زبان سرائیکی
| سرائیکی | |
|---|---|
| سرائیکی ਸਰਾਇਕੀ सराइकी | |
![]() | |
| زبان بومی در | پاکستان، هندوستان، ,[۱] [۲] |
| منطقه | خاستگاه پنجاب جنوبی |
شمار گویشوران | ٢٦ میلیون (بدون تاریخ)[۳] |
هندواروپایی
| |
| گویشها | مولتانی
سرائیکی ریاستی
|
| الفبای فارسی، خط لندا، گورومکهی، دیواناگری، خط لندی | |
| وضعیت رسمی | |
| تنظیمشده توسط | رسمیت ندارد |
| کدهای زبان | |
| ایزو ۳–۶۳۹ | skr |

زبان سرائیکی (ਸਰਾਇਕੀ सराइकी) یکی از زبانهای هندوآریایی است که گویشورانی در هند و پاکستان دارد. سرائیکی در خانوادهٔ زبانی پنجابی جای میگیرد و همسانی ۹۰ درصدی با گویش ماجی - دیگر زیرمجموعهٔ زبان پنجابی - دارد.
برای نگارش سرائیکی از چهار سامانهٔ نوشتاری گوناگون بهرهبردهمیشود که رایجترینش الفبای فارسی است. این الفبا ۴۲ حرف دارد که ۳۷تایش با الفبای اردو مشترک است و پنجتایش ویژهٔ زبان سرائیکی است. خطهای گورمکهی و دیواناگری بیشتر از سوی سیکها و هندویان بهکار برده میشود.
سرائیکی از گروه لندا است.[۴] بر اساس سرشماری ۲۰۲۳ پاکستان، ۲۸٫۸۴ میلیون تن بدین زبان سخن میگویند و این زبان در جنوب پنجاب با بقایایی در شمال سند و جنوب خیبر پختونخوا رواج دارد.[۵]سرائیکی با پنجابی معیار فهم متقابل نسبی دارد،[۶] و بخش بزرگی از واژگان و صرف خود را با آن در میان دارد. در همان حال در واجشناسی خود تفاوت بنیادین دارد[۷] (بهویژه در نداشتن نواخت، حفظ همخوانهای دمشی واکدار و توسعۀ همخوانهای مکیده)، و ویژگیهای دستوری مهمی مشترک با زبان سندی دارد که در جنوب بدان سخن گفته میشود.[۸] سرائیکی با گویشهای پنجابی غربی نزدیکی دارد.[۴]
به دلیل تأثیر زبانهای غالب در رسانههای پاکستانی مانند اردو، پنجابی معیار و انگلیسی و تأثیر دینی عربی و فارسی، سرائیکی نیز مانند دیگر گونههای منطقهای پاکستان، پیوسته در حال گسترش پایگاه واژگان خود با وامواژههاست.[۹]
نام
گسترۀ معنایی امروزی Sirāikī تحولی نوین است و این اصطلاح به احتمال زیاد در دوران جنبش ملیگرایانۀ دهۀ ۱۹۶۰ رواج یافته است.[۱۰] این واژه از دیرباز در سند برای اشاره به گفتار مهاجران شمالی، عمدتاً قبایل بلوچ سرائیکیزبانی که میان سدههای ۱۶ و ۱۹ در آنجا ساکن شدند، به کار میرفته است. در این بافت، محتملترین توضیح برای این اصطلاح آن است که در اصل به معنای «زبان شمال» بوده و از واژۀ سندی siro به معنای «بالادست رودخانه، شمال» گرفته شده است.[۱۱] این نام میتواند به طور مبهم به گویشهای شمالی سندی نیز اشاره داشته باشد، اما امروزه این گویشها بیشتر با نامهای «سیرولی»[۱۲] یا «سیرلی» شناخته میشوند.[۱۳] فرضیۀ جایگزین این است که سرائیکی از واژۀ سویرا، یا سویرا،[۱۴] پادشاهی باستانی که در حماسۀ سانسکریت مهاباراتا نیز از آن یاد شده، سرچشمه گرفته است. در حال حاضر، رایجترین نگارش نام این زبان Saraiki است.[الف] با این حال، تا همین اواخر در محافل دانشگاهی از Seraiki و Siraiki نیز استفاده میشد. صرف نظر از املای دقیق، این نام نخستین بار در دهۀ ۱۹۶۰ توسط رهبران اجتماعی و سیاسی محلی به کار گرفته شد.[۲۲]
ردهبندی و زبانهای مرتبط

سرائیکی یکی از اعضای زیرخانوادۀ پنجابی غربی از زیربخش هندوآریایی از شاخۀ هندوایرانی از خانوادۀ زبانهای هندواروپایی است. در سال ۱۹۱۹، جرج آبراهام گریرسون اظهار داشت که گویشهای منطقهای که اکنون جنوب غربی ایالت پنجاب در پاکستان است، یک خوشۀ گویشی را تشکیل میدهند که او آن را «لندای جنوبی» در چارچوب یک «زبان لندا»ی فرضی نامید. زبانشناسان هندوآریایی بعدی واقعیت این خوشۀ گویشی را تأیید کردند، هرچند نام «لندای جنوبی» و خود موجودیت «لندا» را رد کردند.[۲۳] گریرسون همچنین معتقد بود که «لندا» نام بدیعی است که او برای گویشهای گوناگونی که تا آن زمان «پنجابی غربی» نامیده میشدند و در شمال، غرب و جنوب لاهور رایج بودند، برگزیده بود. گویش محلی لاهور گویش ماجهی پنجابی است که از دیرباز پایۀ پنجابی ادبی معیار بوده است.[۲۴] با این حال، خارج از محافل هندوآریاییشناس، مفهوم «لندا» هنوز در گردآوریهای زبانهای جهان (مانند اتنولوگ) یافت میشود. سرائیکی زبانی انتقالی میان پنجابی و سندی به نظر میرسد. این زبان که در سند علیا و همچنین جنوب پنجاب رایج است، به دلیل درجۀ بالای فهم متقابل، گاهی گویشی از سندی یا پنجابی در نظر گرفته میشود.[۲۵]
گویشها

گویشهای زیر به طور آزمایشی برای سرائیکی پیشنهاد شدهاند:[۲۶]
- سرائیکی مرکزی، شامل مولتانی: رایج در ناحیههای دیره غازی خان، مظفرگره، لیه، مولتان، بهاولپور و تونسه.
