دستور زبان سکایی ختن

برگی از کتاب زمبسته به زبان سکایی ختنی، نوشته‌شده به خط براهمی آسیای مرکزی؛ کتابخانهٔ بریتانیا، Or. 9614/5

دستور زبان سکایی خُتَن به ساخت صرفی و نحوی سکایی ختنی، یکی از زبان‌های ایرانی میانهٔ شرقی، می‌پردازد. ختنی از زبان‌های ایرانی میانه‌ای است که دستگاه صرفی نسبتاً کهنی را حفظ کرده است؛ به‌ویژه در مرحلهٔ ختنی کهن، شمار قابل توجهی از تمایزهای حالت، جنس و صرف فعلِ به‌جامانده از ایرانی باستان هنوز زنده بود. در طول تاریخ مکتوب زبان، این دستگاه به‌تدریج ساده‌تر شد و در ختنی متأخر کاربرد پسایندها و ترتیب ثابت‌تر سازه‌های جمله افزایش یافت.[۱][۲]

در ختنی، اسم بر پایهٔ شمار، حالت و تا اندازه‌ای جنس صرف می‌شود و فعل دارای تمایز شخص و شمار، دو جهتِ معلوم و میانه و چندین وجه دستوری است. ساخت گذشته از مهم‌ترین نوآوری‌های این زبان است: دستگاه کهنِ ماضی ناقص، آئوریست و کاملِ ایرانی باستان از میان رفته و ساختی نو بر پایهٔ صفت فعلی گذشته جای آن را گرفته است. ختنی همچنین به سبب حفظ گستردهٔ حالت‌های صرفی و آثار روشن فرایندهای صرف‌واجی، مانند اوملات و همجوشی واکه‌ها، در مطالعات تطبیقی زبان‌های ایرانی اهمیت ویژه‌ای دارد.[۳]

ویژگی‌های کلی

از دید ساخت‌شناختی، ختنی کهن زبانی نسبتاً تصریفی است. در اسم و صفت، اطلاعاتی چون حالت، شمار و جنس عمدتاً در پایانهٔ واژه بیان می‌شود و در فعل نیز شخص، شمار، وجه و جهت با ستاک و شناسه‌های صرفی مشخص می‌شوند. با این همه، بسیاری از مقوله‌های ایرانی باستان تا دورهٔ ختنی از میان رفته یا با یکدیگر ادغام شده بودند.[۳]

در دستگاه اسمی، حالت‌های اضافی و برایی در یک حالت وابستگی–برایی و حالت‌های بایی و ازی در یک حالت بایی–ازی ادغام شده بودند. شمار دوگان نیز از میان رفته و تنها مفرد و جمع باقی مانده بود. سه جنسِ مذکر، مؤنث و خنثی ریشهٔ ایرانی باستانی دارند، ولی خنثی در ختنی بیشتر در قالب بازمانده‌هایی محدود دیده می‌شود و در مرحلهٔ متأخر زبان تمایزهای جنس نیز رو به کاهش می‌گذارد.[۱]

دستگاه فعل نیز نسبت به ایرانی باستان ساده‌تر شده بود. از دستگاه زمانی کهن، عملاً ستاک حال و ستاکی برگرفته از صفت فعلی گذشته برجای مانده بود؛ آیندهٔ مستقل از میان رفته و صورت‌های حال و به‌ویژه وجه التزامی می‌توانستند معنای آینده را نیز برسانند.[۳]

اسم

شمار و جنس

اسم ختنی دو شمار مفرد و جمع دارد. آثار مستقیمی از شمار دوگانِ ایرانی باستان در دستگاه زندهٔ اسم باقی نمانده است. دستگاه جنس شامل مذکر، مؤنث و بازمانده‌هایی از خنثی است. در اسم‌های خنثی، مانند بسیاری از زبان‌های هندواروپایی کهن، صورت نهادی و رایی با یکدیگر یکسان بوده‌اند.[۱][۳]

در تحول به ختنی متأخر، برخی تمایزهای جنس و حالت ضعیف‌تر شد و هم‌زمان ساختمان تحلیلی‌تر زبان گسترش یافت. از این رو دستگاه اسمی ختنی کهن را نمی‌توان بدون تمایز آن از مرحلهٔ متأخر توصیف کرد.[۲]

حالت‌های صرفی

ختنی کهن در میان زبان‌های ایرانی میانه از لحاظ حفظ حالت‌های صرفی جایگاه برجسته‌ای دارد. امریک یادآور شده است که در مفرد، شش حالت از هشت حالت معمول هندواروپایی را می‌توان در آن بازشناخت و در جمع نیز پنج تمایز عمده باقی مانده بود.[۴]

حالتبرابر انگلیسیمهم‌ترین کارکردها
نهادیNominativeفاعل، مسند، بدل و در برخی ساخت‌ها بیان مقدار
راییAccusativeمفعول مستقیم، مفعول هم‌ریشه، امتداد زمانی و مکانی و متمم برخی فعل‌ها و پیشایندها
وابستگی–براییGenitive–Dativeمالکیت و وابستگی، متمم غیرمستقیم، گیرنده، مقصد، جزء از کل و رابطهٔ اسمی
بایی–ازیInstrumental–Ablativeابزار، همراهی، مبدأ و جدایی، سنجش، سبب و برخی کاربردهای زمانی
دریLocativeمکان، مقصد حرکت، زمان و برخی روابط انتزاعی
نداییVocativeخطاب مستقیم

ادغام اضافی و برایی و نیز بایی و ازی از نوآوری‌های مهم دستگاه اسمی ختنی در مقایسه با ایرانی باستان است. حالت ندایی از نظر نحوی نقشی محدودتر دارد و غالباً به صورت نهادی نزدیک است.[۱][۴]

