عرب خمسه
![]() کودکان عرب خمسه در سیاه چادر | |
| کل جمعیت | |
|---|---|
| ۲۸۰٬۰۰۰ | |
| مناطق با جمعیت چشمگیر | |
| استانهای فارس | |
| زبانها | |
| عربی خمسه، فارسی | |
| دین | |
| اسلام شیعه | |
ایل عرب خمسه یک ایل عربتبار ساکن جنوب ایران و یکی از ایلات تشکیلدهندهٔ اتحادیهٔ ایلات خمسه در استان فارس است.[۱] عرب خمسه از دو شاخه عرب جبَاره و شیبانی تشکیل شده است.[۲] این قوم به گویشی از عربی سخن میگویند[۳] و مسلمان و شیعهمذهب میباشند.[۴]
ییلاق ایل عرب در شهرستانهای بوانات، خرمبید و سرچهان، در شمال شرقی استان فارس و قشلاق آنها در منطقه پهناوری از سروستان تا لارستان در جنوب شرقی فارس و منطقه احمدی در شمال هرمزگان قرار دارد.[۵] امروزه بیشتر عربهای خمسه یکجانشین شده و در شهرها و روستاهای شرق فارس ساکن شدهاند.
تاریخچه
برخی محققان بر این باورند که خاستگاه جغرافیایی ایلات عرب ساکن در ایران، شبهجزیره عربستان، در مناطق نجد، یمامه، یمن و عمان بوده است که پس از ظهور اسلام به ایران مهاجرت کردهاند.[۶] در دورهٔ مهاجرت، گروهی از قبایل و طوایف عرب، در خوزستان، و شماری دیگر در فارس ساکن شدند. براساس روایتی شفاهی، جبارهها خود را از نسل جابر بن عبدالله انصاری، از اصحاب پیامبر اسلام دانستهاند که برای فتح فارس با سپاه اسلام با «عیال و مواشی» به ایران آمدند و در این سرزمین ساکن شدند.[۶] دو طایفهٔ عرب جباره و شیبانی از دورهٔ صفویه به این سو از طوایف شناخته شدهٔ منطقه فارس بودهاند.[۶] عشایر عرب منطقه فارس برخلاف عشایر عرب خوزستان، با مردم بومی فارس درآمیختند، به طوری که امروزه بسیاری از ویژگیهای فرهنگی خود را از دست داده و با اهالی بومی زیستگاه خود کم و بیش همگن شدهاند.[۶] در برخی از منابع، جباره را «عرب کوچی» نیز ذکر کردهاند.[۶]
در گذشته دو طایفه عرب مستقل در استان فارس به نامهای بهاءالدینی و شیری نیز وجود داشتهاند که امروزه توسط گروههای بزرگتری جذب شدهاند؛ اولی به اتحادیه ایلی قشقایی و دومی نیز به ایل عرب خمسه پیوسته است.[۵]
دوره قاجار
در سال ۱۲۷۸ قمری (۱۲۴۰ خورشیدی)، علیمحمد خان قوامالملک حاکم فارس با پشتیبانی دولت مرکزی اتحادیه ایلی خمسه را به جهت رقابت و خنثیسازی قدرت قشقاییها در فارس از پنج ایل کوچکتر ایجاد کرد. ایل عرب در میان این پنج ایل بزرگترین و پرجمعیتترین آنها بود و نیروی غالب را در میان ایلها داشت؛ چنانچه در برخی از منابع به اشتباه از تمامی ایلات خمسه گاه به عنوان عرب یاد میشود.[۶]
در دورهٔ قاجار در ایلات خمسه دو کنش سیاسی ناهمسو فعال بود. گروهی وفادار به دولت و گروهی دیگر بر ضد حکومت بودند و در قیام ضد انگلیسی عشایر جنوب به مبارزه برخاستند.[۶] چنانچه در این دوره برخی از طوایف عرب با تشکیل پلیس جنوب با آن به جنگ پرداختند که تلفات بسیاری بر آنها وارد شد.[۷] برای نمونه در یک درگیری پلیس جنوب با ایل عرب ۲۴ مرد، زن و بچه کشته و زخمی و پنج مرد دیگر اسیر شدند و روستای آنها نیز غارت شد.[۸] از سویی دیگر نیروهای دیگری از ایل عرب در کنار تفنگچیانی از ایل بهارلو به رهبری ابراهیم خان قوامالملک به همکاری با پلیس جنوب تن دادند و با شکست صولتالدوله، فیروزآباد را تصرف کردند.[۸]