- سرائیکی جنوبی: رایج در ناحیههای راجنپور و رحیمیارخان.
- سرائیکی سندی: پراکنده در سراسر شمال سند و در منطقۀ دشت کچی در ایالت بلوچستان.
- سرائیکی شمالی، یا تالی:[۲۷] رایج در ناحیۀ دیره اسماعیل خان و بخشهای شمالی بیابان تهل، از جمله ناحیههای میانوالی و بهکر.
فهرست تاریخی نامهای گویشهایی که اکنون سرائیکی نامیده میشوند، آشفتگیای از نامگذاریهای قومی، محلی و منطقهای متداخل یا متضاد است. یک نام تاریخی برای سرائیکی، جَتکی، به معنای «متعلق به جَتها»، یک گروه قومی در شمال آسیای جنوبی است. تنها اقلیت کوچکی از گویشوران سرائیکی جَت هستند و همۀ جتهای سرائیکیزبان لزوماً به یک گویش از سرائیکی سخن نمیگویند. با این حال، این مردم معمولاً سنتها و زبان خود را جتکی مینامند. برعکس، چندین گویش سرائیکی نامهای متعددی متناظر با مناطق یا گروههای جمعیتی مختلف دارند. نام «دروالی» برای اشاره به گویشهای محلی هر دو منطقۀ دیره غازی خان و دیره اسماعیل خان به کار میرود، اما «دروالی» در منطقۀ اول همان گویش مولتانی و «دروالی» در منطقۀ دوم گویش تالی است.[۲۸][۲۹] هنگام مراجعه به منابع پیش از سال ۲۰۰۰، مهم است بدانیم که مرزهای اداری پاکستان به طور مکرر تغییر کردهاند. ایالتها در پاکستان به ناحیهها تقسیم میشوند و منابع مربوط به «سرائیکی» اغلب قلمرو یک گویش یا گروه گویشی را بر اساس ناحیهها توصیف میکنند. از زمان تأسیس پاکستان در سال ۱۹۴۷، چندین ناحیه از این ناحیهها تقسیم شدهاند و برخی چندین بار تقسیم شدهاند.
جایگاه زبان یا گویش
در بافت آسیای جنوبی، انتخاب میان عناوین «زبان» و «گویش» دشوار است و هر تمایزی که با استفاده از این اصطلاحات ایجاد شود، با ابهام آنها مخدوش میشود.[۳۰] به یک معنا، هم سرائیکی و هم پنجابی معیار، «گویش»هایی از یک فرازبان «پنجابی بزرگ» هستند.[۳۱] اصطلاح «سرائیکی» نخستین بار برای گویشهای مولتانی، ریاستی و دروالی این فرازبان «پنجابی بزرگ» در دهۀ ۱۹۶۰ در نتیجۀ یک جنبش اجتماعی-سیاسی معرفی شد.[۳۲] به گفتۀ سیاستمداران پاکستانی مانند حنیف رامی و فخر زمان، تصور میشد که جنبش زبانی سرائیکی توسط زمینداران فئودال کمربند سرائیکی به پیش رانده شده است.[۳۳]
سرائیکی توسط بیشتر مدیران استعماری راج بریتانیا گویشی از پنجابی در نظر گرفته میشد،[۳۴] و هنوز هم بسیاری از پنجابیها آن را چنین میدانند.[۳۵] با این حال، سرائیکیها آن را زبانی مستقل میدانند[۳۶] و کاربرد اصطلاح «گویش» را انگزننده میبینند.[۳۷] یک جنبش زبانی در دهۀ ۱۹۶۰ برای استانداردسازی یک دبیره و ترویج این زبان آغاز شد.[۲۲][۳۸] سرشماری ملی پاکستان از سال ۱۹۸۱ رواج گویشوران سرائیکی را جدولبندی کرده است.[۳۹]
پراکندگی جغرافیایی
پاکستان
