ادبیات ولزی سدههای میانه
| تاریخ ادبیات بر پایه دوره |
|---|
| باستان (پیکرههای متون باستانی) |
| قرون وسطای آغازین |
|
| قرون وسطی بر پایه سده |
|
| مدرن آغازین بر پایه سده |
|
| مدرن بر پایه سده |
|
| معاصر بر پایه سده |
|
|
|
ادبیات ولزی سدههای میانه به آثار ادبی نوشتهشده به زبان ولزی در دوران قرون وسطی گفته میشود. این ادبیات از سدهٔ پنجم میلادی، هنگامی که زبان ولزی در فرایند جدا شدن از بریتانیایی مشترک بود، آغاز میشود و تا آثار سدهٔ شانزدهم ادامه مییابد.
زبان ولزی در فاصلهٔ سالهای ۴۰۰ تا ۷۰۰ میلادی از دیگر گویشهای بریتانیایی کهن متمایز شد. کهنترین ادبیات بازمانده به زبان ولزی شعرهایی است که به همین دوران بازمیگردد. سنت شعری که در آثار «شاعران نخستین» (به ولزی: Y Cynfeirdd) بازتاب یافته، بیش از هزار سال دوام آورد و تا آثار «شاعران اشراف» در سدهٔ شانزدهم ادامه یافت. هستهٔ اصلی این سنت، شعر مدیحهسرایی بود و تالیسین نخستین شاعر در این زنجیره شناخته میشد. وجه دیگر این سنت، حرفهای بودن شاعران و وابستگی آنان به حمایت شاهان، شاهزادگان و اشراف بود؛ مشابه شیوهای که باردهای ایرلندی و اسکالدهای نورس از پشتیبانی بهرهمند بودند.
سقوط پادشاهی گوینز و از دست رفتن استقلال ولز در سال ۱۲۸۲ بحرانی جدی در این سنت ادبی پدیدآورد، اما سرانجام بر آن چیره شدند. این بحران به نوآوری در پیدایش وزن شعری کوویذ، تعریفی گشادهتر از مدیحه و تکیه بر اشراف برای حمایت مالی انجامید. حرفهای بودن سنت شعری را انجمن شاعران با دفترچهقواعد خود پاس میداشت که بر شعرسرایی بهمثابهٔ یک پیشه تأکید میکرد. بر پایهٔ این قواعد، شاعران نُه سال شاگردی میکردند تا صلاحیت کامل بیابند.
شعر ولزی پیش از ۱۱۰۰
در ادبیات ولزی، دورهٔ پیش از ۱۱۰۰ به دورهٔ «شاعران نخستین» (به ولزی: Y Cynfeirdd) یا «شعر کهن» (به ولزی: Yr Hengerdd) شناخته میشود. این دوره از زمان شکلگیری زبان ولزی تا رسیدن نورمنها به ولز در اواخر سدهٔ یازدهم را دربرمیگیرد.[۱]
کهنترین ادبیات ولزی نه به سرزمینی که امروز ولز مینامیم، بلکه به شمال انگلستان و جنوب اسکاتلند (که مجموعاً هن اوگلد) تعلق دارد و میتوان آن را به زبان کامبریایی، گویشی بریتونی و نزدیک به ولزی کهن، طبقهبندی کرد. هرچند این آثار به سدههای ششم تا هشتم میلادی تعلق دارند، تنها در نسخههای خطی سدههای سیزدهم و چهاردهم بازماندهاند. نام برخی از این شاعران نخستین در تاریخ بریتونیاییها از سدهٔ نهم، که بهطور سنتی به مورخ ننیوس نسبت داده میشود، آمدهاست. این اثر شاعران نامدار دوران شاه ایدا برنیکایی (۵۴۷–۵۵۹ م) را برمیشمارد.[۲]
از میان شاعران نامبرده، تنها آثاری که بتوان به آنیرین و تالیسین نسبت داد بازماندهاند.[۲]
تالیسین