رده‌های ستاک اسمی

صرف اسم بر پایهٔ شکل ستاک به چند رده تقسیم می‌شود. مهم‌ترین رده، ستاک‌های واکه‌ای است. ستاک‌های a به‌ویژه در اسم‌های مذکر و خنثی و ستاک‌های ā در اسم‌های مؤنث فراوان‌اند. گروهی از اسم‌ها و صفت‌ها نیز دارای گسترش‌های تاریخی -ka- و -kā- بوده‌اند که بر اثر افتادن برخی همخوان‌ها و همجوشی واکه‌ها، الگوهای صرفی ظاهراً «فشرده» یا «منقبض» پدید آورده‌اند.[۳]

ستاک‌های i و ī، به‌خصوص در اسم‌های مؤنث، همچنان به‌خوبی گواهی شده‌اند. در مقابل، ستاک‌های u در ختنی به‌عنوان یک ردهٔ مستقل تا اندازهٔ زیادی از میان رفته و بسیاری از اعضای آن به ردهٔ a منتقل شده‌اند. از ستاک‌های همخوانی نیز نمونه‌هایی در -n، -nt و -r باقی مانده است؛ برخی از این اسم‌ها هنوز آثاری از تفاوت ستاک قوی و ضعیفِ زبان‌های کهن‌تر را نشان می‌دهند.[۳]

برای نشان‌دادن الگوی صرف اسم می‌توان صرف balysa- «بودا» را نمونه آورد. در این الگو، حالت‌های نهادی و رایی در جمع هم‌ریخت‌اند و حالت وابستگی–برایی و بایی–ازی پایانه‌های متمایزی دارند. در منبع، برای برخی خانه‌هایی که صورت این واژه گواهی نشده است، نمونه‌ای از واژه‌های هم‌صرف آورده شده است.[۱]

نمونهٔ صرف balysa- «بودا»
حالتمفردجمع
نهادی balysäbalysa
رایی balysubalysa
وابستگی–برایی balysibalysānu
بایی–ازی balysänabalysyau jsa
دری ——
ندایی balysabalysyau

اسم‌های دارای ستاک همخوانی الگوی متفاوتی دارند. نمونهٔ زیر صرف rrund(a)- «شهریار، شاه» را نشان می‌دهد:[۱]

صرف rrund(a)- «شهریار»
حالتمفردجمع
نهادی rrerrundä
رایی rrundurrundä
وابستگی–برایی rrundirrundunu
بایی–ازی rrundänarrundyau
دری ——
ندایی rrerrundyau

کاربرد نحوی حالت‌ها

نهادی

کارکرد اصلی حالت نهادی نشاندادن فاعل جمله است، اما این حالت برای مسند اسمی، بدل و برخی بیان‌های اندازه نیز به‌کار می‌رود. امریک نمونه‌هایی از کاربرد نهادی همراه با اعداد و عبارت‌های مقداری نیز ثبت کرده است.[۴]

رایی

حالت رایی پیش از همه نشان‌دهندهٔ مفعول مستقیم است. افزون بر آن، در ختنی مفعول هم‌ریشه، راییِ دربارگی، مقدار و امتداد مکانی و زمانی و برخی قیدهای زمانی نیز با این حالت ساخته می‌شوند. شماری از فعل‌های ذاتاً ناگذر هنگامی که با پیش‌فعل همراه می‌شوند می‌توانند یک عبارت رایی بگیرند؛ در چنین مواردی پیش‌فعل رابطه‌ای مانند «عبور از»، «بیرون رفتن از» یا «وارد شدن به» را به فعل می‌افزاید.[۴]

وابستگی–برایی

حالت وابستگی–برایی دامنهٔ معنایی گسترده‌ای دارد. مالکیت و وابستگی اسمی از مهم‌ترین کاربردهای آن است، اما برای جزء از کل، مادهٔ سازنده، عضویت در یک گروه، متمم برخی اسم‌ها و صفت‌ها و نیز گیرنده یا مقصد عمل به‌کار می‌رود. در ختنی همچنین ساختی همانند «اضافی مطلق» زبان‌های هندواروپایی کهن با این حالت دیده می‌شود.[۴]

بایی–ازی

ادغام دو حالت کهن ابزاری و جدایی سبب شده است صورت بایی–ازی هم برای ابزار و همراهی و هم برای مبدأ و جدایی به‌کار رود. این حالت پس از فعل‌هایی با معنای بیرون‌آمدن، جداشدن، شنیدن از کسی یا گریختن از چیزی دیده می‌شود و برای سنجش، زمان، سبب و دربارگی نیز کاربرد دارد.[۴]

ادات jsa در بسیاری از ساخت‌های ابزاری و همراهی نقش مهمی دارد و به‌ویژه در صرف برخی ضمیرها وسیله‌ای برای ساختن معنای بایی–ازی شده است.[۵]

دری

حالت دری افزون بر بیان مکان ثابت، می‌تواند مقصد حرکت را نیز نشان دهد. همچنین برای زمان و «دربارگی» به‌کار می‌رود. برخی پیشایندهای ختنی تنها با دری و برخی دیگر با بیش از یک حالت ساخته می‌شوند.[۴]

صفت

صفت‌ها در ختنی در اساس از همان الگوهای صرفی اسم‌ها پیروی می‌کنند و در ختنی کهن می‌توانند تمایزهای حالت، شمار و جنس را نشان دهند. برخی صفت‌های مشتق از اسم با پسوندهایی چون -īña- و -īnaa- ساخته می‌شوند. افزوده‌شدن این پسوندها گاه با فرایندهای منظم همجوشی واکه‌ای و اوملات همراه است.[۶]

شماری از ضمایر ملکی و ضمیر بازتابی نیز از نظر صرفی همانند صفت رفتار می‌کنند و از این رو مرز میان «ضمیر» و «صفت ضمیرواره» در توصیف ختنی همیشه مطلق نیست.[۵]

