جامعهسازی در آئین بهائی
| بخشی از مجموعه مقالات دربارۀ |
| آئین بهائی |
|---|
![]() |
|
جامعهسازی در آیین بهائی بر این اصل استوار است که هدف ایجاد یک جامعهٔ دینی جدید مشابه سایر جوامع دینی نیست؛ بلکه هدف، افزایش قابلیت افراد و جوامع است تا با حفظ تنوع باورها و فرهنگها، در جهت پیشرفت مادی و معنوی خود و بهبود محیط پیرامونشان تلاش کنند. از این منظر، جامعهسازی فرایندی مستمر و مشارکتی است که در آن افراد، جوامع و مؤسسات در تعامل با یکدیگر، از طریق یادگیری و اقدام جمعی، بهتدریج توانایی بیشتری برای شناخت شرایط، ایجاد روابط سازنده، پذیرش مسئولیت و مشارکت در پیشرفت جامعه پیدا میکنند.[۱][۲]
این فرایند به جامعهٔ بهائی محدود نمیشود، بلکه میتواند زمینهای برای مشارکت افراد با پیشینههای گوناگون در ساختن حیات جمعی بر پایهٔ همکاری، نوعدوستی و همبستگی فراهم آورد.[۳][۴][۵]
این رویکرد در طول بیش از یک قرن، با شکلگیری و توسعهٔ جوامع بهائی و گسترش نظامهای آموزشی و فرایندهای قابلیتسازی، بهتدریج گسترش یافته و عرصههای تازهای از جامعهسازی و مشارکت در حیات اجتماع را دربر گرفته است.[۱][۲][۵]
یادگیری در عمل یکی از ویژگیهای اساسی این فرایند است. در این رویکرد، یادگیری از عمل جدا نیست و از طریق چرخهای از مطالعه، مشورت، اقدام و تأمل بر تجربه پیش میرود. تعالیم دینی، دانش علمی و تجربهٔ عملی افراد و جوامع از منابع شناخت و یادگیری بهشمار میآیند و در ارتباط با یکدیگر به فهم بهتر واقعیت و بهبود اقدامات کمک میکنند. تجربههای حاصل از عمل نیز میتوانند به دانش و بینشی تبدیل شوند که در اختیار دیگران قرار گیرد و به پیشبرد اقدامات بعدی کمک کند.[۶][۷][۸]
به این ترتیب، جامعهسازی بر اجرای یک الگوی ثابت و ازپیشتعیینشده استوار نیست، بلکه فرایندی از یادگیری مستمر است که در آینده نیز ادامه خواهد یافت؛ فرایندی که در آن فهم و قابلیت افراد و جوامع در جریان عمل افزایش مییابد.[۶][۸]
در این چارچوب، قابلیتسازی نقشی محوری دارد. هدف تنها افزایش دانش یا انجام مجموعهای از فعالیتها نیست، بلکه افراد، مؤسسات و جوامع بهتدریج قابلیت بیشتری برای شناخت شرایط، مشورت، تصمیمگیری، اقدام، پذیرش مسئولیت و یادگیری از تجربه پیدا میکنند. این قابلیتها در جریان عمل و با پذیرش تدریجی مسئولیت شکل میگیرند و از سطح فردی به سطح جمعی گسترش مییابند.[۹][۱۰]
فرهنگ همراهی نیز با فراهم کردن امکان یادگیری و حمایت متقابل، به افراد کمک میکند در کنار یکدیگر قابلیتهای خود را پرورش دهند و مسئولیتهای بیشتری بر عهده گیرند. در نتیجه، افراد، مؤسسات و جامعه سه عنصر جدا از یکدیگر نیستند، بلکه در رابطهای متقابل رشد میکنند و افزایش قابلیت هر یک میتواند به تقویت دو عنصر دیگر کمک کند.[۱۱][۱۲][۱]
این فرایند در حیات جامعه از طریق مجموعهای از فعالیتهای مرتبط پیش میرود. اقدامات اساسی این فرایند عبارتاند از:[۱۳][۱۴]
- حلقههای مطالعه: برای مطالعه و پرورش قابلیتهای خدمت؛
- برنامههای تربیتی کودکان: برای رشد و پرورش اخلاقی نسلهای جدید؛
- گروههای نوجوانان: برای توانمندسازی و مشارکت فعال نوجوانان؛
- جلسات دعا و عبادت: برای تقویت حیات معنوی و پیوندهای جامعه.
یکی از تجربههای مهم این رویکرد در طول این مسیر، تمرکز بر جمعیتهای کوچکتر، بهویژه در محلهها و روستاها، بوده است که به شکلگیری الگویی منسجم از حیات جامعه و شبکهای از فعالیتها، روابط و فرایندهای یادگیری انجامیده است.[۱۲][۱۳]

افزایش قابلیت و عاملیت افراد و جوامع، جامعهسازی را به مشارکت در حیات گستردهتر اجتماع پیوند میدهد. این مشارکت در دو عرصهٔ مرتبط، یعنی اقدام اجتماعی و مشارکت در گفتمانهای رایج در اجتماع نمود پیدا میکند. در اقدام اجتماعی، افراد و جوامع با شناخت نیازها و مسائل محیط خود و با استفاده از دانش و تجربه، برای بهبود شرایط زندگی و پیشرفت مادی و معنوی جامعه اقدام میکنند.[۱۵][۱۰]
در مشارکت در گفتمانها نیز، افراد از طریق فعالیتهای حرفهای و اجتماعی و جوامع و مؤسسات بهائی از طریق مشارکت در سطح ملی و بینالمللی، در گفتوگوها و فرایندهای یادگیری مرتبط با مسائل مورد توجه جامعه حضور مییابند. این دو عرصه با فرایند جامعهسازی ارتباط دارند؛ تجربهٔ اقدام میتواند به گفتوگوهای گستردهتر راه یابد و دانش و تجربهٔ حاصل از این گفتوگوها نیز میتواند به بهبود اقدامات کمک کند.[۱۵][۱۶]
در مجموع، جامعهسازی در آیین بهائی فرایندی تدریجی، مستمر و در حال تحول است که در آن افراد و جوامع، نه صرفاً بهعنوان دریافتکنندگان خدمات یا مجریان برنامههای ازپیشتعیینشده، بلکه بهعنوان عاملان فعال در پیشرفت خود و محیط پیرامونشان رشد میکنند. این فرایند با پیوند دادن یادگیری، قابلیتسازی، همراهی، خدمت و اقدام جمعی، قابلیت جامعه را برای شناخت واقعیتهای خود، پذیرش مسئولیت و حرکت مشترک افزایش میدهد و در عین حال زمینهٔ مشارکت آن در پیشرفت جامعهٔ گستردهتر را فراهم میکند.[۱][۲][۸]
مفاهیم و اصول بنیادین
یگانگی نوع بشر و وحدت در عین تنوع

مبنای اصلی جامعهسازی در آیین بهائی، اصل یگانگی نوع بشر است که انسانها را، فارغ از تفاوتهای قومی، فرهنگی و اجتماعی، اعضای یک خانوادهٔ انسانی میداند. بر پایهٔ این اصل، پیشرفت واقعی از مسیر یکسانسازی افراد یا نادیده گرفتن تفاوتها نمیگذرد. تنوع فرهنگها، استعدادها و دیدگاهها میتواند منبعی برای غنای حیات جمعی و افزایش ظرفیت جامعه باشد. جامعهسازی بستری فراهم میکند تا افراد، ضمن حفظ هویت و ویژگیهای فردی و فرهنگی خود، بتوانند در فرایند ساختن جامعهای عادلانه و متحد مشارکتی مؤثر داشته باشند.[۳][۴][۵]
قابلیتسازی
افزایش قابلیتها از عناصر محوری در رویکرد بهائی به جامعهسازی بهشمار میآید. هنگامی که تحول اجتماعی بهعنوان مشارکت روزافزون مردم در یک فرایند یادگیری جمعی در نظر گرفته شود، قابلیتسازی نقشی کلیدی پیدا میکند. در این چارچوب، جامعهسازی بر ارائهٔ خدمات یا برنامهها از بیرون متمرکز نیست، زیرا تمرکز صرف بر خدمات بیرونی میتواند به ایجاد وابستگی و کاهش عاملیت جوامع منجر شود. در مقابل، قابلیتسازی فرایندی است که به افراد امکان میدهد با پرورش دانش، توانمندیها و بینش خود، از دریافتکنندگان منفعل تغییر به عاملان اصلی پیشرفت مادی و معنوی محیط خویش تبدیل شوند.[۹][۱۰]
توازن پیشرفت مادی و معنوی
دربرداشت بهائی، پیشرفت جامعه دارای دو بُعد مادی و معنوی است که از یکدیگر جدا نیستند. در این رویکرد، معنویت تنها به زندگی پس از مرگ محدود نمیشود، بلکه با سعادت، عدالت و آبادانی زندگی انسانها در همین جهان پیوند دارد. پیشرفت مادی شامل بهبود شرایط زندگی، رفاه و دسترسی به امکانات لازم برای زندگی شایسته است و پیشرفت معنوی با ارزشهایی مانند عدالت، نوعدوستی، مسئولیتپذیری و رشد اخلاقی ارتباط دارد. در این نگاه، توسعهٔ مادی بدون توجه به ابعاد اخلاقی و معنوی زندگی انسان نمیتواند به پیشرفت واقعی جامعه بینجامد و رشد معنوی نیز از زندگی اجتماعی و تلاش برای بهبود شرایط جامعه جدا نیست.[۱۰][۱۳]
هماهنگی علم و دین
هماهنگی علم و دین از دیگر اصول بنیادین جامعهسازی در آیین بهائی است. در این دیدگاه، علم و دین دو نظام مکمل برای شناخت واقعیت و هدایت زندگی فردی و اجتماعی انسان بهشمار میروند. علم در شناخت جهان و یافتن راهحلهای عملی برای مسائل نقش دارد و دین با ارائهٔ اصول اخلاقی و بینش معنوی، جهت استفاده از دانش و تواناییهای انسانی را مشخص میکند. بر این اساس، پیشرفت جامعه نیازمند بهرهگیری همزمان از دانش علمی و اصول اخلاقی و معنوی است.[۷]
رشد فردی و خدمت به جامعه
در رویکرد بهائی، رشد فردی و پیشرفت جامعه دو فرایند مرتبط با یکدیگرند. افزایش دانش، تواناییها و ویژگیهای اخلاقی فرد میتواند ظرفیت او را برای مشارکت در حیات جمعی افزایش دهد و در مقابل، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و خدمت به دیگران نیز زمینهای برای رشد و یادگیری فرد فراهم میکند. از این منظر، خدمت به جامعه هم بخشی از فرایند رشد فردی و هم عرصهای برای بهکارگیری قابلیتهای فرد در جهت خیر عمومی است.[۱۸][۱۹]
فرایند تکاملی
جامعهسازی در آیین بهائی فرایندی تدریجی و تکاملی در نظر گرفته میشود که در طول زمان و متناسب با شرایط و نیازهای هر جامعه شکل میگیرد. این فرایند بر اجرای یک الگوی ثابت و ازپیشتعیینشده استوار نیست، بلکه بر یادگیری مستمر، تجربه و انطباق با شرایط تأکید دارد. با افزایش تدریجی قابلیت افراد و جوامع، توانایی آنان برای شناخت مسائل، یافتن راهحلها و پذیرش مسئولیتهای بیشتر نیز گسترش مییابد و این مسیر میتواند به شکلگیری جامعهای عادلانه، متحد و متوازن بینجامد.[۱][۲]
تاریخچه و تحول
صورت کنونیِ جامعهسازی در آیین بهائی، حاصل فرایندی تدریجی و پیوسته از اواخر قرن نوزدهم تا به امروز است که از شکلگیری جوامع محلی و شوراهای انتخابی، تجربههای آموزشی و خدماتی، و گسترش جهانی جامعهٔ بهائی آغاز شد و با توسعهٔ برنامههای منظم قابلیتسازی، پیوند یافتن این تجربهها در قالب فرایند مؤسسهٔ آموزشی از اواخر قرن بیستم، تمرکز بر جامعهسازی در محلهها و روستاها و، در حال حاضر، تلاش برای تأثیرگذاری بر کل اجتماع ادامه یافته است. چارچوب کنونی جامعهسازی در جریان برنامههای جهانی که از سال ۱۹۹۶ آغاز شد، صورت منسجمتری یافت، اما عناصر اصلی آن، از جمله مشورت، تعلیم و تربیت، نیایش جمعی، خدمت و مشارکت همگانی، در تجربههای پیشین جامعهٔ بهائی ریشه داشتند.[۲][۱]
گامهای اولیه: آموزش، خدمت و حیات جمعی
از اواخر قرن نوزدهم، جوامع بهائی در ایران، با وجود آزار و محدودیتهای مستمر، تلاش کردند برای رشد جامعهٔ خود و کمک به پیشرفت سایر هموطنان، فعالیتهایی جمعی را شکل دهند و برای پیشبرد این هدف، ساختارهای لازم را نیز به وجود آورند. آموزش یکی از برجستهترین عرصهها بود. بهائیان در شهرهای مختلف مدرسههایی برای دختران و پسران تأسیس کردند که شماری از آنها پذیرای دانشآموزان غیربهائی نیز بودند. علاوه بر آموزش عمومی، برخی برنامهها به سوادآموزی، تربیت معلم، بهداشت و درمان و بهبود زندگی روستایی مربوط بودند. عبدالبهاء از این کوششها پشتیبانی میکرد و بر پیوند میان آموزش علمی، تربیت اخلاقی، عبادت و خدمت به جامعه تأکید داشت. در نگاه بهائی، عبادت بهعنوان تلاشی برای رشد و تعالی فردی، از خدمت به جامعه و تلاش برای پیشرفت دیگران جدا نیست.[۲۰][۲۱][۲۲]
