قمرالملوک وزیری

قمرالملوک وزیری
قمرالملوک وزیری در اواخر دههٔ ۱۳۲۰
قمرالملوک وزیری در اواخر دههٔ ۱۳۲۰[۲]
اطلاعات پس‌زمینه
نام(های) دیگرقمرالملوک وزیری‌زاده[۳][۴]
زادهقمرخانم سید حسین‌خان
۱۲۸۴ خورشیدی
سنگلج یا کاشان یا تاکستان، ایران
خاستگاهایرانی
درگذشته۱۴ مرداد ۱۳۳۸ (۵۴ سال)
شمیران، تهران ایران
ژانر(ها)موسیقی سنتی ایرانی
پیشه(ها)خواننده
سال‌های فعالیت۱۳۰۲–۱۳۳۸
ناشر(ان)هیزمسترزویس، پولیفون، رادیو ایران

قمرخانم سید حسین‌خان (۱۲۸۴ ه‍.خ – ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ ه‍.خ) مشهور به قمرالملوک وزیری، خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی و از پیشگامان حضور زنان در عرصهٔ موسیقی حرفه‌ای ایران بود. او نخستین زن ایرانی به‌شمار می‌آید که بدون حجاب سنتی بر صحنهٔ عمومی کنسرت ظاهر شد و آواز خود را برای عموم اجرا کرد؛ اقدامی که در زمان خود بازتاب اجتماعی گسترده‌ای داشت. قمر فعالیت هنری‌اش را در دههٔ ۱۳۰۰ خورشیدی آغاز کرد و با صدایی پرقدرت، وسعت صوتی قابل توجه و شیوهٔ اجرایی اثرگذار، به‌سرعت به یکی از مشهورترین خوانندگان دورهٔ خود تبدیل شد. نام او به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های تاریخ آواز ایرانی و نمادی از تحول اجتماعی و فرهنگی زنان در ایران باقی مانده است و از او با القابی همچون «هزاردستان آواز ایران» و «ام کلثوم ایران» یاد شده است.

قمر پدرش را پیش از تولد و مادرش را اندکی پس از تولد از دست داد. او در سال‌های کودکی نزد مادربزرگش بزرگ شد که روضه‌خوان حرم ناصرالدین شاه بود و به این واسطه با خوانندگی آشنا شد. قمر چند بار ازدواج کرد، و به واسطهٔ یکی از همسرانش به مورفین اعتیاد پیدا کرد. او به جز یک فرزند که مرده به دنیا آمد، فرزند دیگری از خود نداشت، اما قیومیت چندین خانواده را به عهده گرفته بود و چند فرزندخوانده نیز داشت. وی به‌خصوص با هنرمندان مشروطه‌خواه نظیر عارف قزوینی نزدیک و هم‌فکر بود. قمرالملوک وزیری افزون بر جایگاه هنری، به‌سبب فعالیت‌های اجتماعی و حمایت از امور خیریه نیز شناخته می‌شود. وی بخش قابل توجهی از درآمد خود را به نیازمندان می‌بخشید. زندگی او در سال‌های پایانی با تنگنای مالی و بیماری همراه بود. قمر در سال ۱۳۳۸ در تهران درگذشت و پیکرش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

قمر در نوجوانی به واسطهٔ بستگان خاله‌اش با مرتضی نی‌داوود آشنا شد و سپس برای آموزش موسیقی نزد او رفت. نی‌داوود پس از آموزش ردیف موسیقی ایرانی به قمر، برای او اجراهای خصوصی ترتیب داد که باعث شد نام قمر به گوش هنردوستان برسد. در سال ۱۳۰۳ قمر برای اولین بار در یک کنسرت آواز خواند. او در این کنسرت حجاب بر سر نداشت که تصمیمی پیشگامانه بود و برایش مشکلاتی رقم زد، اما همزمان به دیگر خوانندگان زن انگیزهٔ حضور در عرصهٔ عمومی را داد. شرکت‌های ضبط صفحه چند صد صفحه با صدای قمر ضبط کردند، اگرچه بسیاری از آن‌ها باقی نمانده است. با تأسیس رادیو در ایران در سال ۱۳۱۹، قمر از همان روز نخست در رادیو برنامهٔ موسیقی اجرا کرد و فعالیت‌های او در رادیو تا ۱۳۳۰ که دو بار سکته قلبی و مغزی کرد ادامه داشت. قمر در همان سال‌ها در فیلم مادر (۱۳۳۰) ساختهٔ اسماعیل کوشان نقش‌آفرینی کرد اما مدتی بعد به واسطهٔ تأثیر سکته روی تکلمش، از صحنهٔ هنر کاملاً کنار رفت. او با بسیاری از موسیقی‌دانان نامدار عصر خود همکاری داشت و بسیاری از شاعران هم‌دورهٔ قمر برای قمر یا دربارهٔ قمر شعر سرودند.

زندگی و حرفه

اوایل زندگی و تحصیلات

قمرخانم سید حسین‌خان در ۱۲۸۴ ه‍.خ به دنیا آمد.[۵] بعضی منابع زادگاه او را سنگلج در تهران، برخی کاشان و عده‌ای دیگر تاکستان قزوین ذکر کرده‌اند.[۶][الف] پدرش سید حسن، کارمند ساده‌ای بود[۱۲] که چهار ماه پیش از زادروز قمر درگذشت. مادرش طوبی نام داشت[ب] و وقتی قمر هجده‌ماهه بود، بر اثر حصبه از دنیا رفت.[۱۵] والدین قمر اهل کاشان بودند[۱۶] و پیش از قمر، یک فرزند پسر هم داشتند که خیلی زود مرد.[۱۷] قمر در محلهٔ سنگلج تهران بزرگ شد[۱۸] و به‌خاطر دوری از خانوادهٔ پدرش (که ساکن کاشان بودند)، با آن‌ها ارتباط زیادی نداشت، اما با خانوادهٔ مادرش از جمله خاله‌اش ارتباط نزدیک‌تری داشت.[۱۹]

قمرالملوک وزیری در ۱۴ سالگی

قمر از هشت‌ماهگی نزد مادربزرگش خیرالنساء بزرگ شد؛ زنی که از ایام جوانی در حرم‌سرای دربار ناصری نغمه‌خوانی می‌کرد و به سبب مهارتش، از سوی شاه «افتخارالذاکرین» لقب گرفته بود.[۲۰] قمر نیز تا هفت‌سالگی همراه با مادربزرگ خود به مجالس خصوصی و حرم‌سرای شاه می‌رفت.[۲۱] زمانی که خیرالنساء در این مجالس به مرثیه‌خوانی می‌پرداخت، قمر سراپا گوش می‌شد و سپس در خلوت خود سعی می‌کرد آن الحان و الفاظ را عیناً تقلید کند. قمر بعدها این حرفه را از خیرالنساء فرا گرفت و مدت‌ها در مناسبات مذهبی با وی هم‌خوانی می‌کرد. به همین سبب، وسعت و طنین صدایش روزبه‌روز بهتر شد و نیز، جرئت و جسارتش برای اجرا در برابر جمعیت فزونی گرفت.[۲۲] قمر بعدها در این رابطه گفته که «مدیون همان تربیت اولیهٔ خودم هستم، چراکه همان پامنبری کردن‌ها به من جرئت خوانندگی داد».[۲۳][پ]

وقتی قمر ده ساله بود، خیرالنساء برایش دایه‌ای استخدام کرد که به نوشتهٔ زبیده جهانگیری «تا آخر دوران حیات قمر، چون سایه‌ای بر زندگی او سنگینی می‌کرد».[ت] قمر مدتی در مکتبخانه[ث] و مدتی هم نزد یکی از همسایگانش تحصیلات ابتدایی را فرا گرفت؛ اما همین که توانست به آسانی شعرها را روخوانی کند، از ادامهٔ تحصیل دست کشید.[۲۹] در حوالی سال ۱۳۰۶ که برای ایرانیان شناسنامه صادر می‌شد، قمر با موافقت علینقی وزیری، نام خانوادگی «وزیری‌زاده» را برای خود انتخاب کرد، هرچند بعدها در نزد عموم با نام خانوادگی «وزیری» به شهرت رسید.[۳۰][۳۱]

آغاز فعالیت‌های موسیقی

آشنایی قمر با موسیقی از سنین کودکی شروع شد. مادربزرگش که قیمومیت وی را عهده داشت، در مدتی که به سفر کربلا رفته بود قمر را به خاله‌اش سپرد. خالهٔ قمر اشرف‌الملوک نام داشت و همسر شاهزاده عبدالعظیم میرزا کاشفی بود. دخترخاله‌اش شازده ملوک نام داشت و با یکی از رجال سرشناس آن دوران به نام مجد‌الصنایع ازدواج کرد که فردی دست‌ودلباز و دوستدار هنر و هنرمندان بود. قمر به همراه شازده ملوک به منزل مجد‌الصنایع می‌رفت و از این طریق بود که با نوازندگان شاخصی چون درویش‌خان، رکن‌الدین مختاری، حاجی‌خان (نوازندهٔ ضرب) و حسام‌السلطنه مراد مواجه شد.[۳۲][۳۳] در نوجوانی، قمر به همراه مادربزرگش به مجالس روضه‌خوانی خصوصی زنان دربار می‌رفت و گاهی هم به هم‌خوانی با او می‌پرداخت.[۳۴] قمر متوجه شد که نیاز به معلم موسیقی دارد و خیرالنساء پیرمردی را برای آموزش موسیقی به قمر استخدام کرد، اما این پیرمرد اندکی بعد از دنیا رفت.[۳۵]

قمرالملوک در نوجوانی، زمانی که نزد مرتضی نی‌داوود تعلیم می‌گرفت[۳۶]