سرائیکی عمدتاً در بخش جنوب غربی ایالت پنجاب، در منطقهای که به طور کلی با گستردگی ایالت پنجاب جنوبی پیشنهادی منطبق است، صحبت میشود. در غرب، کوههای سلیمان آن را از مناطق پشتوزبان و بلوچیزبان جدا میکند، در حالی که در جنوب شرقی بیابان تار آن را از زبان مارواری جدا میسازد. مرزهای دیگر آن کمتر مشخص است: در شرق به پنجابی، در جنوب پس از مرز با ایالت سند به سندی میرسد؛ و در شمال، لبۀ جنوبی رشتهکوه نمک مرز تقریبی با گونههای شمالی لندا، مانند پوتواری، است.[۴۰] بر اساس سرشماری سال ۲۰۲۳، سرائیکی زبان نخست تقریباً ۲۹ میلیون تن در پاکستان است.[۵] نخستین سرشماری ملی پاکستان که دادههایی دربارۀ رواج سرائیکی گردآوری کرد، سرشماری سال ۱۹۸۱ بود.[۴۱] در آن سال، درصد پاسخدهندگان در سراسر کشور که سرائیکی را به عنوان زبان مادری خود گزارش کردند، ۹٫۸۳ بود. در سرشماری سال ۱۹۹۸، این رقم ۱۰٫۵۳٪ از جمعیت ملی ۱۳۲ میلیونی بود که به معنای ۱۳٫۹ میلیون گویشور سرائیکی ساکن پاکستان است. همچنین بر اساس سرشماری سال ۱۹۹۸، ۱۲٫۸ میلیون تن از آنان، یا ۹۲٪، در ایالت پنجاب زندگی میکردند.[۴۲]
هند
پس از تجزیۀ هند در سال ۱۹۴۷، گویشوران هندو و سیک سرائیکی به هند مهاجرت کردند و در حال حاضر در آنجا پراکنده هستند، هرچند اجتماعات قابل توجهی از آنان در ایالتهای پنجاب، هاریانا، راجستان، اوتار پرادش، دهلی و جامو و کشمیر وجود دارد.[۴۳] همچنین گروه کوچکتری از دامداران کوچنشین مسلمان نیز وجود دارند که پیش از تجزیه به هند، به ویژه به آندرا پرادش، مهاجرت کرده بودند.[۴۴] آمارهای سرشماری در دسترس است – برای نمونه، در سرشماری سال ۲۰۱۱، ۲۹۰۰۰ تن زبان خود را «بهاولپوری» و ۶۲۰۰۰ تن آن را «هندی مولتانی» گزارش کردند.[۴۵] با این حال، این ارقام نمایانگر تعداد واقعی نیستند، زیرا گویشوران اغلب با استفاده از برچسبهای گویشی یا منطقهای محدودتر به زبان خود اشاره میکنند، یا به طور جایگزین، خود را با جوامع زبانی بزرگتر مانند پنجابی، هندی یا اردو یکی میدانند. بنابراین، شمار گویشوران در هند ناشناخته باقی مانده است.[۴۶] مشاهداتی مبنی بر «ادغام» گونههای لندا در پنجابی (بهویژه در پنجاب و دهلی)، و همچنین تغییر کامل به زبانهای غالب پنجابی یا هندی وجود داشته است.[۴۷] یک الگوی گزارششده در دهۀ ۱۹۹۰ این بود که اعضای نسل جوان با پدربزرگ و مادربزرگ خود به گونۀ «لندا»ی مربوطه صحبت میکردند، در حالی که در گروه همسالان خود به زبان پنجابی ارتباط برقرار میکردند و با فرزندان خود به زبان هندی سخن میگفتند.[۴۸]
واجشناسی
فهرست همخوانهای سرائیکی به فهرست همخوانهای همسایۀ خود، سندی، شباهت دارد.[۴۹] این زبان شامل همخوانهای مکیدۀ واجی متمایز است که در میان زبانهای هندواروپایی غیرمعمول است. در تحلیل کریستوفر شاکل، سرائیکی تا ۴۸ همخوان و ۹ واکۀ ساده را از هم متمایز میکند.[۵۰]
واکهها
واکههای «مرکزیشده»[ب] /ɪ ʊ ə/ کوتاهتر از واکههای «پیرامونی» /i ɛ a o u/ هستند.[۵۱] واکۀ مرکزی /ə/ نسبت به واکۀ متناظر در گونههای همسایه بازتر و پسینتر است.[۵۲] خیشومیشدگی واکهای تمایزدهنده است: /'ʈuɾẽ/ «باشد که تو بروی» در برابر /'ʈuɾe/ «باشد که او برود».[۵۳] پیش از /ɦ/، تقابل میان /a/ و /ə/ خنثی میشود.[۵۴] تعداد زیادی توالی واکهای وجود دارد که برخی از آنها را میتوان به عنوان واکۀ مرکب تحلیل کرد.