در این دوره عسکر خان عرب شیبانی معروف به «صولت العشایر» کلانتر ایل عرب نیز علیه انگلیسیها به پا خواست. او در حدود سال ۱۲۹۰ خورشیدی با نپرداختن مالیات، علیه دولت قاجار شورید و قسمتی از شمال فارس را اشغال کرد و خود را «عسکر شاه» نامید. پس از مدتی قوامالملک او را با نیرنگ دستگیر کرد و کلانتر ایل عرب پس از مصادره تمامی اموالش در شیراز به دار آویخته شد.[۹] از میراث او درِ نقره مشهور حرم شاهچراغ موسوم به «در عسکر خانی» است. خود او نیز در شاهچراغ به خاک سپرده شد.[۱۰] پس از اعدام عسکر خان، فرزندش خانباز خان عرب شیبانی رهبری شورش را بر عهده گرفت و درگیریهای متعددی را با نیروهای دولتی رهبری کرد و سرانجام در اثر خیانت یکی از نزدیکانش در سال ۱۳۰۰ به قتل رسید.[۱۱]
دوره پهلوی تاکنون
با روی کار آمدن رضاشاه، دورهای از سرکوب و فشار بر روی ایلات و عشایر آغاز شد. عشایر فارس در پاسخ به این سرکوبها طی شورش عشایری ۱۳۰۹-۱۳۰۷ فارس به پا خواستند. طی این شورش عشایر بهارلو داراب را تصرف نموده و سپس با همراهی عشایر عرب، فسا را در اول تیرماه ۱۳۰۸ تصرف کردند. در شهریور همان سال دولت سرهنگ محمدتقیخان عرب شیبانی را به عنوان حاکم خمسه و لارستان برگزید و او پس از درگیریهای سنگین شهرهای فسا و داراب و دیگر مناطق تصرفی عشایر را پس گرفت و شورش را کاملاً سرکوب کرد.[۱۲]
رضاشاه پس از سرکوب شورش سیاست اسکان اجباری عشایر موسوم به تخته قاپو را اجرا کرد. بدین ترتیب عشایر از حالت چادرنشینی و کوچگردی خارج شدند و ایل عرب از شمال شرقی (صفاشهر) تا جنوب شرقی (زریندشت و لارستان) فارس بهطور پراکنده سکونت اجباری را در کنار شهرها و روستاها یا در نقطههای دور بدون هیچگونه وسیلهٔ رفاهی آغاز کردند. در جریان اسکان اجباری جمعیت قابل توجهی از عشایر به دلایل متعددی همچون بیماری، قحطی، گرما و سرمازدگی و تلف شدن احشام کشته یا پراکنده شدند. چنانچه الیور گارود در سال ۱۳۲۴ در بازدید از فارس، مشاهده کرد که بسیاری از طایفههای ایل عرب «در وضعیت اسفباری قرار دارند»[۱] عشایر با سقوط رضاشاه از اسکان خارج شدند و دوباره به کوچنشینی روی آوردند. پس از خروج از اسکان جمعیت آنها رو به فزونی گذاشت و تعداد احشام آنان به بالاترین رقم رسید. بهطوریکه طبق آمار سرشماری سال ۱۳۴۲ جمعیت ایل عرب رقمی در حدود دوازده هزار خانوار و پنجاه هزار نفر را تشکیل میداد. عشایر عرب از سال ۱۳۴۲ به مرور کوچ را رها کرده و در شهرها و روستاها یکجانشین شدند. بدین ترتیب نظام سیاسی رهبری ایل بهطور کلی درهم ریخت و کارآمدی پیشین خود را از دست داد و امروزه بیشتر اهالی ایل عرب یکجانشین شدهاند.
