گویش‌های زبان مازندرانی

نقشهٔ زبانی استان مازندران

زبان مازندرانی دارای تنوع گویشی گسترده‌ای است و میان گونه‌های آن در امتداد جلگهٔ جنوبی دریای خزر و دره‌های البرز تفاوت‌های آوایی، واژگانی و دستوری دیده می‌شود. حبیب برجیان حوزهٔ «مازندرانیِ خاص» را تقریباً از نور در غرب تا بهشهر در شرق می‌داند و یادآور می‌شود که گونه‌های این محدوده عموماً از قابلیت فهم متقابل برخوردارند، هرچند هیچ‌یک از آنها جایگاه گویش معیار مازندرانی را نیافته است. در غرب، از حدود کلاردشت و تنکابن به سوی گیلان، گویش‌ها به‌تدریج ویژگی‌های انتقالی میان مازندرانی و گیلکی پیدا می‌کنند. در جنوب نیز مازندرانی و گونه‌های نزدیک به آن از رشته‌کوه البرز فراتر رفته و با فارسی و دیگر زبان‌ها و گویش‌های ایرانی تماس یافته‌اند.[۱]

بررسی کارشناسانه در جلگه‌ها و سپس نواحی کوهستانی موجب شناسایی دوازده لهجه مختلف در مازندران شده است:[۲]

  1. منطقه علی‌آباد کتول: شامل نواحی روستایی کوهستانی شمال شاهوار و مناطقی چون کتول، پیچک محله، محمودآباد، فاضل آباد و جلگه‌های غیرترکمن‌نشین بلوک استارآباد قدیم.
  2. منطقه کردکوی: شامل هزار جریب شرقی، شاه کوه زیارت، بالاجاده، رادکان، گز شرقی و غربی و روستاهای غیر ترکمن‌نشین از زنگی محله گرگان و چهاردانگه تا گلوگاه.
  3. منطقه بهشهر: شامل چهاردانگه هزارجریب از سورتی تا کیاسر و روستاهای مناطق جلگه‌ای از گلوگاه، شاه کیله تا انتهای منطقه قره طغان و رودخانه نکارود.
  4. منطقه ساری: شامل چهاردانگه از کیاسر تا کوهستان‌های دودانگه، جلگه‌های مابین میان دورود و جلگه‌های مناطق غربی تجن رود تا جویبار.
  5. منطقه قائمشهر: شامل مناطق کوهستانی فیروزکوه، سوادکوه و روستاهای جلگه‌ای حد فاصل بین کیاکلا، جویبار و روستاهای کوهپایه‌ای بیشه سر.
  6. منطقه بابل: از مناطق کوهستانی چلاو آمل تا بندپی، امامزاده حسن در سمت غربی آلاشت و نواحی جلگه‌های حد فاصل فریدونکنار، بابلسر، بهنمیر، کیاکلا تا روستاهای کوهپایه‌ای کهنه خط، گنج افروز و بابل کنار.
  7. منطقه آمل: از کوهستان‌های بندپی تا چلاو، لاریجانات، نمارستاق و کلارستاق آمل تا حوالی امامزاده هاشم و جلگه‌های دو سمت هراز، دشت‌سر و محمودآباد و کوهپایه‌ها و جلگه‌های جاده چمستان، میان آمل و نور.
  8. منطقه نور و نوشهر: شامل بخشی از روستاهای بیرون بشم، کجور، محال ثلاث و جلگه‌های حد فاصل سرخ رود تا رودخانه چالوس.
  9. چالوس و تنکابن شرقی: شامل مناطق کلارباستانی، برخی از روستاهای کوهپایه‌ای منطقه بیرون بشم ولنگا و نواحی جلگه‌ای از آب چالوس و عباس‌آباد و رودخانه نشتا به مرکزیت عباس‌آباد.
  10. تنکابن مرکزی: شامل لهجه‌های دوهزاری و سه هزاری و خرم‌آبادی و گلیجانی چالکش یعنی حدفاصل آب نشتا تا آب شیرود.
  11. منطقه قصران باستانی: شامل مناطق اوشان، فشم، شمشک، دیزین، گاجره و روستاهای کوهپایه‌ای توچال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود.
  12. منطقه دماوند: شامل نواحی کوهستانی شهرستان دماوند، رودهن، بومهن تا فیروزکوه.[۳]