اندکی پیش از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹، قمر در یک مجلس خصوصی با مرتضی نی‌داوود آشنا شد.[۳۷] نی‌داوود خاطره‌ای از این دیدار را تعریف کرده است: «این دیدار در محفلی پیش آمد که من هم به آن دعوت شده بودم. یکی از حاضران ساز می‌زد ولی من از طرز نواختنش هیچ خوشم نیامد، اما همین که قمر شروع به خواندن کرد به واقعیت عجیبی پی بردم که صدای این خانم جوان، به اندازه‌ای نیرومند و رساست که باورکردنی نیست. از صاحب خانه ساز خواستم و با صدای قمر شروع به نواختن کردم. به او گفتم: صدای فوق‌العاده‌ای دارید چیزی که کم دارید آموختن گوشه‌های موسیقی ایرانی است.»[۳۸] در آن زمان نی‌داوود به تازگی فراگیری موسیقی نزد درویش‌خان را کامل کرده بود و کلاس خودش را برپا کرده بود. نی‌داوود ۲۰ ساله و قمر حدوداً ۱۶ ساله بود که به کلاس نی‌داوود پیوست.[۳۹][ج] قمر به جز آواز، آشنایی اندکی با نواختن تار هم داشت.[۴۲] نی‌داوود قمر را با ردیف موسیقی ایرانی و فنون آوازخوانی آشنا کرد و قمر در مدتی کوتاه پیشرفت بسیاری کرد تا جایی که نی‌داوود به او در مجالس خصوصی فرصت خوانندگی داد.[۴۳] اولین اجرای قمر در یک محفل خصوصی در داوودیه (نزدیک شمیران) بود که مورد استقبال گرم حضار قرار گرفت، چنان‌که صاحبخانه به وی یک گردنبند و یک قطعه جواهر هدیه داد.[۴۴] نی‌داوود و قمر از آن پس چندین بار در محافل خصوصی با هم موسیقی اجرا کردند[چ] تا جایی که نی‌داوود تصمیم گرفت قمر روی صحنهٔ رسمی کنسرت اجرا کند.[۴۶]

کنسرت گراند هتل

قمر اولین خوانندهٔ زن در ایران دانسته می‌شود که بدون حجاب روی صحنه رفت.[۴۷] برگزاری کنسرت برای قمر ایدهٔ حسین سمیعی معروف به ادیب‌السلطنه بود.[۴۸] قمر نخستین کنسرت خود را در سال ۱۳۰۳ در گراند هتل برگزار کرد. بلیت این کنسرت به سرعت فروش رفت. حدود ۶۰۰ نفر بلیت با شمارهٔ صندلی داشتند و عدهٔ بسیاری هم بلیت ارزان‌تر خریدند و در گوشه و کنار سالن نشستند یا ایستاندند. تعداد حضار دو برابر ظرفیت رسمی سالن بود.[۴۹] بلیط‌های این کنسرت در بازار سیاه تا ۴۰ تومان هم فروش رفته بودند. (حقوق ماهانه یک کارمند عالی‌رتبه در آن زمان ۵۰ الی ۶۰ تومان بود)[۵۰] طراحی صحنهٔ کنسرت توسط یک هنرمند آلمانی به نام تالبرگ انجام شده بود و در ابتدای کنسرت، قمر بر روی یک هلال ماه نشسته بود.[۵۱] در انتهای برنامه ازدحام جمعیت چنان بود که مجبور شدند قمر را از در مخفی گراند هتل بیرون ببرند. تا قمر سوار ماشین شد، چند مأمور او را دستگیر کردند. روز بعد نظمیه از او تعهد گرفت که بی‌حجاب کنسرت ندهد، زیرا در آن زمان زنان بی‌چادر را در خیابان‌ها دستگیر می‌کردند. در نهایت، قمر با امضای تعهدنامه همان شب آزاد شد.[۵۲] محمود خوشنام اجرای قمر در آن شب را «حادثه بزرگ تاریخی» و «کنسرتی سرنوشت‌ساز» می‌خواند که راه را برای آوازخوانی زنان در محافل عمومی باز کرد[۵۳] و بعدها زمینه‌ساز ظهور هنرمندانی نظیر روح‌انگیز، ملوک ضرابی، پروانه، مرضیه، دلکش و پریسا شد.[۵۴] هرچند قمر تعهد داده بود که پس از گراند هتل دیگر کنسرت ندهد و بی‌حجاب آواز نخواند، اما کماکان به اجراهای خصوصی ادامه می‌داد و همچنان بی‌حجاب از خانه بیرون می‌رفت.[۵۵]

روایت‌ها دربارهٔ اینکه قمر در کنسرت گراند هتل تصنیف «مرغ سحر» را خوانده باشد، متفاوت است. حسینعلی ملاح و زبیده جهانگیری نوشته‌اند که قمر آن را نخستین بار در گراند هتل خوانده بود؛[۵۶][۵۷] اما منوچهر خسروانی (مجموعه‌دار بسیاری از صفحه‌های موسیقی ایرانی) نوشته که قمر هیچ‌گاه «مرغ سحر» را نخوانده و اولین بار آن را ملوک ضرابی خوانده و بعد هم افراد دیگری اجرا کرده‌اند.[۵۸][ح] مهدی نورمحمدی هم اشاره کرده که نخستین انتشار «مرغ سحر» به سال ۱۳۰۶ برمی‌گردد، که سه سال پس از کنسرت مذکور است.[۶۱]

قمرالملوک وزیری روی صحنه

پس از کنسرت گراند هتل، شهرت قمر روزافزون گشت و برایش کنسرت‌های بیشتری تدارک دیده شد. کنسرت او در سینما سپه تهران که به‌همت علی وکیلی، بنیان‌گذار این سینما برپا شده بود، قرار بود شش‌روزه باشد؛ اما با استقبال مردم تا شش هفته ادامه یافت و بهای بلیت‌هایش به ۵۰ تومان هم رسید.[۶۲] در شب‌های آخر کسانی که بلیت به دست نیاورده بودند، کنار سالن سرپا به برنامه گوش دادند. استقبال از این کنسرت چنان پرشور بود که در انتهای برنامه، مردم از پول و طلا و زیورآلات و طوق و خلخال هر چه داشتند، به‌سوی قمر روی صحنه پرتاب کردند.[۶۳] جعفر شهری که خودش در یکی از این کنسرت‌ها حضور داشته، صحنه را چنین توصیف می‌کند:

دکور عبارت بود از باغ و خانه‌ای روستایی و قمر هم به شکل زنی روستایی با یلِ آلبالویی‌رنگ چسبان و زیبا و چارقدی گلدار و خوش‌نقش که آن را با سنجاق زیر گلو محکم کرده بود، جلوی صحنه به روی تختهٔ نمدی، پشت چرخ نخ‌ریسی نشسته و در حالی که دستهٔ چرخ را می‌چرخانید و وانمود می‌کرد که نخ می‌ریسد، صدای زیبای خود را در فضا طنین‌انداز کرده بود.

— جعفر شهری، طهران قدیم[۶۴]

از دیگر برنامه‌های شاخص قمر، کنسرتی بود که او در سال ۱۳۰۷ به همراه موسی معروفی برگزار کرد. بر مبنای آنچه در آگهی‌ها آمده، این نخستین کنسرتی بود که در آن دستگاه نوا اجرا می‌شد.[۶۵] قمر به یاد ایرج میرزا و درویش‌خان نیز کنسرت ترتیب داد. او در دوران فعالیتش در نقاط مختلف کشور همچون رشت، بندر انزلی، خوزستان و همدان نیز کنسرت برگزار کرد.[۶۶]

ضبط موسیقی

پیشرفت قمر در موسیقی چنان بود که شرکت هیزمسترزویس به‌خاطر ضبط صدای او دستگاه ضبط صفحه گرامافون به تهران آورد. بعد از آن شرکت پولیفون هم صفحه‌هایی از صدای قمر ضبط کرد. به گفته ساسان سپنتا و محمدعلی امیرجاهد جمعاً بیش از ۲۰۰ صفحه از قمر ضبط شد.[۶۷] اما حسام‌الدین خرمی در ویژه‌نامهٔ اطلاعات در ۵ تیر ۱۳۵۴ تعداد صفحه‌های قمر را ۴۲۶ ذکر کرده و گفته که تنها نزدیک به یک‌سوم این صفحه‌ها باقی مانده‌اند.[۶۸] بسیاری از این صفحه‌ها در کارخانه‌هایی تولید می‌شدند که در جنگ جهانی دوم از بین رفتند.[۶۹] عبدالله طالع همدانی در سال ۱۳۷۸ گفته بود که از بسیاری از صفحه‌های قمر یک نسخه دارد، اما وقتی او در سال ۱۳۸۲ درگذشت، اثری از این صفحه‌ها در منزل او پیدا نشد.[۷۰]

اولین صفحه‌ای که با صدای قمر ضبط شد، قطعهٔ «مارش جمهوری» اثر عارف قزوینی بود که محتوایی سیاسی در حمایت از جنبش مشروطه داشت. این صفحه در سال ۱۳۰۴ ضبط و در لندن تکثیر شد اما وقتی به ایران رسید، به واسطهٔ شرایط سیاسی کشور از بازار جمع‌آوری و نابود شد.[۷۱][۷۲][۷۳] قطعه‌های بعدی شامل چند تصنیف دیگر از عارف بودند از قبیل «گریه کن که گر» و «ای دست حق» که توسط شرکت هیزمسترزویس ضبط شدند و بعداً بیشترشان از بین رفتند.[۷۴] از صفحه‌های تصنیف قمر که با کیفیت خوب باقی مانده‌اند، یکی تصنیف «نگار من» در بیات ترک است که توسط شرکت پارلوفون ضبط شد و دیگری تصنیف «ماه من» در بیات اصفهان که توسط شرکت پولیفون ضبط شد. از صفحه‌های خوب آواز قمر هم یکی صفحهٔ افشاری است که با همراهی ویولن موسی‌خان[خ] اجرا شده و دیگری صفحهٔ شور که در برنامهٔ روح‌الله خالقی ضبط شد.[۷۶] ضبط و نشر صفحه‌های موسیقی با صدای قمر، شهرت او را از میان هنرمندان و مردمان متنفذ به میان عامهٔ مردم گسترش داد.[۷۷]

