تاریخ جواهرسازی در اوکراین
تاریخ جواهرسازی در اوکراین بازتاب تأثیر فرهنگها و مردمان گوناگونی است که در گذشته و حال در سرزمین امروزی اوکراین سکونت داشتهاند.
سهم فرهنگهای بومی
جواهر بهعنوان یکی از گونههای هنر از نیاز انسان به بیان فرهنگی پدید آمد. آرایش بدن، که یکی از کارکردهای جواهرات است، دستکم از عصر سنگ شناخته شده است.[۱]
نخستین جواهرات شناختهشده از سرزمین اوکراین امروزی به دورهٔ موستری در پارینهسنگی بازمیگردند. از جملهٔ آنها دو دستبند ساختهشده از عاج ماموت است که با یکی از کهنترین نمونههای شناختهشدهٔ نقش زنجیره یونانی تزئین شدهاند، و نیز گردنبندی از صدف که در محوطه باستانشناسی میزین یافته شده است.
دادههای باستانشناسی وجود شمار زیادی از فرهنگهای پیشین را در سرزمین اوکراین نشان میدهند، از جمله فرهنگ سفال طنابی در دوران نوسنگی، فرهنگ آمفورای کروی، فرهنگ گورچالی، فرهنگهای پیشااسلاویِ چرنیاخوف، زاروبینتسی و فرهنگ پرژورسک و فرهنگهای دیگر.
این فرهنگها در فنون فلزکاری پیشرفت زیادی داشتند. برخی از آنها همزمان با کشاورزان تریپیلیا و قبایل کوچنشین زندگی میکردند. کارگاههای تولید مس در محوطههای باستانشناختی فرهنگ یامنا یافت شدهاند. آهنگری، ریختهگری به روش موم گمشده و ریختهگری در قالب از فنون رایج شدند. صنعتگران عصر برنز دستبند بازویی، سنجاق مو، آویز و فیبولا میساختند.
آثار جواهرسازی عصر برنز یافتشده در اوکراین | ||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
جواهرات مردمانی که از اوکراین گذشتند
در دوران نوسنگی، مردم تریپیلیا در اوکراین از فلزاتی که بهطور طبیعی یافت میشدند، مانند مس، جواهر میساختند. این اشیا شامل دستبندهای مارپیچی، انگشتر، دیهیم و گردنبندهایی از صدف، لولههای مسی و قرصهایی از مادر مروارید بودند.
در سدههای هشتم تا ششم پیش از میلاد، کیمریها شیوههای هنری تازهای را وارد جواهرسازی کردند. بسیاری از آثار کیمری که از برنز و آهن ساخته شدهاند، نقشهای گیاهی و جانوری دارند.
خاک حاصلخیز و آبوهوای مناسب سواحل دریای سیاه و رود دنیپر از سدهٔ هفتم پیش از میلاد به بعد بازرگانان و مهاجرنشینان یونان باستان را جذب کرد.[۲]
سکاها که از نواحی ایرانی شرقی به سوی منطقه آمده و کیمریها را کنار زده بودند، حدود ۵۰۰ پیش از میلاد در سرزمینهای پیرامون دریای سیاه حضور یافتند. آنان برای مدتی طولانی در این ناحیه شکوفا بودند و با یونانیان دادوستد میکردند.
آثار بسیاری که به دست زرگران یونانی و سکایی ساخته شدهاند شهرت یافتهاند. آنان برای آرایش بدن، جنگافزار و ساز و برگ اسب از تقریباً همهٔ فنون فلزکاری رایج آن روزگار استفاده میکردند، از جمله ریختهگری، چکشکاری مس و فلز، حکاکی، طلاکاری، نازککاری، نشانیدن سنگهای قیمتی و فنون دیگر.
تصویر جانوران خیالی مانند شیردال، ابوالهول، جانوران بالدار و جانورانی با سر انسان در آثار آنان با شیوهٔ هنر سکایی بازنمایی میشد. سبکپردازی این نقشها به تدریج به روشی واقعگرایانهتر برای نمایش ترکیبهای پیچیدهٔ جانوری تبدیل شد. فنون جواهرسازی در دورهٔ شکوفایی سکاها به میزان چشمگیری پیشرفت کرد.
سرمتیها در حدود ۲۰۰ پیش از میلاد پادشاهی سکایی را شکست دادند و سرزمین آن را اشغال کردند. فرهنگ سرمتی سنتهای تازهای، از جمله سبک چندرنگ، به همراه آورد. یکی از ویژگیهای این شیوه پوشاندن پیکر جانوران با قطعاتی از خمیر آبیرنگ یا فیروزه بود که در قابهای لحیمشده قرار میگرفتند.