ضمیر

دستگاه ضمیری ختنی شامل ضمایر شخصی، اشاره، ملکی، پرسشی، موصولی، نامعین و بازتابی است. در ضمایر، همانند دیگر بخش‌های دستگاه اسمی، صورت‌های کهن در کنار نوآوری‌ها و ساخت‌های تحلیلی‌تر دیده می‌شوند.[۵]

ضمایر شخصی

ضمیرهای مستقل اول و دوم شخص در مفرد و جمع وجود دارند. صورت نهادی اول شخص مفرد در ختنی کهن aysu «من» است؛ صورت رایی آن ma و صورت وابستگی–برایی آن به گونه‌هایی چون mamä و maṃ دیده می‌شود. بایی–ازیِ این ضمیر به کمک jsa ساخته می‌شود، مانند maṃ jsa یا ma jsa.[۵]

در ختنی متأخر صورت‌های واژه‌بستی غیرِفاعلی ضمیرها گسترش بیشتری یافته‌اند. این واژه‌بست‌ها می‌توانند نقش مفعولی، ملکی یا دیگر روابط غیرِفاعلی را برعهده گیرند.[۵]

برای سوم شخص، برخلاف اول و دوم شخص، دستگاه مستقلی همانند «او/آن‌ها» در همهٔ موقعیت‌ها وجود ندارد و صورت‌های ضمیر اشاره بخش مهمی از کارکرد ضمیر سوم شخص را برعهده می‌گیرند؛ این وضع بازماندهٔ الگویی کهن در زبان‌های هندواروپایی و هندوایرانی است.[۵]

بنابراین، ضمایر مستقل اول و دوم شخص در مفرد و جمع دارای صورت‌های ویژه‌ای هستند. حالت بایی–ازی غالباً با افزودن jsa به یکی از صورت‌های ضمیر ساخته می‌شود. علاوه بر صورت‌های مستقل، واژه‌بست‌های غیرفاعلی نیز وجود دارند.[۵]

صرف ضمایر شخصی اول و دوم شخص
حالتاول شخص مفرداول شخص جمعدوم شخص مفرددوم شخص جمع
نهادی aysu buhu، muhu/o thu، uhu uhu/o
رایی ma، muho maha
وابستگی–برایی mamä، maṃ māvu tvī umāvu، umānu، umā/ā
بایی–ازی maṃ jsä، ma jsa muho jsa، mihyau uhu jsa، tvī jsa umyau jsa
واژه‌بست غیرفاعلی mā، -ṃ nä/nu، -ṃ tä، te ū، ā/ū(m)

برای سوم شخص، دستگاهی مستقل و کاملاً هم‌ساخت با اول و دوم شخص وجود ندارد و ضمایر اشاره بخش بزرگی از نقش ضمیر شخصی سوم‌شخص را برعهده دارند. در ختنی کهن واژه‌بست‌های سوم‌شخص مفرد ī و yä و صورت‌های جمعی چون ni، ne و nä نیز گزارش شده‌اند.[۵]

ضمایر اشاره

در ختنی سه گروه عمدهٔ اشاره‌ای تشخیص داده شده است: اشارهٔ خنثی یا ساده، اشارهٔ نزدیک و اشارهٔ دور. در صورت ساده، تمایز مذکر و مؤنث در مفرد وجود دارد، حال آنکه در جمع بخش بزرگی از صرف دو جنس یکسان شده است. صورت‌های گسترش‌یافته و مضاعف نیز دیده می‌شوند.[۵]

ضمیرهای اشاره بر پایهٔ حالت‌های نهادی، رایی، وابستگی–برایی، بایی–ازی و دری صرف می‌شوند. برخی صورت‌های مفرد با ادات تأکیدی ī نیز ترکیب می‌شوند.[۵]

ضمایر ملکی

صورت‌های ملکی از پایه‌های ضمیری با پسوندهای صفت‌ساز ساخته می‌شوند و مانند صفت صرف می‌شوند. برای نمونه، برای اول شخص مفرد صورت‌هایی چون mānaa- و māmaka-، برای دوم شخص مفرد tvānaa- و برای سوم شخص ttaka- گزارش شده است.[۵]

ضمیر بازتابی häviya نیز می‌تواند نقش ملکی داشته باشد و برای اشخاص مختلف معنای «خود، خویش» را برساند.[۵]

ضمیر پرسشی و موصولی

یکی از ضمیرهای پرسشی مهم kāma- است که آن را با ایرانی باستان *katāma- سنجیده‌اند. این ضمیر بسته به ساخت، گاه مانند اسم و صفت و گاه مانند ضمیر اشاره صرف می‌شود.[۵]

در ساخت‌های موصولی برای جاندار و بی‌جان صورت‌های متفاوتی دیده می‌شود. ترکیب ضمیر موصولی با برخی ادات می‌تواند معنای نامعین یا فراگیر، مانند «هرکس» و «هرچه»، پدید آورد. صورت‌هایی از صفت‌هایی به معنای «همه» نیز می‌توانند به‌طور ضمیری یا قیدی به‌کار روند.[۵]

ضمیر بازتابی

hvatä و häviya از مهم‌ترین صورت‌های بازتابی با معنای «خود، خویش» هستند. häviya مانند صفت صرف می‌شود و افزون بر کارکرد بازتابی، می‌تواند نقش ملکی نیز داشته باشد.[۵]

عدد

اعداد ختنی شامل عددهای اصلی، ترتیبی، توزیعی و کسری هستند و می‌توانند مستقل یا همراه معدود به‌کار روند. بیشتر اعداد اصلی بازماندهٔ صورت‌های ایرانی باستان‌اند، هرچند چند عدد بزرگ، از جمله kūla و nayuta، از سنسکریت وام گرفته شده‌اند.[۷]

