پیش‌آگاهی

پیش‌آگاهی به ادعای آگاهی از یک رویداد در آینده، پیش از وقوع آن و بدون استفاده از راه‌های معمول کسب اطلاعات یا استدلال گفته می‌شود. در فراروان‌شناسی، پیش‌آگاهی گونه‌ای از ادراک فراحسی دانسته شده و ممکن است به صورت رؤیا، تصویر ذهنی، احساس یا آگاهی ناگهانی گزارش شود.

پیش‌آگاهی با پیش‌بینی تفاوت دارد. پیش‌بینی می‌تواند بر پایهٔ اطلاعات موجود، تجربه، محاسبه یا استنباط دربارهٔ آینده باشد، در حالی که در ادعای پیش‌آگاهی گفته می‌شود اطلاعات مربوط به رویدادی که هنوز رخ نداده است بدون چنین واسطه‌هایی دریافت شده است. این مفهوم همچنین با «پیش‌احساس» تفاوت دارد؛ پیش‌احساس معمولاً احساسی مبهم دربارهٔ وقوع رویدادی در آینده، به‌ویژه حادثه‌ای ناخوشایند، است.

وجود پیش‌آگاهی از نظر علمی اثبات نشده است و جامعهٔ علمی شواهد پذیرفته‌شده‌ای برای وجود چنین توانایی‌ای در اختیار ندارد. بسیاری از دانشمندان ادعاهای مربوط به پیش‌آگاهی را در حوزهٔ شبه‌علم قرار می‌دهند. از مشکلات بنیادی این ادعا آن است که انتقال اطلاعات از آینده به گذشته با برداشت معمول علمی از علیت ناسازگار است.[۱]

گونه‌ها

گزارش‌های مربوط به پیش‌آگاهی شکل‌های گوناگونی دارند. رایج‌ترین آنها ادعای دیدن آینده در خواب است. در چنین مواردی شخص پس از وقوع یک رویداد می‌گوید پیش‌تر آن را، یا چیزی شبیه به آن را، در خواب دیده بوده است.

نوع دیگری از پیش‌آگاهی به صورت تصویری ذهنی یا احساسی ناگهانی گزارش می‌شود. برای نمونه، فرد ممکن است مدعی شود پیش از وقوع یک حادثه، تصویری از آن را دیده یا بدون دلیل مشخص احساس کرده است که حادثه‌ای روی خواهد داد.

از آنجا که بیشتر این گزارش‌ها تنها پس از وقوع رویداد مورد توجه قرار می‌گیرند، تشخیص اینکه خواب یا تصور اولیه تا چه اندازه دقیقاً با رویداد بعدی مطابقت داشته دشوار است.

تفاوت با مفاهیم مشابه

پیش‌آگاهی را نباید با هرگونه آگاهی دربارهٔ آینده یکسان دانست.

  • پیش‌بینی معمولاً بر پایهٔ داده‌ها، الگوها یا استدلال صورت می‌گیرد؛ مانند پیش‌بینی هوا.
  • پیشگویی ممکن است به ادعای اعلام وقایع آینده از راه‌های دینی، فراطبیعی یا آیینی اشاره داشته باشد.
  • فال‌گیری شامل روش‌هایی مانند طالع‌بینی، کارت‌خوانی یا دیگر شیوه‌هایی است که برای کشف آینده به کار می‌روند.
  • پیش‌احساس معمولاً احساسی مبهم است که رویدادی، اغلب ناخوشایند، در شرف وقوع است.
  • در پیش‌آگاهی، ادعا مشخصاً این است که اطلاعاتی دربارهٔ آینده مستقیماً و بدون مجرای شناخته‌شدهٔ اطلاعاتی دریافت شده است.

در تاریخ

باور به امکان آگاهی پیشاپیش از آینده سابقه‌ای بسیار طولانی دارد. رؤیاهای پیشگویانه، پیش‌احساس‌ها و الهام‌های مربوط به آینده در بسیاری از فرهنگ‌های جهان گزارش شده‌اند و با پیشگویی و فال‌گیری ارتباط داشته‌اند.

ارسطو در رسالهٔ درباره پیشگویی در خواب به مسئلهٔ خواب‌هایی پرداخت که ظاهراً آینده را پیش‌بینی می‌کنند. او امکان اینکه برخی خواب‌ها نشانه یا حتی علت رویدادهای بعدی باشند را بررسی کرد، اما بسیاری از خواب‌هایی را که پیشگویانه تلقی می‌شدند نتیجهٔ تصادف می‌دانست.

اصطلاح جدید پیش‌آگاهی در پژوهش‌های غربی از سدهٔ هفدهم دیده می‌شود، اما استفادهٔ گسترده از آن در مطالعات روانی و فراروان‌شناختی عمدتاً به سده‌های نوزدهم و بیستم مربوط است.