تنوع درون مازندران نیز چشمگیر است. گونه‌های رامسر، تنکابن، کلاردشت، کلارستاق، چالوس، کجور، نور، آمل، بابل، قائم‌شهر، سوادکوه، ساری، نکا و بهشهر در درجات مختلف از یکدیگر تفاوت دارند.[۴] با این حال، مرزبندی میان این گونه‌ها همیشه با مرزهای اداری منطبق نیست و در نواحی پیرامونی، پیوستارهای گویشی و گونه‌های انتقالی نیز وجود دارند.

گونه‌های مازندرانی

در استان مازندران

گالش‌های ساکن مناطق کوهستانی مازندران به گونه‌هایی از زبان مازندرانی سخن می‌گویند که در محل «گالشی» نامیده می‌شوند. این گونه‌ها با گویش‌هایی که گالش‌های شرق گیلان نیز «گالشی» می‌نامند یکسان نیستند.

نمونهٔ زیر از گویش گالشی منطقهٔ دودانگهٔ ساری ثبت شده است:[۵]

فارسی معیار گویش گالشی مازندران آوانویسی
بنده علی خورشیدیان، گالش هستم. من عرض کنم امسال نود سال دارم. رضا قلدر آمد از دست احمدشاه پادشاهی را گرفت و او را راهی خارج کرد. من پانزده سال داشتم، حالا حساب کن. بَندِ علی خورشیدیان، گالِش هَسِمه. مِن اَرز هاکِنم امسال نود دارِمبه. رضا قُلدُر بیَموئه احمدشا دَس جِه شایی رِ بَیته وِرِ رایی هاکِرده خارجه. مِن پُنزَ سال داشتِمه اِسا حساب هاکِن. bande ali xoršidiân, gâleš hasseme. men arz hâkenem emsâl naved dârembe. reza qoldor biamue ahmad šâ-e das-je šâi-re baite o vere râi hâkerde xâreje. men ponza sâl dâšteme esâ hesâb hâken.

کجوری گونهٔ بومی بخش تاریخی کجور و بخش‌هایی از شهرستان‌های نور و نوشهر و نواحی شرقی شهرستان چالوس است. برجیان گویش کجوری را از نظر ساختاری مازندرانی می‌داند، هرچند در واج‌شناسی، صرف و نحو با مازندرانیِ جلگه‌های مرکزی و شرقی تفاوت‌هایی دارد و میزان فهم متقابل میان کجوری و گونه‌های آمل، بابل و ساری پایین‌تر است.[۶]

کجور در محل تلاقی دو پیوستار گویشی قرار گرفته است: از یک سو پیوستار غربی ـ شرقیِ کاسپی مرکزی، شامل کلارستاقی و تنکابنی، و از سوی دیگر حوزهٔ زبانی البرز مرکزی که از کجور و یوش به سوی ولایت‌رود و دره‌های جاجرود و کرج امتداد می‌یابد.[۷]

گونه‌های مازندرانی در گلستان

طبری استرآبادی یا طبری گرگانی نام گونه‌های مازندرانی رایج در بخش‌هایی از شهرستان گرگان است. این گونه‌ها در شماری از آبادی‌های دهستان‌های استرآباد جنوبی، انجیرآب و روشن‌آباد و نیز در میان بخشی از بومیان شهر گرگان رواج داشته‌اند. زیارت، اصفهان‌کلاته، لمسک، زنگیان و کلاجان قاجار از آبادی‌هایی هستند که گونه‌های طبری در آنها گزارش شده است.[۸]

گویش زیارتی یا طبری زیارتی گونه‌ای از مازندرانی است که در روستای زیارت در جنوب گرگان رواج دارد.[۹]

گونهٔ گالشی رایج در زیارت را می‌توان گونه‌ای مازندرانی دانست که به‌شدت تحت تأثیر فارسی قرار گرفته است. تأثیر فارسی در واژگان و ساخت‌های صرفی و نحوی آن مشاهده می‌شود، اما ویژگی‌های مازندرانی، به‌ویژه در دستگاه فعل، همچنان برجسته‌اند.[۱۰]

گویش کتولی از گونه‌های طبری یا مازندرانیِ شرق حوزهٔ زبانی این زبان است و در شهرستان علی‌آباد کتول و دشت کمالان در استان گلستان رواج دارد.[۱۱] محله‌های خارکلاته و علی‌آباد و روستاهایی چون آلوستان، پیچک‌محلهٔ کتول، مزرعهٔ کتول، محمدآباد کتول، برفتان، شیرنگ و سنگدوین از مناطق کتولی‌زبان به‌شمار رفته‌اند.

