زبان تالشی

تالشی
tolışə zıvon

تؤلشه زوؤن
زبان بومی در ایران
 جمهوری آذربایجان
منطقهغرب و جنوب غربی دریای خزر
شمار گویشوران
۸۳۲۴۰۰۰[۱]  (بدون تاریخ)
الفبای فارسی در ایران

الفبای لاتین در جمهوری آذربایجان

الفبای لاتین و آرامی ویژه تالشی
وضعیت رسمی
زبان رسمی در
جمهوری تالش
تنظیم‌شده توسطفرهنگستان زبان و ادب فارسی
کدهای زبان
ایزو ۳–۶۳۹tly
زبان‌شناسی58-AAC-ed
{{{mapalt}}}
گویشوران بومی زبان تالشی در ایران و آذربایجان

زبان تالشی (به تالشی: تؤلشه زوؤن، Tolışə Zıvon، Tолышә зывон)[۴][۵] نام یک گروه زبانی از زبان‌های ایرانی شمال غربی است که توسط قوم تالش تکلم می‌شود. زبان تالشی همچنین به‌عنوان یکی از زبان‌های کاسپین شناخته می‌شود. زبان زازایی، زبان تاتی، زبان بلوچی، زبان مازندرانی، زبان گیلکی و زبان کردی نزدیک‌ترین زبان از زبان‌های ایرانی شمال غربی به زبان تالشی هستند، به گونه‌ای که برخی منبع‌های زبان‌شناسی، مانند دانشنامه اِتنولوگ، این چهار زبان را متعلق به یک گروه زبانی دانسته‌اند.[۲] زبان تالشی مشابهت زیادی زبان زازایی که در مختلف بخش‌های ترکیه صحبت می‌شود دارد.[۶][۷] گلاتولوگ تالشی را همراه زازایی، تاتی ایران و گویش‌های رایج در سواحل جنوبی دریای کاسپین در گروه زبان‌های آذری برگرفته از آذری قدیم طبقه‌بندی می‌کند.[۸] شکل‌گیری صامت‌ها که اساس تکامل تاریخی زبان‌ها و طبقه‌بندی در گروه‌های زبانی را تشکیل می‌دهند، به‌طور تقریبی در تالشی مانند زبان زازایی است. تالشی در اینجا کمربند زبان‌های شمال غربی ایران را با گویش‌های زازایی، تاتی، گویش‌های مرکزی ایران و گیلکی، سمنانی، سنگسری تشکیل می‌دهد.[۹][۱۰][۱۱] تالشی همراه با زازایی و تاتی (هرزندی/آذری) و برخی از گویش‌های شمال غربی، ریشه‌های صامتی هندواروپایی ایرانی باستانی را به شدت حفظ کرده است.[۱۲]

بوریس میلر معتقد است که با دلایل روشن می‌توان گفت که تاتی و تالشی ادامهٔ زبانی است که دست‌کم هم‌زمان با آغاز زبان فارسی میانه بدان سخن می‌گفته‌اند؛ هرچند، نشانه‌هایی نیز از پیشینهٔ این زبان‌ها در دوران پیش از فارسی میانه دیده می‌شود. این شواهد و نشانه‌ها همان اندازه که وجه اشتراک این گویش‌ها را با زبان پهلوی پارتی نشان می‌دهد گویای پیوندهای خیلی نزدیک آن‌ها با مادی و اوستایی نیز هست؛ زیرا که تفاوت زبان پهلوی با زبان‌های دیرین مانند مادی و اوستایی به همانگونه است که تشابه و تفاوت تاتی و تالشی با آن زبان‌ها.[۱۳]

براساس اعلام یونسکو، زبان تالشی یکی از زبان‌های درحال انقراض است.[۱۴]