| پیشین | پیشین-مرکزی | مرکزی | پسین-مرکزی | پسین | |
|---|---|---|---|---|---|
| بسته | i | u | |||
| نیمهبسته | ɪ | ʊ | |||
| میانی | e | o | |||
| نیمهباز | ɛ | ə | |||
| باز | a |
همخوانها
سرائیکی فهرست بزرگی از همخوانها را دارد:[۵۵]
| لبی | دندانی/ لثوی |
برگشته | پسلثوی/ کامی |
نرمکامی | چاکنایی | ||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| انسدادی/ انسایشی |
بیواک | p | t̪ | ʈ | t͡ʃ | k | |
| دمیده | pʰ | t̪ʰ | ʈʰ | t͡ʃʰ | kʰ | ||
| واکدار | b | d̪ | ɖ | d͡ʒ | ɡ | ||
| دمیده واکدار | bʱ | d̪ʱ | ɖʱ | d͡ʒʱ | ɡʱ | ||
| مکیده | ɓ | ᶑ | ʄ | ɠ | |||
| خیشومی | ساده | m | n | ɳ | ɲ | ŋ | |
| دمیده | mʱ | nʱ | ɳʱ | ||||
| سایشی | بیواک | f | s | ʃ | x | ||
| واکدار | v | z | ɣ | ɦ | |||
| دمیده واکدار | vʱ | ||||||
| زنشی | ساده | ɾ | ɽ | ||||
| دمیده | ɾʱ | ɽʱ | |||||
| روان | ساده | l | j | ||||
| دمیده | lʱ | ||||||
در همخوانهای انسدادی خود، سرائیکی تقابل چهارگانۀ معمول در زبانهای هندوآریایی میان واکدار و بیواک، و دمیده و نادمیده را دارد. به موازات سندی، این زبان مجموعهای از همخوانهای مکیده را نیز توسعه داده است، به طوری که برای هر جایگاه تولید تا پنج همخوان انسدادی متضاد وجود دارد، برای نمونه: بیواک /tʃala/ «رسم» ~ دمیده /tʃʰala/ «تاول» ~ مکیده /ʄala/ «تار عنکبوت» ~ واکدار /dʒala/ «طاقچه» ~ دمیده واکدار /dʒʰəɠ/ «کف».[۵۶] پنج جایگاه تولید متضاد برای همخوانهای انسدادی وجود دارد: نرمکامی، کامی، برگشته، دندانی و دولبی. همخوانهای دندانی /t tʰ d dʰ/ با تیغۀ زبان در برابر سطح پشت دندانها تولید میشوند. همخوانهای انسدادی برگشته پسلثوی هستند و اندام تولیدکننده نوک زبان یا گاهی زیر آن است.[۵۷] همخوان مکیدۀ دندانی وجود ندارد، که بخشی از آن به دلیل برگشتگی کمتر همخوان مکیدۀ برگشته /ᶑ/ هنگام تلفظ است. همخوانهای انسدادی کامی در اینجا تا حدودی به طور اختیاری با [tʃ] و [dʒ] نشان داده شدهاند.[ت] در گفتار غیررسمی، برخی از همخوانهای انسدادی، به ویژه /k/، /g/ و /dʒ/، اغلب به صورت سایشی - به ترتیب [x]، [ɣ] و [z] - تلفظ میشوند.[۵۸] از میان خیشومیها، تنها /n/ و /m/ در آغاز واژه یافت میشوند، اما در دیگر محیطهای آوایی مجموعۀ کاملی از تقابلها در جایگاه تولید وجود دارد: /ŋ ɲ ɳ n m/. همخوان برگشتۀ ɳ تنها در صورتی به عنوان یک خیشومی واقعی تلفظ میشود که در مجاورت یک همخوان انسدادی برگشته باشد، در غیر این صورت به صورت یک زنشی برگشتۀ خیشومیشده [ɽ̃] است.[۵۹] تقابلهای /ŋ/ ~ /ŋɡ/ و /ɲ/ ~ /ɲdʒ/ ضعیف هستند؛ خیشومی تنها در گونههای جنوبی رایجتر است و خوشۀ خیشومی + انسدادی در گویشهای مرکزی غالب است. سه همخوان خیشومی /ŋ n m/ دارای همتایان دمیدۀ /ŋʰ nʰ mʰ/ هستند.تلفظ زنشی لثوی /ɾ/ با محیط آوایی تغییر میکند. اگر به صورت /ɾɾ/ مشدد شود، لرزشی است و اگر پیش از آن /t/ یا /d/ بیاید، لرزش ضعیفی دارد. این همخوان با زنشی برگشته /ɽ/ (/taɾ/ «سیم» ~ /taɽ/ «تماشا کردن») تقابل دارد، به جز در گونهای که توسط هندوها صحبت میشود.[۶۰] همخوانهای سایشی /f v/ لبیدندانی هستند. سایشی چاکنایی /ɦ/ واکدار است و بر کیفیت واک واکۀ پیش از خود تأثیر میگذارد.[۶۱]
واجآرایی و تکیه
در سرائیکی نواخت وجود ندارد.[۶۲] همۀ همخوانها به جز /h j ɳ ɽ/ میتوانند مشدد شوند. همخوانهای مشدد تنها پس از واکههای مرکزیشدۀ تکیهدار میآیند،[۶۳] و از نظر آوایی بسیار کمتر از بقیۀ منطقۀ پنجابی مشخص هستند.[۶۴] یک هجای تکیهدار عمدتاً با کشش خود متمایز میشود: اگر واکه پیرامونی باشد /i ɛ a o u/ کشیده میشود، و اگر «واکۀ مرکزیشده» باشد (/ɪ ʊ ə/) همخوان پس از آن مشدد میشود. تکیه معمولاً بر هجای نخست واژه قرار میگیرد. با این حال، تکیه بر هجای دوم یک واژۀ دوهجایی قرار میگیرد اگر واکۀ هجای نخست مرکزیشده باشد و هجای دوم حاوی یک واکۀ مرکب یا یک واکۀ پیرامونی و پس از آن یک همخوان باشد، برای نمونه /dɪɾ'kʰan/ «نجار». واژههای سههجایی بر هجای دوم تکیه میگیرند اگر هجای نخست حاوی یک واکۀ مرکزیشده باشد و هجای دوم یک واکۀ پیرامونی یا یک واکۀ مرکزیشده + همخوان مشدد داشته باشد، برای نمونه /tʃʊ'həttəɾ/ «هفتاد و چهار». استثناهایی برای این قوانین وجود دارد که جفتهای کمینهای مانند /it'la/ «اطلاع دادن» و /'itla/ «اینقدر» را توجیه میکند.[۶۵]