فعالیت در رادیو، تئاتر و سینما

تا پیش از اینکه رادیو در ایران دایر شود، قمر به اجرای کنسرت ادامه داد و از جمله در سینما سپه و سینما پالاس تهران و در شهرهای مشهد و همدان کنسرت گذاشت.[۷۸] گشایش رادیو ایران در سال ۱۳۱۹ صدای قمر را به عموم مردم رساند. روز ۱۴ اردیبهشت ۱۳۱۹ که رادیو با حضور محمدرضا پهلوی (ولیعهد وقت) افتتاح شد، قمر به همراه اعضای ارکستر به اجرای برنامه پرداخت.[۷۹] در آن برنامه، قمر تصنیفی از موسی معروفی را اجرا کرد که شعرش از هدایت‌الله نیرسینا بود و با «وزان شد باد مهرگان» شروع می‌شد.[۸۰] او با حبیب سماعی در برنامه‌های رادیو همکاری می‌کرد و در ادامه نیز با همراهی ارکستر برادران معارفی،[د] مرتضی نی‌داوود، حسین یاحقی، ابوالحسن صبا، اسماعیل کمالی و مرتضی محجوبی برنامه‌هایی در رادیوی ملی اجرا کرد.[۸۳][۸۴] با این حال، درآمد حاصل از فعالیت در رادیو کافی نبود و او مجبور بود همزمان در کافه‌ها نیز بخواند.[۸۵][ذ]

قمر در حوالی سال ۱۳۱۳ که جشن هزاره فردوسی برگزار شد، یک نقش در تئاتر بازی کرد که موضوع آن رابطهٔ عاشقانهٔ دختر و پسری روستایی بود.[۸۸] او سال‌ها بعد در کنار دلکش در فیلم مادر (۱۳۳۰) ساختهٔ اسماعیل کوشان به ایفای نقش کوتاهی پرداخت[۸۹][ر] و در آن، غزلی از سعدی را با همراهی ویولن ناصر زرآبادی در دستگاه چهارگاه آوازخوانی کرد.[۹۱][۹۲] محمود خوشنام این فیلم را یک فیلمفارسی نازل به شمار آورده و از حضور قمر در آن ابراز تأسف کرده است، چرا که صدای قمر در آن زمان ضعیف شده بود و نمی‌توانست در فیلم بدرخشد. به عقیدهٔ خوشنام، قمر به دلیل تنگدستی پذیرفته بود که در این فیلم نقش بازی کند.[۹۳] قمر بابت اجرا در این فیلم دو هزار تومان دریافت کرد که همان هم خرج لباسش شد.[ز] نسخه‌های این فیلم بعدها به ادعای استودیو پارس فیلم (تهیه‌کنندهٔ فیلم) در آتش‌سوزی از میان رفت.[۹۵]

قمر که بیماری فشار خون داشت، در دههٔ ۱۳۳۰ دو بار سکته قلبی و مغزی کرد.[ژ] بیشتر عوارض این سکته‌ها پس از مدتی رفع شد؛ اما تأثیر آن بر زبان و تکلم قمر ماندگار بود. او از ۱۳۳۲ دیگر در رادیو برنامه اجرا نکرد و از سال ۱۳۳۳ هم دیگر هیچ اجرایی نداشت.[۹۷] در آخرین برنامهٔ رادیویی‌اش، قمر با صدایی که به‌شدت ضعیف شده بود، قطعه‌هایی در ابوعطا، افشاری و ماهور اجرا کرد که دوتای اول با ویولن ابوالحسن صبا، تار اسماعیل کمالی و ضرب امیر ناصر افتتاح همراهی شدند و قطعهٔ ماهور با تارنوازی ارسلان درگاهی اجرا شد.[۹۸]

فعالیت‌های خیریه

تصویری از قمر در سال‌های پایانی عمر

وقتی قمر به شهرت رسید، در مجالس خصوصی و عروسی خانواده‌های ثروتمند شرکت می‌کرد و از این طریق درآمد زیادی داشت.[۹۹][س] با این حال، او بیشتر عواید حاصل از برنامه‌های خود را به امور خیریه اختصاص می‌داد یا به دیگران پیشکش می‌کرد.[۱۰۱] قمر در سال ۱۳۰۶ کنسرتی را به نفع شکرالله قهرمانی که در آن زمان از کار افتاده بود، برگزار کرد. بلیت این کنسرت از ۴ تا ۲۰ تومان بود، در حالی که بلیت کنسرت‌ها پیش از قمر تنها ۱ تا ۴ قران باقی مانده بود.[۱۰۲] قمر در سال ۱۳۰۹ در سفری به خراسان به درخواست امان‌الله جهانبانی در مشهد کنسرت داد و عواید آن را صرف ساخت آرامگاه فردوسی کرد.[۱۰۳][ش] او در سال ۱۳۱۰ در همدان کنسرت داد و ترانه‌هایی از عارف قزوینی خواند. وقتی والی خراسان سلطان‌حسین میرزا نیرالدوله چند گلدان نقره به قمر هدیه کرد، آن‌ها را به عارف پیشکش نمود، با اینکه عارف مورد غضب نیرالدوله و رضاشاه بود. در سال ۱۳۰۸ به نفع شیر و خورشید سرخ کنسرت داد و عواید آن به بچه‌های یتیم اختصاص داده شد.[۱۰۵][۱۰۶] او در سال ۱۳۱۱ هم کنسرتی در قزوین به نفع سیل‌زدگان فارس و کرمان برگزار کرد. به گفتهٔ مرتضی نی‌داوود، کنسرت قمر در شهر رشت و بندر پهلوی بیش از ۴٬۰۰۰ تومان درآمد داشت (در آن زمان، با ۱۰۰ تومان می‌شد خانه خرید)[۱۰۷] اما وقتی به تهران رسیدند، هیچ پولی نداشتند، چون قمر همه را به زنانی بخشیده بود که در شالیزارها کار می‌کردند.[۱۰۸][ص] این عادت قمر تا پایان عمرش باقی ماند و حتی وقتی از صحنهٔ موسیقی کنار رفت و به مقرری‌های دولتی وابسته شد، باز هم بیشتر پولش را به دیگران می‌بخشید.[۱۱۰]

قمر به دستگیری از خانواده‌های نیازمند نیز شهرت داشت. برای نمونه، بیژن ترقی خاطره‌ای از دوران کودکی‌اش تعریف کرده که در سفر کوتاهی به سمت شهر ری که او و پدرش همراه قمرالملوک وزیری بودند، قمر در میانهٔ راه درخواست می‌کند که ماشین نزدیک چند خانه خرابه متوقف شود. کودکانی از آن خانه به سمت قمر می‌دوند که او آن‌ها را با نام صدا می‌زد و به آغوش می‌گرفت و سپس از وسایل سفر خود به آن‌ها کفش و لباس نو هدیه داد.[۱۱۱] حسن علوی‌کیا هم خاطره‌ای مشابهی تعریف می‌کند که در آن قمر، در میانهٔ مسیری، از دختری بیمار عیادت و به او و خانواده‌اش رسیدگی می‌کند و تمام پولی که همراه داشت را به آنان می‌دهد. جواد بدیع‌زاده هم تعریف می‌کند که قمر اولین درآمدش از ضبط صفحه را به طور کامل صرف هزینه‌های چند طفل بی‌سرپرست و یتیم می‌کند.[۱۱۲] این ویژگی‌های شخصیتی قمر و استلزام او به موسیقی سنتی و پرهیز از موسیقی مبتذل و مطربی، تا پایان عمر حفظ شد و او را زبانزد دیگران کرد.[۱۱۳] جایگاه قمر نزد مردم چنان درخشان بود که حتی برخی از زنانی که سخت به حجاب پایبند بودند و با آواز خواندن زنان مخالفت داشتند هم نسبت به قمر دیدگاهی احترام‌آمیز داشتند.[۱۱۴]

درگذشت

قمر در بالین بیماری به همراه دایه‌اش (راست)[۱۱۵]

پس از سکته‌های قلبی و مغزی، تکلم قمر مختل شد و او تدریجاً از صحنهٔ خوانندگی کنار رفت. جعفر شهری نوشته که او مدتی در کاباره شکوفه نو با دستمزدی ناچیز در ساعات پایانی شب که معمولاً برای خواننده‌های درجه پایین به کار می‌رفتند، به خواندن آواز و تصنیف می‌پرداخت.[۱۱۶] او مدتی برای گذران زندگی مجبور شد زیورآلات و بخشی از وسایل منزلش را بفروشد. در این زمان به پیشنهاد بدیع‌الزمان فروزانفر (رئیس وقت دانشکده الهیأت دانشگاه تهران) طرحی به مجلس سنای ایران ارائه شد که به پاس خدمات قمر به وی مقرری پرداخت شود که از آن پس ابتدا ماهانه ششصد تومان و سپس هشتصد تومان به قمر پرداخت شد.[ض] رادیو هم برای او ماهیانه چهل تومان مقرری تعیین کرده بود که قمر برای دریافت آن به سختی تا میدان ارگ می‌رفت، اگرچه در راه برگشت به منزلش در تهران‌نو تمام آن پول را به دیگران می‌بخشید.[۱۱۸] همچنین با یک مصوبهٔ دیگر مجلس، به دلیل اعتیاد قمر به مورفین قرار شد که ماهانه مقداری از این دارو به وی تحویل داده شود.[۱۱۹]