یکی از نمونههای اولیهٔ پیوند میان عبادت و خدمت، مجموعهٔ مشرقالاذکار عشقآباد بود که بنای مرکزی آن در سال ۱۹۰۸ تکمیل شد. این مجموعه، علاوه بر عبادتگاه، مدرسه، مهمانخانهٔ مسافران و امکانات درمانی را نیز در بر میگرفت. بر اساس آموزههای بهائی، مشرقالاذکار تنها یک نیایشگاه نیست؛ بلکه کانون حیات جمعی است که بهمرور زمان، مؤسسات گوناگون آموزشی، درمانی و خدماتی در پیرامون آن شکل میگیرند. این الگو، هرچند در آن دوره در مقیاسی گسترده تکرار نشد، نمونهای تاریخی از تلقی حیات جامعه بهعنوان ترکیبی از نیایش، آموزش و خدمت بود.[۲۳][۲۴]
استحکام نظم اداری و گسترش جغرافیایی به سراسر عالم (۱۹۲۱ تا ۱۹۶۳)
پس از درگذشت عبدالبهاء در سال ۱۹۲۱، شوقی افندی بخش بزرگی از فعالیت خود را به توسعه و استحکام نظم اداری بهائی اختصاص داد. نظم اداری بهائی مجموعهای از ساختارها و نهادهایی است که هدف اصلی آیین بهائی، یعنی پیشرفت مادی و معنوی افراد و جوامع، را تسهیل میکنند. در این دوره، محافل روحانی محلی و ملی بهتدریج در کشورهای مختلف تشکیل یا تقویت شدند و مسئولیتهایی مانند سازماندهی حیات جامعه، تعلیم و تربیت، پرورش منابع انسانی و هماهنگکردن فعالیتها را بر عهده گرفتند. تأکید بر نبود کاندیداتوری و تبلیغات، در کنار تصمیمگیری مشورتی و خدمتمحور بودن نهادها، به شکلگیری و استحکام ساختاری انجامید که بعدها اجرای برنامههای هماهنگ و انتقال تجربه میان جوامع گوناگون را نیز ممکن ساخت.[۲۵][۲۶][۲۷]
از سال ۱۹۳۷، شوقی افندی مجموعهای از برنامههای منظم را برای گسترش و تحکیم جامعهٔ بهائی آغاز کرد. این برنامهها نخست در سطح چند جامعهٔ ملی و سپس از سال ۱۹۵۳ در مقیاسی جهانی اجرا شدند. در نتیجه، حضور جغرافیایی آیین بهائی و شمار نهادهای محلی و ملی بهطور چشمگیری افزایش یافت. اهمیت این دوره برای مراحل بعدی جامعهسازی، ایجاد شبکهای از جوامع و ساختارهایی بود که میتوانستند منابع انسانی و مادی را به حرکت درآورند و تجربهها را در میان مناطق مختلف به گردش درآورند.[۲۵][۲۶]
در همین دوره، مشارکت سازمانیافتهٔ بهائیان در عرصهٔ بینالمللی نیز شکل گرفت. در سال ۱۹۲۶ «دفتر بینالمللی بهائی» در ژنو ایجاد شد و زمینهای برای حضور بهائیان در فعالیتهای مرتبط با جامعهٔ ملل فراهم آورد. در سال ۱۹۴۸ نیز نه محفل روحانی ملی بهطور جمعی با عنوان «جامعهٔ جهانی بهائی» بهعنوان یک سازمان غیردولتی بینالمللی نزد سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شدند.[۲۸][۲۹]
در سال ۱۹۷۰، جامعهٔ جهانی بهائی مقام مشورتی شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد را به دست آورد؛ جایگاهی که چارچوب رسمیتری برای مشارکت در گفتوگوهای بینالمللی دربارهٔ حقوق بشر، صلح، برابری زنان و مردان و توسعه فراهم کرد.[۲۸][۲۹]
تحول در رویکردها و الگوهای جامعهسازی (۱۹۶۳ تا ۱۹۹۶)
با انتخاب و تشکیل بیتالعدل اعظم در سال ۱۹۶۳، هدایت برنامههای جهانی جامعهٔ بهائی وارد مرحلهٔ تازهای شد؛ رویدادی که در ادامهٔ شکلگیری و استحکام ساختار اداری بهائی در دهههای پیشین صورت گرفت. برنامههای این دوره بر دو فرایند مکمل، یعنی «گسترش» و «تحکیم»، تأکید داشتند. گسترش به ایجاد جوامع تازه و تحکیم به تعمیق دانش، تقویت نهادها و ارتقای حیات جمعی مربوط است.[۲۵][۳۰]
در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، جامعهٔ بهائی در بسیاری از مناطق جهان، بهویژه در بخشهایی از آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، شاهد رشد سریع و ورود گروههای بزرگی از مردم به جامعه بود. این استقبال گسترده، جامعه را با چالشهای تازهای روبهرو ساخت: از طرفی، امکانات و ساختارهای موجود برای آموزش و قابلیتسازی در مقیاس وسیع کافی نبود و از طرف دیگر، نگرانی دربارهٔ سطحی ماندن آموزشها و عدم مشارکت پایدار افراد وجود داشت. این شرایط نشان داد که روشهای گذشته دیگر پاسخگوی نیازهای جدید نیستند و برای همراهی با این رشد، به رویکردها و ابزارهای تازهای نیاز است.[۲۵][۳۰]
از این رو، در این دههها تلاشهای گستردهای برای یافتن روشهای سیستماتیک آغاز شد که بتوانند توسعه و تحکیم همزمان جوامع را تضمین کنند. این جستوجو و یادگیریها در مناطق مختلف، زمینهساز شکلگیری نخستین الگوهای «مؤسسات آموزشی» و برنامههای جامع قابلیتسازی منابع انسانی برای جامعهسازی در دهههای بعدی شد.[۳۱][۳۰]
فرایند مؤسسهٔ آموزشی و تحول در فرهنگ جامعه (۱۹۹۶ تا ۲۰۱۰)
سال ۱۹۹۶ نقطهٔ عطف شکلگیری چارچوب کنونی جامعهسازی بود. ضرورت توسعهٔ سیستماتیک منابع انسانی در عمل به اثبات رسیده بود. به همین دلیل، بیتالعدل اعظم از جوامع ملی خواست برای تحقق این هدف، «مؤسسات آموزشی» ایجاد کنند. در این رویکرد، پیشرفت فرد، جامعهٔ محلی و نهادها، سه فرایند بههمپیوسته تلقی میشوند. هدف مؤسسهٔ آموزشی، قابلیتسازی در افراد برای پیشرفت حیات فردی و مشارکت در حیات جمعی از طریق خدمت به دیگران است؛ ابزاری برای همراهی با آحاد مردم در کسب دانش، بینش، صفات و تواناییهای لازم برای انجام این خدمات.[۳۱][۳۲][۳۰]
در نهایت، پس از حدود یک دهه تجربه و یادگیری در سراسر جهان، جامعهٔ بهائی توانست چارچوب الگوی عمل جامعهسازی را بیشتر و عمیقتر درک کند. در همین راستا، در اوایل دههٔ ۲۰۰۰، تقسیم مناطق به محدودههای جغرافیایی کوچکتر (Cluster)، امکان برنامهریزی و اجرای فعالیتها را در مقیاسی قابل اداره فراهم ساخت؛ محدودههایی که بر اساس ویژگیهای اجتماعی و جغرافیایی تعریف میشدند تا یادگیری منطقهای را تسهیل کنند. در این چارچوب، چهار فعالیت اصلی، شامل حلقههای مطالعه، کلاسهای کودکان، گروههای نوجوانان و جلسات دعا، بهتدریج شکل گرفتند و به روی عموم گشوده شدند. همچنین، دورههای سهماههٔ برنامهریزی و یادگیری به یکی از عناصر الگوی عمل جامعهٔ بهائی تبدیل شدند و امکان میدادند فعالیتها بر پایهٔ فرایندی از تأمل بر تجربیات، مشورت، برنامهریزی، اقدام و یادگیری پیش بروند.[۱۲][۱۱][۳۳]
تا سال ۲۰۰۱ بیش از سیصد مؤسسهٔ آموزشی در نقاط مختلف جهان ایجاد شده بود. بسیاری از آنها از مواد آموزشی مؤسسه روحی استفاده میکردند و در سال ۲۰۰۵ رشتهٔ اصلی کتابهای این مؤسسه بهعنوان چارچوب اصلی دورههای مؤسسهٔ آموزشی در سطح جهانی برگزیده شد.[۳۲][۳۴][۱۱]
این تحول در واقع گذاری تاریخی از الگوی سنتی «جماعت دینی» به الگویی نوین از جامعهسازی در سطح قاعدهٔ اجتماع بود. در الگوی گذشته، فعالیتها غالباً بر حفظ و ادارهٔ یک گروه محصور دینی تمرکز داشت؛ اما الگوی جدید، جامعهسازی را فرایندی فراگیر در سطح آحاد مردم و متکی بر پیوندهای دوستی و همسایگی میداند. در این نگاه، تمام ساکنان یک منطقه، صرفنظر از پیشینهٔ باورها یا تعلقات دینی، در مسیر ارتقای حیات مادی و معنوی محیط زندگی خود همراه و شریک هستند.[۳۳][۱۳]
الگوی فعالیت محلی (محلهها و روستاها) ـ انسجام بیشتر در جامعهسازی (از دههٔ ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۱)
در دههٔ ۲۰۱۰، توجه به ایجاد الگویی منسجم از حیات جامعه در محلهها و روستاها معطوف شد. در این الگو، همهٔ ساکنان یک محل، با هر عقیده و باوری، میتوانند در نیایش، تعلیم و تربیت کودکان، توانمندسازی روحی و فکری نوجوانان، مطالعه، مشورت و خدمت مشارکت کنند و بهتدریج مسئولیت بیشتری برای تداوم فعالیتها بر عهده گیرند. مفاهیمی مانند همراهی، یادگیری در عمل، مشارکت همگانی و شناخت دقیق واقعیت اجتماعی هر محل، در این دوره برجستهتر شدند.[۱۳][۲]
به این ترتیب، در سراسر دنیا تعداد جوامعی که به مراحل پیشرفتهتری از پیوستار رشد میرسند، افزایش مییابد. در این محدودهها، فرایند قابلیتسازی به کمک مؤسسهٔ آموزشی، شمار بهمراتب بیشتری از افراد را در بر میگیرد. همراهی، که از ویژگیهای فرهنگ جدید است، نهادینه شده و تأسیس ساختارهای متناسب با آن در مقیاس وسیع، بهتدریج آموخته میشود. گفتوگوها دربارهٔ مفاهیم عمیق در میان طیف وسیعتری از مردم رواج دارد و جهانبینی افراد تحت تأثیر این مفاهیم قرار میگیرد. با پیشرفت بیشتر جامعه و افزایش منابع انسانی، اقدامات اجتماعی نیز وسعت و عمق بیشتری مییابد. در نهایت، این محدودههای جغرافیایی میآموزند که الگوی حیات جمعی را در تعداد بیشتری از محلهها یا روستاها گسترش دهند.[۱۳][۱][۲]
ظهور نیروی اجتماعسازی ـ افقهای پیشرو (از ۲۰۲۱ تا ۲۰۴۶)
در پایان دورهٔ بیستوپنجسالهٔ ۱۹۹۶ تا ۲۰۲۱، بیتالعدل اعظم تحول فوق را افزایش چشمگیر توان جامعهٔ جهانی بهائی برای یادگیری، رشد و خدمت توصیف کرد و آزادسازی «نیروی اجتماعسازی آیین بهائی» را در مرکز برنامههای بعدی قرار داد.[۱][۱۶]
برنامهٔ نهسالهٔ ۲۰۲۲ تا ۲۰۳۱ نخستین برنامه از مجموعهای بیستوپنجساله است که تا سال ۲۰۴۶ ادامه خواهد یافت و هدف آن ظهور و بروز بیش از پیش این نیرو در شرایط متنوع محلی است. در این مرحله، آموزش و فرایند مؤسسهٔ آموزشی همچنان محور قابلیتسازیاند، اما دامنهٔ مورد نظر آنها از ادارهٔ حیات درونی جامعه فراتر رفته و مشارکت در پیشرفت جامعهٔ گستردهتر را نیز در بر میگیرد. بدین ترتیب، فرایند جامعهسازی دامنهٔ گستردهتری پیدا کرده و هدف برنامههای این دوره آن است که بر روابط و الگوهای عمل اجتماع بزرگتر بیش از پیش تأثیر بگذارد.[۱][۱۶][۳۴]
چارچوب جامعهسازی
جامعهسازی فرایندی مستمر است که از طریق مشارکت افراد، مؤسسات و جامعه در یادگیری و اقدام جمعی پیش میرود. در این فرایند، پیشرفت حاصل فعالیت یک فرد یا نهاد بهتنهایی نیست، بلکه از تعامل این سه شرکتکننده شکل میگیرد. افراد با افزایش قابلیتهای خود و مشارکت در خدمت، به پیشرفت جامعه کمک میکنند؛ مؤسسات با ایجاد ساختارها و فراهمکردن حمایت لازم، امکان توسعهٔ قابلیتهای افراد و جامعه را فراهم میکنند؛ و جامعه نیز با افزایش توانایی خود برای شناخت شرایط، مشورت، اقدام و یادگیری، بهتدریج نقش فعالتری در پیشرفت خویش ایفا میکند.[۱۲][۲]