شعرهای تالیسین در نسخهٔ خطی سدهٔ چهاردهمی موسوم به کتاب تالیسین نگهداری شدهاند. این نسخه مجموعهای بزرگ از شعرهای عرفانی متأخر منسوب به تالیسین را دربردارد، اما پژوهشگران دوازده قصیده را شناسایی کردهاند که به سدهٔ ششم تعلق دارند. همگی مدیحهاند: یکی برای کونان گاروین، شاه پویس در حدود ۵۸۰؛ دو قصیده برای گوالاوگ، شاه المت، پادشاهیای در پیرامون لیدز امروزی؛ و نُه قصیدهٔ دیگر دربارهٔ اوریِن رِگِد، فرمانروای پادشاهی رِگِد در نزدیکی خور سالوی و پسرش اواین.[۳]
ابیات مدیحهسرایی تالیسین در ستایش اوریِن و اواین الگویی برای شاعران پسین شد که با الهام از او، حامیان خود را با همان عبارات میستودند.[۳]
آنیرین
آنیرین، همعصر تالیسین، مجموعهای از قصاید را در یک چامهٔ بلند به نام ای گودودین سرود. این اثر نبرد کاتریث را روایت میکند که میان بریتونهای پادشاهی گودودین (با مرکزیت آیدین، ادینبرو کنونی) و پادشاهیهای ساکسونی دیرا و برنیکا در شمالشرق انگلستان، در نزدیکی کتریک و در حدود سال ۵۹۸ رخ داد. این اثر در کتاب آنیرین، نسخهای خطی از حدود ۱۲۶۵ میلادی، بهجای ماندهاست.[۴]
لوارخ هِن و هِلِذ
شعرهای مرتبط با لوارخ هن (کانو لوارخ هن) و هلذ (کانو هلذ) به دورهای پسینتر تعلق دارند. مجموعهٔ «کانو هلذ» عموماً از سدهٔ نهم دانسته میشود؛ بخشهای نخستین «کانو لوارخ» نیز احتمالاً سدهٔ نهمیاند، اما بخشهایی از آن ممکن است تا سدههای یازدهم یا دوازدهم نوشته شده باشند.[۵] این قصاید به شکل تکگویی، اندوه و دریغ ناشی از از دست دادن بخش شرقی پادشاهی پویس (شراپشایر کنونی) به دست انگلیسیها را بیان میکنند و در عین حال آثاریاند که طبیعت نقشی مهم در پسزمینهٔ آنها دارد و بازتابدهندهٔ احساسات اصلی شعرند.[۶]
دیگر شعرهای کهن
هرچند مهاجمان آنگلوساکسون در بیشتر شعرهای کهن ولزی مایهٔ اندوهاند، قصایدی امیدبخش نیز وجود دارد که شکست نهایی مهاجمان را نوید میدهند. یکی از این قصاید، نبوءهٔ بریتانیا از سدهٔ دهم در کتاب تالیسین است که ائتلافی از نیروهای ایرلندی، بریتانیایی و اسکاندیناوایی را در شکست دادن انگلیسیها و بازپسگیری بریتانیا به تصویر میکشد.[۷]
این دوره همچنین شعر دینی پدیدآورد؛ از جمله انگلینهایی در ستایش تثلیث که در نسخهٔ خطی یوونکوس از سدهٔ نهم (اکنون در کتابخانه دانشگاه کمبریج) یافت میشوند. در کتاب تالیسین قصیدهای از سدهٔ نهم به نام در ستایش تنبی وجود دارد که احتمالاً شاعر دربار دایفد آن را به مناسبت سال نو سرودهاست.[۷] این کتاب همچنین شامل قصایدی مهم است که احتمالاً تالیسین نسروده، از جمله «نبوءهٔ بریتانیا» و غنایم آنون (غارت آنون). کتاب آنیرین نیز لالاییای کهن ولزی به نام پیراهن دینوگاد را حفظ کردهاست. بسیاری از شعرهای طبیعت، شعر حکمی، شعر پیشگویانه و شعر دینی موجود در کتاب سیاه کارمارتن و کتاب سرخ هرگست نیز از همین دوره دانسته میشوند.
شعر ولزی از ۱۱۰۰ تا ۱۶۰۰
از حدود ۱۱۰۰ تا ۱۶۰۰ میلادی، شعر ولزی را میتوان به دو دورهٔ مشخص بخش کرد: دورهٔ «شاعران شاهزادگان» که پیش از ازدسترفتن استقلال ولز در ۱۲۸۲ فعال بودند و دورهٔ «شاعران اشراف» که از ۱۲۸۲ تا دورهٔ الحاق ولز به انگلستان در سدهٔ شانزدهم کار میکردند.
