دورآگاهی در خواب
دورآگاهی در خواب (انگلیسی: Dream telepathy) به توانایی ادعاییِ برقراری ارتباط دورآگاهانه با شخصی دیگر در حالی گفته میشود که یکی از افراد در خواب و در حال رؤیا دیدن است.[۱]
دیدگاه علمی غالب، دورآگاهی در خواب را پدیدهای واقعی نمیداند. آزمایشهای فراروانشناسی در این زمینه نتایجی تکرارپذیر به دست ندادهاند.[۲][۳]
زیگموند فروید نخستین کسی در دوران جدید بود که مدعی شد نمونههایی از دورآگاهی در خواب را ثبت کرده است.[۴]
در دههٔ ۱۹۴۰، این موضوع محور مناقشهای میان چند روانکاو برجستهٔ آن دوره، یعنی جول آیزنباد، جرالدین پدرسون-کراگ، ناندور فودور و آلبرت الیس شد که بعدها به «مناقشهٔ آیزنباد–پدرسون-کراگ–فودور–الیس» شهرت یافت.[۵]
تاریخچه
اندیشهٔ ارتباط از راه رؤیا نخستین بار در سال ۱۹۲۱ از سوی زیگموند فروید در چارچوب روانکاوی مطرح شد.[۶] فروید مدلی برای بیان دیدگاه خود دربارهٔ رؤیاهای دورآگاهانه ارائه کرد.[۴]
مقالهٔ او در سال ۱۹۲۲ با عنوان Dreams and Telepathy بعداً در کتاب Psychoanalysis and the Occult در سال ۱۹۵۳ بازچاپ شد. این نوشته در اصل برای سخنرانی در انجمن روانکاوی وین آماده شده بود، اما فروید هرگز آن سخنرانی را ارائه نکرد.[۶]
فروید معتقد بود ارتباط میان دورآگاهی و رؤیا نه اثبات شده و نه رد شده است. او نسبت به اصل موضوع تردید داشت و اشاره کرده بود که خودش هرگز تجربهای را که بتوان با اطمینان دورآگاهی در خواب دانست، نداشته است. دو رؤیای او که ممکن بود چنین تعبیر شوند — یکی دربارهٔ مرگ پسرش و دیگری دربارهٔ مرگ خواهرزنش — در واقع رخ ندادند و فروید آنها را «پیشبینیهای کاملاً ذهنی» دانست.
دیدگاههای او در آن زمان پذیرش گستردهای پیدا نکرد، اما همچنان علاقهٔ خود را به موضوع دورآگاهی در خواب بهطور عمومی بیان میکرد. او همچنین گفته بود که در میان بیمارانش با موردی که بتوان آن را شاهدی برای دورآگاهی در خواب دانست روبهرو نشده است.[۶][۷]
فروید دربارهٔ خود پدیده موضعی بیطرفانه اتخاذ میکرد. او میگفت اگر دورآگاهی واقعاً وجود داشته باشد، وضعیت خواب ممکن است شرایط ویژهای برای آن فراهم کند، اما بیشتر نمونههایی را که به او ارائه شده بود با توضیحهای معمول روانکاوانه، مانند روانرنجوری یا انتقال، قابل توضیح میدانست.[۸]
در دههٔ ۱۹۴۰، جول آیزنباد، جرالدین پدرسون-کراگ و ناندور فودور مواردی را بهعنوان نمونههای ادعایی دورآگاهی در خواب منتشر کردند. آلبرت الیس نتیجهگیریهای آنان را بر شواهدی ضعیف استوار میدانست و معتقد بود این موارد را میتوان بهتر با سوگیری، تصادف و سرنخهای ناخودآگاه توضیح داد. او همچنین آنان را متهم کرد که دلبستگی عاطفیشان به این موضوع بر مشاهده و قضاوتشان اثر گذاشته است.[۹][۱۰]
روانشناس ال. بورژه لوفگرن نیز آزمایشهای آیزنباد را نقد کرد و گفت تصادف توضیحی محتملتر است و برای تبیین این موارد نیازی به فرض نیروهای فراهنجار وجود ندارد.[۱۱]