قمر از اینکه نمی‌توانست در رادیو اجرا کند بسیار رنجور بود و گاهی مخفیانه و با پوشیدن چادر به محدودهٔ ادارهٔ رادیو می‌رفت تا از آن مکان تجدید خاطره کند. به گفتهٔ اسماعیل نواب صفا قمر دو روز پیش از مرگش هم چنین کرد و نواب صفا او را کنار نرده‌های ادارهٔ رادیو دیده بود.[۱۲۰] اعتیاد او به مورفین هم در این دوره مزید بر علت شده بود و به گفتهٔ پرویز خطیبی در کتاب خاطراتی از هنرمندان، قمر در روزهای آخر عمرش چیزی نمی‌خورد و روزی ۶۰ نخ سیگار هما می‌کشید.[۱۲۱][۱۲۲]

آرامگاه قمرالملوک وزیری در گورستان ظهیرالدوله. بالای سنگ قبر او، بیت هفتم از غزلی که عبدالله طالع همدانی در سوگ قمر سروده بود حک شده است: «تنها نه قمر بود هنرمند به عالم / روح ملکی بود که از جسم بشر رفت».[۱۲۳] در وسط سنگ هم دو بیت از تصنیف «آتش دل» سرودهٔ حسین پژمان بختیاری حک شده که خود قمر اولین بار آن را در سال ۱۳۱۵ به همراهی مرتضی نی‌داوود در گراند هتل اجرا کرده بود.[۱۲۴]

در سال‌های آخر عمر، قمر در خانه‌ای که دوستانش در تهران‌نو برایش خریدند زندگی می‌کرد،[۱۲۵] اما در روزهای پایانی عمرش او را به دربند (منطقه‌ای در شمیران، شمال تهران) بردند[۱۲۶] و او این روزهای پایانی را نزد شازده ملوک (دخترخاله‌اش) گذراند.[۱۲۷] قمرالملوک وزیری در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ در شمیران و بر اثر عوارض ناشی از سکته درگذشت.[ط] مساجد حاضر نشدند که پیکر وی را قبول کنند و به گفتهٔ دخترخوانده‌اش، در نهایت تصمیم بر آن شد که پیکر وی تا زمان تدفین در بیمارستان امیراعلم[ظ] نگهداری شود.[۱۳۲][۱۳۳] پیکر قمر بنابر وصیت خودش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.[۱۳۴][۱۳۵] به گفتهٔ زبیده جهانگیری، تنها جمع کوچکی در مراسم تشییع شرکت کردند و اگرچه او تلاش کرده بود با هنرمندان بسیاری تماس بگیرد، به جز علی تجویدی و حسین تهرانی بقیه به بهانه‌های مختلف از حضور در مراسم عذر خواستند.[۱۳۶] گزارشی که دو روز بعد در روزنامهٔ کیهان منتشر شد نیز تنها از تجویدی و تهرانی و کامبیز مژدهی و سید جواد ذبیحی و شاپور حاتمی[ع] نام برده و تأیید کرده که بسیاری از هنرمندان در مراسم تشییع قمر حاضر نبودند.[۱۳۷] وقتی پیکر قمر به ظهیرالدوله رسید، با دفن وی در آن مکان مخالفت شد و سرانجام با وساطت تیمور بختیار (رئیس وقت سازمان اطلاعات و امنیت کشور) اجازهٔ دفن وی در ظهیرالدوله داده شد.[۱۳۸] اما مراسم روز هفت درگذشت قمر بسیار پرشور بود و جمعیتی که از ساعت چهار عصر تا ده شب در آن شرکت داشتند، حدود یازده هزار نفر تخمین زده شد.[۱۳۹] در وصیتنامه‌ای که از قمر منتشر شده، او به اینکه ثروتی ندارد اشاره کرده و از اینکه از یتیمان دستگیری کرده احساس افتخار کرده است.[۱۴۰] چند روز پس از درگذشت قمر، علی‌اکبر شهنازی در تلویزیون ایران یکی از قطعه‌های مورد علاقهٔ قمر را به یاد او با تار اجرا کرد.[۱۴۱]

ویژگی‌های خوانندگی

ساسان سپنتا با بررسی صفحه‌های ضبط‌شده از آواز قمرالملوک وزیری به بررسی ویژگی‌های خوانندگی او پرداخته است. بر اساس این تحقیقات، بازه صوتی قمر در حدود متوسط صدای زنان بود،[غ] اما به نت‌های زیرتر نیز مسلط بود چنان‌که گوشهٔ عشاق را در اکتاو بالاتر اجرا می‌کرد و اوج گوشه‌های حجاز یا عراق را با صدایی شفاف و درخشنده اجرا می‌کرد. همچنین، صدای قمر با سازهای پرده‌دار هماهنگ بود و هارمونیک‌های زائد در آن به گوش نمی‌رسید.[۱۴۵] قدرت صدای قمر بسیار بالا بود؛ چنان‌که سپنتا می‌نویسد در محیط باز صدای او از چند کیلومتر دورتر هم شنیده می‌شد و با این حال در اوج قدرت هم صدای او از نت خارج نمی‌شد یا نمی‌شکست و می‌توانست تحریرها را به راحتی اجرا کند. تحریرهای او ابتکاری بود و از بسیاری از خوانندگان (از جمله مردان خواننده) همزمان خودش بهتر بود.[۱۴۶] امیرجاهد نیز به قدرت بالای صدای قمر اشاره کرده و آن را حتی از صدای مردان خواننده‌ای همچون حبیب شاطر حاجی[ف] قوی‌تر توصیف کرده است.[۱۴۷]

مژگان شجریان در مقالهٔ «نگاهی به شیوه‌های آوازی موسیقی ایرانی» ضمن طبقه‌بندی سبک‌های رایج آواز ایرانی، از حسین طاهرزاده به‌عنوان بهترین آوازخوان «شیوهٔ خانوادهٔ خاکی» و از قمر و روح‌انگیز به‌عنوان «میراث‌داران» این سبک نام برده است.[۱۴۸][ق] از خود طاهرزاده هم نقل شده که گفته بود: تنها کسی که مثل من می‌خواند قمر است.[۱۵۰] داریوش پیرنیاکان نیز بر این باور است که در میان خوانندگان زن ایرانی «هیچ یک نتوانستند از منظر صدا و کیفیت اجرایی به جایگاه هنری قمر دست یابند». او همچنین می‌افزاید که در آثار قمر «تحریرها همه شمرده و به‌جا» هستند و او در طول آوازخوانی، «مد روی کشش‌های مختلف را بسیار حساب‌شده» انجام می‌دهد.[۱۵۱]

حسینعلی ملاح صدای قمر را بر اساس چند معیار توصیف کرده است. به گفتهٔ او، «جنس صدای قمر صاف، خوش‌زنگ و دلربا بود» و وسعت صدای او از نت دو (زیر خط حامل با کلید سل) تا نت ر (روی خط چهارم) بود که بر اساس تقسیمات صوتی موسیقی غربی، تقریباً معادل کنترآلتو و در موسیقی ایرانی با لفظ چپ‌کوک شناخته می‌شود.[۱۵۲] ساسان سپنتا این دیدگاه را منعکس و رد کرده و برای توصیف بازهٔ صوتی قمر، متزوسوپرانو را صحیح‌تر از کنترآلتو دانسته است.[۱۵۳] ملاح همچنین معتقد بود که قمر در استفاده از حالت (یا نوانس، به معنی تغییر قدرت و شدت نت‌های مختلف) توجه کافی نداشت، و در بیان (دکلمه) اشعار هم به دلیل اینکه تحصیلات کافی نداشت، محدودیت‌هایی داشت و نمی‌توانست رابطهٔ شعر و موسیقی را به کمال برساند. او قمر را بهترین مجری سبک خوانندگی زمان خودش می‌داند، اگرچه او را صاحب‌سبک یا نوآوری‌کننده تلقی نمی‌کند.[۱۵۴] صدیق تعریف از قمر به‌عنوان مبنای سنجش موسیقی آوازی یاد کرده و هوشنگ ابتهاج هم نقل کرده که بنان — که کمتر خواننده‌ای را قبول داشت، ولی برای قمر جایگاهی ویژه قائل بود — گفته که «من وقتی آواز قمر را می‌شنوم، شرم دارم بگویم خواننده‌ام».[۱۵۵]

زندگی شخصی

در مورد تعداد ازدواج‌های قمر بین منابع اختلاف هست. زبیده جهانگیری تعداد ازدواج‌های قمر را با قاطعیت منحصر به دو مورد می‌داند؛ اما مهدی نورمحمدی در کتاب اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری بر اساس اسناد دیگر، درستی این ادعا را مبهم دانسته است.[۱۵۶]

قمر نخستین بار در نوجوانی و برخلاف میل خود به ازدواج اجباری تن داد؛ اما به روایت زبیده جهانگیری، از مجلس عقد گریخت و به خانهٔ یکی از دوستانش پناه برد.[۱۵۷] سال‌ها بعد، زمانی که قمر به شهرت رسیده بود، این فرد قمر را پیدا کرد و مدعی شد که قمر به عقد او درآمده، پس باید به خانه‌اش بازگردد. در آن زمان، قمر با یک روحانی متمول به نام بحرینی آشنا بود که املاکی در تهران و قزوین داشت. او در ابتدا به بحرینی پناه برد و مدتی در منزل وی در تهران ماند. سپس همراه وی و خانواده‌اش به عمارتی اربابی در قزوین رفت و حدود چهار ماه در آن‌جا اقامت گزید.[۱۵۸] بحرینی بعدها با کمک یک وکیل زمینهٔ طلاق قمر را فراهم کرد. قمر که سواد نوشتن نداشت، نتوانست امضای معتبری زیر طلاق‌نامه بزند و مجبور شد با ثبت اثر انگشت به آن رسمیت ببخشد. همین ماجرا او را بر آن داشت تا در بزرگسالی خواندن و نوشتن را در حد امضا کردن نام خودش فرا بگیرد. پس از رسمی شدن طلاق، قمر همراه با خانوادهٔ بحرینی به تهران بازگشت.[۱۵۹] در شمارهٔ ۶۹۰۲ روزنامهٔ کیهان، مورخ ۱۸ مرداد ۱۳۴۵، به نقل از دخترخالهٔ قمر آمده است که ازدواج نخست قمر در ۱۵ سالگی و با شخصی «صاحب‌منصب» صورت گرفته بود. او در ادامه و برخلاف روایت جهانگیری اضافه کرده که آن ازدواج تنها یک ماه دوام آورد و منجر به طلاق شد و پس از یک سال، قمر به ازدواج افسری به نام تقی‌خان در آمد.[۱۶۰][ک]