شاعران شاهزادگان (حدود ۱۱۰۰ – حدود ۱۳۰۰)
این دوره در زبان ولزی به Beirdd y Tywysogion (شاعران شاهزادگان) یا Y Gogynfeirdd (شاعران نهچندان نخستین) شناخته میشود. منبع اصلی شعر سدههای دوازدهم و سیزدهم، نسخهٔ خطی هندرگادرذ است؛ گلچینی از شعر درباری که در صومعهٔ سیسترسی استراتا فلوریدا از حدود ۱۲۸۲ تا ۱۳۵۰ گردآوری شد.[۱]
شاعران این دوره حرفهای بودند و در دربارهای گوناگون شاهزادگان ولزی کار میکردند. آنها اعضای انجمن شاعران بودند که حقوق و وظایفشان در قانون بومی ولز تضمین شده بود. خاندانهای شاعر هنوز رایج بودند—شاعر مِیلیر بریدیذ پسری شاعر و دستکم دو نوهٔ شاعر داشت—اما آموزش رسمی شعر در مدرسههای شعری رواج مییافت. «پنکرذ» (به ولزی: pencerdd، سرآهنگساز) در رأس حرفه قرار داشت و صندلی ویژهای در دربار در جایگاهی ارجمند کنار ولیعهد برای او در نظر گرفته میشد. هنگام اجرا، از او انتظار میرفت دو بار بخواند: یکبار در بزرگداشت خداوند و یکبار در ستایش شاه. «بارذ تِیلو» (به ولزی: bardd teulu، شاعر خانواده) یکی از ۲۴ مقام دربار بود و پیش از نبرد برای لشکریان و نیز برای ملکه در خلوت میسرایید.[۱]
شعر این دوره دلاوریهای جنگی شاهزاده را با زبانی عمداً باستانی و دیریاب میستاید و پژواکی از سنت مدیحهسرایی کهن تالیسین دارد. با مرگ آخرین شاهزادهٔ بومی ولز در ۱۲۸۲، این سنت بهتدریج رنگ باخت. مرثیهٔ گریفیذ اب ایر اینَد کوخ (فعال ۱۲۷۷–۱۲۸۳) بر مرگ لوولین اپ گریفیذ یکی از برجستهترین قصاید این دوره است.[۱]
شاعران سرشناس این دوره عبارتند از:
- مِیلیر بریدیذ (فعال حدود ۱۱۰۰–۱۱۳۷)؛ نخستین شاعر از گوگینفیرذ
- بلذین فارذ (فعال حدود ۱۲۵۸–۱۲۸۴)
- کیندلو بریدیذ ماور (فعال حدود ۱۱۵۵–۱۲۰۰)
- دافیذ بنفراس (فعال حدود ۱۲۲۰–۱۲۵۸)
- لوارخ اپ لوولین (فعال ۱۱۷۴/۷۵–۱۲۲۰)
شاعر متفاوت این دوره هوول اب اواین گوینز (درگذشتهٔ ۱۱۷۰) بود که چون پسر شاهزاده اواین گوینز بود، شاعری حرفهای نبود.[۱]
شاعران اشراف یا کوویذوایر (حدود ۱۳۰۰ – حدود ۱۶۰۰)
سنت شعری در ولز تا زمانی که حامیان مالی وجود داشتند شکوفا بود. پیش از ۱۲۸۲ ولز از چندین پادشاهی مستقل تشکیل میشد و کمبودی در دربارهای آمادهٔ پذیرایی از شاعر وجود نداشت. پس از ۱۲۸۲ سنت شعری با روی آوردن به اشراف زمیندار بقای خود را تضمین کرد؛ از جمله برخی اشراف نورمن که با فرهنگ ولزی درآمیخته بودند.[۸]
بیشتر شعر این دوره مدیحهسرایی است: در ستایش حامی و خاندانش، نیاکانش، خانهاش و سخاوتش. پرکاربردترین وزن شعری در این دوره کوویذ بود و از همین رو این دوره به دورهٔ «کوویذوایر» (شاعران کوویذسرا) نیز شناخته میشود. شعرها اغلب با همراهی چنگ خوانده میشدند. افزون بر مدیحه، هجو (به ولزی: dychan) نیز رواج داشت. شاعران خود را در انجمنی سازمان دادند تا جایگاه حرفهایشان را پاس دارند و هر از چندگاه قواعد را بازنگری میکردند. مهمترین بازنگریها در آیستذفود کرویس در ۱۵۲۳ انجام شد.[۸]
دافیذ اپ گویلیم (حدود ۱۳۱۵/۲۰ – حدود ۱۳۵۰/۱۳۷۰)
دافیذ اپ گویلیم بزرگترین شاعر ولز شناخته میشود. از آثار سرشناس او میتوان به «دختران لانبادارن»، «دردسر در میخانه»، «باد» و «مرغ دریایی» اشاره کرد.[۸]
یولو گوخ (حدود ۱۳۲۵ – حدود ۱۳۹۸)
