دید پوستی

هری هودینی در کنار خواکین ماریا آرگاماسیا که به «مرد اسپانیایی با چشمان پرتو ایکس» شهرت یافته بود.

دید پوستی (dermal vision) یا ادراک پوستی-دیداری (انگلیسی: Dermo-optical perception)که با نام‌هایی مانند خواندن با پوست، دید انگشتی و ادراک پوستی نیز شناخته می‌شود، اصطلاحی در نوشته‌های فراروان‌شناسی است برای توانایی ادعایی تشخیص رنگ‌ها، تفاوت‌های روشنایی یا حتی تصاویر از راه پوست، بدون استفاده از چشم‌ها.[۱]

به زبان ساده، منظور از ادراک پوستی-دیداری این ادعاست که یک نفر بتواند بدون نگاه‌کردن و فقط با پوست، به‌ویژه پوست انگشتان یا دست، رنگ یا شکل چیزی را تشخیص دهد.

افرادی که مدعی این توانایی‌اند معمولاً می‌گویند با پوست انگشتان یا دست خود «می‌بینند». یکی از نمایش‌های معمول این ادعا خواندن نوشته در حالی است که فرد چشم‌بند دارد. وجود چنین توانایی‌ای تاکنون به‌طور علمی اثبات نشده است.[۲][۳]

دید فراچشمی (Paroptic vision) اصطلاحی گسترده‌تر است که به توانایی ادعایی دیدن پدیده‌های دیداری بدون ورود نور از صحنه به چشم‌ها اشاره دارد.[۴] این اصطلاح علاوه بر ادراک پوستی-دیداری، ادعاهایی مانند دیدن شیئی را نیز دربر می‌گیرد که در جعبه‌ای نفوذناپذیر در برابر نور قرار دارد.

تاریخچه

نخستین گزارش‌های علمی غربی دربارهٔ چنین پدیده‌هایی به سدهٔ هفدهم بازمی‌گردد.[۵] در سال‌های بعد موارد پراکنده‌ای گزارش شد، اما توجه علمی جدی به این موضوع تا سدهٔ بیستم شکل نگرفت.[۵]

پژوهشگران ادراک فراحسی این پدیده را با علاقه بررسی کردند، زیرا امید داشتند نمونه‌ای از ادراک فراحسی باشد. با این حال، نتایج پژوهش‌ها نتوانستند وجود چنین توانایی‌ای را به‌طور قابل اعتماد اثبات کنند و در بسیاری از موارد امکان تقلب یا دریافت سرنخ‌های عادی وجود داشت.[۵]

به نوشتهٔ جو نیکل، شماری از هنرمندان سیرک و تردستان برای نمایش «دید بدون چشم» از ترفند استفاده کرده‌اند. در دههٔ ۱۸۸۰ واشینگتن اروینگ بیشاپ نمایشی موسوم به «رانندگی با چشم‌بند» را با کالسکهٔ اسبی اجرا می‌کرد.[۶]

در اوایل سدهٔ بیستم، خواکین ماریا آرگاماسیا که به «مرد اسپانیایی با چشمان پرتو ایکس» معروف شده بود، ادعا می‌کرد می‌تواند نوشته یا شمارهٔ روی تاس را درون جعبه‌های فلزی بسته بخواند. او توانست گوستاو ژله و شارل ریشه را قانع کند که توانایی روانی واقعی دارد.[۷]

هری هودینی در سال ۱۹۲۴ نشان داد که آرگاماسیا تقلب می‌کرد. او از کنار چشم‌بند نگاه می‌کرد و لبهٔ جعبه را اندکی بالا می‌آورد تا بی‌آنکه دیگران متوجه شوند داخل آن را ببیند.[۶]

نوجوانی آمریکایی به نام پت مارکیز که با عنوان «پسری با چشمان پرتو ایکس» معرفی می‌شد، نیز توسط جوزف بانکس راین آزمایش شد و هنگام نگاه‌کردن از زیر چشم‌بند از کنار بینی گرفتار شد.[۶]

مارتین گاردنر نوشته است که ناآگاهی پژوهشگران از روش‌های تقلب با چشم‌بند در بسیاری از بررسی‌های مربوط به دید بدون چشم مشکل‌ساز بوده است. او شیوه‌های گوناگونی را شرح داده است که افرادی مانند رزا کولشوا، لیندا اندرسون و نینا کولاگینا برای نگاه‌کردن از زیر چشم‌بند استفاده کرده بودند.[۸]

مجلهٔ لایف در سال‌های ۱۹۳۷ و ۱۹۶۴ چند مورد را با عنوان «شگفتی‌های پرتو ایکس» گزارش کرد، اما در شرایط کنترل‌شده همهٔ آنها به تقلب نسبت داده شدند.[۶]