پس از آنکه احمدشاه از سلطنت خلع شد و رضاشاه بر سرِ کار آمد، قمر با فردی معروف به موسیو اصغر ازدواج کرد که فرزند یکی از مشروطه‌خوان قزوین بود.[گ] این ازدواج از روحیهٔ تجددخواهی قمر سرچشمه می‌گرفت، زیرا موسیو اصغر در فرانسه تحصیل کرده بود و برخلاف هنجارهای رایج آن دوره، همواره کت‌وشلوار می‌پوشید و پاپیون می‌زد؛ با این همه، کسب‌وکار مشخصی نداشت و با درآمدهای حاصل از املاک پدرش زندگی می‌کرد.[۱۶۴][ل] موسیو اصغر در زمان اقامتش در پاریس به مورفین اعتیاد پیدا کرده بود و قمر هم از این طریق کم‌کم به مورفین معتاد شد.[م] او حتی در دوران حاملگی هم مورفین مصرف می‌کرد و به همین دلیل، بچه‌اش مرده به دنیا آمد. زندگی قمر با موسیو اصغر دو سال و اندی بیشتر دوام نیاورد و در نهایت به جدایی انجامید.[۱۶۹]

قمر در سال ۱۳۱۴ و در سن ۳۰ سالگی، به عقد یک تاجر اصفهانی به نام امین‌التجار درآمد و برای زندگی با او مدتی هم به قزوین رفت.[۱۷۰] اما این ازدواج هم دوام نداشت؛ چرا که خانوادهٔ امین‌التجار اصرار داشتند قمر از خوانندگی دست بکشد و خانه‌داری کند.[۱۷۱] پرویز نقیبی به ازدواج چهارم قمر هم اشاره می‌کند و می‌نویسد «بزرگترین عشق زندگی قمر مردی از اهالی گرجستان بود که شالیکو نام داشت. کار این عشق به ازدواج کشید و شالیکو نیز دین اسلام [را] پذیرفت. یاد این عشق تا پایان عمر با قمر بود». اما زبیده جهانگیری این ازدواج را رد می‌کند.[۱۷۲] بنا به روایت دخترخالهٔ قمر در روزنامهٔ کیهان، قمر پس از جدایی از امین‌التجار خانه‌ای در خیابان استخر خرید و از آن زمان فقط با دایه و دختر دایه‌اش و ۱۲ نفر از کودکان بی‌سرپرست به زندگی پرداخت.[۱۷۳] قمر چند عشق نافرجام هم داشت. او از جمله به رضا محجوبی عشق می‌ورزید، اگرچه هرگز با او وارد رابطه نشد چون محجوبی از او گریزان بود.[۱۷۴]

قمر سرپرستی چند خانواده را که بچه داشتند، بر عهده گرفته بود و هزینهٔ آن‌ها را می‌داد. او که دوست داشت خودش هم بچه داشته باشد، بعدها پسری را به فرزندی قبول کرد و نامش را منوچهر وزیری‌زاده گذاشت.[۱۷۵][۱۷۶][ن] یکی از آرزوهای قمر آن بود که منوچهر ازدواج کند که این امر در سال ۱۳۳۷ محقق شد.[۱۷۸] آگهی فوت قمر در روزنامهٔ اطلاعات هم به امضای منوچهر منتشر شد.[۱۷۹] زبیده جهانگیری نیز یکی از دخترخوانده‌های قمر بود و بخشی از اطلاعات منتشرشده دربارهٔ زندگی وی برخاسته از کتاب قمری که خورشید شد نوشتهٔ جهانگیری است.[۱۸۰] قمر تا پایان عمر چندین فرزندخوانده داشت.[۱۸۱]

روابط با سیاست‌مداران و هنرمندان

قمرالملوک وزیری در جوانی که نیم‌تاج طلا بر سر دارد.

قمر با دولت‌مردان رابطه‌ای محکم داشت و اگرچه اهل سیاست نبود، اما مراوداتش با دولت‌مردان از او هنرمندی آگاه به مسائل سیاسی پدیدآورده بود. شهرت قمر به جایی رسیده بود که خودش در مورد شرکت در مهمانی‌ها و جشن و سرورها تصمیم می‌گرفت و اغلب دعوت خانواده‌های تهی‌دست را بر دعوت بزرگان ترجیح می‌داد. او بارها جواهرات اهدایی بزرگان را پس فرستاد یا میان نیازمندان تقسیم کرد.[۱۸۲]

نمونهٔ نخست از فاصله‌گرفتن قمر از سیاست‌مداران زمانی رخ داد که یک شب پس از اجرای کنسرت گراند هتل، عبدالحسین تیمورتاش (وزیر دربار) از او دعوت کرد که به خانه‌اش برود، اما قمر از رفتن خودداری کرد و زیر نامهٔ تیمورتاش نوشت «اگر تو تیمورتاش هستی، من هم قمرم». جعفر شهری هم نقل می‌کند که وقتی علی‌اکبر داور (وزیر مالیه) کلاه خود را پر از سکه طلا کرد و برای قمر فرستاد، او کلاه را پس فرستاد.[۱۸۳]

قمر در جریان برپایی جمهوری مشروطه در ایران، قطعهٔ سیاسی «مارش جمهوری» ساختهٔ عارف قزوینی را اجرا کرد که مورد تحسین روشن‌فکران قرار گرفت. اما با تغییر شرایط سیاسی، جمهوری‌خواهان تحت فشار قرار گرفتند و عدهٔ زیادی گرفتار تعقیب و زندان شدند. اگرچه شهرت قمر او را از مکافات مصون نگاه داشت، ولی صفحات مارش جمهوری از بازار فروش بیرون ریخته شد و تا مدت‌ها هر جا صفحهٔ مارش جمهوری پیدا می‌شد، برای صاحبش دردسر می‌آفرید.[۱۸۴] بین قمر با ملوک ضرابی و روح‌انگیز رقابت وجود داشت. با این حال، رابطهٔ آن‌ها دوستانه بود. ملوک ضرابی دربارهٔ وی گفته است: «قمر زیاد من و امثال من را جدی نمی‌گرفت. خود را بالاتر از ما می‌شمرد. البته بالاتر هم بود. میان ما بیشتر رفاقت بود تا رقابت».[۱۸۵] در مقابل، زبیده جهانگیری هم در خاطراتی که نقل کرده، به «جفاهایی» که ملوک ضرابی در حق قمر کرد اشاره می‌کند.[۱۸۶] با این حال، در مطلبی که در زمان حیات قمر منتشر شده، ذکر شده که او به آواز روح‌انگیز (و نیز، دلکش و ادیب خوانساری و حسین قوامی و عزت روح‌بخش علاقه داشت.[۱۸۷] همچنین در مطلبی در مجلهٔ خواندنی‌ها به تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۳۶ به علاقهٔ قمر به مرضیه اشاره شده و نقل شده که قمر گفته بود که «من در صدای نرم و لطف مرضیه گذشته‌های تابناک زندگی خودم را می‌بینم ... مرضیه امید موسیقی ایران است، ولی به شرطی که عاقبت کارش مثل من نباشد».[۱۸۸]

مرتضی نی‌داوود نقشی اساسی در زندگی قمر داشت. نه تنها او به قمر موسیقی آموخت و به وی فرصت اجرا در صحنه‌های خصوصی و عمومی داد، بلکه در رشد فکری قمر هم نقش داشت. برای نمونه، نی‌داوود قمر را تشویق می‌کرد که در روزنامه‌ها فقط مطالب مربوط به خودش یا موسیقی را نخواند و با خواندن مطالب دیگر معلوماتش را بالا ببرد، چون «یک هنرمند بی‌سواد و بی‌خبر از وضع مملکت، به درد نمی‌خورد». قمر هم هر وقت راجع به چیزی نمی‌دانست، از نی‌داوود می‌پرسید و او را «مردی دانا» توصیف می‌کرد.[۱۸۹] پس از آن‌که نی‌داوود از موسیقی کناره گرفت، قمر با اسماعیل کمالی (که از شاگردان نی‌داوود بود) همکاری کرد. از تصنیف‌هایی که کمالی برای قمر ساخت می‌توان به «شمع و پروانه» در دستگاه شور، «شب هجران» در دشتی و «سوز عشق» در دستگاه نوا اشاره کرد.[۱۹۰]

قمر به ام کلثوم، خوانندهٔ مصری علاقهٔ زیادی داشت و یکی از آرزوهایش آن بود که به مصر برود و با ام کلثوم ملاقات کند. قمر و ام کلثوم تقریباً همزمان خوانندگی را شروع کرده بودند؛ ولی قمر به خاطر سکته‌های قلبی و مغزی خیلی زود از خوانندگی بازنشسته شد. بعدها غلامحسین بنان در مقاله‌ای که در سالگرد درگذشت قمر در روزنامهٔ کیهان منتشر شد، نوشت که «قمرالملوک ام کلثوم ایران است» و «[قمر] سمبل همه خواننده‌های زن بود. در آواز ایران وزنه بود. شاید قرن‌ها طول خواهد کشید تا مادر گیتی مانندش را بزاید. اهمیت صدایش به نظر من در ایران به‌اندازهٔ صدای ام کلثوم در مصر است».[۱۹۱] محسن حجاریان هم قمر را با ام کلثوم مقایسه کرده است.[۱۹۲]

