بحر الحیات
![]() | |
| نویسنده(ها) | محمد غوث گوالیاری |
|---|---|
| کشور | هند |
| زبان | فارسی |
| موضوع(ها) | یوگا، آسانا |
| انتشار | ۱۶۰۲ |
بحر الحیات یک کتاب مصور به زبان فارسی است که در حدود سال ۱۶۰۲ میلادی بهدست محمد غوث نگاشته شده و مباحثی از جمله آساناهای بهکاررفته در مراقبه را در بر میگیرد. این کتاب احتمالاً نخستین کتاب راهنمای مصور در زمینهٔ یوگا است.[۱][۲]
کتاب
خاستگاه
متنی گمشده از هند باستان بهنام امرتکونده (بهمعنای «حوض نوشدارو») که به زبان هندی یا زبان سانسکریت نگاشته شده بود، ظاهراً در سال ۱۲۱۰ میلادی در بنگال با عنوان حوض ماء الحیات («حوض آب زندگانی») به زبان عربی ترجمه شد؛ هرچند کارل ارنست، پژوهشگر معاصر، بر این باور است که این ترجمه در واقع بهدست دانشمندی ایرانی و شاید در سدهٔ پانزدهم میلادی انجام گرفته که به هند سفر کرده و تمرینهای یوگیهای فرقهٔ ناث در هاتا یوگا را از نزدیک دیده بوده است. نقل است که رکنالدین، قاضی شهر لکهنوتی، یوگی نامداری از ناحیهٔ کامروپا بهنام «بهوجار برهمن» را به دین اسلام درآورد. سپس متن امرتکونده در اختیار این قاضی قرار گرفت و او آن را با نام حوض الحیات به عربی و نیز با نام بحر الحیات به فارسی برگرداند.[۳][۴]
با این همه، دیدگاههای دیگری نیز در این زمینه وجود دارد. بر پایهٔ این دیدگاهها، در سدهٔ شانزدهم میلادی محمد غوث گوالیاری، از بزرگان تصوف در هند، این متن عربی را به فارسی برگرداند و شرح و بسط فراوانی بدان افزود (چنانکه ارنست اشاره میکند، این گسترش متن با دگرگونی نام کتاب از «حوض» به «بحر» همخوانی دارد). از جملهٔ این افزودهها، افزایش شمار آساناهای یوگا از ۵ به ۲۱ حالت بدنی بود.[۵]
کتاب راهنمای مصور هاتا یوگا
بحر الحیات بهعنوان نخستین کتابچهٔ مصور در آموزش هاتا یوگا از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این اثر تصویر یوگیای در حال اجرای ۲۲ وضعیت بدنی کشیده شده است؛ این کتاب به توصیف و تصویرسازی حالتهایی نظیر گوراکشاسانا؛ کوکوتآسانا (وضعیت خروس) که در متن «تهامبا آسانا» نامیده شده؛ کورماسانا (وضعیت لاکپشت)؛[الف] کورماسانا که متن آن را واجراسانا نامیده؛ شیرشاسانا (ایستادن روی سر)؛ و گَربهابهاسانا (حالت رویان در زهدان) میپردازد. این اثر همچنین از آساناهای نشستهای چون پادماسانا (حالت نیلوفری) و سیداسانا یاد میکند. در میان دیگر اعمال، این متن به تشریح کچاری مودرا (دراز کردن و برگرداندن زبان برای بستن گذرگاه بینی) و همچنین حالت «اَناهَد» (گرفتن گوشها برای شنیدن نغمهٔ بیپایان هستی) میپردازد.[ب][۶][۷][۸]

گربهابهاسانا
همانندیهای میان یوگا و تصوف
محمد غوث یوگا را از دیدگاههای گوناگون همارز و سازگار با تصوف میداند؛ برای نمونه، او هفت مانترای سانسکریت را که به چاکراهای هفتگانه پیوند دارند، با برخی از اسماء الهی در زبان عربی برابر مینهد؛ مانترای ناخودآگاهِ سوهام (सो ऽहम्، بهمعنای «من آن هستم») را که آوای برآمده از دم و بازدم آدمی است با نام عربی «ربالارباب» یکی میشمارد؛ و بهعنوان نمونهای دیگر، فرزانهٔ هندو ماتسیند رانات (که نامش در سانسکریت بهمعنای سرور ماهیان است) را با حضرت یونس مقایسه میکند که در کام ماهی جای گرفت. محمد غوث فراتر از اینها، بر این باور است که تجربههای شخصی و عرفانی در میان یوگیها و صوفیان همسان و یکی است.[۵]
