم اوستای ۲۱ نسکی باشد در پژوهشهای جدید مورد تردید قرار گرفته است.[۴۲]
ژان کلنز بر این نکته تأکید کرده است که متون موجود اوستایی به صورت قطعات تصادفی و پراکنده سازمان نیافتهاند، بلکه دارای ساختاری منسجم و آیینی هستند. از سوی دیگر، میشائیل استاوسبرگ بر این نکته تأکید کرده است که مجموعهٔ ۲۱ نسکی در منابع فارسی میانه هرگز صراحتاً «اوستا» خوانده نمیشود؛ نکتهای که نسبت مستقیم میان این مجموعه و اوستای موجود را پیچیدهتر میکند.
بر پایهٔ یکی از دیدگاههای جدید، در دورهٔ ساسانی دو مجموعهٔ متفاوت و تا اندازهای موازی وجود داشته است: یکی مجموعهٔ بزرگ ۲۱ نسکی با سازمان موضوعی و دیگری مجموعهای آیینی که برای اجرای مناسک دینی به کار میرفت. در این الگو، سنت نسخههای خطی اوستایی موجود نه مستقیماً از «اوستای بزرگ»، بلکه از همین اوستای آیینی سرچشمه گرفته است.[۴۳]
منابع
پانویسها
- ↑ Kellens 1987, "The Sasanian Avesta. It has now been established beyond any doubt that the known Avestan Vulgate originates from a canon which was arranged and written down under the Sasanians".
- ↑ Daryaee, Touraj (2014). The Oxford Handbook of Iranian History. Oxford University Press. p. 58. ISBN 978-0199390427.
- ↑ Duchesne-Guillemin 1962, p. 31.
- 1 2 Kellens 1987, "The Sasanian collection of the Avesta and its commentary (zand) is described in chap. 8 of the Dēnkard; it was probably composed of three books of seven chapters [...]".
- ↑ Nyberg 1974, p. 136.
- ↑ Malandra 2000, "Why did the Vendīdād survive almost intact, while so much else of the Sasanian Avesta was lost or has been preserved only in the countless citations of the 9th century books?".
- ↑ Gignoux 1994.
- ↑ Shapira 1998, Chap. II - The Way of Zand.
- ↑ West 1892, chap. Introduction: "With regard to the names of the Nasks, it is evident that several of the Persian names, used in the Rivayats, are more or less irreconcileable with the Pahlavi names in the Dinkard, and some others are improbable readings of the Pahlavi forms".
- ↑ Cantera 2024, "Die mittelpersischen Beschreibungen dieser Sammlung bezeichnen sie nie als das Avesta, sondern als eine Sammlung der dēn.".
- 1 2 3 4 5 Kellens 1987.
- ↑ Boyce 1984, p. 3.
- ↑ Cantera 2015.
- 1 2 3 Shaki 1993.
- ↑ Shapira 1998, p. 5.
- 1 2 3 4 Shapira 1998, p. 7.
- ↑ Vevaina 2024.
- ↑ Vevaina 2010.
- ↑ Skjærvø 1988a.
- ↑ Kellens 2002.
- ↑ Cereti 2009, "[T]he Waštag was by then completely lost [...]".
- ↑ MacKenzie 2012.
- ↑ Skjærvø 1988b.
- ↑ Mirfakhraie 2022, "Vishtāsp Yasht presumably belongs to the second Nask of twenty-one Nasks of Sasanid Avesta named Vishtāsp Sāst".
- ↑ Cereti 2009, "[O]nly the Avestan text of the Nāxtar was still preserved, for teaching, studying, and worship (pad čāšišn ud ōšmurišn ud ēzišn [Dk. VIII.6.1; West, 1892, p. 15])".
- 1 2 MacKenzie 1991.
- ↑ Skjærvø 1988c.
- ↑ Shaki 1993, chap. Nikātum Nask.
- ↑ Shaki 1993, chap. Duzd-sar-nizad Nask.
- ↑ Shaki 1993, chap. Huspāram Nask.
- ↑ Shaki 1993, chap. Sakātum Nask.
- ↑ Malandra 2000.
- 1 2 Malandra 2000, "Why did the Vendīdād survive almost intact while so much else of the Sasanian Avesta was lost or has been preserved only in the countless citations of the 9th century books? The answer lies, most probably, in its ritual use for the nocturnal Widēwdād-ceremony [...]".
- ↑ Kotwal 2003.
- ↑ Cantera 2022, "Western scholarship has found difficulties in explaining the exact relationship between this “Great Avesta” and extant Avestan texts".
- ↑ West 1892, chap. Introduction.
- ↑ Boyce 1984, p. 3: "[I]t appears that the extant Avestan texts amount to about a quarter of the whole canon".
- ↑ Cantera 2022, "[T]he extant texts do not appear in the same arrangement as described in the Dēnkard".
- ↑ Cantera 2022, "Most non-ritual Avestan texts were therefore lost at an unspecified time".
- ↑ Hoffmann & Narten 1990.
- ↑ West 1892, chap. Introduction: "[B]ut when, through conversion and extermination, the Mazda-worshippers had become a mere remnant, and then fell under the more barbarous rule of the Tartars, they rapidly lost all their old literature that was not in daily religious use".
- ↑ Hintze 2014, p. 6: "The relationship between the Avesta of 21 Nasks described in the Dēnkard and the Avesta of the extant manuscripts is subject to ongoing investigation".
- ↑ Cantera 2022, "In Sasanian times, there were two parallel collections: the Great Avesta and the Ritual Avesta. The extant Avesta known from the manuscripts derives from the latter and has no relationship with the former".