پژوهش‌های نخستین

در اوایل سدهٔ بیستم، جان ویلیام دان، مهندس هوانوردی و نویسندهٔ بریتانیایی، بر اساس خواب‌های خود نظریه‌ای دربارهٔ پیش‌آگاهی مطرح کرد. او خواب‌هایش را یادداشت و سپس آنها را با رویدادهای بعدی زندگی‌اش مقایسه می‌کرد. دان نتیجه‌گیری کرد که برخی خواب‌ها ممکن است حاوی بخش‌هایی از تجربه‌های آینده باشند.

او این نظریات را در کتاب آزمایشی با زمان که در سال ۱۹۲۷ منتشر شد شرح داد. این کتاب در زمان خود بسیار تأثیرگذار شد و بر شماری از نویسندگان، از جمله جان بویتون پریستلی و نویسندگان ادبیات علمی–تخیلی، اثر گذاشت.

یکی از مشکلات این روش آن بود که شباهت خواب‌های مبهم با رویدادهای بعدی معمولاً پس از وقوع آن رویداد تشخیص داده می‌شد و امکان تطبیق پسینی بسیار زیاد بود.

آزمایش‌های رایِن

نخستین برنامهٔ گسترده و سازمان‌یافته برای آزمایش پیش‌آگاهی در دههٔ ۱۹۳۰ به دست جوزف بنکس راین و لوئیزا ای. راین در آزمایشگاه فراروان‌شناسی دانشگاه دوک انجام شد.

در برخی آزمایش‌ها از کارت‌هایی با چند نماد سادهٔ هندسی استفاده می‌شد. شرکت‌کنندگان باید ترتیب کارت‌هایی را حدس می‌زدند که بعداً انتخاب یا آشکار می‌شدند. راین برخی نتایج را بالاتر از حد تصادف گزارش کرد و آنها را شاهدی بر ادراک فراحسی دانست.

با این حال، بعدها اشکالات متعددی در روش آزمایش‌های اولیه مشخص شد. از جمله کنترل ناکافی شرایط آزمایش، نبود روش‌های کامل کورسازی و امکان دریافت ناخواستهٔ اطلاعات دربارهٔ کارت‌ها. آزمایش‌های بعدی با کنترل دقیق‌تر نتوانستند نتایج اولیه را به‌طور قابل اعتماد بازتولید کنند.

ساموئل سول

ساموئل جورج سول، از اعضای برجستهٔ انجمن پژوهش‌های روانی، در ابتدا آزمایش‌های متعددی انجام داد که نتایج آنها منفی بود. او بعدها آزمایش‌هایی را منتشر کرد که ظاهراً توانایی برخی افراد در تشخیص محرکی را که اندکی بعد نمایش داده می‌شد نشان می‌داد.

این یافته‌ها مدتی از مهم‌ترین شواهد به سود پیش‌آگاهی محسوب می‌شدند، اما بررسی‌های بعدی نشان دادند که داده‌های آزمایش‌ها دست‌کاری شده‌اند. بتی مارکویک، آماردان و پژوهشگر فراروان‌شناسی، در دههٔ ۱۹۷۰ شواهدی از دست‌کاری داده‌ها توسط سول یافت. پس از کنار گذاشتن داده‌های مسئله‌دار، نتایج باقی‌مانده شاهدی برای پیش‌آگاهی نشان نمی‌دادند.

آزمایش‌های جدیدتر

با گسترش رایانه‌ها، پژوهشگران از مولدهای تصادفی و روش‌های خودکار برای کاهش امکان خطای انسانی استفاده کردند. از دههٔ ۱۹۶۰ آزمایش‌هایی نیز با استفاده از مولدهای رویداد تصادفی انجام شد. با این حال، منتقدان در این پژوهش‌ها نیز مشکلات روش‌شناختی گزارش کردند و شواهد آنها مورد پذیرش عمومی جامعهٔ علمی قرار نگرفت.

یکی از بحث‌برانگیزترین پژوهش‌های جدید در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. داریل بم، روان‌شناس دانشگاه کرنل، مجموعه‌ای از آزمایش‌ها را منتشر کرد که به ادعای او نشان می‌داد شرکت‌کنندگان گاهی تحت تأثیر محرک‌هایی قرار می‌گیرند که هنوز به آنها نشان داده نشده بود.

برای نمونه، برخی از آزمایش‌های او نسخه‌ای وارونه از آزمایش‌های معمول روان‌شناسی بودند: به جای اینکه محرکی ابتدا ارائه و سپس تأثیر آن اندازه‌گیری شود، رفتار شرکت‌کننده ابتدا ثبت می‌شد و محرک بعداً به صورت تصادفی انتخاب می‌شد.

