مریونس (اسطورهشناسی)
| مریونس | |
|---|---|
فرماندهٔ آخائی | |
| عضوی از خاندانِ سلطنتیِ کرت | |
| اقامتگاه | کرت |
| والدین | مولوس اهل کرت و ملفیس یا اویپه |
مریونس (/məˈraɪəniːz/ mə-RY-ə-neez; یونانی باستان: Μηριόνης، ت. «Mēriónēs») در اسطورهشناسی یونانی پسرِ کرتیِ مولوس و ملفیس یا اویپه بود. مولوس برادرِ ناتنیِ ایدومنئوس کرت بود. مریونس نیز، همچون دیگر پهلوانانِ اساطیری، از تبارِ خدایان دانسته میشد: بهعنوانِ نوادهٔ دئوکالیون کرت (پسرِ مینوس)، از میانِ نیاکانِ او میتوان به زئوس، ائوروپه، هلیوس و پاسیفائه -خواهرِ کیرکه- اشاره کرد. مریونس از پدرش کلاهخودِ آمینتور را به ارث برد؛ کلاهخودی که آوتولیکوس آن را دزدیده بود و مریونس بعدها آن را به اودیسئوس بخشید. مریونس در تروآ (شهر) هفت تن را کشت.[۱]
توصیف ظاهری
یوحنا مالالاس، وقایعنگار، در کتابِ خود، کرونوگرافیا، مریونس را چنین توصیف میکند: «نسبتاً کوتاهقامت، تنومند، روشنپوست، ریشی نیکو، چشمانی درشت، مویی سیاه و مجعد، چهرهای پهن، بینیای خمیده، تیزحرکت، بلندنظر، جنگاور».[۲] در همین حال، در روایتِ دارس فریگیوس، او چنین وصف شده: «... مویی حنایی، قدی متوسط، بدنی متناسب. تنومند، تیزرو، بیرحم و زودخشم بود.»[۳]
اسطورهشناسی
پیش از ایلیاد
یولیوس هیگینوس مریونس را در فهرستِ خواستگاران هلن آورده است؛ که در این صورت، او نیز سوگندخورده به شرکت در جنگِ تروآ بوده است. اما دیگر منابعِ باستانی، از جمله شبهآپولودوروس و هزیود، نامِ او را در فهرستِ خود نیاوردهاند.
ایلیاد
هرچند مریونس معمولاً در شمارِ نامدارترینِ ایلیاد قرار نمیگیرد، او یکی از پرقدرتترین شخصیتهای ایلیادِ هومر است. او نمونهٔ کاملِ ویژگیهای یک پهلوان است، بیآنکه از غرور یا خودبزرگبینیِ آنان بهره داشته باشد (نک: ادامه). نامِ مریونس در کتابهای دوم، چهارم، پنجم، هفتم، هشتم، نهم، دهم، سیزدهم، چهاردهم، پانزدهم، شانزدهم و هفدهم آمده است. بنا به روایت، او فرکلوس پسرِ تکتون (کتابِ پنجم)، آداماس پسرِ آسیوس (کتابِ سیزدهم)، هارپالیون پسرِ شاه پولایمنس (کتابِ سیزدهم)، موریس (کتابِ چهاردهم)، هیپوتیون (کتابِ چهاردهم)، آکاماس (کتابِ شانزدهم)، و لائوگونوس پسرِ اونهتور (کتابِ شانزدهم) را کشت، و دیفوبوس پسرِ پریاموس را زخمی کرد (کتابِ سیزدهم).
کتابِ دوم
نخستین اشاره به مریونس در ایلیاد در فهرست کشتیها در کتابِ دوم آمده است. در آنجا نامِ او در کنارِ ایدومنئوس، بهعنوانِ یکی از فرماندهانِ هشتاد کشتیِ کرت، ذکر شده است. او در این کتاب و همچنین کتابهای هشتم و سیزدهم، «همتای آرسِ خونریز» توصیف شده است.[۴]
کتابِ هفتم
مریونس یکی از کسانی است که برای جنگ تنبهتن با هکتور داوطلب میشود. دیگر داوطلبان عبارت بودند از آگاممنون، دیومدس (پسر تودوئوس)، آیاس، آیاس کوچک، ایدومنئوس، اوریپیلوس (پسرِ اوایمون)، توآس و اودیسئوس. برای تعیینِ اینکه کدامیک از میانِ آنان به میدان برود، قرعه انداختند و آیاسِ تلامونی برگزیده شد.
