نُپی یا نِبی نام پارسی قرآن است. نپی را به فتح و کسر نون هم گفتهاند. نپیجو را قرآنپژوه و دانشجوی قرآن و علوم قرآنی مینامند.
ریشهٔ نپی، چند پند بوده که به مرور زمان به نپی مبدل شده است.
در پارسی میانه واژه نیبگ (nibeg) واژه رایجی به معنی کتاب در کل بوده است (در معنی سنگنوشته یکبار بهکار رفته است).[۱] در پارسی نو واژه نِبی یا نُبی به معنی قرآن[۲] تحولیافته همین واژه پارسی میانه است.
همانگونه که مسیحیان از آغاز کتاب انجیل را bible به معنی کتاب نامیدند ایرانیان نیز قرآن را در زبان خود نبی یعنی کتاب نام نهادند.
منابع
- محمدتقی راشدمحصل، کتیبههای ایران باستان، ص ۱۳.
- لغتنامه دهخدا
- رجبعلی مظلومی، علوم قرآنی.
- فصلنامه ترجمان وحی، چاپ قم.
- نشریه موسسه پژوهشگران جوان نانو
|
|---|
|
|
|---|
|
|---|
| دارای نام | اعتقادی | |
|---|
فقهی | صلح • خمس • تیمم • نشوز • وصیت • قرض الحسنه • روزه • قصاص • کتمان • نفر • قتال • اولو الارحام • محارم • انفال • حد سرقت • قبله • نماز جمعه • ارث • تداین • امانت • اعتداء • تهلکه • امتحان • ربا • محاربه • نفی سبیل • قنطار • جزیه • ایلاء • ظهار • حج • اصلاح ذات بین • تجارت • حذر • حجاب • عده • طلاق • نجاست مشرکین • متعه • حرث • محیص • تربص • قصر • فحشاء • اخراج • تداین • زکات • عدد • رجال قوامون علی النساء • لعان |
|---|
سایر | |
|---|
|
|---|
| سجدهدار | |
|---|
| دارای شأن نزول | |
|---|
| مفاهیم وابسته | |
|---|
|
|
|
|
|
|
|
|
|