زبان
مردم ایل عرب خمسه به گویش عربی خمسه سخن میگویند و این گویش در دسته عربی خلیجی قرار میگیرد.[۳] به سبب سکونت درازمدت مردم ایل عرب در منطقهٔ فارس و همزیستی با گروههای فارس، ترک و لر، واژگان فراوانی از زبان این مردمان به گویش عربی خمسه راه پیدا کرده است.[۶] با گذشت هر نسل از فصاحت این گویش کاسته و واژگان فارسی جایگزین آن میشود. آنچه که چهارچوب اصلی گویش عربی خمسه را حفظ نموده است، وجود فعلهای عربی است چرا که اسمهای فراوانی در این زبان از فارسی و دیگر زبانهای همجوار وامگیری شدهاند اما بیشتر فعلها هنوز دستنخورده باقی ماندهاند.
ریاست
ریاست در ایل عرب از گذشته به صورت موروثی برعهده دودمانی از خوانین شیبانی بود که به صورت سنتی «میرعرب» نامیده میشد. به گفته میرزا حسن فسایی جد اعلای این دودمان، میر اسماعیل خان عرب شیبانی شخصیتی برجسته در دربار صفوی بود و بدین ترتیب حکومت ایل عرب به او تفویض گشت.[۱۳] حکومت ایل باصری نیز در همان دوره به میراسماعیل خان تفویض شد که تا دوره کریم خان زند ادامه یافت.[۱۴]
پس از میر اسماعیل خان، حکمرانی میرعرب به فرزندش میر مهدی خان شیبانی رسید و سپس نسل اندر نسل در این خاندان ادامه داشت؛ چنانچه پس از میر مهدی خان، فرزندش میر سلیم خان و پس از او پسرش آقاخان شیبانی، سپس پسر او عباس خان شیبانی و سپس فرزندش علیقلی خان شیبانی به حکومت ایل عرب رسیدند. در پی کشتهشدن علیقلی خان در یک درگیری در سال ۱۲۴۷ خورشیدی و به دلیل نداشتن فرزند، برادرش رضا قلی خان شیبانی به حکومت ایل رسید.[۱۵] در دوره قاجاریه با تشکیل اتحادیه ایلی خمسه در ۱۲۴۰ خورشیدی و قدرت گرفتن قوامالملک، نقش خوانین عرب در حکمرانی ایل رفتهرفته کمرنگ شد و در سال ۱۲۶۰ با مرگ رضا قلی خان شیبانی، حکومت بر ایل عرب رسماً از دست دودمان خوانین شیبانی خارج شد. در این زمان با کاهش قدرت حکومت مرکزی در منطقهٔ فارس و به قدرت رسیدن خوانین محلی، خانهای طایفههای دیگر عرب شیبانی قدرت را به دست گرفتند و بر برخی از طوایف حکمرانی کردند؛ گرچه برخی از طوایف جباره نیز از استقلال نسبی برخوردار بودند.[۱۶]
در اواخر قاجاریه که قدرت حکومت مرکزی در کمترین حد خود بود، عسکر خان شیبانی در حدود سال ۱۲۹۰ با نپرداختن مالیات، علیه دولت قاجار شورید و قسمتی از شمال فارس را اشغال کرد و خود را عسکر شاه نامید. پس از مدتی قوامالملک او را با نیرنگ دستگیر و اعدام کرد. پس از اعدام عسکر خان، فرزندش خانباز خان شیبانی رهبری شورش را بر عهده گرفت و درگیریهای متعددی را با نیروهای دولتی رهبری کرد و سرانجام در اثر خیانت یکی از نزدیکانش در سال ۱۳۰۰ به قتل رسید.[۱۷][۱۸]
با کشتهشدن خانباز خان که یکی از چهرههای محوری در انسجام و قدرت طوایف عرب بود، ساختار سیاسی-اجتماعی ایل عملاً دچار فروپاشی شد. طوایف عرب خمسه پس از وی به دلیل نبود رهبری منسجم دیگر هیچگاه نتوانستند به سطح سازمان و سامان پیشین بازگردند. در دوره پهلوی برای کارآمدی اداری-سیاسی بیشتر، حکومت ایلهای عرب و نفر ضمیمه ایل باصری گشت و محمدخان ضرغامی بر طوایف پراکنده آنها حکمرانی کرد.[۱۹]