یولو گوخ از درهٔ رود کلوید برمیخاست و پُلی میان دورهٔ شاعران شاهزادگان و شاعران اشراف بود.[۸] او از نخستین کسانی بود که با وزن کوویذ اشراف را ستود. شاید شناختهشدهترین اثرش کوویذی در ستایش دربار اواین گلیندور در سیخارث باشد.[۸]
شون کنت (حدود ۱۴۰۰ – ۱۴۳۰/۱۴۴۵)
شون کنت که بهطور سنتی با بریکنوکشر مرتبط است، بیش از همه بهکارگیری شعر در خدمت باورهای مسیحیاش شناخته میشود و از سنت مدیحهسرایی برای حامیان بیرون ایستاد. او کوویذ را برای حمله به گناهان این جهان به کار گرفت.[۸]
گیتور گلین (حدود ۱۴۳۵ – حدود ۱۴۹۳)
گیتور گلین با گلین کیریوگ در دنبیشر پیوند داشت. او استاد سنت مدیحهسرایی بود و همچنین سربازی بود که در جنگهای گل سرخ در سوی یورکیها جنگید. سالهای پایانی عمرش را بهعنوان مهمان غیرروحانی در صومعهٔ سیسترسی وال کروسیس نزدیک سانگوسن گذراند.[۸]
دافیذ نانمور (فعال ۱۴۵۰ – ۱۴۹۰)
دافیذ نانمور از نانمور در گوینز و از شاعران برجستهٔ این دوره بود. منتقد سدهٔ بیستم ساندرز لوئیس اهمیت ویژهای برای کار او قائل بود و او را شاعری فیلسوف میدانست که فرمانروای آرمانی را میستاید.[۸]
تیدیر الد (حدود ۱۴۶۵ – حدود ۱۵۲۵)
تیدیر الد خود از اشراف و یکی از بزرگترین شاعران اشراف بود. زادهٔ لانسانان در دنبیشر، مهمترین حامیانش خاندان سالزبری از دیفرین کلوید بودند. او از پیشگامان آیستذفود کرویس ۱۵۲۳ بود. در بیماری پایانی خود خرقهٔ فرانسیسکن پوشید و در کارمارتن درگذشت.[۸]
گریفیذ هیرایتوگ (درگذشتهٔ ۱۵۶۴)
گریفیذ هیرایتوگ از سانگوسن و از برجستهترین شاعران سدهٔ شانزدهم بود. هرچند عضو انجمن سدهمیانگی شاعران بود، با ویلیام سیلزبری، پیشتاز رنسانس ولزی، همکاری نزدیک داشت. یکی از نخستین آثار چاپی به زبان ولزی مجموعهضربالمثلهای او در ۱۵۴۷ بود.[۸]
دیگر صداها در شعر ۱۳۰۰–۱۶۰۰
همهٔ شعرهای بازمانده از این دوره به سنت مدیحهسرایی تعلق ندارند. زنان ظاهراً از انجمن شاعران کنار گذاشته شده بودند، اما برخی زنان بر صنعت شعر ولزی چیره شدند. تنها آثار قابلتوجه بازمانده از یک زن شاعر، سرودههای گورفول مخاین است.[۸]
شعر پیشگویانه (به ولزی: canu brud) ابزاری بود برای واکنش به رویدادهای سیاسی. این شعرها عمداً مبهم بودند اما در هستهٔ خود پیروزی ولزیها بر انگلیسیها را نوید میدادند. با پیروزی هنری هفتم «ولزیتبار» در نبرد بازورث در ۱۴۸۵، شاعران بر آن شدند که پیشگوییها تحقق یافته و این سنت به پایان رسید.[۸]
نثر ولزی
کهنترین نوشتهٔ ولزی، یادداشتی حاشیهای شامل حدود شصتوچهار واژه در «کتاب سنت تیلو» (لیفر تیلو)، انجیلنامهای از لندیلو است که اکنون در کلیسای جامع چد در لیچفیلد نگهداری میشود و به انجیلهای لیچفیلد نیز شناختهاست. این یادداشت که از واژهٔ آغازین لاتینیاش «سورِکسیت» نام گرفته، به سدهٔ نهم یا حتی پیشتر تعلق دارد و ثبت یک پروندهٔ حقوقی دربارهٔ زمین است.[۹]
قصهگوی بومی ولزی، موسوم به «کیفارویذ» (به ولزی: cyfarwydd، «آنکه میداند»)، مقامی رسمی در دربار داشت. سنت داستانسرایی اساساً شفاهی بود و تنها بقایایی اندک از آن باقی مانده، از جمله سهگانههای ولزی (به ولزی: Trioedd Ynys Prydain)، مجموعهای یادیار برای شاعران و قصهگویان.[۹]
در سدههای میانه زبان ولزی برای انواع مقاصد به کار میرفت و این در تنوع متون نثری بازمانده بازتاب یافته: آثار اصلی و ترجمهها، داستانها و واقعیتها، متون دینی و حقوقی و پزشکی.