مقایسهٔ تالشی و دیگر زبان‌های ایرانی

تات‌ها، تالش‌ها و مازندرانی‌ها به زبان‌هایی سخن می‌گویند که در بسیاری موارد با زبان فارسی تفاوت داشته و با مادی، پارتی و اوستایی مشابهت دارد.[۱۵] زبان تالشی مشابهت زیادی با زبان‌های زبان گیلکی و زبان مازندرانی و زبان تاتی ایران، آذری باستان، اوستایی و کردی و زبان بلوچی دارد.[۱۶][۱۷][۱۸] ازاین‌رو، همهٔ این گروه‌های زبانی بطورکامل نزدیک را در دسته زبان‌های ایرانی شمال غربی جای داده‌اند. اما زبان فارسی، به‌دلیل تفاوت‌هایش، در دستهٔ زبان‌های ایرانی جنوب غربی جای داده می‌شود.[۲] با این وجود زبان تالشی با زبان مردم جنوب ایران (زبان اچمی) که خود از شاخهٔ جنوب غربی ایران است، نیز بسیار قرابت دارد.

شباهت‌های زیادی میان زبان تالشی با مجموعه زبان‌های کنارهٔ دریای خزر (بلوچی، مازندانی، گیلکی، تاتی) وجود دارد. همچنین همبسته و خویشاوند هستند. و نیز بنا به قراین و شواهدی غیرمستقیم در این زمینه، می‌توان چنین حدس زد که به‌احتمال زیاد ممکن است این مجموعه زبانی، بازمانده و شیوهٔ تحول‌یافته «زبان باستانی مادی» باشد.[۱۹]

تالشی و دیگر زبان‌های ایرانی شمال غربی

زبان تالشی در کنار زبان‌های زیر، دسته زبان‌های ایرانی شمال غربی را می‌سازد:[۲۰]

پراکنش جغرافیایی زبان تالشی

تالش‌زبانان از قوم تالش هستند. اینان در بخش باختری استان گیلان، شهرستان نمین و بخش خورش رستم، شهرستان خلخال در استان اردبیل، و نیز مناطق آستارا، لریک، لنکران، ماساللی، یاردیملی، جلیل‌آباد، نفت چاله، بیله‌سوار و سالیان در جنوب جمهوری آذربایجان زندگی می‌کنند.

گویش‌ها و لهجه‌های زبان تالشی

بررسی‌های موردی در مناطق تالش‌نشین شهرستان‌های صومعه‌سرا و فومن نشان می‌دهد که روستاهای گیلک‌نشین همسایه از واژگان تالشی یا نزدیک به آن که با گیلکی متفاوت است بهره می‌گیرند. حمدالله مستوفی، در مورد مردم گیلان و نزدیکی آن با زبان پهلوی نیز اشاره‌ای دارد. وی در وصف مردم تالش چنین می‌گوید: «مردمش سفیدچهره‌اند بر مذهب امام شافعی، زبانشان پهلوی به گیلانی باز بسته است.»

در میان تالشان گونه‌گونی زبانی – به نسبت تأثیرپذیری از دیگر زبان‌ها- به شدت وجود دارد. در تالش شمالی به‌طور مشخص پنج گویش آستارایی، لنکرانی، ماسالی و لریکی و عنبرانی دیده می‌شود. در تالش جنوبی، مناطق پیرامون آستارا یک گویش تالشی آمیخته با ترکی رواج دارد و در مناطق ماسال تا روستاهای پیرامون، ماکلوان، دهستان آلیان، ماسوله کچا و تالش دولاب با زبان تالشی اصیل‌تری تکلم می‌شود که البته به‌دلیل نزدیکی به مناطق گیلک‌نشین از آنان تأثیر گرفته و اصیل‌ترین گویش مربوط به منطقه تالش مرکزی یا تالش‌دولاب است چون مردم آن در زمان‌های نزدیک زندگی همیشگی در کوه داشتند و در کمترین ارتباط با اقوام دیگر بودند. . تنها زبان موجود میان تالشان که هم‌ریشه با زبان‌های شمال غربی نیست و به محدوده زبان تالشی رخنه کرده و به شدت به تنوع آن موجب شده زبان ترکی است. این مسئله در تالش شمالی و در آستارای ایران به شدت مشاهده می‌شود.

