عشق والدین
| بخشی از یک مجموعه درباره |
| عشق |
|---|
| بخشی از مجموعه نوشتارها دربارهٔ |
| هیجانها و احساسات |
|---|
![]() ![]() |
عشق والدین یا دلبستگی والدین به پیوند عاطفی پایدار و ماندگاری گفته میشود که میان والدین (یا مراقبان اصلی) و فرزندان شکل میگیرد. این پیوند نقشی اساسی در رشد روانشناختی، اجتماعی و زیستی کودک ایفا میکند.[۱][۲][۳]
دیدگاههای تاریخی
نویسندگان و اندیشمندان دوران باستان و قرون وسطی دربارهٔ موضوع عشق والدین به بحث و بررسی پرداختهاند. فیلسوف یونانی، ارسطو، در اثر خود با عنوان تولد جانوران چنین بیان میکند:[۴]
به نظر میرسد که خودِ طبیعت خواهان آن است که در موجودات زنده، احساس توجه و مراقبت نسبت به فرزندانشان وجود داشته باشد. در حیوانات پستتر، این احساسی که طبیعت در وجودشان نهاده است، تنها تا هنگام تولد فرزند ادامه مییابد؛ در برخی دیگر، تا زمانی که فرزند به رشد کامل برسد؛ و در موجوداتی که از هوش بیشتری برخوردارند (phronimôtera)، تا پایان دوره پرورش و تربیت فرزند (ektrophên) ادامه پیدا میکند. موجوداتی که از بالاترین درجه هوش برخوردارند، حتی پس از آنکه فرزندانشان به رشد کامل میرسند نیز نسبت به آنان احساس صمیمیت و محبت (philia) نشان میدهند؛ انسانها و برخی از چهارپایان نمونههایی از این دستهاند.
لوکرتیوس، شاعر اپیکوریِ سدهٔ نخست پیش از میلاد، بر این باور بود که اگرچه عشق و محبت والدین به فرزندان در میان انسانها امری شایع است، در مقایسه با پیوندهای غریزی مشاهدهشده در حیوانات، از مبنایی طبیعی برخوردار نیست. او برای تبیین این دیدگاه، در توصیف فدا شدن ایفیگنیا و سوگواری گاوی برای گوسالهاش، بر شکنندگی پیوندهای خانوادگی در میان انسانها و در عین حال، ضرورت اجتماعی این پیوندها تأکید میکند.[۵]
توماس آکویناس در اثر خود با عنوان مدخل الهیات به این پرسش میپردازد که آیا انسان باید والدین خود را بیش از فرزندانش دوست بدارد یا خیر. او استدلال میکند که میزان محبت باید متناسب با میزان شباهتِ محبوب به خداوند باشد. از آنجا که والدین سرچشمه یا مبدأ زندگی انسان بهشمار میروند و نقشی والاتر و شبیهتر به نقش خداوند ایفا میکنند، باید بیش از فرزندان مورد محبت قرار گیرند.[۶]
دیدگاههای نوین
روانشناس، هری هارلو، در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مجموعهای از آزمایشها را برای بررسی ماهیت عشق و دلبستگی، بهویژه در میان نوزادان و مراقبان آنان، انجام داد. او با استفاده از میمونهای رزوس بهعنوان آزمودنی، میمونهای نوزاد را از مادران زیستیشان جدا کرد و دو مادر جانشین در اختیار آنان قرار داد: یکی از سیم ساخته شده بود و شیر در اختیارشان میگذاشت و دیگری از پارچهای نرم ساخته شده بود، اما غذایی ارائه نمیکرد. نتایج آزمایشها نشان داد که میمونهای نوزاد بهطور مداوم ترجیح میدادند زمان بیشتری را در کنار مادر پارچهای سپری کنند و بهویژه در شرایط اضطراب و فشار روانی، برای دستیابی به آرامش و احساس امنیت به او پناه میبردند؛ نه در کنار مادر سیمی که تنها منبع تغذیه آنان بود. این یافتهها باور غالب رفتارگرایان در آن زمان را، مبنی بر اینکه دلبستگی عمدتاً بر ارضای نیازهای فیزیولوژیک استوار است، به چالش کشید و اهمیت گرمای عاطفی و تماس فیزیکی را در شکلگیری پیوندهای اولیه برجسته کرد.[۷][۸]
پژوهشهای هری هارلو بر روی میمونهای رزوس، پیش از شکلگیری نظریه دلبستگی انجام شد و در توسعه این نظریه تأثیرگذار بود. روانپزشک و روانکاو، جان بالبی، بر اساس نظریه دلبستگی معتقد بود که کودکان برای تضمین بقا و نیز دستیابی به رشد سالم اجتماعی و عاطفی، نیاز دارند با دستکم یک مراقب اصلی، رابطهای نزدیک و صمیمی برقرار کنند.[۹][۱۰]
زیستشناس تکاملی، نیکلاس کریستاکیس، محبت به فرزندان را در فهرست هشت ویژگی جهانشمول انسان قرار داده است. او استدلال میکند که انسانها در روند تکامل، بهگونهای ژنتیکی برای ترجیح و حمایت از جوامعی سازگار شدهاند که این ویژگیها را دارا هستند.[۱۱]
برنامه شکوفایی انسانی در دانشگاه هاروارد پژوهشهایی دربارهٔ شیوههای فرزندپروری و تأثیر آنها بر رشد بلندمدت و بهزیستی کودکان تا دوران بزرگسالی انجام داده است. نتایج این پژوهشها نشان داده است که سبک فرزندپروری مقتدرانه، که با سطوح بالایی از محبت و انضباط والدین همراه است، بهطور کلی با مطلوبترین پیامدها در رشد دوران کودکی ارتباط دارد.[۱۲][۱۳][۱۴]