کتابشناسی
- Boyce, Mary (1984). Textual Sources for the Study of Zoroastrianism. Textual Sources for the Study of Religion. Manchester UP.
- Cantera, Alberto (2015). "AVESTA ii. Middle Persian Translations". Encyclopædia Iranica. New York: Routledge and Kegan Paul.
- Cantera, Alberto (2022). "On the Edge between Literacy and Orality - Manuscripts and Performance of the Zoroastrian Long Liturgy". Oral Tradition. 35 (2).
- Cantera, Alberto (April 18, 2024). "Das Avesta: heiliges Buch oder akademische Konstruktion, Vortrag: Köln, 18.04.2024". www.academia.edu. Köln: Karl Rahner Akademie. Retrieved January 10, 2025.
- Cereti, Carlo G. (2009). "MIDDLE PERSIAN LITERATURE i. PAHLAVI LITERATURE". Encyclopædia Iranica. New York: Routledge and Kegan Paul.
- Duchesne-Guillemin, Jacques (1962). La religion de l'Iran ancien. Paris: Presses Universitaires de France.
- Gignoux, Philippe (1994). "DĒNKARD". Encyclopædia Iranica. Vol. VII. New York: Routledge and Kegan Paul. pp. 284–289.
- Hintze, Almut (2014). "Avestan Research 1991–2014, Part I". Kratylos. 59 (1): 1–52. doi:10.29091/KRATYLOS/2014/1/1.
- Hoffmann, Karl; Narten, Johanna (1990). Der sasanidische Archetypus : Untersuchungen zu Schreibung und Lautgestalt des Avestischen. Wiesbaden: Reichert Verlag. ISBN 978-3882264708.
- Kellens, Jean (1987). "AVESTA i. Survey of the history and contents of the book". Encyclopædia Iranica. Vol. III. New York: Routledge and Kegan Paul. pp. 35–44.
- Kellens, Jean (2002). "HĀDŌXT NASK". Encyclopædia Iranica. Vol. XI. New York: Routledge and Kegan Paul. pp. 457–458.
- MacKenzie, David N. (1991). "ČIHRDĀD NASK". Encyclopædia Iranica. Vol. V. New York: Routledge and Kegan Paul. p. 561.
- MacKenzie, David N. (2012). "DĀMDĀD NASK". Encyclopædia Iranica. Vol. VI. New York: Routledge and Kegan Paul. pp. 631–632.
- Kotwal, Firoze M. (2003). "HĒRBEDESTĀN". Encyclopædia Iranica. Vol. XII. New York: Routledge and Kegan Paul. pp. 227–228.
- Malandra, William W. (2000). "VENDĪDĀD i. Survey of the history and contents of the text". Encyclopædia Iranica. Vol. V. New York: Routledge and Kegan Paul.
- Mirfakhraie, Mahshid (2022). "About two Avestan compounds in Vishtasp yasht". Journal of Language Research. 14 (43): 145–154. doi:10.22051/JLR.2021.36778.2057.
- Nyberg, Henrik S. (1974). A Manual of Pahlavi II - Ideograms, Glossary, Abbreviations, Index, Grammatical Survey, Corrigenda to Part I. Wiesbaden: Otto Harrassowitz. ISBN 3447-01580-2.
- Shaki, Mansour (1993). "DĀD NASK". Encyclopædia Iranica. Vol. VI. New York: Routledge and Kegan Paul. pp. 546–549.
- Shapira, Dan (1998). Studies in Zoroastrian Exegesis - Zand (PhD thesis). Jerusalem.
- Skjærvø, Prods O. (1988a). "BAG NASK". Encyclopædia Iranica. Vol. III. New York: Routledge and Kegan Paul. pp. 400–401.
- Skjærvø, Prods O. (1988b). "BARIŠ NASK". Encyclopædia Iranica. Vol. III. New York: Routledge and Kegan Paul. pp. 799–800.
- Skjærvø, Prods O. (1988c). "BAGĀN YAŠT". Encyclopædia Iranica. Vol. III. New York: Routledge and Kegan Paul. p. 406.
- Vevaina, Yuhan Sohrab-Dinshaw (2010). "SŪDGAR NASK and WARŠTMĀNSR NASK". Encyclopædia Iranica. New York: Routledge and Kegan Paul.
- Vevaina, Yuhan Sohrab-Dinshaw (2024). The "Sudgar Nask" of "Denkard" Book 9 - Text, Translation and Critical Apparatus (PDF). Iranica. Vol. 31. Harrassowitz Verlag. doi:10.13173/9783447121057. ISBN 978-3-447-12105-7.
- West, Edward William (1892). Müller, Friedrich Max (ed.). Pahlavi Texts IV: Contents of the Nasks. The Sacred Books of the East. Vol. 37. Oxford university press.
پیوند به بیرون
- Book 8 of the Denkard: translation by ادوارد ویلیام وست from the کتابهای مقدس شرق series
- Book 9 of the Denkard: translation by ادوارد ویلیام وست from the کتابهای مقدس شرق series
- Summary of the Sasanian Avesta in the Rivayats: edited by Joseph H. Peterson
- اوستا
- زبان اوستایی
- فرهنگ امپراتوری ساسانی
- تاریخ شاهنشاهی ساسانی
- کتابهای ایرانی
- خسرو انوشیروان
- نوشتجات گمشده
- زبان فارسی میانه
- شاهنشاهی ساسانی
- مزدیسنا
- متون زرتشتی