کتابهای نهم و دهم
مریونس، بههمراه تراسیمدس، پسرِ نستور، مأمورِ دیدهبانیِ سپاهِ آخائی در دورانِ پیشروی تروآییان شدند. همان شب، نستور از میانِ فرماندهان داوطلبی برای جاسوسی خواست و دیومدس پیش قدم شد. سپس از میانِ حاضران داوطلبی برای همراهیِ دیومدس خواسته شد و مریونس نیز یکی از داوطلبان بود. دو آیاس، تراسیمدس، منلائوس (شاه اسپارت) و اودیسئوس نیز داوطلب شدند. دیومدس اودیسئوس را برگزید. چون اودیسئوس بهاندازهٔ کافی مسلح نبود، مریونس برایش کمانی و تیرهایی فراهم کرد و کلاهخودِ آمینتور را به او بخشید.
کتابِ سیزدهم
پس از آنکه مریونس نیزهٔ خود را بهسوی دیفوبوس پرتاب کرد، اما نتوانست سپرش را بشکافد، به چادرِ خود بازگشت تا نیزهای تازه بردارد. در آنجا با ایدومنئوس روبهرو شد:[۵]
| « | «مریونس، ای پسرِ تیزپای مولوس، بهترینِ یاران، چرا میدان را ترک کردهای؟ آیا زخمی برداشتهای و نوکِ سلاحی آزارت میدهد؟ یا شاید فرستادهاند تا مرا بیاوری؟ من نیازی به آوردنِ خود ندارم؛ ترجیح میدهم بجنگم تا آنکه در چادر بمانم.»
مریونس پاسخ داد: «ایدومنئوس، آمدهام نیزهای بجویم، اگر در چادرم یافت شود؛ نیزهام را در پرتاب بهسویِ سپرِ دیفوبوس شکستم.» ایدومنئوس، فرماندهِ کرتیان، پاسخ داد: «یک نیزه، یا اگر بخواهی بیست نیزه، تکیهداده بر دیوارِ انتهاییِ چادرم خواهی یافت. آنها را از تروآییانی گرفتهام که کشتهام، چرا که من از کسانی نیستم که دشمن را به دوردست نگه دارند؛ از همینرو نیزه، سپرهایی جوشدار، کلاهخود و زرههای براق فراوان دارم.» مریونس گفت: «من نیز در چادرم و در کشتیام غنیمتهایی از تروآییان دارم، اما اکنون در دسترس نیستند. من همواره دلاور بودهام، و هرجا نبردی سخت درگرفته، در صفِ پیشگامان جای داشتهام. شاید کسانی در میانِ آخائیان باشند که از شیوهٔ جنگیدنِ من آگاه نباشند، اما تو خود بهخوبی آن را میدانی.» ایدومنئوس پاسخ داد: «تو را مردی دلیر میشناسم؛ نیازی به گفتنش نیست. اگر بهترین مردانِ کنارِ کشتیها برای کمین برگزیده میشدند -و هیچچیز چون این، سرشتِ آدمی را آشکار نمیکند؛ آنجاست که ترسو از دلیر بازشناخته میشود؛ ترسو در هر لحظه رنگ عوض میکند؛ سرشار از هراس است و پیوسته وزنِ خود را از این زانو به آن زانو جابهجا میکند؛ دلش از اندیشهٔ مرگ تندتر میتپد و صدای بههمخوردنِ دندانهایش شنیده میشود؛ حال آنکه مردِ دلیر نه رنگ میبازد و نه در کمیننشستن بیقرار میشود، بلکه پیوسته آرزومندِ ورود به میدان است- اگر بهترین مردان برای چنین مأموریتی برگزیده میشدند، هیچکس نمیتوانست شجاعت و دلاوریهای تو را ناچیز بشمارد. اگر تیری بر تو مینشست یا در نبردِ تنبهتن زخمی برمیداشتی، هرگز از پشت، در گردن یا کمرت نمیبود، بلکه سلاح در سینه یا شکمت مینشست، آنجا که پیشاپیشِ همه بهسوی صفوفِ مقدم میراندی. اما بگذار دیگر چون کودکان اینجا به گفتوگو نایستیم، مبادا بدگوییمان کنند؛ برو، نیزهات را بیدرنگ از چادر بیاور.» |
» |
مریونس نیزهای برنزین برگرفت و از پیِ ایدومنئوس روان شد:[۵]
| « | بدینسان مریونس، همتای مریخ (آرس)، به چادر رفت و نیزهای برنزین برای خود برگرفت. سپس از پیِ ایدومنئوس روان شد، سرشار از کارهای بزرگِ دلاوری. همچون آنگاه که مریخِ زیانآور به میدانِ نبرد میتازد، و پسرش، هراس -آنقدر نیرومند و بیباک- همراهش میآید تا حتی دلِ پهلوانی را نیز به لرزه افکند- این دو از تراکیه برخاستهاند تا در میانِ افوریان یا فلگیانِ دلاور مسلح شوند، اما به هیچیک از دو سپاهِ درگیر گوش نخواهند سپرد، و پیروزی را به هرکدام که بخواهند خواهند بخشید- بدینگونه بود که مریونس و ایدومنئوس، دو فرماندهِ مردان، در زرهِ برنزینِ خویش به میدانِ نبرد رفتند. | » |
آن دو سپس به سویِ جناحِ چپ رفتند تا آنجا را که آخائیان ضعیفتر میدیدند تقویت کنند، و مریونس پیشاپیشِ او راه میسپرد. آن دو با تروآییان، بهویژه دیفوبوس و آئنیاس، به نبرد پرداختند. در انتقامِ مرگِ آسکالافوس، مریونس نیزهٔ خود را بر شانهٔ دیفوبوس فرو برد. دیفوبوس که بهسختی زخمی شده بود، به دستِ برادرش پولیتس از میدانِ نبرد بیرون برده شد. مریونس سپس آداماس پسرِ آسیوس و هارپالیون پسرِ شاه پولایمنس را کشت.