اعداد اصلی

عددختنیعددختنی
۱śśau۱۰dasau
۲d(u)va۲۰bistä
۳drrai(a)۳۰därsä
۴tcahora۴۰tcaholsä
۵paṃjsa۵۰paṃjsāsä
۶kṣäṭa’, kṣei’۶۰kṣaṣṭä’
۷hoda۷۰hodātä
۸haṣṭa۸۰haṣṭātä
۹no, nau۹۰notä
۱۰۰satä۱۰۰۰ysāru
۱۰٬۰۰۰byūrru

اعداد ۱۱ تا ۱۹ با افزوده‌شدن صورتی کاهش‌یافته از «ده» ساخته می‌شوند؛ برای نمونه śśūndasu «یازده»، d(u)vāsu «دوازده» و drraisu «سیزده».[۷]

از ۲۱ به بالا، در ساخت‌های مرکب معمولاً یکان پیش از دهگان قرار می‌گیرد و میان آنها جزء -vare- یا -pare- می‌آید. -vare- عموماً پس از واکه و -pare- پس از همخوان یا خوشهٔ همخوانی دیده می‌شود. این جزء را به واژه‌ای ایرانی باستان با معنای «فرا، افزون بر» نسبت داده‌اند؛ ازاین‌رو ساختی مانند śśūvarebistä برای «بیست‌ویک» از نظر تاریخی تقریباً «یک افزون بر بیست» بوده است.[۷]

اعداد ترتیبی

بخش بزرگی از اعداد ترتیبی با افزوده‌شدن پسوند -ama- به عدد اصلی ساخته می‌شود، اما چند عدد پرکاربرد صورت‌های ویژه دارند. از جمله paḍauysa «نخست»، śäta «دوم»، däd(a) «سوم» و pūha «پنجم» از الگوی کاملاً منظم پیروی نمی‌کنند.[۷]

اعداد توزیعی

یکی از ویژگی‌های برجستهٔ ختنی برای بیان توزیع، تکرار عدد است. بدین ترتیب، تکرار عدد می‌تواند معنای «هر یک»، «هر بار» یا «به مقدار ... برای هر واحد» برساند. śau śau برای «هر یک» و تکرار اعداد دیگر در متون پزشکی برای تعیین مقدار مصرف نمونه‌هایی از این ساخت‌اند.[۷]

برای بیان «بار» یا «دفعه» نیز عدد اصلی با اسم‌هایی چون jūna/gyūna، tcīra، rrāyä، kāla و ba’śū همراه می‌شود. همچنین پسوند -ysania- می‌تواند عددهای مجموعه‌ای یا چندگانه بسازد، مانند tcūr-ysania- «چهارگانه» و haṣṭä-ysania- «هشتگانه».[۷]

تقریب عددی می‌تواند با قرار گرفتن دو عدد اصلی در کنار هم بیان شود؛ مثلاً dva drai معنایی همانند «دو یا سه» دارد. در ساخت‌های توزیعی، هر یک از این دو عدد نیز ممکن است تکرار شود.[۷]

فعل

دستگاه فعلی ختنی بر پایهٔ شخص، شمار، جهت، زمان و وجه سازمان یافته است. فعل صرف‌شده سه شخص و دو شمار مفرد و جمع دارد. دو دستهٔ شناسهٔ معلوم و میانه از دستگاه هندواروپایی به ارث رسیده‌اند، هرچند تقابل معنایی میان آنها در دورهٔ تاریخی ختنی تا اندازه‌ای تضعیف شده بود.[۳]

مقولهتمایزها
شخصاول، دوم، سوم
شمارمفرد، جمع
جهتمعلوم، میانه
زمان اصلیحال؛ گذشتهٔ نوساخته
وجهاخباری، التزامی، تمنایی، تأکیدی و امری
صورت‌های غیرشخصیوجه وصفی حال، وجه وصفی گذشته، وجه وصفی بایستگی و مصدر

ستاک حال

بیشتر صورت‌های صرفی فعل بر پایهٔ ستاک حال ساخته می‌شوند. در کنار چند بازماندهٔ غیرتماتیک، گروه‌های گوناگون ستاک‌های تماتیک وجود دارند. فعل‌هایی مانند ستاک‌های مربوط به «بودن»، «نشستن» و «کردن» برخی ویژگی‌های کهن صرف غیرتماتیک را حفظ کرده‌اند.[۳]

امریک در Saka Grammatical Studies ستاک‌های حال را بر اساس صورت سوم شخص مفرد و جمع به چهار نوع توصیفی A تا D تقسیم کرد:[۳]

نوعسوم شخص مفردسوم شخص جمع
A-iti / -ite-īndi / -āre
B-ti / -te-īndi / -āre
C-aittä-aindä
D-aiyä / -aiye-aindä / -(i)yāre

این رده‌بندی امروزه لزوماً تحلیل نهایی ساخت ستاک‌ها به‌شمار نمی‌رود. داگ هیچ در بررسی صرف‌واج‌شناختی جدیدتر خود نشان داده است که نوع D امریک را می‌توان بدون فرض یک ردهٔ مستقل توضیح داد. به تحلیل او، این فعل‌ها در واقع ستاک‌های واکه‌ای نوع A هستند که بیشترشان به -a- و شماری به -e- انتزاعی پایان می‌یابند. توالی شاخص -ai- در بسیاری از صورت‌های صرف‌شده حاصل همجوشی واکهٔ پایانی ستاک با واکهٔ آغازین شناسه است، نه بخشی ثابت از خود ستاک.[۶]

برای نمونه، صرف ستاک de- «دیدن» نشان می‌دهد که چگونه برخورد واکهٔ پایانی ستاک با آغاز شناسه می‌تواند توالی ai را پدید آورد:[۶]