مردم تالش را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد:

  1. مردم یکجانشین که در روستاها و شهرها زندگی می‌کنند و پیشه‌شان کشاورزی است و به آن‌ها «تالش» می‌گویند.

و تالشانی که در طول زندگی خود به مهاجرت از قشلاق به ییلاق و از ییلاق به قشلاق می‌پردازند و شغل آن‌ها از زمان‌های بسیار قدیم دامداری بوده و است اما با این حال بیشتر تالشان کشاورز هستند. همچنین آثاری در دست است که در سفرنامه مریتون کاخال روسی که در سده ده به تالشستان سفر کرده بود از تالشان آرتاویل (اردبیل) سخنانی به میان آمده و همچنین قشر تات و تالش در تبریز در آن زمان که به‌مرور زمان از میان رفتند و آذری‌زبانان جای آنان را به خود اختصاص دادند.

به‌طور کلی می‌توان گویش‌ها و لهجه‌های زبان تالشی را به سه دسته تقسیم کرد:

  1. گویش شمالی (گشتاسبی)
  2. گویش مرکزی (کرگانرودی)
  3. گویش جنوبی (دولابی)

زبان تالشی در تالش گشتاسبی

در تالش گشتاسبی، تالشان شوروی سابق در سال‌های ۳۵–۱۹۳۱ براساس حروف لاتین برای خود الفبایی وضع کردند و با استفاده از آن الفبا به زبان خود برای نخستین بار نشریه، تألیفات، آثار هنری و کتب درسی منتشر کردند و به همین خط و زبان در مدارس خود تدریس نمودند. حتی در لنکران شعبهٔ تالشی دانشگاه پداگوژی (دانش آموزش و پرورش) وجود داشت. اما در سال‌های پس از ۱۹۳۵ ضمن تحولات سیاسی آن دوره، به فعالیت‌های میهنی و فرهنگی تالشان نقطهٔ پایان گذاشته شد. از انتشار کتاب و نشریه به زبان تالشی پیشگیری به عمل آمد. آموزش عالی و مدارس تالشی تعطیل گردید و روشنفکران تالشی را به قزاقستان و دیگر جمهوری‌های شرقی تبعید کردند. در سال‌های ۵۲–۱۹۴۹ ضمن سرکوب مجدد و تجزیهٔ تالشان، هزاران خانواده از آن‌ها را به مغان کوچاندند.[۲۱]

دستور زبان

ضمایر

ضمایر در زبان تالشی به سه دسته ضمایر فاعلی، مفعولی و ملکی تقسیم می‌شوند.[۲۲]

ضمیر۱ مفرد۲ مفرد۳ مفرد۱ جمع۲ جمع۳ جمع
فاعلی، تالشی (لمیر)ăzavamašëmaaven
مفعولی، تالشی (لمیر)mëntëmavibămăbāvounbašëmā
ملکی، تالشی (لمیر)čëmënëštëčayičamašëmacāvoun

شباهت با سایر زبانهای نزدیک ایرانی:

فارسی زازایی تالشی[۲۳][۲۴] تاتی[۲۵][۲۶] سمنانی[۲۷] سنگسری اوستیایی[۲۸] مازندرانی الیکایی
من ez ez ez e e aez men men/a
تو ti ti ti te tu
او o əv u un no uy ve vi
ما ma ama amā hamā max emā amā
شما şıma şıme şūmā şūmā şūmā şımax šemā šemā
انان inan ,ê, i ayen ,əvon ē e ey idan vešun ōšun/unâhân

صرف فعل (لازم)

در جدول زیر فعل خوابیدن (xəta) بر اساس گویش پره‌سری از زبان تالشی در زمان‌های مختلف صرف می‌شود. (براساس گویش پره‌سر شهرستان رضوانشهر می‌باشد)[۲۹]