انتشار این پژوهش بحث گسترده‌ای دربارهٔ روش‌های آماری، انتخاب داده‌ها و معیارهای انتشار در روان‌شناسی ایجاد کرد. چندین تلاش مستقل برای بازتولید نتایج بم نتوانستند اثر گزارش‌شده را تکرار کنند.

ارزیابی علمی

هیچ شواهد علمی مورد قبول عمومی وجود ندارد که نشان دهد انسان می‌تواند اطلاعات مربوط به رویدادهای آینده را مستقیماً و بدون استفاده از مجاری عادی اطلاعات دریافت کند.

مخالفت علمی با ادعای پیش‌آگاهی عمدتاً بر سه مسئله استوار است:

سازوکار علمی شناخته‌شده‌ای برای انتقال اطلاعات از آینده به گذشته وجود ندارد.

نتایج مثبت برخی آزمایش‌ها در پژوهش‌های مستقل و دارای کنترل دقیق به صورت پایدار تکرار نشده‌اند.

بسیاری از تجربه‌هایی که به عنوان پیش‌آگاهی گزارش می‌شوند را می‌توان با فرایندهای شناخته‌شدهٔ روان‌شناختی و آماری توضیح داد.

پیش‌آگاهی همچنین با اصل معمول علیت مسئله ایجاد می‌کند. اگر فردی از حادثه‌ای که در آینده رخ خواهد داد اطلاعات داشته باشد، باید به نوعی اثر آن حادثه پیش از علت خود ظاهر شده باشد. پیشنهادهایی دربارهٔ علیت معکوس در برخی مباحث نظری فیزیک مطرح شده‌اند، اما هیچ شواهد تجربی پذیرفته‌شده‌ای وجود ندارد که نشان دهد چنین سازوکاری می‌تواند اطلاعات قابل استفاده را از آینده به ذهن انسان منتقل کند.

توضیح‌های روان‌شناختی

چند سازوکار شناخته‌شده می‌توانند برخی تجربه‌هایی را که پیش‌آگاهی تلقی می‌شوند توضیح دهند.

تصادف

انسان در طول زندگی هزاران خواب، فکر و تصور دربارهٔ آینده تجربه می‌کند. طبیعی است که برخی از آنها به‌طور تصادفی شباهتی با رویدادهای بعدی پیدا کنند. هنگامی که تعداد فرصت‌ها بسیار زیاد باشد، رخ دادن چند تطابق چشمگیر غیرعادی نیست.

برای نمونه، ممکن است کسی بارها خواب تصادف، بیماری، مرگ، سفر یا ملاقات با فردی را ببیند. اگر یکی از این اتفاقات اندکی بعد رخ دهد، همان خواب خاص ممکن است به خاطر سپرده شود و صدها خواب نامرتبط فراموش شوند.

سوگیری حافظه

حافظهٔ انسان ثبت دقیق و تغییرناپذیر وقایع نیست. خاطرات هر بار که به یاد آورده می‌شوند ممکن است دگرگون شوند. پس از وقوع یک رویداد مهم، شخص ممکن است ناخواسته خاطرهٔ خواب یا احساس قبلی خود را تغییر دهد و آن را شبیه‌تر از آنچه واقعاً بوده است به رویداد بعدی به یاد آورد.

یکی از راه‌های کنترل این مسئله در پژوهش دربارهٔ خواب‌های پیش‌آگاهی این است که خواب پیش از وقوع رویداد، همراه با تاریخ، به صورت مکتوب ثبت شود. هنگامی که این کار انجام می‌شود، معمولاً تطابق خواب و رویداد بسیار کمتر از چیزی است که بر اساس خاطرهٔ پس از رویداد تصور می‌شود.

تطبیق پسینی

در تطبیق پسینی، جمله یا تصویر مبهمی که پیش‌تر ثبت شده است پس از وقوع حادثه به گونه‌ای تفسیر می‌شود که با آن حادثه سازگار باشد.

برای مثال، رؤیایی دربارهٔ «آب، تاریکی و صدای بلند» می‌تواند پس از وقوع رویدادهای بسیار متفاوتی به سیل، تصادف خودرو در باران، حادثهٔ دریایی یا حتی ترکیدن لوله‌ای در ساختمان نسبت داده شود.

پیشگویی‌های منسوب به نوستراداموس نیز نمونهٔ شناخته‌شده‌ای از این مسئله‌اند. عبارت‌های مبهم او در دوره‌های مختلف به اشخاص و حوادث کاملاً متفاوتی نسبت داده شده‌اند.