آزمایشها
آزمایشهای متعددی برای بررسی اعتبار دورآگاهی در خواب انجام شده است، اما بسیاری از آنها با مشکلات مهمی در زمینهٔ کورسازی و کنترل ارتباط میان شرکتکنندگان روبهرو بودهاند. در برخی آزمایشها، شرکتکنندگان توانستهاند راههایی برای انتقال اطلاعات پیدا کنند که ظاهراً شبیه ارتباط دورآگاهانه به نظر میرسیده است. تلاش برای قطع کامل ارتباط میان فرستنده و گیرنده نیز همیشه موفق نبوده است.[۱۲]
در پژوهشهایی که در مرکز پزشکی میمونیدس در بروکلین به سرپرستی استنلی کریپنر و مونتاگ اولمن انجام شد، شرکتکنندگان در هنگام خواب زیر نظر بودند و پس از دورهای از خواب REM بیدار میشدند. سپس از یکدیگر جدا میشدند تا توانایی ادعایی انتقال دورآگاهانهٔ اطلاعات بررسی شود. کریپنر و اولمن نتیجه گرفتند که برخی از آزمایشهای آنان از دورآگاهی در خواب حمایت میکنند.[۴]
آزمایشهای آنان که از تصاویر بهعنوان هدف استفاده میکردند، از سوی سی. ای. ام. هنسل مورد انتقاد قرار گرفتند. به گفتهٔ هنسل، در طراحی آزمایش ضعفهایی وجود داشت، بهویژه در شیوهای که فرستنده از تصویر هدف آگاه میشد. قرار بود تا پایان مرحلهٔ داوری فقط فرستنده از هدف آگاه باشد، اما هنگام بازشدن پاکت هدف، یک آزمایشگر نیز در کنار او حضور داشت. هنسل همچنین گفت کنترلها کافی نبودند، زیرا آزمایشگر اصلی میتوانست با شرکتکننده ارتباط برقرار کند.[۱۳]
ادوارد بلودر و دیوید فولکس کوشیدند آزمایشهای مربوط به تصاویر هدف را تکرار کنند. نتایج آنان نشان داد نه شرکتکنندگان و نه داوران نتوانستند تصاویر هدف را با رؤیاها در سطحی بالاتر از شانس تطبیق دهند.[۱۴] دیگر آزمایشهای بلودر و فولکس نیز نتایج منفی داشتند.[۳]
در سال ۲۰۰۳، سایمون شروود و کریس رو مقالهای مروری منتشر کردند که نتیجه میگرفت شواهدی در حمایت از دورآگاهی در خواب در پژوهشهای میمونیدس وجود دارد.[۱۵]
با این حال، جیمز آلکاک نوشت که این مرور بر دادههایی بسیار نامنظم و ناسازگار استوار است. او نتیجه گرفت آزمایشهای دورآگاهی در خواب در میمونیدس نتوانستهاند شواهد قابلاعتمادی برای دورآگاهی فراهم کنند و مشکل تکرارناپذیری نتایج گسترده است.[۱۶]
روانشناس و شکاک شناختهشده ریچارد وایزمن نیز در یک آزمایش دورآگاهی در خواب شرکت کرد که کارولین وات در یک آزمایشگاه خواب برای تکرار نتایج کریپنر و اولمن انجام داده بود. این آزمایش نتیجهای در حمایت از پدیده به دست نداد. به گفتهٔ وایزمن، پس از چندین شب بررسی حدود بیست داوطلب، هیچ شاهدی به سود یک پدیدهٔ فراطبیعی یافت نشد.[۱۷]
برای مطالعهٔ بیشتر
- Alcock, James (1981). Parapsychology: Science or Magic? A Psychological Perspective. Pergamon Press. شابک ۰−۰۸−۰۲۵۷۷۲−۰
- Devereux, George, ed. (1953). "The Eisenbud-Pederson-Krag-Fodor-Ellis controversy". Psychoanalysis and the Occult. Oxford, England: International Universities Press.
