بهرام‌یشت

بهرام‌یشت
صفحهٔ نخست بهرام‌یشت در ترجمهٔ فرانسوی جیمز دارمستتر[۱]
اطلاعات
دینمزدیسنا
زبانزبان اوستایی
دورهدوره اوستایی
فصل‌ها۲۲ کرده
آیه‌ها۶۴

بهرام‌یشت، که وهرام‌یشت نیز خوانده شده، چهاردهمین سرود از مجموعهٔ ۲۱ یشت اوستا است. این یشت به نام و در ستایش بهرام، ایزدِ مظهر پیروزی و نیروی رزمی، نام‌گذاری شده است.[۲]

نام

نام بهرام‌یشت از نام اوستایی ورثرغنه (اوستایی: 𐬬𐬆𐬭𐬆𐬚𐬭𐬀𐬖𐬥𐬀‎، vərəθraγna) گرفته شده است. این نام در اصل به معنای «درهم‌شکنندهٔ مقاومت» یا «درهم‌شکنندهٔ مانع» است و در مزدیسنا تجسم یا تشخصِ پیروزی به شمار می‌رود.[۳]

نام این ایزد در فارسی میانه به صورت وهرام (𐭥𐭫𐭧𐭫𐭠𐭭، wlhl’n') و در فارسی نو به صورت بهرام درآمده است. «بهرام» همچنین نام فارسی سیارهٔ مریخ و نام روز بیستم هر ماه در گاه‌شماری زرتشتی است. این روز به ایزد بهرام اختصاص دارد و بهرام‌یشت نیز در آن خوانده می‌شود.[۴]

ساختار و محتوا

بهرام‌یشت از ۶۴ بند تشکیل شده است که در ۲۲ بخش موسوم به کرده تقسیم می‌شوند.[۵] جیمز دارمستتر محتوای آن را از لحاظ موضوعی به چهار بخش تقسیم کرده است.[۶]

ده پیکر بهرام

بخش نخست، بندهای ۱ تا ۲۸، ده پیکر متفاوتی را توصیف می‌کند که ورثرغنه در آن‌ها پدیدار می‌شود.[۶] این پیکرها به ترتیب عبارت‌اند از:

  1. بادی نیرومند؛
  2. گاوی نر با شاخ‌های زرین؛
  3. اسبی سفید با گوش‌های زرد و لگام زرین؛
  4. شتری نر و نیرومند؛
  5. گرازی وحشی؛
  6. جوانی پانزده‌ساله؛
  7. پرنده‌ای شکاری؛
  8. قوچی وحشی؛
  9. بزی نر؛
  10. مردی جنگاور و زیبا با شمشیری زرین.

این ظهورهای گوناگون بهرام با اوتارهای ویشنو یا صورت‌های گوناگون ایندرا در سنت‌های هند باستان مقایسه شده‌اند، هرچند میان آن‌ها انطباق دقیقی وجود ندارد.[۷]

بخشش نیرو به پرستندگان

بندهای ۳۰ تا ۳۳ نیروها و توانایی‌هایی را وصف می‌کنند که بهرام به پرستندگان وفادار خود، و به‌ویژه زرتشت، می‌بخشد.[۶]

در این بخش، پیروزی صرفاً به معنای غلبهٔ جسمانی نیست، بلکه بهرام نیروی مقاومت در برابر دشمن، توان نبرد و غلبه بر نیروهای مخالف را به پرستندگان خود اعطا می‌کند.

آیین‌های پیش از نبرد

بندهای ۳۴ تا ۴۶ مجموعه‌ای از اعمال و آیین‌هایی را توصیف می‌کنند که جنگاوران می‌توانند پیش از نبرد برای دستیابی به پیروزی انجام دهند.[۶] این بخش از بهرام‌یشت از منابع مهم برای شناخت آیین‌ها و باورهای رزمی ایرانیان باستان به شمار می‌رود.[۸]

از جمله در این بندها برای پرِ پرنده نیرویی ویژه قائل شده‌اند و از کاربرد آن برای دورکردن خطر و شکست دشمن سخن می‌رود. چنین اعمالی در چارچوب آیین‌های بلاگردانی و جادوییِ جنگاوران قرار می‌گیرند.