_300_bC.jpg)
هنر یونانی منطقهٔ دریای سیاه بر سبک سرمتی تأثیر گذاشت و بهویژه دامنهٔ رنگهای آن را گسترش داد. در کنار فلزات گرانبها و گوهرسنگ، شیشه نیز در جواهرات این دوره دیده میشود. سنجاق سینههای فیبولای یونانی اغلب با همین شیوه ساخته میشدند.
از سدهٔ سوم پیش از میلاد، هنر سلتی به نواحی جنوبی اوکراین امروزی نفوذ کرد. در استانهای روم باستان نوعی احیای صنایع دستی سلتی، بهویژه در جواهرسازی، رخ داد و این زیورها به مناطق پیرامون دریای سیاه و سپس نواحی شمالیتر راه یافتند.
راه دیگر ورود جواهرات سلتی به اوکراین امروزی، روابط تجاری و فرهنگی با قبایل شمالی بود. هنر و فرهنگ سلتی به جزایر بریتانیا، آلمان و سواحل دریای بالتیک گسترش یافته بود و از آنجا نیز بر اوکراین تأثیر گذاشت.
در مناطق مختلف اوکراین میتوان درجاتی از تأثیر سلتی را در شیوههای ساخت سلاح و جواهر مشاهده کرد. سنتهای جواهرسازی این منطقه نیز بر فرهنگهای دیگر تأثیر گذاشتند. برای نمونه، گوتها که پیش از سال ۴۰۰ میلادی به این ناحیه رسیدند، برخی فنون رایج در منطقه، از جمله سبک چندرنگ و سبک جانوری را پذیرفتند؛ عناصری که بعدها در سبک مروونژی جواهرسازی نیز دیده شدند.
بسیاری از گوتها در حدود دههٔ ۳۷۰ میلادی زیر فشار هونها منطقهٔ دریای سیاه را ترک کردند. این مردمان آسیایی گونهای متفاوت از سبک چندرنگ را به همراه آوردند که با نشاندن قطعات رنگی در خانههای لحیمشده و همچنین نقشهای زمینهای از ملیلهکاری و دانهبندی مشخص میشد.
در همین دوره، مهاجرت مردمان آسیایی دیگری، از جمله آوارهای اوراسیایی، بلغارها، خزرها، مردمان سامویدی و پچنگها، هم بر فرهنگ سرزمین اوکراین اثر گذاشت و هم از آن تأثیر پذیرفت.
جواهرات سنتی اوکراینی

از اوایل سدهٔ ششم میلادی گسترش اسلاوها آغاز شد و دولت روس کییف نیز در حدود سال ۸۸۰ میلادی شکل گرفت. سنتهای ساکنان پیشین منطقه از میان نرفت و این امر در جواهرسازی بهوضوح دیده میشود.
در کنار صورتهای بومی، تأثیرهای سکایی، سرمتی، هونی، یونانی، سلتی و وایکینگی در جواهرات اسلاوی درهم آمیخت. فنونی که اسلاوهای باستان میشناختند شامل آهنگری، مهرزنی، قلمزنی، دانهبندی، ریختهگری موم گمشده، میناکاری و مینای سیاه بود.
صنعتگران روس به سطح بسیار بالایی از مهارت فنی رسیدند. راهب بندیکتی تئوفیلوس پرسبیتر جواهرسازان روس کییف را پس از صنعتگران امپراتوری بیزانس در جایگاه دوم قرار داده است.
در کنار آویزها، انگشترها، تورکها، دستبندها، فیبولاها، گردنبندها و دیگر زیورهای رایج، اسلاوها گونههایی خاص از جواهرات خود را نیز داشتند؛ از جمله دستبندهای نقرهای با سبک ویژهٔ کییف، حلقههای شقیقه، کولتهای میناکاریشده و دیهیمها.
تعویذهای فلزی اسلاوی به شکل قاشق، تبر کوچک، اسب، اردک و پلاکهای دوختنیِ جانورپیکر و انسانپیکر نیز شناخته شدهاند.
_with_Two_Birds_-_Walters_44297.jpg)

در همین دوره تأثیر امپراتوری بیزانس نیز بر اوکراین افزایش یافت، بهویژه در جهانبینی، فرهنگ و هنر.