غرب مازندران و گویش‌های کاسپی مرکزی

منطقهٔ تاریخی رویان بخش بزرگی از غرب طبرستان را دربر می‌گرفت و کجور، کلارستاق و تنکابن از مناطق مهم آن بودند. در برخی نوشته‌های معاصر، عنوان «طبری رویانی» برای مجموعه‌ای از گونه‌های غرب مازندران به کار رفته است؛ با این حال، پژوهش‌های زبان‌شناختی جدید نشان می‌دهند که این منطقه از نظر زبانی یکدست نیست و به‌ویژه باید میان کجوری و پیوستار کلارستاقی–تنکابنی تمایز گذاشت.

برجیان «مازندرانیِ خاص» را تقریباً از نور تا بهشهر محدود می‌کند و گونه‌های تاریخی رویان از کلاردشت تا تنکابن را ناحیه‌ای انتقالی میان مازندرانی و گیلکی می‌داند.[۱۲]

گویش‌های کلارستاق و کلاردشت در منطقهٔ چالوس، کلاردشت، عباس‌آباد و بخش‌هایی از شرق تنکابن رواج دارند. در برخی منابع ایرانی این گونه‌ها در شمار گویش‌های غربی مازندرانی قرار گرفته‌اند.[۱۳][۱۴]

با این حال، برجیان در مقالهٔ ایرانیکا دربارهٔ کلارستاق، با استناد به طبقه‌بندی دونالد استیلو، تصریح می‌کند که گونه‌های بومی کلارستاق و تنکابن را نمی‌توان به‌سادگی گیلکی یا مازندرانی دانست. این گویش‌ها حلقهٔ گذار میان دو زبان‌اند و استیلو آنها را گروهی با عنوان کاسپی مرکزی می‌نامد که تقریباً از رود چالوس در شرق تا رامسر در غرب امتداد دارد.[۱۵]

ازاین‌رو، انتساب کلارستاقی و تنکابنی به مازندرانی در همهٔ نظام‌های طبقه‌بندی پذیرفته نیست و بهتر است آنها را گویش‌های انتقالی میان گیلکی و مازندرانی یا اعضای پیشنهادی گروه کاسپی مرکزی معرفی کرد.

گونه‌های مازندرانی در جنوب البرز

گویش فیروزکوهی یا سِلیَری در فیروزکوه و شماری از آبادی‌های شهرستان فیروزکوه رواج دارد.[۱۶] در پژوهش‌های مربوط به گسترهٔ مازندرانی، فیروزکوه از مناطق جنوبی حوزهٔ نفوذ این زبان دانسته شده است.[۱۷]

ولایت‌رودی و گچسری

ولایت‌رودی یا ولاترویی در حوزهٔ بالادست رودخانهٔ کرج، در محدودهٔ ولایت‌رود و آبادی‌های پیرامون آن، رواج داشته است. برجیان گویش‌های ولایت‌رود و گچسر را در پژوهشی مستقل بررسی کرده و این منطقه را بخشی از ناحیهٔ گذار کاسپی–فارسی در البرز مرکزی دانسته است.[۱۸] ولایت‌رودی از نظر ساختاری نزدیکی زیادی با مازندرانی و به‌ویژه گویش‌های کجور و حوزهٔ شمالی البرز مرکزی دارد.

