سینون (ادیسه)

در اسطورهشناسی یونانی، سینون (یونانی باستان: Σίνων،[۱] از فعل «σίνομαι» — سینومای، بهمعنای «آسیبرساندن، آزردن»[۲]) یا سینوپوس[۳] جنگاوری آخائیان در جنگ تروآ بود.

از او در آثار هومر یاد نشده، اما داستانش در انئیدِ ویرژیل و دیگر روایات آمده است، بهعنوان مأموری خیانتکار از سوی یونانیان که تروآییها را میفریبد و آنان را ترغیب میکند اسب تروآ را به درون شهر بیاورند. او گاه در آثار هنری ظاهر میشود، معمولاً در حالی که بهعنوان اسیر با اسب پشتسرش به تروآ کشیده میشود.
خانواده
سینون پسر اسیموس، پسر آوتولیکوس، بود.[۴] او از طریق مادرش، آنتیکلیا، دختر آوتولیکوس، پسرعموی اودیسئوس بود.[۵]
اسطورهشناسی

پالائفاتوس
پالائفاتوس، که میکوشید اسطورهشناسی یونانی را عقلانی توجیه کند، مینویسد که روایت سنتی مدعی است یونانیان با پنهانشدن درون اسب چوبی توخالی، تروآ را تسخیر کردند، اما او این روایت را بیشازحد اسطورهای رد میکند. در عوض، او میگوید یونانیان اسبی چوبی بزرگتر از دروازههای شهر ساختند، بهطوریکه نمیشد آن را به درون شهر آورد. فرماندهان یونانی در مکانی گود نزدیک شهر منتظر ماندند که پالائفاتوس میگوید تا زمان خودش «گروه آرگیوی» (Ἀργείων λόχος) نامیده میشد. سینون، فراریای از ارتش یونان، به تروآییها گفت که پیشگوییای میگوید اگر اسب را به شهر نیاورند، یونانیان بازخواهند گشت، اما اگر بیاورند، هرگز بازنخواهند گشت. تروآییها بخشی از دیوار خود را ویران کردند تا اسب را به درون بیاورند. در حالی که به جشن مشغول بودند، یونانیان از شکاف دیوار حمله کردند و شهر را تسخیر کردند.[۶]
انئید
در انئید (کتاب دوم، بند ۵۷ به بعد)، آئنیاس روایت میکند که چگونه سینون، پس از آنکه باقی ارتش یونان با کشتی رفته بودند، بیرون تروآ (شهر) یافت شد و چوپانان او را نزد پریاموس بردند. او با تظاهر به اینکه از یونانیان گریخته، به تروآییها گفت که اسب چوبی غولپیکری که یونانیان برجای گذاشته بودند، هدیهای برای خدایان بود تا سفر امنشان به خانه را تضمین کند. او به آنان گفت که اسب چنان بزرگ ساخته شده که تروآییها نتوانند آن را به شهرشان ببرند، زیرا اگر میبردند، در برابر تهاجم آیندهٔ آخائیان شکستناپذیر میشدند. داستان او تروآییها را متقاعد کرد، چون هم شامل جزئیات پیشین بود و هم توضیحی که او را اودیسئوس، دشمنش، برای مردن برجای گذاشته بود.
تروآییها اسب تروآ را برخلاف توصیهٔ کاساندرا (که آپولون به او هدیهٔ پیشگویی داده بود، اما بهسبب نپذیرفتن عشق او، محکوم شده بود که هرگز باورش نکنند) و لائوکوئون (چون دو مار از آب بیرون آمدند و او و پسرانش را خفه کردند، که تروآییها آن را مجازاتی برای حمله به اسب با نیزه دانستند) به درون شهر خود آوردند. درون اسب چوبی غولپیکر، سربازان یونانی پنهان بودند که با فرارسیدن شب، از اسب بیرون آمدند و دروازههای شهر را گشودند، و بدینترتیب سرنوشت تروآ را رقم زدند.[۷] او همچنین جاسوسی آخائیایی بود که به یونانیان خبر داد سربازان درون اسب نبردشان را آغاز کردهاند.
این صحنه نه در ایلیاد و نه در ادیسه نیست، بلکه در انئید است؛ این صحنه در مرکز دیدگاهی قرار دارد که ویرژیل میسازد، در تأیید احساس واقعی رومیان، مبنی بر اینکه یونانیان مکار، فریبکار و خیانتپیشه بودند.
پساهومری