ستایش بهرام

بخش چهارم و پایانی، یعنی بندهای ۴۷ تا ۶۴، به ستایش ورثرغنه و نیروی پیروزی‌بخش او اختصاص دارد.[۶]

در این بخش از یشت، از توانایی بهرام برای شکست دشمنان، پراکندن سپاه آنان و یاری‌رساندن به جنگاورانی که او را به شیوهٔ درست می‌ستایند سخن گفته می‌شود.

ده پیکر ورثرغنه

یکی از شاخص‌ترین ویژگی‌های بهرام‌یشت روایت ده پیکری است که ورثرغنه در آن‌ها بر زرتشت ظاهر می‌شود. این توصیف‌ها بخش عمدهٔ ۲۸ بند نخست را تشکیل می‌دهند.

پیکرهای جانوری و انسانی بهرام هر یک جنبه‌ای از قدرت، سرعت، باروری، نیروی جسمانی یا توان رزمی را بازمی‌نمایانند. به‌ویژه گراز در توصیف او به صورت جانوری جنگاور ظاهر می‌شود که با خشونت به دشمن حمله می‌کند.

در یکی دیگر از پیکرها، بهرام به شکل پرنده‌ای شکاری پدیدار می‌شود. اهمیت این پیکر در بخش‌های بعدی یشت نیز آشکار می‌شود، زیرا به پر این پرنده نیرویی برای دفع دشمن و محافظت از جنگاور نسبت داده شده است.[۹]

آیین‌های رزمی

زمینهٔ آیینی بهرام‌یشت احتمالاً با ستایش ورثرغنه و انجام قربانی برای دستیابی به کامیابی در نبرد ارتباط داشته است.[۱۰] در متن از دشمنان جنگاوران آریایی، خواه نیروهای اهریمنی و خواه قبایل دشمن، سخن می‌رود و چگونگی غلبه بر آنان نیز گاه با جزئیات توصیف می‌شود.[۱۰]

در برخی از آیین‌های توصیف‌شده از اشیایی با کارکرد محافظتی یا بلاگردان استفاده می‌شود. از جمله از ساقهٔ هوم به عنوان تعویذ و از کشیدن پر پرنده بر بدن سخن رفته است.

ولیزار سادوفسکی میان این اعمال و آیین‌های مشابه در آتارواودا از سنت ودایی همانندی‌هایی یافته است. بر این اساس، برخی از عناصر آیینی بهرام‌یشت ممکن است ریشه در میراث مشترک هندوایرانی داشته باشند و از دوره‌ای پیش از جدایی سنت‌های ایرانی و هندی برجای مانده باشند.[۱۱]

تاریخ و شکل‌گیری

بهرام‌یشت در دوره اوستایی و در بستر یک سنت زندهٔ شفاهی شکل گرفته است.[۱۲]

یشت‌ها محصول یک مرحلهٔ واحد از تألیف نیستند، بلکه در محیطی شکل گرفتند که روحانیان اوستایی زبان قادر به سرودن، انتقال و بازپرداخت متون دینی بودند. ازاین‌رو تعیین تاریخ دقیق تألیف بهرام‌یشت یا همهٔ اجزای آن دشوار است.

زمینهٔ کاربرد این یشت ممکن است قربانی و ستایش ورثرغنه به منظور دستیابی به پیروزی در جنگ بوده باشد.[۱۰] این موضوع به‌ویژه در اشاره به دشمنان قبایل آریایی و اعمالی که برای غلبه بر آنان انجام می‌شود آشکار است.[۱۰]

برخی از آیین‌های بلاگردانی توصیف‌شده در یشت، از جمله استفاده از ساقهٔ هوم یا پر پرنده، همسانی‌هایی با آیین‌های ثبت‌شده در آتارواودا دارند. بر پایهٔ این همانندی‌ها، سادوفسکی معتقد است که هستهٔ برخی از این اعمال ممکن است به سنت بسیار کهن هندوایرانی بازگردد.[۱۱]

انتقال مکتوب

انتقال مکتوب بهرام‌یشت احتمالاً در دورهٔ شاهنشاهی ساسانی و در جریان تدوین مجموعهٔ جامع متون اوستایی آغاز شد.