برخی صورت‌های حال اخباری معلومِ de- «دیدن»
شخصصورت گواهی‌شده
اول شخص مفرد daimä
دوم شخص مفرد dai
سوم شخص مفرد daitä، daiyä، deiyä
دوم شخص جمع daiya
سوم شخص جمع deindä، همچنین daindä

برای نمونه، ستاک‌هایی چون nimandra- «دعوت کردن»، pa- «پاییدن/حفاظت کردن» و buysa- «خاموش کردن» از ستاک‌های -a- به‌شمار می‌روند، حال آنکه برای شماری از فعل‌ها مانند «دیدن» تحلیل ستاک پایانی -e- بهتر می‌تواند صورت‌های صرفی را توضیح دهد.[۶]

گذرا و ناگذر

تقابل فعل‌های گذرا و ناگذر در دستگاه فعلی ختنی اهمیت زیادی دارد. برخی جفت‌های فعلی از نظر تاریخی از تقابل میان ستاک ساده و ساخت واداریِ ایرانی باستان با پسوند *-aya- پدید آمده‌اند. اثر این پسوند در ختنی اغلب به صورت کامی‌شدگی یا دگرگونی همخوان و واکه ظاهر شده است.[۲]

در برخی جفت‌ها رابطهٔ صورت ناگذر و گذرا در مرحلهٔ همزمانی زبان همچنان نسبتاً شفاف است، اما در موارد دیگر فاصلهٔ آوایی آن‌قدر زیاد شده است که رابطهٔ دو ستاک را باید عمدتاً تاریخی دانست.[۲]

زمان حال

حال اخباری تنها دستگاه زمانی ساده و زندهٔ به‌جامانده از دستگاه قدیمِ فعل است. این زمان برای رخدادهای حال و، در برخی بافت‌ها، آینده نیز به‌کار می‌رود. شناسه‌های معلوم و میانه در آن حفظ شده‌اند، ولی هر فعل لزوماً هر دو دستهٔ شناسه را نمی‌پذیرد.[۳]

نمونه‌ای از صرف فعل در حال اخباری معلوم، فعل puls- «پرسیدن» است:[۱]

حال اخباری معلومِ puls- «پرسیدن»
شخصمفردجمع
اول pulsīmäpulsāmä
دوم pulsipulsta
سوم pulstäpulsīndä

نمونه‌ای از صرف میانه، فعل hāmā- «شدن، بودن» است. برای دوم‌شخص جمع، در الگوی نقل‌شده در منبع صورت مستقلی ارائه نشده است.[۱]

حال اخباری میانهٔ hāmā- «شدن، بودن»
شخصمفردجمع
اول hāmehāmāmane
دوم hāma—
سوم hāmātehāmāre

گذشته

دستگاه مستقل ماضی ناقص، آئوریست و کاملِ ایرانی باستان در ختنی از میان رفته است. در جای آنها ساخت گذشته‌ای بر پایهٔ صفت فعلی گذشته، در اصل مشتق از پسوند ایرانی باستان *-ta-, شکل گرفته است. در نوشته‌های قدیمی‌تر این دستگاه گاه «کامل» نامیده شده، ولی از نظر کاربرد نقش زمان گذشته را نیز برعهده دارد.[۸]

گذشتهٔ ناگذر

در فعل ناگذر، پایهٔ گذشته همان صفت فعلی گذشته است و با صورت‌های واژه‌بستی فعل «بودن» همراه می‌شود. این صفت فعلی با فاعل از نظر شمار و، در صورت‌های مربوط، جنس هماهنگ می‌شود. این الگو با ساخت‌های مشابه در دیگر زبان‌های ایرانی میانه پیوند تاریخی دارد.[۸]

گذشتهٔ گذرا

گذشتهٔ فعل‌های گذرا ساخت متفاوتی دارد. ختنی برخلاف شماری از زبان‌های ایرانی میانهٔ غربی و سغدی آغازین، دستگاه معمول کنایی شکافته را در این بخش گسترش نداده و ساخت ویژه‌ای برای گذشتهٔ گذرا پدید آورده است. منشأ دقیق برخی اجزای این ساختمان همچنان موضوع پژوهش است.[۸]

بنابراین نمی‌توان ساختمان گذشتهٔ ختنی را صرفاً نمونه‌ای از «ارگاتیو گذشته» دانست؛ تفاوت میان گذشتهٔ گذرا و ناگذر واقعی است، اما نحوهٔ رمزگذاری دستوری آنها با زبان‌هایی چون فارسی میانه یکسان نیست.[۸]

وجه‌های فعلی

اخباری

وجه اخباری برای بیان رویداد یا وضعیت به‌صورت خبری به‌کار می‌رود. در دستگاه سادهٔ صرفی، مهم‌ترین صورت آن حال اخباری است؛ بیان گذشته با ساختمان‌های مبتنی بر صفت فعلی صورت می‌گیرد.[۳]

التزامی

وجه التزامی از صورت‌های به‌جاماندهٔ دستگاه هندواروپایی است. در تاریخ ختنی کاربرد آن به سوی بیان آینده گسترش یافته و در ختنی متأخر می‌تواند عملاً نقش یک آیندهٔ ساده را برعهده داشته باشد. در عین حال، کاربردهای وجهی و وابسته به بند نیز باقی مانده‌اند.[۸]

تمایز معلوم و میانه در التزامی از اخباری ضعیف‌تر شده است و به‌ویژه در جمع، صورت‌های دو جهت به یکدیگر نزدیک شده‌اند.[۸]