زمان/شخص۱ مفرد۲ مفرد۳ مفرد۱ جمع۲ جمع۳ جمع
گذشته سادهxət-im(a)xət-iš(a)xət-axət-imun(a)xət_irun(a)xət-in(a)
گذشته نقلیxəta-m(a)xəta-š(a)xəta-axəta-mun(a)xəta_run(a)xəta-n(a)
گذشته کاملxəta b-im(a)xəta b-iš(a)xəta b-axəta b-imun(a)xəta b-irun(a)xəta b-in(a)
گذشته کامل تمناییxəta ba-b-e-m(a)xəta ba-b-e-š(a)xəta ba-b-exəta ba-b-e-mun(a)xəta ba-b-e-run(a)xəta ba-b-e-n(a)
گذشته التزامی با نشانهxəta bə-b-â-mxəta bə-b-â-šxəta bə-b-âxəta bə-b-â-munxəta bə-b-â-runxəta bə-b-â-n
گذشته التزامی بی نشانهxəta bu-b-umxəta bə-b-ixəta bu-b-uxəta bə-b-amxəta bə-b-axəta bə-b-un
گذشته استمراریa-xəs-im(a)a-xəs-iš(a)a-xəs-ia-xəs-imun(a)a-xəs-irun(a)a-xəs-in(a)
گذشته استمراری تمناییba-xəs-e-mba-xəs-e-šba-xəs-eba-xəs-e-munba-xəs-e-runba-xəs-e-n
آینده در گذشتهkâ a-xəs-im(a)kâ a-xəs-iš(a)kâ a-xəs-ikâ a-xəs-imun(a)kâ a-xəs-irun(a)kâ a-xəs-in(a)
گذشته درحال انجامkâ(r) b-im(a) xətakâ(r) b-iš(a) xətakâ(r) b-a xətakâ(r) b-imun(a) xətakâ(r) b-irun(a) xətakâ(r) b-in(a) xəta
حال التزامی با نشانهbə-xəs-â-mbə-xəs-â-šbə-xəs-âbə-xəs-munbə-xəs-â-runbə-xəs-â-n
حال التزامی بی نشانهbə-xəs-umbə-xəs-ibə-xəs-ubə-xəs-ambə-xəs-abə-xəs-un
حال درحال انجامkâr-im(a) xətakâr-iš(a) xətakâr-a xəta xətakâr-imun(a) xətakâr-irun(a) xətakâr-in(a) xəta
حال ساده/اخباریba-xet-im(a)ba-xet-iš(a)ba-xet-iba-xet-imun(a)ba-xet-irun(a)ba-xet-in(a)
آیندهkâ ba-xet-im(a)kâ ba-xet-iš(a)kâ ba-xet-ikâ kâ ba-xet-imun(a)kâ ba-xet-irun(a)kâ ba-xet-in(a)

واژگان

English شمالی (لنکران و لوندویل) تالشی مرکزی جنوبی (خوشابر/ماسال/شاندرمن) تاتی (کلور/ گلوزان) فارسی
bigyolyâlyâlpillabozorg
boy, sonzôazôa, zuezu'a, zoaPesar
bridevayavayugēša, vayuvayu, vēiarus
catpišikpečupeču, pešu, pišipešugorbe, piši
cry (v)bëramatiberamestēdad karde,beramēberamesangeristan
daughter, girl (little)kina, këlakilu, kelakina, kel(l)akille, kilikdoxtar
dayrôž, rujruzruz, rozruzruz
eat (v)hărdatihardēhardēhardanxordan
egguva, muqna, uyaâglaagla,merqonaxâ, merqownatoxme morq
eyečaščaš, čamčēmčašmčašm
fatherdada, piya, biyadadadadapedar
fear (v)purnē, tărsatitârsinē, tarsestētarsētarsesantarsidan
flagfëlăkparčamparcham ,beydoo?parčam, derafš
foodhărdexerâkxerâkxurukxorâk
go (v)šëdatišēšēšiyanraftan (šodan)
house/roomkakakakaxâne
language; tonguezëvon,zônzunzavonzuânzabân
moonmâng,ošëmmângmangmung, mengmâh
mothermua, mu, nananananana,dedemâ, dēdē, nanamâdar, nane
mouthqav, gavga, gav, ga(f)qargardahân, kak
nightšavšawšavšavšab
northkubasošimâlshimal?šemâl
ricebërzberzberj,berzberenjberenj
say (v)votativâtēvâtēvâtangoftan
sisterhuva, hova, hoxâlâ, xoloxâ,khalaxâv, xâxâhar
smallruk, gadarukrukvelle, xškučak
sunsetšăngomaqribmaghreb?maqreb
sunshinehašiâftâvaftav?âftâb
wateruv, åvâvâvâvâb
woman, wifeženžēn, ženyen, ženzanle, zanzan
yesterdayzinazir, izerzir, zerzirdiruz, di