ادراک ناخودآگاه

گاهی فرد اطلاعات واقعی و عادی را دریافت کرده است، اما متوجه فرایند دریافت یا استنباط آن نیست. مغز می‌تواند از نشانه‌های ظریف محیط نتیجه‌ای بگیرد بدون آنکه فرد از مراحل این استدلال آگاه باشد.

برای نمونه، شخص ممکن است از تغییر رفتار کسی، اخبار پراکنده یا نشانه‌های محیطی ناخودآگاه احتمال وقوع رویدادی را تشخیص دهد. اگر آن رویداد بعداً اتفاق بیفتد، ممکن است این استنباط ناخودآگاه به صورت «احساس پیش‌آگاهی» تجربه شود.

پیشگویی خودکام‌بخش

گاهی باور فرد به وقوع یک رویداد باعث می‌شود رفتارش تغییر کند و همین رفتار احتمال وقوع آن رویداد را افزایش دهد. به این پدیده پیشگویی خودکام‌بخش گفته می‌شود.

رؤیاهای پیش‌آگاهانه

رؤیا شاید رایج‌ترین زمینه‌ای باشد که در آن ادعای پیش‌آگاهی مطرح می‌شود. مشکل اساسی بررسی چنین ادعاهایی آن است که خواب‌ها معمولاً بسیار مفصل، استعاری یا مبهم‌اند و هر فرد در طول سال تعداد زیادی خواب می‌بیند.

در سال ۱۹۳۲، پس از ربوده شدن پسر خردسال چارلز لیندبرگ، روان‌شناسان از مردم خواستند خواب‌هایی را که دربارهٔ کودک گمشده دیده‌اند گزارش کنند. حدود ۱۳۰۰ خواب گردآوری شد. تنها حدود پنج درصد از آنها مرگ کودک را پیش‌بینی کرده بودند و فقط چهار خواب محل دفن او را در میان درختان توصیف می‌کردند. شمار زیاد خواب‌های نادرست نشان می‌داد که چند تطابق ظاهری را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن کل مجموعهٔ پیش‌بینی‌ها ارزیابی کرد.

در سال ۱۹۶۵، پژوهشگر بریتانیایی جی. دبلیو. لمبرت پیشنهاد کرد برای آنکه ادعای یک رؤیای پیش‌آگاهانه جدی گرفته شود، چند شرط برقرار باشد: خواب باید پیش از وقوع حادثه نزد شاهدی معتبر ثبت شده باشد؛ فاصلهٔ زمانی میان خواب و حادثه کوتاه باشد؛ حادثه هنگام خواب قابل انتظار نباشد؛ خواب رویداد را به شکل نسبتاً صریح و نه صرفاً نمادین توصیف کند؛ و جزئیات خواب و حادثه تطابق قابل توجهی داشته باشند.

در دین و فرهنگ

رؤیاهای مربوط به آینده در بسیاری از سنت‌های دینی و فرهنگی اهمیت داشته‌اند. در متون یهودیت و مسیحیت، داستان یوسف از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌هاست. در سفر پیدایش، رؤیاهایی به یوسف نسبت داده می‌شوند که وقایع آینده را نشان می‌دهند و او همچنین توانایی تعبیر خواب دیگران را دارد.

در فرهنگ اسلامی نیز مفهوم رؤیای صادقه یا خواب راستین وجود دارد و در منابع دینی و تاریخی نمونه‌هایی از خواب‌هایی که حامل خبر یا هشدار دانسته شده‌اند نقل شده است. این مفهوم دینی الزاماً با مفهوم آزمایشگاهی پیش‌آگاهی در فراروان‌شناسی یکسان نیست.

در ادبیات و فرهنگ عامه

پیش‌آگاهی از مضامین رایج ادبیات علمی–تخیلی و آثار فراطبیعی است.

فیلیپ کی. دیک از این مفهوم در چند اثر خود استفاده کرد. در داستان گزارش اقلیت افرادی موسوم به «پیش‌آگاهان» قتل‌هایی را که هنوز رخ نداده‌اند می‌بینند و پلیس بر اساس این پیش‌بینی‌ها افراد را پیش از ارتکاب جرم بازداشت می‌کند. این اثر مسئلهٔ رابطهٔ پیش‌آگاهی، اختیار و مسئولیت اخلاقی را بررسی می‌کند.

نظریات جان ویلیام دان دربارهٔ رؤیا و زمان نیز بر نویسندگانی مانند جان بویتون پریستلی، اچ. جی. ولز، اولاف استیپلدون و ولادیمیر ناباکوف تأثیر گذاشت.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ Carroll, Robert (2003). The Skeptic's Dictionary (in English). John Wiley & Sons. ISBN 978-0-471-27242-7.