کیهانشناسی
بخش مهمی از آموزههای بحرالحیات برگرفته از سنتهای یوگهای، تَنترَهای و پورانهای هند است که محمد غوث آنها را با مفاهیم عرفان اسلامی درآمیخته است. خود محمد غوث در مقدمهٔ اثر، آن را برگردان فارسی رسالهٔ اَمریتهکونده، به معنای «حوض آب حیات»، معرفی میکند؛ هرچند متن اصلی این اثر امروزه در دست نیست و بحرالحیات نیز ترجمهای تحتاللفظی از یک متن هندی واحد بهشمار نمیرود، بلکه مطالب آن از چندین سنت هندی گرفته شده است.[۹]
بحرالحیات دارای یک مقدمه و ده باب است و در باب دهم آن روایتی از آفرینش جهان آمده که با کیهانشناسی تَنترَهای و پورانهای همانندی دارد. اندیشهٔ محوری این روایت «کثرت در وحدت» است؛ بر پایهٔ آن، جهان طبیعت از حقیقت مطلق جدا نیست، بلکه نمود و تجلی آن حقیقت یگانه است. این نگرش در کیهانشناسی تَنترَهای حد واسطی میان دوگانگیِ سانکهیه و وحدتگراییِ ادویته ودانته دانسته شده است: برخلاف سانکهیه، ماده و روح دو اصل کاملاً مستقل نیستند و برخلاف برخی برداشتهای ادویته ودانته، جهان طبیعت صرفاً وهم و نمود غیرواقعی بهشمار نمیرود؛ بلکه جهان به صورت «مایا-شَکتی»، قدرت یا تجلی حقیقت مطلق، در نظر گرفته میشود.[۹]
روایت آفرینش در بحرالحیات با «حقیقت لاتعین» آغاز میشود؛ حقیقتی مطلق که از هر نام، صفت و قیدی منزه است و عدلی آن را با «نیرگونه برهمن» یا برهمن بیصفت در سنت هندی مقایسه میکند. نخستین مرحلهٔ ظهور این حقیقت با «ندا» و «صدا» بیان میشود. در این روایت ندا جنبهٔ باطنی و صدا جنبهٔ آشکار حقیقت است و این دو با وجود تفاوت ظاهری، دو وجه یک حقیقتاند. این ساختار با دوگانگیِ شیوا و شاکتی در سنت تَنترَهای مقایسه شده است که بهترتیب وجوه پنهان و آشکار حقیقت را نشان میدهند. «صدا» نیز با مفهوم صدای کیهانی و نخستین تجلی برهمن در برخی سنتهای هندی همانندی دارد.[۹]
در این فرایند، «عشق» نیرویی است که ندا را به جنبش درمیآورد و موجب تجلی آن به صورت صدا میشود. عدلی این مفهوم را با «کامه» یا میل نخستین در کیهانشناسی هندی مقایسه میکند. پس از آن، هستی به صورت «آب» نمودار میشود و آبهای نخستین بستر پیدایش جهان قرار میگیرند. محمد غوث برای این بخش از روایت به مضامین اسلامی مربوط به آفرینش از آب استناد میکند و بدینترتیب برای مفهوم هندی آبهای آغازین قرینهای در سنت اسلامی مییابد.[۹]
مرحلهٔ بعدی آفرینش با پیدایش چیزی در آبهای نخستین آغاز میشود که با «تخم زرین» یا تخم کیهانی در سنت ودایی و پورانهای سنجیده شده است. در روایتهای پورانهای، تخم کیهانی در آب ظاهر میشود و همهٔ موجودات بالقوه را در خود دارد؛ سپس ویشنو در آن جای میگیرد، از ناف او نیلوفری میروید و برهما از آن پدید میآید. محمد غوث این روایت را با تغییراتی بازگو کرده و عناصر اسلامی، از جمله میکائیل، را نیز در آن وارد کرده است.[۹]