داستانهای بومی ولزی یا مابینوگیون
نام «مابینوگیون» برچسبی آسان برای مجموعهای از داستانهای نگهداریشده در دو نسخه خطی به نامهای کتاب سفید ریدرخ و کتاب سرخ هرگست است. آنها به ولزی میانه نوشته شدهاند. این مجموعه شامل چهار داستانی است که چهار شاخهٔ مابینوگی را تشکیل میدهند:[۹]
- پویل شاهزادهٔ دایفد
- برانون دختر لیر
- مانوایدان پسر لیر
- مَث پسر ماتونوی
دو داستان بومی دربردارندهٔ سنتهای مربوط به شاه آرتور هستند:
- کیلهوخ و اولون، کهنترین داستان آرتوری به هر زبانی
- خواب رونابوی
دو داستان بومی دیگر سنتهایی دربارهٔ پیشینهٔ نخستین بریتانیا را بازتاب میدهند:
- لیذ و لِفلیس
- خواب ماکسن
سه داستان پایانی، رمانسهای آرتوری ولزیاند که تأثیر شاعر فرانسوی کرتین دو تروا را نشان میدهند:
- اواین، یا بانوی چشمه
- گرینت و انید
- پردیر پسر افروگ
قانون بومی ولزی
بر پایهٔ سنت، هیول دا در حدود سال ۹۴۵ همایشی در ویتلند در کارمارتنشر فراخواند. در این همایش قانون ولزی مدون شد. کهنترین نسخههای خطی حاوی این متون حقوقی حدود دویستوپنجاه سال پس از آن رویداد تاریخگذاری میشوند و احتمالاً بازتاب دقیق آنچه مدون شده نیستند. قانون بومی ولز تا الحاق ولز در ۱۵۳۶ بهصورت زنده رشد کرد و از همین رو نسخههای خطی فراوانتری از آن نسبت به داستانهای بومی بازمانده است.[۹]
بهکارگیری زبان ولزی برای متون حقوقی نشان میدهد که این زبان از واژگان و اصطلاحات فنی دقیق برخوردار بود. همچنین گویای آن است که خواندن و نوشتن ولزی به کشیشان و راهبان محدود نبود بلکه حقوقدانانی نیز وجود داشتند که مهارتشان معطوف به نگارش و تثبیت قانون در واژگان بود.[۹]
متون دینی
بخش عمدهٔ متون دینی ولزی سدههای میانه ترجمهاند و بیشتر آثار راهبان و کشیشان ناشناختهاند. این آثار سلیقهها و جریانهای مسیحیت آن زمان را بازتاب میدهند: روایات جعلی، رؤیاها، رسالههای کلامی و آثار عرفانی.[۹]
زندگینامههای قدیسان
حدود سی زندگینامهٔ قدیس، هم بومی مانند بیونو، کوریگ و گونفروی و هم عامتر مانند مریم، مریم مجدلیه، مارتین تور و کاترین اسکندریه، بازماندهاند که همگی ترجمههایی از لاتین به ولزی هستند. حتی زندگینامههای قدیسان بومی نخست به لاتین نوشته شده بودند. مهمترین آنها «بوخذ دِوی» (زندگینامهٔ سنت دیوید) است که ریگیفارخ در حدود ۱۰۹۰ به لاتین نوشت و سپس به ولزی ترجمه شد، و «بوخذ کادوگ» (زندگینامهٔ کادوگ) که لیفریس لانکارفان در حدود ۱۱۰۰ نگاشت.[۹]
متون تاریخی
متون تاریخی ولزی سدههای میانه آفریدههای ادبیاند، اما به دو گروه متمایز تقسیم میشوند: گروه نخست، بروت ای تووایسوگیون، که بیشتر به واقعیتهای تاریخی پایبند است و گروه دوم، بروت ای برنینید که آفرینش خیالپردازانهٔ جفری مانموث است.[۹]
بروت ای تووایسوگیون
بروت ای تووایسوگیون (تاریخ شاهزادگان) شامل ترجمههای ولزی متعددی از سالنامههای اصلی لاتینی است که تاریخ ولز را از سدهٔ هفتم تا مرگ لوولین اپ گریفیذ در ۱۲۸۲ روایت میکند. باور بر آن است که اصل و ترجمهاش در صومعهٔ سیسترسی استراتا فلوریدا تولید شدهاند.[۹]