سپنتا گفته است که «در بین خوش‌طنین‌ترین صداهایی که از آواز ایرانی شنیده‌ام صدای شفاف و درخشنده خواننده فقید قمرالملوک وزیری است، همچنین تنوع تحریرها و مهارت ایشان را در ادای صنایع و فنون به‌خصوص آواز ایرانی در کمتر کسی یافته‌ام، چه هنگام شنیدن، شور خاصی در شنونده آشنا ایجاد می‌کند. این خواننده بنا به استعداد طبیعی و ذوق خداداد از عوامل مهم تنفس صحیح و ایجاد رزنانس مطبوع در پرورش صدای گرم و پرگسترش خود استفاده کرده بود.»[۱۹۳] در میان روشن‌فکران و قلم‌به‌دستان نیز اشعاری برای قمر سروده شده است و مقالاتی تحسین‌آمیز بر کنسرت‌های او نوشته‌اند. او نیز شعر شاعران مشهور آن دوره را در کنسرت‌های خود به کار می‌گرفت و برخی از اجراهای خود را به آنان تقدیم می‌کرد.[۱۹۴] امیرجاهد خوانندگی بیشتر تصنیف‌هایش را به قمر سپرد و در مدت شش ماهی که قمر مشغول ضبط صفحه بود، هر هفته دو تصنیف جدید برای او می‌ساخت.[۱۹۵][۱۹۶]

بسیاری از شاعران هم‌دورهٔ قمر در مورد او شعر سرودند؛ از جمله ایرج میرزا، عارف قزوینی، محمدتقی بهار، و محمدحسین شهریار. خود قمر از این بین شعرهای شهریار را بیشتر می‌پسندید.[۱۹۷] یکی از اشعاری که شهریار در مدح قمر سروده، این غزل است:[۱۹۸]

از کوری چشم فلک امشب قمر این‌جاستآری قمر امشب به خدا تا سحر این‌جاست
آهسته به گوش فلک از بنده بگوییدچشمت ندود این همه یک شب قمر این‌جاست
آری قمر آن قُمری خوش‌خوان طبیعتآن نغمه‌سرا بلبل باغ هنر این‌جاست
...
ای‌کاش سحر ناید و خورشید نزایدکامشب قمر این‌جا، قمر این‌جا، قمر این‌جاست

ایرج میرزا در وصف قمر سروده که:[۱۹۹][۲۰۰]

قمر آن نیست که عاشق بَرَد از یاد او رایادش آن گل نه، که از کف ببرد باد او را
مَلَکی بود قمر پیش خداوند عزیزمرتعی بود فلک خرم و آزاد او را
...
بلبل از رشکِ صدای تو گلو پاره کندورنه بهر چه بُوَد این همه فریاد او را

محمدتقی بهار چنین قمر را مدح کرده است:[۲۰۱]

صد قرنِ هزارساله بایدتا یک قمرالملوک زاید
ایران که دو صد قمر نداردهر زن که چنین هنر ندارد

در سال ۱۳۰۷ که دست قمر در حادثهٔ اتومبیل شکست هم محمدتقی بهار شعری را در تأسف آن حادثه سرود.[۲۰۲] حتی شاعران معاصر نظیر مهدی اخوان ثالث هم دربارهٔ قمر شعر سروده‌اند.[۲۰۳]

فروزان جمشیدنژاد در مطلبی که بی‌بی‌سی فارسی منتشر کرد، قمر را «هزاردستان آواز ایران» نامیده است.[۲۰۴] بسیاری از نوازندگان شاخص هم‌دورهٔ قمر با او همکاری کردند. این شامل پیانیست‌هایی همچون مرتضی محجوبی، حبیب‌الله شهردار، تارنوازانی همچون موسی معروفی، ارسلان درگاهی، اسماعیل کمالی، مرتضی نی‌داوود و علی‌اکبر شهنازی، نوازندگان ویولن و کمانچه شامل ابوالحسن صبا، رکن‌الدین مختار و حسین یاحقی، و نوازندگان ضرب از جمله ناصر افتتاح می‌شد. قمر اشعار چندین تن از شاعران هم‌عصر خود را اجرا کرد، از جمله محمدتقی بهار، پژمان بختیاری، حسن وحید دستگردی، میرزاده عشقی، ایرج میرزا، رهی معیری، محمدعلی امیرجاهد، عارف قزوینی و موید ثابتی[۲۰۵] قمر به آموزش موسیقی نپرداخت و از بین خوانندگان دیگر هم کسی را به‌عنوان شاگرد خوب خودش نمی‌شناخت. او نسبت به خوانندگان جوان‌تر دیدگاه منتقدانه داشت و معتقد بود که «کمتر زحمت می‌کشند و صدایشان دامنه ندارد».[۲۰۶]