سازوکارهای زیستی
مطالعات نشان میدهند که فرزندپروری در انسان، چه از سوی مادر و چه از سوی پدر، بر پایه یک شبکه مشترک «مراقبت والدین» در سامانه قشری ـ لیمبیک مغز استوار است؛ فعالیت این شبکه نیز تحت تأثیر پیامهای هورمونی و تجربه مراقبت از فرزند قرار دارد.[۳][۱۵]
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ Sabey, Allen K.; Rauer, Amy J.; Haselschwerdt, Megan L.; Volling, Brenda (22 October 2017). "Beyond "Lots of Hugs and Kisses": Expressions of Parental Love From Parents and Their Young Children in Two-Parent, Financially Stable Families". Family Process. 57 (3): 737–751. doi:10.1111/famp.12327. ISSN 1545-5300. PMID 29057469.
- ↑ "Attachment and child development". NSPCC Learning (in English). Retrieved 2025-07-12.
- 1 2 Swain, J. E.; Kim, P.; Spicer, J.; Ho, S. S.; Dayton, C. J.; Elmadih, A.; Abel, K. M. (2014-09-11). "Approaching the biology of human parental attachment: brain imaging, oxytocin and coordinated assessments of mothers and fathers". Brain Research. 1580: 78–101. doi:10.1016/j.brainres.2014.03.007. ISSN 1872-6240. PMC 4157077. PMID 24637261.
- ↑ Connell, Sophia M. (2019). "Nurture and parenting in Aristotelian ethics" (PDF). Birbeck University of London. ISSN 1467-9264.
- ↑ McConnell, Sean (12 November 2018). "Lucretius on the Nature of Parental Love". Antichthon (in English). 52: 72–89. doi:10.1017/ann.2018.1. ISSN 0066-4774.
- ↑ Guardian, Daily (2023-05-08). "Love of Parents and Love of Children". Daily Guardian (in American English). Retrieved 2025-07-12.
- ↑ Suomi, Stephen J.; Leroy, Helen A. (1982). "In memoriam: Harry F. Harlow (1905–1981)". American Journal of Primatology (in English). 2 (4): 319–342. doi:10.1002/ajp.1350020402. ISSN 1098-2345.
- ↑ Harlow, Harry F. (1958). "The nature of love". American Psychologist (in English). 13 (12): 673–685. doi:10.1037/h0047884. ISSN 1935-990X.
- ↑ Handbook of attachment: theory, research, and clinical applications. Internet Archive. New York: Guilford Press. 1999. ISBN 978-1-57230-087-3.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:دیگران (رده) نگهداری یادکرد:مکان ناشر (رده) - ↑ Hicks, Angela M.; Korbel, Carolyn (2013), "Attachment Theory", Encyclopedia of Behavioral Medicine (in English), Springer, New York, NY, pp. 149–155, doi:10.1007/978-1-4419-1005-9_939, ISBN 978-1-4419-1005-9, retrieved 2025-07-12
- ↑ Christakis, Nicholas A. (2019). Blueprint: The Evolutionary Origins of a Good Society (in English). Little, Brown Spark. ISBN 978-0-316-36520-8.
- ↑ "How Parental Love Impacts Flourishing Later in Life | Psychology Today United Kingdom". www.psychologytoday.com (in British English). Retrieved 2025-07-13.
- ↑ Chen, Ying; Kubzansky, Laura D.; VanderWeele, Tyler J. (2019-01-01). "Parental warmth and flourishing in mid-life". Social Science & Medicine. 220: 65–72. doi:10.1016/j.socscimed.2018.10.026. ISSN 0277-9536.
- ↑ Chen, Ying; Haines, Jess; Charlton, Brittany M.; VanderWeele, Tyler J. (6 May 2019). "Positive parenting improves multiple aspects of health and well-being in young adulthood". Nature Human Behaviour (in English). 3 (7): 684–691. doi:10.1038/s41562-019-0602-x. ISSN 2397-3374.
- ↑ Abraham, Eyal; Hendler, Talma; Shapira-Lichter, Irit; Kanat-Maymon, Yaniv; Zagoory-Sharon, Orna; Feldman, Ruth (2014-07-08). "Father's brain is sensitive to childcare experiences". Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America. 111 (27): 9792–9797. doi:10.1073/pnas.1402569111. ISSN 1091-6490. PMC 4103311. PMID 24912146.
- عشق
- هیجانها