همخوانهای مکیده
به طور غیرمعمول برای زبانهای جنوب آسیا، همخوانهای مکیده در سندی، احتمالاً برخی گویشهای راجستانی،[۶۶] و سرائیکی یافت میشوند که دارای مجموعۀ زیر است: /ɓ ᶑ ʄ ɠ/. همخوان «کامی» /ʄ/ دندانیلثوی[۶۷] و تیغهای است و نسبت به بیشتر همخوانهای کامی دیگر جلوتر تولید میشود.[۵۷][ث] همخوان «برگشته» /ᶑ/ با نوک یا زیر زبان تولید میشود و جایگاه تولید آن در دهان جلوتر از همخوانهای انسدادی برگشتۀ ساده است. این همخوان به صورت پسلثوی،[۶۸] پیشکامی یا پیشبرگشته توصیف شده است.[۶۷] (Bahl 1936، ص. 30) گزارش میدهد که این آوا در زبانهای هندوآریایی منحصربهفرد است و گویشوران مولتانی به تمایز آن افتخار میکنند. همخوان واکدار سادۀ /ɖ/ و مکیدۀ /ᶑ/ بیشتر در توزیع تکمیلی قرار دارند، هرچند چند جفت کمینه مانند /ɖakʈəɾ/ «دکتر» ~ /ᶑak/ «پست» وجود دارد.[۶۹][۷۰] همخوان مکیدۀ برگشته با انسدادی دندانی واکدار سادۀ /d/ در اضافی پساضافه/پسوند /da/ تناوب دارد که هنگام ترکیب با ضمایر شخص اول یا دوم به شکل /ᶑa/ درمیآید: /meᶑa/ «مال من»، /teᶑa/ «مال تو».[۷۱] یک مکیدۀ دندانی (/ɗ̪/) در گویش جهنگی شمال شرقی یافت میشود که توسط (Wagha 1997، ص. 229) انتقالی میان پنجابی معیار و سرائیکی در نظر گرفته میشود. این گویش با نبود تقابل واجی میان همخوانهای مکیده و انسدادیهای ساده،[۷۲] و ترجیح به استفاده از مکیدهها حتی در واژههایی که سرائیکی در آنها از انسدادی ساده استفاده میکند، مشخص میشود.[۵۹] مکیدۀ دندانی در جهنگی با پوشاندن کامل دندانهای بالا توسط زبان تولید میشود.[۶۷] این همخوان در سرائیکی وجود ندارد، هرچند (Bahl 1936، ص. 29) استدلال میکند که باید برای زبان اولیه بازسازی شود. نبود آن به عوامل ساختاری نسبت داده شده است: تولید جلویی /ʄ/ و برگشتگی کمتر /ᶑ/.[۷۰][۶۹] همخوانهای مکیدۀ دمیده (نفسدار) در آغاز واژه میآیند و در آنجا با همخوانهای انسدادی سادۀ دمیده تقابل دارند: /ɓʰɛ(h)/ «بنشین» ~ /bʰɛ/ «ترس».[۷۳] این دمیدگی واجی نیست؛[۵۷] بلکه به طور آوایی بر کل هجا اعمال میشود[۷۴] و از یک /h/ زیربنایی که پس از واکه میآید، ناشی میشود، بنابراین [ɓʰɛh] از نظر واجی /ɓɛh/ است.[۷۵] خاستگاه تاریخی همخوانهای مکیدۀ سرائیکی در کل[ج] همانند سندی بوده است. منشأ آنها عموماً مجموعۀ همخوانهای انسدادی واکدار سادۀ زبان قدیمیتر بوده است، بنابراین سانسکریت janayati > سرائیکی ʄəɲən «زاده شدن». همخوانهای انسدادی واکدار سادۀ جدید نیز به نوبۀ خود از همخوانها و خوشههای همخوانی خاصی (برای نمونه، yava > dʒao «جو») پدید آمدهاند، یا از طریق وامواژهها از سانسکریت، هندی، فارسی یا انگلیسی (ɡərdən «گردن»، bəs «اتوبوس») وارد شدهاند. جدول زیر برخی از تحولات عمده را نشان میدهد:[۷۶]
| سانسکریت/ پراکریت |
سرائیکی | نمونۀ واژه[چ] |
|---|---|---|
| b- | ɓ | bahu > ɓəhʊ̃ «بسیار» |
| dv- | dvitiya- > ɓja «دیگر» | |
| v- | vṛddhā > ɓuɖɖʱa «پیر» | |
| b | vaṇa- > bən «جنگل» | |
| v | vartman- > vaʈ «راه» | |
| j | ʄ | jihvā > ʄɪbbʰ «زبان» |
| jy- | jyeṣṭhā > ʄeʈʰ «برادر بزرگتر شوهر» | |
| -jy- | ʄʄ | rajyate > rəʄʄəɲ «راضی کردن» |
| -dy- | adya > əʄʄə «امروز» | |
| y- | dʒ | yadi > dʒe «اگر» |
| ḍ- | ᶑ | پراکریت. gaḍḍaha- > gəᶑᶑũ «الاغ» |
| d- | duḥkha > ᶑʊkkʰə «غم» | |
| -rd- | ᶑᶑ | kūrdati > kʊᶑᶑəɲ «پریدن» |
| -dāt- | *kadātana > kəᶑᶑəɳ «چه وقت» | |
| -bdh- | ɖɖ | stabdha > ʈʰəɖɖa «سرد» |
| -ṇḍ- | ɳɖ | ḍaṇḍaka > ᶑəɳɖa «چوب» |