گزارش سال ۱۹۶۴ لایف به ادعاهای مربوط به ادراک پوستی-دیداری در اتحاد جماهیر شوروی پرداخت، به‌ویژه رزا کولشوا از نیژنی تاگیل که توانایی ادعایی او در یک برنامهٔ تلویزیونی برای میلیون‌ها بیننده نمایش داده شد. همین موضوع باعث شد مادر دختری نه‌ساله به نام لنا بلیزنوا نیز مدعی شود دخترش چنین توانایی‌ای دارد.[۹]

آلکسی لئونتیف چند سال پیش از آن با بهره‌گیری از روش‌های ایوان پاولف این پدیده را بررسی کرده بود. او از اظهار نظر قطعی خودداری می‌کرد، اما شخصاً احتمال می‌داد چیزی واقعی در پس این گزارش‌ها وجود داشته باشد. گرگوری رازران، متخصص روان‌شناسی شوروی در ایالات متحده، نیز در آن زمان به‌شدت از این پژوهش‌ها استقبال کرد.[۹]

در سال ۲۰۱۰، زنی ایتالیایی با حروف اختصاری «آر. جی.» که مدعی بود می‌تواند درون جعبه‌های بسته را ببیند، در دانشگاه پاویا توسط ماسیمو پولیدورو، شیمی‌دان لوئیجی گارلاشلی و فیزیک‌دان آدالبرتو پیاتزولی آزمایش شد. دوازده شیء در جعبه‌های چوبی قرار داده شد و او تنها یک مورد را درست تشخیص داد و در آزمون موفق نشد.[۱۰]

جو نیکل نتیجه گرفته است که تاکنون هیچ‌کس در شرایط کنترل‌شدهٔ مناسب وجود «دید پرتو ایکس» یا هر شکل دیگری از روشن‌بینی یا ادراک فراحسی را به‌طور قانع‌کننده نشان نداده است.[۶]

دیدگاه علمی

آزمایش‌های علمی دربارهٔ ادراک پوستی-دیداری تاکنون اثر قابل اعتمادی نشان نداده‌اند.[۳][۱۱]

نتایج مثبت ادعایی از سوی جامعهٔ علمی جریان اصلی پذیرفته نشده‌اند، زیرا در بسیاری از آزمایش‌ها کنترل‌ها برای جلوگیری از تقلب کافی نبوده است، بازتولید نتایج با مشکل روبه‌رو بوده و احتمال داده شده است که برخی رنگ‌ها از روی بافت متفاوت جوهر روی کاغذ تشخیص داده شده باشند.[۳]

افرادی که از کودکی نابینا هستند می‌توانند الگوهای بریل را که تنها حدود دو دهم میلی‌متر از سطح کاغذ برجسته‌اند تشخیص دهند و حد نهایی حساسیت انگشتان به اختلاف ارتفاع هنوز کاملاً مشخص نیست.[۳] با این حال، این موضوع اثبات‌کنندهٔ دید پوستی نیست.

در مجموع، ادراک پوستی-دیداری از نظر علمی اثبات نشده است.[۳][۱۲]

بیشتر نتایج مثبت ادعایی با تقلب آزمودنی‌ها، استفاده از ترفندهای شعبده‌بازی یا نگاه‌کردن از زیر چشم‌بند توضیح داده شده‌اند.[۱۳][۳][۵]

با این حال، در پژوهش‌های جدیدتر موضوع حساسیت پوست به تفاوت‌های فیزیکی واقعی جدا از ادعاهای ادراک فراحسی نیز بررسی شده است.[۵]

برای نمونه، انسان می‌تواند انگشت خود را نزدیک سطح رنگ‌شده و رنگ‌نشده نگه دارد و در برخی شرایط تفاوت آنها را از میزان گرمای بازتابیده‌شده به پوست تشخیص دهد.[۵] هنوز ثابت نشده است که انگشتان بتوانند اختلاف تابش گرمایی میان جوهرهای رنگی مختلف روی کاغذ را با دقتی که برای «دیدن رنگ» لازم است تشخیص دهند، هرچند چنین سازوکارهایی به‌عنوان توضیحی طبیعی مورد بررسی قرار گرفته‌اند.[۵]

جستارهای وابسته

  • حس‌آمیزی، پدیده‌ای که در آن تحریک یک مسیر حسی یا شناختی به‌طور خودکار و ناخواسته تجربه‌ای در مسیر حسی یا شناختی دیگری ایجاد می‌کند.