گونههای تازهای از آثار هنری پدید آمدند، از جمله جلدهای پرآرایهٔ کتاب، اغلب همراه با گلدوزی مروارید ــ عمدتاً مرواریدهای دنیپر ــ، جامهای آیینی، صلیبها، قابهای آراستهٔ تمثالها، و بعدها صندوقچههای نگهداری یادگار مقدس، لوسترهای کلیسا، جامها و بشقابها.
در سال ۱۲۴۰، حمله مغول به روس کییف به فرمان باتوخان کییف را ویران کرد.[۳]
صنعتگران روس به اسارت درآمدند و وادار شدند برای تاتارها کار کنند. تسلط مغول برای چند سده ادامه یافت.
مراکز احیاشدهای مانند هالیچ و ولودیمیر کوشیدند سنتهای کییف را ادامه دهند. همزمان، مستعمرههای کوچک اسلاوهای شمالشرقی در امتداد رود ولگا و شاخههای آن برخی از سنتهای برتر صنایع دستی روس را اقتباس کردند. این سنتها همراه با فرهنگهای محلی و تأثیر بالتها در شکلگیری فرهنگی سهیم شدند که بعدها با شاهزادهنشین بزرگ مسکو پیوند یافت.
جواهرات سنتی در مناطق هوتسولها و پوکوتیا شامل منجوقدوزی و گلدوزی اوکراینی است.
تعویذها
در آیین اسلاوی، تعویذها برای دور کردن ارواح و موجودات اهریمنی اهمیت زیادی داشتند. در سدههای یازدهم و دوازدهم، مدالهای مارنقش بسیار محبوب بودند.
این مدالها گرد، بیضی یا هشتضلعی بودند. بر روی بیرونی آنها تصویر یک یا چند قدیس دیده میشد، اما در روی داخلی که به سوی بدن قرار داشت و از دید دیگران پنهان بود، نقش ایزدبانویی مارمانند از سنت اسلاوی دیده میشد که احتمالاً با ملوزین قابل مقایسه است.
این آثار نمونهای از پدیدهٔ «ایمان دوگانه» در فرهنگ روس باستان به شمار میروند.
- تعویذی با تصویر قدیسان در یک سوی آن
- گریونای استان چرنیهیف
دورهٔ رنسانس

مرحلهٔ بعدی تحول هنر جواهرسازی در اوکراین در دورهٔ فرمانروایی دولت لهستان–لیتوانی رخ داد و با گسترش سبک تازهٔ رنسانس مشخص میشود.
مهمترین مراکز جواهرسازی در آن زمان لویو، کییف و کامیانتس-پودیلسکی بودند. لویو برای مدتی طولانی مهمترین مرکز به شمار میرفت.
ویژگی اصلی جواهرسازی رنسانس در اوکراین، ظرافت فنی همراه با استفاده از عناصر تزئینی کهن بود.
از جواهرسازان شناختهشدهٔ اوکراینی آن دوره میتوان به نیکولای، لاورنتی، سیمون، آ. کاسیانوویچ و ه. اوستافییویچ اشاره کرد. آنان در کنار صنعتگرانی از میان لهستانیها، آلمانیها، یهودیان، مجارها، ارمنیان، ایتالیاییها و اسکاتلندیها کار میکردند.
صنف مستقل زرگران لویو بیش از چهار سده پیش بنیان گذاشته شد.
جواهرسازان این دوره هم برای صومعهها و کلیساها اشیا میساختند و هم برای کاربردهای غیرمذهبی، مانند ظروف و زیورآلات.
کمربندهای نقرهای از تخصصهای صنعتگران لویو بودند و معمولاً از صفحههای بیضی و مستطیلیِ نقرهای یا زراندودِ حکاکیشده که یکیدرمیان کنار هم قرار میگرفتند ساخته میشدند.
برش الماس و دیگر سنگهای قیمتی در میانهٔ سدهٔ چهاردهم پدید آمد. این فن امکان ساخت پایههای سبکتری را فراهم کرد که سطح کمتری از سنگ را میپوشاندند. ورود نخستین الماسهای تراشخوردهٔ وارداتی در نتیجه توجه فراوان بازرگانان اوکراینی را برانگیخت.
جواهرسازی اوکراین در این دوره از آثار ساختهشده در آوکسبورک، نورنبرگ، ترکیه و لهستان نیز تأثیر پذیرفت. زرگران هم بازار محلی را تأمین میکردند و هم سفارشهایی از مناطق دوری چون مولداوی و مسکو میپذیرفتند.