- Ellis, Albert (1947). "Telepathy and Psychoanalysis: A Critique of Recent Findings". Psychiatric Quarterly. 21 (4): 607–659. doi:10.1007/bf01654321. PMID 18904525. S2CID 28772668.
- Child, Irvin (November 1985). "Psychology and Anomalous Observations: The Question of ESP in Dreams". American Psychologist. 40 (11): 1219–1230. doi:10.1037/0003-066X.40.11.1219.
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ Krippner, Stanley; Franasso, Cheryl. (2011). Dreams, Telepathy, and Various States of Consciousness. NeuroQuantology 9 (1): 4.
- ↑ ریچارد وایزمن. (2014). Night School: Wake Up to the Power of Sleep. Macmillan. p. 202. شابک ۹۷۸−۱−۴۴۷۲−۴۸۴۰−۸ Wiseman writes regarding Krippner and Ullman's experiments "Over the years, many researchers have failed to replicate their remarkable findings and, as a result, the work is seen as curious but not proof of the paranormal."
- 1 2 Hansel, C. E. M. (1989). The Search for Psychic Power: ESP and Parapsychology Revisited. Prometheus Books. pp. 141-152. شابک ۰−۸۷۹۷۵−۵۱۶−۴
- 1 2 3 Ullman, Montague (2003). "Dream telepathy: experimental and clinical findings". In Totton, Nick (ed.). Psychoanalysis and the paranormal: lands of darkness. Reference, Information and Interdisciplinary Subjects Series. Karnac Books. pp. 14–46. ISBN 978-1-85575-985-5.
- ↑ Devereux, George, ed. (1953). "The Eisenbud-Pederson-Krag-Fodor-Ellis Controversy". In Psychoanalysis and the Occult. Oxford, England: International Universities Press.
- 1 2 3 Eshel, Ofra (December 2006). "Where are you, my beloved?: On absence, loss, and the enigma of telepathic dreams". The International Journal of Psychoanalysis 87 (6): 1603–1627.
- ↑ Frieden, Ken (1990). Freud's dream of interpretation. SUNY series in modern Jewish literature and culture. SUNY Press. pp. 102-103. شابک ۹۷۸−۰−۷۹۱۴−۰۱۲۴−۸.
- ↑ Freud, S. Collected Papers, V. IV pp 408-435 International Psychoanalytic Library No. 7, Ed 1, Basic Books 1959.
- ↑ آلبرت الیس. (1947). Telepathy and Psychoanalysis: A Critique of Recent Findings. Psychiatric Quarterly 21: 607-659.
- ↑ آلبرت الیس. (1949). Re-analysis of an alleged telepathic dream. Psychiatric Quarterly: 23: 116-126.
- ↑ Löfgren, L. B. (1968). Recent Publications on Parapsychology. Journal of the American Psychoanalytic Association 16: 146-178.
- ↑ McBroom, Patricia. (1967). Dreams, Art and Mental Telepathy. Science News 92: 424.
- ↑ Hansel, C. E. M. The Search for a Demonstration of ESP. In پاول کورتز. (1985). A Skeptic's Handbook of Parapsychology. Prometheus Books. pp. 97-127. شابک ۰−۸۷۹۷۵−۳۰۰−۵
- ↑ Belvedere, E., Foulkes, D. (1971). Telepathy and Dreams: A Failure to Replicate. Perceptual and Motor Skills 33: 783–789.
- ↑ Sherwood, S. J; Roe, C. A. (2003). A Review of Dream ESP Studies Conducted Since the Maimonides Dream ESP Programme. Journal of Consciousness Studies, 10: 85-109.
- ↑ Alcock, James. (2003). Give the Null Hypothesis a Chance: Reasons to Remain Doubtful about the Existence of Psi. Journal of Consciousness Studies 10: 29-50.
- ↑ ریچارد وایزمن. (2014). Night School: Wake Up to the Power of Sleep. Macmillan. pp. 200-201. شابک ۹۷۸−۱−۴۴۷۲−۴۸۴۰−۸
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Dream telepathy». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۳۱ اوت ۲۰۲۶.
- اصطلاحات فراهنجار
- توانمندیهای روان
- خوابدیدن
- دورآگاهی
- فراروانشناسی