در اثر کوینتوس اسمیرنایی (Quintus of Smyrna)، ترواییها که آماده حمله به اردوگاه یونانیان هستند، دود برخاسته از اردوگاه را میبینند و با احتیاط به آن نزدیک میشوند. آنها پس از رسیدن به اردوگاه، تنها سینون را در کنار اسب تروا مییابند. خواننده بعداً متوجه میشود که خود سینون سیگنال آتش را روشن کرده تا ترواییها را به سمت اردوگاه بکشاند.[۸] باقی اردوگاه خالی از سکنه است. ترواییها دور او حلقه میزنند و با ملایمت از او سؤال میکنند؛ اما وقتی پاسخی نمیدهد، عصبانی شده و او را به ضربات خنجر تهدید میکنند. با امتناع دوباره او از پاسخگویی، ترواییها گوشها و بینی او را میبرند. در نهایت، او به آنها میگوید که یونانیان فرار کردهاند و اسب تروا را برای ادای احترام به آتنا ساختهاند. سینون ادعا میکند که اودیسئوس میخواست او را قربانی کند، اما او موفق شد فرار کند و در یک مرداب پنهان شود. زمانی که آنها از گشتن به دنبال او دست کشیدند و آنجا را ترک کردند، او به نزد اسب تروا بازگشت. سینون مدعی میشود که یونانیان به احترام زئوس، جستجو برای یافتن او را متوقف کردند. همه ترواییها این داستان را باور میکنند، به جز لائوکوئون که بلافاصله همراه با دو پسرش مورد حمله یک مار دریایی غولپیکر قرار میگیرد. در پی این اتفاق، ترواییها با این باور که لائوکوئون به دلیل توهین به خدایان مورد حمله قرار گرفته است، داستان سینون را باور میکنند. ترواییها که دلشان برای سینون سوخته بود و از خشم خدایان وحشت داشتند، سینون و اسب تروا را به داخل شهر تروا میآورند.[۹]
نقاشی پولیگناتوس
بر اساس توصیف پوسانیاس (جغرافیدان) از نقاشی پولیگناتوس با موضوع «غارت تروا» که در تالار کنیدوسیها در دلفی (شهر) به نمایش گذاشته شده بود، جسد لائومدون توسط سینون (که به عنوان همراه اودیسئوس توصیف شده است) و به همراه آنخیالوس حمل میشود. جسد دیگری متعلق به ارسوس نیز در این نقاشی به تصویر کشیده شده است. پوسانیاس اشاره میکند که تا جایی که او میداند، هیچ شاعری داستان ارسوس یا لائومدون را روایت نکرده است.[۱۰]
سینون در دیگر آثار ادبی
در شعر دوزخ (کمدی) اثر دانته آلیگیری (سرود ۳۰)، سینون در گودال دهم از طبقه (حلقه) فریبکاران دوزخ دیده میشود؛ جایی که او در کنار دیگر تحریفکنندگان کلام، محکوم است تا ابد از تب سوزان رنج ببرد. دلیل حضور سینون در این بخش (به جای گودال مشاوران بدخواه) این است که توصیهها و اطلاعات او علاوه بر شرورانه بودن، کذب و دروغین نیز بودند.
واژه «Sinonical» (به معنای مکارانه یا منسوب به سینون) توسط لویس لوکنور در اثر سال ۱۵۹۵ او به نام The Estate of English Fugitives ابداع شد.
ویلیام شکسپیر در چندین نوبت در آثار خود به سینون اشاره کرده و از او به عنوان نماد خیانت استفاده نموده است.[۱۱] به عنوان نمونه، در نمایشنامه سیمبلین، ایموجن به پیزانیو میگوید: «مردان راستگو و صادق شنیده شدند، درست مانند آئنیاسِ دروغین / که در زمان خود دروغگو پنداشته میشد، و گریه سینون / بسیاری از اشکهای مقدس را بدنام کرد» (پرده ۳، صحنه ۴). در هنری ششم: قسمت سوم، دوک گلاستر میگوید: «من همچون نستور سخنوری خواهم کرد / مکارانهتر از آنچه اودیسئوس میتوانست فریب خواهم داد / و مانند یک سینون، تروایی دیگر را فتح خواهم کرد» (پرده ۳، صحنه ۲).
در فصل ۴ از رمان تاریخی رومولا اثر جرج الیوت، در طول اولین روز کامل حضور شخصیت اصلی یعنی تیتو ملما در فلورانسِ عصر رنسانس (ایتالیا)، یک نقاش از او میپرسد که آیا حاضر است برای تابلویی که فریب دادن پریاموس توسط سینون را به تصویر میکشد، مدلِ سینون شود؟ این درخواست تیتو را از این جهت که به خیانت اشاره دارد شوکه میکند و پیشدرآمدی بر خیانتهای بعدی او در طول رمان است.[۱۲]
پانویس
- ↑ Σίνων, Henry George Liddell, Robert Scott, An Intermediate Greek-English Lexicon, on Perseus Digital Library
- ↑ σίνομαι, Henry George Liddell, Robert Scott, A Greek-English Lexicon, on Perseus Digital Library
- ↑ Maass, Hermes 23 (1888)
- ↑ Tryphiodorus, 220, 294 & f.n. 21
- ↑ Lycophron, 344
- ↑ Palaephatus, On Unbelievable Things, 16
- ↑ ویرژیل، انئید 2.77
- ↑ Apollodorus, 5.14–5.18
- ↑ Quintus, and Alan James. "Book XII". The Trojan Epic: Posthomerica. Baltimore: Johns Hopkins UP, 2004. Print.
- ↑ Pausanias, Description of Greece, 10.27.3
- ↑ "Concordance" Open Source Shakespeare
- ↑ https://victorianweb.org
پیوند به بیرون
- شبهآپولودوروس، The Library with an English Translation by Sir James George Frazer, F.B.A. , F.R.S. in 2 Volumes, Cambridge, MA, Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd. 1921. ISBN 0-674-99135-4. Online version at the Perseus Digital Library. Greek text available from the same website.
- ویرژیل، انئید. Theodore C. Williams. trans. Boston. Houghton Mifflin Co. 1910. Online version at the Perseus Digital Library.
- Publius Vergilius Maro, Bucolics, Aeneid, and Georgics. J. B. Greenough. Boston. Ginn & Co. 1900. Latin text available at the Perseus Digital Library.
- اهالی اساطیری کورینت
- اهالی فوکیس در اسطورهشناسی
- شخصیتها در انهاید