کتاب‌شناسی

  • Познанская, Н. Б. (1936). Кожная чувствительность к инфракрасным и к видимым лучам, «Бюл. экспер. биологии и медицины», т. 2, вып. 5. (به روسی)
  • Познанская, Н. Б. (1938). Кожная чувствительность к видимому и инфракрасному облучению, «Физиологический журнал СССР», т. XXIV, вып. 4. (به روسی)
  • Леонтьев, А. Н. Проблемы развития психики. М., МГУ, 1959 (به روسی)
  • Houdini, H. (1924). A Complete Exposure of Argamasilla, the Famous Spaniard who Baffled Noted Scientists of Europe and America, with His Claim to X-ray Vision. Adams Press.
  • Makous W (1966). "Cutaneous color sensitivity: explanation and demonstration". Psychological Review. 73 (4): 280–294. doi:10.1037/h0023440. PMID 5943979.
  • Makous W (1966). "Dermoptical perception". Science. 152 (3725): 1109. doi:10.1126/science.152.3725.1109.a.
  • Duplessis Y (1985). "Dermo-optical sensitivity and perception: Its influence on human behavior". Biosocial Research. 7: 76–93. Archived from the original on 2010-06-21. Retrieved 2010-03-14.
  • Passini R., Rainville C. (1992). "The dermo-optical perception of color as an information source for blind travelers". Perceptual and Motor Skills. 75 (3): 995–1010. doi:10.2466/pms.1992.75.3.995. PMID 1454507. S2CID 25379724.
  • Larner A.J. (2006). "A possible account of synaesthesia dating from the seventeenth century". Journal of the History of the Neurosciences. 15 (3): 245–249. doi:10.1080/09647040500388661. PMID 16887762. S2CID 8346142.
  • Gardner, M (11 February 1966). "Dermo-optical Perception: A Peek Down the Nose". ساینس (مجله). 151 (3711): 654–657. Bibcode:1966Sci...151..654G. doi:10.1126/science.151.3711.654. PMID 5908072.

منابع

  1. ↑ Blom, Jan Dirk (2010). A Dictionary of Hallucinations (1e dr. ed.). New York: Springer. pp. 184–185. ISBN 978-1-4419-1222-0.
  2. ↑ Zusne, Leonard (1989). Anomalistic Psychology: A Study of Magical Thinking (2nd ed.). Hillsdale, N.J.: L. Erlbaum. pp. 85–88. ISBN 0-8058-0507-9.
  3. 1 2 3 4 5 6 Shiah, Tam (2005). "Do Human Fingers "See"? – "Finger-Reading" Studies in the East and West" (PDF). European Journal of Parapsychology. 20 (2): 117–134. Archived from the original (PDF) on 2011-09-02. Retrieved 2010-03-14.
  4. ↑ Mowbray, Mike. "Sixth Sense Abcderium. Paroptic Vision". Retrieved 2023-04-29.
  5. 1 2 3 4 5 6 7 Brugger P, Weiss P (2008). "Dermo-optical perception: the nonsynaesthetic "palpability of colors"" (PDF). Journal of the History of the Neurosciences. 17 (2): 253–255. doi:10.1080/09647040601013325. PMID 18421640. S2CID 9692042.
  6. 1 2 3 4 5 Nickell, Joe (2007). Adventures in Paranormal Investigation. Lexington, Ky.: University Press of Kentucky. pp. 213–215. ISBN 978-0-8131-2467-4.
  7. ↑ Polidoro, Massimo (2001). Final Séance: The Strange Friendship Between Houdini and Conan Doyle. Amherst, NY: Prometheus Books. pp. 171–172. ISBN 1-57392-896-8.
  8. ↑ Gardner, Martin (2003). Are Universes Thicker Than Blackberries?: Discourses on Gödel, Magic Hexagrams, Little Red Riding Hood, and Other Mathematical and Pseudoscientific Topics (1. ed.). New York: W.W. Norton. pp. 225–243. ISBN 978-0-393-05742-3.
  9. 1 2 Rosenfeld, Albert (12 June 1964). "Seeing Colours with our Fingers" (in English). Time Inc. Life.
  10. ↑ Polidoro, Massimo. (2010). Testing for "X-Ray Vision". Csicop.org. Retrieved 2014-07-12.
  11. ↑ Wallace Sampson and Barry L. Beyerstein (September–October 1996). "Traditional Medicine and Pseudoscience in China: A Report of the Second CSICOP Delegation (Part 2) - CSI". محقق شکاک. 20 (5). Archived from the original on 2009-10-04. Retrieved 2014-06-13.
  12. ↑ Benski, Claudio. (1998). Testing New Claims of Dermo-Optical Perception. Skeptical Inquirer 22: 21-26.
  13. ↑ "James Randi Educational Foundation – An Encyclopedia of Claims, Frauds, and Hoaxes of the Occult and Supernatural". بنیاد آموزشی جیمز رندی. Retrieved 2014-06-13.

پیوند به بیرون