این سه شرکتکننده از یکدیگر جدا نیستند و رابطهٔ میان آنها متقابل است. افزایش قابلیت افراد میتواند به تقویت مؤسسات و جامعه کمک کند و مؤسسات و جامعه نیز با فراهمکردن محیط مناسب برای یادگیری و اقدام، زمینهٔ رشد قابلیت افراد را فراهم میکنند. از این منظر، جامعهسازی فرایندی است که در آن افراد، مؤسسات و جامعه همزمان و در تعامل با یکدیگر رشد میکنند و ظرفیت آنها برای کمک به پیشرفت افزایش مییابد.[۱۲][۲]
برای آنکه چنین فرایندی بتواند بهتدریج گسترش یابد و عمق پیدا کند، مجموعهای از رویکردها و سازوکارهای بههمپیوسته شکل گرفته است. یادگیری در عمل، قابلیتسازی، فرهنگ همراهی و اقدامات اساسی جامعهسازی، ابعاد مختلف این چارچوب را تشکیل میدهند. این ابعاد از یکدیگر جدا نیستند، بلکه در تعامل با یکدیگر فرایندی را شکل میدهند که به افراد و جوامع امکان میدهد تجربه کنند، بیاموزند، قابلیتهای خود را افزایش دهند و اقدامات مؤثرتر و پیچیدهتری را دنبال کنند.[۲]
یادگیری در عمل
یادگیری در عمل یکی از ویژگیهای اساسی فرایند جامعهسازی در آیین بهائی است. در این رویکرد، یادگیری تنها به معنای بهدستآوردن اطلاعات یا انتقال دانش از فردی به فرد دیگر نیست؛ بلکه فرایندی پیوسته است که به افراد و جوامع کمک میکند بینش بیشتری به دست آورند، قابلیتهای خود را افزایش دهند، تجربههای خود را بررسی کنند و اقداماتشان را بهبود بخشند. در این فرایند، عمل و یادگیری از یکدیگر جدا نیستند. اقدام تجربه ایجاد میکند و تأمل و بازنگری در این تجربه، به یادگیری و اصلاح اقدامات بعدی میانجامد.[۶][۸]
در جامعهسازی، یادگیری فعالیتی جدا از زندگی و عمل جامعه نیست و به دورههای آموزشی محدود نمیشود. افراد و جوامع در جریان کار و خدمت، بهتدریج میآموزند که شرایط محیط خود را بهتر بشناسند، مسائل را دقیقتر ببینند، راههای مختلف را بیازمایند و بر اساس نتایج، روشهای خود را اصلاح کنند.[۸][۱]
بنابراین، هدف تنها دانستن اینکه «چه باید کرد» نیست؛ بلکه پرورش توانایی برای پرسیدن، فهمیدن، اقدام کردن، بررسی نتایج و تصمیمگیری دربارهٔ گام بعدی است. به این ترتیب، افراد و جوامع به جای آنکه صرفاً مجری برنامههایی باشند که از پیش برای آنها تعیین شده است، بهتدریج قابلیت پیدا میکنند که بر اساس شرایط واقعی محیط خود بیاموزند و دربارهٔ نحوهٔ پیشبرد فرایند جامعهسازی تصمیم بگیرند.[۹][۸]
این رویکرد همچنین کمک میکند تجربهها و آموختههای یک جامعه در همان جامعه باقی نماند. تجربهای که بررسی و دربارهٔ آن مشورت شده است، میتواند به بینشی تبدیل شود که برای دیگر افراد و جوامع نیز مفید باشد. از این راه، دانش مربوط به جامعهسازی بهتدریج انباشته میشود و در نقاط مختلف گسترش مییابد.[۶]
در این فرایند، تعالیم دینی، دانش علمی و تجربهٔ عملی سه منبع مهم برای شناخت و یادگیری هستند. تعالیم بهائی بینشها و اصولی دربارهٔ انسان، جامعه، زندگی معنوی و هدف پیشرفت اجتماعی در اختیار میگذارند. علم نیز امکان میدهد پدیدههای طبیعی و اجتماعی با روشهای نظاممند بررسی شوند، شواهد سنجیده شوند و از تجربهها آموخته شود. در کنار این دو، تجربهٔ واقعی افراد و جوامع نیز منبع مهمی برای یادگیری است.[۷][۸]
از این رو، جامعهسازی نهتنها به اجرای اصول دینی یا استفاده از روشهای علمی محدود نمیشود، بلکه میکوشد میان تعالیم دینی، دانش علمی و تجربهٔ عملی پیوندی پویا برقرار کند. اصول و بینشها در شرایط واقعی به کار گرفته میشوند و تجربهٔ حاصل از عمل نیز در پرتو دانش و بینشهای دینی و علمی بررسی میشود. به این ترتیب، هم فهم افراد از اصول عمیقتر میشود و هم دانش آنها دربارهٔ راههای عملی پیشرفت جامعه افزایش مییابد.[۶][۸]
یادگیری در عمل از طریق چرخهای پیوسته از مطالعه، مشورت، اقدام و تأمل پیش میرود. مطالعه و کسب بینش، درک افراد را از اصول، شرایط اجتماعی و تجربههای گذشته افزایش میدهد. مشورت به افراد فرصت میدهد دیدگاهها و تجربههای خود را با یکدیگر در میان بگذارند و دربارهٔ مسائل و راههای اقدام به درکی مشترک برسند. سپس اقدام، این بینشها را در شرایط واقعی زندگی اجتماعی به کار میگیرد و تجربههای جدیدی ایجاد میکند.[۳۵][۸]
اما فرایند در همینجا پایان نمییابد. تجربهٔ حاصل از اقدام، موضوع تأمل و بازنگری قرار میگیرد. افراد بررسی میکنند چه اتفاقی افتاده است، چه چیزهایی مؤثر بودهاند، با چه دشواریهایی روبهرو شدهاند و از این تجربه چه میتوان آموخت. یافتههای حاصل از این فرایند، فهم و اقدامات بعدی را شکل میدهد.[۸]
بنابراین، مطالعه، مشورت، اقدام و تأمل چهار مرحلهٔ کاملاً جدا از یکدیگر نیستند، بلکه به هم پیوستهاند. مطالعه میتواند به مشورت و اقدام منجر شود؛ اقدام تجربه ایجاد میکند؛ تأمل در تجربه به یادگیری میانجامد؛ و یادگیری زمینهٔ اقدامهای بعدی را فراهم میکند. با تکرار این چرخه، افراد و جوامع بهتدریج درک و توانایی بیشتری برای پیشبرد اقدامات خود پیدا میکنند.[۳۵][۸]
یکی از نتایج این فرایند، تولید و انباشت دانش دربارهٔ چگونگی پیشبرد جامعهسازی است. تجربههای عملی، هنگامی که با دقت بررسی و دربارهٔ آنها مشورت و تأمل شود، میتوانند به بینشهایی تبدیل شوند که برای دیگر افراد و جوامع نیز مفید باشند. این دانش از طریق ارتباط میان افراد، جوامع و مؤسسات به اشتراک گذاشته میشود و میتواند به بهبود اقدامات در نقاط دیگر کمک کند.[۶]
در عین حال، این دانش مجموعهای ثابت و نهایی نیست. هر تجربهٔ جدید میتواند پرسشهای تازهای ایجاد کند و درک قبلی را تغییر دهد یا کاملتر کند. به این ترتیب، دانش جامعهسازی در فرایندی مستمر از عمل، تجربه، تأمل، یادگیری و اقدام دوباره شکل میگیرد.[۶]
دورههای سهماهه چارچوبی برای سازماندهی این فرایند مستمر فراهم میکنند. در هر دوره، افراد و جوامع با توجه به شرایط و تجربههای گذشته دربارهٔ مسیر پیش رو مشورت میکنند، اقدامات خود را انجام میدهند و در جریان یا پایان دوره، دربارهٔ تجربهها و نتایج بهدستآمده تأمل میکنند. آنچه از این فرایند آموخته میشود، در برنامهریزی و اقدامهای دورهٔ بعد مورد استفاده قرار میگیرد.[۱۲]
بنابراین، دورهٔ سهماهه تنها یک واحد زمانی برای برنامهریزی فعالیتها نیست. این دوره فرصتی است برای آنکه جامعه بهطور منظم تجربههای خود را مرور کند، از آنها بیاموزد و با آگاهی بیشتری وارد مرحلهٔ بعد شود. تداوم این دورهها به افراد، جوامع و مؤسسات کمک میکند بهتدریج قابلیتهای خود را افزایش دهند و دامنه و پیچیدگی اقداماتشان را گسترش دهند.[۱۲]
در مجموع، یادگیری در عمل چارچوبی فراهم میکند که در آن مطالعه و بینش به اقدام، اقدام به تجربه، تأمل و بازنگری در تجربه به یادگیری، و یادگیری به اقدامهای آگاهانهتر و مؤثرتر منجر میشود. این فرایند زمینهٔ لازم را برای قابلیتسازی افراد، جوامع و مؤسسات و در نتیجه برای گسترش تدریجی فرایند جامعهسازی فراهم میکند.[۱۲][۸]
قابلیتسازی
اگر جامعهسازی را فرایندی بدانیم که با مشارکت فزایندهٔ مردم و از طریق یادگیری جمعی پیش میرود، آنگاه قابلیتسازی اهمیت اساسی پیدا میکند. هدف جامعهسازی تنها انجام مجموعهای از فعالیتها یا بهبود برخی جنبههای زندگی یک جامعه نیست؛ بلکه همزمان باید قابلیت افراد و جوامع برای مشارکت در فرایند پیشرفت نیز افزایش یابد. رویکردی که صرفاً بر ارائهٔ خدمات و اجرای برنامهها تمرکز کند، ممکن است افراد را بیشتر به دریافتکننده تبدیل کند تا مشارکتکننده و پیشگام فرایند تغییر. در مقابل، جامعهسازی میکوشد همزمان با بهبود شرایط، قابلیت افراد، مؤسسات و جوامع را برای یادگیری، اقدام و کمک به پیشرفت افزایش دهد.[۹][۸]
قابلیتسازی فرایندی است که طی آن افراد، مؤسسات و جوامع بهتدریج توانایی بیشتری برای یادگیری، تصمیمگیری، اقدام و یادگیری از تجربهٔ خود پیدا میکنند. در این رویکرد، هدف تنها افزایش دانش یا آموزش مهارتهای مشخص نیست؛ بلکه ایجاد توانایی برای بهکارگیری آموختهها در شرایط واقعی، همکاری با دیگران، پذیرش مسئولیت و پاسخگویی به نیازهای جامعه است.[۹]
برای پیشبرد جامعهسازی، دانستن اینکه چه کاری باید انجام شود بهتنهایی کافی نیست. افراد باید بتوانند شرایط محیط خود را بشناسند، با دیگران مشورت کنند، تصمیم بگیرند، اقدام کنند و از تجربهٔ خود بیاموزند. از این رو، قابلیت چیزی ثابت نیست که بتوان آن را در یک دورهٔ آموزشی بهطور کامل به دست آورد، بلکه در جریان یادگیری و عمل و با پذیرش مسئولیتهای جدید بهتدریج رشد میکند.[۹][۸]
قابلیتها زمانی بهطور پایدار شکل میگیرند که افراد فرصت داشته باشند آموختههای خود را در عمل به کار ببرند. مطالعه و آموزش میتواند دانش و بینش اولیه را فراهم کند، اما تجربهٔ واقعی، مشورت با دیگران و تأمل دربارهٔ نتایج عمل است که این آموختهها را به توانایی عملی تبدیل میکند.[۱۱][۸]
برای مثال، فردی ممکن است دربارهٔ نحوهٔ برگزاری یک فعالیت تربیتی مطالعه کند؛ اما مشارکت عملی در آن فعالیت به او فرصت میدهد آموختههای خود را به کار گیرد، تجربه کسب کند و بهتدریج مسئولیتهای بیشتری بپذیرد.[۱۱]
حلقههای مطالعه و دیگر برنامههای آموزشی از ابزارهای مهم قابلیتسازی در این فرایند بهشمار میآیند. آنها فضایی برای مطالعه، گفتوگو، مشورت و بهکارگیری آموختهها در عمل فراهم میکنند و به افراد کمک میکنند قابلیتهای لازم برای مشارکت مؤثر در جامعهسازی را بهتدریج پرورش دهند. نقش این برنامهها و بهویژه حلقههای مطالعه در فرایند جامعهسازی، در بخش مربوط به اقدامات اساسی با جزئیات بیشتری بررسی خواهد شد.[۱۱][۱۴]
جامعهسازی تنها به پرورش قابلیتهای افراد محدود نمیشود. بسیاری از اقدامات زمانی میتوانند بهطور پایدار پیش بروند که افراد بتوانند با یکدیگر همکاری کنند و بهصورت جمعی قابلیت خود را افزایش دهند.[۹]
قابلیت جمعی شامل تواناییهایی مانند مشورت مؤثر، تصمیمگیری مشترک، تقسیم مسئولیت، هماهنگی اقدامات و یادگیری از تجربههای مشترک است. در چنین فرایندی، افراد نهتنها از تجربهٔ خود، بلکه از تجربهٔ یکدیگر نیز میآموزند و قابلیتهای فردی خود را در جهت یک هدف مشترک به کار میگیرند.[۹][۳۵]
با افزایش این قابلیت، افراد میتوانند اقداماتی را بهصورت مشترک انجام دهند که فراتر از تواناییهای هر یک از آنها بهتنهایی است. به این ترتیب، جامعهسازی از مجموعهای از فعالیتهای فردی فراتر میرود و به فرایندی برای ایجاد توانایی اقدام جمعی تبدیل میشود.[۹]