| g | ɠ | gāva- > ɠã «گاو» |
| gr- | grantha > ɠəɳɖʰ «گره» | |
| ɡ | grāma > ɡrã «روستا» |
در آسیای جنوبی، همخوانهای مکیده نخستین بار برای سندی توسط استیک در سال ۱۸۵۵ توصیف شد. نویسندگان بعدی به وجود آنها در مولتانی اشاره کرده و آنها را به نامهای گوناگون «بازگشتی» یا «تزریقی» خواندهاند، در حالی که گریرسون به اشتباه آنها را «همخوانهای مضاعف» در نظر گرفت.[۷۷]
دستگاه نوشتاری
در ایالت پنجاب، سرائیکی با استفاده از الفبای اردو که از خط عربی گرفته شده، به همراه افزودن هفت حرف تغییریافته با اعراب برای نشان دادن همخوانهای مکیده و خیشومیهای اضافی نوشته میشود.[۷۸][ح] در سند از الفبای سندی استفاده میشود.[۸] سبکهای خوشنویسی مورد استفاده نسخ و نستعلیق است.[۷۹] در گذشته، بازرگانان یا دفترداران به خطی معروف به «کِرَکّی» یا لندا مینوشتند، هرچند استفاده از این خط در دورههای اخیر به طور قابل توجهی کاهش یافته است.[۶۲][۸۰] همچنین، خطی مرتبط با خانوادۀ خطوط لنډا، معروف به مولتانی، پیشتر برای نوشتن سرائیکی به کار میرفت. پیشنهاد اولیهای برای کدگذاری خط مولتانی در ISO/IEC 10646 در سال ۲۰۱۱ ارائه شد.[۸۱] یونیکد سرائیکی در سال ۲۰۰۵ تأیید شده است. خط خوجکی نیز در گذشته به کار رفته است، در حالی که دیواناگری و گرمکهی دیگر استفاده نمیشوند.[۷۹]
کاربرد زبان
در دانشگاه
گروه سرائیکی، دانشگاه اسلامیه بهاولپور، در سال ۱۹۸۹[۱۵] و گروه سرائیکی، دانشگاه بهاءالدین زکریا، مولتان[۱۶] در سال ۲۰۰۶ تأسیس شد. دورۀ کارشناسی سرائیکی نیز توسط گروه انگلیسی دانشگاه غازی، دیره غازی خان ارائه میشود و دورۀ کارشناسی ارشد سرائیکی به صورت آزاد توسط دانشگاه گومل، دیره اسماعیل خان ارائه میگردد. این زبان به عنوان یک درس در مدارس و کالجها در مقاطع متوسطه و پیشدانشگاهی تدریس میشود.[۸۲][۸۳] سرائیکی همچنین در مقطع کارشناسی در دانشگاه آزاد علامه اقبال در اسلامآباد[۱۷] تدریس میشود، و دانشگاه الخیر در بهمبر دارای گروه زبانشناسی پاکستانی است. آنها دورههای کارشناسی ارشد و دکترا در سرائیکی ارائه میدهند. خبرگزاری آسوشیتد پرس پاکستان نیز نسخۀ سرائیکی وبگاه خود را راهاندازی کرده است.[۸۴]
هنر و ادبیات

این زبان، که بخشی از آن در دوران راج بریتانیا مدون شد، جاذبۀ عاطفی خود را از شعر عارف صوفی، خواجه غلام فرید، که به نماد هویتی بدل شده است، گرفته است.[۸۵] اشعار او، که به نام کافی شناخته میشوند، هنوز هم مشهور هستند. الگو:نقل شعر شاکر شجاعآبادی (کلام شاکر، خدا جانے، شاکر دیاں غزلاں، پیلی پتر، منافقاں توں خدا بچاوے و شاکر دے دوہڑے از کتابهای مشهور اوست) شاعری مدرن و بسیار شناختهشده است.[۸۶] عطاءالله خان عیسیخیلوی و شفاءالله روکهری از اسطورههای موسیقی سرائیکی و محبوبترین خوانندگان کمربند سرائیکی به شمار میروند.[۸۷]
رسانه
شبکههای تلویزیونی
نخستوزیر پیشین پاکستان، یوسفرضا گیلانی، گفته بود که پنجاب جنوبی از میراث فرهنگی غنی برخوردار است که باید برای نسلهای بعدی ترویج شود. در پیامی به مناسبت راهاندازی شبکۀ سرائیکی توسط تلویزیون پاکستان (PTV) در مولتان، گزارش شده که او گفته است این اقدام به ترویج میراث غنی «کمربند سرائیکی» کمک خواهد کرد.[۸۸]
| شبکۀ تلویزیونی | ژانر | تأسیس |
|---|---|---|
| وسیب تیوی (وسیب ٹی وی) | سرگرمی | |
| کوک تیوی (کوک ٹی وی) | سرگرمی | |
| روهی تیوی (روہی ٹی وی) | سرگرمی | |
| پیتیوی مولتان (پی ٹی وی ملتان) | سرگرمی | |
| پیتیوی نشنال (پی ٹی وی نیشنل) | سرگرمی |
رادیو
اینها شبکههای اختصاصی سرائیکی نیستند اما بیشتر آنها برنامههایی به زبان سرائیکی پخش میکنند.
| شبکۀ رادیویی | ژانر | تأسیس |
|---|---|---|
| افام۱۰۵ سرائیکی آواز صادقآباد | سرگرمی |
پانویس
- ↑ "Abstract of speakers' strength of languages and mother tongues – 2001". Retrieved 8 April 2012.
- ↑ "Siraiki and Kandhari (Multani)". Afghan Hindu. Retrieved 2007-12-08.