محصولات اوکراینی در بازارهای خارجی لهستان، نمایشگاههای اوکراین و مناطق دیگر عرضه میشدند.
فنون جواهرسازی همچنان تکامل یافتند. زیورآلات کوچکتر و سبکتر شدند. گوشوارهها بیشتر در سوراخ گوش آویخته میشدند و کمتر در کنار شقیقه یا لابهلای مو بافته میشدند.
شکل دستبندها نیز تغییر کرد و به نوارها یا زنجیرهای سبک و یکپارچهٔ زراندود با مینای سیاه، الماس یا مروارید تبدیل شد. مروارید، سگک و دکمههای تزئینی در میان مردان و زنانِ همهٔ طبقات اجتماعی محبوب شدند.
دورهٔ باروک
در کنار اصناف زرگران، جواهرسازان در کارگاههای خصوصی نیز فعالیت میکردند.
از شاهکارهای باروک که در کارگاههای ای. راویچ، م. یوریویچ، پ. ولوخ و ای. زاوادوفسکی ساخته شدند، میتوان به دروازهای شاهی ساختهشده از قطعات یکپارچهٔ نقره، قاب محراب در پچرسک لاورا کییف و کلیسای جامع سنت سوفیا اشاره کرد.
این دوره همچنین با افزایش علاقه به سنگهای گرانبها همراه بود و استادان تراش الماس و دیگر گوهرها پدیدار شدند.
دورههای متأخر

در روستاها، ساخت جواهرات مردمی و غیرحرفهای رواج بیشتری یافت. این آثار از صورتها و نقشهای کهنِ پیشامسیحی الهام میگرفتند.
در آغاز سدهٔ نوزدهم، استادان جواهرساز در کوههای کارپات، بهویژه در میان هوتسولها، پدیدار شدند. از جملهٔ آنان استادان برنجکار دودچاک، مدویدچوک و فدیوک بودند.
در نواحی شرقی اوکراین، دوکاچ ــ مدالهای ضربشده یا سکههای زرینی که از زنجیر آویخته میشدند ــ رواج یافت. در اوکراین غربی، زگاردا، گردنبندی از سکههای نقرهای، از زیورهای محبوب بود.
جنگ جهانی اول و جنگ داخلی روسیه روند پیشرفت جواهرسازی در اوکراین را متوقف کردند.
دورهٔ شوروی
در دوران حکومت کمونیستی، زرگران اتحاد جماهیر شوروی عمدتاً از الگوهای قدیمی سدهٔ نوزدهم تقلید میکردند.
به جای زیورهای گرانبهایی که برای ثروتمندان ساخته میشد، نمونههایی از مواد نسبتاً ارزان با سنگها و شیشههای کمبها رایج شدند. این تغییر از مصوبهای از کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی با عنوان «دربارهٔ حذف زیادهروی در طراحی و ساختوساز» تأثیر پذیرفته بود. وظیفهٔ هنرمندان یافتن شکلها و فنون تازه با استفاده از مواد مجاز بود.
در دوران سوسیالیسم محدودیتهای فراوانی وجود داشت. حق ساخت هرگونه محصول از فلزات و سنگهای گرانبها تنها در اختیار انحصاری شرکتهای دولتی بود. کارگاههای کوچک فقط اجازهٔ تعمیر اشیا را داشتند.
طرح «کلاسیک شوروی» شامل توتها، گلها و برگها به ویژگی شاخص الگوهای تولید صنعتی تبدیل شد. به سبب کمبود طراحان تخصصی، توانایی پاسخ سریع به نیاز مصرفکنندگان و نوآوری در طراحی جواهرات بسیار محدود بود.
برای سالهای طولانی، اوکراین امکان مشارکت در روندهای جواهرسازی هنری معاصر را نداشت. دلایل آن شامل پیشداوریهای ایدئولوژیک حکومت شوروی، فقدان ارتباط با صنعتگران کشورهای دیگر، ممنوعیت کار مستقل هنرمندان با مواد گرانبها و کمبود آموزش هنری تخصصی بود.
دورهٔ معاصر
در حال حاضر هیچ دانشکده یا دانشگاهی در اوکراین دورهای کاملاً تخصصی در طراحی جواهرات اوکراینی ارائه نمیکند. با این حال، پنج مؤسسهٔ هنری متوسطه وجود دارند که دانشجویان میتوانند در آنها فن و طراحی جواهرات را بیاموزند.