کتابهای هفدهم و بیستوسوم

پس از مرگِ پاتروکلوس، منلائوس از مریونس و دو آیاس خواست تا از جسد دفاع کنند، در حالی که خود در جستجوی آنتیلوخوس بود تا او را بهعنوانِ پیامرسانِ این خبر نزدِ آشیل بفرستد. پس از بازگشت، منلائوس و مریونس جسدِ پاتروکلوس را از میدانِ نبرد بیرون بردند، در حالی که دو آیاس در برابرِ حملاتِ بیشتر از آنان محافظت میکردند.
هنگامی که چیتهٔ تدفینِ پاتروکلوس ساخته میشد، مریونس مسئولیتِ سرپرستیِ مردانی را برعهده گرفت که آگاممنون برای گردآوریِ هیزم به سراسرِ اردوگاه فرستاده بود. آنان درختانی بریدند و چوب را به جایی آوردند که آشیل بعدها سازهٔ چیته را در آنجا برپا کرد.
مریونس در ارابهرانی، در بازیهای سوگواری، شرکت کرد. در آغاز، او چهارم، پس از آنتیلوخوس، اومهلوس و منلائوس، ایستاد؛ دیومدس پنجم بود. مریونس سرانجام چهارم شد، پس از دیومدس، آنتیلوخوس و منلائوس. گفته شده اسبانِ او کندترین و خودش بدترینِ ارابهرانِ همه بود. جایزهاش دو تالانتِ طلا بود.
مریونس در مسابقهٔ تیراندازی با کمان بسیار بهتر عمل کرد:[۶]
| « | آشیل سپس جایزهای آهنین برای تیراندازی پیشنهاد کرد -ده تبرِ دولبه و ده تبرِ یکلبه؛ او دکلِ کشتیای را در فاصلهای دورتر بر روی شنها برپا کرد و کبوتری را با نخی نازک از پایش به آن بست؛ این هدفِ تیراندازان بود. او گفت: «هرکس کبوتر را بزند، همهٔ تبرها را از آنِ خود کرده و با خود خواهد برد؛ و آنکه تنها نخ را بزند بیآنکه به پرنده بخورد، نشانهگیریِ ضعیفتری داشته و تبرهای یکلبه را خواهد برد.»
آنگاه شاه تئوکروس برخاست، و مریونس، سلاحدارِ ستبرِ ایدومنئوس، نیز برخاست. آن دو در کلاهخودی برنزین قرعه انداختند و قرعه به نامِ تئوکروس افتاد. او بیدرنگ تیرش را رها کرد، اما نذرِ صدقربانیِ برهٔ نخستزاده به آپولون شاه نکرده بود، و از هدف خطا کرد، زیرا آپولون نشانهاش را برهم زد؛ اما به نخی که پرنده را بسته بود، نزدیکِ پایش، اصابت کرد؛ تیر نخ را از میان برید، بهگونهای که به سویِ زمین آویخت، در حالی که پرنده به آسمان پر کشید و آخائیان فریادِ تحسین برآوردند. مریونس، که تیرش را آماده داشت در حالی که تئوکروس نشانه میگرفت، کمان را از دستِ او ربود و بیدرنگ نذر کرد که صدقربانیِ برهٔ نخستزاده به آپولون، سالارِ کمان، تقدیم خواهد کرد؛ سپس، کبوتر را در ارتفاعِ بلند، زیرِ ابرها، بازیافت و درست در میانِ بالش، هنگامی که در حالِ اوجگرفتن بود، به هدف زد؛ تیر از میانِ بال گذشت و در زمین، نزدیکِ پایِ مریونس، فرو نشست، اما پرنده بر دکلِ کشتی نشست، سرش آویخته و همهٔ پرهایش افتاده؛ جانش بیرون رفت و از دکل بهسنگینی فروافتاد. بدینسان مریونس هر ده تبرِ دولبه را برد، و تئوکروس تبرهای یکلبه را با خود به کشتیهایش برد. |
» |
آگاممنون و مریونس هر دو برای مسابقهٔ پرتاب نیزه ایستادند، اما آشیل آگاممنون را بزرگترینِ نیزهاندازان اعلام کرد. او پیشنهاد داد آگاممنون جایزهٔ دیگ را ببرد و نیزهٔ برنزین به مریونس داده شود. آگاممنون پذیرفت.