قابلیتسازی مسئولیت یک فرد یا نهاد خاص نیست. افراد، مؤسسات و جوامع همگی در این فرایند نقش دارند و قابلیتهای هر یک نیز در ارتباط با دو سطح دیگر رشد میکند.[۱۲][۲]
جوانان میتوانند در این فرایند نقشی ویژه داشته باشند، زیرا مشارکت آنان فرصت مهمی برای پرورش قابلیتهای فردی و اجتماعی و در عین حال بهرهگیری از انرژی، ابتکار و آمادگی آنان برای یادگیری و خدمت فراهم میکند. مشارکت جوانان در فعالیتهای جامعهسازی میتواند به آنان کمک کند قابلیتهایی مانند همکاری، مشورت، مسئولیتپذیری و ابتکار را در عمل پرورش دهند و بهتدریج نقش فعالتری در پیشبرد فرایند جامعهسازی ایفا کنند.[۱۳][۳۶]
مؤسسات نیز با فراهمکردن ساختار، منابع و حمایت لازم، شرایطی ایجاد میکنند که افراد و جوامع بتوانند قابلیتهای خود را توسعه دهند و مسئولیت بیشتری بر عهده گیرند. در این چارچوب، نقش مؤسسات صرفاً اجرای برنامهها نیست، بلکه حمایت از فرایند یادگیری و اقدام و تقویت توان افراد و جوامع برای پیشبرد آن است.[۱۲][۲]
جامعه نیز صرفاً دریافتکنندهٔ اقدامات نیست، بلکه بهتدریج قابلیت و عاملیت جمعی خود را توسعه میدهد تا شرایط و نیازهایش را بهتر بشناسد، دربارهٔ اولویتهایش مشورت کند، برای پیشرفت خود ابتکار عمل نشان دهد، اقدامات مشترک را آغاز و هماهنگ سازد و از تجربههای خود بیاموزد. در این معنا، قابلیتسازی در سطح جامعه تنها به افزایش مشارکت افراد در فعالیتها محدود نمیشود، بلکه به افزایش توان جامعه برای تبدیل شدن به عامل فعال پیشرفت خود میانجامد.[۹][۸]
این سه سطح از یکدیگر جدا نیستند. افزایش قابلیت افراد میتواند به تقویت مؤسسات و جوامع کمک کند و مؤسسات و جوامع نیز با ایجاد محیطهای مناسب برای یادگیری و اقدام، زمینهٔ رشد قابلیت افراد را فراهم میکنند. قابلیتسازی، از این منظر، فرایندی متقابل و بههمپیوسته میان افراد، مؤسسات و جوامع است.[۲]
قابلیتسازی فرایندی تدریجی است. معمولاً از اقدامهای سادهتر آغاز میشود و با افزایش تجربه، یادگیری و مسئولیتپذیری، امکان انجام اقدامات متنوعتر و پیچیدهتر و مشارکت افراد بیشتری در این فرایند فراهم میشود.[۸][۱۳]
این رشد فقط به معنای افزایش تعداد فعالیتها نیست. با افزایش قابلیت، کیفیت همکاری، عمق یادگیری، دامنهٔ مشارکت و توانایی برای پاسخگویی به مسائل پیچیدهتر نیز افزایش مییابد. تجربههای بهدستآمده از اقدامات پیشین، زمینه را برای پذیرش مسئولیتهای جدید و انجام اقداماتی با دامنه و پیچیدگی بیشتر فراهم میکند.[۸][۱۳]
رشد قابلیت همچنین به این معناست که افراد، مؤسسات و جوامع بهتدریج میتوانند مسئولیت بیشتری در فرایند جامعهسازی بر عهده بگیرند، قابلیتهای خود را برای انجام اقدامات پیچیدهتر افزایش دهند و دیگران را نیز برای مشارکت در این فرایند یاری کنند. از این طریق، فرایند جامعهسازی بهتدریج از مجموعهای از اقدامات محدود به فرایندی گستردهتر و پیچیدهتر برای پیشرفت تبدیل میشود.[۱۳][۲]
فرهنگ همراهی
در فرایند جامعهسازی، افراد معمولاً بهتنهایی مسیر یادگیری و اقدام را طی نمیکنند. فرهنگ همراهی به معنای حرکت در کنار یکدیگر در فرایند یادگیری و عمل است؛ بهگونهای که افراد با حمایت و یادگیری متقابل، بهتدریج برای پذیرش مسئولیت و کمک به پیشرفت جامعه آماده شوند. از این منظر، همراهی صرفاً کمک به دیگران نیست، بلکه یکی از شیوههای عملی پیشبرد جامعهسازی و گسترش مشارکت آگاهانه در یک کوشش مشترک است.[۱۱][۳۷]
همراهی بهویژه در فرایند قابلیتسازی اهمیت پیدا میکند. مطالعه و آموزش میتوانند بینش و دانش لازم را فراهم کنند، اما بسیاری از قابلیتها تنها در جریان عمل شکل میگیرند. فردی که مسئولیتی را برای نخستین بار بر عهده میگیرد، با قرار گرفتن در کنار افرادی که تجربهٔ بیشتری دارند، میتواند آموختههای خود را در عمل به کار گیرد، دربارهٔ تجربهٔ خود تأمل کند و بهتدریج توانایی لازم برای انجام آن مسئولیت را به دست آورد. در این فرایند، فرد باتجربهتر به جای انجام دادن کار به جای او، در کنارش حرکت میکند و کمک میکند خود او قابلیت لازم را پرورش دهد. به این ترتیب، همراهی یکی از سازوکارهای اصلی تبدیل یادگیری و تجربه به قابلیت است.[۱۱][۱۲]
این شیوه به افراد امکان میدهد مسئولیتهای خود را بهتدریج گسترش دهند. کسی که در انجام یک فعالیت تجربه کسب کرده است، میتواند در کنار افراد جدید قرار گیرد و به آنان کمک کند تا همین مسیر را طی کنند. به این ترتیب، تجربه و قابلیت در جامعه گسترش مییابد و افراد بیشتری برای پذیرش مسئولیت آماده میشوند.[۱۲][۳۷]
همراهی در این فرایند با مشورت، حمایت و یادگیری متقابل همراه است. افراد تجربههای خود را با یکدیگر در میان میگذارند و در مواجهه با مسائل به دنبال راهحلهای مشترک میگردند. در این رابطه، فرد باتجربهتر نیز صرفاً آموزشدهنده نیست، بلکه از تجربه و دیدگاه دیگران میآموزد؛ بنابراین، همراهی رابطهای یکطرفه میان «متخصص» و «دریافتکننده» نیست، بلکه رابطهای برای یادگیری متقابل است.[۱۱]
برای شکلگیری چنین روابطی، تواضع و اعتماد اهمیت دارد. وقتی افراد احساس کنند لازم نیست برای اثبات توانایی خود پاسخ همهٔ مسائل را بدانند، راحتتر میتوانند پرسش کنند، ایدههای خود را مطرح کنند، اشتباه کنند و از تجربهٔ خود بیاموزند. چنین فضایی، بهویژه برای جوانانی که در حال پذیرش مسئولیتهای جدید هستند، فرصت یادگیری و رشد فراهم میکند. در چنین فرهنگی، پیشرفت دیگران نیز بخشی از پیشرفت جمعی بهشمار میآید و بر حمایت از رشد و خدمت دیگران تأکید میشود.[۳۸][۱۲]
این فرهنگ در رابطهٔ میان افراد و مؤسسات نیز اهمیت دارد. مؤسسات با فراهمکردن فضاهایی برای تأمل، مشورت و بررسی تجربهها، به کسانی که در میدان عمل فعالیت میکنند کمک میکنند شرایط خود را بهتر بشناسند و دربارهٔ گامهای بعدی تصمیم بگیرند. در مقابل، تجربههای میدان عمل به مؤسسات کمک میکند حمایت و راهنمایی خود را با شرایط واقعی جامعه هماهنگ کنند. به این ترتیب، همراهی میتواند شیوهای برای تعامل متقابل میان افراد، مؤسسات و جامعه باشد. با گسترش چنین روابطی، همراهی از یک رابطه میان چند فرد فراتر میرود و به بخشی از فرهنگ جامعه تبدیل میشود.[۱۲][۲]
از این منظر، فرهنگ همراهی یکی از عناصر عملی و ضروری جامعهسازی است. همراهی کمک میکند یادگیری در میدان عمل ادامه پیدا کند، قابلیتها در جریان تجربه شکل بگیرند و مسئولیتها بهتدریج میان افراد گسترش یابد. جامعهای که در آن افراد به جای رقابت برای انجام کارها، یکدیگر را در یادگیری و پذیرش مسئولیت همراهی میکنند، میتواند افراد بیشتری را وارد فرایند کند و از تجربههای بیشتری برای پیشبرد اقدامات خود بهره گیرد. به این ترتیب، فرهنگ همراهی به ایجاد شرایطی کمک میکند که در آن یادگیری، قابلیتسازی و اقدام جمعی بهصورت پیوسته یکدیگر را تقویت میکنند.[۱۱][۱۲]
جامعهسازی فرایندی نیست که فقط شامل چند فعالیت محدود باشد. با شکلگیری تجربه و افزایش قابلیتها، این فرایند میتواند تداوم یابد، عمیقتر شود و نیروی بیشتری پیدا کند. تداوم به معنای حفظ سادهٔ آنچه انجام شده نیست؛ بلکه جامعه بهتدریج میآموزد چگونه از تجربههای خود استفاده کند، فعالیتها و روابط را غنیتر سازد و مسئولیتهای بیشتری برای پیشرفت خود بر عهده گیرد. به این ترتیب، حرکت جامعه میتواند از مرحلهای به مرحلهٔ دیگر پیش رود و ظرفیت آن برای اقدام مشترک افزایش یابد.[۱۳][۲]
تمرکز بر جمعیتهای کوچک یکی از مهمترین یادگیریها در این مسیر بوده است. تجربه نشان داده است که در یک محله یا روستا، وقتی گروهی از مردم بهصورت مستمر برای پیشرفت جامعهٔ خود تلاش میکنند، امکان شکلگیری یک الگوی منسجم از حیات جامعه بیشتر میشود. در چنین محیطی، فعالیتها و روابط مختلف به یکدیگر نزدیک میشوند، افراد یکدیگر را بهتر میشناسند و فرصت بیشتری برای همکاری و یادگیری مشترک به وجود میآید. عبادت، یادگیری، تربیت کودکان و نوجوانان، خدمت و روابط میان مردم نیز بهتدریج به بخشهای بههمپیوستهای از زندگی جامعه تبدیل میشوند و اثر یکدیگر را تقویت میکنند. در چنین محیطی، حس حرکت و ارادهٔ جمعی نیز میتواند بهتدریج شکل بگیرد و این تجربه در بخشهای دیگر یک محدوده و در جوامع دیگر گسترش یابد.[۱۲][۱۳]
با تداوم فرایند، فعالیتها و روابط بهتدریج به یکدیگر پیوند میخورند و دامنهٔ آنها گسترش مییابد. آنچه در ابتدا ممکن است بهصورت چند فعالیت جداگانه آغاز شود، میتواند بهتدریج به مجموعهای منسجم از فعالیتها و روابط تبدیل شود که افراد بیشتری را درگیر میکند و فرصتهای بیشتری برای یادگیری و خدمت به وجود میآورد. در این مرحله، اهمیت فقط در «بیشتر شدن» فعالیتها نیست؛ بلکه در این است که جامعه بتواند از ارتباط میان آنها برای ایجاد حرکتی پیوسته و معنادار استفاده کند.[۱۳][۲]
با ادامهٔ این حرکت، قابلیت و عاملیت افراد و جامعه افزایش مییابد. افراد از طریق مشارکت و تجربه، توانایی بیشتری برای تصمیمگیری، اقدام و پذیرش مسئولیت پیدا میکنند و بهتدریج خود به ایجاد و پیشبرد فعالیتها کمک مینمایند. عاملیت جمعی زمانی شکل میگیرد که مردم نهتنها در فعالیتها مشارکت کنند، بلکه بتوانند دربارهٔ وضعیت جامعهٔ خود فکر کنند، دربارهٔ مسیر پیشرفت آن مشورت نمایند و برای تحقق آن دست به اقدام مشترک بزنند. در نتیجه، جامعه بیش از پیش میتواند بر ظرفیتهای خود تکیه کند و برای پاسخگویی به مسائل و فرصتهای پیش روی خود اقدام نماید. این افزایش قابلیت و عاملیت، یکی از عوامل اصلی تداوم و تشدید فرایند است؛ زیرا هرچه افراد بیشتری بتوانند مسئولیت بپذیرند و دیگران را در این حرکت همراه کنند، توان جامعه برای پیشرفت بیشتر میشود.[۹][۸]
طبیعی است که با افزایش دامنهٔ فعالیتها و مسئولیتها، نیاز به هماهنگی و سازماندهی بیشتری نیز پدید آید. اما ساختارها و ترتیباتی که در این مسیر شکل میگیرند، هدف جامعهسازی نیستند؛ بلکه برای حمایت از آن به وجود میآیند. آنها باید به جامعه کمک کنند تا فعالیتهای خود را بهتر هماهنگ کند، از تجربههای خود بیاموزد و توانایی بیشتری برای اقدام مشترک پیدا کند؛ بنابراین، ساختارها و روابط نیز همگام با رشد فرایند و متناسب با نیازهای واقعی جامعه تکامل مییابند.[۱۲][۲]