ورود ترکی آذربایجانی به مناطق تالش‌زبان

گویش‌های اصلی زبان تالشی به سه دستهٔ شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم می‌شوند که هر یک در مناطق خاصی از ایران و جمهوری آذربایجان رواج دارند. در گذشته، تالشی در قلمروی وسیع‌تری متداول بود، اما با گذشت زمان و در اثر فشارهای بیرونی، دامنهٔ کاربرد آن کاهش یافته‌است.

در ایران، تالشان بیشتر در شهرستان‌های آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال و فومن ساکن‌اند. در تالش شمالی، مناطقی مانند عنبران، لوندويل و کرگانرود با بیشترین تأثیرپذیری از زبان ترکی روبه‌رو بوده‌اند، به‌طوری که در برخی روستاها زبان تالشی به‌طور تقریبی از بین رفته‌است. در این مناطق، دوزبانگی به‌صورت تالشی-ترکی رواج دارد و زبان ترکی به‌ویژه در مناطق جلگه‌ای غالب شده‌است. در تالش میانی، همچون اسالم، پره‌سر و شاندرمن، وضعیت زبانی متعادل‌تر است؛ اگرچه در این نواحی نیز ترکی رقیب مهمی برای تالشی به‌شمار می‌آید. در تالش جنوبی، که شامل ماسال، تالشدولاب و بخش‌هایی از رضوانشهر و فومن می‌شود، تالشی بیشتر تحت تأثیر زبان گیلکی قرار گرفته‌است و در بسیاری از مناطق کوهپایه‌ای هنوز زبان غالب به‌شمار می‌رود.

عوامل گوناگونی در کاهش دامنهٔ زبان تالشی در ایران مؤثر بوده‌اند. از جملهٔ آن‌ها می‌توان به دلایل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اشاره کرد. یکی از دلایل مهم سیاسی، تقسیم منطقهٔ تاریخی تالش در پی عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای و ایجاد مرز میان بخش شمالی و جنوبی آن بود. افزون بر این، در دورهٔ قاجار، منطقهٔ تالش به واحدهای کوچک‌تری تقسیم و حکام ترک‌زبان بر شهرهایی چون کرگانرود و آستارا گمارده شدند که زبان اداری را به ترکی تغییر دادند. در عرصهٔ اقتصادی نیز، حضور فعال بازرگانان ترک‌زبان در شهرها و ضعف سنت بازرگانی در میان تالشان، سبب گسترش زبان ترکی در مراکز دادوستد شد.

در حوزهٔ اجتماعی، مهاجرت فصلی کارگران ترک‌زبان به مناطق تالشی، آمیزش عشایر ترک‌زبان با دامداران محلی، و ازدواج‌های مختلط، به تضعیف تالشی انجامید. از نظر فرهنگی، ورود مداحان، روحانیان و معلمان ترک‌زبان به روستاها و مدارس، و سپس رواج زبان فارسی به‌عنوان زبان آموزش، زبان تالشی را به حاشیه راند. ساختار دیوان‌سالاری مدرن نیز، با گماشتن کارمندان غیربومی در ادارات محلی، به زبان فارسی یا ترکی منزلت بیشتری داد و بدین ترتیب، در بسیاری از خانواده‌ها آموزش زبان مادری به فرزندان نادیده گرفته شد.