فرهنگ
امروزه میتوان گفت ایل عرب خمسه بهطور آشکاری ایرانی شدهاند و به سرزمین، تاریخ و فرهنگ جامعه ایرانی پیوستهاند و عوامل فرهنگی و هویتی ایرانی در وجود آنها نهادینه شده ست. در بین اعراب فارس غیر از زبان مادریشان (که البته در آن نیز واژههای فراوان فارسی و همچنین لری و ترکی دیده میشود) در سایر موارد با فرهنگ و هویت جامعه ایرانی به ویژه خطه جنوب، احساس همبستگی و هماهنگی زیادی دیده میشود و مردم این ایل در پوشش، رسوم و فرهنگ، تفاوت عمدهای با دیگر عشایر جنوب مانند قشقاییها، باصریها و لرها ندارند. مؤلفههای هویت ایرانی به وضوح در شعر و ادبیات و همچنین مراسمهای ایل مانند عید نوروز، چهارشنبه سوری (که در بین ایل عرب به چله به در معروف است)، مراسم پرسه، جشن آبریزگان (مراسم باران)، شاهنامهخوانی و نصب شیر سنگی بر بالای قبر افراد دلیر و شجاع یافت میشود.[۲۰]
صنایع دستی
ایل عرب نقش بسیار پررنگی در تولید قالی دارد. طبق پژوهشهای انجام شده حدود ۴۰ درصد از فرشهای دستباف استان فارس توسط اعراب خمسه بافته میشود.[۲۱] فرشبافی این قوم ابتدا به صورت تفریحی و برای همراهی زنان عشایر در کسب درآمد هنگام کوچ انجام میشد، اما با یکجانشینی این هنر به صورت حرفهایتر دنبال شد به صورتی که امروزه شهرستان سرچهان به عنوان یکی از مهمترین مراکز تولید فرش با کیفیت اعراب خمسه شناخته میشود.[۲۱] روستا نشینی و کمتر شدن کار و زحمت زندگی عشایری، باعث شد زمان بیشتری برای بافت قالی وجود داشته باشد، امروز بیشتر بافندگان ایل خمسه را زنان روستانشین میانسال تشکیل میدهند.[۲۱]
طوایف
طوایف ایل عرب خمسه از نظر وابستگی نژادی به دو گروه عمده عربتبار و مهاجر-همجوار تقسیم میشوند. طوایف عرب عبارتند از:
- لبومحمدی
- غنی
- شیری
- مزیدی
- کوچی صفری
- جابری
- نقدعلی
- پیرسلامی
- لبردانی
- قوهستانی
- عزیزی
- بهلولی
- شهسواری
- چرگلی
- عسائی
- سادات کل
- قنبری
- لبوشرف هندی
- درازی
- صباحی
- کتی
- عبد الیوسفی
- عمله
- لبوحاجی
- عمادی
- پلنگی
- ولیشاهی
- الوانی
- خوشنامی
- حسانی
- تکریتی
- حنائی
- آلسعدی
- عبد الرضائی
- چگنی
- سادات موسوی حاج سید کوچک
- سادات موسوی آتشی
- سادات آلعلی
- سادات میرزا
- سادات عمله
- عرب گاومیشی
- زرگر
- کوچی علیمرادی
- کوچی عبد الرضائی
- میرکی
قلمرو

قلمرو کوچ ایل عرب منطقهٔ وسیعی از شمال شرق تا جنوب شرقی استان فارس است.[۶] ییلاق آنها در شهرستانهای بوانات، خرمبید (قنقری) و سرچهان، در شمال شرقی استان فارس و قشلاق آنها در منطقه سروستان، داراب، فسا، جهرم، بخشهایی از لارستان در جنوب شرقی فارس و رودان و احمدی در شمال هرمزگان قرار دارد.[۶]
جستارهای وابسته
پانویس
- 1 2 Pierre Oberling. «ḴAMSA TRIBE». ایرانیکا.