Siraiki is a language which is being spoken from Afghanistan to India .There are several names of this language due to different dialects and areas. Some of these are Multani, Reasti, Hindki, Yaghdali, Western Punjabi, Lahanda, Lahendi, Jatki, Kandhari, Dera wal and also outhern Punjabi etc. In this article I am discussing about Kandhari dialect of Siraiki language which is also being called Multani. Multani is mother language of Hindus of Afghanistan. When Ahmed Shah Abdali king of Afghanistan invaded on Multan, then these Hindus migrated to Afghanistan due to trade with new areas.
- ↑ سرائیکی منبع در اتنولوگ (16th ed., 2009)
- 1 2 (Grierson 1919، ص. 233) "The existence of Lahnda as a separate language has long been recognised under various names such as Jatki, Multani, Hindki or Hindko and Western Panjabi....it is called Multani, but this name properly applies only to the form of Lahnda spoken around Multan and the neighbourhood."
- 1 2 "Key Findings Report - The Largest Digitization Exercise of South Asia" (PDF). Archived from the original (PDF) on 19 July 2024.
- ↑ (Bashir، Conners و Hefright 2019); see also (Rahman 1995، ص. 16) and (Shackle 2014b).
- ↑ Shackle 1977, p. 389.
- 1 2 Shackle 2014b.
- ↑ Shams, Shammim Ara (2020). "The Impact of Dominant Languages on Regional Languages: A Case Study of English, Urdu and Shina". Pakistan Social Sciences Review. 4 (III): 1092–1106. doi:10.35484/pssr.2020(4-III)79.
- ↑ Rahman 1995, p. 3.
- ↑ (Rahman 1995، ص. 4); (Shackle 1976، ص. 2); (Shackle 1977، ص. 388)
- ↑ Shackle 2007, p. 114.
- ↑ Shackle 1976, p. 24.
- ↑ Dani 1981, p. 36.
- 1 2 "The Islamia University of Bahawalpur Pakistan - Department". iub.edu.pk.
- 1 2 "Bahauddin Zakariya University, Multan, Pakistan". bzu.edu.pk.
- 1 2 "Department Detail". aiou.edu.pk.
- ↑ "History of Bahawalpur". bahawalpur.gov.pk. Archived from the original on 11 June 2012.
- ↑ "Introduction -City District Government Multan". multan.gov.pk.
- ↑ Population by Mother Tongue بایگانیشده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine، وبگاه سازمان سرشماری جمعیت پاکستان
- ↑ Saraiki News Bulletins بایگانیشده در ۶ اکتبر ۲۰۱۴ توسط Wayback Machine، وبگاه شرکت پخش پاکستان
- 1 2 Shackle 1977.
- ↑ Masica 1991, pp. 18–20.
- ↑ Grierson 1919.
- ↑ Klein, Jared; Joseph, Brian; Fritz, Matthias, eds. (2017). Handbook of comparative and historical Indo-European linguistics; Volume 1. Berlin, Boston: De Gruyter Mouton. pp. 434–435. ISBN 9783110393248.
- ↑ This is the grouping in (Wagha 1997، صص. 229–31), which largely coincides with that in (Shackle 1976، صص. 5–8).
- ↑ Shackle 1976, p. 8.
- ↑ Masica 1991, p. 426.
- ↑ Grierson 1919, pp. 239ff.
- ↑ See (Masica 1991، صص. 23–27). For a brief discussion of the case of Saraiki, see (Wagha 1997، صص. 225–26).
- ↑ Rahman 1995, p. 16.
- ↑ Nazir, Kahut (24 May 2009). "The origin and politics of the Seraiki movement". DAWN. p. 1. Archived from the original on 26 January 2021. Retrieved 28 January 2025.
- ↑ Ahmed, Ishtiaq (1 January 1998). State, Nation and Ethnicity in Contemporary South Asia (به انگلیسی). A&C Black. p. 184. ISBN 978-1-85567-578-0.
The president of the Punjab PPP, Fakhir Zaman, thought that Seraiki was one among many other dialects of Punjabi. Hanif Ramay a former PPP chief minister of Punjab, had a similar stance. Both also thought that it was the feudal landowners of the Seraiki belt who were behind the separatist movement.
- ↑ Rahman 1996, p. 173.
- ↑ Shackle 2014a: "it has come to be increasingly recognized internationally as a language in its own right, although this claim continues to be disputed by many Punjabi speakers who regard it as a dialect of Punjabi".
- ↑ (Rahman 1995، ص. 16): "the Punjabis claim that Siraiki is a dialect of Punjabi, whereas the Siraikis call it a language in its own right."
- ↑ Rahman 1996, p. 175.
- ↑ Rahman 1997, p. 838.
- ↑ Javaid 2004, p. 46.
- ↑ Shackle 1976, pp. 1–2.
- ↑ Javaid 2004.
- ↑ Pakistan census 1998
- ↑ Goswami 1994, p. 30.
- ↑ "Kahan se aa gai (کہاں سے کہاں آ گئے)". Archived from the original on 22 September 2013. Retrieved 8 April 2012.
{{cite web}}: templatestyles stripmarker in|title=at position 18 (help) - ↑ "2011 Census tables: C-16, population by Native languages". Census of India Website. Archived from the original on 10 December 2019.
- ↑ (Goswami 1994، صص. 30–31); (Bhatia 2016، صص. 134–35).
- ↑ Goswami 1994, pp. 31, 33.
- ↑ Goswami 1994, pp. 32–33.
- ↑ Masica 1991.