فرایند یادگیری و رشد در یک جامعه یا یک سطح متوقف نمیشود. جامعهٔ جهانی بهائی فضایی بههمپیوسته برای یادگیری در سطوح مختلف ایجاد کرده است. در محلهها و روستاها، افراد از تجربهٔ عمل خود میآموزند؛ در سطوح منطقهای و ملی، تجربههای جوامع مختلف در کنار یکدیگر بررسی و دربارهٔ آنها مشورت میشود؛ و در سطح جهانی نیز این یادگیری از طریق تعامل میان جوامع و مؤسسات ادامه مییابد. به این ترتیب، فضاهای مختلفی برای تأمل، مشورت، تبادل تجربه و شکلگیری بینش فراهم میشود و یادگیری در هر سطح میتواند به غنای یادگیری در سطوح دیگر کمک کند. جامعهٔ جهانی بهائی از این طریق بهصورت یک کل متحد، از تجربههای متنوع خود میآموزد و تواناییاش را برای پیشبرد جامعهسازی افزایش میدهد.[۱][۲]
با تداوم و تشدید این فرایند، جامعه بهتدریج از مجموعهای از فعالیتها فراتر میرود و توانایی بیشتری برای ایجاد حرکت جمعی، پذیرش مسئولیت و اقدام مشترک پیدا میکند. افراد بیشتری وارد فرایند میشوند، قابلیتهای بیشتری شکل میگیرد، روابط عمیقتر میشود و شیوههای هماهنگی متناسب با نیازهای جامعه تکامل مییابد. در چنین شرایطی، جامعهسازی به فرایندی پایدار تبدیل میشود که میتواند بهتدریج دامنه و عمق بیشتری پیدا کند و جامعه را برای پذیرش مسئولیتهای بزرگتر و حرکت به سوی سطوح بالاتری از پیشرفت آماده سازد.[۱][۱۳]
فعالیتهای اصلی
در چارچوب عملی جامعهسازی، چهار اقدام اساسی محور و زیربنای این فرایند را تشکیل میدهند و آن را در حیات جامعه به پیش میبرند. سه مورد از این اقدامات، یعنی حلقههای مطالعه، برنامههای تربیتی کودکان و گروههای نوجوانان، ماهیتی آموزشی دارند و با فراهمکردن فرصتهای مستمر برای یادگیری و پرورش قابلیتها، زمینهٔ تحول پایدار را در افراد و جامعه ایجاد میکنند. در کنار آنها، جلسات دعا و عبادت به تقویت بُعد معنوی فرایند کمک کرده، در شکلگیری حیات معنوی جمعی و بهبود روابط میان افراد نقش مهمی دارند. این چهار اقدام در کنار یکدیگر، سنگبنای فرایندی را شکل میدهند که افراد بیشتری را به یادگیری، خدمت و پذیرش تدریجی مسئولیت در پیشرفت جامعه وارد میکند. در کنار این اقدامات، گسترش روابط با خانوادهها و افراد جامعه و شکلگیری فعالیتها با تمرکز در محلهها و روستاها، به استقرار این فرایند در زندگی واقعی جامعه کمک میکند.[۱۳][۱۴]
تعلیم و تربیت در فرایند تحول روحانی و اجتماعی جایگاهی اساسی دارد و مؤسسهٔ آموزشی نقش مهمی در گسترش و فراگیر شدن فرایند تعلیم و تربیت در جامعه ایفا میکند. از طریق این فرایند، افراد دانش، بینش و مهارتهای لازم را در ارتباط با عمل و خدمت بهتدریج کسب میکنند و برای مشارکت در فعالیتهای مختلف آماده میشوند. با افزایش تعداد شرکتکنندگان، منابع انسانی بیشتری برای پیشبرد جامعهسازی فراهم میشود؛ افرادی که میتوانند در عرصههای مختلف، بهویژه در همراهی کودکان و نوجوانان و گسترش فعالیتهای جامعه، خدمت کنند. از این طریق، قابلیتسازی از رشد فردی فراتر میرود و به افزایش ظرفیت جامعه برای اقدام و پیشرفت میانجامد.[۳۰][۱۳]
این چهار اقدام در کنار یکدیگر معنا و اثر بیشتری پیدا میکنند. حلقههای مطالعه قابلیتهای لازم برای خدمت و مشارکت را پرورش میدهند؛ برنامههای کودکان و گروههای نوجوانان زمینهٔ تربیت و رشد نسلهای جدید را فراهم میکنند؛ و جلسات دعا و عبادت حیات معنوی و پیوندهای جامعه را تقویت مینمایند. مشارکت در یک فعالیت میتواند زمینهٔ آشنایی و ورود افراد به فعالیتهای دیگر را فراهم کند و به این ترتیب، مجموعهای بههمپیوسته شکل میگیرد که در آن یادگیری، تربیت، عبادت و خدمت یکدیگر را تقویت میکنند.[۱۳][۱۴]
در کنار این اقدامات، دیدار و گفتوگو با خانوادهها و افراد جامعه و روابط میان آنها جایگاهی مستقل و ارزشمند دارد. گفتوگوهای معنادار دربارهٔ مسائل مهم زندگی، شنیدن تجربیات و دیدگاههای یکدیگر و تلاش مشترک برای یافتن راههای پیشرفت، خود بخشی از فرایند یادگیری و جامعهسازی است. ملاقاتهای خانگی میتوانند فضایی برای شکلگیری روابط صمیمانه و رشد و تعالی افراد فراهم کنند؛ فضایی که در آن افراد یکدیگر را بهتر میشناسند و دربارهٔ آنچه برای بهبود زندگی خود و جامعه میتوان انجام داد به گفتوگو میپردازند.[۱۲][۳۷]
با گسترش این فعالیتها و روابط، در یک محله یا روستا ممکن است بهتدریج کانونی از فعالیت شکل گیرد؛ کانونی که در آن افراد مختلف، در ارتباط با یکدیگر و با همراهی مؤسسات، در مجموعهای از اقدامات و فرایندهای یادگیری مشارکت دارند. این کانون لزوماً یک مکان یا ساختار رسمی نیست، بلکه شبکهای زنده از روابط، فعالیتها و یادگیری است که متناسب با شرایط و ظرفیتهای هر جامعه شکل میگیرد. با تقویت چنین کانونهایی، افراد بیشتری فرصت مییابند در فرایند جامعهسازی مشارکت کنند و جامعه بهتدریج توانایی خود را برای پذیرش مسئولیتهای بیشتر و انجام اقدامات پیچیدهتر افزایش دهد.[۱۳][۲]
حلقههای مطالعه

حلقههای مطالعه محیطی برای مطالعه و گفتوگو دربارهٔ تعالیم و مفاهیم فراهم میکنند و به روی افراد با پیشینههای گوناگون باز هستند. شرکتکنندگان در کنار یکدیگر میآموزند و میکوشند کاربرد تعالیم الهی را در حیات فردی و جمعی خود شناسایی کنند. حلقهٔ مطالعه از گروه کوچکی از افراد، معمولاً کمتر از ۱۰ یا ۱۲ نفر، تشکیل میشود که یکی از شرکتکنندگان، فردی با تجربهتر، بهعنوان راهنما فرایند مطالعه را تسهیل میکند و سایر همراهان را در عمل همراهی مینماید. نقش راهنما انتقال یکطرفهٔ مفاهیم و اطلاعات نیست، بلکه خودِ حلقهٔ مطالعه فضایی برای یادگیری دوسویه است که همهٔ همراهان، از جمله خود راهنما، در آن به دنبال پیشبرد فهم خود هستند. در این فرایند، علاوه بر افزایش دانش و بینش، قابلیتهایی برای خدمت و مشارکت پرورش مییابد. حلقههای مطالعه همچنین میتوانند زمینهای باشند که جوانان در کنار دیگر اعضای جامعه قابلیتهای خود را پرورش دهند و برای پذیرش مسئولیتهای بیشتر در خدمت به جامعه آماده شوند. حضور جوانان در این فرایند میتواند به مشارکت آنان در فعالیتهای جامعه و پذیرش مسئولیتهای بیشتر کمک کند.[۳۹][۳۷][۱۱][۱۴]
کلاسهای کودکان

برنامههای تربیتی کودکان زمینهای برای پرورش قلوب و اذهان آنان فراهم میکنند. کودکان با مفاهیم و ارزشهای روحانی و اخلاقی آشنا میشوند و تواناییهایی را پرورش میدهند که در شکلگیری شخصیت و روابط آنان با دیگران نقش دارد. اهمیت این برنامهها تنها به دوران کودکی محدود نمیشود؛ کودکان نسل آیندهٔ جامعه را تشکیل میدهند و تربیت آنان میتواند به تداوم فرایند جامعهسازی در نسلهای بعد کمک کند. از این رو، تربیت کودکان بخشی از فرایند جامعهسازی در بلندمدت بهشمار میآید و خانوادهها و دیگر اعضای جامعه نیز در این فرایند نقش دارند. کلاسهای کودکان با استفاده از درسهایی متناسب با سن، موضوعاتی مانند راستگویی، عدالت، همکاری و خدمت را دنبال میکنند و ارتباط با والدین و خانوادهها نیز بخشی از پشتیبانی تربیتی این برنامه است.[۴۰][۱۳]
گروههای نوجوانان

گروههای نوجوانان محیطی فراهم میکنند که در آن انرژی نوجوانان جهت مییابد و آنان فرصت پیدا میکنند تواناییهای فکری و روحانی خود را پرورش دهند. دورهٔ نوجوانی مرحلهای مهم در شکلگیری هویت، نگرشها و تواناییهای فرد است و میتواند نقطهٔ عطفی در مسیر زندگی باشد. در این دوره، نوجوانان میآموزند دربارهٔ خود و محیط پیرامونشان تأمل کنند، مسائل را عمیقتر ببینند، با دیگران همکاری داشته باشند و قابلیتهای خود را در خدمت به جامعه به کار گیرند. برنامهٔ تواندهی روحانی به نوجوانان معمولاً گروه سنی ۱۲ تا ۱۵ سال را دربر میگیرد و بهصورت فرایندی چندساله، با همراهی یک راهنمای جوان یا بزرگسال، پیش میرود. مواد این برنامه مهارت بیان، همکاری، هنر و تحلیل نیروهای اجتماعی را با طراحی و اجرای طرحهای خدمت پیوند میدهند و راهنمایان با خانوادههای نوجوانان نیز ارتباط دارند. در این فرایند، نوجوانان بهتدریج از دریافتکنندهٔ یک برنامه فراتر میروند و به مشارکتکنندگانی فعال و دارای ابتکار در زندگی جامعه تبدیل میشوند.[۱۳][۳۶][۴۱]
جلسات دعا و عبادت

جلسات دعا و عبادت خصلت نیایش را در زندگی جامعه تقویت میکنند و فرصتی برای دعا، مناجات و تفکر دربارهٔ مسائل معنوی در کنار یکدیگر فراهم میآورند. . این جلسات به تقویت حیات معنوی جمعی و تعمیق روابط میان افراد کمک میکنند و فضایی برای پرورش محبت، همدلی و روحیهٔ خدمت فراهم میآورند.[۴۲][۴۳]
مشارکت در حیات اجتماع
فرایند جامعهسازی با افزایش آگاهی، قابلیت و عاملیت افراد و جوامع، زمینهٔ مشارکت آگاهانهتر آنان در حیات گستردهتر اجتماع را فراهم میکند. این مشارکت میتواند از طریق شناخت واقعیتهای جامعه، گفتوگو و یادگیری دربارهٔ مسائل آن و اقدام برای کمک به پیشرفت جامعه صورت گیرد. اقدام اجتماعی و مشارکت در گفتمانهای اجتماع دو عرصهٔ مرتبط از این مشارکتاند؛ در یکی، بینش و یادگیری به عمل میانجامد و در دیگری، تجربه و بینش حاصل از عمل میتواند به گفتوگوهای جاری در جامعه غنا بخشد. این دو فرایند در تعامل با یکدیگر، امکان مشارکت مؤثرتر در حیات اجتماع را فراهم میکنند.[۴۴][۱۶]
اقدام اجتماعی
در آیین بهائی، اقدام اجتماعی به کوششهایی گفته میشود که برای بهبود شرایط زندگی مردم و پیشرفت مادی و معنوی جامعه انجام میگیرد. این اقدامات میتوانند از فعالیتهایی ساده و کوتاهمدت برای پاسخ به یک نیاز مشخص آغاز شوند و با افزایش تجربه و ظرفیت جامعه، به طرحهای پایدارتر و حتی سازمانها و مؤسسات توسعهای تبدیل شوند. وجه مشترک آنها مشارکت خود مردم در شناسایی مسائل، یافتن راهحلها و اجرای اقدامات است؛ از این رو، جامعه صرفاً دریافتکنندهٔ خدمات نیست، بلکه در فرایند پیشرفت خود نقش فعال دارد.[۴۵][۴۶]

یکی از نخستین و گستردهترین تجربههای اقدام اجتماعی بهائی در ایران شکل گرفت. از اواخر قرن نوزدهم و در دهههای آغازین قرن بیستم، جوامع بهائی در شهرها و روستاهای مختلف ایران به ایجاد و ادارهٔ مدارس پرداختند. این مدارس دختران و پسران را میپذیرفتند و در مواردی دانشآموزانی از ادیان مختلف نیز در آنها تحصیل میکردند. مدارس دخترانه بهویژه در گسترش آموزش زنان نقش داشتند؛ برای نمونه، مدرسهٔ تربیت بنات تهران در اوایل دههٔ ۱۹۳۰ به یکی از بزرگترین مدارس دخترانهٔ ایران تبدیل شده بود. در کنار آموزش رسمی، برنامههایی برای سوادآموزی بزرگسالان و آموزش زنان نیز در جوامع مختلف شکل گرفت. این شبکهٔ مدارس سرانجام در سال ۱۹۳۴ با دستور دولت تعطیل شد.[۲۰][۲۲][۴۷]