مفهوم «بحر حیات» همچنین با اسطورهٔ بههمزدن اقیانوس و پیدایش اَمریته، نوشداروی جاودانگی، ارتباط دارد. در متون تَنترَهای، بههمزدن اقیانوس میتواند نمادی از ریاضت و مراقبهٔ یوگی باشد که سرانجام به رهایی از چرخهٔ باززایی و وصال به حقیقت میانجامد. چنین برداشتی با تأکید طریقت شطاریه بر ذکر، مراقبه و ریاضت سازگار بود.[۹]
بهطور کلی، محمد غوث روایت کیهانشناختی هندی را بدون تغییر منتقل نکرده، بلکه کوشیده است اجزای آن را در چارچوب عرفان اسلامی بازتفسیر کند. از این رو در بحرالحیات برای مفاهیمی چون حقیقت مطلق، صدای کیهانی، شیوا و شکتی، کامه، آبهای نخستین و تخم کیهانی، بهترتیب مفاهیمی چون حقیقت لاتعین، کلمه یا صدای الهی، ندا و صدا، عشق، آب بهعنوان بنیاد آفرینش و روایات اسلامی مربوط به پیدایش جهان از آب به کار گرفته شدهاند. عدلی این شیوه را تلاشی برای سازگار کردن کیهانشناسی تَنترَهای-پورانهای با سنت اسلامی میداند.[۹]
منابع چاپی
- Gwaliyari, Muhammad Ghawth; Ernst, Carl W. (trans.) (2013) [1602]. Yoga: The Art of Transformation | Chapter 4 of the Bahr al-hayat, by Muhammad Ghawth Gwaliyari. Archived from the original on 2019-09-13. Retrieved 2019-02-01.
- Mallinson, James; Singleton, Mark (2017). Roots of Yoga. Penguin Books. ISBN 978-0-241-25304-5. OCLC 928480104.
- Ernst, Carl W. (2016). "Chapter 8: Sufism and Yoga according to Muhammad Ghawth". Refractions of Islam in India: Situating Sufism and Yoga. Sage. pp. 121–129. ISBN 978-93-5150-964-6.
یادداشتها
منابع
- ↑ "Yoga and the Body". Asian Art Museum. Archived from the original on 21 December 2019. Retrieved 1 February 2019.
- ↑ "Yoga And Islamic Teachings". Lisette. Retrieved 5 February 2019.
- ↑ Abdul Karim (2012). "The Iranians". In Sirajul Islam and Ahmed A. Jamal (ed.). Banglapedia: National Encyclopedia of Bangladesh (Second ed.). Asiatic Society of Bangladesh.
- ↑ Abdul Karim (2012). "Bahr-ul-Hayat". In Sirajul Islam and Ahmed A. Jamal (ed.). Banglapedia: National Encyclopedia of Bangladesh (Second ed.). Asiatic Society of Bangladesh.
- 1 2 Ernst 2016, pp. 121–129.
- ↑ Mallinson, James (9 December 2011). "A Response to Mark Singleton's Yoga Body by James Mallinson". Retrieved 4 January 2019. revised from American Academy of Religions conference, San Francisco, 19 November 2011.
- ↑ Mallinson & Singleton 2017, pp. 114–116, 252–253, 357–358.
- ↑ Gwaliyari & Ernst 2013.
- 1 2 3 4 5 6 7
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Bahr al-Hayat». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۷ اوت ۲۰۲۶.
- کتابهای ۱۶۰۲ (میلادی)
- کتابهای زبان فارسی سده ۱۷ (میلادی)
- کتابهای هندی سده ۱۷ (میلادی)
- متون دینی هند
_position_(CBL_In_16.10a)_(cropped).jpg)