تمنایی

وجه تمنایی نسبت به التزامی نشانه‌گذاری صرفی روشن‌تری دارد و کاربردهای وجهی خود را تا دورهٔ متأخر بهتر حفظ کرده است. این وجه برای امکان، آرزو، پیشنهاد و موقعیت‌های فرضی به‌کار می‌رود و صورت‌های گذشتهٔ آن می‌توانند در شرط‌های خلاف واقع نقش داشته باشند.[۳]

وجه تأکیدی

وجود و تفسیر وجه تأکیدی (injunctive) در ختنی از مسائل مورد بحث دستور تاریخی این زبان است. پژوهشگران نخستین دامنهٔ نسبتاً گسترده‌ای از صورت‌ها را به این وجه نسبت می‌دادند، اما پس از آنکه تفاوت ختنی کهن و متأخر بهتر شناخته شد، بسیاری از این صورت‌ها بازتحلیل شدند.[۸]

در تحلیل امریک، مطمئن‌ترین صورت اول شخص مفرد معلوم پایانهٔ -u دارد؛ parsu در کتاب زمبستا نمونهٔ معروف آن است. برای سوم شخص مفرد صورت‌های -(ä)ta یا صورت‌های نزدیک به آن ثبت شده‌اند. از نظر تاریخی این صورت‌ها به شناسه‌های ثانویهٔ ایرانی باستان مربوط‌اند.[۸]

کارکرد دقیق این وجه همیشه روشن نیست. نمونه‌های باقی‌مانده می‌توانند معنای قصد، فرمان ملایم، آینده یا کاربردهای نزدیک به التزامی و تمنایی داشته باشند. کوماموتو تأکید کرده است که کمیابی شواهد و هم‌پوشانی صورت‌ها اجازه نمی‌دهد برای ختنی متأخر یک دستگاه تأکیدی کاملاً زایا فرض شود.[۸]

امری

وجه امری برای فرمان و درخواست به‌کار می‌رود و صورت‌های معلوم و میانه دارد. در جملهٔ منفی، ادات نفی لزوماً تنها به امری محدود نیست و در متون ختنی همراه با التزامی، تمنایی و حتی اخباری نیز گواهی شده است.[۸]

صورت‌های غیرشخصی =

از مهم‌ترین صورت‌های غیرشخصی فعل می‌توان وجه وصفی حال، وجه وصفی گذشته، وجه وصفی بایستگی و مصدر را نام برد.[۱]

وجه وصفی گذشته در ساختمان زمان گذشته جایگاهی بنیادی دارد. گروهی از وجه‌های وصفی بایستگی نیز بازماندهٔ پسوند کهن *-ya- هستند؛ مانند صورت‌هایی از فعل «بردن» و «خوردن». این الگوی کهن در دورهٔ تاریخی زبان دیگر زایا نبود و ساخت‌های تازه‌تر، از جمله صورت‌هایی با پسوند -dha-, جای آن را گرفتند.[۲]

پیش‌فعل‌ها

ختنی شمار زیادی پیش‌فعل ایرانی را حفظ کرده است. از جمله صورت‌های گوناگون ā-, us-/uys-, tti-/ttä-/ttu-, naṣ-/nal-, ni-/nä-/nu-, pa-, pat-/pā-, par-/pal-, pra-/pur-/pru-, ba-, bi-/bä-/bu- و va-/vū- در متون دیده می‌شوند.[۱][۳]

بسیاری از این صورت‌ها ادامهٔ مستقیم پیش‌فعل‌های ایرانی باستان‌اند، اما دگرگونی‌های آوایی و همجوشی با ستاک سبب شده است یک پیش‌فعل تاریخی در محیط‌های گوناگون چند صورت متفاوت داشته باشد. پیش‌فعل می‌تواند معنای مکانی، جهتی یا جنبه‌ای فعل را تغییر دهد و در مواردی بر حالت دستوری متمم نیز اثر بگذارد.[۴]

صرف‌واج‌شناسی

اوملات

یکی از برجسته‌ترین پدیده‌های صرف‌واجی ختنی کهن اوملات یا دگرگونی ناشی از کامی‌شدگی است. این فرایند هم در اسم و هم در فعل روی می‌دهد و با شمار زیادی از پسوندهای صرفی و اشتقاقی ارتباط دارد.[۲]

در تحلیل هیچ، برخی پسوندها نیروی کامی‌کننده‌ای دارند که از مرز پسوند به سوی عقب در تکواژ حرکت می‌کند. هنگام رسیدن به هر واج، سه حالت ممکن است رخ دهد: واج می‌تواند کامی شود و فرایند را متوقف کند؛ می‌تواند نیروی کامی‌شدگی را جذب کند؛ یا نسبت به آن خنثی باشد و اجازه دهد فرایند به سوی واکهٔ تکیه‌دار ادامه یابد. این تحلیل شماری از دگرگونی‌های ظاهراً نامنظم در صرف اسم و فعل را به یک قاعدهٔ مشترک پیوند می‌دهد.[۲]

اوملات همچنین می‌تواند در شناخت میزان ادغام وام‌واژه‌ها سودمند باشد. واژه‌های هندی‌ای که کاملاً وارد دستگاه واژگانی ختنی شده‌اند از قواعد بومی اوملات پیروی می‌کنند، در حالی که صورت‌هایی که همچنان به‌عنوان واژهٔ خارجی احساس می‌شده‌اند ممکن است از این قاعده پیروی نکنند.[۲]

همجوشی واکه‌ها

برخورد واکهٔ پایانی ستاک با واکهٔ آغازین شناسه یا پسوند موجب مجموعه‌ای از همجوشی‌ها می‌شود. این پدیده در تحلیل ستاک‌های اسمی و فعلی اهمیت اساسی دارد. برای نمونه، توالی -ai- در بسیاری از صورت‌های فعلی لزوماً بخشی از ستاک نیست، بلکه می‌تواند نتیجهٔ ترکیب a + ī یا توالی‌های مشابه باشد.[۶]