فعالیتهای بهائیان ایران به آموزش محدود نبود. در زمینهٔ بهداشت و خدمات درمانی نیز اقدامهایی در شهرها و مناطق مختلف صورت گرفت؛ از جمله ایجاد یا بهبود حمامهای عمومی، تأسیس بیمارستان و درمانگاه و آموزش پرستاری و دستیاران پزشکی. این مراکز در مواردی خدمات خود را به عموم مردم، فارغ از وابستگی دینی، ارائه میکردند. در حوزهٔ کشاورزی و زندگی روستایی نیز برخی بهائیان در ایجاد طرحهای کشاورزی، تعاونیها و دیگر فعالیتهای مرتبط با توسعهٔ روستاها مشارکت داشتند. در مجموع، این اقدامات بخشی از کوشش گستردهتری برای گسترش آموزش، بهداشت، مشارکت زنان و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی ایران بود.[۲۱][۲۲]
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و محروم شدن نظاممند جوانان بهائی از آموزش عالی، شکل دیگری از اقدام اجتماعی در ایران پدیدار شد. در سال ۱۹۸۷، جامعهٔ بهائی ایران با استفاده از خدمات داوطلبانهٔ استادان و دانشگاهیانی که از دانشگاهها اخراج شده بودند، مؤسسهٔ آموزش عالی بهائی را ایجاد کرد. آموزش در ابتدا عمدتاً از طریق مکاتبه و در خانههای خصوصی انجام میشد و بعدها شکلهای دیگری از آموزش نیز به آن افزوده شد. این مؤسسه امکان ادامهٔ تحصیل و پرورش ظرفیت علمی جوانانی را فراهم کرد که به دلیل باور دینی خود از ورود به دانشگاههای ایران محروم بودند و به یکی از شناختهشدهترین نمونههای ابتکار آموزشی جامعهٔ بهائی ایران در دورهٔ معاصر تبدیل شد.[۴۸][۴۹]
این تجربههای تاریخی در شکلگیری رویکرد گستردهتر جامعهٔ بهائی به توسعهٔ اجتماعی و اقتصادی نیز مؤثر بود. در سال ۱۹۸۳، بیتالعدل اعظم دفتر توسعهٔ اجتماعی و اقتصادی را در مرکز جهانی بهائی تأسیس کرد تا به فرایند یادگیری و هماهنگی فعالیتهای توسعهای در سراسر جهان کمک کند. در دهههای بعد، دامنهٔ این فعالیتها به هزاران ابتکار در زمینههایی مانند آموزش، سوادآموزی، بهداشت، کشاورزی، محیط زیست، پیشرفت زنان، حمایت از پناهندگان، توسعهٔ روستاها و اقتصادهای محلی گسترش یافت. برخی از این اقدامات کوتاهمدت و محدود به یک مسئلهٔ مشخص بودهاند و برخی دیگر به مدارس، درمانگاهها و سازمانهای توسعهای پایدار تبدیل شدهاند.[۵۰][۵۱]
در سال ۲۰۱۸، «سازمان بینالمللی توسعهٔ بهائی» جایگزین دفتر توسعهٔ اجتماعی و اقتصادی شد. مأموریت اعلامشدهٔ آن تسهیل یادگیری دربارهٔ توسعه از طریق عمل، تأمل، مطالعه، مشورت و انسجامبخشیدن به تجربههاست.[۵۲][۵۳]
در رویکرد کنونی، اقدام اجتماعی معمولاً از خود جامعه و از شناخت نیازها و امکانات محلی آغاز میشود. گروه کوچکی از مردم ممکن است برای پاسخ به مسئلهای مشخص، مانند آموزش کودکان، بهداشت، کشاورزی یا حفاظت از محیط زیست، اقدامی را آغاز کنند. تجربهٔ حاصل از آن اقدام، در گفتوگو و تأمل بررسی میشود و میتواند به اصلاح روشها یا شکلگیری اقدامات بعدی بینجامد. در بعضی موارد، فعالیتی که در ابتدا ساده و محدود بوده است، با افزایش مشارکت و تجربه به یک برنامهٔ پایدار، مدرسه یا سازمان توسعهای تبدیل میشود.[۸][۹]
نمونههای این روند در کشورهای مختلف دیده میشود. در کلمبیا، برای مثال، تجربهٔ سازمان FUNDAEC در زمینهٔ آموزش و توسعهٔ روستایی به برنامههایی انجامیده است که جوامع محلی را در بررسی مسائل کشاورزی، محیط زیست و معیشت درگیر میکند. یکی از ابتکارهای متأخرتر، پروژهای برای مقابله با فرسایش محیط زیست و ناامنی غذایی بوده است که در آن جوامع محلی از دانش علمی و تجربهٔ خود برای احیای محیط زیست استفاده کردهاند. در هند نیز برنامههایی برای آموزش و پیشرفت زنان روستایی شکل گرفته و در کشورهای مختلف، فعالیتهایی در زمینهٔ آموزش کودکان، کشاورزی، سلامت، اقتصاد محلی و حفاظت از محیط زیست ادامه یافته است.[۵۴][۵۵]
در برخی جوامع، ظرفیتهایی که از فرایند جامعهسازی و اقدام اجتماعی شکل گرفتهاند، در هنگام بحرانها و بلایای طبیعی نیز به کار گرفته شدهاند. برای نمونه، در جریان سیلهای شدید در ایالت ریو گرانده دو سول برزیل در سال ۲۰۲۴، گروههایی از مردم از روابط، ظرفیت همکاری و تجربهای که در فعالیتهای جامعهسازی به دست آورده بودند برای امدادرسانی و حمایت از آسیبدیدگان استفاده کردند. چنین نمونههایی نشان میدهد که اقدام اجتماعی لزوماً به یک پروژهٔ مشخص محدود نیست و قابلیتهایی که در جریان همکاری و خدمت شکل میگیرند میتوانند در شرایط جدید نیز مورد استفاده قرار گیرند.[۵۶]
اقدام اجتماعی در جامعهٔ بهائی تنها به سازمانهای توسعهای یا پروژههای بزرگ محدود نیست. فعالیتهای محلی و کوچک بخش مهمی از این فرایند را تشکیل میدهند. کلاسهای آموزشی برای کودکان، فعالیتهای مربوط به بهداشت و محیط زیست، باغبانی و کشاورزی، برنامههایی برای توانمندسازی جوانان و زنان و طرحهایی برای پاسخ به نیازهای مشخص یک محله یا روستا میتوانند از همین نقطه آغاز شوند. بسیاری از این فعالیتها در ابتدا توسط گروههای کوچکی از افراد انجام میشوند و ممکن است پس از مدتی پایان یابند؛ برخی دیگر، در صورت شکلگیری ظرفیت و نیاز، تداوم پیدا میکنند و پیچیدهتر میشوند.[۵۷][۵۸]
در این فرایند، یادگیری در عمل اهمیت دارد. افراد و جوامع از تجربهٔ اقدام خود میآموزند و بر اساس آن، روشهای خود را اصلاح میکنند. به همین دلیل، اقدام اجتماعی در رویکرد بهائی نه اجرای یک الگوی از پیش تعیینشده، بلکه فرایندی تدریجی است که در آن مطالعه، مشورت، اقدام و تأمل بر نتایج اقدام به یکدیگر پیوند میخورند. با افزایش تجربه و مشارکت، قابلیت جامعه برای شناسایی مسائل، تولید و بهکارگیری دانش و انجام اقدامات پیچیدهتر نیز افزایش مییابد.[۸][۵۹]
از این منظر، اقدام اجتماعی با جامعهسازی و مشارکت در گفتمانهای اجتماع نیز ارتباط دارد. فرایند جامعهسازی ظرفیت افراد را برای همکاری و اقدام افزایش میدهد؛ تجربهٔ اقدام اجتماعی پرسشها و دانش تازهای ایجاد میکند؛ و این تجربهها میتوانند در گفتمانهای گستردهتر جامعه مطرح شوند. در مقابل، دانش و تجربهٔ موجود در جامعه میتواند به بهبود اقدامات محلی کمک کند. به این ترتیب، اقدام اجتماعی هم میتواند پاسخی عملی به مسائل جامعه باشد و هم بخشی از فرایند بلندمدت افزایش ظرفیت مردم برای مشارکت در پیشرفت جامعه.[۱۵][۱۶]
مشارکت در گفتمانهای اجتماعی
در هر جامعه، گفتمانهایی دربارهٔ موضوعات مهم زندگی جمعی در جریان است. منظور از گفتمان در اینجا صرفاً گفتوگو یا تبادل نظر نیست، بلکه فرایندی است که در آن افراد و گروههایی که در یک حوزهٔ مشترک فعالیت یا علاقه دارند، از طریق مطالعه و تحقیق، تبادل دانش و تجربه، گفتوگو، اقدام و تأمل بر نتایج آن، بهتدریج به فهم و دانش بیشتری دست مییابند. از این رو، گفتمان با عمل پیوند دارد و در طول زمان تحول مییابد.[۶۰][۳۵]
مشارکت در این گفتمانها یکی از عرصههای فعالیت جامعهٔ بهائی است. این مشارکت میتواند از حضور افراد بهائی در گفتمانهای مرتبط با حرفه و تخصصشان آغاز شود و تا فعالیتهای سازمانیافتهتر جوامع ملی بهائی و جامعهٔ جهانی بهائی در سطح بینالمللی گسترش یابد. در این فرایند، دیدگاهها و تجربههایی که از تعالیم بهائی و از تجربهٔ جامعهسازی به دست آمدهاند، در کنار دانش و تجربهٔ دیگران مطرح میشوند. هدف صرفاً معرفی یا ترویج دیدگاه بهائی نیست، بلکه مشارکت در یادگیری جمعی و کمک به پیشرفت گفتمان دربارهٔ مسائل مورد توجه جامعه است. در اسناد بهائی نیز مشارکت در «گفتمانهای جامعه» به عنوان فرایندی مبتنی بر یادگیری و گفتوگوی واقعی با دیگران توصیف شده است.[۶۰][۱۳]
بخش مهمی از این فعالیت توسط خود افراد بهائی و در زندگی حرفهای و اجتماعی آنان صورت میگیرد. یک معلم میتواند از تجربهٔ خود در تعلیم و تربیت برای مشارکت در گفتوگوهای مربوط به آموزش استفاده کند؛ یک پژوهشگر میتواند در حوزهٔ تخصصی خود در بحثهای علمی و اجتماعی مشارکت داشته باشد؛ و یک پزشک، مهندس، هنرمند یا فعال اجتماعی میتواند از طریق حرفه و فعالیتهای اجتماعی خود در گفتمانهای مرتبط با آن حوزه سهیم شود. در این موارد، مشارکت لزوماً با عنوان یا نمایندگی رسمی جامعهٔ بهائی انجام نمیشود، بلکه افراد از طریق تخصص، تجربه و فعالیت روزمرهٔ خود در فضاهای اجتماعی موجود حضور دارند.[۶۰]
در سطح ملی، جوامع بهائی از طریق نهادهایی مانند دفاتر امور خارجی یا روابط عمومی، با طیف گستردهای از فضاهای اجتماعی و فکری ارتباط برقرار میکنند. این دفاتر ابتدا میکوشند گفتمانهای جاری در جامعه را بشناسند و فضاهایی را که امکان مشارکت سازنده در آنها وجود دارد شناسایی کنند. سپس از طریق دیدار و گفتوگو با مسئولان، دانشگاهیان، متخصصان، سازمانهای مدنی، رهبران دینی و دیگر گروههای اجتماعی، در موضوعات مورد توجه جامعه مشارکت میکنند. در این فرایند، هدف ورود به منازعات سیاسی یا دفاع از یک موضع حزبی نیست، بلکه ارائهٔ بینشهایی برگرفته از تعالیم بهائی و تجربهٔ عملی جامعه و در عین حال آموختن از دیگران است.[۶۰][۲۹]
برای نمونه، دفتر امور عمومی جامعهٔ بهائی هند طی سالهای گذشته در گفتمانهایی دربارهٔ برابری زنان و مردان، نقش دین در جامعه، رفاه کودکان، نقش رسانه در جامعه و هنر به عنوان نیرویی وحدتبخش مشارکت کرده است. در زمینهٔ برابری زنان و مردان، این دفتر با گروهها، سازمانها و نهادهای دولتی مختلف همکاری و گفتوگو داشته و تلاش کرده است موضوع برابری را از سطح یک اصل به بحثی دربارهٔ شرایط اجتماعی لازم برای تحقق آن تبدیل کند.[۶۱]
نمونهای دیگر، گفتوگوهای جامعهٔ بهائی هند دربارهٔ رابطهٔ دین، علم و توسعه است. این جامعه از سالها پیش در همکاری با دانشگاهیان، سازمانهای مدنی و نهادهای دولتی در این زمینه به تبادل تجربه و بررسی مفاهیم مرتبط با توسعه پرداخته است. این فعالیتها نشان میدهد که مشارکت در گفتمان اجتماعی میتواند هم از تجربهٔ عملی جامعه الهام بگیرد و هم به بررسی مفاهیم و چارچوبهای فکری مربوط به پیشرفت اجتماعی بپردازد.[۶۱]