- ↑ Shackle 1976, pp. 12, 18.
- ↑ Shackle 1976, pp. 12–13.
- ↑ Shackle 2003, p. 588.
- ↑ Shackle 1976, p. 17.
- ↑ Shackle 1976, p. 32.
- ↑ Shackle 2003, p. 590.
- ↑ Shackle 1976, p. 18–19.
- 1 2 3 Shackle 1976, p. 22.
- ↑ Shackle 1976, p. 21.
- 1 2 Shackle 1976, p. 23.
- ↑ Shackle 1976, pp. 20–23, 27.
- ↑ Shackle 1976, pp. 31–33.
- 1 2 Shackle 2003, p. 594.
- ↑ Shackle 1976, p. 27.
- ↑ Shackle 2003, p. 592.
- ↑ Shackle 1976, p. 28–29.
- ↑ Masica 1991, p. 104.
- 1 2 3 Bahl 1936, p. 28.
- ↑ Shackle 1976, pp. 22–23.
- 1 2 Shackle 2003, pp. 590–91.
- 1 2 Shackle 1976, pp. 20–21.
- ↑ Bahl 1936, p. 80.
- ↑ Wagha 1997, pp. 234–35.
- ↑ Bahl 1936, pp. 77–78.
- ↑ Bahl 1936, pp. 39–40.
- ↑ Shackle 1976, p. 31.
- ↑ Bahl 1936, pp. 57–64.
- ↑ Bahl 1936, pp. 4, 10.
- ↑ Shackle 2003, pp. 598–99.
- 1 2 Lewis, Simons & Fennig 2016.
- ↑ Wagha 1997, pp. 239–40.
- ↑ "Preliminary Proposal to Encode the Multani Script in ISO/IEC 10646" (PDF). Archived from the original (PDF) on 26 September 2018. Retrieved 17 April 2012.
- ↑ "Govt plans to recruit teachers of Punjabi, Seraiki languages". DAWN.COM (به انگلیسی). 12 February 2022.
- ↑ "In a first, K-P introduces regional-language books in govt schools". The Express Tribune (به انگلیسی). 27 February 2017.
- ↑ "Associated Press Of Pakistan ( Pakistan's Premier NEWS Agency ) - Saraiki". app.com.pk. 18 February 2024.
- ↑ Jaffrelot, Christophe (16 June 2016). The Pakistan Paradox: Instability And Resilience (به انگلیسی). Random House India. p. 187. ISBN 978-81-8400-707-7.
- ↑ "Shakir Shujabadi".
- ↑ "Legendary Saraiki singer Shafa Ullah passes away". The Express Tribune (به انگلیسی). 29 August 2020. Retrieved 5 September 2020.
- ↑ uploader. "Associated Press Of Pakistan ( Pakistan's Premier NEWS Agency ) - PTV's Saraiki channel to promote area's culture: PM". app.com.pk. Archived from the original on 21 September 2013.
منابع
Wikipedia contributors, "Saraiki language," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Saraiki_language&oldid=517016743 (accessed October 20, 2012).
- ↑ Saraiki املایی است که در دانشگاههای پاکستان (مانند دانشگاه اسلامیه بهاولپور، گروه سرائیکی تأسیسشده در ۱۹۸۹،[۱۵] دانشگاه بهاءالدین زکریا در مولتان، گروه سرائیکی تأسیسشده در ۲۰۰۶،[۱۶] و دانشگاه آزاد علامه اقبال در اسلامآباد، گروه زبانهای پاکستانی تأسیسشده در ۱۹۹۸)،[۱۷] و همچنین توسط دولتهای محلی بهاولپور[۱۸] و مولتان،[۱۹] و نیز نهادهای فدرال دولت پاکستان مانند سازمان سرشماری جمعیت[۲۰] و شرکت پخش پاکستان به کار میرود.[۲۱]
- ↑ اصطلاحات «مرکزیشده» و «پیرامونی» در (Shackle 1976) و (Shackle 2003) به کار رفتهاند.
- ↑ نمادهای بهکاررفته از Shackle (2003) پیروی میکنند. Shackle (1976) ʌ را برای ə و æ را برای ɛ به کار برده است.
- ↑ این همخوانها توسط (Awan، Baseer و Sheeraz 2012، ص. 127) به این صورت آوانویسی شدهاند. (Latif 2003، ص. 91) گزارش میدهد که این همخوانها طیفنگارههای مشابهی با همخوانهای اردو دارند. (Shackle 1976، ص. 22) آنها را پیشکامی میداند. هیچیک از این منابع به تفصیل در این باره بحث نمیکنند.
- ↑ (Bahl 1936، ص. 28) جایگاه تولید آن را تقریباً یکسان با الگو:Grapheme [ɟ] در زبان چکی توصیف میکند.
- ↑ سرائیکی برای نمونه در وجود همخوانهای مکیدۀ مشدد، یا تحول vy- سانسکریت که بازتاب آن در سرائیکی /ɓ/ با /w/ سندی تقابل دارد، متفاوت است.(Bahl 1936, pp. 57–64)
- ↑ واژههای سانسکریت با IAST نویسهگردانی شدهاند. ستاره * نشاندهندۀ شکلی است که تأیید نشده اما بازسازی شده است.
- ↑ این عمل به فرهنگ لغت جوک در سال ۱۹۰۰ بازمیگردد. استاندارد نوین در سال ۱۹۷۹ مورد توافق قرار گرفت (Wagha 1997, pp. 240–41).
<ref> برای گروهی به نام «persian-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="persian-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().