- ↑ فسایی، حسن. فارسنامه ناصری.
- 1 2 ethnologue
- ↑ SONS OF SUNNAH
- 1 2 B. Hourcade P. Oberling. «ʿARAB iv. Arab tribes of Iran». ایرانیکا.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 مهبانو علیزاده. «جباره». دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ اشرف، مجتبی. مواضع ایلات خمسه در قبال پلیس جنوب ایران در منطقه نیریز فارس با تکیه بر ایل عرب. مطالعات تاریخی جهان اسلام.
- 1 2 کرامت عبدلی (۴ مرداد ۱۳۹۳). «قوام الملک و ایلات خمسه در گذر استعمار انگلیس و جنگ جهانی اول». راسخون.
- ↑ نجفی، علیمحمد (۱۳۸۵). بزرگان ایل عرب و ایلات (اینالو، باصری، بهارلو و نفر). قم: ائمه.
- ↑ «مدفونین مشهور در حرم حضرت احمد بن موسی (شاه چراغ)». مسجد.
- ↑ پیشآهنگ، محمدعلی (۱۳۹۱). نیریز در گذر تاریخ. رهآورد هنر. شابک ۹۷۸۹۶۴۸۵۹۶۸۵۴.
- ↑ «ایل بویراحمد و پهلوی دوم». موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
- ↑ سهامپور، هوشنگ (۱۳۷۷). تاریخچه ایلات و عشایر عرب خمسه فارس. کوشامهر.
- ↑ احسان، یوسفی (۱۳۹۲). ایلات پارس. شیراز: انتشارات قشقایی. ص. ۱۰۱.
- ↑ فسایی، میرزا حسن. فارسنامه ناصری. ص. ۱۵۷۹.
- ↑ سهامپور، هوشنگ (۱۳۷۷). تاریخچه ایلات و عشایر عرب خمسه فارس. کوشامهر.
- ↑ نجفی، علیمحمد (۱۳۸۶). وقایع ایلات خمسه. تهران: جام جوان. شابک ۹۷۸۹۶۴۷۸۱۱۳۳۰.
- ↑ نجفی، علیمحمد (۱۳۸۵). بزرگان ایل عرب و ایلات (اینالو، باصری، بهارلو و نفر). قم: ائمه.
- ↑ بارث، فردریک (۱۳۴۳). ایل باصری. ترجمهٔ کاظم ودیعی. انتشارات دانشگاه تهران. ص. ۱۱۹.
- ↑ اشرف، اسکندر. هویت ایرانی در ایلات خمسه با تکیه برایل عرب. پژوهشنامه تاریخهای محلی، سال ششم شماره دوم.
- 1 2 3 «اعراب خمسه، عشایر قالیباف فارس». فرش بوم.
منابع
- تاریخچه ایلات و عشایر عرب خمسه فارس
- وقایع ایلات خمسه، محمد علی نجفی