در سالهای اخیر، این نوع مشارکت در هند با موضوعات جدیدتری نیز ادامه یافته است. برای نمونه، در سال ۲۰۲۵ دفتر امور عمومی جامعهٔ بهائی هند با همکاری مرکز هند هبیتات، میزگردی دربارهٔ نقش رسانه در ایجاد گفتمان عمومی سازنده برگزار کرد که در آن روزنامهنگاران، متخصصان رسانه، پژوهشگران و فعالان اجتماعی دربارهٔ مسئولیتها و ظرفیتهای رسانه در جامعهٔ معاصر گفتوگو کردند. همچنین در سال ۲۰۲۶، همین دفتر نشستی با حضور نمایندگان پارلمان، دانشگاهیان و فعالان جامعهٔ مدنی دربارهٔ نقش خانواده در پیشبرد برابری زنان و مردان برگزار کرد.[۶۲][۶۳]
این مشارکت در کشورهای دیگر نیز متناسب با شرایط اجتماعی و موضوعات مورد توجه آنها شکلهای متفاوتی پیدا میکند. مهاجرت و ادغام اجتماعی، انسجام اجتماعی، نقش دین در جامعه، تغییرات اقلیمی، حقوق بشر، آموزش، توسعهٔ اجتماعی و اقتصادی و حکمرانی از جمله گفتمانهایی هستند که جوامع ملی بهائی در نقاط مختلف جهان در آنها مشارکت کردهاند.[۶۰][۲۹]
در سطح بینالمللی، جامعهٔ بینالمللی بهائی از طریق دفاتر خود در سازمان ملل متحد و دفاتر منطقهای در نقاط مختلف جهان، به صورت مستمر در گفتمانهای مربوط به مسائل جهانی مشارکت میکند. این فعالیت شامل گفتوگو با دولتها، سازمانهای بینالمللی، نهادهای مدنی، دانشگاهیان و دیگر گروههای فعال در این حوزههاست. جامعهٔ بینالمللی بهائی هدف این فعالیت را مشارکت در گفتمانهای سیاستگذاری در سطح بینالمللی و همکاری با گروهها و سازمانهایی میداند که در آنها افکار عمومی و سیاستها شکل میگیرند و تحول مییابند.[۲۹][۶۰]
یکی از نمونههای این فعالیت، مجموعه گفتوگوهایی است که دفتر جامعهٔ بینالمللی بهائی در سازمان ملل دربارهٔ صلح و امنیت جهانی برگزار کرده است. این مجموعه که از سال ۲۰۲۲ آغاز شد، با عنوان «نوید صلح جهانی: رویکردی منسجم به صلح و امنیت» به صورت دورهای برگزار شده و موضوعاتی مرتبط با «دستور کار جدید برای صلح» سازمان ملل را مورد بررسی قرار داده است. هدف این نشستها ایجاد گفتوگو میان افراد و نهادهای مختلف و کمک به شکلگیری درکی مشترک از شرایط لازم برای صلح و آیندهای پایدار عنوان شده است.[۶۴]
نمونهٔ دیگر، فعالیت دفتر جامعهٔ بینالمللی بهائی در ژنو است. این دفتر در سپتامبر ۲۰۲۴، همزمان با پنجاهوهفتمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل، همراه با نمایندگی لوکزامبورگ در سازمان ملل نشستی دربارهٔ ایجاد جامعهای فراگیر و صلحآمیز در یمن برگزار کرد. در این نشست، شرکتکنندگان دربارهٔ تنوع جامعهٔ یمن و اصول و راهکارهایی برای تقویت وحدت و پیشرفت آن گفتوگو کردند.[۶۵]
دفتر آفریقایی جامعهٔ بینالمللی بهائی در آدیسآبابا نیز نمونهٔ دیگری از این نوع مشارکت است. این دفتر در فعالیتهای مرتبط با موضوعاتی مانند نقش جوانان در آیندهٔ آفریقا، نقش زنان در برقراری صلح، توسعهٔ پایدار و نظامهای غذایی مشارکت داشته و با نهادها و گروههای مختلف در این زمینهها وارد گفتوگو شده است.[۶۶]
این مشارکت محدود به سازمان ملل نیست. دفاتر منطقهای جامعهٔ بینالمللی بهائی در سالهای اخیر در اروپا، آفریقا، آسیا و دیگر مناطق، با گروهها و سازمانهای مختلف دربارهٔ موضوعاتی مانند آیندهٔ جامعه، مشارکت اجتماعی، صلح، عدالت، حکمرانی و همبستگی اجتماعی گفتوگو کردهاند. در مجموع، این فعالیتها بخشی از کوشش جامعهٔ بهائی برای مشارکت در فرایندهای فکری و اجتماعی در سطح جهانی و یادگیری از تجربهٔ دیگران در مسیر پیشرفت جامعهٔ انسانی است.[۲۹][۶۰]
مشارکت در گفتمانهای اجتماع از اقدام اجتماعی جدا نیست. تجربههایی که در سطح محلی و در جریان تلاشهای جامعه برای پاسخ به مسائل اجتماعی به دست میآیند، میتوانند موضوع گفتوگو در سطح گستردهتر قرار گیرند؛ و در مقابل، آشنایی با دانش و تجربهٔ موجود در جامعه میتواند به غنیتر شدن اقدامات محلی کمک کند. از این رو، در رویکرد بهائی، گفتمان و اقدام در یک فرایند یادگیری متقابل قرار دارند. در اسناد مربوط به توسعهٔ جامعهٔ بهائی نیز تأکید شده است که مشارکت در گفتمانهای جامعه، اقدام اجتماعی و فرایند یادگیری در عمل به یکدیگر مرتبطاند.[۱۵][۸]
در نتیجه، مشارکت در گفتمانهای اجتماع را میتوان یکی از راههایی دانست که جامعهٔ بهائی از طریق آن تجربهها و بینشهای حاصل از فرایند جامعهسازی را وارد گفتوگوهای گستردهتر جامعه میکند و همزمان از دانش و تجربهٔ دیگران میآموزد. این مشارکت از فعالیت فردی در محیطهای حرفهای و اجتماعی تا فعالیت جوامع ملی و حضور جامعهٔ جهانی بهائی در عرصههای بینالمللی امتداد دارد.[۱۵]
جمعبندی
جامعهسازی را نمیتوان مجموعهای از فعالیتها، برنامهها یا ساختارهایی دانست که در نقطهای مشخص شکل میگیرند و پس از رسیدن به وضعیت مطلوب، کامل میشوند. جامعهسازی فرایندی زنده و در حال تحول است که در آن افراد و جوامع، از طریق یادگیری و عمل، بهتدریج توانایی بیشتری برای شناخت واقعیتهای پیرامون، ایجاد روابط سازنده، پذیرش مسئولیت و مشارکت در پیشرفت جامعه پیدا میکنند. در این فرایند، افراد، مؤسسات و جامعه در ارتباطی متقابل با یکدیگر رشد میکنند و هر یک میتوانند زمینهساز افزایش قابلیت و عاملیت دیگری باشند. از این منظر، آنچه در یک جامعه شکل میگیرد نه یک الگوی ثابت برای تکرار، بلکه تجربهای است که میتواند زمینهٔ یادگیری و حرکتهای بعدی را فراهم کند.[۱][۲][۸]
اهمیت این رویکرد در آن است که پیشرفت جامعه را از فرایندی وابسته به اقدام گروهی محدود از افراد یا نهادها، به کوششی تبدیل میکند که افراد بیشتری میتوانند در آن سهم داشته باشند. هرچه افراد بیشتری قابلیت یادگیری و اقدام پیدا میکنند، روابط بیشتری برای همکاری شکل میگیرد و جامعه توانایی بیشتری برای تشخیص فرصتها و پاسخ به مسائل خود به دست میآورد. در این میان، مؤسسات نیز در تعامل با افراد و جامعه، بهتدریج شیوههای مناسبتری برای حمایت از این حرکت میآموزند؛ بنابراین، رشد افراد، جامعه و مؤسسات از یکدیگر جدا نیست و هر یک میتواند زمینهساز رشد دیگری باشد. حاصل این فرایند، افزایش تدریجی عاملیت جمعی است؛ یعنی توانایی مردم برای آنکه نه تنها در فعالیتهای جامعه مشارکت کنند، بلکه در شناخت شرایط، تعیین مسیر و اقدام برای پیشرفت جمعی خود نقش فعال داشته باشند.[۱][۲][۸]
چنین فرایندی به یک حوزهٔ خاص از زندگی محدود نمیماند. فعالیتهای مربوط به تعلیم و تربیت، عبادت، خدمت و ایجاد روابط، در کنار اقدام اجتماعی و مشارکت در گفتوگوهای گستردهتر جامعه، میتوانند عرصههای متفاوت یک کوشش واحد برای بهبود زندگی جمعی باشند. هدف این کوشش نیز صرفاً بهبود یک جنبه از زندگی نیست، بلکه پیشرفت مادی، اجتماعی و معنوی افراد و جوامع را دربرمیگیرد. با افزایش تجربه و قابلیت، مرز میان این عرصهها نیز میتواند کمرنگتر شود و جامعه توانایی بیشتری برای دیدن ارتباط میان مسائل مختلف و یافتن پاسخهای متناسب با شرایط خود پیدا کند.[۱][۲][۸]
در این مسیر، یادگیری نیز تنها از یک منبع حاصل نمیشود. بینشهای معنوی و تعالیم دینی، دانش علمی و تجربهٔ عملی هر یک میتوانند در شناخت واقعیت و یافتن راههای مناسب برای پیشرفت نقش داشته باشند. هنگامی که این منابع در کنار یکدیگر و در ارتباط با عمل و تجربه قرار میگیرند، فهم افراد و جوامع میتواند عمیقتر شود و زمینه برای تصمیمگیری و اقدام آگاهانهتر فراهم آید. از این منظر، یادگیری نه انتقال مجموعهای از پاسخهای آماده، بلکه فرایندی مستمر برای افزایش توانایی در فهم، اقدام، تأمل و آموختن از تجربه است.[۱][۲][۸]
از این منظر، آیندهٔ جامعهسازی از پیش بهطور کامل تعریف نشده است. مسیر آن در جریان عمل، از طریق تجربه، تأمل، مشورت و یادگیری جمعی، بهتدریج روشنتر میشود. هر جامعه با توجه به شرایط، منابع، مسائل و فرصتهای خود میآموزد که چگونه گام بعدی را بردارد و چگونه قابلیت بیشتری برای پذیرش مسئولیتهای تازه ایجاد کند. همین ویژگی امکان میدهد که یک فرایند مشترک در محیطهای گوناگون، شکلهای متنوعی پیدا کند، بیآنکه اصول بنیادین آن از میان برود.[۱][۲][۸]
در نهایت، جامعهسازی را میتوان کوششی برای ایجاد شرایطی دانست که در آن مردم، بهصورت فزاینده، خود را قادر و مسئول پیشرفت محیط زندگی خویش میبینند و در کنار دیگران برای تحقق آن اقدام میکنند. این حرکت نه با یک اقدام مشخص آغاز و تمام میشود و نه به نقطهای نهایی محدود است؛ بلکه با هر گام، تجربهای تازه، قابلیتهایی جدید و امکانهایی تازه برای گام بعدی پدید میآید. از این رو، جامعهسازی بیش از آنکه ساختن یک جامعهٔ از پیش تعریفشده باشد، فرایند آموختنِ چگونگی بهبود جامعه در کنار یکدیگر است.[۱][۲][۸]
پانویس
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 Universal House of Justice 2021a.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 Karlberg & Smith 2022a, pp. 463–478.
- 1 2 Hatcher & Martin 1984, pp. 74–84.
- 1 2 Stockman 2022a, pp. 219–229.
- 1 2 3 Palmer & Tavangar 2021, pp. 29–39.
- 1 2 3 4 5 6 7 Karlberg & Smith 2022a, pp. 463–466.
- 1 2 3 Phelps 2022a, pp. 211–216.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 OSED 2018.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 Karlberg & Correa 2016, pp. 19–35.
- 1 2 3 4 OSED 2018, pp. 2–11.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 Closson & Kaye 2012, pp. 45–57.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 Universal House of Justice 2005.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 Universal House of Justice 2017a.
- 1 2 3 4 5 Karlberg & Smith 2022a, pp. 467–468.
- 1 2 3 4 5 Karlberg & Smith 2022a, pp. 469–476.
- 1 2 3 4 5 Universal House of Justice 2021.
- ↑ The Baháʼís, p. 60.
- ↑ Adamson 2007, pp. 163، 382.
- ↑ Momen 2008, pp. 17، 59.
- 1 2 Shahvar 2009, pp. 57–70.
- 1 2 Fazel & Foadi 2007, pp. 122–140.
- 1 2 3 Momen 1994.
- ↑ Bahá’í World News Service 2016.
- ↑ Research Dept. , Mashriqu’l-Adhkár comp. 2017.
- 1 2 3 4 Century of Light 2001.
- 1 2 Smith 2022, pp. 501–512.
- ↑ Warburg 2006.
- 1 2 BIC 2000.
- 1 2 3 4 5 6 Berger 2021, pp. 9–10.
- 1 2 3 4 5 Karlberg & Smith 2022a, pp. 466–468.
- 1 2 Universal House of Justice 1995.
- 1 2 Universal House of Justice 2001.
- 1 2 Palmer 2012, pp. 78–98.
- 1 2 Universal House of Justice 2022a.