در جمهوری آذربایجان، زبان تالشی همچنان در مناطق گسترده‌ای مانند لنکران، ماسالی، لریک و آستارا رواج دارد. با اینکه زبان رسمی کشور ترکی آذربایجانی است، بسیاری از تالشان همچنان به زبان مادری خود سخن می‌گویند. با وجود سرکوب‌های فرهنگی در دورهٔ شوروی (به‌ویژه پس از سال ۱۹۳۷)، زبان تالشی در این کشور پایدار مانده‌است. پس از استقلال جمهوری آذربایجان، برخی تلاش‌ها برای احیای فرهنگی و زبانی تالشان آغاز شد، اما محدودیت‌های سیاسی و فشارهای اجتماعی همچنان ادامه دارد.

دوزبانگی پدیده‌ای رایج در منطقهٔ تالش است. در ایران، بسیاری از تالشان در کنار زبان مادری خود به ترکی یا گیلکی و فارسی نیز سخن می‌گویند. در تالش شمالی، دوزبانگی بیشتر به شکل تالشی-ترکی است، در حالی‌که در تالش جنوبی، بیشتر به شکل تالشی-گیلکی دیده می‌شود. فارسی نیز در میان نسل جدید به‌عنوان زبان آموزش و ارتباط رسمی، جایگاه بالاتری یافته و گاه حتی به زبان دوم خانواده‌ها تبدیل شده‌است.

در حوزهٔ زبان‌شناسی، زبان تالشی با پدیده‌هایی مانند واژه‌قرض‌گیری گسترده، به‌ویژه از زبان‌های ترکی، فارسی و گیلکی مواجه است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که این واژه‌قرض‌گیری نه‌تنها در سطح واژگانی، بلکه گاه در سطح ساختار نحوی و آوایی نیز نفوذ کرده‌است، به‌ویژه در مناطق شمالی و مرکزی تالش. در ایران، با گسترش دوزبانگی و نفوذ زبان‌های دیگر، تالش شمالی بیشترین تهدید را تجربه می‌کند، در حالی‌که در جمهوری آذربایجان، با وجود محدودیت‌ها، نوعی پایداری زبانی دیده می‌شود.