بروت ای برنینید
بروت ای برنینید (تاریخ پادشاهان) نامی است برای چندین متن که ریشهٔ خود را به ترجمههایی از تاریخچه پادشاهان بریتانیا (۱۱۳۶) جفری مانموث میرسانند. این آثار نقش کلیدی در شکلدهی به تصویر ولزیها از خودشان داشتند و ریشههای آنها را به بروتوس تروایی، بنیادگذار اسطورهای بریتانیا، بازمیگرداندند. واژهٔ ولزی «بروت» از نام بروتوس گرفته شده و نخست بهمعنای «تاریخ بروتوس» و سپس «تاریخنامه» بود.[۹]
جستارهای وابسته
- فهرست شاعران ولزیزبان (سدهٔ ششم تا حدود ۱۶۰۰)
منابع
- 1 2 3 4 5 Jarman، A. O. H. (۱۹۸۱). The Cynfeirdd: early Welsh poets and poetry. Cardiff: University of Wales Press on behalf of the Welsh Arts Council. شابک ۰-۷۰۸۳-۰۸۱۳-۹.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 Williams، Ifor, Sir (۱۹۷۲). Bromwich، Rachel (ویراستار). The beginnings of Welsh poetry: studies. Cardiff: University of Wales Press. شابک ۰-۷۰۸۳-۰۰۳۵-۹.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) نگهداری یادکرد:نامهای متعدد:فهرست نویسندگان (رده) - 1 2 Williams، Ifor (۱۹۸۷). Williams، J. E. Caerwyn (ویراستار). The Poems of Taliesin. Dublin: Dublin Institute for Advanced Studies. شابک ۰-۹۰۱۲۸۲-۴۳-۳.
{{cite book}}: مقدار|شابک=را بررسی کنید: جمعآزما (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Jarman، A. O. H. (۱۹۸۸). Aneirin: Y Gododdin. Llandysul: Gomer Press. شابک ۰-۸۶۳۸۳-۳۹۷-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Jenny Rowland, Early Welsh Saga Poetry: A Study and Edition of the 'Englynion' (Cambridge: Brewer, 1990), pp. 388–89.
- ↑ Ford، Patrick K. (۱۹۷۴). «The poet as cyfarwydd in early Welsh tradition». Studia Celtica. ۱۰.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 Charles-Edwards، T. M. (۲۰۱۲). Wales and the Britons, ۳۵۰-۱۰۶۴. Oxford University Press. ص. ۶۵۹. شابک ۹۷۸-۰-۱۹-۸۲۱۷۳۱-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 Johnston، Dafydd (۱۹۹۳). Iolo Goch: Poems. Llandysul: Gomer Press. شابک ۰-۸۶۳۸۳-۹۵۳-۳.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Wooding، Jonathan (۲۰۱۷). «Dewi Sant/St. David». در Echard، Sian؛ Rouse، Robert (ویراستاران). The Encyclopedia of Medieval Literature in Britain, ۴ Volume Set. John Wiley & Sons ltd. شابک ۹۷۸-۱-۱۱۸-۳۹۶۹۸-۸.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Medieval Welsh literature». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۷ آوریل ۲۰۲۶.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «الأدب الویلزی فی القرون الوسطی». در دانشنامهٔ ویکیپدیای عربی ، بازبینیشده در ۲۷ آوریل ۲۰۲۶.
پیوند به بیرون
- ادبیات ولز
- ولز در قرون وسطی
- ادبیات ولزی قرون وسطی
- شعر ولز