الیکایی گویش ایل الیکایی است که گروه‌هایی از آنان در گرمسار، آرادان، مجن، ورامین، فیروزکوه، دماوند و برخی نواحی مازندران و البرز سکونت دارند. در منابع مربوط به این ایل، الیکایی از گونه‌های وابسته به طبری یا مازندرانی معرفی شده و از نظر ساختمان فعل و واژگان با گونه‌های مازندرانی شباهت‌های چشمگیری دارد.[۱۹][۲۰]

گویش پروری

گویش پروری در پرور و در میان طایفهٔ پروری رواج داشته است. در دانشنامهٔ تبرستان و مازندران این گویش شاخه‌ای از زبان تبری معرفی شده است.[۲۱]

گونه‌های نزدیک به مازندرانی در سمنان

شهمیرزادی در شهمیرزاد و شماری از روستاهای پیرامون آن در استان سمنان رواج دارد. این گویش از نظر تاریخی و ساختاری پیوند نزدیکی با مازندرانی دارد و در طبقه‌بندی‌های جدید همراه با مازندرانی در شاخه‌ای نزدیک از زبان‌های کاسپی قرار می‌گیرد؛ با این حال، شهمیرزادی کد زبانی و هویت گویشی مستقلی نیز دارد و بهتر است آن را بدون توضیح صرفاً «لهجه‌ای از مازندرانی» ننامید.[۲۲]

در منابع زبان‌شناختی، شهمیرزادی از گویش‌های سمنانی، سنگسری، سرخه‌ای و لاسگردی متمایز دانسته شده و وابستگی نزدیک آن با گروه کاسپی و مازندرانی مورد توجه قرار گرفته است.

دیباجی

دیباجی گویش مردم شهر دیباج در شمال دامغان است. پژوهش‌های زبان‌شناختی آن را یکی از گونه‌های کاسپیِ زبان‌های ایرانی غربی دانسته‌اند. این گویش از نظر صرفی و نحوی شباهت‌هایی با گونه‌های مازندرانی دارد، اما بهتر است به جای انتساب قطعی آن به مازندرانی، از تعبیر «گویش کاسپی نزدیک به مازندرانی» استفاده شود.[۲۳]

گویش مجنی در شهر مجن از توابع شهرستان شاهرود رواج دارد و در برخی نوشته‌ها با مجموعهٔ گویش‌های مازندرانی و گویش الیکایی مرتبط دانسته شده است. برای تعیین دقیق جایگاه تبارشناختی آن به منبع زبان‌شناختی مستقل نیاز است.

افتری گویش مردم افتر در شهرستان سرخه است. این گویش در منابع در مجموعهٔ گویش‌های کومشی قرار داده شده و هرچند مانند شماری از گویش‌های شمال سمنان از مازندرانی تأثیر پذیرفته است، نباید آن را از گویش‌های مازندرانی به‌شمار آورد.[۲۴]

ناحیهٔ گذار فارسی و تبری در البرز مرکزی

در دامنهٔ جنوبی البرز مرکزی، میان حوزه‌های اصلی فارسی و مازندرانی، مجموعه‌ای از گویش‌های انتقالی پدید آمده است. برجیان این گونه‌ها را بر اساس ساختار بنیادی آنها به دو گروه متمایز تقسیم می‌کند:

  • گویش‌های تبری‌گون، یعنی گونه‌هایی که اساس ساختاری آنها تبری یا مازندرانی است اما در اثر تماس دیرینه مقدار قابل توجهی از عناصر فارسی را پذیرفته‌اند.
  • گویش‌های فارسی–تبری، یعنی گونه‌هایی که اساساً به فارسی تعلق دارند ولی لایه‌ای چشمگیر از ویژگی‌های تبری یا دیگر گویش‌های کاسپی در آنها وجود دارد.[۲۵][۲۶]

این تمایز سبب می‌شود که همهٔ گویش‌های دارای عناصر مازندرانی در شمیران، لواسان، دماوند، کرج و طالقان را نتوان به‌سادگی «گویش مازندرانی» نامید.