یادداشت

  1. ↑ زمان و مکان دقیق تولد قمر مورد اختلاف نظر است. شناسنامهٔ وی، زمانی که ۲۰ ساله بود و در تهران صادر شد، نشان می‌دهد که نام وی قمرالملوک است، نام خانوادگی‌اش قبلاً «سید حسین‌خان» بوده و به «وزیری‌زاده» تغییر کرده، و سال و مکان تولد وی ۱۲۸۴ در تهران بوده است.[۷] منابع دیگر از جمله محمود خوشنام محل تولد او را تاکستان قزوین نوشته‌اند.[۸] حسینعلی ملاح در ذکر محل تولد قمر از شهر کاشان نیز نام برده است.[۹] زبیده جهانگیری، دخترخواندهٔ قمر، محل تولد وی را محلهٔ سنگلج تهران ذکر کرده است.[۱۰] به گفتهٔ جهانگیری، والدین قمر قبل از تولد او از کاشان به تهران مهاجرت کردند، و منسوب کردن تولد قمر به قزوین هم احتمالاً ناشی از سوء تفاهم و در اثر آن است که قمر بعدها مدتی در خانهٔ فردی به نام بحرینی در قزوین زیست.[۱۱]
  2. ↑ برخی منابع نام مادرش را فاطمه ذکر کرده‌اند.[۱۳][۱۴]
  3. ↑ حسینعلی ملاح در برنامه‌ای رادیویی که در سال ۱۳۴۳ در پنجمین سالروز درگذشت قمر پخش شد، این نکته را بیشتر شرح داده است. او می‌گوید که در آن زمان، مجالس روضه‌خوانی بانوان با مجالس مردانه بسیار تفاوت داشت. برخلاف مجلس عزاداری مردان که جنبهٔ وعظ و خطابه داشت، مجلس روضه‌خوانی زنان بیشتر به صحنهٔ تئاتر، شبیه‌خوانی و تعزیه شبیه بود.[۲۴]
  4. ↑ وقتی مادربزرگ قمر از دنیا رفت و خاله‌اش سرپرستی او را به عهده گرفت، دایه هم تا مدتی از زندگی قمر خارج شد.[۲۵] اما این دایه بعداً که شوهرش درگذشت و چند بچه داشت، قمر را پیدا کرد و به او پناه آورد. قمر هم او را نزد خود پذیرفت.[۲۶]
  5. ↑ به گفتهٔ زهره خالقی، قمر به مدرسهٔ دخترانهٔ «ناموس» واقع در سنگلج رفت.[۲۷] در مطلبی که در مجلهٔ روشنفکر به تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۳۳ با امضای مستعار «سین» منتشر شده هم نام مدرسهٔ «ناموس» در سنگلج ذکر شده است و نویسنده گفته که چون قمر در کودکی شیطان بود، در هیچ مکتبی او را راه نمی‌دادند و مادربزرگش مجبور شد که او را در مدرسهٔ «ناموس» بگذارد.[۲۸]
  6. ↑ این در شرایطی رخ داد که علینقی وزیری مدرسهٔ عالی موسیقی را (در سال ۱۳۰۲) تأسیس کرد اما در آگهی آن آمده بود که زنان مسلمان به مدرسه پذیرفته نمی‌شوند. این تصمیم مورد اعتراض قمر بود که در مطلبی به نوشتهٔ او در روزنامهٔ شفق سرخ نیز منعکس شد.[۴۰] البته بعداً قمر در مدرسهٔ عالی موسیقی با ساز علینقی وزیری آواز خواند.[۴۱]
  7. ↑ به گفتهٔ جهانگیری، قمر یک بار هم بدون نی‌داوود به خوزستان رفت تا به درخواست شیخ خزعل چند روز در قصر او موسیقی اجرا کند. نی‌داوود که با این کار موافق نبود، همراه قمر نرفت و پس از برگشت قمر هم کمی با او ترشرویی کرد. چند روز پس از بازگشت قمر، قشون رضاخان به خوزستان حمله کردند و شیخ خزعل را از قدرت به پایین کشیدند.[۴۵]
  8. ↑ مرتضی نی‌داوود در خاطره‌ای تعریف می‌کند که قمر به همراه او و برادرش موسی، تصنیف «مرغ سحر» را در مراسمی که رضاخان به صورت پیش‌بینی‌نشده در آن حضور داشت، اجرا کردند و مورد شماتت عبدالحسین تیمورتاش قرار گرفتند. این روایت، با ادعای خسروانی در تناقض است،[۵۹] اما خود نی‌داوود بعداً در مصاحبه‌ای با روزنامهٔ اطلاعات در سال ۱۳۵۴ می‌گوید که قمرالملوک وزیری تا آن زمان تصنیف «مرغ سحر» را نخوانده است و تأیید می‌کند که خودش به خطا فکر می‌کرده که صدای قمر را از رادیو شنیده که این تصنیف را می‌خوانده اما بعداً فهمیده که اشتباه کرده است.[۶۰]
  9. ↑ منظور موسی نی‌داوود، برادر مرتضی نی‌داوود است.[۷۵]
  10. ↑ ناصر معارفی، نوازندهٔ ویولن بود که همراه برادرانش منصور، مسعود و منوچهر از ابتدای تأسیس رادیو در ایران به کنسرت می‌پرداختند.[۸۱] منصور معارفی نوازندهٔ تار و مسعود معارفی نوازندهٔ ویولن بود.[۸۲]
  11. ↑ بعدها که قمر از خوانندگی بازنشسته شد هم رادیو برای او حقوق ناچیزی در نظر گرفت. قمر بابت ناملایماتی که در رادیو به وی شد، دلخوری داشت[۸۶] و نقل شده که در روزهای پایانی عمرش، او را در حالی که با نگاهی غمزده از لابه‌لای نرده‌ها به ساختمان رادیوی ملی نگاه می‌کرد دیده بودند.[۸۷]
  12. ↑ قمر ابتدا پیشنهاد کوشان را نپذیرفت؛ اما بعداً به اصرار دلکش قبول کرد در فیلم مادر نقش بازی کند.[۹۰]
  13. ↑ بنا به روایتی دیگر، قمر دستمزد خود از این فیلم را به بیمارستان مسلولان شاه‌آباد تقدیم کرده بود.[۹۴]
  14. ↑ پرویز خطیبی نوشته که اولین سکتهٔ قمر زمانی رخ داد که در تهران‌نو می‌زیست. به او خبر دادند که کسی می‌خواهد به ملاقاتش بیاید. دو مرد که زیر بازوی پیرمردی سالخورده را گرفته بودند او را به نزد قمر آوردند. وقتی شب همراهان پیرمرد او را از خانهٔ قمر بردند، قمر دچار هیجان و اضطراب شده بود و سپس سکته کرد.[۹۶]
  15. ↑ خود قمر گفته که درآمدش در مجموع به صدها هزار تومان رسیده بود.[۱۰۰]
  16. ↑ قمر پس از عارف قزوینی و علینقی وزیری سومین هنرمندی بود که برای کمک به ساخت آرامگاه فردوسی کنسرت برگزار کرد.[۱۰۴]
  17. ↑ پرویز خطیبی نیز در خاطراتش همین ماجرا را به نقل از موسی نی‌داوود ذکر می‌کند و می‌افزاید که بهای بلیت‌های آن کنسرت ۵ الی ۲۰ تومان بود.[۱۰۹]
  18. ↑ این مبلغ در آن زمان معادل دستمزد استادان برجسته دانشگاه بود.[۱۱۷]
  19. ↑ زبیده جهانگیری علت مرگ قمر را «سکته قلبی سوم» ذکر کرده است.[۱۲۸] شازده ملوک هم گفته که قمر ظهر روز ۱۴ مرداد «ناگهان دست روی دلش گذاشت و افتاد توی بلغ دایه‌اش»[۱۲۹]
  20. ↑ یا به روایتی دیگر، در سردخانهٔ پزشکی قانونی[۱۳۰][۱۳۱]
  21. ↑ نوازندهٔ تار که خواهرزادهٔ عبدالله دوامی بود
  22. ↑ به گفتهٔ سپنتا، گسترهٔ آوایی قمر به متزوسوپرانو نزدیک بود، از ۲۲۰ تا ۴۷۰ هرتز.[۱۴۲][۱۴۳] توکا ملکی نیز مانند سپنتا نوشته که قمر قادر بود عشاق، حجاز و عراق را به راحتی در اوج اجرا کند.[۱۴۴]
  23. ↑ از شاگردان سید عبدالرحیم اصفهانی و خوانندگان هم‌دورهٔ حسین طاهرزاده و تاج اصفهانی
  24. ↑ مژگان شجریان شش شیوهٔ آوازخوانی را چنین می‌نامد: شیوهٔ خانوادهٔ خاکی، شیوهٔ ملاعلی حسینی قزوینی (که خوانندگان شاخص آن اقبال‌السلطان، عبدالله دوامی و رضاقلی‌میرزا ظلی باشند)، شیوهٔ قلی‌خان شاهی (که مداحان و روضه‌خوانان خراسان آن را به کار می‌برند)، شیوهٔ حسین خضوعی معروف به ساعت‌ساز (که تاج اصفهانی بهترین نمونهٔ آن است)، و شیوهٔ غلامحسین بنان.[۱۴۹]
  25. ↑ به ادعای مجلهٔ روشنفکر، مورخ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۳۳، نخستین ازدواج قمر نه در نوجوانی، که در هشت‌سالگی رخ داد و قرار بود که عروس و داماد دو سال صبر کنند تا قمر بزرگ‌تر شود. اما قمر در این فاصله به جوان دیگری دل می‌بندد و جوان دوم هم موفق می‌شود که طلاق قمر را از نخستین شوهر او بگیرد. با این حال، ازدواج قمر با این جوان هم تنها شش ماه دوام داشته است.[۱۶۱]
  26. ↑ علی‌اصغر شیخ‌الاسلامی معروف به موسیو اصغر پسر میرزا حسن رئیس‌المجاهدین بود که در دوره محمدعلی‌شاه از رجال جنبش مشروطه در قزوین به شمار می‌رفت.[۱۶۲] به‌سبب نام‌آوری پدرش، او را خان‌زاده یا آمیرزا صدا می‌زدند؛ اما او از این القاب بیزار بود و ترجیح می‌داد موسیو خطابش کنند.[۱۶۳]
  27. ↑ هوشنگ اتحاد و پرویز خطیبی به نقل از برادران نی‌داوود نوشته‌اند که موسیو اصغر مسلمان نبود و برای ازدواج با قمر حاضر شد که به اسلام بپیوندد. از این رو، او را ختنه کردند، ولی زخم آن تا ماه‌ها التیام پیدا نکرد.[۱۶۵][۱۶۶] مهدی نورمحمدی بر درستی این ادعا تردید وارد کرده است.[۱۶۷]
  28. ↑ حسام‌الدین خرمی (مجموعه‌دار آثار هنری) در مصاحبه‌ای با روزنامهٔ اطلاعات، مورخ ۵ تیر ۱۳۵۴، مدعی شده که اعتیاد قمر به مورفین در سال‌های پایانی عمر و هنگامی رخ داد که او به درد سیاتیک مبتلا شده بود و «یکی از پزشکان پول‌پرست» او را به این ماده معتاد کرد. با این حال، درستی این ادعا مشخص نیست، چنان‌که در همان مطلب تاریخ درگذشت قمر هم به اشتباه ۱۵ مرداد ۱۳۳۸ ذکر شده است.[۱۶۸]
  29. ↑ قمر به‌واسطهٔ علاقه به ایرج میرزا، نام این پسر را با الهام از شعر «زهره و منوچهر» انتخاب کرد و دوست داشت که دختری هم داشته باشد و زهره‌اش بنامد، اگرچه این امر هرگز محقق نشد.[۱۷۷]