در اوستای ساسانی، بهرام‌یشت بخشی از بغان‌یشت بود و فصل یازدهم آن را تشکیل می‌داد.[۱۳] این اثر به صورت کامل به روزگار کنونی نرسیده است، اما متن بهرام‌یشت به سبب قرارگرفتن در مجموعهٔ ۲۱ یشت باقی مانده است.[۱۴]

در سدهٔ نوزدهم، متن بهرام‌یشت از طریق تصحیح‌های اوستا در دسترس پژوهشگران جدید قرار گرفت. نیلز لودویگ وسترگارد آن را در تصحیح اوستای خود منتشر کرد[۱۵] و پس از او کارل فریدریش گلدنر متن آن را در تصحیح انتقادی اوستا گنجاند.[۱۶]

پژوهش و ترجمه

جیمز دارمستتر در ترجمهٔ انگلیسی اوستا که در مجموعهٔ Sacred Books of the East منتشر شد، ترجمه و شرحی از بهرام‌یشت ارائه کرد.[۵] او سپس در ترجمهٔ فرانسوی خود از اوستا نیز این یشت را ترجمه و بررسی کرد.[۱]

هرمان لومل نیز در سال ۱۹۲۷ بهرام‌یشت را در ترجمهٔ آلمانی مجموعهٔ یشت‌ها منتشر کرد.[۱۷]

در پژوهش‌های تطبیقی هندوایرانی، کتاب Vṛtra et Vṛθragna اثر امیل بنونیست و لویی رنو از پژوهش‌های مهم دربارهٔ ورثرغنه و ارتباط نام و مفهوم آن با سنت هند باستان است.

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 Darmesteter 1892.
  2. ↑ Gnoli & Jamzadeh 1988.
  3. ↑ Lommel 1927, p. 131.
  4. ↑ MacKenzie 1971, p. 86: "Wahrām [wlhl’n'[...] N bahrâm] god of war, victory; astr. Mars; cal. 20th day".
  5. 1 2 Darmesteter 1883, pp. 231-248.
  6. 1 2 3 4 5 Darmesteter 1883, p. 231.
  7. ↑ Gnoli & Jamzadeh 1988, "These recall, although exact correspondences are lacking, the avatāras of Viṣṇu in Purāṇic literature, or the ten incarnations of Indra".
  8. ↑ Sadovski 2009, p. 158.
  9. ↑ Sadovski 2009, pp. 158-166.
  10. 1 2 3 4 Stewart 2007, p. 139.
  11. 1 2 Sadovski 2009, p. 165.
  12. ↑ Hintze 2014, "[T]he Yašts were produced throughout the Old Iranian period in the oral culture of priestly composition, which was alive and productive as long as the priests were able to master the Avestan language".
  13. ↑ König 2017, p. 21.
  14. ↑ Kotwal & Hintze 2008.
  15. ↑ Westergaard 1852.
  16. ↑ Geldner 1889.
  17. ↑ Lommel 1927.
  • Benveniste, Émile; Renou, Louis (1934). Vṛtra et Vṛθragna. Étude de mythologie indo-iranienne. Paris: Imprimerie nationale.
  • Hintze, Almut (2014). "YAŠTS". Encyclopædia Iranica. New York: Routledge and Kegan Paul.
  • Lommel, Herman (1927). Die Yäšt's des Awesta. Quellen der Religionsgeschichte: Iran. Vol. 15. Vandenhoeck & Ruprecht.
  • Stewart, Sarah (2007). "Worship According to the Yašts". Journal of the British Institute of Persian Studies. 45 (1): 137–151. doi:10.1080/05786967.2007.11864722.

پیوند به بیرون

الگو:Zoroastrian Months