زبان عمومی مردم قصران لهجه‌ای از زبان باستانی پهلوی رازی است که زبان مازندرانی و اندکی عربی بدان درآمیخته و از زبان دری نیز در قرون اسلامی تأثیر یافته است، و هر چه از ری به مازندران نزدیکتر شوند بر میزان لهجهٔ مازندرانی به همان نسبت افزوده می‌شود، چنان‌که در لهجهٔ میگون و شمشک و دربندسر و لالان و زایگان و روته و گرمابدر و شهرستانک[۲۷] همچنین آبنیک و امامه[۲۸] لهجهٔ مازندرانی غلبه دارد. آن لمبتون در کتاب Three Persian Dialects در سال ۱۹۳۸ به بررسی گویش ولاترو/ولایت‌رود که جزو گویش‌های منطقه قصران می‌باشد، پرداخته است.[۲۹]

گیتی دیهیم در کتاب بررسی خرده‌گویش‌های منطقهٔ قصران به انضمام واژه‌نامهٔ قصرانی آورده است: البته زبان رایج در لالان مانند اوشان، فشم، میگون و لواسان، کاملاً تاتی نیست و زبان مازندرانی بسیار در آن نفوذ یافته است. گویش مردم لالان به گویش روستاهای امامه، زایگان، آبنیک، گرمابدر، میگون و شمشک در قصران بسیار نزدیک است. نفوذ مازندرانی در زبان تاتی قصران به این دلیل است که قصران در گذشته تحت حاکمیت طبرستان قرار داشته اما در تقسیمات کشوری معاصر جزو استان تهران محسوب می‌شود.[۲۸]حسین کریمان در جلد دوم کتاب قصران کوهسران آورده است :منطقه قصران باستانی شامل مناطق اوشان، فشم، شمشک، گاجره و روستاهای کوهپایه‌ای توچال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود. زبان عمومی مردم قصران لهجه‌ای از زبان باستانی پهلوی است که زبان طبری یا مازندرانی، که از ریشهٔ زبانهای دیرین ایرانی است، و عربی و اندکی ترکی، بدان درآمیخته و از زبان دری نیز در قرون اسلامی تأثیر یافته است، و هر چه از ری به مازندران نزدیک تر شوند بر میزان لهجهٔ مازندرانی به همان نسبت افزوده می‌شود، چنان‌که در لهجهٔ میگون و شهرستانک و لالان و زایگان و روته و گرمابدر و شمشک و دربندسر لهجهٔ مازندرانی غلبه دارد.[۳۰]

منطقهٔ تاریخی قصران از نظر زبانی یکدست نیست. بر پایهٔ پژوهش‌های برجیان و داده‌های اطلس زبانی قصران، گونه‌های شمال و جنوب‌شرقی قصران درونی نزدیکی زیادی با تبری دارند، هرچند مقدار زیادی واژگان و ساخت‌های فارسی پذیرفته‌اند؛ این دسته «تبری‌گون» خوانده شده است. در مقابل، گویش‌های جنوبی از اوشان در امتداد جاجرود تا تجریش به فارسی نزدیک‌ترند، ولی لایه‌ای پررنگ از ویژگی‌های کاسپی دارند و در گروه «فارسی–تبری» جای می‌گیرند.[۳۱]

مناطقی چون میگون، لالان، زایگان، روته، گرمابدر، شمشک، دربندسر، شهرستانک، اوشان، فشم، آبنیک، امامه، ایرا، وسکاره و جورد از آبادی‌های تاریخی حوزهٔ قصران‌اند.[۳۲]

ازاین‌رو، عنوان «قصرانی» نباید برای مجموعه‌ای یکدست از گویش‌های مازندرانی به کار رود؛ برخی گونه‌های شمالی قصران تبری‌گون‌اند و گونه‌های جنوبی، از جمله تجریشی، اساساً فارسی–تبری هستند.

جایگاه تجریشی

گویش قدیم تجریش نمونه‌ای مهم از گروه فارسی–تبری است. حبیب برجیان در بررسی تاریخی این گویش نتیجه می‌گیرد که تجریشی از نظر تبارشناختی اساساً گونه‌ای از فارسی و از شاخهٔ ایرانی جنوب‌غربی است و شواهدی برای منشأ مستقیم شمال‌غربی آن وجود ندارد؛ بااین‌حال، ساخت فعل آن تأثیر چشمگیری از گویش‌های کاسپی نشان می‌دهد که حاصل تماس دیرینه با مناطق شمال البرز بوده است.[۳۳]

بنابراین تجریشی را نباید گویشی از زبان مازندرانی دانست، بلکه گویشی فارسی با لایهٔ کاسپی یا تبری چشمگیر است.