بر پایهٔ همین شواهد، هیچ ردهٔ D امریک را بازتحلیل کرده و بیشتر ستاک‌های آن را ستاک‌های -a- و برخی را -e- دانسته است. در ستاک‌های پایانی -e-, ترکیب با واکه‌های پسوند می‌تواند به نیم‌واکه‌شدن و پدیدآمدن صورت‌هایی با y بینجامد.[۶]

کاهش واکه و هم‌ریختی پایانه‌ها

از همان دورهٔ ختنی کهن، کاهش واکه‌های بی‌تکیه به ایجاد گونه‌های نوشتاری و هم‌ریختی بعضی پایانه‌های صرفی انجامید. برای مثال، پایانه‌های برخی حالت‌های اسم در قدیمی‌ترین متون از یکدیگر روشن‌ترند، اما در متون متأخرتر صورت‌های گوناگون در جای یکدیگر ظاهر می‌شوند. این تحول یکی از زمینه‌های کاهش تدریجی دستگاه تصریفی در ختنی متأخر بود.[۲]

نحو

نحو حالت‌ها

به سبب حفظ گستردهٔ حالت‌های صرفی، روابط نحوی در ختنی کهن تا اندازهٔ زیادی به وسیلهٔ صرف اسم نشان داده می‌شود. با این حال، انتخاب حالت تنها تابع نقش‌های سادهٔ «فاعل» و «مفعول» نیست و بسیاری از فعل‌ها، پیش‌فعل‌ها و پیشایندها الگوی حالت‌خواهی مخصوص خود را دارند.[۴]

برای نمونه، یک فعل حرکت می‌تواند بدون متمم به صورت ناگذر به‌کار رود، اما همراه با پیش‌فعل و اسم رایی معنای «عبور کردن از» یا «بیرون رفتن از» پیدا کند؛ همان فعل یا فعلی هم‌معنا ممکن است با حالت دری مقصد حرکت را نشان دهد. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که حالت در ختنی بخشی اساسی از ساختمان واژگانی و نحوی فعل بوده است.[۴]

پیشایندها و پسایندها

برخی ادات ختنی تنها یک حالت معین را می‌پذیرند و شماری دیگر می‌توانند بسته به معنا با دو یا چند حالت همراه شوند. برای نمونه، بعضی پیشایندها با رایی، برخی با وابستگی–برایی و برخی با بایی–ازی یا دری ساخته می‌شوند. تفاوت حالت می‌تواند با تفاوت معنا، از جمله حرکت به سوی مقصد، مکان، جدایی یا همراهی مرتبط باشد.[۴]

در گذار از ختنی کهن به ختنی متأخر، استفاده از پسایندها افزایش یافت. این تحول همراه با کاهش تمایزهای صرفی سبب شد روابطی که در زبان کهن بیشتر به وسیلهٔ پایانهٔ حالت بیان می‌شدند، در زبان متأخر به ساخت‌های تحلیلی‌تر وابسته شوند.[۲]

ترتیب واژه‌ها

ختنی کهن به سبب دستگاه حالتی غنی‌تر برای نشان‌دادن روابط نحوی کمتر از مرحلهٔ متأخر به ترتیب ثابت واژه‌ها وابسته بود. در ختنی متأخر، هم‌زمان با فرسایش بخشی از دستگاه حالت، کاربرد پسایندها و ترتیب منظم‌تر سازه‌ها افزایش یافت. ازاین‌رو تحول ختنی از کهن به متأخر را می‌توان تا اندازه‌ای گذار از ساختی بیشتر تصریفی به ساختی تحلیلی‌تر دانست.[۲]

ساخت‌های توزیعی

تکرار واژه یکی از ابزارهای نحوی برای ساخت معنای توزیعی است. این پدیده به‌ویژه در اعداد آشکار است: تکرار یک عدد می‌تواند به معنای «هر بار به اندازهٔ ...» باشد. در مواردی صفت یا اسم نیز می‌تواند به همین شیوه تکرار شود؛ برای نمونه تکرار واژه‌ای با معنای «خود» می‌تواند مفهوم «هر یک جداگانه» را برساند.[۷]

ختنی کهن و ختنی متأخر

تمایز میان ختنی کهن و ختنی متأخر برای تحلیل دستور زبان ضروری است. ختنی کهن بخش بیشتری از دستگاه صرفی هندواروپایی و ایرانی باستان را حفظ کرده است؛ در ختنی متأخر، تمایز بعضی پایانه‌های اسمی و فعلی کاهش یافته، ساختمان‌های تحلیلی گسترش یافته و پسایندها و ترتیب ثابت‌تر واژه‌ها نقش بیشتری گرفته‌اند.[۲]

این تمایز در تاریخ پژوهش نیز اهمیت دارد. پیش از آنکه تفاوت دو مرحله به‌درستی شناخته شود، گاه صورت‌های متعلق به ختنی متأخر با الگوهای ختنی کهن یکسان تحلیل می‌شدند. پژوهش‌های میانهٔ سدهٔ بیستم، به‌ویژه کار هارولد والتر بیلی و سپس امریک، نشان داد که داده‌های دو دوره باید جداگانه تحلیل شوند.[۸]

از نمونه‌های روشن این بازنگری، مسئلهٔ وجه تأکیدی است: شماری از صورت‌هایی که پژوهشگران نخستین به این وجه نسبت داده بودند، پس از تفکیک ختنی کهن و متأخر به‌عنوان صورت‌های عادی دستگاه فعلی ختنی متأخر بازتحلیل شدند.[۸]