پانویس

  1. جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۵.
  2. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۵.
  3. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۴۵.
  4. ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
  5. ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
  6. ↑ جمشیدنژاد، قمر در محاق.
  7. ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
  8. ↑ خوشنام، قمری در آسمان موسیقی ایران.
  9. ↑ ملاح، قمرالملوک وزیری، ۲.
  10. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۲۷.
  11. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۶۱.
  12. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  13. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۶۱.
  14. ↑ ملاح، قمرالملوک وزیری، ۲.
  15. ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
  16. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۱۳.
  17. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۲۹–۳۰.
  18. ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
  19. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۳۰.
  20. ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
  21. ↑ سپنتا، تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران، ۱۷۵.
  22. ↑ ملاح، قمرالملوک وزیری، ۳.
  23. ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
  24. ↑ آبادی، جای پای قمر در جامعهٔ هنری ایران.
  25. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۲۹.
  26. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۹۳.
  27. ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
  28. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۵۷–۵۸.
  29. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  30. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  31. ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
  32. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۳.
  33. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۳۰.
  34. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۳۸–۴۰.
  35. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۸۴–۲۸۵.
  36. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۳۵.
  37. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۳۸.
  38. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۶۳–۵۶۴.
  39. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۳۸–۴۰.
  40. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  41. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۳.
  42. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۳.
  43. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  44. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۴۱–۴۳.
  45. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۵۴–۵۶.
  46. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۴۴.
  47. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  48. ↑ ملکی، زنان موسیقی ایران، ۱۸۱.
  49. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۴۵–۴۶.
  50. ↑ خطیبی، خاطراتی از هنرمندان، ۳۲.
  51. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۵۵–۲۵۶.
  52. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۴۷.
  53. ↑ خوشنام، قمری در آسمان موسیقی ایران.
  54. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  55. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۵۴.
  56. ↑ ملاح، قمرالملوک وزیری، ۱۰.
  57. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  58. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۴۹.
  59. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۵۸–۲۵۹.
  60. ↑ مرغ سحر را قمر نخوانده است.
  61. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۱۴–۱۵.
  62. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۸۸.
  63. ↑ یغمایی، یادی از قمرالملوک وزیری.
  64. ↑ یغمایی، یادی از قمرالملوک وزیری.
  65. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۱۶.
  66. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۷۲.
  67. ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
  68. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  69. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۸۸.
  70. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۸۸–۵۸۹.
  71. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۶.
  72. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  73. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۶۳.
  74. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۹.
  75. ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
  76. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۰.
  77. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۹۸.
  78. ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
  79. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  80. ↑ ملکی، زنان موسیقی ایران، ۱۸۵.
  81. ↑ ناصر معارفی.
  82. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۸۱.
  83. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۶.
  84. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۸۱.
  85. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۸۱–۵۸۲.
  86. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۸۱–۵۸۲.
  87. ↑ یغمایی، صدای ماه ....
  88. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۹۳.
  89. ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
  90. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۶۸–۵۶۹.
  91. ↑ جمشیدنژاد، قمر در محاق.
  92. ↑ ملکی، زنان موسیقی ایران، ۱۸۲.
  93. ↑ خوشنام، قمری در آسمان موسیقی ایران.
  94. ↑ جمشیدنژاد، قمر در محاق.
  95. ↑ ملکی، زنان موسیقی ایران، ۱۸۷.
  96. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۸۴.
  97. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  98. ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
  99. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  100. ↑ نظری‌جو، از رنجی که برده‌اند، ۱۸۹.
  101. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۵.
  102. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  103. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۳.
  104. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۱۷.
  105. ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
  106. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۷۰.
  107. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  108. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۵۶.
  109. ↑ خطیبی، خاطراتی از هنرمندان، ۳۳.
  110. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  111. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۵۴–۲۵۵.
  112. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۵۹–۲۶۰.
  113. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  114. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۴۹–۲۵۱.
  115. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۸۷–۵۸۸.
  116. ↑ یغمایی، یادی از قمرالملوک وزیری.
  117. ↑ فرهمند، چرا قمر غریب مرد؟.
  118. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  119. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  120. ↑ یغمایی، صدای ماه ....
  121. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۳۲۷.
  122. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۸۵.
  123. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۲۲۵.
  124. ↑ دربارهٔ آتش دل.
  125. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۲۰۹.
  126. ↑ ملاح، قمرالملوک وزیری، ۲۸.
  127. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۸۹.
  128. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۹۰.
  129. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۳۰۰.
  130. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۳۳۱.
  131. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۱۰۱.
  132. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  133. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۹۰.
  134. ↑ معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری.
  135. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۹۸.
  136. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  137. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۱۰۱.
  138. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  139. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۳۳۴.
  140. ↑ زاهد، وصیتنامه بانو قمرالملوک وزیری.
  141. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۱۴۰.
  142. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۳.
  143. ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
  144. ↑ ملکی، زنان موسیقی ایران، ۱۷۷.
  145. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۷.
  146. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۸.
  147. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۲۱۵.
  148. ↑ ملکی، زنان موسیقی ایران، ۱۷۹.
  149. ↑ ملکی، زنان موسیقی ایران، ۱۷۹.
  150. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۱۹.
  151. ↑ خلعتبری و آبادی، آواهای کم‌شنیده از دیروز تا امروز.
  152. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۷۶–۲۷۷.
  153. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۳.
  154. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۷۶–۲۷۷.
  155. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۶۹.
  156. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۱۳.
  157. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۳۱.
  158. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۴۸–۴۹.
  159. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۵۰–۵۱.
  160. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۲۰۹.
  161. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۶۰.
  162. ↑ فرهمند، چرا قمر غریب مرد؟.
  163. ↑ خوشنام، یادی از قمر.
  164. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  165. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۵۸.
  166. ↑ خطیبی، خاطراتی از هنرمندان، ۳۴.
  167. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۱۴.
  168. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۲۳۲.
  169. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۶۶.
  170. ↑ جمشیدنژاد، قمر در محاق.
  171. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۳۰۰.
  172. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۶۷.
  173. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۲۰۹.
  174. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۶۸.
  175. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۱۰۷–۱۰۸.
  176. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  177. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۹۳.
  178. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۸۸–۸۹.
  179. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۱۰۴–۱۰۵.
  180. ↑ خوشنام، یادی از قمر.
  181. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۴۹.
  182. ↑ خوشنام، قمرالملوک وزیری؛ صدایی که تابوها را شکست.
  183. ↑ یغمایی، یادی از قمرالملوک وزیری.
  184. ↑ خوشنام، قمرالملوک وزیری؛ صدایی که تابوها را شکست.
  185. ↑ خوشنام، قمرالملوک وزیری؛ صدایی که تابوها را شکست.
  186. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۸۷.
  187. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۶۱.
  188. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۷۸.
  189. ↑ جهانگیری، قمری که خورشید شد، ۵۲–۵۳.
  190. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۲۳۱.
  191. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  192. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۷۰.
  193. ↑ سپنتا، کیفیت آوازهای ایران، ۳۵.
  194. ↑ خوشنام، قمرالملوک وزیری؛ صدایی که تابوها را شکست.
  195. ↑ خوشنام، قمری در آسمان موسیقی ایران.
  196. ↑ نورمحمدی، اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری، ۲۱۱.
  197. ↑ نیکنام، قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی.
  198. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۹۵–۲۹۶.
  199. ↑ خوشنام، قمری در آسمان موسیقی ایران.
  200. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۹۷.
  201. ↑ به‌خیال، روشنای موسیقی ایران، ۵۶۱.
  202. ↑ اتحاد، چهره‌های موسیقی ایران معاصر، ۲۹۸–۲۹۹.
  203. ↑ ملکی، زنان موسیقی ایران، ۱۸۲.
  204. ↑ جمشیدنژاد، قمر در محاق.
  205. ↑ Nakjavani, QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI.
  206. ↑ سپنتا، قمرالملوک وزیری، ۱۲۲.

منابع

  • آبادی، اسکندر (۱۳ مرداد ۱۳۸۸). «جای پای قمر در جامعهٔ هنری ایران». دویچه وله. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶. دریافت‌شده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • اتحاد، هوشنگ (۱۳۹۹). چهره‌های موسیقی ایران معاصر. ج. ۴. تهران: فرهنگ نشر نو. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۴۹۰-۲۳۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • به‌خیال، مهدی (۱۳۹۹). «روشنای موسیقی ایران». بخارا. ۲۵ (۱۳۹): ۵۶۰–۵۹۷.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جهانگیری، زبیده (۲۰۱۵). قمری که خورشید شد. لس‌آنجلس: شرکت کتاب. شابک ۹۷۸-۱-۵۹۵۸۴-۵۱۳-۹.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جمشیدنژاد، فروزان (۱۴ مرداد ۱۳۹۱). «قمر در محاق؛ یادی از قمرالملوک وزیری در سالمرگش». بی‌بی‌سی فارسی. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خطیبی، پرویز (۱۳۸۰). خاطراتی از هنرمندان. به کوشش فیروزه خطیبی. تهران: انتشارات معین. شابک ۹۶۴-۵۶۴۳-۹۰-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خلعتبری، میترا؛ آبادی، اسکندر (۱۶ بهمن ۱۳۹۹). «آواهای کم‌شنیده از دیروز تا امروز • قمرالملوک وزیری». دویچه وله. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ اوت ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خوشنام، الهه (۱۴ مرداد ۱۳۸۸). یادی از قمر، غزل‌خوان باغ آزادی. دویچه وله. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ دسامبر ۲۰۲۴. دریافت‌شده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خوشنام، محمود (۳ اوت ۲۰۰۴). «قمری در آسمان موسیقی ایران». بی‌بی‌سی فارسی. دریافت‌شده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خوشنام، محمود (۵ اوت ۲۰۱۴). «قمرالملوک وزیری؛ صدایی که تابوها را شکست». بی‌بی‌سی فارسی. دریافت‌شده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • زاهد، فاطمه (۲ شهریور ۱۳۹۷). «وصیتنامه بانو قمرالملوک وزیری». خبرگزاری برنا. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۰.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپنتا، ساسان (۱۳۷۷). تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران. تهران: مؤسسهٔ فرهنگی هنری ماهور. شابک ۹۶۴-۶۴۰۹-۲۳-۷.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپنتا، ساسان (۱۳۴۰). «کیفیت آوازهای ایران». موسیقی (۵۷): ۳۲–۳۶. دریافت‌شده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵ – به واسطهٔ پرتال جامع علوم انسانی.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپنتا، ساسان (۱۳۹۳). «قمرالملوک وزیری». فصلنامه موسیقی ماهور (۶۵): ۱۱۵–۱۲۵.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیکنام، پرویز (۲۹ ژوئیه ۲۰۲۲). «قمرالملوک وزیری، بانوی اول موسیقی ایرانی». آسو. دریافت‌شده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • «ناصر معارفی». راسخون. ۲۱ فروردین ۱۳۹۰. دریافت‌شده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • «معرفی بزرگان - قمرالملوک وزیری». دلنوا. ۴ خرداد ۱۳۹۹. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ ژانویه ۲۰۲۵. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • فرهمند، مهرداد (۶ اوت ۲۰۱۶). «چرا قمر غریب مرد؟». بی‌بی‌سی فارسی. دریافت‌شده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ملکی، توکا (۱۳۸۰). زنان موسیقی ایران از اسطوره تا امروز. تهران: کتاب خورشید. شابک ۹۶۴-۷۰۸۱-۰۶-۵.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ملاح، حسینعلی (۱۳۴۳). «قمرالملوک وزیری». پیام نوین. ۷ (۳): ۱–۳۲. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ – به واسطهٔ پرتال جامع علوم انسانی.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نظری‌جو، رامتین (پاییز ۱۴۰۰). «از رنجی که برده‌اند» (PDF). فصلنامه علمی-ترویجی مطالعات هنرهای زیبا. ۲ (۵): ۱۸۵–۱۹۲. دریافت‌شده در ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۶ – به واسطهٔ پرتال جامع علوم انسانی.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نورمحمدی، مهدی (۱۳۹۹). اخبار و اسناد قمرالملوک وزیری. تهران: مؤسسهٔ فرهنگی هنری ماهور. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۸۸۲-۸۱-۴.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده) نگهداری یادکرد:خطاهای شابک چشم‌پوشی‌شده (رده)
  • یغمایی، پیرایه (۱۸ اسفند ۱۳۸۲). «صدای ماه ...». ایران امروز. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۲ اکتبر ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • یغمایی، پیرایه (۳ مرداد ۱۳۸۷). «یادی از قمرالملوک وزیری». نصور. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • «دربارهٔ آتش دل یا آتشی در سینه دارم جاودانی». موسیقار. دریافت‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • «مرغ سحر را قمر نخوانده است». روزنامه اطلاعات (۱۴۷۴۷): ۲۰. ۱۰ تیر ۱۳۵۴.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • Nakjavani, Eric (15 December 2008). "QAMAR-AL-MOLUK VAZIRI". Encyclopedia Iranica. Retrieved 21 December 2025.

پیوند به بیرون