گویش‌های بومی لواسانات مجموعه‌ای از گونه‌های آمیختهٔ فارسی و کاسپی‌اند. ایرانیکا زبان بومی لواسانات را آمیزه‌ای از فارسی و کاسپی توصیف می‌کند که در روستاهای جنوب‌شرقی، به‌ویژه ایرا و وسکاره، به مازندرانی نزدیک‌تر می‌شود.[۳۴]

برجیان نیز گویش‌های لواسان و جاجرود را در ناحیهٔ انتقال فارسی–تبری بررسی می‌کند.[۳۵]

دماوندی و طبری دماوندی

در حوزهٔ دماوند باید میان دو مجموعهٔ زبانی تمایز گذاشت. در محله‌ها و آبادی‌های شمالی و کوهستانی دماوند گونه‌های مازندرانی رواج دارند، در حالی که در مرکز و جنوب منطقه گویش‌های فارسی–تبری دیده می‌شوند.[۳۶]

طبری دماوندی را می‌توان برای گونه‌های مازندرانی نواحی شمالی و کوهستانی شهرستان دماوند به کار برد. در محله‌هایی چون دشتبان، دشتک، دشتمزار، چشمه‌علا، مشا، احمدآباد و اوره و نیز در شماری از آبادی‌های مسیر گدوک و امامزاده هاشم، گونه‌های مازندرانی گزارش شده‌اند.[۳۷]

در امتداد گدوک، آبادی‌هایی چون کهنک، آرو، یهر، لی‌پشت، دهنار، مومج، هویر و سیدآباد و در حوزهٔ آبعلی آبادی‌هایی چون مبارک‌آباد، آبعلی، قائم‌محله، سادات‌محله، کریتون، جورد، وسکاره و ایراء نیز در منابع محلی جزو مناطق دارای گویش‌های مازندرانی معرفی شده‌اند.

در مقابل، گویش دماوندی در معنای محدودتر زبان‌شناختی، به گونه‌های فارسی–تبریِ منطقهٔ دماوند اطلاق می‌شود و نباید با طبریِ رایج در روستاهای شمالی منطقه یکی دانسته شود.[۳۸]

گویش‌های بومی تاریخی ناحیهٔ کرج و ساوجبلاغ نیز تحت تأثیر تماس میان فارسی، تاتی و گونه‌های کاسپی قرار گرفته‌اند. برخی منابع ایرانی گویش کرجی را در مجموعهٔ فارسی–مازندرانی قرار داده‌اند و شباهت‌هایی، به‌ویژه در افعال و واژگان، میان آن و مازندرانی گزارش کرده‌اند.[۳۹]

با توجه به پیچیدگی زبانی البرز مرکزی، بهتر است کرجی بدون منبع تخصصی‌تر مستقیماً زیرمجموعهٔ زبان مازندرانی معرفی نشود.

وضعیت زبانی طالقان پیچیده‌تر از آن است که همهٔ گویش‌های آن را مازندرانی دانست. طالقان در مرز حوزه‌های تاتی، کاسپی و فارسی قرار دارد و مطالعات مختلف گونه‌های آن را به شیوه‌های متفاوت طبقه‌بندی کرده‌اند.

در برخی منابع، میان گونه‌های بالاطالقان و پایین‌طالقان تمایز گذاشته شده و برای شماری از روستاهای بالاطالقان، از جمله گته‌ده، اسکان، دهدر، دراپی، گرآب، ناریان، مهران، خیکان و پراچان، گونه‌هایی با نزدیکی زیاد به طبری گزارش شده است. برخی پژوهش‌ها این گونه‌های شرقی یا بالایی را با گویش‌های کلارستاق و مازندرانی مرتبط دانسته‌اند.[۴۰]

با این حال، تحقیقات جدیدتر طالقانی را در چارچوب مجموعه‌ای مستقل از گونه‌های ایرانی غربی طالقان و الموت مطالعه می‌کنند و دونالد استیلو نیز شماری از گونه‌های طالقانی را در گروه «تاتی‌گون» قرار داده است؛ یعنی گونه‌هایی با منشأ یا ساختار تاتی که تحت تأثیر شدید زبان‌های کاسپی و فارسی قرار گرفته‌اند.[۴۱][۴۲]

بنابراین بهتر است «طالقانی» به‌طور کلی از گویش‌های مازندرانی شمرده نشود، هرچند در بخش شرقی و بالایی طالقان گونه‌هایی با پیوند یا تأثیر بسیار قوی طبری وجود داشته‌اند.