تاریخ پژوهش

نخستین دستورهای نظام‌مند ختنی در نیمهٔ نخست سدهٔ بیستم پدید آمدند. استن کونو در Khotansakische Grammatik (۱۹۴۱) و Primer of Khotanese Saka (۱۹۴۹) طرح‌های مهمی از صرف اسم، ضمیر و فعل عرضه کرد. با گسترش انتشار دست‌نوشته‌ها، هارولد والتر بیلی نقش مهمی در شناسایی مراحل گوناگون تحول زبان و تدوین پیکره و واژه‌نامهٔ آن داشت.[۵]

رونالد امریک در دههٔ ۱۹۶۰ مطالعهٔ دستور ختنی را وارد مرحله‌ای نظام‌مندتر کرد. مقالهٔ او دربارهٔ نحو حالت‌ها در ۱۹۶۵ نخستین بررسی تفصیلی کاربرد نحوی حالت‌های ختنی بود و Saka Grammatical Studies در ۱۹۶۸ توصیفی گسترده از صرف اسم و فعل، ستاک‌های فعلی و پیش‌فعل‌ها فراهم کرد.[۴][۳]

در پژوهش‌های بعدی، بخش‌هایی از این دستگاه بازنگری شده است. داگ هیچ در ۱۹۹۰ اوملات همزمانی ختنی کهن را به‌صورت یک فرایند منظم صرف‌واجی تحلیل کرد و در ۲۰۱۷ با بررسی همجوشی واکه‌ها پیشنهاد کرد ردهٔ مستقل D در طبقه‌بندی ستاک‌های حال امریک حذف شود.[۲][۶]

کوماموتو نیز با بازبینی همهٔ شواهد مربوط به وجه تأکیدی نشان داد که شمار صورت‌های یقینی این وجه از آنچه در پژوهش‌های نخستین تصور می‌شد بسیار کمتر است و در تحلیل آن باید میان تحول تاریخی، هم‌ریختی با تمنایی و التزامی و تفاوت مراحل ختنی دقت کرد.[۸]

در فارسی، کتاب درآمدی بر زبان ختنی از مهشید میرفخرایی توصیفی آموزشی از ساخت اسم، ضمیر، فعل، وجه‌های فعلی، صورت‌های غیرشخصی و پیش‌فعل‌ها فراهم کرده است.[۱] میرفخرایی و محسن میرزایی نیز در پژوهشی مستقل دستگاه ضمیر ختنی را با جزئیات و در مقایسه با زبان‌های ایرانی باستان، سنسکریت، سغدی و آسی بررسی کرده‌اند.[۵] بررسی مجید طامه از اعداد ختنی نیز اطلاعات مربوط به اعداد اصلی، ترتیبی، توزیعی، کسری و ساخت‌های عددی را تکمیل کرده است.[۷]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 میرفخرایی، مهشید (۱۳۸۳). درآمدی بر زبان ختنی: دستور، متن گزیده، واژه‌نامه. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. صص. ۴۹–۹۸. شابک ۹۶۴-۴۲۶-۲۲۷-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 Hitch, Doug (1990). "Old Khotanese Synchronic Umlaut". Indo-Iranian Journal (in English). 33 (3): 177–198. doi:10.1163/000000090790083202.
  3. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 Emmerick, Ronald E. (1968). Saka Grammatical Studies. London Oriental Series (in English). Vol. 20. London: Oxford University Press.
  4. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 Emmerick, Ronald E. (1965). "Syntax of the Cases in Khotanese". Bulletin of the School of Oriental and African Studies (in English). 28 (1): 24–33. JSTOR 611707.
  5. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 میرفخرایی، مهشید؛ محسن میرزایی (۱۳۹۰). «ضمایر سکایی (ختنی)». شناخت زبان (۱): ۹۹–۱۱۱.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  6. 1 2 3 4 5 6 7 Hitch, Doug (2017). "Old Khotanese type A stems in -a- and -e-". Bulletin of the School of Oriental and African Studies (in English). 80 (3): 491–523. doi:10.1017/S0041977X17000921.
  7. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 طامه، مجید (۱۳۹۲). «بررسی اعداد در زبان ختنی». زبان‌ها و گویش‌های ایرانی (۳).{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  8. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 Hiroshi Kumamoto، «The Injunctive in Khotanese»، 2009، صص 133–149.

منابع

  • Bailey, Harold Walter (1979). Dictionary of Khotan Saka (in English). Cambridge: Cambridge University Press.
  • Emmerick, Ronald E. (1968). Saka Grammatical Studies. London Oriental Series (in English). Vol. 20. London: Oxford University Press.
  • Emmerick, Ronald E. (1965). "Syntax of the Cases in Khotanese". Bulletin of the School of Oriental and African Studies (in English). 28 (1): 24–33. JSTOR 611707.
  • Hitch, Doug (1990). "Old Khotanese Synchronic Umlaut". Indo-Iranian Journal (in English). 33 (3): 177–198. doi:10.1163/000000090790083202.
  • Hitch, Doug (2017). "Old Khotanese type A stems in -a- and -e-". Bulletin of the School of Oriental and African Studies (in English). 80 (3): 491–523. doi:10.1017/S0041977X17000921.
  • Kumamoto, Hiroshi. 2009. “The Injunctive in Khotanese”, pp. 133–149.
  • Konow, Sten (1941). Khotansakische Grammatik (in German). Leipzig: Harrassowitz.
  • Konow, Sten (1949). Primer of Khotanese Saka (in English).
  • میرفخرایی، مهشید (۱۳۸۳). درآمدی بر زبان ختنی: دستور، متن گزیده، واژه‌نامه. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۲۶-۲۲۷-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • میرفخرایی، مهشید؛ محسن میرزایی (۱۳۹۰). «ضمایر سکایی (ختنی)». شناخت زبان (۱): ۹۹–۱۱۱.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • طامه، مجید (۱۳۹۲). «بررسی اعداد در زبان ختنی». زبان‌ها و گویش‌های ایرانی (۳).{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)