در آکادمی هنرهای زیبای لویو، در تنها دانشکدهٔ فلزکاری اوکراین، یک نیمسال به اشیای کوچک اختصاص دارد. با این حال، به سبب قوانین پیچیده و مبهم، کار رسمی با مواد گرانبها در کارگاههای آکادمی همچنان ممکن نیست.
نبود نگارخانههای تخصصی و منتقدان هنر نیز تحقق و عرضهٔ آثار هنرمندان مستقل را دشوار میکند. نبود نمایشگاهها و مسابقههای منظم به معنای کاهش تبادل اندیشههای خلاقانه است.
همچنین کمبود ابزار و مواد وجود دارد، هرچند شمار کارگاههای جواهرسازی در دورهٔ پساشوروی تقریباً ده برابر شده است. قانون به افرادی که مهارت حرفهای ندارند نیز اجازهٔ تأسیس کارگاه میدهد. قوانین حق تکثیر نیز بهطور مؤثر اجرا نمیشوند.
زرگران اوکراین به دلیل نبود اتحادیه یا انجمن تخصصی تا حد زیادی از یکدیگر جدا هستند. ارتباط آنان با همکاران خارجی محدود است و هنوز ادبیات حرفهای کافی به زبان اوکراینی وجود ندارد.
نخستین تلاش برای گرد آوردن جواهرسازان مناطق مختلف اوکراین در نمایشگاه سال ۱۹۹۷ با عنوان «گنجینههای اوکراین» در موزهٔ تازهتأسیس بانک ملی اوکراین در کییف انجام شد.
در سال ۱۹۹۹ نیز نمایشگاه «Jeweller-Expo» برای نخستین بار در کییف برگزار شد.
در اوکراین چهار کارخانهٔ دولتی جواهرسازی، دو کارخانهٔ دولتی تراش سنگ و یک شرکت دولتی استخراج و فرآوری کهربا فعالیت دارند. استخراج طلای داخلی نیز تنها در دورهٔ نسبتاً جدید آغاز شده است.
در سالهای اخیر چند شرکت خصوصی کوچک نیز تأسیس شدهاند. همچنین نمایشگاههای انفرادی و گروهی جواهرسازی در کییف، لویو و شهرهای دیگر برگزار شدهاند.
هنرمندان اوکراینی در مسابقهها و نمایشگاههای بینالمللی نیز شرکت میکنند و هر سال هنرمندان جوان بیشتری به جستوجوی فرمهای تازه و مواد نوآورانه روی میآورند.
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ "Middle Paleolithic Shell Beads in Israel and Algeria -- Vanhaeren et al. 312 (5781): 1785 -- Science". 2007-10-01. Archived from the original on 2007-10-01. Retrieved 2023-02-17.
- ↑
Ivantchik, Askold Igorevich (3 July 2017). "The Greeks and the Black Sea: The earliest ideas about the region and the beginning of colonization". In Kozlovskaya, Valeriya (ed.). The Northern Black Sea in Antiquity. Cambridge: Cambridge University Press. pp. 7, 8. ISBN 9781107019515. Retrieved 1 August 2025.
The earliest Greek colonies [...] in the Northern Black Sea region date to the third quarter of the seventh century BCE [...]. [...] It seems that no substantial contacts (at least, over the sea) existed between the Aegean and the Black Sea prior to the middle of the seventh century BCE. [...] there are no reasons to assume that Greeks had any contact with the Pontic region prior to the seventh century BCE.
- ↑ خطای اسکریپتی: پودمان «Deprecated archive» وجود ندارد. , University of Toronto Research Repository
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «History of jewellery in Ukraine». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۹ سپتامبر ۲۰۲۶.
برای مطالعهٔ بیشتر
- Brepohl, E. Theophilus Presbyter und das mittelalterliche Kunsthandwerk. Cologne, 1999. (2 volumes).
- Untracht, O. Metal Techniques for Craftsmen. New York, 1968.
- Rybakov, B. Ancient Slavic Paganism. Moscow, 1981.
- Rybakov, B. Craft of Ancient Rus. Moscow, 1948.
- Bezpalyi, L. Jewellery. Moscow, 1950.
- Kiz', Ya. Industry of Lviv During Feodalism Period, XIII — XIX c. Lviv, 1968.
- Utkin, P. Russian Jewellery. Moscow, 1970.
- Aseev, Yu. Sources of Art in Kyivan Rus. Kyiv, 1980.
- Zholtovskyi, I. Art life in Ukraine in XVIII c. Kyiv, 1983.
- الگو:بایگانی
- تاریخ فرهنگ اوکراین
- هنر اوکراین