گویش‌های تاریخی

پراکندگی زبان‌ها و گویش‌ها در استان گلستان

گرگانی کهن گویشی ایرانی در منطقهٔ تاریخی جرجان بود که پیوند نزدیکی با زبان‌های کاسپی و به‌ویژه طبری داشت. این گویش امروزه منقرض شده است و بخش مهمی از داده‌های باقی‌ماندهٔ آن از نوشته‌ها و نقل‌های تاریخی، از جمله برخی آثار حروفیان، به دست آمده است.

در منابع قدیم میان زبان جرجان تاریخی و گونهٔ استرآباد نیز تمایزهایی دیده می‌شود و نباید «گرگانی کهن» را با گونه‌های مازندرانی امروزیِ رایج در شهرستان گرگان یکی دانست.[۴۳]

منابع

  1. ↑ Borjian, Habib (2004). "Māzandarān: Language and People (The State of Research)". Iran and the Caucasus (in English). 8 (2): 289–328. doi:10.1163/1573384043076045.
  2. ↑ واژه‌نامه بزرگ تبری، گروه پدید آورندگان به سرپرستی: جهانگیر نصراشرفی و حسین صمدی، سال 1377، جلد اول، ص 31
  3. ↑ = The dictionary edited by Naṣri Ašrafi (1381 Š./2002) contains vocabulary from the dialects of ʿAbbāsābād, Āmol, Bābol, Behšahr, Katul, Kord-kuy, Nowšahr, Sāri, Qāʾem-šahr, Tonokābon, etc. (in part compared with Pahlavi)
  4. ↑ ««تهرانیزه شدن» زبان و ادبیات مازندران/ تنوع گویش‌ها و فرهنگ‌ها». خبرگزاری مهر.
  5. ↑ Borjian, Habib (2008). "The Last Galesh Herdsman: Ethno-Linguistic Materials from South Caspian Rainforests". Iranian Studies (in English). 41 (3): 365–402.
  6. ↑ Borjian, Habib (2023). "KOJUR ii. Language and Literature". Encyclopaedia Iranica (in English).
  7. ↑ Borjian, Habib (2023). "KOJUR ii. Language and Literature". Encyclopaedia Iranica (in English).
  8. ↑ نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۷۷). واژه‌نامه بزرگ تبری. ج. ۱. تهران: اندیشه‌پرداز و خانه سبز. صص. ۳۰–۳۱. شابک ۹۶۴۹۱۱۳۱۵۰.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  9. ↑ گیتی شکری، ساختارهای گذشته و غیر گذشته در گویش مازندرانی گالش زیارت، ۱۹۹.
  10. ↑ کارینا جهانی، مستندسازی زبان و سبک زندگی گالش، ۲.
  11. ↑ میردیلمی، سیدضیاء، تاریخ کتول، ناشر مؤلف، صص ۲۱ و ۲۸.
  12. ↑ Borjian, Habib (2004). "Māzandarān: Language and People (The State of Research)". Iran and the Caucasus (in English). 8 (2): 289–328. doi:10.1163/1573384043076045.
  13. ↑ اشمیت، رودیگر (۱۳۸۲). راهنمای زبان‌های ایرانی. ج. ۲. به کوشش ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ بیدی. تهران: انتشارات ققنوس.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  14. ↑ برجیان، حبیب (۱۳۸۸). متون طبری. تهران: مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب. ص. ۱۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  15. ↑ Borjian, Habib (2010). "KALĀRESTĀQ ii. The Dialect". Encyclopaedia Iranica (in English).
  16. ↑ اصغر اسفندیار، گویش فیروزکوهی (روستای لزور)، ۱۱.
  17. ↑ Borjian, Habib (2004). "Māzandarān: Language and People (The State of Research)". Iran and the Caucasus (in English). 8 (2): 289–328.
  18. ↑ Borjian, Habib (2012). "The Dialects of Velātru and Gachsar: The Upper Karaj Valley in the Caspian-Persian Transition Zone". Journal of the Royal Asiatic Society (in English). 22 (2): 227–263. doi:10.1017/S1356186312000193.