پیوند به بیرون

پانویس

  1. Evans, Lisa (15 April 2011). "Endangered langues: the full list". The Guardian. London. Retrieved 5/08/2011. {{cite news}}: Check date values in: |accessdate= (help)
  2. 1 2 3 Ethnologue report for Talysh
  3. ایران, کلباسی (2005-01-01). "شباهت ها و تفاوت‌های تالشی گیلکی و مازندرانی". 20 (1): 57–98. {{cite journal}}: Cite journal requires |journal= (help)
  4. Pirejko, L. A., 1976. Talyšsko-russkij slovar (Talyshi-Russian Dictionary), Moscow.
  5. Məmmədov, Novruzəli; Ağayev, Şahrza (1996). Əlifba — Tolışi əlifba. Baku: Maarif.
  6. Paul, Ludwig (1998). "The Pozition of Zazaki the West Iranian Languages" (PDF). Iran Chamber. Open Publishing. Retrieved October 28, 2025.
  7. Gholami, Saloumeh (2022). "Classification of the Zazaki language based on the perspectives of perceptual dialectology and comparative linguistics". Iranian Journal of Comparative Linguistic Research. 11 (11): 27–30.
  8. Adharic languages (۲۰۲۳). «Glottolog». Glottolog.
  9. Paul, Ludwig (1998). "The Pozition of Zazaki the West Iranian Languages" (PDF). Iran Chamber. Open Publishing. Retrieved October 28, 2025.
  10. Henning, W. B. The Ancient Language of Azerbaijan”, TPhS 157-77, 1954. Mitteliranisch", in Handbuch der Orientalistik, 1(1), 20-130.
  11. Language of Azerbaijan. Transactions of the philological Society, 53(1), 157-177. s. 175.
  12. Ludwig, P. (1998). The Pozition of Zazaki the West İranian Languages.
  13. رابینو, ه. ل. ولایت دارالمرز ایران: گیلان. رشت: رشت، طاعتی، 1374.
  14. +مدیر. «زبان‌های تالشی و تاتی در آستانه مرگ». پایگاه تالش‌شناسی. بایگانی‌شده از اصلی در ۱ فوریه ۲۰۲۳. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۱۲-۲۳.
  15. دیاکونف، ا.م. تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز
  16. «زبان تالشی و خویشاوندی آن با زبان کردی». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۸ اوت ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۲ مه ۲۰۰۹.
  17. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی جلد ۱۴ مدخل تالش. علی عبدلی
  18. علی عبدلی، فرهنگ تطبیقی تالشی - تاتی - آذری، تهران، ۱۳۸۰.
  19. +مدیر. «زبان تالشی و خویشاوندی آن با زبان کردی». پایگاه تالش‌شناسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۱۲-۲۳.
  20. Northwestern Iranian Languages on Ethnologue
  21. عبدلی، علی: واژه‌نامه دانش‌آموزی تالشی - ترکی. در: مجله «آینده». سال نوزدهم، دی تا اسفند ۱۳۷۲ - شماره ۱۰–۱۲. (از صفحه ۱۰۴۰ تا ۱۰۴۲).
  22. رضایتی کیشه خاله، محرم (۱۳۸۲). «چند نکته دستوری در گویش تالشی». ویژه نامه نامه فرهنگستان (گویش‌شناسی) (۱): ۴۸–۵۰.
  23. Wolfgang, Schulze: Northern Talysh. Lincom Europa. 2000. (Sayfa 35)
  24. Aboszodə, Müəllifi Fəxrəddin: Talışca Türkçe Luğət. Bakı. 2011.
  25. مفیدی روح اله. تحول نظام واژه بستی در فارسی میانه و نو. ‎
  26. Sabzalipour, J. , & Vaezi, H. (2018). The study of clitics in Tati Language (Deravi variety).
  27. احمدی پناهی سمنانی، محمد (۱۳۷۴). آداب رسوم مردم سمنانی. نشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. ص. ۴۰–۴۴.
  28. Oranskij, Iosif Mikhailovich. “Zabānhā ye irani [Iranian languages]”. Translated by Ali Ashraf Sadeghi. Sokhan publication (2007).
  29. رضایتی کیشه خاله، محرم (۱۳۸۸). «ساخت فعل در تالشی مرکزی (گویش پره سری)». زبانشناسی (۴۴): ۲۵–۵۰.

منابع

  • لکوک، پیر (۱۳۹۰). «گویش‌های حاشیه دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران». راهنمای زبان‌های ایرانی. ج. ۲. ترجمهٔ آرمان بختیاری، عسکر بهرامی، حسن رضایی باغ‌بیدی، نگین صالحی‌نیا. تهران: انتشارات ققنوس. ص. ۴۸۹-۵۱۵. شابک ۹۶۴-۳۱۱-۳۹۰-۶.
  • مستوفی، حمدالله به اهتمام دکتر محمد دبیرسیاقی، نزه القلوب، تهران، ص. ۱۰۷
  • بر پایهٔ کتاب: تالشان (از دوره صفویه تا پایان جنگ دوم ایران و روس) نوشته حسین احمدی، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، تهران ۱۳۸۰.
  • بر پایهٔ کتاب: تاریخ گیلان پس از اسلام نوشته قربان فاخته.
  • عبدلی، علی. «نگاهی به وضعیت کنونی تالش در ایران و خارج از آن».
  • محمدتقی رهنمایی. «علل نفوذ زبان‌های ترکی و گیلکی در تالش». فصلنامهٔ تحقیقات تالش.
  • رضایتی کیشه‌خاله، محرم؛ و همکاران. «نگاهی به نمودهای اجتماعی و مردم‌شناختی گویش تالشی».
  • بازن، مارسل. تالش: منطقه‌ای قومی در شمال ایران. ترجمهٔ مظفر امین فرشچیان.
  • «زبان تالشی»، پایگاه آشنایی با زبان قوم تالش.

جستارهای وابسته