پسا-هومریکا
مریونس همچنین شخصیتی برجسته در پسا-هومریکا، حماسهٔ کوینتوس اسمیرنائوس، است؛ حماسهای که داستانِ جنگ تروآ را از مرگِ هکتور تا سقوطِ تروآ (شهر) روایت میکند. در کتابِ نخست، مریونس آمازونها را میکشد.[۷] در کتابِ ششم، او بههمراه تئوکروس، ایدومنئوس کرت، توآس و تراسیمدس به یاریِ آگاممنون و منلائوس (شاه اسپارت) میشتابد[۸] و جنگاورِ پایونیایی، لائوفون، را میکشد.[۹] در کتابِ هشتم، مریونس کلموس، پسرِ پیسهنور، را میکشد،[۱۰] و فیلودماس را با تیر از پای درمیآورد،[۱۱] و در کتابِ یازدهم لیکون را میکشد.[۱۲] در کتابِ دوازدهم، مریونس یکی از یونانیانی است که درونِ اسب تروآ وارد شهرِ تروآ میشود.[۱۳]
در اپرای گلوک
کریستف ویلیبالد گلوک در اپرای خود در سالِ ۱۷۶۵، تلماکو، نقشی به مریونس داد و او را در سرگردانیهای اودیسئوس پس از جنگ تروآ درگیر کرد (رویدادی که در متنِ اصلیِ ادیسهی هومر، که اپرا بر اساسِ آن ساخته شده، گواهی نشده است).
پانویس
- ↑ یولیوس هیگینوس، Fabulae یولیوس هیگینوس
- ↑ یوحنا مالالاس، Chronography 5.103
- ↑ دارس فریگیوس، History of the Fall of Troy 13
- ↑ هومر، ایلیاد Books 2, 8 & 13
- 1 2 Homer, Iliad Book 13
- ↑ Homer, Iliad Book 23
- ↑ Quintus Smyrnaeus, 1.254–258, p. 9
- ↑ Quintus Smyrnaeus, 6.538–544, p. 112
- ↑ Quintus Smyrnaeus, 6.549–555, p. 112
- ↑ Quintus Smyrnaeus, 8.101, p. 137
- ↑ Quintus Smyrnaeus, 8.402, p. 145
- ↑ Quintus Smyrnaeus, 11.91, p. 178
- ↑ Quintus Smyrnaeus, 12.320 p. 197
منابع
- دارس فریگیوس، from The Trojan War. The Chronicles of دیکتیس کرتنسیس and Dares the Phrygian translated by Richard McIlwaine Frazer Jr. (1931-). Indiana University Press. 1966. Online version at theio.com
- Homer. The Iliad (Samuel Butler Translation - 1898), Wikisource.
- هومر، ایلیاد with an English Translation by A.T. Murray, Ph.D. in two volumes. Cambridge, MA. , Harvard University Press; London, William Heinemann, Ltd. 1924. شابک ۹۷۸–۰۶۷۴۹۹۵۷۹۶. Online version at the Perseus Digital Library.
- Homer, Homeri Opera in five volumes. Oxford, Oxford University Press. 1920. شابک ۹۷۸–۰۱۹۸۱۴۵۳۱۸. Greek text available at the Perseus Digital Library.
- Quintus Smyrnaeus, The Fall of Troy translated by Way. A. S. Loeb Classical Library Volume 19. London: William Heinemann, 1913. Online version at theio.com
- Quintus Smyrnaeus, The Fall of Troy. Arthur S. Way. London: William Heinemann; New York: G.P. Putnam's Sons. 1913. Greek text available at the Perseus Digital Library.
- Quintus Smyrnaeus, The Trojan Epic: Posthomerica, JHU Press, 2007. شابک ۹۷۸-۰-۸۰۱۸-۸۶۳۵-۵.
- سرداران آخائیایی