  19. ↑ شاه‌حسینی، علیرضا (۱۳۸۴). گویش الیکایی. سمنان: بوستان اندیشه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  20. ↑ شاه‌حسینی، علیرضا؛ گیلوری، حمزه (۱۳۹۷). فرهنگ واژگان گویش الیکایی. حبله‌رود.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  21. ↑ نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی (ویراستار). دانشنامهٔ تبرستان و مازندران. ج. ۵. نشر نی.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  22. ↑ اشمیت، رودیگر (۱۳۸۲). راهنمای زبان‌های ایرانی. ج. ۲. به کوشش ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ بیدی. تهران: انتشارات ققنوس. ص. ۴۹۰. شابک ۹۶۴-۳۱۱-۴۸۸-۰.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  23. ↑ نقشبندی، شهرام؛ حاج‌عیدی، حوا (۱۳۹۶). «چند فرایند واجی در گویش دیباجی». مطالعات زبانی و بلاغی. ۸ (۱۶): ۳۰۱–۳۳۲. doi:10.22075/jlrs.2017.13074.1111.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  24. ↑ جعفری دهقی، محمود؛ خلیلی‌پور، نازنین؛ جعفری دهقی، شیما (۱۳۹۳). زبان‌ها و گویش‌های ایرانی (گذشته و حال). تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ص. ۲۶۱. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۳۲۶-۶۳-۴.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  25. ↑ Borjian, Habib (2013). "The Tabaroid Dialects of the Central Alborz: Language Convergence between Tabari and Persian". Acta Orientalia Academiae Scientiarum Hungaricae (in English). 66 (4): 427–441.
  26. ↑ Borjian, Habib (2013). "Perso-Tabaric Dialects in the Language Transition Zone Bordering Mazanderan". Studia Iranica (in English). 42 (2): 195–225.
  27. ↑ قصران (کوهساران)، حسین کریمیان، جلد دوم، ص 758
  28. 1 2 دیهیم گیتی، کتاب «بررسی خرده‌گویش‌های منطقه قصران»، ۱۳۸۴، چاپ اول، نشر فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
  29. ↑ Lambton, Ann K. S. , Three Persian Dialects, London 1938
  30. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام ReferenceC وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  31. ↑ "QAṢRĀN". Encyclopaedia Iranica (in English).
  32. ↑ کریمان، حسین (۱۳۸۶). قصران (کوهسران). ج. ۲. تهران: وزیری. ص. ۷۵۸. شابک ۹۷۸۹۶۴۵۲۸۱۰۱۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  33. ↑ Borjian, Habib (2011). "The Extinct Dialect of Tajrish: Caspian or Persian?". Journal of Persianate Studies (in English). 4: 246–271.
  34. ↑ Guitty, Deyhime (2017). "LAVĀSĀN". Encyclopaedia Iranica (in English).
  35. ↑ Borjian, Habib (2013). "Perso-Tabaric Dialects in the Language Transition Zone Bordering Mazanderan". Studia Iranica (in English). 42 (2): 195–225.
  36. ↑ حبیب برجیان، گویشهای پارسی-تبری در منطقه انتقال زبان با مرز مازندران، ۱۹۵.
  37. ↑ مهدی علمداری، گویش دماوندی، ۱۵.
  38. ↑ حبیب برجیان، گویشهای پارسی-تبری در منطقه انتقال زبان با مرز مازندران، ۱۹۵.
  39. ↑ رضا آقازاده، گویش کرجی، ۸۸.
  40. ↑ حبیب برجیان، گویشهای تبروید در البرز مرکزی: همگرایی زبانی بین طبری و فارسی، ۴۳۰.
  41. ↑ Borjian, Habib (2021). Essays on Three Iranian Language Groups: Taleqani, Biabanaki, Komisenian (in English). American Oriental Society.
  42. ↑ Stilo, Donald L. (2018). "The Caspian Region and South Azerbaijan: Caspian and Tatic". The Languages and Linguistics of Western Asia: An Areal Perspective (in English). De Gruyter Mouton.
  43. ↑ صادق کیا، واژه‌نامه گرگانی، ۴۱.