- 1 2 3 4 Smith & Ghaemmaghami 2022b, pp. 450–462.
- 1 2 Leiker 2011.
- 1 2 3 4 Palmer 2012, pp. 83–84.
- ↑ Closson & Kaye 2012, p. 49.
- ↑ Closson & Kaye 2012, pp. 46، 49، 51.
- ↑ Boicu & Zabihi-Moghaddam 2022, pp. 319–335.
- ↑ Arigatou International 2019, pp. 134–135.
- ↑ Adriance & Dahl 2016, pp. 88–96.
- ↑ Research Dept. , Prayer and Devotional Life comp. 2019.
- ↑ Karlberg & Smith 2022a, pp. 469–475.
- ↑ OSED 2018, pp. 2–11، 46–53.
- ↑ Buck 2007, pp. 208–213.
- ↑ Zabihi-Moghaddam 2013, pp. 273–305.
- ↑ "What is the Baha'i Institute for Higher Education (BIHE)?". Bahá’í World News Service (in English). Retrieved 31 اوت 2026.
- ↑ Shahidi, Iqan (2025). "Principled Engagement: The Bahá'í Community of Iran's Approach to Social Change". Religions (in English). 16 (9): 1149. doi:10.3390/rel16091149.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi رایگان بینشان (رده) - ↑ Universal House of Justice 1983.
- ↑ OSED 2018, pp. 2–5، 46–53.
- ↑ Universal House of Justice 2018.
- ↑ Karlberg & Smith 2022a, p. 472.
- ↑ "Backgrounder: The Barli Development Institute for Rural Women". Bahá’í World News Service (in English). 13 نوامبر 2002. Retrieved 31 اوت 2026.
- ↑ "Colombia: New film highlights efforts toward environmental restoration". Bahá’í World News Service (in English). 3 اوت 2025. Retrieved 31 اوت 2026.
- ↑ "Brazil: Capacities built in times of calm become vital during flood crisis". Bahá’í World News Service (in English). 19 ژوئیهٔ 2024. Retrieved 31 اوت 2026.
- ↑ OSED 2018, pp. 46–53.
- ↑ Hassall 2022, pp. 591–602.
- ↑ Karlberg & Smith 2022a, pp. 473–476.
- 1 2 3 4 5 6 7 Karlberg & Smith 2022a, pp. 469–473.
- 1 2 "Office of Public Affairs of the Bahá'ís of India". Office of Public Affairs of the Bahá’ís of India (in English). Retrieved 31 اوت 2026.
- ↑ "Roundtable Explores Media's Role in Fostering Constructive Public Discourse". The Bahá’í Faith in India (in English). 5 دسامبر 2025. Retrieved 31 اوت 2026.
- ↑ "Roundtable with Parliamentarians Calls for Reimagining the Family to Advance Gender Equality". The Bahá’í Faith in India (in English). 12 فوریهٔ 2026. Retrieved 31 اوت 2026.
- ↑ "BIC Hosts Dialogues on a Coherent Approach to Peace and Security". Bahá’í International Community (in English). 22 ژوئیهٔ 2024. Retrieved 31 اوت 2026.
- ↑ "Promoting an inclusive society for a peaceful Yemen: A panel discussion hosted by BIC's United Nations office in Geneva". Bahá’í International Community (in English). 27 سپتامبر 2024. Retrieved 31 اوت 2026.
- ↑ "BIC Addis Ababa Office Caps a Year of Engagement Across Africa and Beyond". Bahá’í International Community (in English). 23 ژانویهٔ 2024. Retrieved 31 اوت 2026.
منابع
- ʻAbdu'l-Bahá (1978). Selections From the Writings of ʻAbdu'l-Bahá. Haifa, Israel: Bahá’í World Centre.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:رفرنس تکراری پیشفرض (رده) - Adamson, Hugh (2007). Historical Dictionary of the Baháʼí Faith. Oxford, UK: Scarecrow Press. ISBN 0-8108-3353-0.
- Adriance, Peter; Dahl, Arthur (2016). "Baháʼí". Routledge Handbook of Religion and Ecology. Routledge. pp. 88–96. doi:10.4324/9781315764788.
- Arigatou International (in close collaboration with UNICEF) (2019). Faith and Children’s Rights: A Multi-religious Study on the Convention on the Rights of the Child (PDF). Tokyo and New York: Arigatou International.
- Baháʼí International Community (2000-06-06). "Baha'i International Community: History of Active Cooperation with the United Nations". Baháʼí International Community. Retrieved 2026-08-31.
- Bahá’í World News Service (2016-10-12). "Century-long process about to culminate". Bahá’í World News Service. Retrieved 2026-08-31.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:رفرنس تکراری پیشفرض (رده) - Berger, Julia (2021). Rethinking Religion and Politics in a Plural World: The Bahá’í International Community and the United Nations. London: Bloomsbury Academic. doi:10.5040/9781350130357. ISBN 978-1-350-13032-6.
- BIC Office of Public Information. The Baháʼís: Contributing to an Emerging Global Civilization (2017 ed.). New York: Baháʼí International Community.
- BIC Office of Social and Economic Development (2018-04-27). For the Betterment of the World: The Worldwide Baháʼí Community’s Approach to Social and Economic Development (PDF) (3rd ed.). New York: Baháʼí International Community.
- Boicu, Filip; Zabihi-Moghaddam, Siyamak (2022). "Education in Pedagogy and Practice". The World of the Bahá’í Faith. Routledge. pp. 319–335. doi:10.4324/9780429027772.
- Buck, Christopher (2007). "Bahá'í Faith and Social Action". Encyclopedia of Activism and Social Justice. Sage Publications. pp. 208–213. doi:10.4135/9781412956215.
- Closson, Rosemary B.; Kaye, Sylvia B. (2012-03-14). "Learning by Doing: Preparation of Bahá'í Nonformal Tutors". New Directions for Adult & Continuing Education. 2012 (133): 45–57. doi:10.1002/ace.20006.
- Fazel, Seena B.; Foadi, Minou (2007). "Baha'i Health Initiatives in Iran: A Preliminary Survey". The Baha'is of Iran: Socio-Historical Studies. Routledge. pp. 122–140. ISBN 978-0-415-35673-2.
- Hassall, Graham (2022). "Oceania". The World of the Bahá’í Faith. Routledge. pp. 591–602. doi:10.4324/9780429027772.
- Hatcher, William; Martin, Douglas (1984). The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion. San Francisco: Harper and Row. ISBN 0-06-065441-4.
- Karlberg, Michael; Correa, Bita (2016). "Development as Systematic Learning and Capacity Building". Education, Learning and the Transformation of Development. Routledge. pp. 19–35. doi:10.4324/9781315667607.
- Karlberg, Michael; Smith, Todd (2022a). "A Culture of Learning". The World of the Bahá’í Faith. Routledge. pp. 463–478. doi:10.4324/9780429027772.
- Leiker, Benjamin Valentine (2011). Junior Youth Spiritual Empowerment Program: Toward a Critical Framework of Community Peacebuilding (Master's thesis). SIT Graduate Institute.
- Momen, Moojan (2008). The Baha'i Faith, A Beginner's Guide. Oxford: Oneworld Publications. ISBN 978-1-85168-563-9.
- Momen, Moojan (1994). "Iran: History of the Bahá'í Faith". Draft article for The Bahá'í Encyclopedia Project. Bahá'í Library Online.
- Palmer, David A. (2012). "From "Congregations" to "Small Group Community Building": Localizing the Bahá'í Faith in Hong Kong, Taiwan and Mainland China". Chinese Sociological Review. 45 (2): 78–98. doi:10.2753/CSA2162-0555450205.
- Palmer, David A.; Tavangar, Temily (2021). "The Bahá'í Faith and Covenantal Pluralism: Promoting Oneness, Respecting Difference". The Review of Faith & International Affairs. 19 (2): 29–39. doi:10.1080/15570274.2021.1917138.
- Phelps, Steven (2022a). "The Harmony of Science and Religion". The World of the Bahá’í Faith. Routledge. pp. 211–216. doi:10.4324/9780429027772.
- Research Department (2017-09). "The Institution of the Mashriqu'l-Adhkár: A Statement and Compilation". Bahá’í World Centre.
{{cite web}}: تاریخ وارد شده دررا بررسی کنید (کمک)|date= - Research Department (2019-02). "Prayer and Devotional Life: A Compilation". Bahá’í World Centre.
{{cite web}}: تاریخ وارد شده دررا بررسی کنید (کمک)|date= - Shahvar, Soli (2009). The Forgotten Schools: The Baha'is and Modern Education in Iran, 1899–1934. London: I.B. Tauris. ISBN 978-1-84511-683-5.
- Smith, Peter (2022). "The History of the Bábí and Bahá'í Faiths". The World of the Bahá’í Faith. Routledge. pp. 501–512. doi:10.4324/9780429027772.
- Smith, Todd; Ghaemmaghami, Omid (2022b). "Consultation". The World of the Bahá’í Faith. Routledge. pp. 450–462. doi:10.4324/9780429027772.
- Stockman, Robert H. (2022a). "Oneness and Unity". The World of the Bahá’í Faith. Routledge. pp. 219–229. doi:10.4324/9780429027772.
- Universal House of Justice (1983-10-20). "To the Bahá'ís of the World". Bahá’í World Centre.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:رفرنس تکراری پیشفرض (رده) - Universal House of Justice (1995-12-26). "To the Conference of the Continental Boards of Counsellors". Bahá’í World Centre.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:رفرنس تکراری پیشفرض (رده) - Universal House of Justice (2001-04-21). "Riḍván 2001 – To the Bahá'ís of the World". Bahá’í World Centre.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:رفرنس تکراری پیشفرض (رده) - Universal House of Justice (2005-12-27). "To the Conference of the Continental Boards of Counsellors". Bahá’í World Centre.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:رفرنس تکراری پیشفرض (رده) - Universal House of Justice (2017). Framework for Action: Selected Messages of the Universal House of Justice and Supplementary Material, 2006–2016 (PDF). Palabra Publications.
- Universal House of Justice (2018-11-09). "To the Baháʼís of the World".
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:رفرنس تکراری پیشفرض (رده) - Universal House of Justice (2021-04-20). "Riḍván 2021 – To the Baháʼís of the World".
- Universal House of Justice (2021-12-30). "To the Conference of the Continental Boards of Counsellors". Bahá'í World Centre.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:رفرنس تکراری پیشفرض (رده) - Universal House of Justice (2022-01-01). "To all National Spiritual Assemblies". Bahá’í World Centre.
- Universal House of Justice (prepared under supervision of the) (2001). Century of Light. Baháʼí World Centre.
- Warburg, Margit (2006). Citizens of the World: A History and Sociology of the Baha'is from a Globalisation Perspective. Brill. ISBN 978-90-04-14373-9.
- Zabihi-Moghaddam, Siyamak (2013). "Promoting the Advancement of Women: Baha'i Schools for Girls in Iran, 1909–35". Iranian Studies. 46 (2): 273–305. doi:10.1080/00210862.2012.758480.
برای مطالعهٔ بیشتر
- Karlberg, Michael; Smith, Todd (2022). "A Culture of Learning". In Stockman, Robert H. (ed.). The World of the Bahá’í Faith. Routledge. pp. 463–478. doi:10.4324/9780429027772.
- Palmer, David A. (2012). "From "Congregations" to "Small Group Community Building": Localizing the Bahá'í Faith in Hong Kong, Taiwan and Mainland China". Chinese Sociological Review. 45 (2): 78–98. doi:10.2753/CSA2162-0555450205.
- Karlberg, Michael; Correa, Bita (2016). "Development as Systematic Learning and Capacity Building". Education, Learning and the Transformation of Development. Routledge. pp. 19–35. doi:10.4324/9781315667607.
- BIC Office of Social and Economic Development (2018). For the Betterment of the World: The Worldwide Bahá’í Community’s Approach to Social and Economic Development (PDF) (3rd ed.). Baháʼí International Community.
پیوند به بیرون
- مؤسسۀ آموزشی، وبسایت رسمی جامعهٔ جهانی بهائی
- مشارکت در حیات اجتماع، وبسایت رسمی جامعهٔ جهانی بهائی
- خدمت به نوع بشر، مجموعهٔ فیلمهای فارسی دربارهٔ خدمت و جامعهسازی
- منتخبات آثار و هدایات بیتالعدل اعظم، کتابخانهٔ آثار بهائی
|
مطالب مرتبط با آئین بهائی ![]() |
شخصیتهای اصلی | نوشتهها | شخصیتهای بارز | تعالیم | بیشتر | |||||
| سید علیمحمد باب بهاءالله عبدالبهاء شوقی افندی |
کتاب اقدس کتاب ایقان کلمات مبارکه مکنونه کتاب عهدی کتاب بیان الواح وصایا هفت وادی رساله سوال و جواب آثار و گفتار عبدالبهاء کتابشناسی بهاءالله |
مارثاروت · طاهره بدیع · حروف حی ایادیان امرالله · بهائیان ایرانی |
تعالیم بهائی عهد و میثاق در آئین بهائی وحدت عالم انسانی تحری حقیقت تساوی حقوق رجال و نساء تطابق علم و دین وحدت لسان و خط · جامعهسازی در آئین بهائی |
نشانهها · ادبیات آموزهها · احکام بهائیت در ایران سفرهای عبدالبهاء به غرب مؤسسات گاهشماری · زیارت فهرست مقالات بهائی |
- بهائیت
- ادیان توحیدی
- بومشناسی اجتماعی
- تاریخ بهائیت
- دین در ایران
- دینهای ابراهیمی
- دینهای ایرانی
